سوره ق(50)
بخش ق
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
بنام خداوند بخشاینده بخشایشگر
ق وَالْقُرْآنِ الْمَجِيدِ ﴿1﴾
1) ق- و قسم به قرآن ارجمند
بَلْ عَجِبُوا أَن جَاءهُمْ مُنذِرٌ مِّنْهُمْ فَقَالَ الْكَافِرُونَ هَذَا شَيْءٌ عَجِيبٌ ﴿2﴾
2) بلکه تعجب کردند اینکه آمد ایشان را اخطار کننده ای ازایشان – پس گفتند کافران این چیز عجیبی است
أَئِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا ذَلِكَ رَجْعٌ بَعِيدٌ ﴿3﴾
3) آیا آنگاه که مردیم و بودیم خاکی – آن (زنده شدن)مراجعتی دور است
قَدْ عَلِمْنَا مَا تَنقُصُ الْأَرْضُ مِنْهُمْ وَعِندَنَا كِتَابٌ حَفِيظٌ ﴿4﴾
4) بدرستیکه علم داشتیم آنچه را که ناقص می کند زمین از ایشان ( می میرند ) و نزد ماست کتابی حفظ کننده
بَلْ كَذَّبُوا بِالْحَقِّ لَمَّا جَاءهُمْ فَهُمْ فِي أَمْرٍ مَّرِيجٍ ﴿5﴾
5) بلکه تکذیب کردند حق را – وقتی که آمد ایشان را پس ایشان در امری آمیخته اند(حق و باطل را)
أَفَلَمْ يَنظُرُوا إِلَى السَّمَاء فَوْقَهُمْ كَيْفَ بَنَيْنَاهَا وَزَيَّنَّاهَا وَمَا لَهَا مِن فُرُوجٍ ﴿6﴾
6) آیا پس نگاه نکردند بسوی آسمان فوقشان – چطور بنا کردیم اورا و زینت دادیم او را و نیست برای او از سوراخی
وَالْأَرْضَ مَدَدْنَاهَا وَأَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ ﴿7﴾
7) و زمین را کشش دادیم او را – و انداختیم در او لنگرهائی و رویاندیم – در او از هر لنگه ای شاداب
تَبْصِرَةً وَذِكْرَى لِكُلِّ عَبْدٍ مُّنِيبٍ ﴿8﴾
8) بینشی و تذکری برای هر پرستنده جانشین کننده (حق بجای باطل )
وَنَزَّلْنَا مِنَ السَّمَاء مَاء مُّبَارَكًا فَأَنبَتْنَا بِهِ جَنَّاتٍ وَحَبَّ الْحَصِيدِ ﴿9﴾
9) و نازل کردیم از آسمان آبی با برکت - پس رویاندیم بسبب او بوستانهائی را – ودانه دروکرده شده را
وَالنَّخْلَ بَاسِقَاتٍ لَّهَا طَلْعٌ نَّضِيدٌ ﴿10﴾
10) و خرمای بلندی که برای اوست شکوفه ای مرتب
رِزْقًا لِّلْعِبَادِ وَأَحْيَيْنَا بِهِ بَلْدَةً مَّيْتًا كَذَلِكَ الْخُرُوجُ ﴿11﴾
11) رزقی برای پرستندگان و زنده کردیم بسبب او(آب) منطقه مرده ای را – بدینسان است بیرون آمدن (از قبرها)
كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَأَصْحَابُ الرَّسِّ وَثَمُودُ ﴿12﴾
12) تکذیب کردند قبل از ایشان قوم نوح و اصحاب رسّ و ثمود
وَعَادٌ وَفِرْعَوْنُ وَإِخْوَانُ لُوطٍ ﴿13﴾
13) و عاد و فرعون و نظیران لوط
وَأَصْحَابُ الْأَيْكَةِ وَقَوْمُ تُبَّعٍ كُلٌّ كَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقَّ وَعِيدِ ﴿14﴾
14) و اصحاب ایکه و قوم تبّع –همگی تکذیب کردند رسولان را - پس محقق شد تهدید (به عذاب )
أَفَعَيِينَا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِّنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ ﴿15﴾
15) آیا پس ضعیف بودیم به خلق کردن نخستین – بلکه ایشانند در شبه ای از خلق شدن جدید
وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ ﴿16﴾
16) و البه بدرستیکه خلق کردیم انسان را و علم داریم آنچه را که وسوسه می کند به او نفسش – و ما نزدیکتریم به او از رگ گردن
إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيَانِ عَنِ الْيَمِينِ وَعَنِ الشِّمَالِ قَعِيدٌ ﴿17﴾
17) آنگاه که دریافت می کنند (اعمال ایشان را ) – دو(فرشته) دریافت کنندگان از راست و از چپ نشسته
مَا يَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ ﴿18﴾
18) تلفظ نمی کند از گفتاری مگر نزد اوست نگهبان آماده ای
وَجَاءتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذَلِكَ مَا كُنتَ مِنْهُ تَحِيدُ ﴿19﴾
19) و آمد اختلال مرگ بحق – آن است آنچه که بودی از او کناره می گرفتی
وَنُفِخَ فِي الصُّورِ ذَلِكَ يَوْمُ الْوَعِيدِ ﴿20﴾
20) و دمیده شد در صور ( شکل ها ) این است دوران تهدید
وَجَاءتْ كُلُّ نَفْسٍ مَّعَهَا سَائِقٌ وَشَهِيدٌ ﴿21﴾
21) و آمد هر شخصی که با اوست سوق دهنده ای و شاهدی (به محشر )
ولَقَدْ كُنتَ فِي غَفْلَةٍ مِّنْ هَذَا فَكَشَفْنَا عَنكَ غِطَاءكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ ﴿22﴾
22) والبته بدرستیکه بودی درغفلتی از این– پس برطرف کردیم ازتو روکش (عقل) ترا – پس بینش تو ایندوران تیز است
وَقَالَ قَرِينُهُ هَذَا مَا لَدَيَّ عَتِيدٌ ﴿23﴾
23) و گفت همراهش این است آنچه که نزد من آماده ست
أَلْقِيَا فِي جَهَنَّمَ كُلَّ كَفَّارٍ عَنِيدٍ ﴿24﴾
24) بیندازید در جهنم هر کافر عناد کننده را
مَّنَّاعٍ لِّلْخَيْرِ مُعْتَدٍ مُّرِيبٍ ﴿25﴾
25) منع کننده برای خیر – و تجاوز کننده (موازین را ) تردید آورنده (حق را )
الَّذِي جَعَلَ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ فَأَلْقِيَاهُ فِي الْعَذَابِ الشَّدِيدِ ﴿26﴾
26) آنکه قرار داد با خداوند الهی (مطلقی) دیگر – پس بیاندازید او را در عذاب شدید
قَالَ قَرِينُهُ رَبَّنَا مَا أَطْغَيْتُهُ وَلَكِن كَانَ فِي ضَلَالٍ بَعِيدٍ ﴿27﴾
27) گفت همراهش پروردگار ما – طاغی نکردم او را و لکن بود در گمراهی دور (از حق)
قَالَ لَا تَخْتَصِمُوا لَدَيَّ وَقَدْ قَدَّمْتُ إِلَيْكُم بِالْوَعِيدِ ﴿28﴾
28) گفت (خداوند ) مجادله نکنید نزد من – و بدرستیکه تقدیم کردم بسوی شما تهدید را
مَا يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَيَّ وَمَا أَنَا بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِيدِ ﴿29﴾
29) تبدیل نمی شود گفتار نزد من و نیستم من بسببی ظالم به پرستندگان
يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ وَتَقُولُ هَلْ مِن مَّزِيدٍ ﴿30﴾
30) دورانی که می گوئیم برای جهنم آیا پر شدی – و می گوید (جهنم ) آیا از زیادتی است
وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ غَيْرَ بَعِيدٍ ﴿31﴾
31) و نزدیک کرده شد بهشت برای متقین بدون دوری
هَذَا مَا تُوعَدُونَ لِكُلِّ أَوَّابٍ حَفِيظٍ ﴿32﴾
32) این است آنچه که وعده کرده می شوید برای هر باز گشت کننده حفظ کننده (اصول حق )
مَنْ خَشِيَ الرَّحْمَن بِالْغَيْبِ وَجَاء بِقَلْبٍ مُّنِيبٍ ﴿33﴾
33) کسی که هراسید (خداوند )بخشاینده را به پنهانی- و آمد با قلبی جانشین کننده ( حق را بجای باطل)
ادْخُلُوهَا بِسَلَامٍ ذَلِكَ يَوْمُ الْخُلُودِ ﴿34﴾
34) داخل شوید او را (بهشت را ) بسلامتی – آن است دوران جاودانگی
لَهُم مَّا يَشَاؤُونَ فِيهَا وَلَدَيْنَا مَزِيدٌ ﴿35﴾
35) برای ایشان است آنچه که می خواهند در او – و نزد ماست زیادتی
وَكَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّن قَرْنٍ هُمْ أَشَدُّ مِنْهُم بَطْشًا فَنَقَّبُوا فِي الْبِلَادِ هَلْ مِن مَّحِيصٍ ﴿36﴾
36) و چقدر هلاک کردیم قبل از ایشان از قرنها – ایشان شدیدترند از ایشان به سخت گیری – پس جستجو کردند در منطقه ها آیا از گریزگاهی هست
إِنَّ فِي ذَلِكَ لَذِكْرَى لِمَن كَانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَهُوَ شَهِيدٌ ﴿37﴾
37) همانا در آن است البته تذکری برای کسی که بود برای او قلبی یا انداخت شنوائی را – و او شاهد است
وَلَقَدْ خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَمَا مَسَّنَا مِن لُّغُوبٍ ﴿38﴾
38) و البته بدرستیکه خلق کردیم آسمانها و زمین را و آنچه که میان آندوست در شش دورانی – و درک نکرد ما را از خستگی
فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ الْغُرُوبِ ﴿39﴾
39) پس صبرکن برآنچه که می گویند وفعالیت کن به ستایش پروردگارت قبل ازطلوع خورشید و قبل از غروب
وَمِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَأَدْبَارَ السُّجُودِ ﴿40﴾
40) و از شب – پس فعالیت کن ( به پرستش ) او و پشت سجده ها ( نافله ای را)
وَاسْتَمِعْ يَوْمَ يُنَادِ الْمُنَادِ مِن مَّكَانٍ قَرِيبٍ ﴿41﴾
41) و بشنو دورانی را که ندا می دهد ندا دهنده ای از مکان نزدیک
يَوْمَ يَسْمَعُونَ الصَّيْحَةَ بِالْحَقِّ ذَلِكَ يَوْمُ الْخُرُوجِ ﴿42﴾
42) دورانی که می شنوند نعره حق را – آن است دوران بیرون آمدن (از قبرها )
إِنَّا نَحْنُ نُحْيِي وَنُمِيتُ وَإِلَيْنَا الْمَصِيرُ ﴿43﴾
43) همانا ما – مائیم که زنده می کنیم و می میرانیم و بسوی ما است شدن
يَوْمَ تَشَقَّقُ الْأَرْضُ عَنْهُمْ سِرَاعًا ذَلِكَ حَشْرٌ عَلَيْنَا يَسِيرٌ ﴿44﴾
44) دورانی که جدا می شود زمین (باز می شود قبر )از ایشان بسرعت - آن است محشور کردنی که بر ما آسان است
نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَقُولُونَ وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِجَبَّارٍ فَذَكِّرْ بِالْقُرْآنِ مَن يَخَافُ وَعِيدِ ﴿45﴾
45) ما عالمتریم بآنچه که می گویند- و نیستی تو بر- ایشان بسببی اجبار کننده – پس تذکر بده با قرآن کسی را که می ترسد تهدید مرا
سوره الذاریات (51)
فصل پرانندگان
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
بنام خداوند بخشاینده بخشایشگر
وَالذَّارِيَاتِ ذَرْوًا ﴿1﴾
1) قسم به پرانندگان – پرانندگی (بادها )
فَالْحَامِلَاتِ وِقْرًا ﴿2﴾
2) پس قسم به حمل کنندگان سنگینی (ابرها)
فَالْجَارِيَاتِ يُسْرًا ﴿3﴾
3) پس قسم به جاری کنندگان به آسانی (بارانها )
فَالْمُقَسِّمَاتِ أَمْرًا ﴿4﴾
4) پس قسم به تقسیم کنندگان امری (فرشتگان )
إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَصَادِقٌ ﴿5﴾
5) قطعاً که وعده داده می شوید البته صادق است
وَإِنَّ الدِّينَ لَوَاقِعٌ ﴿6﴾
6) و همانا دین ( قانون حق )البته واقع است
وَالسَّمَاء ذَاتِ الْحُبُكِ ﴿7﴾
7) و قسم به آسمان که دارای شبکه است
إِنَّكُمْ لَفِي قَوْلٍ مُّخْتَلِفٍ ﴿8﴾
8) همانا شما البته در گفتاری مختلفید
يُؤْفَكُ عَنْهُ مَنْ أُفِكَ ﴿9﴾
9) منحرف کرده می شود از او (از قانون حق) کسی که منحرف کرده شد
قُتِلَ الْخَرَّاصُونَ ﴿10﴾
10) کشته شدند تخمین زنندگان
الَّذِينَ هُمْ فِي غَمْرَةٍ سَاهُونَ ﴿11﴾
11) آنان که ایشان درغوطه وری (جهل ) غفلت کنندگانند
يَسْأَلُونَ أَيَّانَ يَوْمُ الدِّينِ ﴿12﴾
12) سئوال می کنند کی دوران دین (قانون حق )است
يَوْمَ هُمْ عَلَى النَّارِ يُفْتَنُونَ ﴿13﴾
13) دورانی که ایشان بر آتش گرفتار کرده می شوند
ذَ وقُوا فِتْنَتَكُمْ هَذَا الَّذِي كُنتُم بِهِ تَسْتَعْجِلُونَ ﴿14﴾
14) بچشید گرفتاریتان را – این است آنکه بودید به او عجله می کردید
إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ ﴿15﴾
15) همانا متقین در بهشتها و چشمه هایند
آخِذِينَ مَا آتَاهُمْ رَبُّهُمْ إِنَّهُمْ كَانُوا قَبْلَ ذَلِكَ مُحْسِنِينَ ﴿16﴾
16) گیرندگانند آنچه را که داد ایشان را پروردگارشان – همانا ایشان بودند قبل از آن نیکوکاران
كَانُوا قَلِيلًا مِّنَ اللَّيْلِ مَا يَهْجَعُونَ ﴿17﴾
17) بودند اندکی را از شب آنچه که خواب می کردند
وَبِالْأَسْحَارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ ﴿18﴾
18) و به سحرگاهان ایشان آمرزش می طلبند
وَفِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِّلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ ﴿19﴾
19) و در اموالشان حقی است برای سئوال کننده و محروم
وَفِي الْأَرْضِ آيَاتٌ لِّلْمُوقِنِينَ ﴿20﴾
20) و در زمین است آیاتی برای یقین کنندگان
وَفِي أَنفُسِكُمْ أَفَلَا تُبْصِرُونَ ﴿21﴾
21) و در خودهایتان – آیا پس بینش نمی یابید
وَفِي السَّمَاء رِزْقُكُمْ وَمَا تُوعَدُونَ ﴿22﴾
22) و در آسمان است رزق شما و آنچه که وعده داده می شوید
فَوَرَبِّ السَّمَاء وَالْأَرْضِ إِنَّهُ لَحَقٌّ مِّثْلَ مَا أَنَّكُمْ تَنطِقُونَ ﴿23﴾
23) پس قسم به پروردگار آسمانها و زمین – همانا او (دین) البته حق است- مانند آنچه که همانا شما سخن می گوئید
هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ ضَيْفِ إِبْرَاهِيمَ الْمُكْرَمِينَ ﴿24﴾
24) آیا آمد ترا حکایت مهمان ابراهیم گرامی شدگان
إِذْ دَخَلُوا عَلَيْهِ فَقَالُوا سَلَامًا قَالَ سَلَامٌ قَوْمٌ مُّنكَرُونَ ﴿25﴾
25) آنگاه که داخل شدند بر او – پس گفتند سلامی را – گفت (ابراهیم ) سلام - قوم مبهم شدگان
فَرَاغَ إِلَى أَهْلِهِ فَجَاء بِعِجْلٍ سَمِينٍ ﴿26﴾
26) پس زیرکی شد(حاضر) بسوی اهلش – پس آورد گوساله ای چاق
فَقَرَّبَهُ إِلَيْهِمْ قَالَ أَلَا تَأْكُلُونَ ﴿27﴾
27) پس نزدیک کرد او را بسوی ایشان گفت (ابراهیم ) آیا نمی خورید
فَأَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً قَالُوا لَا تَخَفْ وَبَشَّرُوهُ بِغُلَامٍ عَلِيمٍ ﴿28﴾
28) پس احساس کرد از ایشان ترسی را – گفتند نترس و مژده دادند او را به غلامی عالم
فَأَقْبَلَتِ امْرَأَتُهُ فِي صَرَّةٍ فَصَكَّتْ وَجْهَهَا وَقَالَتْ عَجُوزٌ عَقِيمٌ ﴿29﴾
29) پس جلو آمد زنش درسماجتی – پس چک زد برویش و گفت پیری عقیم
قَالُوا كَذَلِكَ قَالَ رَبُّكِ إِنَّهُ هُوَ الْحَكِيمُ الْعَلِيمُ ﴿30﴾
30) گفتند (فرشتگان ) بدینسان گفت پروردگارت – همانا او حکیم عالم است
قَالَ فَمَا خَطْبُكُمْ أَيُّهَا الْمُرْسَلُونَ ﴿31﴾
31) گفت (ابراهیم ) پس چیست خطاب شما ای فرستاده شدگان
قَالُوا إِنَّا أُرْسِلْنَا إِلَى قَوْمٍ مُّجْرِمِينَ ﴿32﴾
32) گفتند (فرشتگان ) همانا ما فرستاده شدیم بسوی قوم مجرمان
لِنُرْسِلَ عَلَيْهِمْ حِجَارَةً مِّن طِينٍ ﴿33﴾
33) تا بفرستیم بر- ایشان سنگی از گِل
مُسَوَّمَةً عِندَ رَبِّكَ لِلْمُسْرِفِينَ ﴿34﴾
34) علامت گذاشته شده ( کد دار ) نزد پروردگارت برای اسراف کنندگان
فَأَخْرَجْنَا مَن كَانَ فِيهَا مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ﴿35﴾
35) پس بیرون کردیم کسی را که بود در او از ایمان آورندگان
فَمَا وَجَدْنَا فِيهَا غَيْرَ بَيْتٍ مِّنَ الْمُسْلِمِينَ ﴿36﴾
36) پس نیافتیم در او به غیر از خانه ای از اسلام آورندگان
وَتَرَكْنَا فِيهَا آيَةً لِّلَّذِينَ يَخَافُونَ الْعَذَابَ الْأَلِيمَ ﴿37﴾
37) و ترک کردیم در او آیه ای را برای آنانکه می ترسند عذاب دردناک را
فِي مُوسَى إِذْ أَرْسَلْنَاهُ إِلَى فِرْعَوْنَ بِسُلْطَانٍ مُّبِينٍ ﴿38﴾
38) و در موسی آنگاه که فرستادیم او را بسوی فرعون به قاطعیتی شفاف
فَتَوَلَّى بِرُكْنِهِ وَقَالَ سَاحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ ﴿39﴾
39) پس رویگردانید (فرعون)به تکیه گاهش (به نیروهایش) و گفت جادوگر است یا دیوانه
فَأَخَذْنَاهُ وَجُنُودَهُ فَنَبَذْنَاهُمْ فِي الْيَمِّ وَهُوَ مُلِيمٌ ﴿40﴾
40) پس گرفتیم او را و لشگرش را پس بکناری بردیم ایشان را در شط و او ملامت آور است
وَفِي عَادٍ إِذْ أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمُ الرِّيحَ الْعَقِيمَ ﴿41﴾
41) و در عاد – آنگاه که فرستادیم بر – ایشان باد عقیم را
مَا تَذَرُ مِن شَيْءٍ أَتَتْ عَلَيْهِ إِلَّا جَعَلَتْهُ كَالرَّمِيمِ ﴿42﴾
42) نمی گذارد از چیزی که آمد بر-ایشان مگر قرارداد او را مانند کهنه
وَفِي ثَمُودَ إِذْ قِيلَ لَهُمْ تَمَتَّعُوا حَتَّى حِينٍ ﴿43﴾
43) و در ثمود – آنگاه که گفته شد برای ایشان بهره مند شوید تا وقتی
فَعَتَوْا عَنْ أَمْرِ رَبِّهِمْ فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ وَهُمْ يَنظُرُونَ ﴿44﴾
44) پس گستاختی کردند از امر پروردگارشان – پس گرفت ایشان را صاعقه و ایشان می نگرند
فَمَا اسْتَطَاعُوا مِن قِيَامٍ وَمَا كَانُوا مُنتَصِرِينَ ﴿45﴾
45) پس نتوانستند از قیامی (اقدامی ) و نبودند یاری یافتگان
وَقَوْمَ نُوحٍ مِّن قَبْلُ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ ﴿46﴾
46) و قوم نوح – از قبل – همانا ایشان بودند قومی متمردان
وَالسَّمَاء بَنَيْنَاهَا بِأَيْدٍ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ ﴿47﴾
47) و آسمان را بنا کردیمش به دستی (به قدرتی ) و همانا مائیم البته وسعت دهندگان
وَالْأَرْضَ فَرَشْنَاهَا فَنِعْمَ الْمَاهِدُونَ ﴿48﴾
48) و زمین را بستر کردیم او را – پس آسوده آماده کنندگانیم
وَمِن كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنَا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ﴿49﴾
49) و از هر چیزی خلق کردیم جفت شاید شما متذکر شوید
فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ إِنِّي لَكُم مِّنْهُ نَذِيرٌ مُّبِينٌ ﴿50﴾
50) پس فرار کنید بسوی خداوند – همانا منم برای شما از او اخطار کننده ای شفاف
وَلَا تَجْعَلُوا مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ إِنِّي لَكُم مِّنْهُ نَذِيرٌ مُّبِينٌ ﴿51﴾
51) و قرار ندهید با خداوند الهی ( مطلقی) دیگر همانا منم برای شما از او اخطارکننده شفاف
كَذَلِكَ مَا أَتَى الَّذِينَ مِن قَبْلِهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا قَالُوا سَاحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ ﴿52﴾
52) بدینسان نیامد به آنانکه از قبل ایشانند از رسولی مگر گفتند جادوگر است یا دیوانه
أَتَوَاصَوْا بِهِ بَلْ هُمْ قَوْمٌ طَاغُونَ ﴿53﴾
53) آیا وصیت کردند به او(به باطل ) – بلکه ایشانند قومی طغیان گر
فَتَوَلَّ عَنْهُمْ فَمَا أَنتَ بِمَلُومٍ ﴿54﴾
54) پس رویگردان از ایشان پس نیستی تو بسببی ملامت کرده شده
وَذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرَى تَنفَعُ الْمُؤْمِنِينَ ﴿55﴾
55) و تذکر بده پس همانا تذکر نفع می دهد ایمان آورندگان را
وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ ﴿56﴾
56) و خلق نکردیم جن وانس را مگر تا بپرستند مرا (خداوند را )
مَا أُرِيدُ مِنْهُم مِّن رِّزْقٍ وَمَا أُرِيدُ أَن يُطْعِمُونِ ﴿57﴾
57) نمی خواهیم از ایشان رزقی را و نمی خواهیم اینکه طعام کنند مرا
إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ ﴿58﴾
58) همانا خداوند اوست که رزق دهنده دارای نیروی قرس است
فَإِنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا ذَنُوبًا مِّثْلَ ذَنُوبِ أَصْحَابِهِمْ فَلَا يَسْتَعْجِلُونِ ﴿59﴾
59) پس همانا برای آنانکه ظلم کردند نصيب است مانند نصيب اصحابشان – پس عجله نکنند مرا – (در عذاب دادن )
فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ كَفَرُوا مِن يَوْمِهِمُ الَّذِي يُوعَدُونَ ﴿60﴾
60) پس وای برای آنانکه کافر شدند از دورانشان (در قیامت) – آنکه وعده داده می شوند .
سوره الطـــور (52)
بخش تحول)
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
بنام خداوند بخشاینده بخشایشگر
وَالطُّورِ ﴿1﴾
1) قسم به طور(تحول)
وَكِتَابٍ مَّسْطُورٍ ﴿2﴾
2) و قسم به کتاب سطر کرده شده
فِي رَقٍّ مَّنشُورٍ ﴿3﴾
3) در صفحه ای منتشر شده
وَالْبَيْتِ الْمَعْمُورِ ﴿4﴾
4) و قسم به خانه آبادکرده شده
وَالسَّقْفِ الْمَرْفُوعِ ﴿5﴾
5) و قسم به سقف برافراشته شده(جوکره زمین مانند سقفی است که داخل خانه را از اسیب حفظ می کند زمین خانه انسان است )
وَالْبَحْرِ الْمَسْجُورِ ﴿6﴾
6) و قسم به دریای افروخته شده
إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ لَوَاقِعٌ ﴿7﴾
7) همانا عذاب پروردگارت البته واقع شونده است
مَا لَهُ مِن دَافِعٍ ﴿8﴾
8) نیست برای او دفع کننده ای
يَوْمَ تَمُورُ السَّمَاء مَوْرًا ﴿9﴾
9) دورانی که می خزد آسمان خزیدنی
وَتَسِيرُ الْجِبَالُ سَيْرًا ﴿10﴾
10) و سیر می کند کوهها سیر کردنی
فَوَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ ﴿11﴾
11) پس وای ایندورانگاه برای تکذیب کنندگان است
الَّذِينَ هُمْ فِي خَوْضٍ يَلْعَبُونَ ﴿12﴾
12) آنانکه ایشان در فرو رفتگی ( به باطل ) بازی می کنند
يَوْمَ يُدَعُّونَ إِلَى نَارِ جَهَنَّمَ دَعًّا ﴿13﴾
13) دورانی که تشر زده می شوند بسوی آتش جهنم تشر زدنی
هَذِهِ النَّارُ الَّتِي كُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ ﴿14﴾
14) این آتش است آنکه بودید به او تکذیب می کردید
أَفَسِحْرٌ هَذَا أَمْ أَنتُمْ لَا تُبْصِرُونَ ﴿15﴾
15) آیا پس سحر است این – یا شما بینش نمی یابید
اصْلَوْهَا فَاصْبِرُوا أَوْ لَا تَصْبِرُوا سَوَاء عَلَيْكُمْ إِنَّمَا تُجْزَوْنَ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿16﴾
16) ملزم شوید او را – پس صبر بکنید یا صبر نکنید – مساوی است بر شما – قطعاً جزا داده می شوید آنچه را که بودید عمل می کردید
إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَنَعِيمٍ ﴿17﴾
17) همانا متقین در بهشت ها و نعمت هایند
فَاكِهِينَ بِمَا آتَاهُمْ رَبُّهُمْ وَوَقَاهُمْ رَبُّهُمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ ﴿18﴾
18) خوشکامانند بآنچه که داد ایشان را پروردگارشان- و حفظ کرد ایشان را پروردگارشان از عذاب دوزخ
كُلُوا وَاشْرَبُوا هَنِيئًا بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿19﴾
19) بخورید و بیاشامید گوارا بسبب آنچه که بودید عمل می کردید
مُتَّكِئِينَ عَلَى سُرُرٍ مَّصْفُوفَةٍ وَزَوَّجْنَاهُم بِحُورٍ عِينٍ ﴿20﴾
20) تکیه زنندگان بر تخت هائی صف کرده شده -و جفت کردیم ایشان را به گفتگو کنندگان چشمی (زیبا از مردان و زنان )
وَالَّذِينَ آمَنُوا وَاتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُم بِإِيمَانٍ أَلْحَقْنَا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَمَا أَلَتْنَاهُم مِّنْ عَمَلِهِم مِّن شَيْءٍ كُلُّ امْرِئٍ بِمَا كَسَبَ رَهِينٌ ﴿21﴾
21) و آنانکه ایمان آوردند و پیروی کردند ایشان را نسلشان- به ایمانی محلق کردیم به ایشان نسلشان را- و کم نکردیم ایشان را از عملشان از چیزی – هر انسانی بسبب آنچه که کسب کرد در گرو است
وَأَمْدَدْنَاهُم بِفَاكِهَةٍ وَلَحْمٍ مِّمَّا يَشْتَهُونَ ﴿22﴾
22) و مدد کردیم ایشان را به خوشکامی وچسبیدنی از آنچه که اشتهاء می کنند
يَتَنَازَعُونَ فِيهَا كَأْسًا لَّا لَغْوٌ فِيهَا وَلَا تَأْثِيمٌ ﴿23﴾
23) کشاکش می کنند در او جامی را که نیست یاوه ای در او و نه گناه کردنی
وَيَطُوفُ عَلَيْهِمْ غِلْمَانٌ لَّهُمْ كَأَنَّهُمْ لُؤْلُؤٌ مَّكْنُونٌ ﴿24﴾
24) و می چرخد بر – ایشان غلمانی (از فرشتگان ) که برای(خدمت ) ایشانند -گویا اینکه ایشانند مروارید نگهداری شده
وَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَسَاءلُونَ ﴿25﴾
25) و جلو آمدند بعضیشان بر بعضی که سئوال می کنند( از یکدیگر در بهشت )
قَالُوا إِنَّا كُنَّا قَبْلُ فِي أَهْلِنَا مُشْفِقِينَ ﴿26﴾
26) گفتند همانا ما بودیم قبلاً در اهلمان مواظبت کنند گان(از انحراف)
فَمَنَّ اللَّهُ عَلَيْنَا وَوَقَانَا عَذَابَ السَّمُومِ ﴿27﴾
27) پس منت گذاشت خداوند بر ما و حفظ کرد ما را از عذاب زهرآگین
إِنَّا كُنَّا مِن قَبْلُ نَدْعُوهُ إِنَّهُ هُوَ الْبَرُّ الرَّحِيمُ ﴿28﴾
28) همانا ما بودیم از قبل که دعوت می کردیم او را – همانا اوست – او که خوبی کننده بخشایشگر است
فَذَكِّرْ فَمَا أَنتَ بِنِعْمَتِ رَبِّكَ بِكَاهِنٍ وَلَا مَجْنُونٍ ﴿29﴾
29) پس تذکر بده پس نیستی تو بسبب نعمت پروردگارت پیش گو و نه دیوانه
أَمْ يَقُولُونَ شَاعِرٌ نَّتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُونِ ﴿30﴾
30) یا می گویند (محمد)شاعر است – انتظار می کشیم به او تردد پیشکشی (مرگ را )
قُلْ تَرَبَّصُوا فَإِنِّي مَعَكُم مِّنَ الْمُتَرَبِّصِينَ ﴿31﴾
31) بگو انتظار بکشید – پس همانا من با شما از منتظرانم
أَمْ تَأْمُرُهُمْ أَحْلَامُهُم بِهَذَا أَمْ هُمْ قَوْمٌ طَاغُونَ ﴿32﴾
32) یا امر می کند ایشان را رویاهایشان به این – یا ایشانند قومی طغیان کنندگان
أَمْ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ بَل لَّا يُؤْمِنُونَ ﴿33﴾
33) یا می گویند – گفتار بافی کرد او( محمد ) – بلکه ایمان نمی آورند
فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِّثْلِهِ إِن كَانُوا صَادِقِينَ ﴿34﴾
34) پس باید بیاورند کلامی مانند او را چنانچه بودند راستگویان
أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ ﴿35﴾
35) یا خلق کرده شدند از بدون چیزی – یا ایشان خلق کنندگانند
أَمْ خَلَقُوا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بَل لَّا يُوقِنُونَ ﴿36﴾
36) یا خلق کردند آسمانها و زمین را- بلکه یقین نمی کنند
أَمْ عِندَهُمْ خَزَائِنُ رَبِّكَ أَمْ هُمُ الْمُصَيْطِرُونَ ﴿37﴾
37) یا نزد ایشان است انبارهای پروردگارت یا ایشان کنترل کنندگانند
أَمْ لَهُمْ سُلَّمٌ يَسْتَمِعُونَ فِيهِ فَلْيَأْتِ مُسْتَمِعُهُم بِسُلْطَانٍ مُّبِينٍ ﴿38﴾
38) یا برای ایشان است نردبانی که شنود می کنند در او- پس باید بیاورند شنود شان را به قاطعیتی شفاف
أَمْ لَهُ الْبَنَاتُ وَلَكُمُ الْبَنُونَ ﴿39﴾
39) یا برای او دختران و برای شماست پسران است
أَمْ تَسْأَلُهُمْ أَجْرًا فَهُم مِّن مَّغْرَمٍ مُّثْقَلُونَ ﴿40﴾
40) یا سئوال می کنی ایشان را مزدی – پس ایشان از تاوان دادن سنگین شده گانند
أَمْ عِندَهُمُ الْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُونَ ﴿41﴾
41) یا نزد ایشان است غیب – پس ایشان می نویسند
أَمْ يُرِيدُونَ كَيْدًا فَالَّذِينَ كَفَرُوا هُمُ الْمَكِيدُونَ ﴿42﴾
42) یا می خواهند نقشه ای را – پس آنانکه کافر شدند ایشان نقشه کشیده شدگانند
أَمْ لَهُمْ إِلَهٌ غَيْرُ اللَّهِ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ ﴿43﴾
43) یا برای ایشان است الهی (مطلقی ) غیر از خداوند- فعال(مطلق) خداوند است از آنچه که شریک می کنند (دور است )
وَإِن يَرَوْا كِسْفًا مِّنَ السَّمَاء سَاقِطًا يَقُولُوا سَحَابٌ مَّرْكُومٌ ﴿44﴾
44) و چنانچه ببینید قطعه ای(از اجرام فضائی ) از آسمان که ساقط شونده است -می گویند ابر(کشاننده) انباشته شده است
فَذَرْهُمْ حَتَّى يُلَاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي فِيهِ يُصْعَقُونَ ﴿45﴾
45) پس بگذار ایشان را تا ملاقات کنند دورانشان را -آنکه در او صاعقه زده می شوند
يَوْمَ لَا يُغْنِي عَنْهُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئًا وَلَا هُمْ يُنصَرُونَ ﴿46﴾
46) دورانی که کفایت نمی کند از ایشان نقشه شان چیزی را- و نه ایشان یاری کرده می شوند
وَإِنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا عَذَابًا دُونَ ذَلِكَ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ ﴿47﴾
47) و همانا برای آنانکه ظلم کردند عذابی است غیر از آن- و لکن اکثرشان علم ندارند
وَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنَا وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ حِينَ تَقُومُ ﴿48﴾
48) و صبر کن برای حکم پروردگارت – پس همانا توئی به نظارت ما – و فعالیت کن به ستایش پروردگارت وقتی که قیام می کنی
وَمِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَإِدْبَارَ النُّجُومِ ﴿49﴾
49) و از شب پس فعالیت کن (به پرستش ) او - و پشت کردن ستارگان (نماز نافله)
ســـوره النجم (53)
بخش ستــــــاره
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر
وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى ﴿1﴾
1) قسم به ستاره آنگاه که فرو رفت
مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى ﴿2﴾
2) گمراه نشد صاحب شما (محمد ) و نقص جو نشد
وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى ﴿3﴾
3) و نطق نمی کند از هوس
إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى ﴿4﴾
4) نیست او(قرآن) مگر وحی که وحی کرده می شود
عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَى ﴿5﴾
5) تعلیم داد او را شدید نیرومند (جبریل )
ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوَى ﴿6﴾
6) داشت مروری پس پردازش کرد (خود را جبریل )
وَهُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلَى ﴿7﴾
7) و اوست (جبریل ) به افق متعالی
ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى ﴿8﴾
8) سپس نزدیک شد پس آویزان شد (جبریل )
فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى ﴿9﴾
9) پس بود (بفاصله) قاب دو کمان یا نزدیکتر
فَأَوْحَى إِلَى عَبْدِهِ مَا أَوْحَى ﴿10﴾
10) پس وحی کرد (خداوند بوسیله جبریل ) بسوی پرستنده اش (محمد ) آنچه را که وحی کرد
مَا كَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَى ﴿11﴾
11) تکذیب نکرد ترجیح دهنده (عقل ) آنچه را که دید (چشم )
أَفَتُمَارُونَهُ عَلَى مَا يَرَى ﴿12﴾
12) آیا پس تردید می کنید او را (محمد را ) بر آنچه که می بیند
وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَى ﴿13﴾
13) و البته بدرستیکه دید او را( جبریل را ) نازل شدنی دیگر ( در معراج )
عِندَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى ﴿14﴾
14) نزد سدره المنتهی( طبقه آخری- طبقه هفتم آسمان )
عِندَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَى ﴿15﴾
15) نزدیک او ( طبقه هفتم ) است بهشت جایگاه
إِذْ يَغْشَى السِّدْرَةَ مَا يَغْشَى ﴿16﴾
16) آنگاه که می پوشاند طبقه را آنچه (خورشید) می پوشاند
مَا زَاغَ الْبَصَرُ وَمَا طَغَى ﴿17﴾
17) مایل (به انحراف )نشد بینش و طغیان نکرد
لَقَدْ رَأَى مِنْ آيَاتِ رَبِّهِ الْكُبْرَى ﴿18﴾
18) البته بدرستیکه دید از آیات پروردگارش که بزرگ است
أَفَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَالْعُزَّى ﴿19﴾
19) آیا پس دیدید لات و عزی را
وَمَنَاةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرَى ﴿20﴾
20) و منات را که سومی دیگر است ( که فکر می کنید دختران خدایند)
أَلَكُمُ الذَّكَرُ وَلَهُ الْأُنثَى ﴿21﴾
21) آیا برای شما مذکر است و برای او مونث است
تِلْكَ إِذًا قِسْمَةٌ ضِيزَى ﴿22﴾
22) این است بنابراین- قسمت کردنی جانبدارانه
إِنْ هِيَ إِلَّا أَسْمَاء سَمَّيْتُمُوهَا أَنتُمْ وَآبَاؤُكُم مَّا أَنزَلَ اللَّهُ بِهَا مِن سُلْطَانٍ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَمَا تَهْوَى الْأَنفُسُ وَلَقَدْ جَاءهُم مِّن رَّبِّهِمُ الْهُدَى ﴿23﴾
23) نیست او مگر اسمهائی که اسم گذاری کردید او را شما – و اجدادتان – آنچه که نازل نکرد خداوند به او از (دلیل ) قاطعی – پیروی نمی کنند مگر گمان را- و آنچه که هوس می کند نفسها- و البته بدرستیکه آمد ایشان را از پروردگارشان هدایت
أَمْ لِلْإِنسَانِ مَا تَمَنَّى ﴿24﴾
24) یا برای انسان است آنچه را که ریخت(درخیالش)
فَلِلَّهِ الْآخِرَةُ وَالْأُولَى ﴿25﴾
25) پس برای خداوند است آخرت (قیامت) و اَوّلی (دنیا )
وَكَم مِّن مَّلَكٍ فِي السَّمَاوَاتِ لَا تُغْنِي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا إِلَّا مِن بَعْدِ أَن يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَن يَشَاء وَيَرْضَى ﴿26﴾
26) و چقدر از فرشته ای که در آسمانها است – که کفایت نمی کند شفاعت کردنشان چیزی را – مگر از بعد اینکه اجازه می دهد خداوند برای کسی که می خواهد و راضی می شود
إِنَّ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ لَيُسَمُّونَ الْمَلَائِكَةَ تَسْمِيَةَ الْأُنثَى ﴿27﴾
27) همانا آنانکه ایمان نمی آورند به آخرت – البته اسم گذاری می کنند فرشتگان را – اسم گذاری مونث
وَمَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا ﴿28﴾
28) و نیست برای ایشان از علمی – پیروی نمی کنند مگر گمان را- و همانا گمان کفایت نمی کند از حق چیزی را
فَأَعْرِضْ عَن مَّن تَوَلَّى عَن ذِكْرِنَا وَلَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَيَاةَ الدُّنْيَا ﴿29﴾
29) پس اعراض کن از کسی که رویگردانید از ذکر ما – و نخواست مگر زندگانی دنیا را
ذَلِكَ مَبْلَغُهُم مِّنَ الْعِلْمِ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اهْتَدَى ﴿30﴾
30) آن است – رسیدن (عقل) شان از علم – همانا پروردگارت اوست که عالمتر است به کسی که گم
شد از جهت (حاکمیت ولایت جمهورمردم بجانشینی از حاکمیت ولایت مطلقه )او – و او عالمتر است به کسی
که هدایت یافت
وَلِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ لِيَجْزِيَ الَّذِينَ أَسَاؤُوا بِمَا عَمِلُوا وَيَجْزِيَ الَّذِينَ أَحْسَنُوا بِالْحُسْنَى ﴿31﴾
31) و برای خداوند است آنچه که در آسمانها و آنچه که در زمین است تا جزا دهد آنانرا که بدی کردند بسبب آنچه که عمل کردند و جزا می دهد آنان را که نیکوئی کردند به نیکوئی
الَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبَائِرَ الْإِثْمِ وَالْفَوَاحِشَ إِلَّا اللَّمَمَ إِنَّ رَبَّكَ وَاسِعُ الْمَغْفِرَةِ هُوَ أَعْلَمُ بِكُمْ إِذْ أَنشَأَكُم مِّنَ الْأَرْضِ وَإِذْ أَنتُمْ أَجِنَّةٌ فِي بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ فَلَا تُزَكُّوا أَنفُسَكُمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقَى ﴿32﴾
32) آنانکه اجتناب می کنند از کبیره های گناه و زشتی ها مگر ریزه ای – همانا پروردگارت وسعت دهنده آمرزش است – او عالمتر است به شما آنگاه که پدید آورد شما را از زمین – و آنگاه که جنینی در شکمهای مادرانتانید – پس نموّ کرده نشمارید خودهایتان را – او عالمتر است به کسی که متقی شد
أَفَرَأَيْتَ الَّذِي تَوَلَّى ﴿33﴾
33) آیا پس ندیدی آنکه رویگردانید ( از حق )
وَأَعْطَى قَلِيلًا وَأَكْدَى ﴿34﴾
34) و عطا کرد اندکی و گدائی کرد
أَعِندَهُ عِلْمُ الْغَيْبِ فَهُوَ يَرَى ﴿35﴾
35) آیا نزد اوست علم غیب پس او می بیند
أَمْ لَمْ يُنَبَّأْ بِمَا فِي صُحُفِ مُوسَى ﴿36﴾
36) یا خبر داده نشد بآنچه که در دفتر موسی است
وَإِبْرَاهِيمَ الَّذِي وَفَّى ﴿37﴾
37) و ابراهیم آنکه تمام نمود(امتحانات را )
أَلَّا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى ﴿38﴾
38) اینکه بار نمی برد – بار برنده ای – بار دیگری را
وَأَن لَّيْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى ﴿39﴾
39) و اینکه نیست برای انسان مگر آنچه را که سعی کرد
وَأَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُرَى ﴿40﴾
40) و اینکه سعیش بزودی دیده می شود
ثُمَّ يُجْزَاهُ الْجَزَاء الْأَوْفَى ﴿41﴾
41) سپس جزا داده می شود او – جزائی تمامتر
وَأَنَّ إِلَى رَبِّكَ الْمُنتَهَى ﴿42﴾
42) و همانا بسوی پروردگارت است نهایت
وَأَنَّهُ هُوَ أَضْحَكَ وَأَبْكَى ﴿43﴾
43) و همانا اوست - او که خندانید و گریانید
وَأَنَّهُ هُوَ أَمَاتَ وَأَحْيَا ﴿44﴾
44) و همانا اوست – او که میرانید و زنده گردانید
وَأَنَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى ﴿45﴾
45) و همانا اوست که خلق کرد جفت را مذکر و مونث
مِن نُّطْفَةٍ إِذَا تُمْنَى ﴿46﴾
46) از نطفه ای- آنگاه که ریخته شد
وَأَنَّ عَلَيْهِ النَّشْأَةَ الْأُخْرَى ﴿47﴾
47) و همانا بر اوست پدید آوردنی دیگر
وَأَنَّهُ هُوَ أَغْنَى وَأَقْنَى ﴿48﴾
48) و همانا اوست – او که غنی کرد وتداوم داد
وَأَنَّهُ هُوَ رَبُّ الشِّعْرَى ﴿49﴾
49) و همانا اوست – او که پروردگار شعری است
وَأَنَّهُ أَهْلَكَ عَادًا الْأُولَى ﴿50﴾
50) و همانا او هلاک کرد عاد نخستین را
وَثَمُودَ فَمَا أَبْقَى ﴿51﴾
51) و ثمود را پس باقی نگذاشت
وَقَوْمَ نُوحٍ مِّن قَبْلُ إِنَّهُمْ كَانُوا هُمْ أَظْلَمَ وَأَطْغَى ﴿52﴾
52) و قوم نوح را از قبل – همانا ایشان بودند ظالمتر و طغیانگر تر
وَالْمُؤْتَفِكَةَ أَهْوَى ﴿53﴾
53) و منحرف شده ها را فرو افکند
فَغَشَّاهَا مَا غَشَّى ﴿54﴾
54) پس پوشانید او را بآنچه که پوشانید
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكَ تَتَمَارَى ﴿55﴾
55) پس بکدام نعمت های پروردگارت تردید می کنی
هَذَا نَذِيرٌ مِّنَ النُّذُرِ الْأُولَى ﴿56﴾
56) این اخطار کننده است از اخطار کنندگان نخستین
أَزِفَتْ الْآزِفَةُ ﴿57﴾
57) نزدیک شد –نزدیک شونده
لَيْسَ لَهَا مِن دُونِ اللَّهِ كَاشِفَةٌ ﴿58﴾
58) نیست برای او از غیر خداوند بر طرف کننده ای
أَفَمِنْ هَذَا الْحَدِيثِ تَعْجَبُونَ ﴿59﴾
59) آیا پس- از این حدیث تعجب می کنید
وَتَضْحَكُونَ وَلَا تَبْكُونَ ﴿60﴾
60) و می خندید و گریه نمی کنید
وَأَنتُمْ سَامِدُونَ ﴿61﴾
61) و شما اشتباه کنندگانید
فَاسْجُدُوا لِلَّهِ وَاعْبُدُوا ﴿62﴾
62) پس سجده(قبول ) کنید برای خداوند(مطلقیت را ) و پرستش کنید
ســـوره القمـــر (54)
بخش مـــــــاه
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
بنام خداوند بخشاینده بخشایشگر
اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانشَقَّ الْقَمَرُ ﴿1﴾
1) نزدیک شد لحظه (قیامت ) و پاره شد ماه
وَإِن يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَيَقُولُوا سِحْرٌ مُّسْتَمِرٌّ ﴿2﴾
2) و چنانچه ببینند ایه ای را اعراض کنند و گویند جادوگری دائمی است
وَكَذَّبُوا وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءهُمْ وَكُلُّ أَمْرٍ مُّسْتَقِرٌّ ﴿3﴾
3) و تکذیب کردند و پیروی کردند هوسهایشان را- و هر امری مستقر است
وَلَقَدْ جَاءهُم مِّنَ الْأَنبَاء مَا فِيهِ مُزْدَجَرٌ ﴿4﴾
4) و البته بدرستیکه آمد ایشان را از اخبار – آنچه را که در اوست طرد شدنی (از حق)
حِكْمَةٌ بَالِغَةٌ فَمَا تُغْنِ النُّذُرُ ﴿5﴾
5) حکمتی است ابلاغ کننده – پس کفایت نکرد اخطار کردن
فَتَوَلَّ عَنْهُمْ يَوْمَ يَدْعُ الدَّاعِ إِلَى شَيْءٍ نُّكُرٍ ﴿6﴾
6) پس رویگردان از ایشان – دورانی که دعوت کند دعوت کننده ای – بسوی چیزی مبهم
خُشَّعًا أَبْصَارُهُمْ يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدَاثِ كَأَنَّهُمْ جَرَادٌ مُّنتَشِرٌ ﴿7﴾
7) فرو افتاده است بینشهایشان – بیرون می آیند از قوامگاه ها گویا اینکه ایشان ملخ منتشر شده اند
مُّهْطِعِينَ إِلَى الدَّاعِ يَقُولُ الْكَافِرُونَ هَذَا يَوْمٌ عَسِرٌ ﴿8﴾
8) خیره شوندگانند بسوی دعوت کننده – و می گویند کافران این است دورانی دشوار
كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ فَكَذَّبُوا عَبْدَنَا وَقَالُوا مَجْنُونٌ وَازْدُجِرَ ﴿9﴾
9) تکذیب کردند قبل از ایشان قوم نوح – پس تکذیب کردند پرستنده ما را و گفتند دیوانه ای است و طرد کرده شده (از حق)
فَدَعَا رَبَّهُ أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانتَصِرْ ﴿10﴾
10) پس دعوت کرد پروردگارش را همانا من مغلوب شده ام پس یاری کن
فَفَتَحْنَا أَبْوَابَ السَّمَاء بِمَاء مُّنْهَمِرٍ ﴿11﴾
11) پس گشودیم درهای(خنک کنندگی ) آسمان را به آب سیلانی
وَفَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيُونًا فَالْتَقَى الْمَاء عَلَى أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ ﴿12﴾
12) و شکافتیم زمین را به چشمه هائی – پس ملاقات کرد آب بر امری- بدرستیکه اندازه کرده شد
وَحَمَلْنَاهُ عَلَى ذَاتِ أَلْوَاحٍ وَدُسُرٍ ﴿13﴾
13) و حمل کردیم او را بر دارای تخته ها و پرچها (کشتی)
تَجْرِي بِأَعْيُنِنَا جَزَاء لِّمَن كَانَ كُفِرَ ﴿14﴾
14) جاری می شود به (نظارت)چشم ما – جزائی برای کسی که بود انکار کرده شده
وَلَقَد تَّرَكْنَاهَا آيَةً فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ ﴿15﴾
15) و البته بدرستیکه ترک کردیم او را آیه ای – پس آیا از تذکر یابنده ای است
فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ ﴿16﴾
16) پس چطور بود عذاب من و اخطارم
وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ ﴿17﴾
17) و البته بدرستیکه آسان کردیم قرآن را برای تذکر – پس آیا از تذکر یابنده ای است
كَذَّبَتْ عَادٌ فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ ﴿18﴾
18) تکذیب کرد عاد- پس چطور بود عذاب من و اخطارم
إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحًا صَرْصَرًا فِي يَوْمِ نَحْسٍ مُّسْتَمِرٍّ ﴿19﴾
19) همانا ما فرستادیم بر- ایشان باد پرصدا را در دوران شومی که مستمر است
تَنزِعُ النَّاسَ كَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ مُّنقَعِرٍ ﴿20﴾
20) می کشد مردم را – گویا اینکه ایشان تنه های خرمای از بیخ کنده شده است
فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ ﴿21﴾
21) پس چطور بود عذاب من و اخطارم
وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ ﴿22﴾
22) و البته بدرستیکه آسان کردیم قرآن را برای تذکر – پس آیا از تذکر یابنده ای است
كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِالنُّذُرِ ﴿23﴾
23) تکذیب کرد ثمود اخطار کنندگان را
فَقَالُوا أَبَشَرًا مِّنَّا وَاحِدًا نَّتَّبِعُهُ إِنَّا إِذًا لَّفِي ضَلَالٍ وَسُعُرٍ ﴿24﴾
24) پس گفتند آیا بشری که از ماست فردی که پیروی کنیم او را – همانا ما بنابراین البته در گمراهی و شعله ایم
أَؤُلْقِيَ الذِّكْرُ عَلَيْهِ مِن بَيْنِنَا بَلْ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٌ ﴿25﴾
25) آیا القاء کرده شد ذکر بر او از میان ما – بلکه او دروغگوی آشوبگر است
سَيَعْلَمُونَ غَدًا مَّنِ الْكَذَّابُ الْأَشِرُ ﴿26﴾
26) بزودی علم می یابند فردا – که کیست دروغگوی آشوبگر
إِنَّا مُرْسِلُو النَّاقَةِ فِتْنَةً لَّهُمْ فَارْتَقِبْهُمْ وَاصْطَبِرْ ﴿27﴾
27) همانا ما فرستندگانیم – ناقه را گرفتاری برای ایشان پس مراقب باش ایشان را و صبر کن
وَنَبِّئْهُمْ أَنَّ الْمَاء قِسْمَةٌ بَيْنَهُمْ كُلُّ شِرْبٍ مُّحْتَضَرٌ ﴿28﴾
28) و خبر بده ایشان را همانا آب قسمت است میان ایشان – هرنوشیدنی (بنوبت ) حاضر کرده شده است
فَنَادَوْا صَاحِبَهُمْ فَتَعَاطَى فَعَقَرَ ﴿29﴾
29) پس ندا کردند اهلشان را – پس بکار برد (سلاح را ) پس پی کرد
فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ ﴿30﴾
30) پس چطور بود عذاب من و اخطارم
إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ صَيْحَةً وَاحِدَةً فَكَانُوا كَهَشِيمِ الْمُحْتَظِرِ ﴿31﴾
31) همانا فرستادیم بر-ایشان نعره ای واحد – پس بودند مانند (علف) ریز شده حصار(حیوانات )
وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ ﴿32﴾
32) و البته بدرستیکه آسان کردیم قرآن را برای تذکر – پس آیا از تذکر یابنده ای است
كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ بِالنُّذُرِ ﴿33﴾
33) تکذیب کرد قوم لوط به اخطار کنندگان
إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ حَاصِبًا إِلَّا آلَ لُوطٍ نَّجَّيْنَاهُم بِسَحَرٍ ﴿34﴾
34) همانا ما فرستادیم بر-ایشان ریگ افشانی را - مگر آل لوط را که نجات دادیم ایشان را به سَحَرگاه
نِعْمَةً مِّنْ عِندِنَا كَذَلِكَ نَجْزِي مَن شَكَرَ ﴿35﴾
35) نعمتی است از نزد ما – بدینسان جزا می دهیم کسی را که شکر کرد
وَلَقَدْ أَنذَرَهُم بَطْشَتَنَا فَتَمَارَوْا بِالنُّذُرِ ﴿36﴾
36) و البته بدرستیکه اخطار داد ایشان را به سخت گیری ما- پس تردید کردند به اخطار کنندگان
وَلَقَدْ رَاوَدُوهُ عَن ضَيْفِهِ فَطَمَسْنَا أَعْيُنَهُمْ فَذُوقُوا عَذَابِي وَنُذُرِ ﴿37﴾
37) و البته بدرستیکه طلب کردند او را (فحشاء را ) از مهمانش - پس دگرگون کردیم چشمانشان را پس بچشید عذاب مرا و اخطارم را
وَلَقَدْ صَبَّحَهُم بُكْرَةً عَذَابٌ مُّسْتَقِرٌّ ﴿38﴾
38) و البته بدرستیکه صبح کردند ایشان سحرگاه به عذابی مستقر
فَذُوقُوا عَذَابِي وَنُذُرِ ﴿39﴾
39) پس بچشید عذاب مرا و اخطارم را
وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ ﴿40﴾
40) و البته بدرستیکه آسان کردیم قرآن را برای تذکر – پس آیا از تذکر یابنده ای است
وَلَقَدْ جَاء آلَ فِرْعَوْنَ النُّذُرُ ﴿41﴾
41) و البته بدرستیکه آمد آل فرعون را اخطار کنندگان
كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا كُلِّهَا فَأَخَذْنَاهُمْ أَخْذَ عَزِيزٍ مُّقْتَدِرٍ ﴿42﴾
42) پس تکذیب کردند آیات مرا همه اش را – پس گرفتیم ایشان را گرفتن – شرافتمند قادر
أَكُفَّارُكُمْ خَيْرٌ مِّنْ أُوْلَئِكُمْ أَمْ لَكُم بَرَاءةٌ فِي الزُّبُرِ ﴿43﴾
43) آیا کافران شما ( اکنون ) بهترند از آنها ( از گذشتگان ) شما - یا برای شماست دوری ( ازعذاب) در جزوه ها
أَمْ يَقُولُونَ نَحْنُ جَمِيعٌ مُّنتَصِرٌ ﴿44﴾
44) یا می گویند – ما همگی یاری کنندگانیم (همدیگر را)
سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَيُوَلُّونَ الدُّبُرَ ﴿45﴾
45) بزودی منهزم می شوند همگی – و رویگردان می شوند به پشتها
بَلِ السَّاعَةُ مَوْعِدُهُمْ وَالسَّاعَةُ أَدْهَى وَأَمَرُّ ﴿46﴾
46) بلکه لحظه (قیامت ) موعد ایشان است – و لحظه (قیامت ) سهمگین تر و تلختر است
إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي ضَلَالٍ وَسُعُرٍ ﴿47﴾
47) همانا مجرمین در گمراهی و در شعله اند
يَوْمَ يُسْحَبُونَ فِي النَّارِ عَلَى وُجُوهِهِمْ ذُوقُوا مَسَّ سَقَرَ ﴿48﴾
48) دورانی که کشیده می شوند در آتش بر رویهایشان بچشید درک کردن سوزش را
إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ ﴿49﴾
49) همانا ما هر چیزی را خلق کردیم بقدر (به اندازه = نسبی )
وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ ﴿50﴾
50) و نیست امر ما مگر واحد -مانند نگرش (سریع) بینشی
وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا أَشْيَاعَكُمْ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ ﴿51﴾
51) و البته بدرستیکه هلاک کردیم شیعیان شما را- پس آیا از تذکر یابنده ای است
وَكُلُّ شَيْءٍ فَعَلُوهُ فِي الزُّبُرِ ﴿52﴾
52) و هر چیزی را که کردندش- در جزوه هاست
وَكُلُّ صَغِيرٍ وَكَبِيرٍ مُسْتَطَرٌ ﴿53﴾
53) و هر صغیر و کبیر ( از اعمال ) سطر کرده شده است
إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ ﴿54﴾
54) همانا متقین (حفظ کنندگان اصول راهنمای حق در اندیشه و بیان در عمل ) در بهشتها و جاری
فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِيكٍ مُّقْتَدِرٍ ﴿55﴾
55) در نشیمنگاه صداقت- نزد فرمانروای مقتدر
سوره الرحمن(55)
بخش بخشاینده
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
بنام خداوند بخشاینده بخشایشگر
الرَّحْمَنُ ﴿1﴾
1) بخشاینده است (خداوند )
عَلَّمَ الْقُرْآنَ ﴿2﴾
2) تعلیم داد قرآن را
خَلَقَ الْإِنسَانَ ﴿3﴾
3) خلق کرد انسان را
عَلَّمَهُ الْبَيَانَ ﴿4﴾
4) تعلیم داد او را بیان کردن را
الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ بِحُسْبَانٍ ﴿5﴾
5) خورشید و ماه به حسابند
وَالنَّجْمُ وَالشَّجَرُ يَسْجُدَانِ ﴿6﴾
6) و ستاره و درخت سجده می کنند ( به قبول قانون هستی )
وَالسَّمَاء رَفَعَهَا وَوَضَعَ الْمِيزَانَ ﴿7﴾
7) و آسمان را برافراشته کردش – و نهاد میزان را (برای سنجش حق و باطل)
أَلَّا تَطْغَوْا فِي الْمِيزَانِ ﴿8﴾
8) اینکه طغیان نکنید در میزان
وَأَقِيمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَلَا تُخْسِرُوا الْمِيزَانَ ﴿9﴾
9) و برپا دارید میزان را به انصاف ( به حقوق و تکالیف) و خسارت نزنید در میزان
وَالْأَرْضَ وَضَعَهَا لِلْأَنَامِ ﴿10﴾
10) و زمین را نهادش برای خوابندگان
فِيهَا فَاكِهَةٌ وَالنَّخْلُ ذَاتُ الْأَكْمَامِ ﴿11﴾
11) در اوست خوشکامی و خرما که دارای غلاف است
وَالْحَبُّ ذُو الْعَصْفِ وَالرَّيْحَانُ ﴿12﴾
12) و دانه را که دارای گاه و خوشی است
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿13﴾
13) پس کدام نعمت های پروردگارتان را تکذیب می کنید (ای جن و انس )
خَلَقَ الْإِنسَانَ مِن صَلْصَالٍ كَالْفَخَّارِ ﴿14﴾
14) خلق کرد انسان را از چکیده (عناصری ) مانند بالنده (رشد یاب )
وَخَلَقَ الْجَانَّ مِن مَّارِجٍ مِّن نَّارٍ ﴿15﴾
15) و خلق کرد جن را از آمیخته ای از آتش(الکترومغناطیس )
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿16﴾
16) پس کدام نعمت های پروردگارتان را تکذیب می کنید (ای جن و انس )
رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَرَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ ﴿17﴾
17) پروردگار دو مشرق(خورشید و ماه) و پروردگار دو مغرب(خورشید و ماه) است
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿18﴾
18) پس کدام نعمت های پروردگارتان را تکذیب می کنید
مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيَانِ ﴿19﴾
19) آمیخت دو دریا را که ملاقات می کنند
بَيْنَهُمَا بَرْزَخٌ لَّا يَبْغِيَانِ ﴿20﴾
20) میان آندوست برزخی (حائلی ) که نمی طلبند (برتری بر یکدیگر این حالت در برخورد هر خلیجی با اقیانوس است )
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿21﴾
21) پس کدام نعمت های پروردگارتان را تکذیب می کنید
يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَالْمَرْجَانُ ﴿22﴾
22) بیرون می آید از آندو مروارید(مثلا از خیلج فارس ) و مرجان (از اقیانس هند )
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿23﴾
23) پس کدام نعمت های پروردگارتان را تکذیب می کنید
وَلَهُ الْجَوَارِ الْمُنشَآتُ فِي الْبَحْرِ كَالْأَعْلَامِ ﴿24﴾
24) و برای اوست جاری شونده (کشتی) پدیده های که در دریا مانند دکلهاست
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿25﴾
25) پس کدام نعمت های پروردگارتان را تکذیب می کنید
كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ ﴿26﴾
26) هر کس در اوست ( در زمین ) فانی (میرنده ) است
وَيَبْقَى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ ﴿27﴾
27) و باقی می ماند جهت (ذات) پروردگارتان که دارای درخشندگی و گرامی است
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿28﴾
28) پس کدام نعمت های پروردگارتان را تکذیب می کنید
يَسْأَلُهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ ﴿29﴾
29) سئوال می کند او را (خداوند را)کسی که در آسمانها و زمین است – هر دورانی او (خداوند ) در شأنی ( در امری ) است
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿30﴾
30) پس کدام نعمت های پروردگارتان را تکذیب می کنید
سَنَفْرُغُ لَكُمْ أَيُّهَا الثَّقَلَانِ ﴿31﴾
31) بزودی می ریزیم (کتابتان را)برای شما ای دو سنگین ( جن و انس )
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿32﴾
32) پس کدام نعمت های پروردگارتان را تکذیب می کنید
يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَن تَنفُذُوا مِنْ أَقْطَارِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ فَانفُذُوا لَا تَنفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطَانٍ ﴿33﴾
33) ای جماعت جن و انس چنانچه توانستید اینکه نفوذ کنید از قطرهای آسمانها و زمین پس نفوذ کنید و نفوذ نمی کنید مگر به قطعیتی ( از علم )
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿34﴾
34) پس کدام نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می کنید
يُرْسَلُ عَلَيْكُمَا شُوَاظٌ مِّن نَّارٍ وَنُحَاسٌ فَلَا تَنتَصِرَانِ ﴿35﴾
35) فرستاده می شود بر شما ( جن و انس) نیزکی از آتش و مس پس یاری نمی شوید
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿36﴾
36) پس کدام نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می کنید
فَإِذَا انشَقَّتِ السَّمَاء فَكَانَتْ وَرْدَةً كَالدِّهَانِ ﴿37﴾
37) پس آنگاه که پاره شد آسمان – پس بود گلگونی مانند روغن
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿38﴾
38) پس کدام نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می کنید
فَيَوْمَئِذٍ لَّا يُسْأَلُ عَن ذَنبِهِ إِنسٌ وَلَا جَانٌّ ﴿39﴾
39) پس دورانگاهی که پرسیده نمی شود از بزهکاریش انسی و نه جنی
(یوم القیامه )
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿40﴾
40) پس کدام نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می کنید
يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيمَاهُمْ فَيُؤْخَذُ بِالنَّوَاصِي وَالْأَقْدَامِ ﴿41﴾
41) شناخته می شود مجرمین به سیمایشان – پس گرفته می شود بکاکل (که زیر اوست مرکز تصمیم گیری ) و قدمها
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿42﴾
42) پس کدام نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می کنید
هَذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِي يُكَذِّبُ بِهَا الْمُجْرِمُونَ ﴿43﴾
43) این است جهنم آنکه تکذیب می کنند بسببی او را مجرمین
يَطُوفُونَ بَيْنَهَا وَبَيْنَ حَمِيمٍ آنٍ ﴿44﴾
44) دور می زنند میان او(جهنم) و میان گرمی به ظرفیتی (شدید)
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿45﴾
45) پس کدام نعمت های پروردگارتان را تکذیب می کنید
وَلِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ ﴿46﴾
46) و برای کسی که ترسید مقام (قضاوت ) پروردگارش را دو بهشت است
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿47﴾
47) پس کدام نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می کنید
ذَوَاتَا أَفْنَانٍ ﴿48﴾
48) دارندگان (نعمت های)متنوع است
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿49﴾
49) پس کدام نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می کنید
فِيهِمَا عَيْنَانِ تَجْرِيَانِ ﴿50﴾
50) در آندوست دو چشمه که جاری می شوند
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿51﴾
51) پس کدام نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می کنید
فِيهِمَا مِن كُلِّ فَاكِهَةٍ زَوْجَانِ ﴿52﴾
52) در آندوست از هر خوشکامی دو لنگه
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿53﴾
53) پس کدام نعمت های پروردگارتان را تکذیب می کنید
مُتَّكِئِينَ عَلَى فُرُشٍ بَطَائِنُهَا مِنْ إِسْتَبْرَقٍ وَجَنَى الْجَنَّتَيْنِ دَانٍ ﴿54﴾
54) تکیه زنندگانند بر بسترهایی که آسترهایش از ابریشم براق است – چیدن (میوه های ) دو بهشت پائین است
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿55﴾
55) پس کدام نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می کنید
فِيهِنَّ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنسٌ قَبْلَهُمْ وَلَا جَانٌّ ﴿56﴾
56) در ایشان است – کوتاه کنندگان ( از دیگران) پلکها را که زفاف نکرده است ایشان را انسانی قبلشان و نه جنی
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿57﴾
57) پس کدام نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می کنید
كَأَنَّهُنَّ الْيَاقُوتُ وَالْمَرْجَانُ ﴿58﴾
58) گویا اینکه ایشانند – یا قوت و مرجان
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿59﴾
59) پس کدام نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می کنید
هَلْ جَزَاء الْإِحْسَانِ إِلَّا الْإِحْسَانُ ﴿60﴾
60) آیا جزای نیکی کردن مگر نیکی کردن است
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿61﴾
61) پس کدام نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می کنید
وَمِن دُونِهِمَا جَنَّتَانِ ﴿62﴾
62) و از غیر آندوست – دو بهشت
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿63﴾
63) پس کدام نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می کنید
مُدْهَامَّتَانِ ﴿64﴾
64) دو (بهشت ) تو در تو
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿65﴾
65) پس کدام نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می کنید
فِيهِمَا عَيْنَانِ نَضَّاخَتَانِ ﴿66﴾
66) در آندوست – دو چشمه –آکنده
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿67﴾
67) پس کدام نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می کنید
فِيهِمَا فَاكِهَةٌ وَنَخْلٌ وَرُمَّانٌ ﴿68﴾
68) در آندوست – خوشکامی و خرمائی و اناری
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿69﴾
69) پس کدام نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می کنید
فِيهِنَّ خَيْرَاتٌ حِسَانٌ ﴿70﴾
70) در ایشان است بهترین های نیکو
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿71﴾
71) پس کدام نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می کنید
حُورٌ مَّقْصُورَاتٌ فِي الْخِيَامِ ﴿72﴾
72)گفتگو کنندگان که کوتاه کنندگانند در حجله ها (زیبا از مردان و زنان )
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿73﴾
73) پس کدام نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می کنید
لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنسٌ قَبْلَهُمْ وَلَا جَانٌّ ﴿74﴾
74) زفاف نکرده است ایشان را انسانی قبلشان و نه جنی
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿75﴾
75) پس کدام نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می کنید
مُتَّكِئِينَ عَلَى رَفْرَفٍ خُضْرٍ وَعَبْقَرِيٍّ حِسَانٍ ﴿76﴾
76) تکیه زنندگانند بر بالشهای سبز فوق العاده نیکو
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿77﴾
77) پس کدام نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می کنید
تَبَارَكَ اسْمُ رَبِّكَ ذِي الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ ﴿78﴾
78) برکت داد نام پروردگارت که دارای درخشندگی و گرامی است
ســـوره الواقعه (56)
بخش واقعیت
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
بنام خداوند بخشاینده بخشایشگر
إِذَا وَقَعَتِ الْوَاقِعَةُ ﴿1﴾
1) آنگاه که واقع شد واقع شونده (قیامت )
لَيْسَ لِوَقْعَتِهَا كَاذِبَةٌ ﴿2﴾
2) نیست برای وقوعش تکذیب کننده ای
خَافِضَةٌ رَّافِعَةٌ ﴿3﴾
3) پائین آورنده بالا برنده است
إِذَا رُجَّتِ الْأَرْضُ رَجًّا ﴿4﴾
4) آنگاه که تکان داده شد زمین تکان دادنی
وَبُسَّتِ الْجِبَالُ بَسًّا ﴿5﴾
5) و نرم کرده شد کوهها نرم شدنی
فَكَانَتْ هَبَاء مُّنبَثًّا ﴿6﴾
6) پس بود ذراتی پخش شده
وَكُنتُمْ أَزْوَاجًا ثَلَاثَةً ﴿7﴾
7) و بودید لنگه های سه گانه
فَأَصْحَابُ الْمَيْمَنَةِ مَا أَصْحَابُ الْمَيْمَنَةِ ﴿8﴾
8) پس اهل خیر – چیست اهل خیر
وَأَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ مَا أَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ ﴿9﴾
9) و اهل شر – چیست اهل شر
وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ ﴿10﴾
10) و سبقت گیرندگان – سبقت گیرندگانند
أُوْلَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ ﴿11﴾
11) آنها که مقربانند
فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ ﴿12﴾
12) در بهشت های آسودگی اند
ثُلَّةٌ مِّنَ الْأَوَّلِينَ ﴿13﴾
13) مجموعه ای از پیشینیان
وَقَلِيلٌ مِّنَ الْآخِرِينَ ﴿14﴾
14) و اندکی از پسینیان
عَلَى سُرُرٍ مَّوْضُونَةٍ ﴿15﴾
15) بر تخت هائی ردیف شده
مُتَّكِئِينَ عَلَيْهَا مُتَقَابِلِينَ ﴿16﴾
16) تکیه زنندگانند بر او متقابلان
يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَانٌ مُّخَلَّدُونَ ﴿17﴾
17) دور می زند برایشان ولدانی( از فرشتگان ) جاویدانان
بِأَكْوَابٍ وَأَبَارِيقَ وَكَأْسٍ مِّن مَّعِينٍ ﴿18﴾
18) با لیوانها و پارچها و جامی از چشمه (نوشیدنی )
لَا يُصَدَّعُونَ عَنْهَا وَلَا يُنزِفُونَ ﴿19﴾
19) ترکیدگی (سر) نمی یابند از او و ریزش (عقل ) نمی کنند
وَفَاكِهَةٍ مِّمَّا يَتَخَيَّرُونَ ﴿20﴾
20) و خوشکامی – از آنچه که اختیار می کنند
وَلَحْمِ طَيْرٍ مِّمَّا يَشْتَهُونَ ﴿21﴾
21) وچسبیدنی (ازنعمت های )پرنده - از آنچه که اشتهاء می کنند
وَحُورٌ عِينٌ ﴿22﴾
22) و گفتگو کننده گان چشمی (زیبا ازمردان و زنان )
كَأَمْثَالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَكْنُونِ ﴿23﴾
23) مانند امثال مروارید که پنهان کرده شده
جَزَاء بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿24﴾
24) جزائی است بسبب آنچه که بودند عمل می کردند
لَا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا وَلَا تَأْثِيمًا ﴿25﴾
25) نمی شنوند در او یاوه ای و نه گناهی را
إِلَّا قِيلًا سَلَامًا سَلَامًا ﴿26﴾
26) مگر گفته شدن سلامی – سلامی
وَأَصْحَابُ الْيَمِينِ مَا أَصْحَابُ الْيَمِينِ ﴿27﴾
27) و اهل اختیار – چیست اهل اختیار
فِي سِدْرٍ مَّخْضُودٍ ﴿28﴾
28) در سدری (در طبقه ای ) پربار
وَطَلْحٍ مَّنضُودٍ ﴿29﴾
29) و جریانی مرتب شده
وَظِلٍّ مَّمْدُودٍ ﴿30﴾
30) و سایه ای مستمر
وَمَاء مَّسْكُوبٍ ﴿31﴾
31) و آبی روان شده
وَفَاكِهَةٍ كَثِيرَةٍ ﴿32﴾
32) و خوشکامی بسیار
لَّا مَقْطُوعَةٍ وَلَا مَمْنُوعَةٍ ﴿33﴾
33) نه قطع شده و نه ممنوع شده
وَفُرُشٍ مَّرْفُوعَةٍ ﴿34﴾
34) و بسترهای برافراشته ( که دراوست زنانی ومردانی)
إِنَّا أَنشَأْنَاهُنَّ إِنشَاء ﴿35﴾
35) همانا ما پدید آوردیم ایشان را پدید آوردنی
فَجَعَلْنَاهُنَّ أَبْكَارًا ﴿36﴾
36) پس قرار دادیم ایشان را بکری (همیشه جوان )
عُرُبًا أَتْرَابًا ﴿37﴾
37) مدنیتی شکیل
لِّأَصْحَابِ الْيَمِينِ ﴿38﴾
38) برای اهل اختیار
ثُلَّةٌ مِّنَ الْأَوَّلِينَ ﴿39﴾
39) مجموعه ای از پیشینیان
وَثُلَّةٌ مِّنَ الْآخِرِينَ ﴿40﴾
40) و مجموعه ای از پسینیان
وَأَصْحَابُ الشِّمَالِ مَا أَصْحَابُ الشِّمَالِ ﴿41﴾
41) و اهل جبر چیست اهل جبر
فِي سَمُومٍ وَحَمِيمٍ ﴿42﴾
42) در (جهنم ) زهراگین و گرم
وَظِلٍّ مِّن يَحْمُومٍ ﴿43﴾
43) و سایه ای از گرمی
لَّا بَارِدٍ وَلَا كَرِيمٍ ﴿44﴾
44) نه سرد و نه گرامی
إِنَّهُمْ كَانُوا قَبْلَ ذَلِكَ مُتْرَفِينَ ﴿45﴾
45) همانا ایشان بودند قبل از آن مرفهین
وَكَانُوا يُصِرُّونَ عَلَى الْحِنثِ الْعَظِيمِ ﴿46﴾
46) و بودند اصرار می کردند بر خلاف کردن ( از عهد ) عظیم
وَكَانُوا يَقُولُونَ أَئِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا وَعِظَامًا أَئِنَّا لَمَبْعُوثُونَ ﴿47﴾
47) و بودند که می گفتند – آیا آنگاه که مردیم و بودیم خاکی و استخوانی آیا همانا ما البته مبعوث شوندگانیم
أَوَ آبَاؤُنَا الْأَوَّلُونَ ﴿48﴾
48) یا اجداد ما که پیشینیانند
قُلْ إِنَّ الْأَوَّلِينَ وَالْآخِرِينَ ﴿49﴾
49) بگو همانا پیشینیان و پسینیان
لَمَجْمُوعُونَ إِلَى مِيقَاتِ يَوْمٍ مَّعْلُومٍ ﴿50﴾
50) البته جمع شدگانند – بسوی وقت دورانی که معلوم است
ثُمَّ إِنَّكُمْ أَيُّهَا الضَّالُّونَ الْمُكَذِّبُونَ ﴿51﴾
51) سپس شما ای گمراهان تکذیب کنندگان
لَآكِلُونَ مِن شَجَرٍ مِّن زَقُّومٍ ﴿52﴾
52) البته خورنده اید از درختی از (میوه ) زقوم
فَمَالِؤُونَ مِنْهَا الْبُطُونَ ﴿53﴾
53) پس پرکنندگانید از او شکمها را
فَشَارِبُونَ عَلَيْهِ مِنَ الْحَمِيمِ ﴿54﴾
54) پس نوشندگانید بر او از (سائل ) گرم
فَشَارِبُونَ شُرْبَ الْهِيمِ ﴿55﴾
55) پس نوشندگانید – نوشیدن (حیوانات) ولگرد
هَذَا نُزُلُهُمْ يَوْمَ الدِّينِ ﴿56﴾
56) این است نازل شدنشان بدوران دین (قانون حق )
نَحْنُ خَلَقْنَاكُمْ فَلَوْلَا تُصَدِّقُونَ ﴿57﴾
57) ما خلق کردیم شمارا پس چرا تصدیق نمی کنید
أَفَرَأَيْتُم مَّا تُمْنُونَ ﴿58﴾
58) آیا پس دیدید آنچه را که می ریزید
أَأَنتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخَالِقُونَ ﴿59﴾
59) آیا شما خلق می کنید او را – یا ما خالقانیم
نَحْنُ قَدَّرْنَا بَيْنَكُمُ الْمَوْتَ وَمَا نَحْنُ بِمَسْبُوقِينَ ﴿60﴾
60) ما مقدر کردیم میانتان مردن را و نیستیم ما بسببی سبقت گرفته شدگان
عَلَى أَن نُّبَدِّلَ أَمْثَالَكُمْ وَنُنشِئَكُمْ فِي مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿61﴾
61) بر- اینکه تبدیل کنیم امثال شما را و پدید آوریم شما را در آنچه که علم ندارید
وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَةَ الْأُولَى فَلَوْلَا تَذكَّرُونَ ﴿62﴾
62) و البته بدرستیکه علم داشتید پدید آمدن نخستین را پس چرا تذکر نمی یابید
أَفَرَأَيْتُم مَّا تَحْرُثُونَ ﴿63﴾
63) آیا پس دیدید آنچه را که حاصل می کنید
أَأَنتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ ﴿64﴾
64) آیا شما زراعت می کنید او را یا ما زراعت کنندگانیم
لَوْ نَشَاء لَجَعَلْنَاهُ حُطَامًا فَظَلَلْتُمْ تَفَكَّهُونَ ﴿65﴾
65) اگر بخواهیم البته قرار می دادیم او را خرد شده پس ادامه دادید که خوشکامی می کنید ( به خیالتان)
إِنَّا لَمُغْرَمُونَ ﴿66﴾
66) همانا ما تاوان زده گانیم
بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ ﴿67﴾
67) بلکه ما محروم شدگانیم
أَفَرَأَيْتُمُ الْمَاء الَّذِي تَشْرَبُونَ ﴿68﴾
68) آیا پس دیدید آب را – آنکه می نوشید
أَأَنتُمْ أَنزَلْتُمُوهُ مِنَ الْمُزْنِ أَمْ نَحْنُ الْمُنزِلُونَ ﴿69﴾
69) آیا شما نازل کردید او را از ابر(رهاننده) یا مائیم نازل کنندگان
لَوْ نَشَاء جَعَلْنَاهُ أُجَاجًا فَلَوْلَا تَشْكُرُونَ ﴿70﴾
70) اگر بخواهیم قرار می دادیم او را شور پس چرا شکر نمی کنید
أَفَرَأَيْتُمُ النَّارَ الَّتِي تُورُونَ ﴿71﴾
71) آیا پس دیدید آتش را آنکه می افروزید
أَأَنتُمْ أَنشَأْتُمْ شَجَرَتَهَا أَمْ نَحْنُ الْمُنشِؤُونَ ﴿72﴾
72) آیا شما پدید آوردید درخت او را یا مائیم پدید آورندگان
نَحْنُ جَعَلْنَاهَا تَذْكِرَةً وَمَتَاعًا لِّلْمُقْوِينَ ﴿73﴾
73) ما قرار دادیم او را تذکری و بهره ای برای تقویت کنندگان (ایمان و زندگی )
فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ ﴿74﴾
74) پس فعالیت کن (در پرستش)بنام پروردگارت که عظیم است
فَلَا أُقْسِمُ بِمَوَاقِعِ النُّجُومِ ﴿75﴾
75) پس قسم یاد نمی کنم به مواقع ستارگان
إِنَّهُ لَقَسَمٌ لَّوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ ﴿76﴾
76) و همانا او البته قسمی است اگر علم داشته باشید عظیم
إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ ﴿77﴾
77) همانا او البته قرآن کریم است
فِي كِتَابٍ مَّكْنُونٍ ﴿78﴾
78) در کتاب مکنون ( اصول آن)است
لَّا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ ﴿79﴾
79) درک نمی کند او را مگر مطهران ( محمد و آل محمد که اصول راهنمای حق در آنها است و پیروان انها )
تَنزِيلٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَمِينَ ﴿80﴾
80) نازل کردنی از پروردگار جهانیان است
أَفَبِهَذَا الْحَدِيثِ أَنتُم مُّدْهِنُونَ ﴿81﴾
81) آیا پس به این حدیث (قرآن ) شما چاپلوسی می کنید
وَتَجْعَلُونَ رِزْقَكُمْ أَنَّكُمْ تُكَذِّبُونَ ﴿82﴾
82) و قرار می دهید (قرآن را سبب)رزقتان – همانا شما تکذیب می کنید
فَلَوْلَا إِذَا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ ﴿83﴾
83) پس چرا آنگاه که رسید (جان ) به حنجره
وَأَنتُمْ حِينَئِذٍ تَنظُرُونَ ﴿84﴾
84) و شما اینوقت است که می نگرید
وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنكُمْ وَلَكِن لَّا تُبْصِرُونَ ﴿85﴾
85) و ما نزدیکتریم به او (به روح ) از شما و لکن نمی بینید
فَلَوْلَا إِن كُنتُمْ غَيْرَ مَدِينِينَ ﴿86﴾
86) پس چرا – چنانچه بودید غیر مدینین ( غیرقانونمند)شدگان
تَرْجِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿87﴾
87) مرجوع می کنید او را (به دنیا ) چنانچه بودید راستگویان
فَأَمَّا إِن كَانَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ ﴿88﴾
88) پس اما چنانچه بود از مقربین
فَرَوْحٌ وَرَيْحَانٌ وَجَنَّةُ نَعِيمٍ ﴿89﴾
89) پس راحتی و خوشی و بهشت آسودگی است
وَأَمَّا إِن كَانَ مِنَ أَصْحَابِ الْيَمِينِ ﴿90﴾
90) و اما چنانچه بود از اهل خیر
فَسَلَامٌ لَّكَ مِنْ أَصْحَابِ الْيَمِينِ ﴿91﴾
91) پس سلامی است برای تو از اهل خیر
وَأَمَّا إِن كَانَ مِنَ الْمُكَذِّبِينَ الضَّالِّينَ ﴿92﴾
92) و اما چنانچه بود از تکذیب کنندگان گم کنندگان(حق )
فَنُزُلٌ مِّنْ حَمِيمٍ ﴿93﴾
93) پس نازل شدنی از (سائل) گرم است
وَتَصْلِيَةُ جَحِيمٍ ﴿94﴾
94) و ملزم شدن به دوزخ است
إِنَّ هَذَا لَهُوَ حَقُّ الْيَقِينِ ﴿95﴾
95) همانا این البته اوست که حق الیقین است
فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ ﴿96﴾
96) پس فعالیت کن ( در پرستش)بنام پروردگارت که عظیم است
سوره الحدید(57)
بخش آهن
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
بنام خداوند بخشاینده بخشایشگر
سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿1﴾
1) فعالیت کرد(در قانون هستی) برای خداوند – آنچه که در آسمانها و زمین است و او شرافتمند حکیم است
لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يُحْيِي وَيُمِيتُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿2﴾
2) برای اوست فرمانروائی آسمانها و زمین – زنده می کند و می میراند – و او بر هر چیزی قادر است
هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ﴿3﴾
3) او اول- و آخر- و ظاهر- و باطن-( یعنی مطلق ) است – و او بر هر چیزی عالم است
هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَمَا يَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا يَنزِلُ مِنَ السَّمَاء وَمَا يَعْرُجُ فِيهَا وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ﴿4﴾
4) اوست – آنکه خلق کرد آسمانها و زمین را در شش دورانی – سپس پرداخت بر عرش (حیات ) علم دارد آنچه را که وارد می شود در زمین و آنچه راکه خارج می شود از او- و آنچه که نازل می شود از آسمان و آنچه که عروج می کند (مانند بخار ) در او – و او (ذاتش ) با شماست هر کجا که بودید – و خداوند بآنچه که عمل می کنید بینشمند ست
لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الأمُورُ ﴿5﴾
5) برای اوست فرمانروائی آسمانها و زمین و بسوی خداوند مراجعت کرده می شود امور
يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَهُوَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ﴿6﴾
6) وارد می کند شب را در روز و وارد می کند روز را در شب و او عالم است به دارائی سینه ها
آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَأَنفِقُوا مِمَّا جَعَلَكُم مُّسْتَخْلَفِينَ فِيهِ فَالَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَأَنفَقُوا لَهُمْ أَجْرٌ كَبِيرٌ ﴿7﴾
7) ایمان آورید به خداوند و رسولش و انفاق کنید از آنچه که قرار داد شما را- خلیفه (جانشین) کرده شده در او – پس آنانکه ایمان آوردند از شما و انفاق کردند برای ایشان است مزدی بزرگ
وَمَا لَكُمْ لَا تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالرَّسُولُ يَدْعُوكُمْ لِتُؤْمِنُوا بِرَبِّكُمْ وَقَدْ أَخَذَ مِيثَاقَكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ﴿8﴾
8) و چیست برای شماکه ایمان نمی آورید به خداوند- و رسول دعوت می کند شما را تا ایمان آورید به پروردگارتان و بدرستیکه گرفت میثاق از شما چنانچه بودید ایمان آورندگان
هُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ عَلَى عَبْدِهِ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَإِنَّ اللَّهَ بِكُمْ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ ﴿9﴾
9) اوست آنکه نازل می کند بر پرستنده اش(محمد) – آیات شفاف کننده را- تا بیرون آورد شما را از ظلمات بسوی نور – و همانا خداوند بشما البته مهربان بخشایشگر است
وَمَا لَكُمْ أَلَّا تُنفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلِلَّهِ مِيرَاثُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَا يَسْتَوِي مِنكُم مَّنْ أَنفَقَ مِن قَبْلِ الْفَتْحِ وَقَاتَلَ أُوْلَئِكَ أَعْظَمُ دَرَجَةً مِّنَ الَّذِينَ أَنفَقُوا مِن بَعْدُ وَقَاتَلُوا وَكُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ ﴿10﴾
10) و چیست برای شما اینکه انفاق نمی کنید در جهت ( حاکمیت ولایت جمهورمردم بجانشینی از حاکمیت ولایت مطلقه ) خداوند- و برای خداوند است میراث آسمانها و زمین – مساوی نیست از شما کسی که انفاق کرداز قبل فتح (گشایش ) و نبرد کرد- آنها بزرگترند به درجه از آنانکه انفاق کردند از بعد و نبرد کردند – و همگی را وعده داد خداوند به نیکوئی و خداوند بآنچه که عمل می کنید آگاه است
مَن ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَيُضَاعِفَهُ لَهُ وَلَهُ أَجْرٌ كَرِيمٌ ﴿11﴾
11) کیست - آنکه قرض می دهد به خداوند قرضی نیکو – پس مضاعف می کند او را – برای او – و برای او مزدی گرامی است
يَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ يَسْعَى نُورُهُم بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَبِأَيْمَانِهِم بُشْرَاكُمُ الْيَوْمَ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿12﴾
12) دورانی که می بینی مومنین و مومنات را سعی می کند نورشان میان دستهایشان(جلوشان) و به اختیارشان– بشارت است شما را ایندوران – بهشت هائی است که جاری می شود از زیرش رودها جاویدانند در او- آن – اوست – که پیروزی عظیم است
يَوْمَ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ لِلَّذِينَ آمَنُوا انظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِن نُّورِكُمْ قِيلَ ارْجِعُوا وَرَاءكُمْ فَالْتَمِسُوا نُورًا فَضُرِبَ بَيْنَهُم بِسُورٍ لَّهُ بَابٌ بَاطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَظَاهِرُهُ مِن قِبَلِهِ الْعَذَابُ ﴿13﴾
13) دورانی که می گویند منافقین و منافقات – برای آنانکه ایمان آوردند – نظر کنید به ما – اقتباس کنیم از نورتان- گفته شد – برگردید به فرازتان – پس التماس کنید نوری را - پس زده شد میانشان دیواری که برای اوست دربی- باطنش در اوست رحمت – و ظاهرش از جانبش عذاب است
يُنَادُونَهُمْ أَلَمْ نَكُن مَّعَكُمْ قَالُوا بَلَى وَلَكِنَّكُمْ فَتَنتُمْ أَنفُسَكُمْ وَتَرَبَّصْتُمْ وَارْتَبْتُمْ وَغَرَّتْكُمُ الْأَمَانِيُّ حَتَّى جَاء أَمْرُ اللَّهِ وَغَرَّكُم بِاللَّهِ الْغَرُورُ ﴿14﴾
14) ندا می کنند ایشان را(اهل بهشت را) – آیا نبودیم با شما – گفتند بلی – و لکن شما گرفتار کردید خودهایتان را و انتظار کشیدید و تردید کردید و فریب داد شما را آرزوها - تا آمد امر خداوند و فریب داد شما را به خداوند فریب دهنده
فَالْيَوْمَ لَا يُؤْخَذُ مِنكُمْ فِدْيَةٌ وَلَا مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا مَأْوَاكُمُ النَّارُ هِيَ مَوْلَاكُمْ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ ﴿15﴾
15) پس ایندوران گرفته نمی شود از شما فدائی ونه از آنانکه کافر شدند – جایگاهتان آتش است او یاورتان است و آسیبدار شدن است
أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَلَا يَكُونُوا كَالَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِن قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَكَثِيرٌ مِّنْهُمْ فَاسِقُونَ ﴿16﴾
16) آیا فرصت نشد - برای آنانکه ایمان آوردند اینکه فرو بیافتد -قلبهایشان برای ذکر خداوند - و آنچه که نازل شد از حق- و نشوید مانند آنانکه داده شدند کتاب را از قبل پس طولانی شد بر-ایشان مدت – پس سفت شد قلبهایشان – و بسیاری از ایشان متمردانند
اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ﴿17﴾
17) علم داشته باشید همانا خداوند زنده می کند زمین را بعد از مردنش – بدرستیکه شفاف کردیم برای شما آیات را شاید شما تعقل کنید
إِنَّ الْمُصَّدِّقِينَ وَالْمُصَّدِّقَاتِ وَأَقْرَضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا يُضَاعَفُ لَهُمْ وَلَهُمْ أَجْرٌ كَرِيمٌ ﴿18﴾
18) همانا مردان صدقه دهنده و زنان صدقه دهنده و (مردان و زنانی که ) قرض دادند خداوند را قرضی نیکو – مضاعف می کند برای ایشان – و برای ایشان مزدی گرامی است
وَالَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ أُوْلَئِكَ هُمُ الصِّدِّيقُونَ وَالشُّهَدَاء عِندَ رَبِّهِمْ لَهُمْ أَجْرُهُمْ وَنُورُهُمْ وَالَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ ﴿19﴾
19) و آنانکه ایمان آوردند به خداوند و رسولانش – آنها ایشانند که صدیقان و شهیدانند نزد پروردگارشان – برای ایشان است مزدشان و نورشان – و آنانکه کافر شدند و تکذیب کردند آیات ما را – آنها اهل دوزخند
اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَتَكَاثُرٌ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَبَاتُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطَامًا وَفِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَغْفِرَةٌ مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٌ وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ ﴿20﴾
20) علم داشته باشید قطعاً زندگانی دنیا بازی و سرگرمی و زینت و تفاخر میانتان و کثرت طلبی در اموال و اولاد است – مانند مثل مساعدت (باران )است که به تعجب انداخت کافران را رستنیش – سپس پژمرده می شود – پس می بینی زرد شده – سپس می شود خرد شده – و در آخرت عذابی شدید است – و آمرزشی از خداوند و رضایتی – و نیست زندگانی دنیا مگر بهره ای فریبنده
سَابِقُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا كَعَرْضِ السَّمَاء وَالْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاء وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ ﴿21﴾
21) سبقت گیرید بسوی آمرزشی از پروردگارتان و بهشتی که عرضش مانند عرض آسمانها و زمین است- آماده شده است برای آنانکه ایمان آوردند به خداوند و رسولانش آن است فضل خداوند- که می دهد او را به کسی که می خواهد – و خداوند دارای فضل عظیم است
مَا أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي أَنفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتَابٍ مِّن قَبْلِ أَن نَّبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ ﴿22﴾
22) اصابت نکرد از مصیبتی در زمین و نه در خودهایتان مگر در کتابی (برنامه ای ) است – از قبل اینکه بوجود آورد او را – همانا آن بر خداوند آسان است
لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ ﴿23﴾
23) برای اینکه غمگین نشوید بر آنچه که فوت شد از شما و شاد نشوید بآنچه که داد شما را (چون موقتی است) و خداوند دوست ندارد هر خیال کننده فخر کننده را
الَّذِينَ يَبْخَلُونَ وَيَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَمَن يَتَوَلَّ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ ﴿24﴾
24) آنانکه بخل می ورزند و امر می کنند مردم را به بخل ورزیدن و هر کس روی بگرداند( از حق ) پس همانا خداوند اوست که غنی و ستایش شده است
لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ ﴿25﴾
25) البته بدرستیکه فرستادیم رسولانمان را با شفاف کننده ها و نازل کردیم با ایشان کتاب و میزان را تا قیام کنند مردم به قسط (عمل به حقوق و تکالیف ) و نازل کردیم آهن را( از اسمان هفتم که ازمرکز زمین نشات می گیرد ) که در اوست آسیبی شدید و منفعتهای برای مردم و تا علم یابد (بعد از علم غیب به علم شهود ) خداوند کسی را که یاری می کند او را و رسولانش را به غیب – همانا خداوند نیرومند شرافتمند است
وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا وَإِبْرَاهِيمَ وَجَعَلْنَا فِي ذُرِّيَّتِهِمَا النُّبُوَّةَ وَالْكِتَابَ فَمِنْهُم مُّهْتَدٍ وَكَثِيرٌ مِّنْهُمْ فَاسِقُونَ ﴿26﴾
26) و البته بدرستیکه فرستادیم نوح و ابراهیم را و قرار دادیم در نسلشان نبوت و کتاب را – پس از ایشان است هدایت یافتگان – و بسیاری از ایشان متمردانند
ثُمَّ قَفَّيْنَا عَلَى آثَارِهِم بِرُسُلِنَا وَقَفَّيْنَا بِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَآتَيْنَاهُ الْإِنجِيلَ وَجَعَلْنَا فِي قُلُوبِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَرَحْمَةً وَرَهْبَانِيَّةً ابْتَدَعُوهَا مَا كَتَبْنَاهَا عَلَيْهِمْ إِلَّا ابْتِغَاء رِضْوَانِ اللَّهِ فَمَا رَعَوْهَا حَقَّ رِعَايَتِهَا فَآتَيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا مِنْهُمْ أَجْرَهُمْ وَكَثِيرٌ مِّنْهُمْ فَاسِقُونَ ﴿27﴾
27) سپس پیگیری کردیم بر اثرهای ایشان به رسولانمان و پیگیری کردیم به عیسی بن مریم و دادیم او را انجیل – و قرار دادیم در قلبهای آنانکه پیروی کردند او را – مهربانی و بخشایشی را- و رهبانیتی را که اختراع کردند او را – که ننوشتیم ما او را بر- ایشان مگر بجویای رضایت خداوند – پس رعایت نکردند او را حق رعایتش را – پس دادیم آنان را که ایمان آوردند از ایشان مزدشان را – و بسیاری از ایشان متمردانند
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَآمِنُوا بِرَسُولِهِ يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِن رَّحْمَتِهِ وَيَجْعَل لَّكُمْ نُورًا تَمْشُونَ بِهِ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿28﴾
28) ای آنانکه ایمان آوردید تقوا داشته باشید (با عمل به اصول راهنمای حق) خداوند را وایمان آورید به رسولانش که بدهد شما را دو قسمت از رحمتش – و قرار بدهد برای شما نوری که راه می روید بسبب او – وبیامرزد برای شما و خداوند آمرزنده بخشایشگر است
لِئَلَّا يَعْلَمَ أَهْلُ الْكِتَابِ أَلَّا يَقْدِرُونَ عَلَى شَيْءٍ مِّن فَضْلِ اللَّهِ وَأَنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاء وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ ﴿29﴾
29) برای اینکه (مباد ا ) علم نداشته باشند اهل کتاب- اینکه قدرت ندارند بر چیزی از فصل خداوند – و همانا فضل به دست خداوند است – می دهد او را به کسی که می خواهد و خداوند دارای فضل عظیم است
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر