۱۳۹۰ مرداد ۲۶, چهارشنبه

از سوره النـــور (24)تا الشعرا (26)

سوره النـــور (24)
بخش نـــــور
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
بنام خداوند بخشاینده بخشایشگر

      سُورَةٌ أَنزَلْنَاهَا وَفَرَضْنَاهَا وَأَنزَلْنَا فِيهَا آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ لَّعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ﴿1﴾
1)     سوره ای که نازل کردیم او را – و واجب کردیم او را و نازل کردیم در او آیاتی شفاف کننده - شاید شما متذکر شوید
الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا مِئَةَ جَلْدَةٍ وَلَا تَأْخُذْكُم بِهِمَا رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَلْيَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌ مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ ﴿2﴾
2)   زن زناکار - و مرد زناکار را پس تحمیل  (اذیت ) کنید هر یک از آندو را صد ( سال  یا ماه یا هفته یا روز    در خانه ماندن =زندان )تحمیل  کردنی ( از اذیت )  – و نگیرید شما بآندو مهربانی را  – در  دین (در قانون حق)خداوند – چنانچه بودید ایمان می آوردید به خداوند و بدوران آخرت- و باید شاهد شود به عذاب آندو جمعی از ایمان آورندگان
الزَّانِي لَا يَنكِحُ إلَّا زَانِيَةً أَوْ مُشْرِكَةً وَالزَّانِيَةُ لَا يَنكِحُهَا إِلَّا زَانٍ أَوْ مُشْرِكٌ وَحُرِّمَ ذَلِكَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ ﴿3﴾
3)   مرد زناکار را نکاح نمی کند مگر زن زناکار-  یا زن مشرک(مطلق العنان مستبد )- و زن  زناکار را  نکاح نمی کند او را مگر مرد  زناکار- یا مرد  مشرک (مطلق العنان مستبد )– و حرام کرده شد آن (نکاح) بر ایمان آورندگان(تصدیق کنندگان حق و حقوق انسان )
وَالَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاء فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَانِينَ جَلْدَةً وَلَا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهَادَةً أَبَدًا وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ ﴿4﴾
4)   و آنانکه پرتاب می کنند (اتهام زنا را ) به (زنان ) سنگر گیرندگان (در خانواده پدر ومادر  یا شوهر ) سپس نمی آورند به چهار شاهدان (که عمل زنا را دیده باشند ) پس تحمیل کنید ایشان را هشتاد(روز یا هفته یا ماه یا  سال  در خانه ماندن =زندان )  تحمیل  کردنی (از اذیت )- و قبول نکنید برای ایشان شهادت دادن را هیچگاه – و آنها – ایشانند که متمردانند
إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا مِن بَعْدِ ذَلِكَ وَأَصْلَحُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿5﴾
5)     مگر آنانکه توبه کردند از بعد آن (اتهام زدن ) و اصلاح (حقمداری )کردند – پس همانا خداوند آمرزنده بخشایشگر است
وَالَّذِينَ يَرْمُونَ أَزْوَاجَهُمْ وَلَمْ يَكُن لَّهُمْ شُهَدَاء إِلَّا أَنفُسُهُمْ فَشَهَادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِينَ ﴿6﴾
6)   و آنانکه پرتاب می کنند (اتهام زنا را ) به لنگه هایشان- و نبود برای ایشان شاهدانی – مگر خودهایشان پس شهادت یکیشان – چهار شهادت است بخداوند که همانا او البته از راستگویان است
    وَالْخَامِسَةُ أَنَّ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَيْهِ إِن كَانَ مِنَ الْكَاذِبِينَ ﴿7﴾
7)     و پنجمین را همانا لعنت خداوند بر او(مرد) است چنانچه بود از دروغ گویان

     وَيَدْرَأُ عَنْهَا الْعَذَابَ أَنْ تَشْهَدَ أَرْبَعَ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الْكَاذِبِينَ(8)

8)     و دفع می کند از او (از زن چون شهادت زن برتر از مرد است) عذاب را – اینکه شهادت بدهد چهار شهادت بخداوند را – همانا او (مرد ) البته از دروغگویان است
وَالْخَامِسَةَ أَنَّ غَضَبَ اللَّهِ عَلَيْهَا إِن كَانَ مِنَ الصَّادِقِينَ ﴿9﴾
9)     و پنجمین را – همانا لعنت خداوند بر او (زن ) است چنانچه بود (مرد)از راستگویان
وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ وَأَنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ حَكِيمٌ ﴿10﴾
10)                        و اگر نبود فضل خداوند بر شما و بخشایش او( عذاب را شدید  می کرد) وهمانا خداوند توبه پذیر حکیم است
إِنَّ الَّذِينَ جَاؤُوا بِالْإِفْكِ عُصْبَةٌ مِّنكُمْ لَا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَّكُم بَلْ هُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ لِكُلِّ امْرِئٍ مِّنْهُم مَّا اكْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ وَالَّذِي تَوَلَّى كِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذَابٌ عَظِيمٌ ﴿11﴾
11) همانا آنانکه آوردند انحراف (اتهام زنا را ) مجموعه ای از شمایند –  حساب نکنید  او شر است برای شما – بلکه خیر است برای شما – برای هر انسانی از ایشان است آنچه را که کسب کرد از گناه – و آنکه یاری کرد (اتهام ) بزرگش را از ایشان - برای او عذاب عظیم است
لَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بِأَنفُسِهِمْ خَيْرًا وَقَالُوا هَذَا إِفْكٌ مُّبِينٌ ﴿12﴾
12)            چراآنگاه که شنیدیداو را(اتهام را ) گمان  کردند مومنین  ومومنات به   خودهایشان  خیری را و گفتند  این انحراف شفافی است(  چون گفتند )
لَوْلَا جَاؤُوا عَلَيْهِ بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاء فَإِذْ لَمْ يَأْتُوا بِالشُّهَدَاء فَأُوْلَئِكَ عِندَ اللَّهِ هُمُ الْكَاذِبُونَ ﴿13﴾    
13) چرا نیاوردند بر او (بر اتهام )چهار شاهدان را – پس آنگاه  که نیاوردند شاهدان را – پس آنها نزد خداوند- ایشانند که دروغگویانند
وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ لَمَسَّكُمْ فِي مَا أَفَضْتُمْ فِيهِ عَذَابٌ عَظِيمٌ ﴿14﴾
14)            واگر نبود فضل خداوند بر شما و بخشایش او در دنیا و آخرت البته درک می کرد شما را در آنچه که  روان کردید در او (در اتهام) عذاب عظیمی
إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِكُمْ وَتَقُولُونَ بِأَفْوَاهِكُم مَّا لَيْسَ لَكُم بِهِ عِلْمٌ وَتَحْسَبُونَهُ هَيِّنًا وَهُوَ عِندَ اللَّهِ عَظِيمٌ ﴿15﴾
15)            آنگاه که دریافت می کنید او(شایع )  رابه زبانهایتان و می گوئید با دهانهایتان – آنچه را که  نیست برای شما به اوعلمی و می پندارید او (شایع ) سبک است و او نزد خداوندعظیم است
وَلَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ قُلْتُم مَّا يَكُونُ لَنَا أَن نَّتَكَلَّمَ بِهَذَا سُبْحَانَكَ هَذَا بُهْتَانٌ عَظِيمٌ ﴿16﴾
16)            واگرنبود-  آنگاه که شنیدید او را (شایع را ) گفتید نمی شود برای ما اینکه سخن بگوئیم به این (شایع خداوندا)  فعال (مطلق) توئی- این بهتان بزرگی است(می دانیم )
يَعِظُكُمُ اللَّهُ أَن تَعُودُوا لِمِثْلِهِ أَبَدًا إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ﴿17﴾
17) موعظه می کند شما را خداوند اینکه (مبادا ) برگردید برای مانند او (بهتان) هیچگاه – چنانچه بودید ایمان آورندگان
وَيُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ﴿18﴾
18) و تبیین می کند خداوند برای شما آیات را – و خداوند عالم حکیم است

    إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَن تَشِيعَ الْفَاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ (19)

19) همانا آنانکه دوست می دارند اینکه شایع شود فاحشه گری در آنانکه ایمان آوردند برای ایشان عذاب دردناکی است در دنیا و آخرت – و خداوند علم دارد و شما علم ندارید
وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ وَأَنَّ اللَّه رَؤُوفٌ رَحِيمٌ ﴿20﴾
20) و اگر نبود فضل خداوند بر شما و بخشایش او( عذاب شدیدی می کرد) – و همانا خداوند مهربان بخشایشگر است
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ وَمَن يَتَّبِعْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ فَإِنَّهُ يَأْمُرُ بِالْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ مَا زَكَا مِنكُم مِّنْ أَحَدٍ أَبَدًا وَلَكِنَّ اللَّهَ يُزَكِّي مَن يَشَاء وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿21﴾
21)  ای آنانکه ایمان آوردید پیروی نکنید گامهای شیطان را – و هر کس پیروی کند گامهای شیطان را پس همانا او امر می کند به فاحشه گری و ابهام – و اگر نبود احسان خداوند بر شما و بخشایش او- نمو نمی کرد از شما فردی هیچگاه -  و لکن خداوند نمو می دهد کسی را که می خواهد و خداوند شنوای عالم است
وَلَا يَأْتَلِ أُوْلُوا الْفَضْلِ مِنكُمْ وَالسَّعَةِ أَن يُؤْتُوا أُوْلِي الْقُرْبَى وَالْمَسَاكِينَ وَالْمُهَاجِرِينَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلْيَعْفُوا وَلْيَصْفَحُوا أَلَا تُحِبُّونَ أَن يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿22﴾
22) و بهانه نیارند دارندگان فضل  از شما و وسعت اینکه (مبادا) بدهند( از اموالشان ) به دارندگان – قرابت و درماندگان و هجرت کنندگان درجهت (  حاکمیت ولایت جمهورمردم بجانشینی ازحاکمیت ولایت مطلقه) خداوند و باید گذشت کنند و باید مدارا کنند – آیا دوست نمی دارید اینکه بیامرزد خداوند برای شما – و خداوند آمرزنده بخشایشگر است
إِنَّ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ الْغَافِلَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ لُعِنُوا فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ ﴿23﴾
23) همانا آنانکه پرتاب می کنند (تهمت زنا را به زنان ) سنگر گیرندگان (در خانواده ..) غافلانی که ایمان آورندگانند - لعنت کرده شدند در دنیا و آخرت – و برای ایشان عذاب عظیم است
يَوْمَ تَشْهَدُ عَلَيْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَأَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُم بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿24﴾
24) دورانی که شهادت می دهد بر- ایشان زبانهایشان و دستهایشان و پاهایشان – بانچه که بودند عمل می کردند
يَوْمَئِذٍ يُوَفِّيهِمُ اللَّهُ دِينَهُمُ الْحَقَّ وَيَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ الْمُبِينُ ﴿25﴾
25) دورانگاهی که تمام می دهد ایشان را خداوند  دینشان (قانونشان)  را که حق است و علم می یابند که همانا خداوند حق شفاف است
الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ أُوْلَئِكَ مُبَرَّؤُونَ مِمَّا يَقُولُونَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ ﴿26﴾
26)    زنان کثیف برای مردان کثیف است- و مردان کثیف برای زنان کثیف است- و زنان پاکیزه برای مردان پاکیزه است- و مردان پاکیزه برای زنان پاکیزه است -آنها دور شدگانند از آنچه که  می گویند- برای ایشان است  آمرزشی و رزقی گرامی
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتًا غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ﴿27﴾
27) ای آنانکه ایمان آوردید داخل نشوید خانه هائی  را -غیر از خانه هایتان تا آشنا شوید و سلام کنید بر اهلش آن است شما را که بهتر  است برای شما – شاید شما متذکر شوید
فَإِن لَّمْ تَجِدُوا فِيهَا أَحَدًا فَلَا تَدْخُلُوهَا حَتَّى يُؤْذَنَ لَكُمْ وَإِن قِيلَ لَكُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا هُوَ أَزْكَى لَكُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ ﴿28﴾
28) پس چنانچه نیافتید در او فردی را – پس داخل نشویدش تا اجازه داده شود برای شما و چنانچه گفته شد برای شما برگردید – پس برگردید – او نموتر است برای شما – و خداوند بآنچه که عمل می کنید عالم است
لَّيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَن تَدْخُلُوا بُيُوتًا غَيْرَ مَسْكُونَةٍ فِيهَا مَتَاعٌ لَّكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا تَكْتُمُونَ ﴿29﴾
29) نیست بر شما باکی اینکه داخل شوید خانه غیر مسکونی را  – که در اوست بهره ای برای شما – و خداوند علم دارد بآنچه  که نمایان می کنید و آنچه را که  کتمان می کنید
قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ ﴿30﴾
30) بگو برای ایمان آورندگان (مرد ) فرو گیرند از بینائیشان و حفظ کنند فرجهایشان را – آن نموتر است برای ایشان همانا خداوند آگاه است بآنچه  که می سازید
وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُوْلِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ﴿31﴾
31)  و بگو برای ایمان آورندگان (زن) فرو گیرند از بینشها یشان و حفظ کنند فرجهایشان را - مگر آنچه  را که ظاهر شد از او(ازبدن ) -  و باید بزنند ( باندازند) پوششهایشان را بر گریبانهایشان - و نمایان نکنند زینت( پستی و بلندی بدن ) شان را مگر برای شوهرانشان – یا بپدرانشان – یا بپدران شوهرانشان یا بفرزندانشان یا بفرزندان شوهرانشان – یا ببرادرانشان یا بفرزندان برادرانشان یا بفرزندان خواهرانشان یا بزنانشان ( مادر وخواهر و  اقربا ....    )     یا آنچه را که مالک شد اختیارهایشان ( مردان اسیر  جنگی را ) یا بپیروان غیر دارندگان نیاز (به زنان )از مردان یا اطفال – آنانکه ظاهر نشدند برعورت ها (شرمگاه ) زنان – و ضرب ندهند ( قر ندهند ) به پاهایشان – تا معلوم شود آنچه را که پنهان می دارند از زینت( از فرج و گریبان ) شان-  و توبه کنید بسوی خداوند همگی – ای ایمان آورندگان شاید شما رستگار شوید 

وَأَنكِحُوا الْأَيَامَى مِنكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِن يَكُونُوا فُقَرَاء يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ﴿32﴾
1)   و نکاح دهید مجردان از شما را – اصلاح کنندگان (حقمداران ) از نوکر انتان و کنیزانتان را ( نوکر و کنیز هر دو کار گر هستند   ) – چنانچه می باشند فقیران غنی می کند ایشان را خداوند  از فضلش – و خداوند وسعت دهنده عالم است
وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لَا يَجِدُونَ نِكَاحًا حَتَّى يُغْنِيَهُمْ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَالَّذِينَ يَبْتَغُونَ الْكِتَابَ مِمَّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ فَكَاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِيهِمْ خَيْرًا وَآتُوهُم مِّن مَّالِ اللَّهِ الَّذِي آتَاكُمْ وَلَا تُكْرِهُوا فَتَيَاتِكُمْ عَلَى الْبِغَاء إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّنًا لِّتَبْتَغُوا عَرَضَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَمَن يُكْرِههُّنَّ فَإِنَّ اللَّهَ مِن بَعْدِ إِكْرَاهِهِنَّ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿33﴾
2)   و باید عفیف باشند آنانکه نمی یابند نکاحی را - غنی می کند خداوند ایشان را از فضلش و آنانکه می جویند کتاب (برنامه پرداختن جریمه جنگ ) از آنچه که مالک شد  اختیارهایشان (اسیران جنگی) پس مکاتبه کنید (برنامه –بگذارید) ایشان را چنانچه علم داشتید در ایشان خیری را – و بدهید از مال خداوند آنکه داد شما را (از خمس زکات و صدقات و ...) و وادار نکنید جوانانتان (اسیران جنگ) را بر جویای (گرفتن جریمه جنگ) چنانچه خواستند سنگرگیری (با ازدواج در خانواده ) را-  تا بجوئید نمایش زندگانی دنیا را – و هرکس وادار کند ایشان را ( به پرداختن جریمه جنگ) پس همانا خداوند از بعد وادار کردنشان (به پرداختن جریمه جنگ) آمرزنده بخشایشگر است
وَلَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ آيَاتٍ مُّبَيِّنَاتٍ وَمَثَلًا مِّنَ الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلِكُمْ وَمَوْعِظَةً لِّلْمُتَّقِينَ ﴿34﴾
34) و البته بدرستیکه نازل کردیم بسوی شما آیات تبیین کننده را و مثلی از آنانکه گذشتند از قبل شما و موعظه ای برای متقین ( حفظ کنندگان اصول راهنمای حق در اندیشه و بیان و عمل)
اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِن شَجَرَةٍ مُّبَارَكَةٍ زَيْتُونِةٍ لَّا شَرْقِيَّةٍ وَلَا غَرْبِيَّةٍ يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُّورٌ عَلَى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَن يَشَاء وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ﴿35﴾
35) خداوند  (ایجاد کننده )نور آسمانها و زمین است مثل نور او مانند بنیانی (سامانه ای) است که در اوست روشنائی  دهند(توحید  مطلق خدا با توحید نسبی مخلوقات ) –روشنائی  دهند در شیشه است(بعثت مطلق خدا با بعثت نسبی مخلوقات ) – شیشه گویا اینکه او سیاره درخشانی است(امامت مطلق خدا با امامت نسبی مخلوقات ) – که سوخته می شود از درخت مبارک زیتونی (عدالت  مطلق خدا با عدالت نسبی مخلوقات )که نیست شرقی ونیست غربی (معاد مطلق خدا با معاد نسبی مخلوقات )– نزدیک می شود که  روغنش  شعاع افکند و اگر که مس نکرد  اورا آتشی(وحی والهام  نور  خدا  بر  هستی وانسان )-  نوری است بر نوری (معرفت نور مطلق خدا با نور نسبی مخلوقات )– هدایت می کند خداوند برای نورش ( قانون هستی ) کسی را که می خواهد - و می زند خداوندمثلهارا برای مردم و خداوند به هر چیزی  عالم است
فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ ﴿36﴾
36) در خانه هائی اجازه داد خداوند اینکه بلند کرده شود و ذکر کرده شود در او نام او (نام خداوند ) فعالیت می کنند برای او (برای خداوند ) در او ( در خانه ها) بامدادان و شامگاهان
رِجَالٌ لَّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاء الزَّكَاةِ يَخَافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ ﴿37﴾
37) انسانهائی که – سرگرم نمی کند ایشان را تجارتی و نه معامله ای از ذکر خداوند و اقامه نماز و دادن زکات - می ترسند دورانی را که منقلب  می شود در او دلها و بینائی ها
لِيَجْزِيَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ مَا عَمِلُوا وَيَزِيدَهُم مِّن فَضْلِهِ وَاللَّهُ يَرْزُقُ مَن يَشَاء بِغَيْرِ حِسَابٍ ﴿38﴾
38) تا  جزا دهد ایشان را خداوند نیکوترین آنچه را   که عمل کردند و زیاد می کند ایشان را از فضلش – و خداوند رزق می دهد کسی را که می خواهد بدون حساب
وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَعْمَالُهُمْ كَسَرَابٍ بِقِيعَةٍ يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ مَاء حَتَّى إِذَا جَاءهُ لَمْ يَجِدْهُ شَيْئًا وَوَجَدَ اللَّهَ عِندَهُ فَوَفَّاهُ حِسَابَهُ وَاللَّهُ سَرِيعُ الْحِسَابِ ﴿39﴾
39) و آنانکه کافر شدند اعمالشان مانند سرابی است که لکه ای است – می پندارد او را تشنه  - آبی است تا آنگاه که آمد او را نیافت او را چیزی – و یافت خداوند را نزد او – پس تمام داد او را حسابش را- و خداوند سریع حسابگر است
أَوْ كَظُلُمَاتٍ فِي بَحْرٍ لُّجِّيٍّ يَغْشَاهُ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ سَحَابٌ ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ إِذَا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَرَاهَا وَمَن لَّمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُورًا فَمَا لَهُ مِن نُّورٍ ﴿40﴾
40) یا مانند تاریکیهائی است که در دریائی عمیق که می پوشاند او را به مو جی از فوقش موجی -از فوقش ابری(کشاننده)  است  – تاریکیهائی که بعضیش فوق بعضی است - - آنگاه که بیرون آورد دستش را نزدیک نبود که  ببیندش – و کسی که قرار نداد خداوند برای او نوری پس نیست برای او نوری
أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُسَبِّحُ لَهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالطَّيْرُ صَافَّاتٍ كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلَاتَهُ وَتَسْبِيحَهُ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِمَا يَفْعَلُونَ ﴿41﴾
41) آیا ندیدی همانا خداوند را فعالیت می کند برای او-هر کس در آسمانها و زمین است و پرنده صاف کنندگانند(بالها را)هر (کدام) بدرستیکه علم یافت نمازش را و فعالیتش را و خداوند عالم است بآنچه که  می کنند
وَلِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ ﴿42﴾
42) و برای خداوند است فرمانروائی آسمانها و زمین و بسوی خداوند است شدن ( امور )
أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُزْجِي سَحَابًا ثُمَّ يُؤَلِّفُ بَيْنَهُ ثُمَّ يَجْعَلُهُ رُكَامًا فَتَرَى الْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلَالِهِ وَيُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاء مِن جِبَالٍ فِيهَا مِن بَرَدٍ فَيُصِيبُ بِهِ مَن يَشَاء وَيَصْرِفُهُ عَن مَّن يَشَاء يَكَادُ سَنَا بَرْقِهِ يَذْهَبُ بِالْأَبْصَارِ ﴿43﴾
43) آیا ندیدی همانا خداوند حرکت می دهد ابر(کشاننده)  را سپس ربط می دهد میان او سپس قرار می دهد او را متراکمی پس می بینی قطره (برف) را بیرون می آید از خلالش- و نازل می کند  از آسمان از کوههائی (ابرهایی با تکاثف شدید   ) که در اوست از تگرگ – پس اصابت می کند به او کسی را که می خواهد و انصراف می دهد او را از کسی که می خواهد – نزدیک می شود پرتو برقش ببرد بینشهایی را
يُقَلِّبُ اللَّهُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَعِبْرَةً لِّأُوْلِي الْأَبْصَارِ ﴿44﴾
44) منقلب می کند خداوند شب و روز را – همانا در آن البته عبرتی برای  دارندگان بینشها است
وَاللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِن مَّاء فَمِنْهُم مَّن يَمْشِي عَلَى بَطْنِهِ وَمِنْهُم مَّن يَمْشِي عَلَى رِجْلَيْنِ وَمِنْهُم مَّن يَمْشِي عَلَى أَرْبَعٍ يَخْلُقُ اللَّهُ مَا يَشَاء إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿45﴾
45) و خداوند خلق کرد هر جنبنده ای را از آب – پس از ایشان است کسی که را ه می رود بر شکمش- و از ایشان است کسی که راه می رود بر دو پایش -و از ایشان است کسی که راه می رود بر چهار (پا) -خلق می کند خداوند آنچه را که می خواهد – همانا (خداوند) بر هر چیزی قادر است
لَقَدْ أَنزَلْنَا آيَاتٍ مُّبَيِّنَاتٍ وَاللَّهُ يَهْدِي مَن يَشَاء إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿46﴾
46) البته بدرستیکه نازل کردیم آیاتی شفاف کننده و خداوند هدایت می کند کسی را که می خواهد بسوی مسیر  مستقیم (کمال جوئی)
وَيَقُولُونَ آمَنَّا بِاللَّهِ وَبِالرَّسُولِ وَأَطَعْنَا ثُمَّ يَتَوَلَّى فَرِيقٌ مِّنْهُم مِّن بَعْدِ ذَلِكَ وَمَا أُوْلَئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ ﴿47﴾
47)  و می گویند ایمان آوردیم به خداوند و به رسول و اطاعت کردیم – پس روی می گرداند گروهی از ایشان از بعد آن – و نیستند آنها ایمان آورندگان
وَإِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ إِذَا فَرِيقٌ مِّنْهُم مُّعْرِضُونَ ﴿48﴾
48) و آنگاه که دعوت کرده شدند بسوی خداوند و رسولش تا حکم کند میانشان – آنگاه گروهی از ایشان اعراض کنندگانند
وَإِن يَكُن لَّهُمُ الْحَقُّ يَأْتُوا إِلَيْهِ مُذْعِنِينَ ﴿49﴾
49) و چنانچه بشود برای ایشان حق - بیایند بسوی او (رسول ) گردن نهادگان
أَفِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ أَمِ ارْتَابُوا أَمْ يَخَافُونَ أَن يَحِيفَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَرَسُولُهُ بَلْ أُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ ﴿50﴾
50) آیا در دلهایشان مرض است  یا شک کردند- یا می ترسند اینکه  جفاء کند خداوند بر ایشان و رسولش -  بلکه آنها ایشانند که ظالمانند
إِنَّمَا كَانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِينَ إِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ أَن يَقُولُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿51﴾
51) قطعاً بود گفتار ایمان آورندگان آنگاه که دعوت کرده شدند بسوی خداوند و رسولش تا حکم کند میانشان – اینکه بگویند شنیدیم و اطاعت کردیم و آنها ایشانند که رستگارانند
وَمَن يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَخْشَ اللَّهَ وَيَتَّقْهِ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ ﴿52﴾
52) و هر کس اطاعت کند خداوند و رسولش را و بهراسد خداوند را و حفظ کند (اصول راهنمای حق) او را – پس آنها ایشانند که پیروزشدگانند
وَأَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَئِنْ أَمَرْتَهُمْ لَيَخْرُجُنَّ قُل لَّا تُقْسِمُوا طَاعَةٌ مَّعْرُوفَةٌ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ ﴿53﴾
53) و   قسم یاد کردند بخداوندکوشاترین اختیارهایشان را- البته چنانچه امر کردی ایشان را البته بیرون می روند (برای دفاع )حتماً – بگو قسم یاد نکنید – اطاعتی است شناخته شده – همانا خداوند آگاه است بآنچه  که عمل می کنید
قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِن تَوَلَّوا فَإِنَّمَا عَلَيْهِ مَا حُمِّلَ وَعَلَيْكُم مَّا حُمِّلْتُمْ وَإِن تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ ﴿54﴾
54) بگو اطاعت کنید خداوند را و اطاعت کنید رسول را – پس چنانچه روی گردانیدند – پس قطعاً بر اوست – آنچه  را که حمل کرده شد و بر شماست آنچه را  که حمل کرده شدید – و چنانچه اطاعت کنید او را (رسول را ) هدایت یابید-  و نیست بر رسول مگر ابلاغ  کردن شفاف
وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا وَمَن كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ ﴿55﴾
55) وعده داد خداوند آنانرا که ایمان آوردند از شما و عمل کردند اصلاحات (حقمداری ) را البته جانشین می کند حتماً ایشان را در زمین-  همچنانکه جانشین کرد آنانرا که از قبل ایشانند – و البته متمکن می کند حتماً برای ایشان  دینشان (قانون حقشان) را- آنکه راضی شد برای ایشان و البته تبدیل می کند حتماً ایشان را از بعد ترسشان امنیتی را- پرستش می کنند مرا شریک نمی کنند به من چیزی را – وهر کس کافر شد بعد از آن – پس آنها ایشانند که متمرانند
وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ﴿56﴾
56) و اقامه کنید نماز را و بدهید زکات را و اطاعت کنید رسول را شاید شما بخشش کرده شوید
لَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مُعْجِزِينَ فِي الْأَرْضِ وَمَأْوَاهُمُ النَّارُ وَلَبِئْسَ الْمَصِيرُ ﴿57﴾
57) نپندارید حتماً آنانرا که کافر شدند عاجز کنندگانند (خداوند را) در زمین – و جایگاهشان آتش است و البته آسیبدار  شدنگاهی است
       يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِيَسْتَأْذِنكُمُ الَّذِينَ مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ وَالَّذِينَ لَمْ يَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنكُمْ   ثَلَاثَ        
      مَرَّاتٍ مِن قَبْلِ صَلَاةِ الْفَجْرِ وَحِينَ تَضَعُونَ ثِيَابَكُم مِّنَ الظَّهِيرَةِ وَمِن بَعْدِ صَلَاةِالْعِشَاء
      ثَلَاثعَوْرَاتٍ لَّكُمْ لَيْسَعَلَيْكُمْ وَلَا عَلَيْهِمْ جُنَاحٌ بَعْدَهُنَّ طَوَّافُونَ عَلَيْكُم بَعْضُكُمْ عَلَى بَعْض كَذَلِكَ     
       يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ وَاللَّهُعَلِيمٌ حَكِيمٌ ﴿58﴾
58) ای آنانکه ایمان آوردید باید اجازه بگیرند شما را آنانکه مالک شداختیارهایتان (اسیران جنگیدر جامعه اسلامی پخش کرده می شوند تا ازاد زنگی کنند که با قرارداد ترک جنگ ازاد ی کامل یابند در اسلام اسیر جنگی را  در اردوگاهها زندانی نمی کنند   ) و آنانکه نرسیدند به احتلام(سن بلوغ) از شما سه بار- از قبل نماز فجر – و وقتی که می گذارید  رخت هایتان از ظهر- و از بعد نماز عشاء- سه (وقت) عیب است برای شما – نیست بر شما و نه بر- ایشان باکی بعد ایشان (بعد ازسه وقت) طواف کنندگانند بر شما بعضیتان بر بعضی – بدینسان بیان می کند خداوند برای شما آیات را و خداوند عالم حکیم است
وَإِذَا بَلَغَ الْأَطْفَالُ مِنكُمُ الْحُلُمَ فَلْيَسْتَأْذِنُوا كَمَا اسْتَأْذَنَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ﴿59﴾
59) و آنگاه که بالغ شدند اطفال – از شما احتلام را-  پس باید اجازه بگیرند همچنانکه اجازه گرفتند – آنانکه از قبل ایشانند – بدینسان بیان می کند خداوند برای شما آیاتش را – و خداوند عالم حکیم است
وَالْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاء اللَّاتِي لَا يَرْجُونَ نِكَاحًا فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُنَاحٌ أَن يَضَعْنَ ثِيَابَهُنَّ غَيْرَ مُتَبَرِّجَاتٍ بِزِينَةٍ وَأَن يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَّهُنَّ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿60﴾
60)  و نشستگان از زنان – آنانکه امید نمی دارند نکاحی را – پس نیست بر- ایشان باکی اینکه بگذارند رخت هایشان را – بدون برجسته کنندگان به زینتی (از بدن) و اینکه عفت جویند بهتر است برای ایشان - و خداوند شنوای عالم است
لَيْسَ عَلَى الْأَعْمَى حَرَجٌ وَلَا عَلَى الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَلَا عَلَى الْمَرِيضِ حَرَجٌ وَلَا عَلَى أَنفُسِكُمْ أَن تَأْكُلُوا مِن بُيُوتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ آبَائِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أُمَّهَاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ إِخْوَانِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَخَوَاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَعْمَامِكُمْ أَوْ بُيُوتِ عَمَّاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَخْوَالِكُمْ أَوْ بُيُوتِ خَالَاتِكُمْ أَوْ مَا مَلَكْتُم مَّفَاتِحَهُ أَوْ صَدِيقِكُمْ لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَن تَأْكُلُوا جَمِيعًا أَوْ أَشْتَاتًا فَإِذَا دَخَلْتُم بُيُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَى أَنفُسِكُمْ تَحِيَّةً مِّنْ عِندِ اللَّهِ مُبَارَكَةً طَيِّبَةً كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُون ﴿61﴾
61) نیست بر کور گزندی و نه بر لنگ گزندی و نه بر مریض گزندی و نه بر خودهایتان اینکه بخورید از خانه هایتان یا خانه های پدرانتان یا خانه های مادرانتان یا خانه های برادرانتان یا خانه های خواهرانتان یا خانه های عموهایتان- یا خانه های عمه هایتان یا خانه های دائی هایتان – یا خانه های خاله هایتان یا آنچه را که  مالک شدید کلیدش را یا (خانه)دوستانتان را- نیست بر شما باکی اینکه بخورید همگی را یا پراکنده – پس آنگاه که داخل شدید خانه ای را پس سلام کنید بر خودهایتان – زنده باشی از نزد خداوند –برکتی پاکیزه– بدینسان بیان می کند خداوند برای شما آیات را شاید که شما تعقل کنید
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَإِذَا كَانُوا مَعَهُ عَلَى أَمْرٍ جَامِعٍ لَمْ يَذْهَبُوا حَتَّى يَسْتَأْذِنُوهُ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَأْذِنُونَكَ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ فَإِذَا اسْتَأْذَنُوكَ لِبَعْضِ شَأْنِهِمْ فَأْذَن لِّمَن شِئْتَ مِنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمُ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿62﴾
62) قطعاً ایمان آورندگان – آنانند که ایمان آوردند به خداوند و رسولش – و آنگاه که بودند با او (با رسول) بر امر جمعی- نرفتند حتی اجازه گرفتند او را – همانا آنانکه اجازه می گیرند ترا – آنها آنانند که ایمان می آورند به خداوند و رسولش – پس آنگاه که اجازه خواستند ترا برای بعضی کارشان – پس اجازه بده برای کسی که خواستی از ایشان – و آمرزش بخواه برای ایشان خداوند را – همانا خداوند آمرزنده بخشایشگر است
لَا تَجْعَلُوا دُعَاء الرَّسُولِ بَيْنَكُمْ كَدُعَاء بَعْضِكُم بَعْضًا قَدْ يَعْلَمُ اللَّهُ الَّذِينَ يَتَسَلَّلُونَ مِنكُمْ لِوَاذًا فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَن تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿63﴾
63) قرار ندهید دعوت رسول(مبلغ حق) را میانتان مانند دعوت بعضی تان بعضی را – بدرستیکه علم دارد خداوند – آنان را که قاچاقی می کنند (رفتنی را) از شما بپناهگیری (از رسول ) پس باید حراست کنند آنانکه مخالفت می کنند از امر او (مبلغ حق) اینکه (مبادا ) اصابت کند ایشان را گرفتاری یا اصابت کند ایشان را عذابی دردناک
أَلَا إِنَّ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ قَدْ يَعْلَمُ مَا أَنتُمْ عَلَيْهِ وَيَوْمَ يُرْجَعُونَ إِلَيْهِ فَيُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُوا وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ﴿64﴾
64) آگاه باشید – همانا برای خداوند است آنچه که در آسمانها و زمین است – بدرستیکه علم دارد آنچه را که شما بر اوید (اکنون)  و دورانی که مراجعت کرده می شوند بسوی او – پس خبر می دهد ایشان را به آنچه که عمل کردند – و خداوند به هرچیزی عالم است .












                                                             

سوره الفـــرقان (25)
بخش جــــدا کننــــده
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
بنام خداوند بخشاینده بخشایشگر

       تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيرًا ﴿1﴾
1)     برکت داد (خداوند)– آنکه نازل کرد فرقان (جداکننده حق و باطل) را بر پرستنده اش(محمد) تا بشود برای جهانیان اخطارکننده ای
الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَمْ يَتَّخِذْ وَلَدًا وَلَمْ يَكُن لَّهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِيرًا ﴿2﴾
2)   آنکه برای اوست فرمانروائی آسمانها و زمین و نگرفت نوزادی  را (به شراکت) و نبود برای او شریکی در فرمانروائی و خلق کرد همه چیز را – پس مقدر کرد (نسبی کرد) او را مقدر کردنی
وَاتَّخَذُوا مِن دُونِهِ آلِهَةً لَّا يَخْلُقُونَ شَيْئًا وَهُمْ يُخْلَقُونَ وَلَا يَمْلِكُونَ لِأَنفُسِهِمْ ضَرًّا وَلَا نَفْعًا وَلَا يَمْلِكُونَ مَوْتًا وَلَا حَيَاةً وَلَا نُشُورًا ﴿3﴾
3)   و گرفتند از غیر او اله هایی (مطلقهایی ) را که خلق نمی کنند چیزی را - و ایشان خلق کرده می شوند و مالک نمی شوند مرگی را و نه زندگی را و نه منتشر کردنی  را(در قیامت )
وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَذَا إِلَّا إِفْكٌ افْتَرَاهُ وَأَعَانَهُ عَلَيْهِ قَوْمٌ آخَرُونَ فَقَدْ جَاؤُوا ظُلْمًا وَزُورًا ﴿4﴾
4)   و گفتند آنانکه کافر شدند – نیست این (فرقان)مگر انحرافی –که  بافت او را(فرقان را )  و کمک کرد بر او ( برمحمد )قومی دیگران -  پس بدرستیکه آمدند – با ظلم و زوری
وَقَالُوا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ اكْتَتَبَهَا فَهِيَ تُمْلَى عَلَيْهِ بُكْرَةً وَأَصِيلًا ﴿5﴾
5)     و گفتند افسانه های پیشینیان است که کتابت کرد او را – پس او(فرقان)  دیکته کرده می شود بر او (برمحمد ) سحرگاه و شامگاه
قُلْ أَنزَلَهُ الَّذِي يَعْلَمُ السِّرَّ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ إِنَّهُ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا ﴿6﴾
6)     بگو نازل کرد  او را ( فرقان را )– آنکه علم دارد – سر-  را در آسمانها و زمین – همانا او بود آمرزنده بخشایشگر
وَقَالُوا مَا لِهَذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعَامَ وَيَمْشِي فِي الْأَسْوَاقِ لَوْلَا أُنزِلَ إِلَيْهِ مَلَكٌ فَيَكُونَ مَعَهُ نَذِيرًا ﴿7﴾
7)   و گفتند چیست برای این رسول که می خورد طعام – و راه می رود در بازارها – چرا نازل کرده نشد بسوی او فرشته ای – پس بشود با او اخطار کننده ای
أَوْ يُلْقَى إِلَيْهِ كَنزٌ أَوْ تَكُونُ لَهُ جَنَّةٌ يَأْكُلُ مِنْهَا وَقَالَ الظَّالِمُونَ إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَّسْحُورًا ﴿8﴾
8)   یا انداخته شود بسوی او گنجی یا بشود برای او بوستانی که می خورد از او – و گفتند ظالمان پیروی نمی کنید مگر انسان سحر شده ای را
انظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا لَكَ الْأَمْثَالَ فَضَلُّوا فَلَا يَسْتَطِيعُونَ سَبِيلًا ﴿9﴾
9)     نگاه کن چطور زدند برای تو مثلها را – پس گمراه شدند – پس نمی توانند (بیابند ) جهتی را (بحق )
تَبَارَكَ الَّذِي إِن شَاء جَعَلَ لَكَ خَيْرًا مِّن ذَلِكَ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَيَجْعَل لَّكَ قُصُورًا ﴿10﴾
10) برکت داد (خداوند)– انکه – چنانچه خواست – قرار داد برای تو بهتر از آن را بوستان هایی که جاری می شود از زیرش رودها – و قرار دهد برای تو قصرهایی را  
بَلْ كَذَّبُوا بِالسَّاعَةِ وَأَعْتَدْنَا لِمَن كَذَّبَ بِالسَّاعَةِ سَعِيرًا ﴿11﴾
11) بلکه تکذیب کردند لحظه (قیامت ) را و آماده کردیم برای کسی که تکذیب کرد لحظه (قیامت ) را شعله ای را
إِذَا رَأَتْهُم مِّن مَّكَانٍ بَعِيدٍ سَمِعُوا لَهَا تَغَيُّظًا وَزَفِيرًا ﴿12﴾
12) آنگاه که دیدند ایشان از جائی دور – شنیدند برای او (جهنم ) کینه ای و خروشی را  
وَإِذَا أُلْقُوا مِنْهَا مَكَانًا ضَيِّقًا مُقَرَّنِينَ دَعَوْا هُنَالِكَ ثُبُورًا ﴿13﴾
13)  و آنگاه که انداخته شدند از او (از جهنم ) جای تنگی قرین کرده شدگان – دعوت کردند آنجا نفله شدنی   را
لَا تَدْعُوا الْيَوْمَ ثُبُورًا وَاحِدًا وَادْعُوا ثُبُورًا كَثِيرًا ﴿14﴾
14) دعوت نکنید ایندوران نفله شدن  واحدی را و دعوت کنید نفله شدن بسیاری را
قُلْ أَذَلِكَ خَيْرٌ أَمْ جَنَّةُ الْخُلْدِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ كَانَتْ لَهُمْ جَزَاء وَمَصِيرًا ﴿15﴾
15) بگو آیا آن بهتر است یا بهشت جاویدان آنکه وعده داده شدند متقین (حفظ کنندگان اصول راهنمای حق در اندیشه و عمل ) بود برای ایشان جزائی و شدنگاهی
لَهُمْ فِيهَا مَا يَشَاؤُونَ خَالِدِينَ كَانَ عَلَى رَبِّكَ وَعْدًا مَسْؤُولًا ﴿16﴾
16) برای ایشان است  در او آنچه را  که  می خواهند جاویدان -  بود بر پروردگارت وعده ای پرسیده شده
وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ فَيَقُولُ أَأَنتُمْ أَضْلَلْتُمْ عِبَادِي هَؤُلَاء أَمْ هُمْ ضَلُّوا السَّبِيلَ ﴿17﴾
17) و دورانی که محشور می کند ایشان را و آنچه  را که می پرستند از غیر خداوند را – پس می گوید – آیا شما گمراه کردید پرستندگان مرا که اینهایند – یا ایشان گم کردند جهت (حق) را
قَالُوا سُبْحَانَكَ مَا كَانَ يَنبَغِي لَنَا أَن نَّتَّخِذَ مِن دُونِكَ مِنْ أَوْلِيَاء وَلَكِن مَّتَّعْتَهُمْ وَآبَاءهُمْ حَتَّى نَسُوا الذِّكْرَ وَكَانُوا قَوْمًا بُورًا ﴿18﴾
18) گفتند فعال (مطلق ) توئی -  نبود که مطلوب شود  برای ما – اینکه بگیریم از غیر تو از یاوران - و لکن بهره دادی ایشان را و اجدادشان را تا فراموش کردند ذکر (اصول راهنما ی حق ) را و بودند قومی تلف شدگان
قَدْ كَذَّبُوكُم بِمَا تَقُولُونَ فَمَا تَسْتَطِيعُونَ صَرْفًا وَلَا نَصْرًا وَمَن يَظْلِم مِّنكُمْ نُذِقْهُ عَذَابًا كَبِيرًا ﴿19﴾
19) پس بدرستیکه تکذیب کردند شما را بآنچه که می گوئید پس نمی توانید منصرف کردنی و نه یاری کردنی را -  و  کسی که ظلم کند از شما بچشانیم او را عذابی بزرگ
وَما أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا إِنَّهُمْ لَيَأْكُلُونَ الطَّعَامَ وَيَمْشُونَ فِي الْأَسْوَاقِ وَجَعَلْنَا بَعْضَكُمْ لِبَعْضٍ فِتْنَةً أَتَصْبِرُونَ وَكَانَ رَبُّكَ بَصِيرًا ﴿20﴾
20) و نفرستادیم قبل از تو – از رسولان مگر همانا ایشان البته می خورند طعام و راه می روند در بازار- و قرار دادیم بعضیتان را برای بعضی گرفتاری – آیا صبر می کنید – و بود پروردگارت بینا ( به همه)
وَقَالَ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءنَا لَوْلَا أُنزِلَ عَلَيْنَا الْمَلَائِكَةُ أَوْ نَرَى رَبَّنَا لَقَدِ اسْتَكْبَرُوا فِي أَنفُسِهِمْ وَعَتَوْ عُتُوًّا كَبِيرًا ﴿21﴾
21) و گفتند آنانکه امید نمی دارند ملاقات ما را - چرا نازل کرده نشد بر ما فرشتگان-  یا ببینیم پروردگارمان را – البته بدرستیکه تکبرکردند در خودهایشان – و گستاخی کردند – گستاخی بزرگ
يَوْمَ يَرَوْنَ الْمَلَائِكَةَ لَا بُشْرَى يَوْمَئِذٍ لِّلْمُجْرِمِينَ وَيَقُولُونَ حِجْرًا مَّحْجُورًا ﴿22﴾
22) دورانی که می بینند فرشتگان را – نیست بشارتی ایندورانگاه برای مجرمین-  و می گویند مانع – مانع کرده  شده ای (ازبهشت)
وَقَدِمْنَا إِلَى مَا عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْنَاهُ هَبَاء مَّنثُورًا ﴿23﴾
23) و تقدیم کردیم بسوی آنچه که عمل کردند از عملی – پس قرار دادیم او را – ذراتی پراکنده
أَصْحَابُ الْجَنَّةِ يَوْمَئِذٍ خَيْرٌ مُّسْتَقَرًّا وَأَحْسَنُ مَقِيلًا ﴿24﴾
24) اهل بهشت ایندورانگاه بهترند در قرارگاه - و نیکوترند به  استراحتی
وَيَوْمَ تَشَقَّقُ السَّمَاء بِالْغَمَامِ وَنُزِّلَ الْمَلَائِكَةُ تَنزِيلًا ﴿25﴾
25) و دورانی که پاره می شود آسمان بسبب ابرهای (پوشاننده) و نازل کرده شد فرشتگان نازل کردنی
الْمُلْكُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ لِلرَّحْمَنِ وَكَانَ يَوْمًا عَلَى الْكَافِرِينَ عَسِيرًا ﴿26﴾
26) فرمانروائی ایندورانگاه حق است برای بخشاینده  – و بود دورانی بر کافران دشوار
وَيَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَى يَدَيْهِ يَقُولُ يَا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلًا ﴿27﴾
27) و دورانی که می گزد  ظالم بر دستش – می گوید ای کاش من می گرفتم – با رسول جهتی را ( از حق )
يَا وَيْلَتَى لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِيلًا ﴿28﴾
28) ای وای مرا – کاش من نمی گرفتم فلانی را بصمیمیتی
لَقَدْ أَضَلَّنِي عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جَاءنِي وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِلْإِنسَانِ خَذُولًا ﴿29﴾
29)    البته بدرستیکه گمراه کرد مرا از ذکر (اصول راهنما حق ) بعد از آنگاهی که آمد مرا – و بود شیطان (منحرف از حق) برای انسان ول کننده
وَقَالَ الرَّسُولُ يَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا ﴿30﴾
30)       و گفت رسول – ای پروردگار من همانا قوم من گرفتند این قرآن را متروک شده ای
وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا مِّنَ الْمُجْرِمِينَ وَكَفَى بِرَبِّكَ هَادِيًا وَنَصِيرًا ﴿31﴾
31)       و بدینسان قرار دادیم برای هر پیامبری دشمنی از مجرمین – و کافی بود پروردگارت هدایت کننده و یاری کننده
وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْلَا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً وَاحِدَةً كَذَلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَكَ وَرَتَّلْنَاهُ تَرْتِيلًا ﴿32﴾
32)    و گفتند آنان که کافر شدند چرا نازل کرده نشد بر او قرآن همگی یگانه – بدینسان است که تا ثابت کنیم بسبب او ترجیح دهنده ات (عقلت را) را و ترتیل(ترنم) کردیم  او را ترتیل  کردنی  
وَلَا يَأْتُونَكَ بِمَثَلٍ إِلَّا جِئْنَاكَ بِالْحَقِّ وَأَحْسَنَ تَفْسِيرًا ﴿33﴾
33)       و نیاوردند ترا به مانندی (از قران)– مگر آوردیم ترا بحق و نیکوترین تفسیری
الَّذِينَ يُحْشَرُونَ عَلَى وُجُوهِهِمْ إِلَى جَهَنَّمَ أُوْلَئِكَ شَرٌّ مَّكَانًا وَأَضَلُّ سَبِيلًا ﴿34﴾
34)       آنانکه محشور کرده می شوند بر رویهایشان بسوی جهنم – آنها تباهترند بجایگاه - و گمراهترند جهت(حق) را
وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَجَعَلْنَا مَعَهُ أَخَاهُ هَارُونَ وَزِيرًا ﴿35﴾
35)       و البته بدرستیکه دادیم موسی را کتاب و قرار دادیم با او برادرش هارون را وزیر
فَقُلْنَا اذْهَبَا إِلَى الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَدَمَّرْنَاهُمْ تَدْمِيرًا ﴿36﴾
36)       پس گفتیم بروید بسوی قوم – آنانکه تکذیب کردند آیات ما را – پس ویران کردیم ایشان را ویران کردنی
وَقَوْمَ نُوحٍ لَّمَّا كَذَّبُوا الرُّسُلَ أَغْرَقْنَاهُمْ وَجَعَلْنَاهُمْ لِلنَّاسِ آيَةً وَأَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ عَذَابًا أَلِيمًا ﴿37﴾
37)    و قوم نوح را وقتی که تکذیب کردند رسولان را- غرق کردیم و قرار دادیم ایشان را برای مردم آیه (عبرتی ) و آماده کردیم برای ظالمان عذاب دردناکی را
وَعَادًا وَثَمُودَ وَأَصْحَابَ الرَّسِّ وَقُرُونًا بَيْنَ ذَلِكَ كَثِيرًا ﴿38﴾
38)       و عاد را و ثمود را و اهل رسّ را و قرنهائی که میان آن است بسیاری را
وَكُلًّا ضَرَبْنَا لَهُ الْأَمْثَالَ وَكُلًّا تَبَّرْنَا تَتْبِيرًا ﴿39﴾
39) و همگی را زدیم برای او مثالها – و همگی را خاک کردیم خاک کردنی
وَلَقَدْ أَتَوْا عَلَى الْقَرْيَةِ الَّتِي أُمْطِرَتْ مَطَرَ السَّوْءِ أَفَلَمْ يَكُونُوا يَرَوْنَهَا بَلْ كَانُوا لَا يَرْجُونَ نُشُورًا ﴿40﴾
40) و البته بدرستیکه آمدند بر قریه ای -آنکه بارانده شده باران بدی – آیا پس نبودند که ببینند او را بلکه بودند که امید نمی داشتند منتشر شدنی را (از قبرها )
وَإِذَا رَأَوْكَ إِن يَتَّخِذُونَكَ إِلَّا هُزُوًا أَهَذَا الَّذِي بَعَثَ اللَّهُ رَسُولًا ﴿41﴾
41)       و آنگاه که دیدند ترا – نمی گیرند ترا (به صحبتی ) مگر باستهزاء – آیا این است آنکه مبعوث کرد  خداوند برسالتی
إِن كَادَ لَيُضِلُّنَا عَنْ آلِهَتِنَا لَوْلَا أَن صَبَرْنَا عَلَيْهَا وَسَوْفَ يَعْلَمُونَ حِينَ يَرَوْنَ الْعَذَابَ مَنْ أَضَلُّ سَبِيلًا ﴿42﴾
42)     چنانچه نزدیک بود البته گمراه کند ما را از الهانمان (مطلقهایمان) – اگر نه اینکه صبر کردیم بر او – و بزودی علم می یابند وقتی که می بینند عذاب را – کیست که گمراهتر است جهت (حق)را
أَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ أَفَأَنتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكِيلًا ﴿43﴾
43)       آیا دیدی کسی را که گرفت الهش (مطلقش) را هوسش – آیا پس تو می شوی بر او وکیل
أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا ﴿44﴾
44)    یا حساب می کنی  همانا اکثرشان می شنوند یا تعقل می کنند – نیستند ایشان مگر مانند انعام (گاو –گوسفند- شتر- بز و ...) بلکه ایشان گمراهترند جهت (حق)را
أَلَمْ تَرَ إِلَى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ وَلَوْ شَاء لَجَعَلَهُ سَاكِنًا ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَيْهِ دَلِيلًا ﴿45﴾
45)    آیا ننگرستی بسوی پروردگارت – چطور دراز کرد سایه را – و اگر می خواست البته قرار می داد او را ساکن – سپس قرار دادیم خورشید را بر او دلیلی
ثُمَّ قَبَضْنَاهُ إِلَيْنَا قَبْضًا يَسِيرًا ﴿46﴾
46)       سپس قبضه کردیم او را بسویمان قبضه کردنی آسان
وَهُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِبَاسًا وَالنَّوْمَ سُبَاتًا وَجَعَلَ النَّهَارَ نُشُورًا ﴿47﴾
47)       و اوست آنکه قرار داد برای شما شب را لباسی و خواب را استراحتی و قرارداد روز را منتشر شدنی
وَهُوَ الَّذِي أَرْسَلَ الرِّيَاحَ بُشْرًا بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاء مَاء طَهُورًا ﴿48﴾
48)       و اوست آنکه فرستاد باد را بشارتی – میان دو دست(قدرت و نعمت) رحمتش – و نازل کردیم (بوسیله ابر )از آسمان آب پاکی را
لِنُحْيِيَ بِهِ بَلْدَةً مَّيْتًا وَنُسْقِيَهُ مِمَّا خَلَقْنَا أَنْعَامًا وَأَنَاسِيَّ كَثِيرًا ﴿49﴾
49)    تا زنده کنیم به او منطقه  مرده ای را - و  بیاشامانیمش از آنچه که خلق کردیم انعام (گاو –گوسفند –شتر –بز و ...) و انسانهای بسیاری را
وَلَقَدْ صَرَّفْنَاهُ بَيْنَهُمْ لِيَذَّكَّرُوا فَأَبَى أَكْثَرُ النَّاسِ إِلَّا كُفُورًا ﴿50﴾
50)       و البته بدرستیکه صرف کردیم او را میانشان تا متذکر شوند – پس امتناع کردند بیشتر مردم (از حق) مگر انکار کردنی را
وَلَوْ شِئْنَا لَبَعَثْنَا فِي كُلِّ قَرْيَةٍ نَذِيرًا ﴿51﴾
51)       و اگر می خواستیم البته مبعوث می کردیم در هر قریه ای اخطار کننده ای را
فَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَجَاهِدْهُم بِهِ جِهَادًا كَبِيرًا ﴿52﴾
52)       پس اطاعت نکن کافران را و جهاد (دفع)کن ایشان را بسبب او (قرآن ) جهاد (دفاعی)بزرگ
وَهُوَ الَّذِي مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَجَعَلَ بَيْنَهُمَا بَرْزَخًا وَحِجْرًا مَّحْجُورًا ﴿53﴾
53)    و اوست آنکه آمیخت دو دریا را – این شیرین گوارا است – و این نمکی تلخ است –و قرار داد میانشان حائلی  و مانعی – مانع شده (این حالت درمصب رودخانه هاست  که دریا بخشی اب شرین است که بر رود خانه ها ریزش می کند و بین اب شیرین و نمکی حائلی هست   )
وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْمَاء بَشَرًا فَجَعَلَهُ نَسَبًا وَصِهْرًا وَكَانَ رَبُّكَ قَدِيرًا ﴿54﴾
54)       و اوست آنکه خلق کرد از آب بشری را – پس قرار داد او را عروسی و دامادی – و بود پروردگارت قادر
وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَنفَعُهُمْ وَلَا يَضُرُّهُمْ وَكَانَ الْكَافِرُ عَلَى رَبِّهِ ظَهِيرًا ﴿55﴾
55)    و می پرستند از غیر خداوند را – آنچه که نفع نمی دهد ایشان را و ضرر نمی دهد ایشان  را– و بود کافر بر (ضد )پروردگارش (شیطان را )پشتیبان
وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا مُبَشِّرًا وَنَذِيرًا ﴿56﴾
56)       و نفرستادیم ترا مگر بشارت دهنده و اخطار کننده
قُلْ مَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلَّا مَن شَاء أَن يَتَّخِذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلًا ﴿57﴾
57)       بگو سئوال نمی کنم شما را بر او (بر ابلاغ قرآن) از مزدی  - مگر کسی که خواست اینکه بگیرد بسوی پروردگارش جهتی را
وَتَوَكَّلْ عَلَى الْحَيِّ الَّذِي لَا يَمُوتُ وَسَبِّحْ بِحَمْدِهِ وَكَفَى بِهِ بِذُنُوبِ عِبَادِهِ خَبِيرًا ﴿58﴾
58)       و توکل کن بر (خداوند)زنده – آنکه نمی میرد و فعالیت کن به ستایش او – و کافی بود به او به بزهکاری پرستندگانش آگاهی را
الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ الرَّحْمَنُ فَاسْأَلْ بِهِ خَبِيرًا ﴿59﴾
59)    آنکه خلق کرد آسمانها و زمین و آنچه که میان آندوست در شش دورانی – سپس پردازش کرد بر عرش (حیات) - بخشاینده است  پس سئوال کن به او آگاهی را
وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اسْجُدُوا لِلرَّحْمَنِ قَالُوا وَمَا الرَّحْمَنُ أَنَسْجُدُ لِمَا تَأْمُرُنَا وَزَادَهُمْ نُفُورًا ﴿60﴾
60)    و آنگاه که گفته شد برای ایشان سجده (قبول ) کنید برای بخشاینده – گفتند و چیست بخشاینده- آیا سجده (قبول) کنیم بر آنچه که امر می کنی ما را و زیاد کرد ایشان را رمیدنی(ازحق)
تَبَارَكَ الَّذِي جَعَلَ فِي السَّمَاء بُرُوجًا وَجَعَلَ فِيهَا سِرَاجًا وَقَمَرًا مُّنِيرًا ﴿61﴾
61)       برکت داد(خداوند) آنکه قرار داد در آسمان برجهائی (برجسته هائی) را و قرار داد در او چراغی (نور دهنده )را و ماه را نور انی (انعکاس دهنده نور ) 
وَهُوَ الَّذِي جَعَلَ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ خِلْفَةً لِّمَنْ أَرَادَ أَن يَذَّكَّرَ أَوْ أَرَادَ شُكُورًا ﴿62﴾
62)       و اوست آنکه قرار داد شب و روز را  جانشین (همدیگر) – برای کسی که اراده کرد اینکه متذکر شود یا اراده کرد شکرگزاری را
وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا ﴿63﴾
63)       و پرستندگان بخشاینده – آنانکه راه می روند بر زمین به سبکی و آنگاه که خطاب کرد ایشان را جاهلان- گفتند سلامی را
وَالَّذِينَ يَبِيتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّدًا وَقِيَامًا ﴿64﴾
64)       وآنانکه ترتیب می دهند برای پروردگارشان سجده کردنی یا قیام کردنی را
وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذَابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذَابَهَا كَانَ غَرَامًا ﴿65﴾
65)       و آنانکه می گویند پروردگار ما -  بر طرف کن از ما عذاب جهنم را – همانا عذابش بود تاوانی
إِنَّهَا سَاءتْ مُسْتَقَرًّا وَمُقَامًا ﴿66﴾
66)       همانا او – بد بود به قرارگاهی و مقامی را
وَالَّذِينَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْ يَقْتُرُوا وَكَانَ بَيْنَ ذَلِكَ قَوَامًا ﴿67﴾
67)       و آنانکه -  آنگاه که انفاق کردند اسراف نکردند و نکاستند – و بود میان آن تناسبی
وَالَّذِينَ لَا يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ وَلَا يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَلَا يَزْنُونَ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ يَلْقَ أَثَامًا ﴿68﴾
68)    و آنانکه دعوت نمی کنند با خداوند الهی (مطلقی) دیگر را - و نمی کشند شخصی را آنکه حرام کرد خداوند – مگر به حق در (قصاص) و زنا نمی کنند – و هر کس کند آن را می یابد گناهی را
يُضَاعَفْ لَهُ الْعَذَابُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَيَخْلُدْ فِيهِ مُهَانًا ﴿69﴾
69)       مضاعف شود برای او عذاب  بدوران قیامت و جاویدان شود در او (در جهنم ) به پستی
إِلَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُوْلَئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا ﴿70﴾
70)    مگر کسی که توبه کرد و ایمان آورد و عمل کرد اصلاحی (حقمداری ) را – پس آنها را تبدیل می کند خداوند بدیهایشان را به نیکوئی ها و بود خداوند آمرزنده بخشایشگر
وَمَن تَابَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَإِنَّهُ يَتُوبُ إِلَى اللَّهِ مَتَابًا ﴿71﴾
71)       و کسی که توبه کرد و عمل کرد اصلاحی (حقمداری) را پس همانا او توبه می کند بسوی خداوند توبه کردنی را
وَالَّذِينَ لَا يَشْهَدُونَ الزُّورَ وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا ﴿72﴾
72)       و آنانکه شهادت نمی دهند زور (شرک) را و انگاه که  گذر کردند به یاوه ای گذر کردند کریمانه
وَالَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ لَمْ يَخِرُّوا عَلَيْهَا صُمًّا وَعُمْيَانًا ﴿73﴾
73)       و آنان  - آنگاه که متذکر کرده شدند به آیات پروردگارشان فرو نیامدند بر او کرانی و کورانی ( ملقدانه)
وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا ﴿74﴾
74)    و آنانکه می گویند پروردگار ما- عطا کن برای ما از لنگه هایمان و نسلهایمان آرامش یافتن چشمها- و قرار بده ما را برای متقین (حفظ کنند اصول راهنمای حق در اندیشه و عمل ) امامانی
أُوْلَئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِمَا صَبَرُوا وَيُلَقَّوْنَ فِيهَا تَحِيَّةً وَسَلَامًا ﴿75﴾
75)       آنها جزا داده می شوند – اتاق (بهشتی ) را بسبب آنچه که صبر کردند و دریافت می کنند در او زنده باشی و سلامی را
خَالِدِينَ فِيهَا حَسُنَتْ مُسْتَقَرًّا وَمُقَامًا ﴿76﴾
76)       جاویدانند در او – نیکو شد به قرارگاهی و مقامی را
قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ فَقَدْ كَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ يَكُونُ لِزَامًا ﴿77﴾
77)    بگو توجه نمی کند بشما – پروردگارم اگر نبود دعایتان - پس بدرستیکه تکذیب کردید (دعا کردن را) پس بزودی می شود لازم(عذاب کردنتان)



                                                                   






سوره الشعــــرا (26)
بخش شاعــــران
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
بنام خداوند بخشاینده بخشایشگر
  طسم ﴿1﴾
1)      معنی حروف مقطعه در آخر  آمده است
    تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْمُبِينِ ﴿2﴾
2)     این است آیات کتاب شفاف کننده
لَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَّفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ ﴿3﴾
3)     شاید که تو-  دغ کننده ای خودت را- از اینکه نمی شوند ایمان آورندگان
إِن نَّشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِم مِّن السَّمَاء آيَةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِينَ ﴿4﴾
4)     چنانچه بخواهیم نازل می کنیم بر- ایشان از آسمان آیه ای را - پس می گردد گردنهایشان برای او تابع شوندگان
وَمَا يَأْتِيهِم مِّن ذِكْرٍ مِّنَ الرَّحْمَنِ مُحْدَثٍ إِلَّا كَانُوا عَنْهُ مُعْرِضِينَ ﴿5﴾
5)           و نمی آید ایشان را از تذکری ( اصول راهنمائی)از (خداوند ) بخشاینده- جدید شده ای- مگر بودند از او اعراض کنندگان
   فَقَدْ كَذَّبُوا فَسَيَأْتِيهِمْ أَنبَاء مَا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُون ﴿6﴾
6)           پس بدرستیکه تکذیب کردند – پس بزودی می آید ایشان را اخبار آنچه که بودند به او استهزاء می کردند  
    أَوَلَمْ يَرَوْا إِلَى الْأَرْضِ كَمْ أَنبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ ﴿7﴾
7)           آیا و نگریستند به سوی زمین –  چقدر رویاندیم در او از هر لنگه ای گرامی
إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ﴿8﴾
8)           همانا در آن است البته آیه ای و نبودند اکثرشان ایمان آورندگان
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ ﴿9﴾
9)           و همانا پروردگارت البته اوست شرافتمند بخشایشگر  
وَإِذْ نَادَى رَبُّكَ مُوسَى أَنِ ائْتِ الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ﴿10﴾
10)       و آنگاه که ندا کرد پروردگارت موسی را اینکه برو (بسوی )قوم ظالمان
قَوْمَ فِرْعَوْنَ أَلَا يَتَّقُونَ ﴿11﴾
11)       قوم فرعون – آیا متقی نمی شوند
قَالَ رَبِّ إِنِّي أَخَافُ أَن يُكَذِّبُونِ ﴿12﴾
12)       گفت پروردگار من  -همانا من می ترسم اینکه تکذیب کنند مرا
وَيَضِيقُ صَدْرِي وَلَا يَنطَلِقُ لِسَانِي فَأَرْسِلْ إِلَى هَارُونَ ﴿13﴾
13)       و تنگ می شود سینه ام و رها نمی شود زبانم پس بفرست (جبرائیل را) بسوی هارون (تا کمک من شود)
وَلَهُمْ عَلَيَّ ذَنبٌ فَأَخَافُ أَن يَقْتُلُونِ ﴿14﴾
14)       و برای ایشان بر من بزهکاری است – پس می ترسم اینکه بکشند مرا
قَالَ كَلَّا فَاذْهَبَا بِآيَاتِنَا إِنَّا مَعَكُم مُّسْتَمِعُونَ ﴿15﴾
15)       گفت (خداوند ) چنین نیست – پس بروید (تو و هارون ) با آیاتمان – همانا ما با شمائیم شنوندگان
فَأْتِيَا فِرْعَوْنَ فَقُولَا إِنَّا رَسُولُ رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿16﴾
16)       پس آمدند فرعون را – پس گفتند همانا مائیم فرستاده پروردگار جهانیان
أَنْ أَرْسِلْ مَعَنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ ﴿17﴾
17)       اینکه بفرست با ما بنی اسرائیل (فرزندان پرستنده خداوند )را
قَالَ أَلَمْ نُرَبِّكَ فِينَا وَلِيدًا وَلَبِثْتَ فِينَا مِنْ عُمُرِكَ سِنِينَ ﴿18﴾
18)       گفت (فرعون) آیا پرورش ندادیم ترا در (میان ) ما به نوزادی – و درنگ کردی در (میان) ما از عمرت سالها
وَفَعَلْتَ فَعْلَتَكَ الَّتِي فَعَلْتَ وَأَنتَ مِنَ الْكَافِرِينَ ﴿19﴾
19)       و کردی – کرده ات را آنکه کردی (کشتی قبطی را) و تو از کافرانی ( از منکران حقّی )
قَالَ فَعَلْتُهَا إِذًا وَأَنَا مِنَ الضَّالِّينَ ﴿20﴾
20)       گفت (موسی)کردمش بنابراین و من از گمراهان (بودم )
فَفَرَرْتُ مِنكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ فَوَهَبَ لِي رَبِّي حُكْمًا وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُرْسَلِينَ ﴿21﴾
21)    پس فرار کردم از شما وقتی که ترسیدم شما را پس عطا کرد برای من پروردگارم حکمی را (اصول شناخت حق و باطل و نفاق را) و قرار داد مرا از رسولان
وَتِلْكَ نِعْمَةٌ تَمُنُّهَا عَلَيَّ أَنْ عَبَّدتَّ بَنِي إِسْرَائِيلَ ﴿22﴾
22)       و این نعمتی است که منت می نهی او را بر من اینکه پرستنده (خودت) کردی بنی اسرائیل را
قَالَ فِرْعَوْنُ وَمَا رَبُّ الْعَالَمِينَ ﴿23﴾
23)       گفت فرعون – و چیست پروردگار جهانیان
قَالَ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا إن كُنتُم مُّوقِنِينَ ﴿24﴾
24)       گفت(موسی) پروردگار آسمانها و زمین و آنچه که میان آندوست – چنانچه بودید یقین کنندگان
قَالَ لِمَنْ حَوْلَهُ أَلَا تَسْتَمِعُونَ ﴿25﴾
25)       گفت (فرعون) برای کسانیکه اطراف اویند آیا نمی شنوید ( چه می گوید)
قَالَ رَبُّكُمْ وَرَبُّ آبَائِكُمُ الْأَوَّلِينَ ﴿26﴾
26)       گفت (موسی) پروردگارتان و پروردگار اجدادتان که پیشینیانند
قَالَ إِنَّ رَسُولَكُمُ الَّذِي أُرْسِلَ إِلَيْكُمْ لَمَجْنُونٌ ﴿27﴾
27) گفت (فرعون) همانا رسول شما – آنکه فرستاده شد بسوی شما البته دیوانه است
 قَالَ رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَمَا بَيْنَهُمَا إِن كُنتُمْ تَعْقِلُونَ ﴿28﴾
28) گفت (موسی) پروردگار مشرق و مغرب و آنچه که  میان آندوست – چنانچه بودید تعقل می کردید
قَالَ لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلَهًا غَيْرِي لَأَجْعَلَنَّكَ مِنَ الْمَسْجُونِينَ ﴿29﴾
29)       گفت (فرعون )البته چنانچه گرفتی الهی (مطلقی) جز مرا - البته قرار می دهم حتماً ترا از زندان کرده شدگان
قَالَ أَوَلَوْ جِئْتُكَ بِشَيْءٍ مُّبِينٍ ﴿30﴾
30)       گفت (موسی ) آیا و اگر که آوردم ترا به چیزی شفاف
قَالَ فَأْتِ بِهِ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ ﴿31﴾
31)       گفت (فرعون) پس بیاور او را- چنانچه بودی از صادقان
فَأَلْقَى عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ ثُعْبَانٌ مُّبِينٌ ﴿32﴾
32) پس انداخت (موسی) عصایش را- پس آنگاه اوست اژدهای شفاف
وَنَزَعَ يَدَهُ فَإِذَا هِيَ بَيْضَاء لِلنَّاظِرِينَ ﴿33﴾
33) و کند دستش را – پس آنگاه اوست شعاعی برای نظارت کنندگان
قَالَ لِلْمَلَإِ حَوْلَهُ إِنَّ هَذَا لَسَاحِرٌ عَلِيمٌ ﴿34﴾
34) گفت (فرعون ) برای جماعت اطرافش – همانا این جادوگری عالم است
يُرِيدُ أَن يُخْرِجَكُم مِّنْ أَرْضِكُم بِسِحْرِهِ فَمَاذَا تَأْمُرُونَ ﴿35﴾
35) می خواهد اینکه اخراج کند شما را از زمینتان (از وطنتان ) به جادو گریش – پس چه امر می کنید
قَالُوا أَرْجِهِ وَأَخَاهُ وَابْعَثْ فِي الْمَدَائِنِ حَاشِرِينَ ﴿36﴾
36) گفتند (جماعت )بازداشت کن (او را) و برادرش را-  و مبعوث کن  در شهرها جمع آورندگان را
يَأْتُوكَ بِكُلِّ سَحَّارٍ عَلِيمٍ ﴿37﴾
37) که بیاورندت هر جادوگر عالمی را
فَجُمِعَ السَّحَرَةُ لِمِيقَاتِ يَوْمٍ مَّعْلُومٍ ﴿38﴾
38) پس جمع کرده شد جادوگران برای وعده گاهی که دوران معلومی است
وَقِيلَ لِلنَّاسِ هَلْ أَنتُم مُّجْتَمِعُونَ ﴿39﴾
39) و گفته شد برای مردم – آیا شما اجتماع کنندگانید
لَعَلَّنَا نَتَّبِعُ السَّحَرَةَ إِن كَانُوا هُمُ الْغَالِبِينَ ﴿40﴾
40) شاید ما پیروی کنیم جادوگران را چنانچه بودند غلبه کنندگان
فَلَمَّا جَاء السَّحَرَةُ قَالُوا لِفِرْعَوْنَ أَئِنَّ لَنَا لَأَجْرًا إِن كُنَّا نَحْنُ الْغَالِبِينَ ﴿41﴾
41) پس وقتی که آمدند جادوگران – گفتند برای فرعون – آیا همانا برای ما البته مزدی است چنانچه بودیم – ما غلبه کنندگان
قَالَ نَعَمْ وَإِنَّكُمْ إِذًا لَّمِنَ الْمُقَرَّبِينَ ﴿42﴾
42) گفت (فرعون ) آری– و همانا شما بنابراین البته از مقربانید
قَالَ لَهُم مُّوسَى أَلْقُوا مَا أَنتُم مُّلْقُونَ ﴿43﴾
43) گفت برای ایشان موسی - بیندازید آنچه را که شما اندازندگانید
فَأَلْقَوْا حِبَالَهُمْ وَعِصِيَّهُمْ وَقَالُوا بِعِزَّةِ فِرْعَوْنَ إِنَّا لَنَحْنُ الْغَالِبُونَ ﴿44﴾
44) پس انداختند ریسمانهایشان را و عصاهایشان را و گفتند بشرف فرعون – همانا ما – البته ما غلبه کنندگانیم
فَأَلْقَى مُوسَى عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ تَلْقَفُ مَا يَأْفِكُونَ ﴿45﴾
45) پس انداخت موسی عصایش را – پس آنگاه اوست که می بلعد آنچه را که تحریف می کنند
فَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سَاجِدِينَ ﴿46﴾
46) پس انداخته شدند(برزمین)جادوگران سجده کنندگان (قبول کنندگان)
قَالُوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿47﴾
47) گفتند ایمان آوردیم به پروردگار جهانیان
رَبِّ مُوسَى وَهَارُونَ ﴿48﴾
48) پروردگار موسی و هارون
قَالَ آمَنتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّهُ لَكَبِيرُكُمُ الَّذِي عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ لَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُم مِّنْ خِلَافٍ وَلَأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ ﴿49﴾
49) گفت (فرعون) آیا ایمان آوردید برای او قبل از اینکه اجازه دهم شما را- همانا او (موسی ) البته بزرگ شماست- آنکه تعلیم داد شما را جادوگری- پس البته بزودی علم می یابید – البته قطع می کنم حتماً دستهایتان را و پاهایتان را از برعکس(همه امکانات زندگی را =زندان ) و البته به صلیب می کشم حتماً شما راهمگی
قَالُوا لَا ضَيْرَ إِنَّا إِلَى رَبِّنَا مُنقَلِبُونَ ﴿50﴾
50) گفتند (جادوگران ) نیست ایرادی – همانا ما بسوی پروردگارمان منقلب شدگانیم
إِنَّا نَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لَنَا رَبُّنَا خَطَايَانَا أَن كُنَّا أَوَّلَ الْمُؤْمِنِينَ ﴿51﴾
51) همانا ما طمع داریم اینکه بیامرزد برای ما پروردگارمان – خطاهایمان را اینکه بودیم نخستین ایمان آوردندگان (از نوکران استبداد )
وَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنْ أَسْرِ بِعِبَادِي إِنَّكُم مُّتَّبَعُونَ ﴿52﴾
52) و وحی کردیم بسوی موسی اینکه سیر بده پرستندگانم را – همانا شما پی گیری شوندگانید
فَأَرْسَلَ فِرْعَوْنُ فِي الْمَدَائِنِ حَاشِرِينَ ﴿53﴾
53) پس فرستاد فرعون در شهرها جمع کنندگان را (نیرو بیاورند )
إِنَّ هَؤُلَاء لَشِرْذِمَةٌ قَلِيلُونَ ﴿54﴾
54) همانا اینها البته گروهکی اندکند
وَإِنَّهُمْ لَنَا لَغَائِظُونَ ﴿55﴾
55) و همانا ایشان برای ما کینه توزانند
وَإِنَّا لَجَمِيعٌ حَاذِرُونَ ﴿56﴾
56) و همانا مائیم البته همگی هوشیاران
فَأَخْرَجْنَاهُم مِّن جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ ﴿57﴾
57) پس اخراج کردیم (فرعون و پیروانش را ) از بوستانها و چشمه ها
وَكُنُوزٍ وَمَقَامٍ كَرِيمٍ ﴿58﴾
58) و گنج ها و مقام گرامی
كَذَلِكَ وَأَوْرَثْنَاهَا بَنِي إِسْرَائِيلَ ﴿59﴾
59) بدینسان – و به میراث دادیم او را به بنی اسرائیل
فَأَتْبَعُوهُم مُّشْرِقِينَ ﴿60﴾
60) پس پی گیری کردند ایشان را به طلوع گاه
فَلَمَّا تَرَاءى الْجَمْعَانِ قَالَ أَصْحَابُ مُوسَى إِنَّا لَمُدْرَكُونَ ﴿61﴾
61) پس وقتی که دیدند همدیگر را دو جماعت  - گفتند اصحاب موسی همانا ما البته  درک شدگانیم
قَالَ كَلَّا إِنَّ مَعِيَ رَبِّي سَيَهْدِينِ ﴿62﴾
62) گفت (موسی ) چنین نیست – همانا با من است پروردگارم – بزودی هدایت می کند مرا
فَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنِ اضْرِب بِّعَصَاكَ الْبَحْرَ فَانفَلَقَ فَكَانَ كُلُّ فِرْقٍ كَالطَّوْدِ الْعَظِيمِ ﴿63﴾
63) پس وحی کردیم بسوی موسی اینکه بزن با عصایت دریا را – پس چاک شد (دریا ) پس بود هر جداشده ای مانند تپه ای بزرگ
وَأَزْلَفْنَا ثَمَّ الْآخَرِينَ ﴿64﴾
64) و نزدیک کردیم همانجا-  دیگران را (جماعت فرعون را به دریا  )
وَأَنجَيْنَا مُوسَى وَمَن مَّعَهُ أَجْمَعِينَ ﴿65﴾
65) و نجات دادیم موسی و کسانیکه با اویند همگی را
ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِينَ ﴿66﴾
66) سپس غرق کردیم دیگران را
إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ﴿67﴾
67) همانا در آن البته آیه ای است (برای عبرت گیرندگان ) و نبودند اکثرشان ایمان آورندگان
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ ﴿68﴾
68) و همانا پروردگار تو البته اوست شرافتمند بخشاینده
وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ إِبْرَاهِيمَ ﴿69﴾
69) و تلاوت کن بر - ایشان خبر ابراهیم را
إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ مَا تَعْبُدُونَ ﴿70﴾
70) آنگاه که گفت برای پدرش و قومش که چه می پرستید
قَالُوا نَعْبُدُ أَصْنَامًا فَنَظَلُّ لَهَا عَاكِفِينَ ﴿71﴾
71) گفتند پرستش می کنیم مجسمه هائی را – پس می مانیم برای او ادامه دهند کنندگان
قَالَ هَلْ يَسْمَعُونَكُمْ إِذْ تَدْعُونَ ﴿72﴾
72) گفت (ابراهیم )آیا می شنوند شما را آنگاه که دعوت می کنید
أَوْ يَنفَعُونَكُمْ أَوْ يَضُرُّونَ ﴿73﴾
73) یا منفعت می دهند شما را یا ضرر می دهند
قَالُوا بَلْ وَجَدْنَا آبَاءنَا كَذَلِكَ يَفْعَلُونَ ﴿74﴾
74) گفتند – بلکه – یافتیم اجدادمان را بدینسان می کنند
      قَالَ أَفَرَأَيْتُم مَّا كُنتُمْ تَعْبُدُونَ ﴿75﴾
75) گفت (ابراهیم ) آیا پس دیدید (خیر یا شری از ) آنچه که  بودید پرستش می کردید
أَنتُمْ وَآبَاؤُكُمُ الْأَقْدَمُونَ ﴿76﴾
76) شما و اجدادتان جلوتریها
فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِّي إِلَّا رَبَّ الْعَالَمِينَ ﴿77﴾
77) پس همانا ایشان دشمنند برای من مگر پروردگار جهانیان
الَّذِي خَلَقَنِي فَهُوَ يَهْدِينِ ﴿78﴾
78) آنکه خلق کرد مرا پس او هدایت می کند مرا
وَالَّذِي هُوَ يُطْعِمُنِي وَيَسْقِينِ ﴿79﴾
79) و آنکه او طعام می دهد مرا و می آشاماند مرا
وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ ﴿80﴾
80) و آنگاه که مریض شدم – پس او شفا می دهد مرا
وَالَّذِي يُمِيتُنِي ثُمَّ يُحْيِينِ ﴿81﴾
81) و آنکه می میراند مرا سپس زنده می کند مرا
وَالَّذِي أَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لِي خَطِيئَتِي يَوْمَ الدِّينِ ﴿82﴾
82) و آنکه طمع دارم اینکه بیامرزد برای من خطاهایم را بدوران  دین (قانون حق)
رَبِّ هَبْ لِي حُكْمًا وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ ﴿83﴾
83) پروردگار من - عطاء کن برای من حُکمی(اصول راهنمائی ) را و ملحق کن مرا به اصلاح (حقمداری ) کنندگان 
وَاجْعَل لِّي لِسَانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ ﴿84﴾
84) و قرار بده برای من زبان صادق در (میان) دیگران
وَاجْعَلْنِي مِن وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعِيمِ ﴿85﴾
85) و قرار بده مرا از وارثان بهشت آسایش
وَاغْفِرْ لِأَبِي إِنَّهُ كَانَ مِنَ الضَّالِّينَ ﴿86﴾
86) و بیامرزد برای پدرم همانا او بود از گم کنندگان (حق)
وَلَا تُخْزِنِي يَوْمَ يُبْعَثُونَ ﴿87﴾
87) و خوار مکن مرا بدورانی که منبعث می شوند  (مردگان)
يَوْمَ لَا يَنفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ ﴿88﴾
88) دورانی که نفع نمی دهد مال و فرزندان
إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ ﴿89﴾
89) مگر کسیکه آمد خداوند را با قلبی سالم
وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ ﴿90﴾
90) و نزدیک کرده شد بهشت برای متقین
وَبُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِلْغَاوِينَ ﴿91﴾
91) و ظاهر کرده شد دوزخ برای نقص جویان
وَقِيلَ لَهُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ تَعْبُدُونَ ﴿92﴾
92) و گفته شد برای ایشان کجاست آنچه که  بودید می پرستیدید
مِن دُونِ اللَّهِ هَلْ يَنصُرُونَكُمْ أَوْ يَنتَصِرُونَ ﴿93﴾
93) از غیر خداوند را – آیا یاری می کنند شما را یا یاری کرده می شوند
فَكُبْكِبُوا فِيهَا هُمْ وَالْغَاوُونَ ﴿94﴾
94) پس وارونه کرده شدند در او ( در دوزخ) ایشان و نقص جویان
وَجُنُودُ إِبْلِيسَ أَجْمَعُونَ ﴿95﴾
95) و لشگرهای ابلیس همگی
قَالُوا وَهُمْ فِيهَا يَخْتَصِمُونَ ﴿96﴾
96) گفتند و ایشان در او مجادله  می کنند
تَاللَّهِ إِن كُنَّا لَفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ﴿97﴾
97) قسم به خداوند چنانچه بودیم البته در گمراهی شفاف
إِذْ نُسَوِّيكُم بِرَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿98﴾
98) آنگاه که مساوی می کنیم شما را (بخدائی) به پروردگار جهانیان
وَمَا أَضَلَّنَا إِلَّا الْمُجْرِمُونَ ﴿99﴾
99) و گمراه نکردند ما را مگر مجرمین
فَمَا لَنَا مِن شَافِعِينَ ﴿100﴾
100)  پس نیست ما را از شفاعت کنندگان
وَلَا صَدِيقٍ حَمِيمٍ ﴿101﴾
101)  و نه صداقتی گرم
فَلَوْ أَنَّ لَنَا كَرَّةً فَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ﴿102﴾
102)  پس اگر همانا برای ما تکراری( باشد زندگی در دنیا ) پس می شویم از ایمان آورندگان
إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ﴿103﴾
103)  همانا در آن است البته آیه ای – و نبودند اکثرشان ایمان آورندگان
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ ﴿104﴾
104)  و همانا پروردگارت البته اوست شرافتمند بخشایشگر
كَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ الْمُرْسَلِينَ ﴿105﴾
105)  تکذیب کردند قوم نوح رسولان را
إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ أَلَا تَتَّقُونَ ﴿106﴾
106)  آنگاه که گفت برای ایشان برادرشان نوح – آیا متقی نمی شوید
إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ ﴿107﴾
107)  همانا من برای شما رسول امینم
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ ﴿108﴾
108)  پس متقی شوید (با عمل به اصول راهنمای حق) خداوند را و اطاعت کنید مرا
وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿109﴾
109)  و سئوال نمی کنم شما را بر او (بر ابلاغ دین ) از مزدی- نیست مزد من مگر بر پروردگار جهانیان
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ ﴿110﴾
110)   پس متقی شوید (با اصول حق ) خداوند را و اطاعت کنید مرا
قَالُوا أَنُؤْمِنُ لَكَ وَاتَّبَعَكَ الْأَرْذَلُونَ ﴿111﴾
111)   گفتند (قوم نوح) آیا ایمان بیاوریم برای تو و پیروی کردند ترا اراذلها (هرز روندگان)
قَالَ وَمَا عِلْمِي بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿112﴾
112)   گفت(نوح ) و نیست علم مرا بآنچه که  بودند عمل می کردند
إِنْ حِسَابُهُمْ إِلَّا عَلَى رَبِّي لَوْ تَشْعُرُونَ ﴿113﴾
113)   نیست حسابشان مگر بر پروردگارم اگر شعور دارید  
وَمَا أَنَا بِطَارِدِ الْمُؤْمِنِينَ ﴿114﴾
114)   و نیستم من طرد کننده ایمان آورندگان
إِنْ أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ مُّبِينٌ ﴿115﴾
115)   نیستم من مگر اخطار کننده شفاف
قَالُوا لَئِن لَّمْ تَنتَهِ يَا نُوحُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِينَ ﴿116﴾
116)   گفتند (قوم نوح) البته چنانچه نهایت ندهی  - ای نوح البته می شوی حتماً از پرت شدگان(از جامعه )
قَالَ رَبِّ إِنَّ قَوْمِي كَذَّبُونِ ﴿117﴾
117)   گفت (نوح) پروردگارمن – همانا قوم من تکذیب کردند مرا
فَافْتَحْ بَيْنِي وَبَيْنَهُمْ فَتْحًا وَنَجِّنِي وَمَن مَّعِي مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ﴿118﴾
118)   پس بگشا میان من و میان ایشان گشایشی را- و نجات بده مرا و کسانیکه بامنند از ایمان آورندگان
فَأَنجَيْنَاهُ وَمَن مَّعَهُ فِي الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ ﴿119﴾
119)   پس نجات دادیم او را و کسانیکه با اویند در کشتی پر شده
ثُمَّ أَغْرَقْنَا بَعْدُ الْبَاقِينَ ﴿120﴾
120)  سپس غرق کردیم بعد – باقی ماندگان را
إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ﴿121﴾
121)  همانا در آن است البته آیه ای - و نبودند اکثرشان ایمان آورندگارن 
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ ﴿122﴾
122)  و همانا پروردگارت البته اوست  که شرافتمند بخشایشگر است
        كَذَّبَتْ عَادٌ الْمُرْسَلِينَ ﴿123﴾
123)  تکذیب کردند عاد – رسولان را
إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ هُودٌ أَلَا تَتَّقُونَ ﴿124﴾
124)  آنگاه که گفت برای ایشان برادرشان هود آیا متقی نمی شوید
إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ ﴿125﴾
125)  همانا من برای شما رسول امینم
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ ﴿126﴾
126)  پس متقی شوید (با عمل به اصول راهنمای حق ) خداوتد را و اطاعت مرا
وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿127﴾
127)  و سئوال نمی کنم شما را بر او (بر ابلاغ دین ) از مزدی نیست مزد من مگر بر پروردگار جهانیان
أَتَبْنُونَ بِكُلِّ رِيعٍ آيَةً تَعْبَثُونَ ﴿128﴾
128)  آیا بناء  می کنید به  هر(مکان) مناسبی علامتی که بیهودگی می کنید
وَتَتَّخِذُونَ مَصَانِعَ لَعَلَّكُمْ تَخْلُدُونَ ﴿129﴾
129)  و می گیرید ساخته شده هایی -  شاید که شما جاویدان شوید
وَإِذَا بَطَشْتُم بَطَشْتُمْ جَبَّارِينَ ﴿130﴾
130)  و انگاه که سخت گیری کردید- سخت گیری کردید (مانند ) مستبدان
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ ﴿131﴾
131)  پس متقی شوید (با عمل به اصول راهنمای حق) خداوند را و اطاعت کنید مرا
وَاتَّقُوا الَّذِي أَمَدَّكُم بِمَا تَعْلَمُونَ ﴿132﴾
132)  و متقی شوید – آنکه امداد کرد شما را بآنچه که  علم دارید
أَمَدَّكُم بِأَنْعَامٍ وَبَنِينَ ﴿133﴾
133)  امداد کرد شما را به انعام (نعمت های زندگی ) و فرزندان
       وَجَنَّاتٍ وَعُيُونٍ ﴿134﴾
134)  و بوستانهایی و چشمه هایی
إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ ﴿135﴾
135)  همانا من می ترسم بر شما عذاب دوران عظیم را
قَالُوا سَوَاء عَلَيْنَا أَوَعَظْتَ أَمْ لَمْ تَكُن مِّنَ الْوَاعِظِينَ ﴿136﴾
136)  گفتند مساوی است بر ما یا نصیحت کردی یا نبودی از نصیحت کنندگان
إِنْ هَذَا إِلَّا خُلُقُ الْأَوَّلِينَ ﴿137﴾
137)  نیست این مگر اخلاق پیشینیان
وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ ﴿138﴾
138)  و نیستیم ما عذاب کرده شدگان
فَكَذَّبُوهُ فَأَهْلَكْنَاهُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ﴿139﴾
139)  پس تکذیب کردند او را (هود را ) پس هلاک کردیم ایشان را – همانا  در آن است –البته آیه ای – و نبودند اکثرشان ایمان آورندگان
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ ﴿140﴾
140)  و همانا پروردگار تو-  البته اوست شرافتمند بخشایشگر
كَذَّبَتْ ثَمُودُ الْمُرْسَلِينَ ﴿141﴾
141)  تکذیب کردند ثمود - رسولان را
     إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ صَالِحٌ أَلَا تَتَّقُونَ ﴿142﴾
142)  آنگاه که گفت برای ایشان برادرشان صالح آیا متقی نمی شوید
إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ ﴿143﴾
143)  همانا من برای  شما رسول امینم
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ ﴿144﴾
144)  پس متقی شوید ( با عمل به اصول راهنمای حق ) خداوند را و اطاعت کنید مرا
وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿145﴾
145)  و سئوال نمی کنم شما را بر او (بر ابلاغ دین ) از مزدی – نیست مزد من مگر بر پروردگار جهانیان
أَتُتْرَكُونَ فِي مَا هَاهُنَا آمِنِينَ ﴿146﴾
146)  آیا ترک کرده می شوید در آنچه که  اینجاست-  امنیت یافتگان
فِي جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ ﴿147﴾
147)  در بوستانهائی و چشمه هائی
وَزُرُوعٍ وَنَخْلٍ طَلْعُهَا هَضِيمٌ ﴿148﴾
148)  و زراعتهائی و خرماهائی که شکوفه اش له شدنی است
وَتَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا فَارِهِينَ ﴿149﴾
149)  و می تراشید از کوهها خانه هائی ماهرانه
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ ﴿150﴾
150)  پس متقی شوید (با عمل به اصول راهنمای حق ) خداوند را و اطاعت کنید مرا
وَلَا تُطِيعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِينَ ﴿151﴾
151)  و اطاعت نکنید امر اسراف کنندگان را
الَّذِينَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ وَلَا يُصْلِحُونَ ﴿152﴾
152)  آنانکه فساد (باطل مداری )می کنند در زمین و اصلاح (حقمداری ) نمی کنند
قَالُوا إِنَّمَا أَنتَ مِنَ الْمُسَحَّرِينَ ﴿153﴾
153)  گفتند قطعاً تو از جادوشدگانی
مَا أَنتَ إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُنَا فَأْتِ بِآيَةٍ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ ﴿154﴾
154)  نیستی تو مگر بشری مثل ما – پس بیاور آیه ای چنانچه بودی از صادقان
قَالَ هَذِهِ نَاقَةٌ لَّهَا شِرْبٌ وَلَكُمْ شِرْبُ يَوْمٍ مَّعْلُومٍ ﴿155﴾
155)  گفت (صالح ) این ناقه (شتر ماده ای ) است که برای اوست آشامیدنی و برای شماست آشامیدنی دورانی که معلوم است
وَلَا تَمَسُّوهَا بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابُ يَوْمٍ عَظِيمٍ ﴿156﴾
156)  و مس نکنید او را به بدی – پس می گیرد شما را عذاب دوران بزرگی
فَعَقَرُوهَا فَأَصْبَحُوا نَادِمِينَ ﴿157﴾
157)  پس پی کردند او را – پس شدند پشیمان شدگان
فَأَخَذَهُمُ الْعَذَابُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ﴿158﴾
158)  پس گرفت ایشان را عذاب – همانا درآن است البته آیه ای – و نبودند اکثرشان ایمان آوردندگان
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ ﴿159﴾
159)  و همانا پروردگارت البته اوست  که شرافتمند بخشایشگر است
كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ الْمُرْسَلِينَ ﴿160﴾
160)  تکذیب کردند قوم لوط - رسولان را
إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ لُوطٌ أَلَا تَتَّقُونَ ﴿161﴾
161)  آنگاه که گفت برای ایشان برادرشان لوط آیا متقی نمی شوید
إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ ﴿162﴾
162)  همانا من برای شما رسولی امینم
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ ﴿163﴾
163)  پس متقی شوید (با اصول راهنمای حق ) خداوند را و اطاعت کنید مرا
وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿164﴾
164)  و سئوال نمی کنم شما را بر او (بر ابلاغ دین ) از مزدی – نیست مزد من مگر بر پروردگار جهانیان
أَتَأْتُونَ الذُّكْرَانَ مِنَ الْعَالَمِينَ ﴿165﴾
165)  آیا می آئید- (برای آمیزش جنسی بسوی )  دو مذکر از جهانیان
وَتَذَرُونَ مَا خَلَقَ لَكُمْ رَبُّكُمْ مِنْ أَزْوَاجِكُم بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ عَادُونَ ﴿166﴾
166)  و می گذارید آنچه را که خلق کرد برای شما پروردگارتان از لنگه هایتان – بلکه شما قومی تجاوز کنندگانید (به حقوق انسان )
قَالُوا لَئِن لَّمْ تَنتَهِ يَا لُوطُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمُخْرَجِينَ ﴿167﴾
167)  گفتند البته چنانچه نهایت ندادی ای لوط (به دعوتت) البته می شوی حتماً از اخراج شدگان ( از وطن)
قَالَ إِنِّي لِعَمَلِكُم مِّنَ الْقَالِينَ ﴿168﴾
168)  گفت (لوط) همانا من برای عملتان - از کینه جویانم
رَبِّ نَجِّنِي وَأَهْلِي مِمَّا يَعْمَلُونَ ﴿169﴾
169)  پروردگار من-  نجات بده مرا و اهل مرا از آنچه که عمل می کنند
فَنَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ أَجْمَعِينَ ﴿170﴾
170)  پس نجات دادیم او را و اهلش را همگی
إِلَّا عَجُوزًا فِي الْغَابِرِينَ ﴿171﴾
171)  مگر پیر (زنی ) را  که در غبار شدگان  است
ثُمَّ دَمَّرْنَا الْآخَرِينَ ﴿172﴾
172)  سپس ویران کردیم دیگران را
وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِم مَّطَرًا فَسَاء مَطَرُ الْمُنذَرِينَ ﴿173﴾
173)  و باراندیم بر ایشان بارانی (از سنگ) – پس بد بود باران اخطار کرده شدگان
إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ﴿174﴾
174)  همانا در آن است البته آیه ای – و نبودند اکثرشان ایمان آورندگان (بحق)
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ ﴿175﴾
175)  و همانا پروردگارت البته اوست – شرافتمند بخشایشگر
كَذَّبَ أَصْحَابُ الْأَيْكَةِ الْمُرْسَلِينَ ﴿176﴾
176)  تکذیب کردند اصحاب ایکه (راحت طلبان ) رسولان را
إِذْ قَالَ لَهُمْ شُعَيْبٌ أَلَا تَتَّقُونَ ﴿177﴾
177)  آنگاه که گفت برای ایشان شعیب آیا متقی نمی شوید
إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ ﴿178﴾
178)  همانا من برای شما رسولی امینم
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ ﴿179﴾
179)  پس متقی شوید (با اصول راهنمای حق ) خداوند را و اطاعت کنید مرا
وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿180﴾
180)  و سئوال نمی کنم شما را بر او (بر ابلاغ دین ) از مزدی نیست مزد من مگر بر پروردگار جهانیان
أَوْفُوا الْكَيْلَ وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُخْسِرِينَ ﴿181﴾
181)  تمام دهید کیلو را و و نباشید از خسارت زنندگان
وَزِنُوا بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِيمِ ﴿182﴾
182)  وزن کنید با قپان مستقیم
     وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءهُمْ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ ﴿183﴾
183)  و کم نکنید مردم را چیزهایشان را و مرتکب نشوید در زمین از فساد کنندگان (باطل مداران)
وَاتَّقُوا الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالْجِبِلَّةَ الْأَوَّلِينَ ﴿184﴾
184)  و متقی شوید – آنکه خلق  کرد شما را و توده پیشینیان را
قَالُوا إِنَّمَا أَنتَ مِنَ الْمُسَحَّرِينَ ﴿185﴾
185)  گفتند قطعاً تو از جادو شدگانی
وَمَا أَنتَ إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُنَا وَإِن نَّظُنُّكَ لَمِنَ الْكَاذِبِينَ ﴿186﴾
186)  و نیستی تو مگر بشری مثل ما – و چنانچه گمان می کنیم حتماً تو البته از دروغگویانی
فَأَسْقِطْ عَلَيْنَا كِسَفًا مِّنَ السَّمَاء إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ ﴿187﴾
187)  پس ساقط کن بر ما قطعه ای(اجرام فضائی ) از آسمان چنانچه بودی از راستگویان
قَالَ رَبِّي أَعْلَمُ بِمَا تَعْمَلُونَ ﴿188﴾
188)  گفت (شعیب) پروردگار من عالمتر است بآنچه که عمل می کنید
فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمْ عَذَابُ يَوْمِ الظُّلَّةِ إِنَّهُ كَانَ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ ﴿189﴾
189)  پس تکذیب کردند او را – پس گرفت ایشان را عذاب دوران سایبان – همانا او بود عذاب دورانی بزرگ
إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ﴿190﴾
190)  همانا در آن البته آیه ای است – و نبودند اکثرشان ایمان آورندگان (بحق)
           وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ ﴿191﴾
191)  و همانا پروردگار تو البته اوست که  شرافتمند بخشایشگر است
وَإِنَّهُ لَتَنزِيلُ رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿192﴾
192)  و همانا او (قرآن ) البته نازل کردن  - پروردگار جهانیان است
نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ ﴿193﴾
193)  فرود آورد او را روح الامین
عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنذِرِينَ ﴿194﴾
194)  بر قلب تو تا بشوی از اخطارکنندگان
بِلِسَانٍ عَرَبِيٍّ مُّبِينٍ ﴿195﴾
195)  به زبان عربی(مدنی ) شفاف
وَإِنَّهُ لَفِي زُبُرِ الْأَوَّلِينَ ﴿196﴾
196)  و هما نا اوست البته در جزوه های  پیشینیان
أَوَلَمْ يَكُن لَّهُمْ آيَةً أَن يَعْلَمَهُ عُلَمَاء بَنِي إِسْرَائِيلَ ﴿197﴾
197)  آیا و نبود برای ایشان آیه ای – اینکه علم یابند او را (آیه را ) علماء بنی اسرائیل
وَلَوْ نَزَّلْنَاهُ عَلَى بَعْضِ الْأَعْجَمِينَ ﴿198﴾
198)  و اگر نازل می کردیم او را (قران را ) بر بعضی عجمها (غیر عربها )
فَقَرَأَهُ عَلَيْهِم مَّا كَانُوا بِهِ مُؤْمِنِينَ ﴿199﴾
199)  پس قرائت می کرد او را بر- ایشان نبودند به او ایمان آورندگان
كَذَلِكَ سَلَكْنَاهُ فِي قُلُوبِ الْمُجْرِمِينَ ﴿200﴾
200)  بدینسان داخل کردیم او را در قلب های مجرمین
لَا يُؤْمِنُونَ بِهِ حَتَّى يَرَوُا الْعَذَابَ الْأَلِيمَ ﴿201﴾
201)  ایمان نمی آورند به او حتی ببینند عذاب دردناک را
فَيَأْتِيَهُم بَغْتَةً وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ ﴿202﴾
202)  پس می آید ایشان را ناگهان و ایشان شعور ندارند
فَيَقُولُوا هَلْ نَحْنُ مُنظَرُونَ ﴿203﴾
203)  پس گویند آیا ما مهلت داده شدگانیم
أَفَبِعَذَابِنَا يَسْتَعْجِلُونَ ﴿204﴾
204)  آیا پس بعذاب ما  عجله می کنند
أَفَرَأَيْتَ إِن مَّتَّعْنَاهُمْ سِنِينَ ﴿205﴾
205)  آیا دیدی چنانچه بهره مند کردیم ایشان را سالها
ثُمَّ جَاءهُم مَّا كَانُوا يُوعَدُونَ ﴿206﴾
206)  سپس آمد ایشان را آنچه که بودند وعده داده می شدند
مَا أَغْنَى عَنْهُم مَّا كَانُوا يُمَتَّعُونَ ﴿207﴾
207)  کفایت نکرد از ایشان آنچه که بودند بهره مند کرده می شدند
         وَمَا أَهْلَكْنَا مِن قَرْيَةٍ إِلَّا لَهَا مُنذِرُونَ ﴿208﴾
208)  و هلاک نکردیم از قریه ای مگر برای او اخطارکنندگان است
ذِكْرَى وَمَا كُنَّا ظَالِمِينَ ﴿209﴾
209)  تذکر دادنی – و نبودیم ظالمان
وَمَا تَنَزَّلَتْ بِهِ الشَّيَاطِينُ ﴿210﴾
210)  نازل نکردند او را (قرآن را ) شیطانها
وَمَا يَنبَغِي لَهُمْ وَمَا يَسْتَطِيعُونَ ﴿211﴾
211)   و مطلوب نمی شود برای ایشان و نمی توانند
إِنَّهُمْ عَنِ السَّمْعِ لَمَعْزُولُونَ ﴿212﴾
212)  همانا ایشان از شنیدن البته بر کنار شدگانند
فَلَا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ فَتَكُونَ مِنَ الْمُعَذَّبِينَ ﴿213﴾
213)  پس دعوت نکن با خداوند الهی (مطلقی ) دیگر را – پس می شوی از عذاب کرده شدگان
وَأَنذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ ﴿214﴾
214)  و اخطار بده خویشاوندانت را که نزدیکترند
وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ﴿215﴾
215)  پائین بیار بالت را (دستهایت را) برای کسی که پیروی کرد ترا از ایمان آورندگان
فَإِنْ عَصَوْكَ فَقُلْ إِنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تَعْمَلُونَ ﴿216﴾
216)  پس چنانچه سرکشی کردند ترا پس بگو همانا من دورم از آنچه که عمل می کنید
وَتَوَكَّلْ عَلَى الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ ﴿217﴾
217)  و توکل کن بر (خداوند )شرافتمند بخشایشگر
الَّذِي يَرَاكَ حِينَ تَقُومُ ﴿218﴾
218)  آنکه می بیند ترا وقتی که قیام می کنی
وَتَقَلُّبَكَ فِي السَّاجِدِينَ ﴿219﴾
219)  و متقلب شدنت را در سجده کنندگان
إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ﴿220﴾
220)  همانا او (خداوند ) شنوای عالم است
هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلَى مَن تَنَزَّلُ الشَّيَاطِينُ ﴿221﴾
221)  آیا خبر بدهم شما را بر کسی که نازل می شود شیطانها (بر او )
تَنَزَّلُ عَلَى كُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ ﴿222﴾
222)  نازل می شود  بر هر تحریف کننده گناهکار
يُلْقُونَ السَّمْعَ وَأَكْثَرُهُمْ كَاذِبُونَ ﴿223﴾
223)  القاء می کنند شنیدن را و اکثرشان دروغگو یانند
وَالشُّعَرَاء يَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ ﴿224﴾
224)  و شاعران که پیروی می کنند ایشان را نقص جویان
أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وَادٍ يَهِيمُونَ ﴿225﴾
225)  آیا ندیدی همانا ایشان در هر وادی ولگردی می کنند
وَأَنَّهُمْ يَقُولُونَ مَا لَا يَفْعَلُونَ ﴿226﴾
226)  و همانا ایشان می گویند آنچه را که نمی کنند
إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيرًا وَانتَصَرُوا مِن بَعْدِ مَا ظُلِمُوا وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُونَ ﴿227﴾
227) مگر آنانکه ایمان آوردند و عمل کردند اصلاحات (حقمداری) را و ذکر کردند خداوند را بسیار – و یاری شدند از بعد آنچه که ظلم کرده شدند – و بزودی علم می یابند آنانکه ظلم کردند به کدام انقلاب –  منقلب می شوند
    

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر