۱۳۹۰ مرداد ۲۶, چهارشنبه

از سوره معارج(70)تاالنازعات (79)


                                                                                      


                                                                                                                                                                                                                                  
                                      سوره المعارج (70)                                       
بخش صعودکردنها
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
بنام خداوند بخشاینده بخشایشگر
       سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ ﴿1﴾
1)     سئوال کرد سئوال کننده ای به عذابی که واقع شونده است
لِّلْكَافِرينَ لَيْسَ لَهُ دَافِعٌ ﴿2﴾
2)     برای کافران نیست برای او (واقع شونده) دفع کننده ای
مِّنَ اللَّهِ ذِي الْمَعَارِجِ ﴿3﴾
3)     از خداوند که دارای صعود کردنهاست
تَعْرُجُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ ﴿4﴾
4)     صعود می کند فرشتگان و روح – بسوی او (نهایت آسمان هفتم ) در دورانی که بود مقدارش پنجاه هزار سال
فَاصْبِرْ صَبْرًا جَمِيلًا ﴿5﴾
5)     پس صبر کن صبر کردنی زیبا
إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيدًا ﴿6﴾
6)     همانا ایشان می بینند او را که دور است
وَنَرَاهُ قَرِيبًا ﴿7﴾
7)     و می بینیم او را که نزدیک است
يَوْمَ تَكُونُ السَّمَاء كَالْمُهْلِ ﴿8﴾
8)     دورانی که می شود آسمان مانند گداخته
وَتَكُونُ الْجِبَالُ كَالْعِهْنِ ﴿9﴾
9)     و می شود کوهها مانند پشمک
وَلَا يَسْأَلُ حَمِيمٌ حَمِيمًا ﴿10﴾
10) و نمی پرسد حمایت کننده - حمایت کننده ای را
يُبَصَّرُونَهُمْ يَوَدُّ الْمُجْرِمُ لَوْ يَفْتَدِي مِنْ عَذَابِ يَوْمِئِذٍ بِبَنِيهِ ﴿11﴾
11) بینا کرده می شوند ایشان – علاقه  دارد مجرم اگر که فدیه (عوض) دهد از عذاب ایندورانگاه فرزندش را
وَصَاحِبَتِهِ وَأَخِيهِ ﴿12﴾
12)                        و همسرش را و برادرش را
وَفَصِيلَتِهِ الَّتِي تُؤْويهِ ﴿13﴾
13)       و گروهش را آنکه جای دادند او را
وَمَن فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا ثُمَّ يُنجِيهِ ﴿14﴾
14)       و کسی که در زمین است همگی را – سپس نجات دهد او را ( از عذاب )
كَلَّا إِنَّهَا لَظَى ﴿15﴾
15)       چنین نیست – همانا او زبانه ای است
نَزَّاعَةً لِّلشَّوَى ﴿16﴾
16)       کننده است (پوست را ) برای کباب کردن
تَدْعُو مَنْ أَدْبَرَ وَتَوَلَّى ﴿17﴾
17)       دعوت می کند کسی را که پشت کرد ( به حق) و رویگردانید
وَجَمَعَ فَأَوْعَى ﴿18﴾
18)       و جمع کرد (مال را ) پس ذخیره کرد  (در انبار)
إِنَّ الْإِنسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا ﴿19﴾
19)       همانا انسان خلق شده در آشفتگی
إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا ﴿20﴾
20)       آنگاه که درک کرد او را شری زاری کننده است
وَإِذَا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعًا ﴿21﴾
21)       و آنگاه که درک کرد او را خیری منع کننده است
إِلَّا الْمُصَلِّينَ ﴿22﴾
22)       مگر نمازگزاران ( در محتوایش)
الَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ دَائِمُونَ ﴿23﴾
23)       آنانکه -ایشان بر نمازشان مداومت کنندگانند
وَالَّذِينَ فِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَّعْلُومٌ ﴿24﴾
24)       و آنانکه در اموالشان حق معلومی است
لِّلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ ﴿25﴾
25)       برای سئوال کنندگان و محتاجان
وَالَّذِينَ يُصَدِّقُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ ﴿26﴾
26)       و آنانکه تصدیق می کنند بدوران  دین (قانون حق)
وَالَّذِينَ هُم مِّنْ عَذَابِ رَبِّهِم مُّشْفِقُونَ ﴿27﴾
27)       و آنانکه ایشان از عذاب پروردگارشان مواظبت کنندگانند
إِنَّ عَذَابَ رَبِّهِمْ غَيْرُ مَأْمُونٍ ﴿28﴾
28)       همانا عذاب پروردگارشان بدون ایمن شده است
وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ ﴿29﴾
29)       و آنانکه – ایشان برای فرج هایشان نگهدارندگانند
إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ ﴿30﴾
30)       مگر برای لنگه هایشان یا آنچه که مالک شد اختیارهایشان( اسیر جنگی نکاح با مس  فقط برای مجرد ها ) – پس همانا ایشان بدون  ملامت شدگانند
فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاء ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْعَادُونَ ﴿31﴾
31)       پس کسی که طلب کرد وراء آن را – پس آنها – ایشانند که تجاوز کنندگانند
وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ ﴿32﴾
32)       و آنانکه ایشانند - برای امانتهایشان و عهدشان رعایت کنندگانند
وَالَّذِينَ هُم بِشَهَادَاتِهِمْ قَائِمُونَ ﴿33﴾
33)       و آنانکه – ایشانند  – به شهادتشان قیام کنندگانند
وَالَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ ﴿34﴾
34)       و آنانکه – ایشان – بر نمازهایشان نگهداری می کنند
أُوْلَئِكَ فِي جَنَّاتٍ مُّكْرَمُونَ ﴿35﴾
35)       آنها در بهشت هایی گرامی شدگانند
فَمَا لِالَّذِينَ كَفَرُوا قِبَلَكَ مُهْطِعِينَ ﴿36﴾
36)       پس چیست برای آنانکه کافر شدند به جانب تو خیره شوندگانند
عَنِ الْيَمِينِ وَعَنِ الشِّمَالِ عِزِينَ ﴿37﴾
37)     از راست و از چپ  متفرقگانند
أَيَطْمَعُ كُلُّ امْرِئٍ مِّنْهُمْ أَن يُدْخَلَ جَنَّةَ نَعِيمٍ ﴿38﴾
38)       آیا طمع دارد هر انسانی از ایشان اینکه داخل کرده شود به بهشت آسودگی
كَلَّا إِنَّا خَلَقْنَاهُم مِّمَّا يَعْلَمُونَ ﴿39﴾
39)       چنین نیست – همانا ما خلق کردیم ایشان را از آنچه که علم دارند
فَلَا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشَارِقِ وَالْمَغَارِبِ إِنَّا لَقَادِرُونَ ﴿40﴾
40)       پس قسم یاد نمی کنم به پروردگار مشرقها و مغربها همانا ما البته قادرانیم
عَلَى أَن نُّبَدِّلَ خَيْرًا مِّنْهُمْ وَمَا نَحْنُ بِمَسْبُوقِينَ ﴿41﴾
41)       بر اینکه بدل آوریم بهتر از ایشان را – و نیستیم ما بسببی سبقت گرفته شد گان
فَذَرْهُمْ يَخُوضُوا وَيَلْعَبُوا حَتَّى يُلَاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي يُوعَدُونَ ﴿42﴾
42)       پس بگذار ایشان را فرو روند(درباطل) و بازی کنند تا ملاقات کنند دورانشان را آنکه وعده داده می شوند
يَوْمَ يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدَاثِ سِرَاعًا كَأَنَّهُمْ إِلَى نُصُبٍ يُوفِضُونَ ﴿43﴾
43)       دورانی که بیرون می آیند از گورها – به سرعت گویا اینکه بسوی گمارده ای روان می شوند
خَاشِعَةً أَبْصَارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ ذَلِكَ الْيَوْمُ الَّذِي كَانُوا يُوعَدُونَ ﴿44﴾
44)       فرو افتاده است بینائیشان – رنج می دهد ایشان را سرافکندگی– آن دوران است آنکه بودند وعده داده می شدند



سوره نــــوح (71)
بخش نـــوح
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
بنام خداوند بخشاینده بخشایشگر

      إِنَّا أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ أَنْ أَنذِرْ قَوْمَكَ مِن قَبْلِ أَن يَأْتِيَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿1﴾
1)     همانا ما فرستادیم نوح را بسوی قومش اینکه اخطار بده قومت را از قبل اینکه بیاید ایشان را عذاب دردناک
قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي لَكُمْ نَذِيرٌ مُّبِينٌ ﴿2﴾
2)     گفت (نوح) ای قوم من همانا من برای شما اخطار کننده شفافم
أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاتَّقُوهُ وَأَطِيعُونِ ﴿3﴾
3)     اینکه پرستش کنید خداوند را و تقوا داشته باشید او را و اطاعت کنید مرا
يَغْفِرْ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمْ وَيُؤَخِّرْكُمْ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى إِنَّ أَجَلَ اللَّهِ إِذَا جَاء لَا يُؤَخَّرُ لَوْ كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿4﴾
4)   بیامرزد برای شما از بزهکاریتان و بتأخیر اندازدشما را تا اجلی نامبرده شده – همانا اجل خداوند آنگاه که آمد تأخیر نمی کند – اگر که بودید علم می داشتید
قَالَ رَبِّ إِنِّي دَعَوْتُ قَوْمِي لَيْلًا وَنَهَارًا ﴿5﴾
5)     گفت (نوح) پروردگار من -  همانا من دعوت کردم قومم را شب و روز
فَلَمْ يَزِدْهُمْ دُعَائِي إِلَّا فِرَارًا ﴿6﴾
6)     پس زیاد نکرد ایشان را – دعوت من مگر فرار را
وَإِنِّي كُلَّمَا دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصَابِعَهُمْ فِي آذَانِهِمْ وَاسْتَغْشَوْا ثِيَابَهُمْ وَأَصَرُّوا وَاسْتَكْبَرُوا اسْتِكْبَارًا ﴿7﴾
7)   و همانا من هر گاه که دعوت کردم ایشان را تا بیامرزی برای ایشان قرار دادند – انگشتهایشان را در گوشهایشان و پوشانیدند (صورتهایشان رابا) رختهایشان و اصرار کردند ( در باطل) و تکبر کردند – تکبر کردنی
ثُمَّ إِنِّي دَعَوْتُهُمْ جِهَارًا ﴿8﴾
8)     سپس همانا من دعوت کردم ایشان را آشکارا
ثُمَّ إِنِّي أَعْلَنتُ لَهُمْ وَأَسْرَرْتُ لَهُمْ إِسْرَارًا ﴿9﴾
9)     سپس همانا من علنی کردم ( دعوت را ) و سری کردم (دعوت را ) برای ایشان سرّی کردنی
فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّارًا ﴿10﴾
10) پس گفتم آمرزش بطلبید پروردگارتان را همانا او بود آمرزنده
يُرْسِلِ السَّمَاء عَلَيْكُم مِّدْرَارًا ﴿11﴾
11)  می فرستد آسمان را  بر شما (بباران ) ریزنده
وَيُمْدِدْكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَيَجْعَل لَّكُمْ جَنَّاتٍ وَيَجْعَل لَّكُمْ أَنْهَارًا ﴿12﴾
12) و مدد می کند شما را به اموال و فرزندان و قرار می  دهد برای شما بوستانهایی وقرارمی  دهد برای شما رودهایی را
مَّا لَكُمْ لَا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقَارًا ﴿13﴾
13) چیست برای شما که امید ندارید برای خداوند وقاری را
وَقَدْ خَلَقَكُمْ أَطْوَارًا ﴿14﴾
14) و بدرستیکه خلق کرد شما را متحول
أَلَمْ تَرَوْا كَيْفَ خَلَقَ اللَّهُ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا ﴿15﴾
15)   آیا ندیدید چطور خلق کرد خداوند هفت آسمان را در طبقات (جو کره زمین هفت طبقه است که آسمان زمین است)
وَجَعَلَ الْقَمَرَ فِيهِنَّ نُورًا وَجَعَلَ الشَّمْسَ سِرَاجًا ﴿16﴾
16) و قرار داد ماه را در ایشان نورانی ( بسسب نور خورشید وماه در شب فقط در آسمان هفتم قرارمی گیرد در روز خارج ازآسمان هفتم است چون در روز نیروی التکرو مغناطیسی خورشید مانع ادامه آسمان هفتم که خود همان نیروی الکترو مغناطیسی زمین است می شود  )  – و قرار داد خورشید را چراغی (نور دهنده )
وَاللَّهُ أَنبَتَكُم مِّنَ الْأَرْضِ نَبَاتًا ﴿17﴾
17) و  خداوند رویانید شما را از زمین رویانیدنی
ثُمَّ يُعِيدُكُمْ فِيهَا وَيُخْرِجُكُمْ إِخْرَاجًا ﴿18﴾
18) سپس برمی گرداند شما را در او ( در زمین) و بیرون می آورد شما را بیرون آوردنی (درقیامت)
وَاللَّهُ جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ بِسَاطًا ﴿19﴾
19) و خداوند قرار داد برای شما زمین را گسترده
لِتَسْلُكُوا مِنْهَا سُبُلًا فِجَاجًا ﴿20﴾
20) تا داخل شوید از او جهت های عمیق را
قَالَ نُوحٌ رَّبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِي وَاتَّبَعُوا مَن لَّمْ يَزِدْهُ مَالُهُ وَوَلَدُهُ إِلَّا خَسَارًا ﴿21﴾
21) گفت نوح پروردگار من همانا ایشان سرپیچی کردند مرا و پیروی کردند کسی را که زیاد نکرد او را – مالش و فرزندش مگر باختن را
وَمَكَرُوا مَكْرًا كُبَّارًا ﴿22﴾
22) و حیله کردند – حیله کردنی بزرگ
وَقَالُوا لَا تَذَرُنَّ آلِهَتَكُمْ وَلَا تَذَرُنَّ وَدًّا وَلَا سُوَاعًا وَلَا يَغُوثَ وَيَعُوقَ وَنَسْرًا ﴿23﴾
23) و گفتند – نگذارید حتماً اله هایتان (مطلقهایتان ) را و-  نگذارید حتماً  ودّ و سواع و یغوث و یعوق و نسر را
وَقَدْ أَضَلُّوا كَثِيرًا وَلَا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا ضَلَالًا ﴿24﴾
24) و بدرستیکه گمراه کردند بسیاری را – و زیاد نکن ظالمان را مگر گمراهی
مِمَّا خَطِيئَاتِهِمْ أُغْرِقُوا فَأُدْخِلُوا نَارًا فَلَمْ يَجِدُوا لَهُم مِّن دُونِ اللَّهِ أَنصَارًا ﴿25﴾
25) از آنچه که (نتیجه ) خطاهایشان است - غرق کنید پس داخل کنید در آتش – پس نیافتند برای ایشان از غیر خداوند یارانی
وَقَالَ نُوحٌ رَّبِّ لَا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكَافِرِينَ دَيَّارًا ﴿26﴾
26) و گفت نوح – پروردگار من – نگذار بر زمین از کافران دیاری را
إِنَّكَ إِن تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبَادَكَ وَلَا يَلِدُوا إِلَّا فَاجِرًا كَفَّارًا ﴿27﴾
27) همانا تو چنانچه بگذاری ایشان را گمراه کنند پرستندگانت را و نزایند مگر شکافنده ( حدود الهی را ) که کافرند
رَبِّ اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِمَن دَخَلَ بَيْتِيَ مُؤْمِنًا وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَلَا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا تَبَارًا ﴿28﴾
28) پروردگار من - بیامرز برای من و برای والدینم و برای کسی که داخل شد در خانه من با ایمان – و برای مومنین و مومنات و زیاد نکن ظالمان را مگر تلف شدن را

















                                                                 

سوره الجن (72)
بخش جن
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
بنام خداوند بخشاینده بخشایشگر

      قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِّنَ الْجِنِّ فَقَالُوا إِنَّا سَمِعْنَا قُرْآنًا عَجَبًا ﴿1﴾
1)     بگو وحی کرده شد بسوی من – همانا او(قران) را شنیدند نفراتی از جن – پس گفتند همانا ما شنیدیم قرآنی عجیب
يَهْدِي إِلَى الرُّشْدِ فَآمَنَّا بِهِ وَلَن نُّشْرِكَ بِرَبِّنَا أَحَدًا ﴿2﴾
2)     هدایت می کند بسوی رشد پس ایمان آوردیم به او– وهرگز شریک نمی کنیم به پروردگارمان فردی را
وَأَنَّهُ تَعَالَى جَدُّ رَبِّنَا مَا اتَّخَذَ صَاحِبَةً وَلَا وَلَدًا ﴿3﴾
3)     و همانا او (خداوند ) متعالی جدید   (سرمدی)  است – که پروردگار ماست – که نگرفت همسری و نه نوزادی را
وَأَنَّهُ كَانَ يَقُولُ سَفِيهُنَا عَلَى اللَّهِ شَطَطًا ﴿4﴾
4)     و همانا اوست که بود می گفت -  نفهم ما بر خداوند (سخن) پرتی را
وَأَنَّا ظَنَنَّا أَن لَّن تَقُولَ الْإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَى اللَّهِ كَذِبًا ﴿5﴾
5)     و همانا ما گمان کردیم اینکه هرگز نمی گوید – انس و جن بر خداوند دروغی را
وَأَنَّهُ كَانَ رِجَالٌ مِّنَ الْإِنسِ يَعُوذُونَ بِرِجَالٍ مِّنَ الْجِنِّ فَزَادُوهُمْ رَهَقًا ﴿6﴾
6)     و همانا او(شرک) است که بودند اشخاصی از انس که پناه می بردند به اشخاصی از جن – پس زیاد کرد (خداوند)ایشان را به رنجی
وَأَنَّهُمْ ظَنُّوا كَمَا ظَنَنتُمْ أَن لَّن يَبْعَثَ اللَّهُ أَحَدًا ﴿7﴾
7)     و همانا ایشان گمان کردند همچنانکه گمان کردید اینکه هرگز مبعوث نمی کند  خداوند فردی را  (برای رسالت)
وَأَنَّا لَمَسْنَا السَّمَاء فَوَجَدْنَاهَا مُلِئَتْ حَرَسًا شَدِيدًا وَشُهُبًا ﴿8﴾
8)   و همانا ما لمس کردیم آسمان را (از خارج جو ) – پس یافتیم او را پر شده از پاسبانی شدید وفروزه هایی (دفع کننده =نیروی الکترو مغناطیس ))
وَأَنَّا كُنَّا نَقْعُدُ مِنْهَا مَقَاعِدَ لِلسَّمْعِ فَمَن يَسْتَمِعِ الْآنَ يَجِدْ لَهُ شِهَابًا رَّصَدًا ﴿9﴾
9)   و همانا ما بودیم که می نشستیم از او در نشیمنگاهها – برای شنیدن(اخبار روی رمین) – پس هرکس بشنود اکنون بیابد برای او فروزه ای (نیروی الکتر و مغناطیس ) در کمینگاهی
وَأَنَّا لَا نَدْرِي أَشَرٌّ أُرِيدَ بِمَن فِي الْأَرْضِ أَمْ أَرَادَ بِهِمْ رَبُّهُمْ رَشَدًا ﴿10﴾
10) و همانا ما نمی دانیم آیا شری خواسته شده به کسانی که در زمینند - یا خواست به ایشان پروردگارشان رشدی را (چون انها  در خارج از جو زمینند)
وَأَنَّا مِنَّا الصَّالِحُونَ وَمِنَّا دُونَ ذَلِكَ كُنَّا طَرَائِقَ قِدَدًا ﴿11﴾
11) و همانا مائیم که از ماست اصلاح کنندگان – و از ماست غیر آن – بودیم نمادهایی جداگانه
وَأَنَّا ظَنَنَّا أَن لَّن نُّعجِزَ اللَّهَ فِي الْأَرْضِ وَلَن نُّعْجِزَهُ هَرَبًا ﴿12﴾
12) و همانا ما گمان کردیم اینکه هرگز عاجز نمی کنیم خداوند را درزمین و هرگز عاجز نمی کنیم او را (خداوند را) به گریختن
وَأَنَّا لَمَّا سَمِعْنَا الْهُدَى آمَنَّا بِهِ فَمَن يُؤْمِن بِرَبِّهِ فَلَا يَخَافُ بَخْسًا وَلَا رَهَقًا ﴿13﴾
13) و همانا ما وقتی که شنیدیم هدایت را ایمان  آوردیم به او پس هر کس ایمان آورد به پروردگارش – پس نمی ترسد کمبودی و نه رنجی را
وَأَنَّا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ وَمِنَّا الْقَاسِطُونَ فَمَنْ أَسْلَمَ فَأُوْلَئِكَ تَحَرَّوْا رَشَدًا ﴿14﴾
14) و همانا مائیم که از ماست مسلمانان – و از ماست شورش کنندگان – پس کسی که اسلام آورد – پس آنها جستجو کردند رشدی را
وَأَمَّا الْقَاسِطُونَ فَكَانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَبًا ﴿15
15) و اما شورش کنندگان – پس بودند برای جهنم هیزمی
وَأَن لَّوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُم مَّاء غَدَقًا ﴿16﴾
16) و اینکه اگر پایداری می کردند بر نماد (حق) – البته می نوشاندیم ایشان را آبی فراوان
لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ وَمَن يُعْرِضْ عَن ذِكْرِ رَبِّهِ يَسْلُكْهُ عَذَابًا صَعَدًا ﴿17﴾
17) تا گرفتار کنیم ایشان را در او(در دنیا) – وهر کس روی بگرداند از ذکر پروردگارش – داخل می کند او را به عذابی صعود کننده ( در شدت )
وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا ﴿18﴾
18) و همانا مسجدها (مکانهای سجده ) برای خداوند است – پس دعوت نکنید با خداوند فردی را
وَأَنَّهُ لَمَّا قَامَ عَبْدُ اللَّهِ يَدْعُوهُ كَادُوا يَكُونُونَ عَلَيْهِ لِبَدًا ﴿19﴾
19) و همانا اوست – وقتی که قیام کرد پرستنده خداوند (محمد (ص ) که دعوت کند او را (خداوند را )– نزدیک بودند ( مردم)که بشوند بر او متراکم
قُلْ إِنَّمَا أَدْعُو رَبِّي وَلَا أُشْرِكُ بِهِ أَحَدًا ﴿20﴾
20) بگو قطعاً دعوت می کنم پروردگارم را و شریک نمی کنم به او فردی را
قُلْ إِنِّي لَا أَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَلَا رَشَدًا ﴿21﴾
21) بگو همانا من مالک نمی شوم برای شما ضرری و رشدی را
قُلْ إِنِّي لَن يُجِيرَنِي مِنَ اللَّهِ أَحَدٌ وَلَنْ أَجِدَ مِن دُونِهِ مُلْتَحَدًا ﴿22﴾
22) بگو همانا منم که هرگز پناه نمی دهد مرا از خداوند فردی و هرگز نیابم از غیر او تمایل گاهی
إِلَّا بَلَاغًا مِّنَ اللَّهِ وَرِسَالَاتِهِ وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ﴿23﴾
23) مگر ابلاغی از خداوند و رسالتش –  وهر کس سرپیچی کند خداوند و رسولش را – پس همانا برای اوست آتش جهنم-  جاویدانند در او همیشگی
         حَتَّى إِذَا رَأَوْا مَا يُوعَدُونَ فَسَيَعْلَمُونَ مَنْ أَضْعَفُ نَاصِرًا وَأَقَلُّ عَدَدًا ﴿24﴾
24) تا آنگاه که دیدند آنچه را که وعده داده می شوند – پس بزودی علم می یابند –کیست که ضعیف تر است در یاری و اندکتر در تعداد
قُلْ إِنْ أَدْرِي أَقَرِيبٌ مَّا تُوعَدُونَ أَمْ يَجْعَلُ لَهُ رَبِّي أَمَدًا ﴿25﴾
25) بگو نمی دانم آیا نزدیک است آنچه  که وعده داده می شوید یا قرار می دهد برای او پروردگارم مدتی را
عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا ﴿26﴾
26) عالم غیب است – پس ظاهر نمی کند بر غیبش فردی را
إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا ﴿27﴾
27) مگر کسی را که راضی شد از رسولی – پس همانا اوست که داخل می کند از میان دو دستش (جلویش ) و از پشتش (عقبش) کمینگاهی را  
لِيَعْلَمَ أَن قَدْ أَبْلَغُوا رِسَالَاتِ رَبِّهِمْ وَأَحَاطَ بِمَا لَدَيْهِمْ وَأَحْصَى كُلَّ شَيْءٍ عَدَدًا ﴿28﴾
28) تا علم یابد ( خداوند بعد از علم غیب به علم شهود   ) اینکه بدرستیکه –ابلاغ کردند رسالتهای پروردگارشان را-  و احاطه کرد بآنچه که نزد ایشان است و آمار گرفت هر چیزی را به تعداد




                                                                
                                                                            
سوره المزمل (73)
بخش بار برگرفته
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
بنام خداوند بخشاینده بخشایشگر

      يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ ﴿1﴾
1)     ای بار (مسئولیت ) برگرفته
قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا ﴿2﴾
2)     قیام کن شب مگر اندکی
نِصْفَهُ أَوِ انقُصْ مِنْهُ قَلِيلًا ﴿3﴾
3)     نصفش یا کم کن از او اندکی
أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا ﴿4﴾
4)     یا زیاد کن بر او و ترنم کن قرآن را ترنم کردنی
إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلًا ثَقِيلًا ﴿5﴾
5)     همانا ما به زودی می اندازیم بر تو گفتار سنگینی را
إِنَّ نَاشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْءًا وَأَقْوَمُ قِيلًا ﴿6﴾
6)     همانا پدید آمدن شب-  اوست که شدیدتر است در گام نهادن و پایدار تر است  در گفتار
إِنَّ لَكَ فِي اَلنَّهَارِ سَبْحًا طَوِيلًا ﴿7﴾
7)     همانا برای توست در روز فعالیت طولانی
وَاذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ وَتَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلًا ﴿8﴾
8)     و ذکر کن نام پروردگارت را و گرایش پیدا کن بسوی او گرایش پیدا کردنی
رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَاتَّخِذْهُ وَكِيلًا ﴿9﴾
9)     پروردگار مشرق و مغرب است - نیست الهی (مطلقی ) مگر او – پس بگیر او را وکیل
وَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَاهْجُرْهُمْ هَجْرًا جَمِيلًا ﴿10﴾
10) و صبر کن برآنچه که می گویند و ترک کن ایشان را ترک کردنی زیبا
وَذَرْنِي وَالْمُكَذِّبِينَ أُولِي النَّعْمَةِ وَمَهِّلْهُمْ قَلِيلًا ﴿11﴾
11) و بگذار مرا و تکذیب کنندگان دارای نعمت را – مهلت بده ایشان را اندکی
إِنَّ لَدَيْنَا أَنكَالًا وَجَحِيمًا ﴿12﴾
12) همانا نزد ماست عقوبتهایی و دوزخی
وَطَعَامًا ذَا غُصَّةٍ وَعَذَابًا أَلِيمًا ﴿13﴾
13) و طعامی که دارای گلو گیری و عذاب دردناک است
يَوْمَ تَرْجُفُ الْأَرْضُ وَالْجِبَالُ وَكَانَتِ الْجِبَالُ كَثِيبًا مَّهِيلًا ﴿14﴾
14) دورانی که متشنج می شود زمین - و بود  کوهها انباشته ای سیا ل
إِنَّا أَرْسَلْنَا إِلَيْكُمْ رَسُولًا شَاهِدًا عَلَيْكُمْ كَمَا أَرْسَلْنَا إِلَى فِرْعَوْنَ رَسُولًا ﴿15﴾
15) همانا ما فرستادیم بسوی شما رسولی را – شاهدی بر شما همچنانکه فرستادیم بسوی فرعون رسولی را
فَعَصَى فِرْعَوْنُ الرَّسُولَ فَأَخَذْنَاهُ أَخْذًا وَبِيلًا ﴿16﴾
16) پس سرپیچی کرد فرعون رسول را – پس گرفتیم او را گرفتنی وخیم
فَكَيْفَ تَتَّقُونَ إِن كَفَرْتُمْ يَوْمًا يَجْعَلُ الْوِلْدَانَ شِيبًا ﴿17﴾
17) پس چطور حفظ می کنید(باچه اصولی  خود را ) چنانچه کافر شدید – بدورانی که قرار می دهد نوزادن را پیرانی
السَّمَاء مُنفَطِرٌ بِهِ كَانَ وَعْدُهُ مَفْعُولًا ﴿18﴾
18) آسمان بی هویت شونده است بسبب او (دوران قیامت )  که بود وعده او کرده شده
إِنَّ هَذِهِ تَذْكِرَةٌ فَمَن شَاء اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلًا ﴿19﴾
19) همانا این تذکری است – پس کسی که خواست گرفت بسوی پروردگارش جهتی را
إِنَّ رَبَّكَ يَعْلَمُ أَنَّكَ تَقُومُ أَدْنَى مِن ثُلُثَيِ اللَّيْلِ وَنِصْفَهُ وَثُلُثَهُ وَطَائِفَةٌ مِّنَ الَّذِينَ مَعَكَ وَاللَّهُ يُقَدِّرُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ عَلِمَ أَن لَّن تُحْصُوهُ فَتَابَ عَلَيْكُمْ فَاقْرَؤُوا مَا تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ عَلِمَ أَن سَيَكُونُ مِنكُم مَّرْضَى وَآخَرُونَ يَضْرِبُونَ فِي الْأَرْضِ يَبْتَغُونَ مِن فَضْلِ اللَّهِ وَآخَرُونَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَاقْرَؤُوا مَا تَيَسَّرَ مِنْهُ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا وَمَا تُقَدِّمُوا لِأَنفُسِكُم مِّنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِندَ اللَّهِ هُوَ خَيْرًا وَأَعْظَمَ أَجْرًا وَاسْتَغْفِرُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿20﴾

همانا پروردگارت علم دارد – همانا تو قیام می کنی کمتر از دو – سوم شب را -و نصف او را – و یک سوم او را - و

طائفه ای از  آنانکه با تو-  اند – و خداوند اندازه می کند شب و روز را – علم داشت (خداوند ) اینکه هرگز آمار نمی

گیرید او را – پس توبه  پذیرفت بر شما– پس قرائت کنید آنچه را که آسان شد از قرآن را – علم داشت اینکه بزودی

می شود از شما مریضانی – و دیگران  می زنند (قدم سفر) در زمین – می جویند از فضل خداوند - و دیگران نبرد می

کنند در جهت (حاکمیت ولایت  جمهورمردم بجانشینی از   حاکمیت ولایت مطلقه )خداوند – پس قرائت کنیدآنچه را که

آسان شد از او  (از قران )و بر پا دارید نماز را و بدهید زکات را و قرض بدهید خداوند راقرضی نیکو – و آنچه که

تقدیم می کنید  - برای خودهایتان از خیری می یابید  او را نزد خداوند – او بهتر و عظیمتراست در اجر – و آمرزش

بطلبید خداوند را – همانا خداوند آمرزنده بخشایشگر  است





                                                                    







سوره  المدثر(74)
بخش محو کننده
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
بنام خداوند بخشاینده بخشایشگر

       يَا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ ﴿1﴾
1)     ای محو کننده (شرک)
قُمْ فَأَنذِرْ ﴿2﴾
2)     قیام کن پس اخطار بده
وَرَبَّكَ فَكَبِّرْ ﴿3﴾
3)     و پروردگارت را پس بزرگ شمار
وَثِيَابَكَ فَطَهِّرْ ﴿4﴾
4)     و رختت (جسمت) را پس پاک کن
وَالرُّجْزَ فَاهْجُرْ ﴿5﴾
5)     و آلودگی  (روحت )را پس ترک کن
وَلَا تَمْنُن تَسْتَكْثِرُ ﴿6﴾
6)      و منت نگذار که افزون طلبی می کنی
وَلِرَبِّكَ فَاصْبِرْ ﴿7﴾
7)     و برای پروردگارت پس صبر کن
فَإِذَا نُقِرَ فِي النَّاقُورِ ﴿8﴾
8)     پس آنگاه که تلنگر زده شده – در تلنگر زننده ( برای قیامت)
فَذَلِكَ يَوْمَئِذٍ يَوْمٌ عَسِيرٌ ﴿9﴾
9)     پس آن است دورانگاهی که – دوران دشوار است
عَلَى الْكَافِرِينَ غَيْرُ يَسِيرٍ ﴿10﴾
10)                        بر کافران غیر آسان است
ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًا ﴿11﴾
11) بگذار مرا و کسی را که خلق کردم که تنهاست
وَجَعَلْتُ لَهُ مَالًا مَّمْدُودًا ﴿12﴾
12)                        و قرار دادم برای او مالی امتداد داده شده
وَبَنِينَ شُهُودًا ﴿13﴾
13) و فرزندان حاضر کرده شده
وَمَهَّدتُّ لَهُ تَمْهِيدًا ﴿14﴾
14) و آماده کردم برای او آماده کردنی
ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ ﴿15﴾
15) سپس طمع دارد اینکه زیاد کنم
كَلَّا إِنَّهُ كَانَ لِآيَاتِنَا عَنِيدًا ﴿16﴾
16) چنین نیست – همانا اوست که بود برای آیات ما عناد کننده
سَأُرْهِقُهُ صَعُودًا ﴿17﴾
17) بزودی رنج می دهم او را صعود کننده ( در رنج )
إِنَّهُ فَكَّرَ وَقَدَّرَ ﴿18﴾
18) همانا او فکر کرد و اندازه کرد
فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ ﴿19﴾
19) پس کشته شد – چطور اندازه کرد
ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ ﴿20﴾
20) سپس کشته شد – چطور اندازه کرد
ثُمَّ نَظَرَ ﴿21﴾
21) سپس نظر کرد
ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ ﴿22﴾
22) سپس اخم کرد و ترش روئی کرد
ثُمَّ أَدْبَرَ وَاسْتَكْبَرَ ﴿23﴾
23) سپس پشت کرد و بزرگی طلبید
فَقَالَ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ ﴿24﴾
24) پس گفت – نیست این مگر جادوئی که اثر پذیرفته می شود
إِنْ هَذَا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ ﴿25﴾
25) نیست این مگر گفتار انسان
سَأُصْلِيهِ سَقَرَ ﴿26﴾
26) بزودی ملزم می کنم او را در سقر
وَمَا أَدْرَاكَ مَا سَقَرُ ﴿27﴾
27) و چه دانا کرد ترا چیست سقر
لَا تُبْقِي وَلَا تَذَرُ ﴿28﴾
28) باقی نمی دارد و نمی گذارد
لَوَّاحَةٌ لِّلْبَشَرِ ﴿29﴾
29) نمایان کننده است(رمز - یاعذاب را) برای بشر
عَلَيْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ ﴿30﴾
30) بر اوست ( بر قران یا جهنم ) نوزده  (  رمز یا مأمور)
وَمَا جَعَلْنَا أَصْحَابَ النَّارِ إِلَّا مَلَائِكَةً وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةً لِّلَّذِينَ كَفَرُوا لِيَسْتَيْقِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَيَزْدَادَ الَّذِينَ آمَنُوا إِيمَانًا وَلَا يَرْتَابَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْمُؤْمِنُونَ وَلِيَقُولَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْكَافِرُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَن يَشَاء وَيَهْدِي مَن يَشَاء وَمَا يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكْرَى لِلْبَشَرِ ﴿31﴾
31) و قرار ندادیم (ماموران )اهل آتش را مگر فرشتگان – و قرار ندادیم تعدادشان را مگر گرفتاری برای آنانکه کافر شدند- تا یقین کنند آنانکه داده شدند کتاب را-  و زیاد کند آنان را که ایمان آوردند ایمان آوردنی – و تردید نکنند آنانکه داده شدند کتاب را و ایمان آورندگان – و تا بگویند آنانکه در دلهایشان مرض است و کافران چه چیزی خواست خداوند به این مثل – بدینسان – گمراه می کند خداوند کسی را که می خواهد و هدایت می کند کسی را که می خواهد – و علم ندارد به لشگرهای پروردگارت مگر او (خداوند ) و نیست او (قرآن ) مگر تذکری برای بشر
كَلَّا وَالْقَمَرِ ﴿32﴾
32) چنین نیست قسم به ماه
وَاللَّيْلِ إِذْ أَدْبَرَ ﴿33﴾
33) و شب آنگاه که پشت کرد
وَالصُّبْحِ إِذَا أَسْفَرَ ﴿34﴾
34) و صبح آنگاه که واضح شد
إِنَّهَا لَإِحْدَى الْكُبَرِ ﴿35﴾
35) همانا او البته یکی از (آیات ) بزرگ است
نَذِيرًا لِّلْبَشَرِ ﴿36﴾
36) اخطار کننده برای بشر است
لِمَن شَاء مِنكُمْ أَن يَتَقَدَّمَ أَوْ يَتَأَخَّرَ ﴿37﴾
37) برای کسی که خواست از شما اینکه تقدم یابد یا تأخیر کند
كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ ﴿38﴾
38) هر شخصی بآنچه کسب کرد گرگان است
إِلَّا أَصْحَابَ الْيَمِينِ ﴿39﴾
39) مگر اهل خیــــر
فِي جَنَّاتٍ يَتَسَاءلُونَ ﴿40﴾
40) در بهشت هایی که می پرسند
عَنِ الْمُجْرِمِينَ ﴿41﴾
41) از مجرمین
مَا سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ ﴿42﴾
42) چیست که داخل کرد شما را در سقر (درک جهنم )
قَالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ ﴿43﴾
43) گفتند نبودیم از نمازگزران
وَلَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِينَ ﴿44﴾
44) و نبودیم که طعام دهیم درماندگان را
وَكُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخَائِضِينَ ﴿45﴾
45) و بودیم که فرومیرفتیم با فرو روندگان ( در باطل)
وَكُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ ﴿46﴾
46) و بودیم که تکذیب می کردیم به دوران دین (قانون حق )
حَتَّى أَتَانَا الْيَقِينُ ﴿47﴾
47) تا آمد ما را یقین ( با مرگ )
فَمَا تَنفَعُهُمْ شَفَاعَةُ الشَّافِعِينَ ﴿48﴾
48) پس نفع نمی دهد ایشان را – شفاعت- شفاعت کنندگان
فَمَا لَهُمْ عَنِ التَّذْكِرَةِ مُعْرِضِينَ ﴿49﴾
49) پس چیست برای ایشان از متذکر شدن اعراض کنندگانند
كَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُّسْتَنفِرَةٌ ﴿50﴾
50) گویا اینکه ایشان خرهای رمنده اند
فَرَّتْ مِن قَسْوَرَةٍ ﴿51﴾
51) که فرارکرد از مَهمیز
بَلْ يُرِيدُ كُلُّ امْرِئٍ مِّنْهُمْ أَن يُؤْتَى صُحُفًا مُّنَشَّرَةً ﴿52﴾
52) بلکه می خواهد هر انسانی از ایشان اینکه داده شود دفتری نشر شده
كَلَّا بَل لَا يَخَافُونَ الْآخِرَةَ ﴿53﴾
53) چنین نیست – بلکه نمی ترسند آخرت را
كَلَّا إِنَّهُ تَذْكِرَةٌ ﴿54﴾
54) چنین نیست – همانا اوست تذکری
فَمَن شَاء ذَكَرَهُ ﴿55﴾
55) پس کسی که خواست متذکر شد او را
وَمَا يَذْكُرُونَ إِلَّا أَن يَشَاء اللَّهُ هُوَ أَهْلُ التَّقْوَى وَأَهْلُ الْمَغْفِرَةِ ﴿56﴾
56) و متذکر نمی شوند مگر اینکه بخواهد خداوند (باعقل خدا  داده) – او اهل تقوا(حفظ کنند ه اصول راهنمای حق ) و اهل آمرزش است


                                                                 
سوره القیـــامه (75)
بخش قیـــامت
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
بنام خداوند بخشاینده بخشایشگر

      لَا أُقْسِمُ بِيَوْمِ الْقِيَامَةِ ﴿1﴾
1)     قسم یاد نمی کنم به دوران قیامت
وَلَا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ ﴿2﴾
2)     و قسم یاد نمی کنم به نفس ملامت کننده
أَيَحْسَبُ الْإِنسَانُ أَلَّن نَجْمَعَ عِظَامَهُ ﴿3﴾
3)     آیا حساب می کند انسان هرگز جمع نمی کنیم استخوانهایش را
بَلَى قَادِرِينَ عَلَى أَن نُّسَوِّيَ بَنَانَهُ ﴿4﴾
4)      آری قادرانیم بر اینکه پردازش کنیم بنیانش را
بَلْ يُرِيدُ الْإِنسَانُ لِيَفْجُرَ أَمَامَهُ ﴿5﴾
5)     بلکه می خواهد انسان تا بشکافت جلویش را (تابرسد به هدف نهائی )
يَسْأَلُ أَيَّانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ ﴿6﴾
6)     می پرسد کی است دوران قیامت
فَإِذَا بَرِقَ الْبَصَرُ ﴿7﴾
7)     پس آنگاه که برق زد بینش
وَخَسَفَ الْقَمَرُ ﴿8﴾
8)     و فرو شد(نور) مــــاه
وَجُمِعَ الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ ﴿9﴾
9)     و جمع کرده شد خورشید و مـــاه
يَقُولُ الْإِنسَانُ يَوْمَئِذٍ أَيْنَ الْمَفَرُّ ﴿10﴾
10) می گوید انسان - این دورانگاه کجاست فرارگاه
كَلَّا لَا وَزَرَ ﴿11﴾
11) چنین نیست – نیست کمکی
إِلَى رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمُسْتَقَرُّ ﴿12﴾
12) بسوی پروردگارت است این دورانگاه قرارگاه
يُنَبَّأُ الْإِنسَانُ يَوْمَئِذٍ بِمَا قَدَّمَ وَأَخَّرَ ﴿13﴾
13) خبر داده می شود انسان را این دورانگاه بآنچه که تقدیم کرد و بتأخیر انداخت
بَلِ الْإِنسَانُ عَلَى نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ ﴿14﴾
14) بلکه انسان بر نفسش بینشمند است
وَلَوْ أَلْقَى مَعَاذِيرَهُ ﴿15﴾
15) و اگر که انداخت عذرهایش را
لَا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ ﴿16﴾
16) حرکت نده به او (به خواندن قرآن ) زبانت را تا عجله کنی به او
إِنَّ عَلَيْنَا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُ ﴿17﴾
17) همانا بر ماست جمع کردن او و قرائت کردنش
فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ ﴿18﴾
18) پس آنگاه که قرائت کردیم او را – پس پیروی کن قرائت او را
ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُ ﴿19﴾
19) سپس بر ماست بیان کردن او
كَلَّا بَلْ تُحِبُّونَ الْعَاجِلَةَ ﴿20﴾
20) چنین نیست – بلکه دوست  می دارید عجله را (دنیا را )
وَتَذَرُونَ الْآخِرَةَ ﴿21﴾
21) و  می گذارید  آخرت را
وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاضِرَةٌ ﴿22﴾
22) رویهائی – ایندورانگاه بشاش است
إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ ﴿23﴾
23) بسوی پروردگارش نگرنده است
وَوُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ بَاسِرَةٌ ﴿24﴾
24) و رویهائی این دورانگاه ترشرو است
      تَظُنُّ أَن يُفْعَلَ بِهَا فَاقِرَةٌ ﴿25﴾
25) گمان می کنی اینکه کرده شود به او کم بودی
كَلَّا إِذَا بَلَغَتْ التَّرَاقِيَ ﴿26﴾
26) چنین نیست – آنگاه که رسید بالا رونده ای (روح به حلقوم )
وَقِيلَ مَنْ رَاقٍ ﴿27﴾
27) و گفته شد – کیست – بالارونده
وَظَنَّ أَنَّهُ الْفِرَاقُ ﴿28﴾
28) و گمان کرد همانا اوست (لحظه ) جدائی
وَالْتَفَّتِ السَّاقُ بِالسَّاقِ ﴿29﴾
29) و پیچیده شد ساق به ساق
إِلَى رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمَسَاقُ ﴿30﴾
30) بسوی پروردگارت است ایندورانگاه – سوق دادن
فَلَا صَدَّقَ وَلَا صَلَّى ﴿31﴾
31) پس تصدیق نکرد و نماز نکرد (در دنیا )
وَلَكِن كَذَّبَ وَتَوَلَّى ﴿32﴾
32) و لکن تکذیب کرد و رویگردانید
ثُمَّ ذَهَبَ إِلَى أَهْلِهِ يَتَمَطَّى ﴿33﴾
33) سپس رفت بسوی اهلش که می خرامید
أَوْلَى لَكَ فَأَوْلَى ﴿34﴾
34) اولویت است (عذاب) برای تو – پس اولویت است
ثُمَّ أَوْلَى لَكَ فَأَوْلَى ﴿35﴾
35) سپس اولویت است برای تو پس اولویت است
أَيَحْسَبُ الْإِنسَانُ أَن يُتْرَكَ سُدًى ﴿36﴾
36) آیا حساب می کند انسان اینکه ترک کرده شود مهمل
أَلَمْ يَكُ نُطْفَةً مِّن مَّنِيٍّ يُمْنَى ﴿37﴾
37) آیا نبود نطفه ای از ریختنی ( منی ) که ریخته می شود
ثُمَّ كَانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّى ﴿38﴾
38) سپس بود آویخته ( دررحم ) – پس خلق کرد – پس پردازش کرد
فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى ﴿39﴾
39) پس قرار داد از او جفت – مذکر و مونث
أَلَيْسَ ذَلِكَ بِقَادِرٍ عَلَى أَن يُحْيِيَ الْمَوْتَى ﴿40﴾
40) آیا نیست آن (خداوند ) قادر بر اینکه زنده کند مردگان را


                                                                

سوره الدهر(76)
بخش وجود 
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
بنام خداوند بخشاینده بخشایشگر

       هَلْ أَتَى عَلَى الْإِنسَانِ حِينٌ مِّنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُن شَيْئًا مَّذْكُورًا ﴿1﴾
1)     آیا آمد بر انسان وقتی از دهر(وجود)که نبود چیزی ذکر شدنی
إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَّبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعًا بَصِيرًا ﴿2﴾
2)     همانا ما خلق کردیم انسان را از نطفه آمیخته (از اسپرم و اوول ) آزمون کنیم او را – پس قرار دادیم او را شنوای بینشمند
إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا ﴿3﴾
3)     همانا ما هدایت کردیم او را به جهت (حق ) چنانکه شکر کند و چنانکه کفر ورزد
إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ سَلَاسِلَا وَأَغْلَالًا وَسَعِيرًا ﴿4
4)     همانا ما آماده کردیم برای کافران زنجیرها و بندهائی و شعله را
إِنَّ الْأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِن كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا ﴿5﴾
5)     همانا خوبان می نوشند از جامی که مزه اش کافور است
عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا عِبَادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونَهَا تَفْجِيرًا ﴿6﴾
6)     چشمه ای که می نوشند او را پرستندگان خداوند – می شکافند اورا شکافتنی
يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَيَخَافُونَ يَوْمًا كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيرًا ﴿7﴾
7)     وفا می کنند به نذرها – و می ترسند دورانی را که بود شرش پرواز کننده (بسوی خود انسان )
وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا ﴿8﴾
8)     و طعام می دهند – طعام را بر دوستی او (خداوند ) درمانده  و یتیم و اسیر را
إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنكُمْ جَزَاء وَلَا شُكُورًا ﴿9﴾
9)   قطعاً طعام می دهیم شما را برای جهت (حاکمیت ولایت جمهورمردم بجانشینی از حاکمیت ولایت مطلقه) خداوند نمی خواهیم از شما جزائی و نه شکر کردنی را
إِنَّا نَخَافُ مِن رَّبِّنَا يَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِيرًا ﴿10﴾
10)                        همانا ما می ترسیم از پروردگارمان دورانی را که اخم اندوخته ای است
فَوَقَاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذَلِكَ الْيَوْمِ وَلَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَسُرُورًا ﴿11﴾
11) پس حفظ کرد ایشان را خداوند از شر آن دوران و القاء کرد  به ایشان بشاشیت و خوشحا لی را
وَجَزَاهُم بِمَا صَبَرُوا جَنَّةً وَحَرِيرًا ﴿12﴾
12)                        و جزا داد ایشان را بآنچه که صبر کردند – بهشتی و ابریشمی را
مُتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الْأَرَائِكِ لَا يَرَوْنَ فِيهَا شَمْسًا وَلَا زَمْهَرِيرًا ﴿13﴾
13) تکیه زنندگانند در او برمبل هایی – نمی بینند در او  خورشیدی(  گرمی ) و نه سایه  (سردی )را
وَدَانِيَةً عَلَيْهِمْ ظِلَالُهَا وَذُلِّلَتْ قُطُوفُهَا تَذْلِيلًا ﴿14﴾
14) و نزدیک است بر- ایشان تد    تداومهایش  –  سرافکنده شد چیدنیهایش سرافکندگی
وَيُطَافُ عَلَيْهِم بِآنِيَةٍ مِّن فِضَّةٍ وَأَكْوَابٍ كَانَتْ قَوَارِيرَا ﴿15﴾
15) و دور می زند بر- ایشان به ظرفهائی از نقره و لیوانهای که بود کریستال
قَوَارِيرَ مِن فِضَّةٍ قَدَّرُوهَا تَقْدِيرًا ﴿16﴾
16) کریستالهایی از نقره اندازه کرده اند او را اندازه کردنی
وَيُسْقَوْنَ فِيهَا كَأْسًا كَانَ مِزَاجُهَا زَنجَبِيلًا ﴿17﴾
17) و آشامیده می شوند در او جامی که بود مزه اش زنجبیل
عَيْنًا فِيهَا تُسَمَّى سَلْسَبِيلًا ﴿18﴾
18) چشمه ای که در اوست-  نامیده می شود سلسبیل
وَيَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَانٌ مُّخَلَّدُونَ إِذَا رَأَيْتَهُمْ حَسِبْتَهُمْ لُؤْلُؤًا مَّنثُورًا ﴿19﴾
19) و دور می زند بر- ایشان ولدانی (از فرشتگان)که جاویدانند  – آنگاه که دیدی ایشان را حساب کردی ایشان را که مروارید پراکنده  است
وَإِذَا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيمًا وَمُلْكًا كَبِيرًا ﴿20﴾
20) و آنگاه که دیدی – سپس دیدی آسودگی و فرمانروائی بزرگ را
عَالِيَهُمْ ثِيَابُ سُندُسٍ خُضْرٌ وَإِسْتَبْرَقٌ وَحُلُّوا أَسَاوِرَ مِن فِضَّةٍ وَسَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا ﴿21﴾
21)    فوق  -  ایشان است رخت های سندس سبز و استبراق و زیور کرده شده به النگوهائی از نقره – وآشامیده کرد ایشان را پروردگارشان – نوشیدنی پاک
إِنَّ هَذَا كَانَ لَكُمْ جَزَاء وَكَانَ سَعْيُكُم مَّشْكُورًا ﴿22﴾
22) همانا این بود برای شما جزائی و بود سعی شما شکر شده
إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ تَنزِيلًا ﴿23﴾
23) همانا ما – مائیم که نازل کردیم بر تو قرآن را نازل کردنی
فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَا تُطِعْ مِنْهُمْ آثِمًا أَوْ كَفُورًا ﴿24﴾
24) پس صبر کن برای حکم پروردگارت و اطاعت نکن از ایشان گناهی یا کفری را
وَاذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ بُكْرَةً وَأَصِيلًا ﴿25﴾
25) و ذکر کن نام پروردگارت را  در  سحرگاه وشامگاه
وَمِنَ اللَّيْلِ فَاسْجُدْ لَهُ وَسَبِّحْهُ لَيْلًا طَوِيلًا ﴿26﴾
26)  و از شب پس سجده کن برای او و فعالیت کن ( به عبادت ) او شبی دراز
إِنَّ هَؤُلَاء يُحِبُّونَ الْعَاجِلَةَ وَيَذَرُونَ وَرَاءهُمْ يَوْمًا ثَقِيلًا ﴿27﴾
27) همانا اینها دوست می دارند عجله (دنیا ) را و می گذارند   وراء شان دورانی که سنگین است
نَحْنُ خَلَقْنَاهُمْ وَشَدَدْنَا أَسْرَهُمْ وَإِذَا شِئْنَا بَدَّلْنَا أَمْثَالَهُمْ تَبْدِيلًا ﴿28﴾
28) ما خلق کردیم ایشان را و شدت دادیم بست هایشان  را-  و آنگاه که خواستیم بدل کردیم امثال ایشان را تبدیل کردنی
إِنَّ هَذِهِ تَذْكِرَةٌ فَمَن شَاء اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلًا ﴿29﴾
29) همانا این تذکری است – پس کسی که خواست گرفت بسوی پروردگارش جهتی را
وَمَا تَشَاؤُونَ إِلَّا أَن يَشَاء اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا ﴿30﴾
30) و نمی خواهید مگر اینکه بخواهد خداوند( با عقل خدا دادی ) – همانا خداوند بود عالم حکیم
يُدْخِلُ مَن يَشَاء فِي رَحْمَتِهِ وَالظَّالِمِينَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا ﴿31﴾
31) داخل می کند کسی را که می خواهد در رحمتش – و ظالمان را آماده کرد برای ایشان عذابی دردناک




















                                                               
سوره المرسلات )77)
بخش فرستاده شدگان
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
بنام خداوند بخشاینده بخشایشگر


    وَالْمُرْسَلَاتِ عُرْفًا ﴿1﴾
1)      قسم به فرستاده شدگان شناختنی (فرشتگان )
فَالْعَاصِفَاتِ عَصْفًا ﴿2﴾
2)      پس قسم به  تندروندگان – تند رفتنی ( برای انجام مأموریت)
وَالنَّاشِرَاتِ نَشْرًا ﴿3﴾
3)      وقسم به  منتشر کنندگان منتشرکردنی (اوامر الهی را )
فَالْفَارِقَاتِ فَرْقًا ﴿4﴾
4)      پس قسم به  جداکنندگان جداکردنی (هر امری را)
فَالْمُلْقِيَاتِ ذِكْرًا ﴿5﴾
5)      پس قسم به القاء کنندگان ذکر (وحی و الهام را به )
عُذْرًا أَوْ نُذْرًا ﴿6﴾
6)      عذری آوردنی  یا اخطاری شدنی
إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَوَاقِعٌ ﴿7﴾
7)      همانا آنچه که وعده داده می شوید البته واقع شونده است
فَإِذَا النُّجُومُ طُمِسَتْ ﴿8﴾
8)      پس آنگاه که ستارگان دگرگون کرده شد
وَإِذَا السَّمَاء فُرِجَتْ ﴿9﴾
9)      و آنگاه که آسمان سوراخ کرده شد
وَإِذَا الْجِبَالُ نُسِفَتْ ﴿10﴾
10) و آنگاه که کوهها افشان کرده شد
وَإِذَا الرُّسُلُ أُقِّتَتْ ﴿11﴾
11)  و آنگاه که رسولان را وقت داده شد
لِأَيِّ يَوْمٍ أُجِّلَتْ ﴿12﴾
12) برای کدام دوران اجل (معین ) کرده شد
لِيَوْمِ الْفَصْلِ ﴿13﴾
13) برای دوران فصل ( که حق و باطل جدامی شوند)
وَمَا أَدْرَاكَ مَا يَوْمُ الْفَصْلِ ﴿14﴾
14) و چه دانا کرد ترا که چیست دوران فصل
وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ ﴿15﴾
15) وای است این دورانگاه  برای تکذیب کنندگان
أَلَمْ نُهْلِكِ الْأَوَّلِينَ ﴿16﴾
16) آیا هلاک نکردیم پیشینیان  را
ثُمَّ نُتْبِعُهُمُ الْآخِرِينَ ﴿17﴾
17) سپس پی گیری می کنیم ایشان را به پسینیان
كَذَلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ ﴿18﴾
18) بدینسان می کنیم به مجرمین
وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ ﴿19﴾
19) وای است این دورانگاه برای تکذیب کنندگان
أَلَمْ نَخْلُقكُّم مِّن مَّاء مَّهِينٍ ﴿20﴾
20) ایا خلق نکردیم شما را از آبی پست(منی )
فَجَعَلْنَاهُ فِي قَرَارٍ مَّكِينٍ ﴿21﴾
21) پس قرار دادیم او را در قرارگاهی  پرامکانات
إِلَى قَدَرٍ مَّعْلُومٍ ﴿22﴾
22) تا مقداری ( از وقت ) معلوم
فَقَدَرْنَا فَنِعْمَ الْقَادِرُونَ ﴿23﴾
23) پس مقدّر کردیم – پس آسوده قادرانیم
وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ ﴿24﴾
24) وای است – این دورانگاه برای تکذیب کنندگان
أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ كِفَاتًا ﴿25﴾
25) آیا قرار ندادیم زمین را دربرگیرنده
أَحْيَاء وَأَمْوَاتًا ﴿26﴾
26) (برای ) زندگان و مردگان
وَجَعَلْنَا فِيهَا رَوَاسِيَ شَامِخَاتٍ وَأَسْقَيْنَاكُم مَّاء فُرَاتًا ﴿27﴾
27) و قرار دادیم در او لنگرهای مرتفع و آشامیده کردیم شما را به آبی شیرین
وَيْلٌ يوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ ﴿28﴾
28) وای است این دورانگاه برای تکذیب کنندگان
انطَلِقُوا إِلَى مَا كُنتُم بِهِ تُكَذِّبُونَ ﴿29﴾
29) رها شوید بسوی آنچه که بودید او را تکذیب می کردید
انطَلِقُوا إِلَى ظِلٍّ ذِي ثَلَاثِ شُعَبٍ ﴿30﴾
30) رها شوید بسوی تداومی  که دارای سه شعبه  است
لَا ظَلِيلٍ وَلَا يُغْنِي مِنَ اللَّهَبِ ﴿31﴾
31) نیست دوامی و کفایت نمی کند از سوزش (آتش )
إِنَّهَا تَرْمِي بِشَرَرٍ كَالْقَصْرِ ﴿32﴾
32) همانا او می اندازد ترکش هایی مانند تیری  
كَأَنَّهُ جِمَالَتٌ صُفْرٌ ﴿33﴾
33) گویا اینکه او طنابی  زرد است
وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ ﴿34﴾
34) وای است این دورانگاه برای تکذیب کنندگان
هَذَا يَوْمُ لَا يَنطِقُونَ ﴿35﴾
35) این است دورانی که سخن نمی گویند (اهل باطل )
وَلَا يُؤْذَنُ لَهُمْ فَيَعْتَذِرُونَ ﴿36﴾
36) و اجازه داده نمی شود برای ایشان – پس عذر خواهی کنند
وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ ﴿37﴾
37) وای است این دورانگاه برای تکذیب کنندگان
هَذَا يَوْمُ الْفَصْلِ جَمَعْنَاكُمْ وَالْأَوَّلِينَ ﴿38﴾
38) این است دوران فصل ( جدائی حق و باطل ) جمع کردیم شما را و پیشینیان را
فَإِن كَانَ لَكُمْ كَيْدٌ فَكِيدُونِ ﴿39﴾
39) پس چنانچه بود برای شما نقشه ای – پس نقشه بکشید مرا
وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ ﴿40﴾
40) وای است این دورانگاه  برای تکذیب کنندگان
إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي ظِلَالٍ وَعُيُونٍ ﴿41﴾
41) و همانا متقین درتداومها و چشمه هایند
وَفَوَاكِهَ مِمَّا يَشْتَهُونَ ﴿42﴾
42) و خوشکامی ها از آنچه که اشتهاء می کنند
كُلُوا وَاشْرَبُوا هَنِيئًا بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿43﴾
43) بخورید و بنوشید گوارا بسبب آنچه که بودید عمل می کردید
إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنينَ ﴿44﴾
44) همانا ما بدینسان جزا می دهیم نیکوکاران را
وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ ﴿45﴾
45) وای است این دورانگاه برای تکذیب کنندگان
كُلُوا وَتَمَتَّعُوا قَلِيلًا إِنَّكُم مُّجْرِمُونَ ﴿46﴾
46) بخورید و بهره برداری کنید اندکی همانا شمائید مجرمان
وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ ﴿47﴾
47) وای است این دورانگاه برای تکذیب کنندگان
وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ ارْكَعُوا لَا يَرْكَعُونَ ﴿48﴾
48) و آنگاه که  گفته شد برای ایشان رکوع کنید – رکوع نمی کنند
وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ ﴿49﴾
49) وای است این دورانگاه برای تکذیب کنندگان
فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ ﴿50﴾
50) پس به کدام سخن – بعد از او (قرآن ) ایمان می آورید

                













                                            



                             


سوره النباء (78)
بخش خبـــــر
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
بنام خداوند بخشاینده بخشایشگر



     عَمَّ يَتَسَاءلُونَ ﴿1﴾
1)      از چه می پرسند
عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ ﴿2﴾
2)      از خبر عظیم (قیامت )
الَّذِي هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ ﴿3﴾
3)      آنکه ایشان در او اختلاف کنندگانند
كَلَّا سَيَعْلَمُونَ ﴿4﴾
4)      چنین نیست – بزودی علم می یابند
ثُمَّ كَلَّا سَيَعْلَمُونَ ﴿5﴾
5)      سپس چنین نیست – بزودی علم می یابند
أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهَادًا ﴿6﴾
6)      آیا قرار ندادیم زمین را گهواره ای
وَالْجِبَالَ أَوْتَادًا ﴿7﴾
7)      و کوهها را میخهائی
وَخَلَقْنَاكُمْ أَزْوَاجًا ﴿8﴾
8)      و خلق کردیم شما را لنگه هائی
وَجَعَلْنَا نَوْمَكُمْ سُبَاتًا ﴿9﴾
9)      و قرار دادیم خوابتان را استراحتی
وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ لِبَاسًا ﴿10﴾
10) و قرار دادیم شب را لباسی
وَجَعَلْنَا النَّهَارَ مَعَاشًا ﴿11﴾
11)  و قرار دادیم روز را معاشی
وَبَنَيْنَا فَوْقَكُمْ سَبْعًا شِدَادًا ﴿12﴾
12) و بنا کردیم فوق شما هفت ( طبقات آسمان ) شدید را
وَجَعَلْنَا سِرَاجًا وَهَّاجًا ﴿13﴾
13) و قرار دادیم چراغی  حرارت دهنده
وَأَنزَلْنَا مِنَ الْمُعْصِرَاتِ مَاء ثَجَّاجًا ﴿14﴾
14) و نازل کردیم از فشارنده ها(ابرهای متراکم ) آبی جاری
 لِنُخْرِجَ بِهِ حَبًّا وَنَبَاتًا ﴿15﴾
15) تا بیرون  آوریم بسبب او دانه و روئیدنی را
وَجَنَّاتٍ أَلْفَافًا ﴿16﴾
16) و بوستانهای درهم را
إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ كَانَ مِيقَاتًا ﴿17﴾
17) همانا دوران فصل بود وقت (معین )
يَوْمَ يُنفَخُ فِي الصُّورِ فَتَأْتُونَ أَفْوَاجًا ﴿18﴾
18) دورانی که دمیده می شود در صور ( شکل ها) – پس می آیند فوجها
وَفُتِحَتِ السَّمَاء فَكَانَتْ أَبْوَابًا ﴿19﴾
19) و گشوده شد آسمانها – پس بود دربهائی
وَسُيِّرَتِ الْجِبَالُ فَكَانَتْ سَرَابًا ﴿20﴾
20) و سیر داده شد کوهها – پس بود سرابی
إِنَّ جَهَنَّمَ كَانَتْ مِرْصَادًا ﴿21﴾
21) همانا جهنم بود کمینگاه
لِلْطَّاغِينَ مَآبًا ﴿22﴾
22) برای طغیانگران است باز گشتگاه
لَابِثِينَ فِيهَا أَحْقَابًا ﴿23﴾
23) درنگ کنندگانند در او برهه ای
لَّا يَذُوقُونَ فِيهَا بَرْدًا وَلَا شَرَابًا ﴿24﴾
24) نمی چشند در او خنکی و نه نوشیدنی را
إِلَّا حَمِيمًا وَغَسَّاقًا ﴿25﴾
25) مگر گرمی و تیره گی را
       جَزَاء وِفَاقًا ﴿26﴾
26) جزائی موافق ( عمل ) است
إِنَّهُمْ كَانُوا لَا يَرْجُونَ حِسَابًا ﴿27﴾
27) همانا ایشان بودند امید نداشتند حسابی را
وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا كِذَّابًا ﴿28﴾
28) و تکذیب کردند آیات ما را تکذیب کردنی
وَكُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ كِتَابًا ﴿29﴾
29) و هر چیزی را آمار گرفتیمش در کتابی
فَذُوقُوا فَلَن نَّزِيدَكُمْ إِلَّا عَذَابًا ﴿30﴾
30) پس بچشید پس هرگز زیاد نمی کنیم شما را مگر عذابی
إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ مَفَازًا ﴿31﴾
31) همانا برای متقین است پیروزی
حَدَائِقَ وَأَعْنَابًا ﴿32﴾
32) باغها و انگـــورها
وَكَوَاعِبَ أَتْرَابًا ﴿33﴾
33) واندام های شکیل
وَكَأْسًا دِهَاقًا ﴿34﴾
34) و جامهای لبریز
     لَّا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا وَلَا كِذَّابًا ﴿35﴾
35) نمی شنوند در او یاوه ای و نه دروغی را
جَزَاء مِّن رَّبِّكَ عَطَاء حِسَابًا ﴿36﴾
36) جزائی است از پروردگارت – عطائی است حسابی
رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا الرحْمَنِ لَا يَمْلِكُونَ مِنْهُ خِطَابًا ﴿37﴾
37) پروردگار آسمانها و زمین و آنچه که میان آندوست که  بخشاینده است – مالک نمی شوند از او خطاب کردنی را
يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلَائِكَةُ صَفًّا لَّا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرحْمَنُ وَقَالَ صَوَابًا ﴿38﴾
38) دورانی که قیام می کنند روح و فرشتگان به صف-  سخن نمی گویند مگر کسی را که اجازه داد برای او (خداوند ) بخشاینده و گفت درستی را
ذَلِكَ الْيَوْمُ الْحَقُّ فَمَن شَاء اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ مَآبًا ﴿39﴾
39) آن است دوران حق – پس کسی که خواست گرفت بسوی پروردگارش بازگشتی
إِنَّا أَنذَرْنَاكُمْ عَذَابًا قَرِيبًا يَوْمَ يَنظُرُ الْمَرْءُ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ وَيَقُولُ الْكَافِرُ يَا لَيْتَنِي كُنتُ تُرَابًا ﴿40﴾
40) همانا ما اخطار کردیم شما را به عذابی نزدیک – دورانی که می نگرد انسان بآنچه که  تقدیم کرد دو دستش (جلویش) و می گوید کافر ایکاش بودم خاکی





                                                                 
سوره النازعات(79)
فصل کشندگان
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
بنام خداوند بخشاینده بخشایشگر

        وَالنَّازِعَاتِ غَرْقًا ﴿1﴾
1)      قسم به کشندگان غرق شده (روح در بدن)
وَالنَّاشِطَاتِ نَشْطًا ﴿2﴾
2)      وقسم به  چابک کنندگان چابک کردنی
وَالسَّابِحَاتِ سَبْحًا ﴿3﴾
3)      وقسم به  فعالیت کنندگان فعالیت کردنی
فَالسَّابِقَاتِ سَبْقًا ﴿4﴾
4)      پس قسم به سبقت گیرندگان سبقت گرفتنی
فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْرًا ﴿5﴾
5)      پس قسم به تدبیر کنندگان امر
يَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ ﴿6﴾
6)      دورانی که تشنج می دهد – تشنج دهنده
تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ ﴿7﴾
7)      پیروی می کند او را ردیف کننده
قُلُوبٌ يَوْمَئِذٍ وَاجِفَةٌ ﴿8﴾
8)      قلبهایی – در این دورانگاه در ارتعاش است
أَبْصَارُهَا خَاشِعَةٌ ﴿9﴾
9)      بینائیهایش فرو افتاده است
يَقُولُونَ أَئِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي الْحَافِرَةِ ﴿10﴾
10) می گویند آیا همانا ما البته رد کرده شدگانیم در گودال ( به زندگی ) 
أَئِذَا كُنَّا عِظَامًا نَّخِرَةً ﴿11﴾
11)  آیا آنگاه که بودیم استخوانهای پوسیده
قَالُوا تِلْكَ إِذًا كَرَّةٌ خَاسِرَةٌ ﴿12﴾
12) گفتند این است بنابراین تکرار باختنی
فَإِنَّمَا هِيَ زَجْرَةٌ وَاحِدَةٌ ﴿13﴾
13) پس قطعاً اوست طردکردنی یگانه
فَإِذَا هُم بِالسَّاهِرَةِ ﴿14﴾
14) پس آنگاه ایشانند در بیدارگاه (محشر )
هَلْ أتَاكَ حَدِيثُ مُوسَى ﴿15﴾
15) آیا آمد ترا حکایت موسی
إِذْ نَادَاهُ رَبُّهُ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى ﴿16﴾
16) آنگاه که ندا کرد او را پروردگارش به دره مقدس ضمیمه شدن (کتاب)
اذْهَبْ إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى ﴿17﴾
17) برو بسوی فرعون همانا او طغیان کرد
فَقُلْ هَل لَّكَ إِلَى أَن تَزَكَّى ﴿18﴾
18) پس بگو آیا برای توست ( میل ) تا اینکه نمو کنی
وَأَهْدِيَكَ إِلَى رَبِّكَ فَتَخْشَى ﴿19﴾
19) و هدایت کنم ترا بسوی پروردگارت پس هراس کنی
فَأَرَاهُ الْآيَةَ الْكُبْرَى ﴿20﴾
20) پس نشان داد او را آیات بزرگ
فَكَذَّبَ وَعَصَى ﴿21﴾
21) پس تکذیب کرد و سرپیچی کرد
ثُمَّ أَدْبَرَ يَسْعَى ﴿22﴾
22) سپس پشت کرد – سعی می کند
فَحَشَرَ فَنَادَى ﴿23﴾
23)    پس جمع کرد پس ندا کرد
فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَى ﴿24﴾
24) پس گفت منم پروردگارتان که متعالی است
فَأَخَذَهُ اللَّهُ نَكَالَ الْآخِرَةِ وَالْأُولَى ﴿25﴾
25) پس گرفت اورا خداوند به عقوبت آخرت و دنیا
إِنَّ فِي ذَلِكَ لَعِبْرَةً لِّمَن يَخْشَى ﴿26﴾
26) همانا در آن است البته عبرتی برای کسی که می هراسد
أَأَنتُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَمِ السَّمَاء بَنَاهَا ﴿27﴾
27) آیا شما شدیدترید در خلقت یا آسمان – که بناکردش
رَفَعَ سَمْكَهَا فَسَوَّاهَا ﴿28﴾
28) برافراشت سقفش را پس پردازش کرد او را
وَأَغْطَشَ لَيْلَهَا وَأَخْرَجَ ضُحَاهَا ﴿29﴾
29) و تاریک کرد شبش را و بیرون آورد تابشش را
وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَلِكَ دَحَاهَا ﴿30﴾
30) و زمین را بعد از آن غلتانیدش (برای تکرار شب وروز)
أَخْرَجَ مِنْهَا مَاءهَا وَمَرْعَاهَا ﴿31﴾
31) و بیرون آورد از او آبش و چراگاهش را
وَالْجِبَالَ أَرْسَاهَا ﴿32﴾
32) و کوهها را لنگر گردانید
مَتَاعًا لَّكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ ﴿33﴾
33) بهره ای برای  شما و برای انعام (حیوانات اهلی ) شما
فَإِذَا جَاءتِ الطَّامَّةُ الْكُبْرَى ﴿34﴾
34) پس آنگاه که آمد طامه (حاکمیت قطعی حق ) بزرگ
يَوْمَ يَتَذَكَّرُ الْإِنسَانُ مَا سَعَى ﴿35﴾
35) دورانی که متذکر می شود انسان آنچه را که سعی کرد
وَبُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِمَن يَرَى ﴿36﴾
36) و ظاهرشد دوزخ برای کسی که می بیند
فَأَمَّا مَن طَغَى ﴿37﴾
37) پس اما کسی که طغیان کرد
وَآثَرَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا ﴿38﴾
38) وانتخاب کرد زندگانی دنیا را
فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوَى ﴿39﴾
39) پس همانا دوزخ او را است جایگاه
وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى ﴿40﴾
40) و اما کسی که ترسید مقام (قضاوت ) پروردگارش را و نهی کرد نفس را از هوس
فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوَى ﴿41﴾
41) پس همانا بهشت او را است جایگاه
يَسْأَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْسَاهَا ﴿42﴾
42) می پرسند ترا از لحظه (قیامت ) کی است لنگرگاهش
فِيمَ أَنتَ مِن ذِكْرَاهَا ﴿43﴾
43) در چیستی تو از ذکر کردن او
إِلَى رَبِّكَ مُنتَهَاهَا ﴿44﴾
44) بسوی پروردگارت است انتهای او
إِنَّمَا أَنتَ مُنذِرُ مَن يَخْشَاهَا ﴿45﴾
45) قطعاً تو اخطار کننده ای-  کسی را که هراس می کند او را
كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَهَا لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا عَشِيَّةً أَوْ ضُحَاهَا ﴿46﴾
46) گویا اینکه ایشان دورانی که می بینند او را (قیامت را) – درنگ نکردند( در دنیا) مگر تار گاهی ( از شب ) یا تابشش را ( از روز)








هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر