نقدی بر قرانیون فارغ الاصول که در تشهد نماز پیامبر را ذکر نمی کنند
و تشهد را
از جعلیات بعد از پیامبر می دانند و ذکر محمد و ال محمد را شرک تصور
می
کنند
أشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شریک له وأشهد أن محمدًا
عبده ورسوله
اللهم
صل علی محمد و آل محمد كما
صليت علی ابراهيم و آل ابراهيم
انک حمید
ومجید
می دانیم که سندیت قران نه تنها بر
پایه تواتر و تتابع بلکه بر پایه تطابق قران با اصول حق که هر چیزی بر پایه ان هستی اش تحقق می یابد می باشد
قران بر پایه رمز رقمی 7 که اصول و قانون هستی را ارائه می دهد حق است و همه اجزای قران هم از جمله اعمال حج و رمضان و نیز نماز هم بر پایه سامانه مفتاح رقمی 7 که اصول و قانون هستی است حق می باشند اما تواتر هم سندی است تاریخی از صدر اسلام - مسلمانان این اعمال را همانطور که پیامبر فرمود ه بود انجام می دادند پیامبرفرمود - صلوا کما رایتمونی اصلی = نماز کنید همچنانکه می بینید مرا نماز می کنم بنا براین نماز و ترتیبات خواندن حمد و سوره و رکوع و سجود و تشهد و سلام و .... همه بر پایه سامانه مفتاح رقمی 7 و اصول هستی و تواتر به ما رسیده است و ربطی به احادیثی که 300 سال بعد از پیامبر نوشته شده است ندارد از طرفی پیامبرنوشتن حدیث را ممنوع کرده بود یعنی اگر حدیث هم نوشته نمی شد نماز همین می بود که الان هست و تشهد نماز هم همانی است که رایتمونی =شهود جمعی از پیامبر به ما رسیده است و بنا براین اعمال حج و رمضان و بر پائی نماز در سندیت مثل خود قران هستند که همه بر اساس رایتمونی=شهود جمعی به ما رسیده اند بنا براین اگر کسی در کم و کیفیت نماز تغییری بدهد مثل این است که ایات قران را تغییر داده است در حالی که نماز از زمان ابراهیم (ع) همانطور بوده است اما اگر از قرانیون خوارج در این موارد سئوال شود جوابی ندارند مثلا چرا در اول نماز حمد باید خوانده شود و چرا بعدش یک سوره دیگرخوانده می شود و چرا رکوع و سجود باید به این اشکال و با ان ذکر ها باشد و چرا صبح دو رکعت و ظهر و عصر چهار رکعت و مغرب سه رکعت و عشاء چهار رکعت باشد و...هیچ کدام از اینها در قران ذکر نشده است ایا پیامبر حق نداشت این امور را تعلیم دهد فقط خوارج حق دارند با عقل خارج از حاکمیت میزان سنت الله هر تحریفی را بخواهند در قران ایجاد کنند و ایا پیامبر کلید= کد تاویلی قران را به مسلمانان تعلیم نداد و هر کس می تواند متشابهات را به دلخواه خود تاویل کند یا باید به حکمتی که محکمات قران است و خداوند به پیامبران داد متشابهات تاویل شود تا مسلمانان دچار زیغ نشوند مگر نمی گوید
سوره: 2 , آیه: 269
می دهد حکمت را به هر کس که می خواهد و هر کس داده شود حکمت پس به درستیکه داده شد خیر کثیری -و متذکر نمی شوند مگر دارندگان خرد ها
- کجاست اصول حکمت در نزد قرانیون زیغی - ایا اصلا خرد دارند تا بفهمند - و ایا خداوند حکمت را به پیامبرش نداده است پس چرا از پیامبر می خواهد کتاب و حکمت را تعلیم بدهد و ایا پیامبر خیانت کرده است و تعلیم نداده است و ایا خائن می تواند پیامبر شود اما - نه - پیامبر اصول حکمت را در ال محمد به وراثت گذاشت تا 250 سال بتوانند حکمت را به مردم تعلیم دهند و دادند و امروز اصول ان که همان علم الکتاب و ام الکتاب است در دست ماست
و پیامبر بر پایه محکمات قران بود که اشکال و ترتیبات عبادات را برای ما تاویل و تبیین کرد که به تواتر بدست ما رسیده است
سوره: 4 , آیه:113
وانزل الله عليك الكتاب والحكمه وعلمك ما لم تكن تعلم وكان فضل الله عليك عظيما
و نازل کرد خداوند بر تو کتاب ( برنامه زندگی ) و حکمت (اصول تاویل متشابهات و داوری بین حق و باطل ) را و تعلیم داد تو را آنچه را که نبودی علم داشته باشی و بود فضل ( احسان ) خداوند بر تو بزرگ.
سوره: 2 , آیه: 151
در نتیجه فقط راسخان درعلم حکمت می توانند متشابهات را با تاویل به محکمات تبیین کنند و حکم الهی را از انها استنباط کنند وهیچ حکمی بدون تاویل متشابهات به محکمات وجود ندارد و این علم حکمت = محکمات است که حکم را بیان می کند که جمع ان را احکام عملی می گویند
قران بر پایه رمز رقمی 7 که اصول و قانون هستی را ارائه می دهد حق است و همه اجزای قران هم از جمله اعمال حج و رمضان و نیز نماز هم بر پایه سامانه مفتاح رقمی 7 که اصول و قانون هستی است حق می باشند اما تواتر هم سندی است تاریخی از صدر اسلام - مسلمانان این اعمال را همانطور که پیامبر فرمود ه بود انجام می دادند پیامبرفرمود - صلوا کما رایتمونی اصلی = نماز کنید همچنانکه می بینید مرا نماز می کنم بنا براین نماز و ترتیبات خواندن حمد و سوره و رکوع و سجود و تشهد و سلام و .... همه بر پایه سامانه مفتاح رقمی 7 و اصول هستی و تواتر به ما رسیده است و ربطی به احادیثی که 300 سال بعد از پیامبر نوشته شده است ندارد از طرفی پیامبرنوشتن حدیث را ممنوع کرده بود یعنی اگر حدیث هم نوشته نمی شد نماز همین می بود که الان هست و تشهد نماز هم همانی است که رایتمونی =شهود جمعی از پیامبر به ما رسیده است و بنا براین اعمال حج و رمضان و بر پائی نماز در سندیت مثل خود قران هستند که همه بر اساس رایتمونی=شهود جمعی به ما رسیده اند بنا براین اگر کسی در کم و کیفیت نماز تغییری بدهد مثل این است که ایات قران را تغییر داده است در حالی که نماز از زمان ابراهیم (ع) همانطور بوده است اما اگر از قرانیون خوارج در این موارد سئوال شود جوابی ندارند مثلا چرا در اول نماز حمد باید خوانده شود و چرا بعدش یک سوره دیگرخوانده می شود و چرا رکوع و سجود باید به این اشکال و با ان ذکر ها باشد و چرا صبح دو رکعت و ظهر و عصر چهار رکعت و مغرب سه رکعت و عشاء چهار رکعت باشد و...هیچ کدام از اینها در قران ذکر نشده است ایا پیامبر حق نداشت این امور را تعلیم دهد فقط خوارج حق دارند با عقل خارج از حاکمیت میزان سنت الله هر تحریفی را بخواهند در قران ایجاد کنند و ایا پیامبر کلید= کد تاویلی قران را به مسلمانان تعلیم نداد و هر کس می تواند متشابهات را به دلخواه خود تاویل کند یا باید به حکمتی که محکمات قران است و خداوند به پیامبران داد متشابهات تاویل شود تا مسلمانان دچار زیغ نشوند مگر نمی گوید
سوره: 2 , آیه: 269
يوتي الحكمه من يشاء ومن يوت الحكمه فقد اوتي خيرا كثيرا وما يذكر الا اولو الالباب
می دهد حکمت را به هر کس که می خواهد و هر کس داده شود حکمت پس به درستیکه داده شد خیر کثیری -و متذکر نمی شوند مگر دارندگان خرد ها
- کجاست اصول حکمت در نزد قرانیون زیغی - ایا اصلا خرد دارند تا بفهمند - و ایا خداوند حکمت را به پیامبرش نداده است پس چرا از پیامبر می خواهد کتاب و حکمت را تعلیم بدهد و ایا پیامبر خیانت کرده است و تعلیم نداده است و ایا خائن می تواند پیامبر شود اما - نه - پیامبر اصول حکمت را در ال محمد به وراثت گذاشت تا 250 سال بتوانند حکمت را به مردم تعلیم دهند و دادند و امروز اصول ان که همان علم الکتاب و ام الکتاب است در دست ماست
و پیامبر بر پایه محکمات قران بود که اشکال و ترتیبات عبادات را برای ما تاویل و تبیین کرد که به تواتر بدست ما رسیده است
سوره: 4 , آیه:113
وانزل الله عليك الكتاب والحكمه وعلمك ما لم تكن تعلم وكان فضل الله عليك عظيما
و نازل کرد خداوند بر تو کتاب ( برنامه زندگی ) و حکمت (اصول تاویل متشابهات و داوری بین حق و باطل ) را و تعلیم داد تو را آنچه را که نبودی علم داشته باشی و بود فضل ( احسان ) خداوند بر تو بزرگ.
سوره: 2 , آیه: 151
كما ارسلنا فيكم رسولا منكم يتلو عليكم آياتنا ويزكيكم ويعلمكم الكتاب والحكمه ويعلمكم ما لم تكونوا تعلمون
همچنانکه فرستادیم
در شما رسولی را از ( خود) شما که می خواند بر شما آیات ما را و نمو می دهد
شما را و تعلیم می دهد شما را کتاب ( برنامه زندگی ) و حکمت (اصول تاویل متشابهات و داوری
میان حق و باطل) و تعلیم می دهد شما را آنچه را که نبودید که علم داشته
باشید.در نتیجه فقط راسخان درعلم حکمت می توانند متشابهات را با تاویل به محکمات تبیین کنند و حکم الهی را از انها استنباط کنند وهیچ حکمی بدون تاویل متشابهات به محکمات وجود ندارد و این علم حکمت = محکمات است که حکم را بیان می کند که جمع ان را احکام عملی می گویند
هُوَ
الَّذِيَ أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ
أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ في
قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء
الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ
اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ
عِندِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الألْبَابِ ﴿7﴾
7)
اوست آن که نازل کرد بر تو کتاب را – از
او ( از کتاب ) آیاتی محکمات است – ایشان ( محکمات= داوری کننده ) پایه
کتاب است و دیگر ( آیات ) متشابهاتند (تشابه حق و باطل درتنه و شاخه و برگ وگل ومیوه ) پس اما آنان که
در قلبهایشان میل ( به انحراف به باطل ) است پس پیروی می کنند آنچه را که متشابه است (تشابه حق و باطل در تنه و شاخه و برگ وگل ومیوه بدون اینکه
تاویل به محکمات کنند ) از او (از کتاب)
به جویای فتنه ( گرفتاری شرک و و تضاد استبداد ) و جویای تاویلش ( برگرداندن به اصول باطلند
)) ) و علم ندارد به تاویلش ( برگرداندن به اصول محکمات ) مگر خداوند(بطور مطلق ) و رسوخ کنندگان در علم
( به طور نسبی) می گویند ایمان آوردیم به او ( به کتاب) همگی از نزد پروردگار ما
است – متذکر نمی شوند مگر دارندگان خردها.
حالا
در قران جستجو می کنیم که چگونه پیامبر می توانست با تاویل متشابهات به
محکمات و تبیین ایات اشکال عملی عبادات باید را تعلیم می داد چرا که او
مسئول بوده است تا احکام عملی عبادی را برای مردم تبیین کند
سوره نحل ایه 44
وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ
سوره نحل ایه 44
وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ
و نازل کردیم بسویت ذکر را (اصول را دفعتا )تا تبین کنی برای مردم انچه را که نازل کرده شد ( کتاب به تدریج ) بسوی ایشان و شاید تفکر کنند
بعد از پیامبر هم ال محمد دارنگان اصول حکمت این مسئولیت را بر عهده گرفتند کما ال ابراهیم اهل ذکر بودند
سوره: 16 , آیه: 43
و نفرستادیم از قبل تو ( ای محمد) مگر انسانهایی را که وحی می کردیم بسوی ایشان – پس سوال کنید اهل ذکر را ( کسانی که به اصول راهنمای حکمت عالمند ) چنانچه بودید علم نداشتید.
حالا بینیم پیامبر چگونه بر پائی نماز و دیگر عبادات را با این ترتیبات و اشکال تبیین کرده است
بعد از پیامبر هم ال محمد دارنگان اصول حکمت این مسئولیت را بر عهده گرفتند کما ال ابراهیم اهل ذکر بودند
سوره: 16 , آیه: 43
وما ارسلنا من قبلك الا رجالا نوحي اليهم فاسالوا اهل الذكر ان كنتم لا تعلمون
و نفرستادیم از قبل تو ( ای محمد) مگر انسانهایی را که وحی می کردیم بسوی ایشان – پس سوال کنید اهل ذکر را ( کسانی که به اصول راهنمای حکمت عالمند ) چنانچه بودید علم نداشتید.
حالا بینیم پیامبر چگونه بر پائی نماز و دیگر عبادات را با این ترتیبات و اشکال تبیین کرده است
سوره انعام
قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ
دِينًا قِيَمًا مِّلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ﴿161﴾
بگو همانا منم – که هدایت کرد مرا – پروردگارم به سوی مسیر مستقیم (کمال
جوئی ) – دین (سامانه حق ) پایداری که ملت (مذهب)ابراهیم است که صحیح
است – و نبود از مشرکان .
قُلْ إِنَّ صَلاَتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿162﴾
بگو همانا نمازم و آدابم – و
زندگیم – و مردنم برای خداوند است – که پروردگار جهانیان است.
لاَ شَرِيكَ لَهُ وَبِذَلِكَ أُمِرْتُ وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ (163)
نیست شریکی برای او ( تنها وجود مطلق
فعال خداوند است ) و به سبب آن امر کرده شدم و منم اول( مرجع تاویل ) اسلام آورندگان .
چگونه
پیامبر را خداوند به مله ابراهیم هدایت
کرده است باید گفت این در خواست خود ابراهیم بود که خداوند محمد را پیامبر و مجری در خواست ابراهیم قرار داد و همه اداب حج و رمضان و نماز را خداوند به وسیله جبرائیل به محمد تعلیم داد تا او هم به مسلمین
تعلیم دهد از جمله کتاب و حکمت = اصول تاویل
متشابهات به محکمات را که تبیین عملی ایات قران است
سوره
بقره
رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَيْنِ
لَكَ وَمِن ذُرِّيَّتِنَا أُمَّةً مُّسْلِمَةً لَّكَ وَأَرِنَا مَنَاسِكَنَا وَتُبْ
عَلَيْنَآ إِنَّكَ أَنتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ﴿128﴾
پروردگار
ما و قرار بده ما را مسلمانانی ( صلح جویانی)برای
تو – و از نسلهای ما امتی ( پایگاهی= نسلی ) مسلمان ( صلح جو) برای تو و
نشان بده مناسک ( آداب) ما را و بپذیر -
توبه بر ما همانا توئی – تو- توبه پذیر بخشایشگر
.
رَبَّنَا وَابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولاً مِّنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ
آيَاتِكَ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ
وَيُزَكِّيهِمْ إِنَّكَ أَنتَ العَزِيزُ الحَكِيمُ ﴿129﴾
پروردگار
ما و مبعوث کن در ایشان رسولی را از ایشان- که بخواند بر- ایشان آیات تو را وتعلیم
بدهد ایشان را کتاب
(برنامه زندگی) و حکمت (اصول تاویل متشابهات و داوری میان حق و باطل ) و نمو (رشد) بدهد
ایشان را همانا توئی – تو شرافتمند حکیم.
وَمَن يَرْغَبُ عَن مِّلَّةِ إِبْرَاهِيمَ إِلاَّ مَن سَفِهَ نَفْسَهُ
وَلَقَدِ اصْطَفَيْنَاهُ فِي الدُّنْيَا وَإِنَّهُ فِي الآخِرَةِ لَمِنَ
الصَّالِحِينَ ﴿130﴾
و
کیست که راغب می شود ( که برگردد) از ملّت ( از مذهب) ابراهیم مگر کسی که نفهم کند
خودش را و البته بدرستی که برگزیدیم او را در دنیا و همانا او در آخرت البته از
صالحین است.
إِذْ قَالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قَالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ
الْعَالَمِينَ ﴿131﴾
آنگاه
که گفت برای او پروردگارش مسلمان شو گفت مسلمان شدم ( صلح جو شدم) برای پروردگار
جهانیان.
شرح- بنا
براین اشکال و ترتیبات مناسک دینی که در قران نیامده است
ابراهیم از خداوند خواسته بود که بر او و
ذریه اش نشان دهد = وَأَرِنَا مَنَاسِكَنَا
- خداوند هم برابراهیم و بر محمد که از ذریه ابراهیم است نشان داده است در نتیجه شکل عملی نماز
و... و خواندن حمد و سوره و رکوع و
سجوده - تشهد و سلام و ترتیب انها هیچ کدام در قران نیست اما پیامبر به امر خدا
از جبریل گرفته وبه مسلمین تعلیم داده است بنا براین انچه که به پیامبر در اشکال عملی و ترتیب انها گفته شده
است قبلا هم به انبیاء قبل از او از ذریه ابراهیم گفته شده بوده است و تاریخ گزارشگر ان است
سوره
فصلت
مَا يُقَالُ لَكَ إِلَّا مَا
قَدْ قِيلَ لِلرُّسُلِ مِن قَبْلِكَ إِنَّ
رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَةٍ وَذُو عِقَابٍ أَلِيمٍ (4)
گفته
نمی شود برای تو مگر آنچه - بدرستیکه گفته شد برای رسولان از قبل تو – همانا پروردگارت
البته دارای آمرزش و دارای عقوبت دردناک
است
شرح- هر انچه که از صلوات و برکات و سلام بر محمد و بر ال محمد گفته می شود حتما در انبیاء و ال انها قبلا گفته شده است بلکه باید کاملش بر محمد و ال محمد گفته شود چون دین در محمد کامل شده است
اولا سنت الله = قانون خدا ثابت است و ثانیا هر انچه در محمد و ال محمد گفته می شود بدعت جدیدی نیست بلکه تکرار ان چیز هائی است که درمورد انبیاء قبل و ال شان واقع شده است
سوره: 46 , آیه: 9
شرح- هر انچه که از صلوات و برکات و سلام بر محمد و بر ال محمد گفته می شود حتما در انبیاء و ال انها قبلا گفته شده است بلکه باید کاملش بر محمد و ال محمد گفته شود چون دین در محمد کامل شده است
اولا سنت الله = قانون خدا ثابت است و ثانیا هر انچه در محمد و ال محمد گفته می شود بدعت جدیدی نیست بلکه تکرار ان چیز هائی است که درمورد انبیاء قبل و ال شان واقع شده است
سوره: 46 , آیه: 9
قل ما كنت بدعا من الرسل
بگو بدعتی از رسولان نبودم ( هر چه برای انها بوده برای من هم همان است )
اسراء
سُنَّةَ مَن قَدْ أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ مِن رُّسُلِنَا وَلاَ
تَجِدُ لِسُنَّتِنَا تَحْوِيلاً ﴿77﴾
سنت کسانی است- بدرستیکه فرستادیم قبل تو از رسولان ما و نمی یابی برای سنت ما تحولی ( ثابت است )
حالا به تشهد
می پردازیم سئوال این است آیا در تشهد انچه در شان محمد و ال محمد گفته می شود در شان انبیاء و آل انها هم از قبل گفته شده است یا نه ؟
أشهد أن
لا إله إلا الله وحده لا شریک له وأشهد أن محمدًا عبده ورسوله
شهادت
می دهم اینکه نیست مطلقی مگر الله- یگانه است و نیست شریکی برای او
شرح- تا
اینجا توحید را بیان می کند اما این توحید را چه کسی به ما ابلاغ کرده است ایا
نباید پیامبر تصدیق شود یا باید تکذیب شود
البته پر واضح است با تکذیب پیامبر - پیام
هم که قران است تکذیب می شود اما چگونه
محمد تصدیق می شود مهم این است که او
أن محمدًا عبده ورسوله= اینکه محمد
بنده او و رسول است –
سئوال ایا کسی
می تواند بگوید محمد بنده خدا نیست و رسول خدا نیست و ایا با تکذیب پیامبر قران تکذیب نمی شود در حالی که قران حدیث خداوند
است که پیامبر بر ما حدیث می کند
سوره الضحی
وَأَمَّا بِنِعْمَةِ
رَبِّكَ فَحَدِّثْ ﴿11﴾
و اما به
نعمت پروردگارت پس سخن بگو(قران را بیان کن )
اگر در تشهد نماز بنا بر تحریف قرانیون نام پیامبر برده نشود
شامل ایات زیر می شویم
سوره نساء
إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ
بِاللّهِ وَرُسُلِهِ وَيُرِيدُونَ أَن يُفَرِّقُواْ بَيْنَ اللّهِ
وَرُسُلِهِ وَيقُولُونَ
نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَيُرِيدُونَ أَن يَتَّخِذُواْ بَيْنَ
ذَلِكَ سَبِيلاً ﴿150﴾
همانا آنان که کافر می شوند به خداوند و رسولانش
و می خواهند اینکه جدا کنند میان خدا و رسولانش
و می گویند ایمان می آوریم به بعضی و کافر می شویم به بعضی (به خدا ایمان داریم به این یا آن رسول ایمان داریم یا
نداریم ورسول را از خدا جدا می کنند مثلا
اشهد ان لا اله الا الله - محمد رسول الله نمی گویند ) و می خواهند اینکه
بگیرند بین آن جهتی را ( به هوس خود )
أُوْلَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ
حَقًّا وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ
عَذَابًا مُّهِينًا ﴿151﴾
آنها-ایشانند که
کافرانند حقیقتا – وآماده کردیم برای کافران عذاب پست کننده را
اللهم
صل علی محمد و آل محمد كما
صليت علی ابراهيم و آل ابراهيم انک حمید ومجید
و
بارک علی محمد و آل محمد كما بارکت علی
ابراهيم و آل ابراهيم انک حمید ومجید
و ترحم علی محمد و ال محمد کما ترحمت علی ابراهیم و ال ابراهیم انک حمید مجید
دلیل صلوات و بر کات وترحم بر محمد و ال محمد که کما ابراهیم و ال
ابراهیم هستند و قران ان را تصدیق می کند
سوره
احزاب
إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا ﴿56﴾
همانا خداوند و فرشتگان – درود می
فرستند بر پیامبر (بدلیل این همه خرافه زدائی ها )- ای آنانکه ایمان آوردید درود
بفرستید بر او و سلام کنید – سلام کردنی
سوره هود
قَالُواْ
أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللّهِ رَحْمَتُ اللّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ
إِنَّهُ حَمِيدٌ مَّجِيدٌ ﴿7
گفتند ( فرشتگان ) آیا تعجب می کنی از
امر خداوند – که رحمت خداوند و برکاتش بر شما اهل بیت
است – همانا او ( خداوند ) ستایش شده ارجمند است
سوره
ال عمران
إِنَّ اللّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِيمَ وَآلَ
عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِينَ ﴿33﴾
33) همانا خدا برگزید– آدم و نوح و آل ابراهیم (رسولانی کما ال محمد را ) و آل
عمران ( مریم و عیسی ) را بر جهانیان .
سوره
نساء
أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ
اللّهُ مِن فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنَآ آلَ
إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ
وَآتَيْنَاهُم مُّلْكًا عَظِيمًا ﴿54﴾
54) یا حسادت می ورزند مردم را بر
آنچه که داد ایشان را خداوند از فضلش – پس
به درستی که دادیم آل ابراهیم را ( کما آل
محمد را ) کتاب (برنامه زندگی)و حکمت( اصول تبیین متشابهات و داوری میان حق و باطل )و دادیم ایشان
را فرمانروائی( رسالت دینی)بزرگی را .
شرح - و بالاخره
سلام بر نبی الله محمدمی پرسند ایا پیامبر خودش هم بر خود سلام می داد بله همانطور که عیسی بر خود سلام داده است و بر ابراهیم ال ابراهیم هم هست
37 , آیه: 109
37 , آیه: 109
سلام علي ابراهيم-
سلام بر ابراهیم
شرح- که بر تک تک ال ابراهیم هم سلام داده شده است برای همین سلام بر محمد و ال محمد هم سنت خداست
السلام علیک ایها النبی و رحمت
الله و بر کاته
سوره مریم ایه 34
وَالسَّلَامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدتُّ وَيَوْمَ أَمُوتُ
وَيَوْمَ أُبْعَثُ حَيًّا ﴿33﴾
و سلام بر من بدورانی که زاده شدم و بدورانی که می
میرم و بدورانی که منبعث می شوم زنده ( در قیامت )
سلام بر همدیگر و بر همه و بر فرشتگان که در
قران بیان شده است
السلام علینا و علی عباد الله الصالحین
السلام علیکم و رحمت
الله و بر کاته
حالا می پردازیم به امامت ال محمد کما امامت
ال ابراهیم طبق تشهد نماز قران هم تایید می کند
امامت مطلقه الهی و جانشینی و استمرار ان
برای انسان از ادم تا به حال و تا .....یوم الموعود و ظهور مهدی ال محمد رسول
خاتم کما مهدی ال ابراهیم در
قرآن!
امامت همچنانکه در تمام ذرات
هستی به عنوان یکی از قوانین هستی = سنت
الهی در جریان است کل شی ء احصیناه فی امام مبین
در انسان به دو حالت وجود داشته و دارد
1= امامت عام که هر انسانی خود رهبری خود را به عهده دارد
از اینرو خداوند هدایت هر
انسانی را در درون خودش قرار داده است اگر این امامت نبود پروی از پیامبران هم
ممکن نبود
2= امامت خاص در
هدایت بشر که به انبیاء و رسولان
انبیاء و به دانشمندان و متخصصان
هر علمی در هر زمان تعلق دارد
از اینرو بود که خداوند به ابراهیم فرمود انی جاعلک لناس اماما و در ذریت او هم در کسانی که لیاقت داشتند ادامه یافت که در قران از انها به نام
آل ابراهیم ذکر شده است و اهمیت ان تا به جائی است که هر
انسانی ارزو دارد از ذریت او کما ذریت ابراهیم خداوند امامانی قرار دهد و پیامبر خاتم در این امر از همه بیشتر اولویت
دارد و به همین دلیل در تشهد نماز ال محمد را خداوند کما ال ابراهیم قرار داد ه
است که رسئلانی بعداز پیامبر در تعلیم و هدایت مردم باشند
الفرقان – 74
وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا
هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا ﴿74﴾
و آنانکه می گویند پروردگار ما- عطا
کن برای ما از لنگه هایمان و نسلهایمان آرامش یافتن چشمها- و قرار بده ما را برای
متقین (حفظ کنند اصول راهنمای حق در اندیشه و عمل ) امامانی
عبارت « یقولون » که بصورت فعل
مضارع آمده دلالت بر استمرار و تکرار دارد . بنا بر این اهمیت " امامت
برای متقین " همچنان پس از رحلت
پیامبر اسلام پا برجاست . لازم به تذکر است که " امامت برای متقین " ، ولایت الهی است و نه خلافت
اداره جامعه که حکومت نامیده می شود و بر پایه شوری انتخاب می شود !
تاکید می کنم که " امامت
برای متقین " غیر از " امامت بر
مومنین در اداره جامعه است" در نتیجه " امامت برای متقین " ، دلالت بر " ولایت خاصۀ دینی
" دارد . و قائدتا این " امامان " باید در مقامی بالاتر و برتر
باشند تا رهبری و هدایت فکری مردم را بعهده داشته باشند و الگوئی برای آنها باشند
" امام متقین " بودن برخی از ال محمد در
امت محمد (ص) در راستای " ولی متقین " بودن خداست:
الفرقان - 74
وَ اجْعَلْنَا
لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا
. و قرار دادیم برای متقین امامی
حال باید پرسید که اگر در اسلام
" اصل امامت پس از پیامبر" چگونه ادامه می یابد ، و این آیۀ « وَ
اجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا » در رابطه یا امت محمد برای چی آمده است!؟
چرا ایه نمی گوید ائمه
.و کلمه امام را مفرد و نکره می گوید برای اینکه اولا در اینده معرفه خواهند
شد ثانیا چرا مفرد برای اینکه در هر زمانی فقط یک امام باید باشد اما در طول زمان می توانند جمع و ائمه شوند همانطور که در ال ابراهیم ائمه شدند-
ودر در طول زمان در تعلیم دین
واحد و نیر مبلغ الله واحد و راه واحد شدند گویا همگی
دربین مرد م امام واحد هستند چون تعلیماتشان واحد است و ان همان سنت الله کلید فهم قران بوده است
در همین راستا قرآن فاش می سازد که در ال ابراهیم خداوند امامت را مستمر قرار داد
سوره سجده
وَجَعَلْنَا
مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَكَانُوا بِآيَاتِنَا يُوقِنُونَ ﴿24)
و قرار دادیم از ایشان امامانی که هدایت می کنند به امر
ما زمانی که صبر کردند – وبودند به آیات ما یقین می
کردند
و انها را
" ائمۀ هدی " می نامد
عبارت « وَ جَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا » بسیار حائز اهمیت است . زیرا فاش می سازد که تنها افراد خاصی از
ایشان مقام " ائمۀ هدی " را داشتند و نیز آن " امر الهی "
بوده است. همچنین آنان این مقام را از آنجائی بدست آوردند که " صبر " و
" یقین " داشتند!
آنچه در " کتاب خدا "
مطرح است " ، اصل امامت " یا " اصل امامت الهی " است . و این مربوط به قائدۀ «
اطیعوا الله واطیعوا الرسول » می باشد . یعنی ائمه ادامه دهنده رسالت بعد از پیامبر هستند
در قرآن " ختم رسالت " اعلام
نمی شود و در آیات متعددی از استمرار آمدن
رسولان و هادیان الهی برای هدایت بشریت تصریح و تاکید نموده است . مانند:
الرعد
وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَوْلآ أُنزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِّن
رَّبِّهِ إِنَّمَا أَنتَ مُنذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ ﴿7)
و می گویند آنان که کافر شدند چرا نازل
کرده نشد برای او آیه ای ( معجزه ای مانند موسی و عیسی ) از پروردگارش- قطعا تو اخطار کننده ای و برای هر قومی راهنمائی است .
یونس
وَلِكُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولٌ فَإِذَا جَاء رَسُولُهُمْ قُضِيَ
بَيْنَهُم بِالْقِسْطِ وَهُمْ لاَ يُظْلَمُونَ ﴿47﴾
و برای هر امتی ( پایگاهی=نسلی ) رسولی است پس آنگاه که آمد رسولشان فیصله داده
شد میانشان به قسط ( انصاف در حقوق و
تکالیف ) و ایشان ظلم کرده نمی شوند.
استمرار امامت خاصۀ الهی در قران معمولا و غالبا در ال + انبیاء می باشد:
وَ البقره
وَإِذِ
ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ
لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ ﴿124﴾
124) و آن گاه که آزمود ابراهیم
را پروردگارش به کلماتی ( به حوادثی مثل – عبادت ستارگان – ماه – خورشید – انداخته
شدن به آتش -مهاجرت – ندادن فرزند – تبعید
فرزند و همسر – ذبح فرزند – و غیره و ...) پس تمام کرد ایشان را – گفت : (خدا) همانا
من قرار دهنده ام ترا برای مردم به امامتی – گفت
( ابراهیم) و از فرزندان من ( کسی امام می شود
) گفت ( خدا) نمی رسد عهد من ( امامت عهد خداست) به ظالمان ( به سلطه گرها – امامت
به عادلها می رسد و این امامت خاص است)
سوره آل عمران
إِنَّ اللّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِيمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِينَ ﴿33﴾
همانا
خدا برگزید– آدم و نوح و آل ابراهیم (رسولانی
) و آل عمران ( مریم و عیسی ) را بر جهانیان .
ذُرِّيَّةً بَعْضُهَا مِن بَعْضٍ وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿34﴾
نسلی که
بعضیش از بعضی است و خدا شنوای عالم است.
پس " امامت " ، در امت اسلام هم ، به "
ذریه " می رسد . چنانکه در قرآن تصریح شده است و انها را قران آل می نامد
آل = خبیر و متخصص همان راسخون فی علم الکتاب=
محکمات قران هستند که می توانند متشابهات
را به محکمات تاویل کنند چون در این علم الکتاب
- آل=خبیر در ادامه و تعلیم رسالت هستند همانطوزر که در ایه بالا می بینیم کسانی که خود پیامبر هم نیستند می توانند
ال داشته باشند مثل مثلا ئر ذریه ابراهیم
ال عمران هم هست در حالی که عمران
پیامبر نبوده است که کمای ان در اسلام آل ابی طالب
است که علی - امام اول در آل محمد
فرززند اوست همانطور که در ابراهیم هم
لوط از ذریه ابراهیم نیست اما از ال ابراهیم شده است که کمای ان علی
است که از ذریه محمد نیست اما از
ال محمد شده است
الفرقان
وَالَّذِينَ
يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ
أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا ﴿74﴾
و آنانکه می گویند پروردگار ما- عطا
کن برای ما از لنگه هایمان و نسلهایمان آرامش یافتن چشمها- و قرار بده ما را برای متقین (حفظ کنند اصول راهنمای حق در اندیشه
و عمل ) امامی
3= قرآن سنت رسولان و ادامه رسالت را ثابت و غیر
قابل تغییر است:
اسراء
سُنَّةَ مَن قَدْ أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ مِن رُّسُلِنَا وَلاَ
تَجِدُ لِسُنَّتِنَا تَحْوِيلاً ﴿77﴾
سنت ( قانون )کسانیکه بدرستیکه فرستادیم قبل از تو از رسولان
ما - ونمی یابی برای سنت (قانون ) ما تحولی را .
شرح-
اولا سنت الله = قانون خدا ثابت است و ثانیا هر انچه به محمد و ال محمدداده می شود بدعت جدیدی نیست بلکه تکرار ان چیز هائی است که درمورد انبیاء قبل و ال شان داده شده است
سوره: 46 , آیه: 9
سوره
فصلت
مَا يُقَالُ لَكَ إِلَّا مَا
قَدْ قِيلَ لِلرُّسُلِ مِن قَبْلِكَ إِنَّ
رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَةٍ وَذُو عِقَابٍ أَلِيمٍ (4)
گفته
نمی شود برای تو مگر آنچه - بدرستیکه گفته شد برای رسولان از قبل تو – همانا پروردگارت
البته دارای آمرزش و دارای عقوبت دردناک
است شرح-
اولا سنت الله = قانون خدا ثابت است و ثانیا هر انچه به محمد و ال محمدداده می شود بدعت جدیدی نیست بلکه تکرار ان چیز هائی است که درمورد انبیاء قبل و ال شان داده شده است
سوره: 46 , آیه: 9
قل ما كنت بدعا من الرسل
بگو بدعتی از رسولان نبودم ( هر چه برای انها بوده برای من هم همان است )
بنا بر این اصل محکم و روشن
قرآنی استمرار امامت الهی پس از پیامبر اسلام هم ثابت و صادق است همانطور که در ذریه ابراهیم
بوده است
وَ البقره
وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ
رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ
وَمِن ذُرِّيَّتِي قَالَ لاَ يَنَالُ
عَهْدِي الظَّالِمِينَ ﴿124﴾
124) و آن گاه که آزمود ابراهیم
را پروردگارش به کلماتی ( به حوادثی مثل – عبادت ستارگان – ماه – خورشید – انداخته
شدن به آتش -مهاجرت – ندادن فرزند – تبعید
فرزند و همسر – ذبح فرزند – و غیره و ...) پس تمام کرد ایشان را – گفت : (خدا) همانا
من قرار دهنده ام ترا برای مردم به امامتی – گفت ( ابراهیم) و از فرزندان من ( کسی
امام می شود ) گفت ( خدا) نمی رسد عهد من ( امامت عهد خداست) به ظالمان ( به سلطه گرها
– امامت به عادلها می رسد و این امامت خاص است
در سوره نساء
أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ
عَلَى مَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنَآ آلَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ
وَآتَيْنَاهُم مُّلْكًا عَظِيمًا ﴿54﴾
54) یا حسادت می ورزند مردم را بر آنچه
که داد ایشان را خداوند از فضلش – پس به درستی که دادیم آل ابراهیم را ( کما آل محمد را ) کتاب (برنامه زندگی)و حکمت(
اصول داوری میان حق و باطل )و دادیم ایشان را فرمانروائی( رسالت دینی )بزرگی را .
بر طبق تشهد نماز محمد و ال محمد کما ابراهیم و
ال ابراهیم هستند که پیامبر به امر خداوند ان را در نماز مسلمانان
قرار داده است و هر روز مسلمانان به عنوان
اطیعوا الله و اطیعوا الرسول ان را در
تشهد نماز خود شهادت می دهند نا گفته نماند که اگر این متن در کتب هم نمی
امد جاودنه در نماز می ماند ونماز ستون دین است و در ستون دین رسولان
بعد از پیامبرخاتم معرفی شده اند
و في كتاب الادب المفرد
للبخاري ص 93 ـ روي بسنده عن النبي ـ قال:
اللهم صل علی محمد و علی آل
محمد كما صليت علی ابراهيم و علی آل ابراهيم و بارك علیمحمد و علی آل محمد
كما باركت علی ابراهيم و علی آل ابراهيم و ترحّم علی محمد و علیآل محمد
كما ترحّمت علی ابراهيم و علی آل ابراهيم شهدت له يوم القيامة بالشهادة
وشفعت له
4= استمرار امامت الهی پس از خاتم
النبیین:
جالب توجه اینکه ، قرآن به محمد (ص) نمی گوید ، سنتی که در مورد پیامبران پیش
از تو بوده ، در مورد تو هم جاری و صادق خواهد بود ، بلکه برعکس می گوید . بدین ترتیب
که ، امری که برای توست ، سنتی بوده برای پیامبران پیش از تو . و این سنت تغییر ناپذیر
است
اینک چگونه است که " آل همۀ انبیاء " ، هادیان الهی بودند که ، به
دستور صریح خدا باید به آنها " اقتداء " کرد ، ولی " آل خاتم الانبیاء
" را باید ، بعنوان مجسمه های موزۀ تاریخ ، فقط دوست داشت؟!این " دوست داشتن
" عین " دشمنی " و " توهین " به محمد و آل محمد (ص) است!
به همین دلیل است که خداوند از همه انبیآ میثاق می گیرد تا
رسول خاتم از ال محمد را تصدیق کنند
و امدن او را بشارت دهند حتی این میثاق را از خود محمد هم می گیر د
رسول میثاق انبیاء کیست و چرا
با امدن او رسالت خاتمه می یابد ؟
سوره احزاب ( 33)
مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِّن
رِّجَالِكُمْ وَلَكِن رَّسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ وَكَانَ اللَّهُ
بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا ﴿40﴾
نبود محمد پدر (هیچ یک از فرزندان زنان
درنکاح بدون تماس که) ) فردی از انسانهای (پسر و
دخترجامعه ) شما است و لکن رسول خداوند و خاتم پیامبران است – و بود
خداوند به هر چیزی عالم
شرح- بنابراین نبوت در محمد خاتمه
یافت و لی طبق همین ایه رسالت ادامه دارد تا در رسول میثاق که در رسول
میثاق انبیاء که خاتم خواهد بود پایان یابد برای اینکه رسول میثاق را درست
بشناسیم در قران پی گیری می کنیم
سوره الاحزاب( 33)
(وَإِذْ أَخَذْنَا مِنَ
النَّبِيِّينَ مِيثَاقَهُ وَمِنكَ وَمِن نُّوحٍ وَإِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى
وَعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَأَخَذْنَا مِنْهُم مِّيثَاقًا غَلِيظًا
﴿7﴾
و آنگاه که گرفتیم از پیامبران پیمانشان
را و از تو و از نوح و ابراهیم و موسی
و عیسی فرزند مریم – و گرفتیم از ایشان پیمان غلیظی را)
خداوند از همه پیامبران مخصوصا پیامبرانی
که کتاب اوردند میثاق (پیمان ) گرفته است که
ان شخص مورد نظر خداوند را به انسانها معرفی کنند تا انسانها بدانند که شخصی
می اید و همانطور که در محمد نبوت را خاتمه داد او هم رسالت را خاتمه خواهد
داد یعنی انسانها در زمان او در مورد دین که قانون هستی و قانون زندگی
بشر است همه به علم قطعی خواهند رسید و دیگر نیازمند کسی نخواهند بود که دین را
برای ایشان تبیین و تعلیم دهد از میان این پیامبرا ن محمد که خاتم انبیاء است حتما
در حدیث های خود ان شخص را باید معرفی کرده باشد و کرده است و
ان شخص از رسولان حضرت محمد می باشد چرا که بعد از او باید
بیاید در تشهد نماز خداوند رسولان بعد از محمد را
کما رسولان بعد از ابراهیم معرفی کرده است انجا که می گوید محمد و ال
محمد کما ابراهیم و ال ابراهیم هستند و در قران می خوانیم
حالا دو باره به ایه خاتمیت نبوت
بر می گردیم که ادامه رسالت را در فرزندان محمد بیان می کند
سوره احزاب
مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا
أَحَدٍ مِّن رِّجَالِكُمْ وَلَكِن رَّسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ
وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا ﴿40﴾
نبود محمد پدر (هیچ یک از فرزندان زنان
درنکاح بدون تماس که) ) فردی از انسانهای (پسر و
دخترجامعه ) شما است و لکن رسول خداوند و خاتم پیامبران است – و بود
خداوند به هر چیزی عالم
اگر ارزش حسابی محمد خاتم النیین را با
شمار ه سوره و40/33 جمع کنیم 1349 بدست می اید که مضرب 19 است و اگربا کد
کتابی 19 که سنت الله است ایه را تفسیر کنیم محمد پدر
مهدی است اما پدرفرزندان زنانی که در نکاح بدون تماس محمد بودند
نیست در اینجا مشخص می شود گه رسول میثاق از فرزندان محمد است
فرزندانی که از زنی بوجود امده اند که در نکاح با تماس پیامبر بوده اند و
اما از فرزندان زنانی که در نکاح بدون تماس پیامبر بودند نیست تا فردا
کسی ار انها ادعا نکند من فرزند محمد هستم پس رسول میثاق منم و
رسالت در من خاتمه خواهد بود . حال به میثاق انبیاء
بر می گردیم که چگونه میثاق خود را نسبت به رسول خاتم بجا خواهند اورد
سوره ال عمران
(وَإِذْ أَخَذَ اللّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّيْنَ لَمَا آتَيْتُكُم مِّن
كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءكُمْ رَسُولٌ
مُّصَدِّقٌ لِّمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ
بِهِ وَلَتَنصُرُنَّهُ قَالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلَى
ذَلِكُمْ إِصْرِي قَالُواْ أَقْرَرْنَا قَالَ فَاشْهَدُواْ وَأَنَاْ مَعَكُم مِّنَ
الشَّاهِدِينَ ﴿81﴾
81) و آنگاه که گرفت خداوند میثاق (
تبلیغ ) پیامبران را- برای آنچه که دادم شما را از کتاب و حکمت ( اصول
راهنمای حق ) – سپس آمد شما را رسولی تصدیق
کننده برای آنچه که با شماست البته ایمان می
آورید حتما به او(رسول میثاق = مهدی آل محمد ) - و البته یاری می کنید حتما او را(رسول میثاق را ) –
گفت ( خداوند) آیا اقرار کردید – و گرفتید بر آن شما قیود مرا – گفتند اقرار کردیم
– گفت ( خداوند ) پس شاهد باشید و من با شما از شاهدانم .)
شرح = رسول میثاق کسی
است که وقتی بیاید انبیاء به او ایمان می
اورند و او را یاری می کنند(پس در زمان امدن
رسول میثاق انبیاء باید زنده باشند تا به او ایمان اورند و او
را یاری کنند ) اما چطور زنده می شوند و به دنیا رجعت می
کنند می دانیم که مهدی ال ابراهیم(عیسی ابن مریم ) مردگان را
زنده می کرد کما مهدی ال محمد مردگان را زنده خواهد کرد در نتیجه همه
انبیا ء مرده زنده خواهند شد وبه همراه عیسی که زنده است بر
رسول میثاق یعنی مهدی ال محمد ایمان خواهند اورد و او را یاری
خواهند کرد تا انبیاء میثاق خود را عملی کنند علاوه بر اینکه به رسول
میثا قشان ایمان بیاورند بلکه شاهدانی برای مردم باشند و انها را
هدایت کنند در ایمان اوردن به رسول میثاق که مهدی یعنی هدایت کننده نهائی است در
این زمان است که انبیاء هدف خود را تحقق یافته خواهند دید و همه باهم در ساختن
جامعه توحیدی که در تمام ابعاد خود عملی خواهد شد مشارکت خواهند و اسلام
تنها دین جهان خواهد شد و تمام مذاهب بشر ساخته هم از بین خواهند
رفت و کد کتابی قران در درجه صد در صد بر جهان حاکم خواهد شد
بنابراین میثاق انبیاء هم عملی شد ه و پیامبران در عمل به ایه
میثاق موفق خواهند شد و عهد خود را وفا ء خواهند کرد
سوره 13 ایه 20
الَّذِينَ
يُوفُونَ بِعَهْدِ اللّهِ وَلاَ يِنقُضُونَ الْمِيثَاقَ( انانکه (وظیفه خود
را )تمام می کنند به عهد خداوند -و نقض نمی کنند میثاق را
شرح – پس برای اینکه میثاق خود را نقض
نکنند باید به دنیا رجعت کنند از جهت اینکه چطور زنده می شوند
باید گفت که بدست مهدی ال ابراهیم (عیسی ) و کمای او یعنی مهدی ال
محمد به اذن الله زنده خواهند شد حال ببینیم قران در مورد رجعت
چه می گوید قبل از اینکه به رجعت بپردازیم باید پرسید رسول میثاق= مهدی ال
محمد چه قدرتی دارد که می تواند مردگان را زنده کند
علم الکتاب یا کد کتابی قران
رمزی است که انسان می تواند فرشتگان را به خدمت بگیر د فرشتگان در اول خلقت
که خلافت الهی ادم را پذیرفتند در خدمت رسولان خداوند بوده اند چون اولین کسی که
کد کتابی قران را در درجه ای از خداوند دریافت کرد ادم بود که
بعد ازفقدان بهشت بود و برای هدایت جامعه چهار نفری اولیه
نبی شد که به وسیله او توبه کرد ند وهم در شناخت حق وحقوق
همدیگر از ان استفاده می کردند و ادم نبی الله هم فرشتگان در حالت نیاز به خدمت می
گرفت
سوره بقره
فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ
كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ﴿37﴾
37) پس دریافت کرد آدم از پروردگارش
کلماتی را ( اصول راهنمای اندیشه و عمل حق ابتدائی را ) پس توبه پذیرفت بر او (بر
آدم )- همانا او ( خداوند) توبه پذیر بخشایشگر است .
شرح- رسالتی که با ادم شروع شد در دو وجه
عام که همه می توانند رسول باشند حتی اگر یک ایه را به مردم برسانند و به درستی
تعلیم دهند و رسالت خاص که در وجود انبیاء و رسولان جانشین انبیاء ادامه
داشته و دارد
سوره احزاب
الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ
رِسَالَاتِ اللَّهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ
وَكَفَى بِاللَّهِ حَسِيبًا ﴿39﴾
39)آنانکه ابلاغ می کنند رسالت های
خداوند را - و هراس دارند او را- و هراس ندارند فردی را مگر خداوند را
– و کافی است که خداوند حسابگر است
شرح- رسالت در وجه عمومی در جریان است
اما در وجه خاص دچار فترت شده است و ان هم بر پایه محمد و ال محمد کما
ابراهیم و ال ابراهیم هستند شده است چون در ال ابراهیم رسالت
خاص ال ابراهیم با غیبت مهدی ال ابراهیم یعنی عیسی ابن مریم
دچار فترت شده است و کمای ان هم در ال محمد با غیبت مهدی ال محمد یعنی
امام محمد ابن الحسن دچار فترت شده است ایه زیر ان را فترت را تایید
می کند
و سوره 5 ایه 19
يَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ
جَاءكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ عَلَى فَتْرَةٍ مِّنَ الرُّسُلِ أَن
تَقُولُواْ مَا جَاءنَا مِن بَشِيرٍ وَلاَ نَذِيرٍ فَقَدْ جَاءكُم بَشِيرٌ
وَنَذِيرٌ وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿19﴾
19) ای اهل کتاب( صابئی – مجوس – یهودی –
نصاری- مسلمان ) به درستی که آمد شما را رسول ما که تبیین می کند برای
شما ( آنچه را که نمی دانید ) بر فاصله ای از ( نیامدن ) رسولان - اینکه
(مبادا) بگویید نیامد ما را از مژده دهنده ای و نه اخطار کننده ای – پس به درستی
که آمد شما را مژده دهنده ای و اخطار کننده ای – و خداوند بر هر چیزی قادر است.
شرح – کسانی که به ر سول میثاق معتقدند
هستند ایه فترت= غیبت را هم قبول می کنند همانطور که قران
ان را بیان کرده است
سوره لقره ایه 3
الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ
يُنفِقُونَ ﴿3﴾
3)آنانکه ایمان می آورند به غیب (به
خداوند و ...........و اصول راهنمای حق) وبر پا می دارند نمازرا ( درمحتوایش) و از
آنچه که رزق دادیم ایشان را (از مال و علم ) انفاق می
شرح = رسول میثاق کسی که قران را صد درصد
تبیین می کند و همه مردم قران را مثل دانستن نام خود حفظ خواهند کرد و بدان عمل
خواهند کرد اما تا وقتی که رسول میثاق نیامده است رسالت به شکل عام ان ادامه دارد
و جهان در اشفتگی بسر خواهد برد چون هیچ رسول عامی قادر نخواهد بود کاری که
رسول میثاق در تعلیم اصول راهنمای حق = علم الکتاب – کد کتابی قران
انجام خواهد داد - انجام دهد
سوره 65 ایه 11
رَّسُولًا يَتْلُو عَلَيْكُمْ
آيَاتِ اللَّهِ مُبَيِّنَاتٍ لِّيُخْرِجَ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا
الصَّالِحَاتِ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَمَن يُؤْمِن بِاللَّهِ
وَيَعْمَلْ صَالِحًا يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ
خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا قَدْ أَحْسَنَ اللَّهُ لَهُ رِزْقًا ﴿11﴾
رسولی که تلاوت می کند بر شما آیات
خداوند را که شفاف کننده است - تا بیرون آورد آنانرا که ایمان آوردند و عمل کردند
اصلاحات را – از ظلمات به سوی نور – و هرکس ایمان بیآورد به خداوند و عمل کند
اصلاحی را داخل کند او را در بهشت های که جاری می شود از زیرش رودها – جاویدانند
در او همیشگی – بدرستیکه نیکو کرد خداوند برای او رزقی را
رسول میثاق انبیاء خاتم رسولان چه
امکاناتی دارد
1-رسول میثا ق انبیاء ذخیره
خداوندی است که انبیاء وعده امدن او را داده بودند بدنیا
امد وبا غیبت خود به امر الله کما عیسی ذخیر ه خداوند
برای خاتمیت رسالت است
سوره هود
بَقِيَّةُ اللّهِ خَيْرٌ
لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ وَمَا أَنَاْ عَلَيْكُم بِحَفِيظٍ ﴿86﴾
86) باقی گذشته خداوند (علم الکتاب =
اصول راهنمای حق و رسول میثاق انبیاء تعلیم دهنده ان ) بهتر است برای شما چنانچه
بودید ایمان آورندگان – و نیستم من بر شما نگهبان .
2=رسول میثاق خاتم رسولان خاص
دارای علم الکتاب است که کد کتابی قران است که قانون هستی و حیات و حرکت
تکاملی است که بوسیله ان فرشتگان را بخدمت خواهد گرفت
سوره نمل
قَالَ يَا أَيُّهَا المَلَأُ
أَيُّكُمْ يَأْتِينِي بِعَرْشِهَا قَبْلَ أَن يَأْتُونِي مُسْلِمِينَ ﴿38﴾
گفت (سلیمان ) ای جماعت کدامتان می آورد
به من – عرش (بالارونده)او را – قبل از اینکه بیایند مرا اسلام آورندگان
قَالَ عِفْريتٌ مِّنَ الْجِنِّ
أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن تَقُومَ مِن مَّقَامِكَ وَإِنِّي عَلَيْهِ لَقَوِيٌّ
أَمِينٌ ﴿39﴾
گفت زرنگی از جن – من می آورم بتو او را
– قبل از اینکه قیام کنی – از جایت و همانا من بر او البته قوی امینم
قَالَ الَّذِي عِندَهُ عِلْمٌ
مِّنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ
فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِندَهُ قَالَ هَذَا مِن فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي
أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَمَن شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن
كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ ﴿40﴾
گفت ( عاصف ابن برخیا)آنکه نزد اوست علمی
از کتاب – من می آورم بتو او را قبل از اینکه تردّد کند بسوی تو پلکت- پس
وقتی دید اورا قرار گرفته نزدش- گفت این از فضل پروردگارم است
تا بیازماید مرا آیا شکر می کنم یا کفر می ورزم و کسی که شکر کرد – پس قطعاً
شکر می کند برای خودش و کسی که کفر ورزید (انکار حق و حقوق کرد ) – پس همانا
پروردگار من غنی گرامی است
سوره رعد
وَيَقُولُ الَّذِينَ
كَفَرُواْ لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفَى بِاللّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ
وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ ﴿43﴾
43) و می گویند آنان که کافر شدند نیستی
( ای محمد ) رسولی -بگو کافیست که خداوند شاهد است – میان من و میان شما و کسی که
نزد اوست ( علی بن ابی طالب و ائمه آل محمد) علم الکتاب ( اصول دین – که قانون
هستی و فرقان شناخت حق و باطل و نفاق و موازین اجتهاد در امور جدید است).
3= رسول میثاق خاتم رسولان
خاص بوسیله علم الکتاب توانائی زنده کردن مردگان را دار
د و او انبیاء را زنده خواهد کرد تا به رسول میثاق خاتم - همه
پیامبران ایمان بیاورند و او را یاری کنند گفتیم که رسول میثاق خاتم =
مهدی ال محمد کما مهدی ال ابراهیم یعنی عیسی ابن مریم است وعیسی با
علم الکتاب مردگان را زنده می کرد نه تنها زنده می کرد بلکه پرنده ای هم خلق
کرد
سوره ال عمران
وَرَسُولاً إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ
أَنِّي قَدْ جِئْتُكُم بِآيَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ أَنِّي أَخْلُقُ
لَكُم مِّنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْرًا
بِإِذْنِ اللّهِ وَأُبْرِىءُ الأكْمَهَ والأَبْرَصَ وَأُحْيِي الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللّهِ
وَأُنَبِّئُكُم بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ إِنَّ فِي
ذَلِكَ لآيَةً لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ﴿49﴾
49) و رسولی به سوی بنی اسرائیل (
فرزندان پرستنده خداوند) – همانا من به درستی که آوردم شما را آیه ای( نشانه ای )
از پروردگارتان – همانا من خلق می کنم از گل مانند - مجسمه پرنده – پس نفخ
می کنم ( جهش می دهم ) در او پس می شود پرنده ای – با اجازه خداوند ( با قانون
خلقت و با استخدام فرشتگان ) و دور می کنم( معالجه می کنم) کور و پیسی را و زنده می کنم مردگان را با اجازه خداوند ( با علم
الکتاب= قانون هستی و با استخدام فرشتگان ) و خبر می دهم شما را به آنچه که
می خورید و آنچه که ذخیره می کنید در خانه هایتان ( با علم الغیب نسبی یعنی علم
الکتاب با استخدام فرشتگان ) همانا در آن آیه ای (نشانه ای) برای شماست ( به شناخت
مهدی (ع) که کما عیسی (ع) است ) چنانچه بودید ایمان آوردندگان .
شرح =کما اینکه علم الکتاب کاملش
در مهدی ال محمد است که از پیامبر به ارث برده است و قادر به زنده کرد
مردگان به اذن الله می باشد و این علم در خود قران است علمی که انسان با
استخدام فرشتگان می تواند کار هائی را انجام دهد که قران می فرماید
وَلَوْ أَنَّ قُرْآنًا
سُيِّرَتْ بِهِ الْجِبَالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الأَرْضُ أَوْ كُلِّمَ بِهِ
الْمَوْتَى بَل لِّلّهِ الأَمْرُ جَمِيعًا أَفَلَمْ يَيْأَسِ
الَّذِينَ آمَنُواْ أَن لَّوْ يَشَاء اللّهُ لَهَدَى النَّاسَ جَمِيعًا وَلاَ
يَزَالُ الَّذِينَ كَفَرُواْ تُصِيبُهُم بِمَا صَنَعُواْ قَارِعَةٌ أَوْ تَحُلُّ
قَرِيبًا مِّن دَارِهِمْ حَتَّى يَأْتِيَ وَعْدُ اللّهِ إِنَّ اللّهَ لاَ يُخْلِفُ
الْمِيعَادَ ﴿31﴾
31) و اگر همانا قرآنی که سیر داده می شد
به سبب او کوهها- یا متقطع کرده می شد به سبب او زمین – یا سخن گفته می شد به سبب
او مردگان (همین قرآن می بودو ایمان نمی آوردند ) بلکه برای خداوند است امر
همگی - آیا پس ناامید نشدند آنان که ایمان آوردند این که (خداوند به اجبار هدایت نمی
کند) اگر بخواهد خداوند البته هدایت می کند مردم را همگی – و پیوسته آنان که کافر
شدند اصابت می دهد ( خداوند ) ایشان را بسبب آنچه که ساختند ( با اندیشه و
عملشان ) به کوبنده ای- یا مکان میگیرد ( کوبنده ) به نزدیکی از سرای ایشان -تا
بیاید وعده خداوند – همانا خداوند تخلف نمی کند وعده را .
شرح – در اینجا سئوالی طرح می شود
ایا در قران ثابت می شود که کسی بعد از مردن دو باره زنده شده باشد و زندگی گرده
باشد جواب مثبت است - مرده ای که با مالیدن گوشت گاو بدست موسی زنده شد و زندگی
کرد
عزیر پیامبر بعد از
100 سال مردن زنده شد و زندگی کرد و نیز خر او زنده شد و نیزپرندگانی را که
ابراهیم کشت ودر هم کوبید و خداوند دو باره زنده کرد و به پرواز
در امدند
قَالَ إِنَّهُ يَقُولُ
إِنَّهَا بَقَرَةٌ لاَّ ذَلُولٌ تُثِيرُ الأَرْضَ وَلاَ تَسْقِي الْحَرْثَ
مُسَلَّمَةٌ لاَّ شِيَةَ فِيهَا قَالُواْ الآنَ جِئْتَ بِالْحَقِّ فَذَبَحُوهَا
وَمَا كَادُواْ يَفْعَلُونَ ﴿71﴾
71) گفت ( موسی) همانا او (خداوند ) می
گوید همانا او – گاوی است نه سرافکنده که زیر و رو کند (شخم زند) زمین را و
نه بیاشاماند ( آب بکشد از چاه برای آبیاری ) کشتزار را – سالم است نیست لکه ای در
او گفتند ( مردم) اکنون آوردی حق را – پس ذبح کردند او را – و نزدیک نبودند که (
ذبح ) بکنند .
سوره بقره
وَإِذْ قَتَلْتُمْ نَفْساً
فَادَّارَأْتُمْ فِيهَا وَاللّهُ مُخْرِجٌ مَّا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ ﴿72﴾
72) و آنگاه که کشتید شخصی را ( علت ذبح
گاو را در اینجا آورده ) پس مدافعه کردید در او ( چه کسی او را کشته است ) و
خداوند بیرون می آورد آنچه را که بودید کتمان می کردید.
فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ
بِبَعْضِهَا كَذَلِكَ يُحْيِي اللّهُ الْمَوْتَى وَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ
تَعْقِلُونَ ﴿73﴾
73) پس گفتیم بزنید او را ( مرده را
) بسبب پاره ای از او ( از گوشت گاو ذبح شده که مرده زنده شود ) بدینسان
زنده می کند خداوند مردگان را و نشان می دهد به شما آیاتش را شاید شما تعقل
کنید.
أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلَى
قَرْيَةٍ وَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّىَ يُحْيِي هَذِهِ اللّهُ
بَعْدَ مَوْتِهَا فَأَمَاتَهُ اللّهُ مِئَةَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قَالَ كَمْ
لَبِثْتَ قَالَ لَبِثْتُ يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قَالَ بَل لَّبِثْتَ مِئَةَ
عَامٍ فَانظُرْ إِلَى طَعَامِكَ وَشَرَابِكَ لَمْ يَتَسَنَّهْ وَانظُرْ إِلَى
حِمَارِكَ وَلِنَجْعَلَكَ آيَةً لِّلنَّاسِ وَانظُرْ إِلَى العِظَامِ كَيْفَ
نُنشِزُهَا ثُمَّ نَكْسُوهَا لَحْمًا فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ قَالَ أَعْلَمُ
أَنَّ اللّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿259﴾
259) یا مانند آنکه عبور کرد بر قریه
ای - و او (قریه) فرو ریخته ای است بر
بالا رونده اش(بر ستونهایش ) گفت چگونه زنده می کند این را
خداوند بعد از مردنش ( مردن ساکنانش ) – پس میراند ( او را )
خداوند صد سالی - سپس منبعث کرد او را - گفت (خداوند) چند درنگ کردی
(اینجا) گفت درنگ کردم دورانی یا برخی از دوران – گفت خداوند -
درنگ کردی صد سالی پس نظر کن به طعامت و نوشیدنیت نگندیده است او – و نظر کن
به الاغت – و تا قرار بدهیم ترا آیه ای (علامتی) برای مردم نظر کن به استخوانها
-چطور بلند می کنیم او را سپس می پوشانیمش بگوشتی – پس وقتی که تبیین شد
برای او – گفت علم دارم همانا خداوند بر هر چیزی قادر است .
وَإِذْ قَالَ
إِبْرَاهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِي الْمَوْتَى قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِن
قَالَ بَلَى وَلَكِن لِّيَطْمَئِنَّ قَلْبِي قَالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِّنَ
الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلَى كُلِّ جَبَلٍ مِّنْهُنَّ
جُزْءًا ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْيًا وَاعْلَمْ أَنَّ اللّهَ عَزِيزٌ
حَكِيمٌ ﴿260﴾
260) و آنگاه که گفت ابراهیم پروردگار من
- نشان بده مرا چطور زنده می کنی مردگان را – گفت (خداوند) آیا و ایمان نداری –
گفت – آری (ایمان دارم) ولکن تا مطمئن شود قلبم – گفت ( خداوند ) پس بگیر چهارتائی
از پرنده پس پیوند بده (مخلوط کن) ایشان را به سویت ( به دستت) سپس قرار بده بر هر
کوهی از ایشان جزئی را سپس دعوت کن ایشان را می آیند ( به سوی ) تو شتافتنی - و
علم داشته باش – همانا خداوندشرافتمند حکیم است .
شرح – بدینسان ثابت می شود که زنده شدن
مردگان علاو بر اینکه بدست عیسی اتفاق افتاده بلکه به دست پیامبران دیگر هم انجام
گرفته است و می دانیم که قران بیانگر امر های واقع مستمر است یعنی هر امری
که در قران امده حتما در اینهد هم اتفاد خواهد افتاد و الا بیان این نوع از ایات
عبث می بود بنا براین رجعت بدنیا قبل از قیامت برای پیامبران و شهیدان اتفاق خواهد
افتاد تا دو باره زندگی کنند اما تنها پیامبران و شهیدان نیستند که به زندگی دو
باره بر خواهند گشت تا پیروزی اهداف که برای فعالیت می کردند را ببینند و در جامعه
توحیدی موعود زندگی کنند بلکه گرو ه هایی دیگر از مردم به دنیابر می گردند از جمله
همه قاتل و مقتولها تا مقتولها قاتلهارا قصاص کنند چون عادلانه نیست که فردی
هزاران نفر را کشته باشد و فقط یکبار کشته شود بلکه باید به تعداد انسانهائی
که کشته است قصاص شود و این در زمان ظهور رسول میثاق انبیاء = مهدی ال
محمد خواهد شد و نیز همه یاجوج ها (فرعونهای طول تاریخ و همه ماجوج ها
(مزدوران فرعونها )بدنیا بر می گردند و تحقق اهداف کسانی که در راه جامعه
توحیدی حقوقمند و ازادی و استقلال و کمال جوئی بشر فعالیت
کردند و بدست یاجوج و ماجوج ها شهید شدند را ببینند و افسوس خورند که
ایگاش مستبد نمی شدیم و خسره الدنیا و الاخره نمی شدیم تنها
کسانی که در دنیا مجازات کافی شده اند دو باره بدنیا بر نخواهند گشت از
اینرو قران می فرماید
سوره انبیاء
وَحَرَامٌ عَلَى قَرْيَةٍ
أَهْلَكْنَاهَا أَنَّهُمْ لَا يَرْجِعُونَ ﴿95﴾
95)و ممنوع است بر قریه ای که هلاک
کردیمش (در دنیا) همانا ایشان مراجعت نمی کنند (در ظهور عیسی و مهدی رسول میثاق
انبیاء)
)
سوره نمل
وَيَوْمَ نَحْشُرُ مِن كُلِّ
أُمَّةٍ فَوْجًا مِّمَّن يُكَذِّبُ بِآيَاتِنَا فَهُمْ يُوزَعُونَ ﴿83﴾
83)و دورانی که محشور می کنیم از هر امتی
(پایگاهی= نسلی ) فوجی از ( یاجوج و ماجوج ها ) را کسانیکه تکذیب
کردند آیات ما را پس ایشان انتظار کشیده می شوند
حَتَّى إِذَا جَاؤُوا قَالَ
أَكَذَّبْتُم بِآيَاتِي وَلَمْ تُحِيطُوا بِهَا عِلْمًا أَمَّاذَا كُنتُمْ
تَعْمَلُونَ ﴿84﴾
84)تا آنگاه که آمدند – و گفت (خداوند
)آیا تکذیب کردید آیات مرا و احاطه نکردید او را به علمی –یا چه چیز بودید
عمل می کردید
وَوَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِم
بِمَا ظَلَمُوا فَهُمْ لَا يَنطِقُونَ ﴿85﴾
85)و واقع شد گفتار بر-ایشان بسبب آنچه
که ظلم کردند – پس ایشان صحبت نمی کنند (به عذر خواهی)
رجعت یاجوج و ماجوج سوره انبیاء
حَتَّى إِذَا فُتِحَتْ
يَأْجُوجُ وَمَأْجُوجُ وَهُم مِّن كُلِّ حَدَبٍ يَنسِلُونَ ﴿96﴾
96)تا آنگاه که گشوده شد(قبرهای) یأجوج
(مستبدان ) و مأجوج ( پیروانش) و ایشان از هر تپه ای (قبری) فرا می ریزند (به
بیرون
شرح- البته در قیامت همه انسانها رجعت
خواهند کرد و هیچ موجود مرده ای باقی نخواهد ماند که زنده نشود
سوره
وَيَوْمَ نُسَيِّرُ
الْجِبَالَ وَتَرَى الْأَرْضَ بَارِزَةً وَحَشَرْنَاهُمْ فَلَمْ نُغَادِرْ
مِنْهُمْ أَحَدًا ﴿47﴾
47)و دورانی که سیر می دهیم کوهها را و
می بینی زمین را ظاهر - و محشور کردیم ایشان را پس ترک نکردیم از ایشان فردی
را
شرح – بله این ایه اشاره به قیامت است که
می گوید -و محشور کردیم ایشان را پس ترک نکردیم از ایشان
فردی را در حالی که در ایه83 سوره نمل می گوید و دورانی که
محشور می کنیم از هر امتی (پایگاهی= نسلی ) فوجی از ( یاجوج و ماجوج
ها ) راحالا به رجعت پیامبران و شهداء می
پردازیم که خداوند به خارج شدن دابه الارض اشاره می کند می دانیم که به هر موجود زنده
ای که در زمین راه می رود دابه =جنبنده گفته می شود و یکی از
بلاغت های قران همین بیان حقایق به روشی است که فقط راسخون فی العلم الکتاب
می توانند ان را بفهمند و ما پس ار انکه اقای بنی صدر اصول دین را که همان
علم الکتاب است و ائمه ال محمد ان را بیان کرده بودند ولی به
غفلت سپرده شده کشف کرد توانا به فهم این معانی شدیم هر چند که فهم ما از
علم الکتاب هنوز در نقطه صفر ان است و این رسول میثاق انبیاء = مهدی المحمد
است که صد درصد ان را می داند و بدان عمل خواهد کرد بنابراین رجعت انبیاء برای
ایمان اوردن به رسول خاتم و یاری کردن رسول میثاق خودشان
در تعلیم دادن مردم به علم الکتاب تا بعد از ان همه مردم در فهم قران
به صد در صد برسند و رسالت پایان یابد و جامعه توحیدی حقوقمدار و دارای
ازادی و استقلال و کمال جوئی تحقق می یابد و بدینترتیب انبیاء
به میثاق خود عمل خواهند کرد و ایه مورد نظر تحقق عینی خواهد یافت رجعت انبیاء با
کد دابه الارض بیان شده است
سوره نمل
وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ
عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِّنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ
النَّاسَ كَانُوا بِآيَاتِنَا لَا يُوقِنُونَ ﴿82﴾
82)و آنگاه که واقع شد گفتار بر- ایشان (
ظهور مهدی آل محمد کما مهدی آل ابراهیم) بیرون آوردیم برای ایشان جنبنده ای
رااز زمین(محمد علیه السلام رادر رجعت ) که سخن می
گوید ایشان را – همانا مردم بودند که به آیات ما یقین نمی کردند (سپس و آل
محمد کما ابراهیم و ال ابراهیم و همه انبیاء و رسولان و شهداء رجعت می کنند
)
انبیاء میثاق خود را عملی می کنند و و ان
را نقض نمی کنند
سوره 13 ایه 20
الَّذِينَ
يُوفُونَ بِعَهْدِ اللّهِ وَلاَ يِنقُضُونَ الْمِيثَاقَ( انانکه (وظیفه خود
را )تمام می کنند به عهد خداوند -و نقض نمی کنند میثاق را
سوره الاحزاب( 33)
(وَإِذْ أَخَذْنَا مِنَ النَّبِيِّينَ مِيثَاقَهُ وَمِنكَ وَمِن
نُّوحٍ وَإِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَأَخَذْنَا مِنْهُم
مِّيثَاقًا غَلِيظًا ﴿7﴾
و آنگاه که گرفتیم از پیامبران پیمانشان
را و از تو و از نوح و ابراهیم و موسی
و عیسی فرزند مریم – و گرفتیم از ایشان پیمان غلیظی را
سوره ال عمران
(وَإِذْ أَخَذَ اللّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّيْنَ لَمَا آتَيْتُكُم مِّن
كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءكُمْ رَسُولٌ
مُّصَدِّقٌ لِّمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ
بِهِ وَلَتَنصُرُنَّهُ قَالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلَى
ذَلِكُمْ إِصْرِي قَالُواْ أَقْرَرْنَا قَالَ فَاشْهَدُواْ وَأَنَاْ مَعَكُم مِّنَ
الشَّاهِدِينَ ﴿81﴾
81) و آنگاه که گرفت خداوند میثاق (
تبلیغ ) پیامبران را- برای آنچه که دادم شما را از کتاب و حکمت ( اصول
راهنمای حق ) – سپس آمد شما را رسولی تصدیق
کننده برای آنچه که با شماست البته ایمان می
آورید حتما به او(رسول میثاق = مهدی آل محمد ) - و البته یاری می کنید حتما او را(رسول میثاق را ) –
گفت ( خداوند) آیا اقرار کردید – و گرفتید بر آن شما قیود مرا – گفتند اقرار کردیم
– گفت ( خداوند ) پس شاهد باشید و من با شما از شاهدانم .)
4=رسول میثاق انبیاء اسلام را
جهانی خواهد کرد و تنها دین جهان اسلام خواهد بود
شیطان پس ا زآنکه با حسادت قبول نکرد که
ادم های اولیه خلیفه خداوند بر روی زمین باشند و از مقام خود که در بین فرشتگان
یافته بود طرد شدخداوند به او فرصت داد تا توبه کند اما او بر عکس به گمراه
کرد بشر همت گماشت و برای این کار تا قیامت از خداوندفرصت خواست ولی
خداوند تا وقت معلوم یعنی ظهور رسول میثاق انبیاء به او فرصت داد پس از ان
به دلیل به علم قطعی رسیدن همه مردم و خالص توحیدی شدن دین
شیطان دیگر نمی تواند انسانها را فریب دهد
قَالَ رَبِّ فَأَنظِرْنِي
إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿36﴾
36) گفت ( ابلیس ) پس مهلت بده مرا تا
دورانی که منبعث می شوند
قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِينَ ﴿37﴾
37) گفت ( خداوند ) پس همانا تو از مهلت
داده شدگانی
إِلَى يَومِ الْوَقْتِ
الْمَعْلُومِ ﴿38﴾
38) تا دورانی که وقت معلوم شده است (
ظهور مهدی و عیسی و حضر والیاس و ادریس )
قَالَ رَبِّ بِمَآ
أَغْوَيْتَنِي لأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الأَرْضِ وَلأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ
﴿39﴾
3) گفت ( ابلیس ) پروردگار من بسبب آنچه
که نقص جو کردی مرا – البته آراسته می کنم حتماً برای ایشان( جامعه آدم ها)
در زمین و البته نقص جو می کنم حتماً ایشان را همگی
إِلاَّ عِبَادَكَ مِنْهُمُ
الْمُخْلَصِينَ ﴿40﴾
40) مگر پرستندگانت از ایشان را که خالص
شد گانند(با اصول راهنمای حق )
شرح – با امدن رسول میثاق حق
تحقق می یابد و باطل برای همیشه مضمحل خواهد شد و دین واحد خداوند واحد بر
همه مردم جهان واحد خواهد شد
وَقُلْ جَاء الْحَقُّ
وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا ﴿81﴾
81)و بگو آمد حق و پوچ شد باطل – همانا
باطل بود پوچ شونده .
شرح- در نتیجه سلم= سلامتی در همه
جیز بر جهان بدست خود مردم حاکم خواهد شد و همه ادیان تجزیه شده
یگانه خواهند شد
إِنَّ
الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالصَّابِئِينَ وَالنَّصَارَى
وَالْمَجُوسَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا إِنَّ اللَّهَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ
الْقِيَامَةِ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ ﴿17﴾
17)همانا آنانکه ایمان آوردند ( به محمد
) و آنانکه یهودی شدند (پیروان موسی ) و نصاری (پیروان عیسی) و مجوس( پیروان زردشت
= ابراهیم) و آنان که شرک ورزیدند - همانا خداوند جدا می کند (حق و
باطل را ) میانشان بدوران قیامت – همانا خداوند بر همه چیز شاهد است
شرح- می دانیم که به قیام قائم ال محمد=
رسول میثاق قیامت صغری گفته می شود که دین حق بر جهان حاکم می شود و
مقدمه ای خواهد شد تا انسان لیاقت زندگی در بهشت را داشته باشد تا قیامت کبری واقع
شود
سوره توبه
يُرِيدُونَ أَن يُطْفِؤُواْ
نُورَ اللّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبَى اللّهُ إِلاَّ أَن يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ
كَرِهَ الْكَافِرُونَ ﴿32﴾
32) می خواهند این که خاموش کنند نور
خداوند را به دهانهایشان و امتناع می کند خداوند (خرافاتشان را ) مگر این که تمام
کند نورش را و اگر که متنفر شدند کافران.
هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ
لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ ﴿33﴾
33) اوست (خداوند)آن که فرستاد رسولش را به هدایت و دین ( قانون ) حق – تا
غالب گرداند ( به دلیل و برهان ) او را ( دین حق را ) بر دین همگی ( بر دینهای
بشر ساخته ) – و اگر که متنفر شدند مشرکان
سوره الفتح
هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ
رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ
وَكَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا ﴿28﴾
48)اوست(خداوند) آنکه فرستاد رسولش را به
هدایت ودین ( قانون) حق تا ظاهر کند او را – بردین ( قانون) همه اش – و کافی بود
بسببی خداوند شاهد است
در این جامعه همه انسانها امام خواهند شد
در نتیجه هر انسانی به حقوق خود عمل خواهد کرد و حقوق دیگران هم رعایت خواهد
کرد و این ختم رسالت است و جهان
به دولت و حکومت نیز نیاز نخواهد داشت و حاکمیت امامت جمعی خواهد بود
وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى
الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ
الْوَارِثِينَ ﴿5﴾
5)و می خواهیم اینکه منت بگذاریم بر
آنانکه ضعیف کرده شدند در زمین و قرار دهیم ایشان را امامانی و قرار دهیم ایشان را
ارث برندگان
شرح – و خلافت جمعی همه انسانها که
خداوند در ابتدای خلقت به جامعه اولیه داده بود و شیطان به حسادت و فریب ادم ان را
بر هم زد تحقق می یابد
سوره نور
وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ
آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الْأَرْضِ
كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ
الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا
يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا وَمَن كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ
فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ ﴿55﴾
55)وعده داد خداوند آنانرا که ایمان
آوردند از شما و عمل کردند اصلاحات (حقمداری ) را البته جانشین می کند حتماً ایشان
را در زمین- همچنانکه جانشین کرد آنانرا که از قبل ایشانند – و البته متمکن
می کند حتماً برای ایشان دینشان (قانون حقشان) را- آنکه راضی شد برای ایشان
و البته تبدیل می کند حتماً ایشان را از بعد ترسشان امنیتی را- پرستش می کنند مرا
شریک نمی کنند به من چیزی را – وهر کس کافر شد بعد از آن – پس آنها ایشانند که
متمرانند
و حالا جهان اماده
پذیرش حاکمیت الله در جامعه بهشت موعود است
سوره یس
وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا
الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿48﴾
48)و می گویندچه وقت است این وعده چنانچه
بودید راستگویان
مَا يَنظُرُونَ إِلَّا
صَيْحَةً وَاحِدَةً تَأْخُذُهُمْ وَهُمْ يَخِصِّمُونَ ﴿49﴾
49)انتظار نمی کشند مگر نعره یگانه ای را
– می گیرد ایشان را و ایشان مجادله می کنند
فَلَا يَسْتَطِيعُونَ
تَوْصِيَةً وَلَا إِلَى أَهْلِهِمْ يَرْجِعُونَ ﴿50﴾
50)پس نمی توانند وصیت کردنی را و نه
بسوی اهلشان مراجعت می کنند
وَنُفِخَ فِي الصُّورِ
فَإِذَا هُم مِّنَ الْأَجْدَاثِ إِلَى رَبِّهِمْ يَنسِلُونَ ﴿51﴾
51)ودمیده شد (روح ) در صور (در شکلها )
پس آنگاه ایشان ازگورها بسوی پروردگارشان ادامه می دهند
قَالُوا يَا وَيْلَنَا مَن
بَعَثَنَا مِن مَّرْقَدِنَا هَذَا مَا وَعَدَ الرَّحْمَنُ وَصَدَقَ الْمُرْسَلُونَ
﴿52﴾
52)گفتند ای وای ما را – کیست که منبعث
کرد ما را ازمرقدمان – این است آنچه که وعده داد بخشاینده و تصدیق کردند
رسولان
إِن كَانَتْ إِلَّا
صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُونَ ﴿53﴾
53)نبود مگر نعره ای یگانه – پس آنگاه
ایشان همگی نزد ما احضار کرده شدگانند
فَالْيَوْمَ لَا تُظْلَمُ
نَفْسٌ شَيْئًا وَلَا تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿54﴾
54)پس این دوران ظلم کرده نمی شود شخصی
به چیزی- و جزا داده نمی شوند مگر آنچه را که بودند عمل می کردند
إِنَّ أَصْحَابَ
الْجَنَّةِ الْيَوْمَ فِي شُغُلٍ فَاكِهُونَ ﴿55﴾
55)همانا اهل بهشت این دوران در مشغولیتی
خوشکامانند(در بهشت رابطه جنسی وجود ندارد )
هُمْ
وَأَزْوَاجُهُمْ فِي ظِلَالٍ عَلَى الْأَرَائِكِ مُتَّكِؤُونَ ﴿56﴾
56)ایشان و لنگه هایشان در سایه هایی بر
مبلها تکیه زنندگانند
لَهُمْ فِيهَا فَاكِهَةٌ وَلَهُم مَّا يَدَّعُونَ
﴿57﴾
57)برای ایشان است در او خوشکامی –
و برای ایشان است آنچه که دعوت می کنند
سَلَامٌ
قَوْلًا مِن رَّبٍّ رَّحِيمٍ ﴿58﴾
58) سلام گفتنی است از پروردگار
بخشایشگر
علی محمدی
اللهم
صل على محمد و على آل محمد كما صليت على آل إبراهيم
و بارك على محمد و على آل محمد كما باركت على آل إبراهيم