۱۳۹۰ مرداد ۲۶, چهارشنبه

سوره الانعام (6)



                                          سوره الانعام  (6)
                                                                   بخش نعمتها 
                                              بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
                                                         بنام خداوند بخشاینده بخشایشگر

الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَجَعَلَ الظُّلُمَاتِ وَالنُّورَ ثُمَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِرَبِّهِم يَعْدِلُونَ ﴿1﴾
1) ستایش برای خداوند است آنکه خلق کرد آسمانها و زمین را و قرار داد ظلمات (تاریکها ) و نور را سپس آنان که کافر شدند ( انکار کردند حق را ) به پروردگارشان معادل می کنند ( چیزهای محدود را).
هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن طِينٍ ثُمَّ قَضَى أَجَلاً وَأَجَلٌ مُّسمًّى عِندَهُ ثُمَّ أَنتُمْ تَمْتَرُونَ ﴿2﴾
2) اوست آنکه خلق کرد شما را از گِل – سپس فیصله داد اجلی را ( اجل معلّق ) و اجلی نام برده شده ( اجل محتوم  را) که نزد اوست – سپس شما تردید می کنید.
وَهُوَ اللّهُ فِي السَّمَاوَاتِ وَفِي الأَرْضِ يَعْلَمُ سِرَّكُمْ وَجَهرَكُمْ وَيَعْلَمُ مَا تَكْسِبُونَ ﴿3﴾
3)  و اوست خداوند در آسمانها و در زمین – علم دارد سرّ  شما را و آشکار شما را و علم دارد به آنچه که کسب می کنید .
وَمَا تَأْتِيهِم مِّنْ آيَةٍ مِّنْ آيَاتِ رَبِّهِمْ إِلاَّ كَانُواْ عَنْهَا مُعْرِضِينَ ﴿4﴾
4)  و نمی آید ایشان را از آیه ای ( نشانه ای ) از آیات پروردگارشان مگر بودند از او (از آیات ) اعراض کنندگان .
فَقَدْ كَذَّبُواْ بِالْحَقِّ لَمَّا جَاءهُمْ فَسَوْفَ يَأْتِيهِمْ أَنبَاء مَا كَانُواْ بِهِ يَسْتَهْزِؤُونَ ﴿5﴾
5) پس به درستی که تکذیب کردند حق را وقتی که آمد ایشان را – پس به زودی می آید ایشان را خبرهای آنچه که  بودند به او ( به حق ) مسخره می کردند .
أَلَمْ يَرَوْاْ كَمْ أَهْلَكْنَا مِن قَبْلِهِم مِّن قَرْنٍ مَّكَّنَّاهُمْ فِي الأَرْضِ مَا لَمْ نُمَكِّن لَّكُمْ وَأَرْسَلْنَا السَّمَاء عَلَيْهِم مِّدْرَارًا وَجَعَلْنَا الأَنْهَارَ تَجْرِي مِن تَحْتِهِمْ فَأَهْلَكْنَاهُم بِذُنُوبِهِمْ وَأَنْشَأْنَا مِن بَعْدِهِمْ قَرْنًا آخَرِينَ ﴿6﴾
6)آیا ندیدند چقدر هلاک کردیم از قلبشان از قرنها امکانات دادیم ایشان را – انچه را که  امکانات ندادیم برای شما – و فرستادیم آسمان را ( ابر را در آسمان ) بر- ایشان ریزنده– و قرار دادیم رودهایی که جاری می شود از زیرشان – پس هلاک کردیم ایشان را به بزهکاریشان و پدید آوردیم از بعد ایشان قرنهای دیگر.
وَلَوْ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ كِتَابًا فِي قِرْطَاسٍ فَلَمَسُوهُ بِأَيْدِيهِمْ لَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِنْ هَذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُّبِينٌ ﴿7﴾
7) و اگر نازل می کردیم بر تو کتابی در کاغذی – پس البته لمس می  کردند او را به دستهایشان – البته می  گفتند آنان که کافر شدند – نیست این مگر جادوئی شفاف .
وَقَالُواْ لَوْلا أُنزِلَ عَلَيْهِ مَلَكٌ وَلَوْ أَنزَلْنَا مَلَكًا لَّقُضِيَ الأمْرُ ثُمَّ لاَ يُنظَرُونَ ﴿8﴾
8)  و گفتند چرا نازل کرده نشد بر او ( بر محمد ) فرشته ایی (که تصدیق کند او را) و اگر نازل می کردیم فرشته ای ( و ایمان نمی آوردند ) البته فیصله داده می شد امر( به هلاکشان )سپس مهلت داده نمی شوند .
وَلَوْ جَعَلْنَاهُ مَلَكًا لَّجَعَلْنَاهُ رَجُلاً وَلَلَبَسْنَا عَلَيْهِم مَّا يَلْبِسُونَ ﴿9﴾
9) و اگر قرارمی دادیم او را ( تصدیق کننده را ) فرشته ای – البته قرارمی دادیم او را انسانی ( تا هم سنخ انسان شوند ) و البته لباس میکردیم بر-ایشان آنچه راکه ملبس می شوند.
وَلَقَدِ اسْتُهْزِىءَ بِرُسُلٍ مِّن قَبْلِكَ فَحَاقَ بِالَّذِينَ سَخِرُواْ مِنْهُم مَّا كَانُواْ بِهِ يَسْتَهْزِؤُونَ ﴿10﴾
10) و البته به درستی که مسخره کرده شد به رسولانی از قبل تو-  پس فرا گرفت آنان را که مسخره کردند از ایشان – آنچه که  بودند به او ( به رسولان ) استهزاء می کردند.
قُلْ سِيرُواْ فِي الأَرْضِ ثُمَّ انظُرُواْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ ﴿11﴾
11) بگو سیر کنید در زمین –سپس نگاه کنید چطور بود عاقبت تکذیب کنندگان(رسولان ).
قُل لِّمَن مَّا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ قُل لِلّهِ كَتَبَ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لاَ رَيْبَ فِيهِ الَّذِينَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ فَهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ ﴿12﴾
12) بگو برای چه کسی است آنچه که در آسمانها و زمین است بگو برای خداوند – نوشت ( مقرر کرد ) بر خودش رحمت را – البته جمع می کند حتما شما را به دوران قیامت – که نیست شکی در او ( در قیامت ) آنان که باختند خودهایشان را – پس ایشان ایمان نمی آورند .
وَلَهُ مَا سَكَنَ فِي اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ﴿13﴾
13) و برای اوست آنچه که ساکن شد در شب و روز و او شنوای عالم است .
قُلْ أَغَيْرَ اللّهِ أَتَّخِذُ وَلِيًّا فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَهُوَ يُطْعِمُ وَلاَ يُطْعَمُ قُلْ إِنِّيَ أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ وَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكَينَ ﴿14﴾
14) بگو آیا غیر خداوند را بگیرم به یاوری – ( او که ) هویت دهنده آسمانها و زمین است و او طعام می دهد ( همه موجودات را ) و طعام داده نمی شود ( به خداوند چون نمی خورد ) بگو همانا من امر کرده شدم اینکه بشوم – اول کسی که مسلمان شد – و (امر کرده شد به من که ) نباش حتما از مشرکان ( از کسانی که ثنویت را اصل راهنمای اندیشه و بیان و عمل قرار می دهند).
قُلْ إِنِّيَ أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ ﴿15﴾
15) بگو همانا من می ترسم چنانچه سرپیچی کردم پروردگارم را از عذاب دوران بزرگ ( قیامت ) .
مَّن يُصْرَفْ عَنْهُ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمَهُ وَذَلِكَ الْفَوْزُ الْمُبِينُ ﴿16﴾
16) هر کس انصراف داده شود   ( عذاب ) از او بدورانگاه (قیامت) - پس به درستی که بخشایش کرد او را ( خداوند ) و آن پیروزی شفاف است.
وَإِن يَمْسَسْكَ اللّهُ بِضُرٍّ فَلاَ كَاشِفَ لَهُ إِلاَّ هُوَ وَإِن يَمْسَسْكَ بِخَيْرٍ فَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدُيرٌ ﴿17﴾
17) و چنانچه درک گردانید تو را خداوند به ضرری پس نیست برطرف کننده ای برای او ( برای ضرر ) مگر او ( خداوند ) و چنانچه درک گردانید تو را به خیری پس او ( خداوند ) بر هر چیزی قادر است.
وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ ﴿18﴾
18) و اوست غالب فوق پرستندگانش و او -  داور آگاه است.
قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهَادةً قُلِ اللّهِ شَهِيدٌ بِيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَذَا الْقُرْآنُ لأُنذِرَكُم بِهِ وَمَن بَلَغَ أَئِنَّكُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللّهِ آلِهَةً أُخْرَى قُل لاَّ أَشْهَدُ قُلْ إِنَّمَا هُوَ إِلَهٌ وَاحِدٌ وَإِنَّنِي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ ﴿19﴾
19) بگو کدام چیز بزرگتر است در شهادت دادن بگو خداوند – شاهد است میان من و میان شما و وحی کرده شد به سوی من این قرآن تا اخطار کنم شما را به او ( به قرآن ) و کسی که رسید ( به او قرآن )-  آیا همانا شما البته شهادت می دهید – همانا با خداوند  اله ها ( مطلقهای ) دیگر است – بگو شهادت نمی دهم – بگو قطعا او (خداوند ) اله ( مطلق) واحد است – و همانا من دورم از آنچه که شریک قرار می دهید ( به خداوند مطلق فعال یگانه ) .
الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءهُمُ الَّذِينَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ فَهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ ﴿20﴾
20) آنان که دادیم ایشان را کتاب – می شناسند او را ( محمد را ) همچنان که می شناسند فرزندانشان را – آنانند که باختند خودهایشان را پس ایشان ایمان نمی آورند.
وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِبًا أَوْ كَذَّبَ بِآيَاتِهِ إِنَّهُ لاَ يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ ﴿21﴾
21) کیست ظالمتر ( سلطه گرتر ) از کسی که بافت بر خداوند دروغی را – یا تکذیب کرد آیاتش را – همانا او ( خداوند ) رستگار نمی کند ظالمان را ( سلطه گران را ).
وَيَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُواْ أَيْنَ شُرَكَآؤُكُمُ الَّذِينَ كُنتُمْ تَزْعُمُونَ ﴿22﴾
22) و دورانی که محشور می کنیم ایشان را همگی – سپس می گوئیم برای آنان که شریک قرار دادند ( به خداوند ) کجاست شریکانتان – آنان که بودید( مطلقهایی ) فرض می کردید ( که خدایند ).
ثُمَّ لَمْ تَكُن فِتْنَتُهُمْ إِلاَّ أَن قَالُواْ وَاللّهِ رَبِّنَا مَا كُنَّا مُشْرِكِينَ ﴿23﴾
23) سپس نبود گرفتاریشان مگر اینکه گفتند ( به دروغ ) سوگند به خداوند که پروردگار ماست که نبودیم شریک قرار دهندگان .
انظُرْ كَيْفَ كَذَبُواْ عَلَى أَنفُسِهِمْ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَفْتَرُونَ ﴿24
24) نگاه کن چطور دروغ گفتند بر خودشان و گم شد از ایشان آنچه که  بودند می بافتند .
وَمِنْهُم مَّن يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ وَجَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَن يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْرًا وَإِن يَرَوْاْ كُلَّ آيَةٍ لاَّ يُؤْمِنُواْ بِهَا حَتَّى إِذَا جَآؤُوكَ يُجَادِلُونَكَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِنْ هَذَآ إِلاَّ أَسَاطِيرُ الأَوَّلِينَ ﴿25﴾
25) و از ایشان است کسی که شنوا می شود به ( سخنان ) تو و قرار دادیم بر قلبهایشان پرده هائی (بسبب اصول باطلش  )  -  مبادا که بفهمند او را ( قرآن را ) و در گوشهایشان سنگینی ( کری ) است.و چنانچه ببینند هر آیه ای را ایمان نیاورند به او ( به آیه ) تا آنگاه که آمدند ( نزد ) تو مجادله می کنند تو را- می گویند آنان که کافر شدند ( انکار کردند حق را ) نیست این ( قرآن ) مگر افسانه های پیشینیان .
وَهُمْ يَنْهَوْنَ عَنْهُ وَيَنْأَوْنَ عَنْهُ وَإِن يُهْلِكُونَ إِلاَّ أَنفُسَهُمْ وَمَا يَشْعُرُونَ ﴿26﴾
26) و ایشان ( کافران ) نهی می کنند از او ( از قرآن ) و کنار می کشند از او ( از قرآن ) و هلاک نمی کنند مگر خودهایشان را و شعور ندارند.
وَلَوْ تَرَىَ إِذْ وُقِفُواْ عَلَى النَّارِ فَقَالُواْ يَا لَيْتَنَا نُرَدُّ وَلاَ نُكَذِّبَ بِآيَاتِ رَبِّنَا وَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ﴿27﴾
27) و اگر به بینی آنگاه که ایستاده شدند بر آتش  - پس گفتند ای کاش ما برگردانیده شویم ( به دنیا ) و تکذیب  نکنیم آیات پروردگارمان را و بشویم از ایمان آورندگان .
بَلْ بَدَا لَهُم مَّا كَانُواْ يُخْفُونَ مِن قَبْلُ وَلَوْ رُدُّواْ لَعَادُواْ لِمَا نُهُواْ عَنْهُ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ ﴿28﴾
28) بلکه ظاهر شد برای ایشان آنچه  را که بودند پنهان می کردند از قبل – و اگر برگردانیده می شدند البته عود می کردند  بر آنچه که نهی کرده شدند از او ( از شرک و ...) و همانا ایشان البته دروغگو یانند.
وَقَالُواْ إِنْ هِيَ إِلاَّ حَيَاتُنَا الدُّنْيَا وَمَا نَحْنُ بِمَبْعُوثِينَ ﴿29﴾
29) و گفتنند نیست این مگر زندگانی ما در دنیا و نیستم ما بسببی مبعوث شدگان ( دوباره
زنده شدگان ) .
وَلَوْ تَرَى إِذْ وُقِفُواْ عَلَى رَبِّهِمْ قَالَ أَلَيْسَ هَذَا بِالْحَقِّ قَالُواْ بَلَى وَرَبِّنَا قَالَ فَذُوقُواْ العَذَابَ بِمَا كُنتُمْ تَكْفُرُونَ ﴿30﴾
30) و اگر ببینی آنگاه که ایستاده شدند بر پروردگارشان ( برای حساب و کتاب اعمال ) گفت ( خداوند ) آیا نیست این حق – گفتند آری – سوگند به پروردگارمان – گفت  ( خداوند ) پس بچشید عذاب را به آنچه  که بودید کافر می شدید .
قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِلِقَاء اللّهِ حَتَّى إِذَا جَاءتْهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً قَالُواْ يَا حَسْرَتَنَا عَلَى مَا فَرَّطْنَا فِيهَا وَهُمْ يَحْمِلُونَ أَوْزَارَهُمْ عَلَى ظُهُورِهِمْ أَلاَ سَاء مَا يَزِرُونَ ﴿31﴾
31) به درستی که باختند آنان که تکذیب کردند – بسببی  ملاقات  خداوند را – تا آنگاه که آمد ایشان را لحظه (   قیامت ) ناگهان -گفتند ای حسرت ما را بر آنچه که کوتاهی کردیم در او ( در دنیا ) و ایشان حمل می کنند بارهایشان را بر پشتهایشان – آگاه باشید – چه بد شد آنچه را که بار می کشند.
وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلاَّ لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَلَلدَّارُ الآخِرَةُ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ ﴿32﴾
32) و نیست زندگانی دنیا مگر بازی و سرگرمی- و البته سرای آخرت بهتر است برای آنان که متقی می شوند (حفظ می کنند اصول راهنمای حق را در اندیشه و بیان و عمل) آیا پس تعقل نمی کنید .
قَدْ نَعْلَمُ إِنَّهُ لَيَحْزُنُكَ الَّذِي يَقُولُونَ فَإِنَّهُمْ لاَ يُكَذِّبُونَكَ وَلَكِنَّ الظَّالِمِينَ بِآيَاتِ اللّهِ يَجْحَدُونَ ﴿33﴾
33) به درستی که علم داریم همانا او ( اعمال ظالمان ) البته اندوهگین می کند ترا آنکه می گویند ( آیات از خداوند نیست ) پس همانا ایشان تکذیب نمی کنند تو را ولکن ظالمان (سلطه گران ) بسببی آیات خداوند را رد می کنند .
وَلَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِّن قَبْلِكَ فَصَبَرُواْ عَلَى مَا كُذِّبُواْ وَأُوذُواْ حَتَّى أَتَاهُمْ نَصْرُنَا وَلاَ مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِ اللّهِ وَلَقدْ جَاءكَ مِن نَّبَإِ الْمُرْسَلِينَ ﴿34﴾
34) و البته به درستی که تکذیب کرده شد – رسولانی از قبل تو – پس صبر کردند بر آنچه که تکذیب شدند و اذیت کرده شدند تا آمد ایشان را یاری ما  - و نیست تبدیل کننده برای کلمات(اصول راهنمای  حق ) خداوند -  و البته به درستیکه آمد تو را از خبر رسولان .
وَإِن كَانَ كَبُرَ عَلَيْكَ إِعْرَاضُهُمْ فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَن تَبْتَغِيَ نَفَقًا فِي الأَرْضِ أَوْ سُلَّمًا فِي السَّمَاء فَتَأْتِيَهُم بِآيَةٍ وَلَوْ شَاء اللّهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَى الْهُدَى فَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْجَاهِلِينَ ﴿35﴾
35) و چنانچه بود  بزرگ آمد بر تو اعراض کردنشان – پس چنانچه توانستی  اینکه بجوئی تونلی در زمین یا نردبانی در آسمان پس بیاوری ایشان را به آیه ای (شاید هدایت شوند ) و اگرمی  خواست خداوند البته جمع می کرد ایشان را بر هدایت پس نباش حتما از جاهلان.
إِنَّمَا يَسْتَجِيبُ الَّذِينَ يَسْمَعُونَ وَالْمَوْتَى يَبْعَثُهُمُ اللّهُ ثُمَّ إِلَيْهِ يُرْجَعُونَ ﴿36﴾
36) قطعا که اجابت می کنند آنان که می شنوند ( کلام حق را ) و مردگان را مبعوث می کند خداوند – سپس به سوی او مراجعت کرده می شو ند.
وَقَالُواْ لَوْلاَ نُزِّلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِّن رَّبِّهِ قُلْ إِنَّ اللّهَ قَادِرٌ عَلَى أَن يُنَزِّلٍ آيَةً وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ ﴿37﴾
37) و گفتند چرا نازل کرده نشد بر او ( محمد ) آیه ای ( از قبیل : ناقه صالح – عصای موسی – مائده  عیسی و ...) از پروردگارش – بگو همانا خداوند قادر است بر اینکه نازل کند  آیه ای ( معجزه ای ) ولکن بیشتر ایشان علم ندارند .
وَمَا مِن دَآبَّةٍ فِي الأَرْضِ وَلاَ طَائِرٍ يَطِيرُ بِجَنَاحَيْهِ إِلاَّ أُمَمٌ أَمْثَالُكُم مَّا فَرَّطْنَا فِي الكِتَابِ مِن شَيْءٍ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ ﴿38﴾
38) و نیست از جنبنده ای در زمین و نه پرنده ای که پرواز می کند به دو بالش مگر امتی ( پایگاهی =نسلی ) مثل  شمایند ( امرشان مهمل نیست و هدفی بر- ایشان  است ). فروگذار نکردیم در کتاب ( برنامه زندگی ) از چیزی – سپس به سوی پروردگارشان محشور کرده می شوند.
وَالَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا صُمٌّ وَبُكْمٌ فِي الظُّلُمَاتِ مَن يَشَإِ اللّهُ يُضْلِلْهُ وَمَن يَشَأْ يَجْعَلْهُ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿39﴾
39) و آنان که تکذیب کردند به آیات ما – کرانند و گنگانند در ظلما ت ( در تاریکیها) هر کس را بخواهد خداوند گمراه کند او را ( به عملش )و هر کس را بخواهد قرار دهد اورا  بر مسیر مستقیم (کمال جوئی).
قُلْ أَرَأَيْتُكُم إِنْ أَتَاكُمْ عَذَابُ اللّهِ أَوْ أَتَتْكُمُ السَّاعَةُ أَغَيْرَ اللّهِ تَدْعُونَ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿40﴾
40) بگو آیا دیدید شما چنانچه آمد شما را عذاب خداوند یا آمد شما را لحظه ( قیامت ) آیا بجز خداوند را دعوت می کنید ( به کمک ) چنانچه بودید صادقان ( راستگویان) .
بَلْ إِيَّاهُ تَدْعُونَ فَيَكْشِفُ مَا تَدْعُونَ إِلَيْهِ إِنْ شَاء وَتَنسَوْنَ مَا تُشْرِكُونَ ﴿41﴾
41) بلکه او را دعوت می کنید - پس برطرف می کند ( خداوند ) آنچه را که دعوت می کنید به سوی او - چنانچه خواست و فراموش می کنید آنچه را که شریک قرار می دهید (به خداوند ) .
وَلَقَدْ أَرْسَلنَآ إِلَى أُمَمٍ مِّن قَبْلِكَ فَأَخَذْنَاهُمْ بِالْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء لَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُونَ ﴿42﴾
42) و البته به درستی که فرستادیم به سوی امت هایی ( پایگاههای= نسلهائی ) از قبل تو (اصول راهنمای حق را و پیروی نکردند ) پس گرفتیم ایشان به آسیب های ( اجتماعی) و زیانهای ( فردی ) شاید ایشان ( به سوی خداوند ) تضّرع کنند.
فَلَوْلا إِذْ جَاءهُمْ بَأْسُنَا تَضَرَّعُواْ وَلَكِن قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ﴿43﴾
43) پس چرا آنگاه که آمد ایشان را آسیب ما- تضرع کردند ولکن سفت شد قلبهایشان (چون از اصول راهنمای حق پیروی نکردند ) و زینت داد برای ایشان شیطان ( منحرف از حق ) آنچه را که بودند عمل می کردند.
فَلَمَّا نَسُواْ مَا ذُكِّرُواْ بِهِ فَتَحْنَا عَلَيْهِمْ أَبْوَابَ كُلِّ شَيْءٍ حَتَّى إِذَا فَرِحُواْ بِمَا أُوتُواْ أَخَذْنَاهُم بَغْتَةً فَإِذَا هُم مُّبْلِسُونَ ﴿44﴾
44) پس وقتی که فراموش کردند آنچه را که  ذکر کرده شدند به او (به  اصول راهنمای حق ) پس گشودیم بر-ایشان دربهای هر چیزی را ( از نعمت ها ) تا آنگاه که شاد شدند به آنچه که داده شدند – گرفتیم ایشان را ناگهان ( به عذاب ) پس آنگاه ایشانند سراسیمه گانند .
فَقُطِعَ دَابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُواْ وَالْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿45﴾
45) پس قطع شد دنباله قوم – آنان که ظلم کردند ( سلطه گری کردند ) و ستایش برای خداوند  که پروردگار جهانیان است .
قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَخَذَ اللّهُ سَمْعَكُمْ وَأَبْصَارَكُمْ وَخَتَمَ عَلَى قُلُوبِكُم مَّنْ إِلَهٌ غَيْرُ اللّهِ يَأْتِيكُم بِهِ انظُرْ كَيْفَ نُصَرِّفُ الآيَاتِ ثُمَّ هُمْ يَصْدِفُونَ ﴿46﴾
46) بگو آیا دیدید چنانچه گرفت خداوند گوشتان را و بینشتان را و مهر نهاد بر دلهایتان – کیست اله ( مطلق ) به  جز خداوند  که بیاورد او را   ( ابزار شناخت را ) نگاه کن چطور صرف می کنیم  آیات را ( برای هدایت شما ) سپس ایشان منع می کنند (از تو و آیات خداوند ).
قُلْ أَرَأَيْتَكُمْ إِنْ أَتَاكُمْ عَذَابُ اللّهِ بَغْتَةً أَوْ جَهْرَةً هَلْ يُهْلَكُ إِلاَّ الْقَوْمُ الظَّالِمُونَ ﴿47﴾
47) بگو آیا دیدید شما چنانچه آمد شما را عذاب خداوند ناگهانی ( بدون فهم شما ) یا آشکار ( با فهم شما ) آیا هلاک کرده می شود مگر قوم ظالمان ( سلطه گران ).
وَمَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ إِلاَّ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ فَمَنْ آمَنَ وَأَصْلَحَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿48
48) و نمی فرستیم رسولان را مگر مژده دهندگان و اخطار کنندگان – پس کسی که ایمان آورد و اصلاح کرد ( حقمداری کرد ) پس نیست ترسی بر- ایشان و نه ایشان اندوهگین می شوند.
وَالَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا يَمَسُّهُمُ الْعَذَابُ بِمَا كَانُواْ يَفْسُقُونَ ﴿49﴾
49) و آنان که تکذیب کردند آیات ما را درک می کند ایشان را عذاب -  به سبب آنچه که بودند تمرد می کردند.
قُل لاَّ أَقُولُ لَكُمْ عِندِي خَزَآئِنُ اللّهِ وَلا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَلا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ مَا يُوحَى إِلَيَّ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الأَعْمَى وَالْبَصِيرُ أَفَلاَ تَتَفَكَّرُونَ ﴿50﴾
50)  بگو نمی گویم برای شما که نزد من است خزانه های خداوند -  و علم ندارم به غیب و نمی گویم برای شما همانا من فرشته ام – پیروی نمی کنم مگر آنچه  را که وحی کرده می شود به سوی من – بگو آیا مساوی است کور با بینا – آیا پس تفکر نمی کنید .
وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُواْ إِلَى رَبِّهِمْ لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِيٌّ وَلاَ شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ ﴿51﴾
51) و اخطار بده به او ( به قرآن ) آنان را که می ترسند ( به سبب اعمالشان ) اینکه محشور کرده شوند به سوی پروردگارشان – نیست برای ایشان از غیر او ( خداوند ) یاوری و نه شفاعت کننده ای شاید ایشان متقی شوند ( حفظ کنند اصول راهنمای حق را در اندیشه و بیان و عمل ) .
وَلاَ تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ مَا عَلَيْكَ مِنْ حِسَابِهِم مِّن شَيْءٍ وَمَا مِنْ حِسَابِكَ عَلَيْهِم مِّن شَيْءٍ فَتَطْرُدَهُمْ فَتَكُونَ مِنَ الظَّالِمِينَ ﴿52﴾
52) و طرد نکن  آنان را که دعوت می کنند پروردگارشان را -  به بامداد و تارگاه (شب) می خواهند جهت او را ( خداوند را ) نیست بر تو از حسابشان از چیزی و نیست از حساب تو بر- ایشان از چیزی پس ( چنانچه ) طرد کنی ایشان را پس می شوی از ظالمان ( سلطه گران ).
وَكَذَلِكَ فَتَنَّا بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لِّيَقُولواْ أَهَؤُلاء مَنَّ اللّهُ عَلَيْهِم مِّن بَيْنِنَا أَلَيْسَ اللّهُ بِأَعْلَمَ بِالشَّاكِرِينَ ﴿53
53) و بدینسان گرفتار کردیم بعضیشان را به بعضی ( تا امتحان شوند ) تا بگویند آیا اینهایند ( کسانی که ) منت نهاد خداوند بر- ایشان از میان ما ( به هدایت ) آیا نیست خداوندعالمتر به شکر کنندگان.
وَإِذَا جَاءكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِنَا فَقُلْ سَلاَمٌ عَلَيْكُمْ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَن عَمِلَ مِنكُمْ سُوءًا بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابَ مِن بَعْدِهِ وَأَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿54﴾
54) و آنگاه که آمدند تو را آنان که ایمان آوردند به آیات ما - پس بگو سلام بر شما  نوشت ( مقرر کرد ) پروردگارتان بر خودش رحمت را ( به ایمان آورندگان ) همانا او (خداوند) هرکس عمل کرد از شما بدی را به جهالت سپس توبه کرد از بعد او (بدی کردنش ) و اصلاح کرد ( حقمداری کرد ) پس همانا او ( خداوند ) آمرزنده بخشایشگر است.
وَكَذَلِكَ نفَصِّلُ الآيَاتِ وَلِتَسْتَبِينَ سَبِيلُ الْمُجْرِمِينَ ﴿55﴾
55) و بدینسان تفصیل می دهیم آیات را و تا تبیین  شود جهت مجرمین ( از مسلمین ) .
قُلْ إِنِّي نُهِيتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ قُل لاَّ أَتَّبِعُ أَهْوَاءكُمْ قَدْ ضَلَلْتُ إِذًا وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُهْتَدِينَ ﴿56﴾
56) بگو همانا من نهی کرده شدم اینکه بپرستم آنان را که دعوت می کنید از غیر خداوند را (به مطلقیت ) – بگو پیروی نمی کنم هوسهای شما را – ( اگر پیروی کنم ) به درستی که گمراه شدم بنابراین و نیستم من از هدایت یافتگان.
قُلْ إِنِّي عَلَى بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّي وَكَذَّبْتُم بِهِ مَا عِندِي مَا تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلّهِ يَقُصُّ الْحَقَّ وَهُوَ خَيْرُ الْفَاصِلِينَ ﴿57﴾
57) بگو همانا من بر بینه ام ( دارای اصول راهنمای حق هستم ) از پروردگارم و تکذیب کردید او را ( اصول راهنمای حق را ) نیست نزد من آنچه را که عجله می کنید به او ( به نتایج اعمال ) نیست حکم مگر خداوند را – حکایت می کند حق را و او بهترین فاصله دهندگان است.
قُل لَّوْ أَنَّ عِندِي مَا تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ لَقُضِيَ الأَمْرُ بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَاللّهُ أَعْلَمُ بِالظَّالِمِينَ ﴿58﴾
58) بگو اگر همانانزد من( بود )  آنچه را که عجله می کنید به او( به نتایج اعمال ) البته فیصله داده می شد امر میان من و میان شما – و خداوند عالمتر است به ظالمان(سلطه گران ) .
وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لاَ يَعْلَمُهَا إِلاَّ هُوَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَا تَسْقُطُ مِن وَرَقَةٍ إِلاَّ يَعْلَمُهَا وَلاَ حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الأَرْضِ وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ يَابِسٍ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ ﴿59﴾
59) و نزد او ( خداوند ) است گشاینده ( کلید ) غیب  - علم ندارد به او مگر او ( خداوند ) – و علم دارد آنچه که در صحرا و دریا است – و ساقط نمی شود از ورقه ای ( از درختی) مگر علم دارد به او و نه دانه ای در ظلمات ( تاریکیهای ) زمین و نیست تری و خشکی مگر در کتاب مبین ( در اصول دینکه مفاتیح غیب و قانون هستی همه موجودات ) است.
وَهُوَ الَّذِي يَتَوَفَّاكُم بِاللَّيْلِ وَيَعْلَمُ مَا جَرَحْتُم بِالنَّهَارِ ثُمَّ يَبْعَثُكُمْ فِيهِ لِيُقْضَى أَجَلٌ مُّسَمًّى ثُمَّ إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ ثُمَّ يُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿60﴾
60)   واوست آنکه دریافت می کند ( روح ) شما را به شب و علم دارد آنچه را که کسب کردید به روز – سپس مبعوث می کند  شما را در او ( در زندگی ) تا فیصله داده شود اجل نامبرده شده – سپس به سوی اوست مراجعت شما – سپس خبر می دهد شما را به آنچه که بودید می کردید .
وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَيُرْسِلُ عَلَيْكُم حَفَظَةً حَتَّىَ إِذَا جَاء أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنَا وَهُمْ لاَ يُفَرِّطُونَ ﴿61﴾
61) و اوست غالب فوق پرستندگانش و می فرستد بر شما نگهدارندگان را ( فرشتگان را ) تا آنگاه که آمد فردی از شما را مرگ –  تمام  میگیرند(روح) او را فرستادگان ( فرشته های ) ما و ایشان کوتاهی نمی کنند .
ثُمَّ رُدُّواْ إِلَى اللّهِ مَوْلاَهُمُ الْحَقِّ أَلاَ لَهُ الْحُكْمُ وَهُوَ أَسْرَعُ الْحَاسِبِينَ ﴿62﴾
62) سپس ردّ  کرده می شوند ( ایشان) به سوی خداوند - یاورشان که حق است – آگاه باشید برای اوست حکم – و او سریعترین حساب کنندگان است.
قُلْ مَن يُنَجِّيكُم مِّن ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ تَدْعُونَهُ تَضَرُّعاً وَخُفْيَةً لَّئِنْ أَنجَانَا مِنْ هَذِهِ لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ ﴿63﴾
63) بگو کیست که نجات می دهد شما را از ظلمات ( تاریکیهای ) صحرا و دریا که دعوت می کنید او را به تضرع و نهانی – البته چنانچه نجات داد ما را از این (مشکل) البته می شویم حتما از شکر کنندگان.
قُلِ اللّهُ يُنَجِّيكُم مِّنْهَا وَمِن كُلِّ كَرْبٍ ثُمَّ أَنتُمْ تُشْرِكُونَ ﴿64﴾
64) بگو خداوند است که نجات می دهد از او ( از مشکل ) و از هر غمی – سپس شما شریک قرا می دهید ( به خداوند ) .
قُلْ هُوَ الْقَادِرُ عَلَى أَن يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عَذَابًا مِّن فَوْقِكُمْ أَوْ مِن تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ أَوْ يَلْبِسَكُمْ شِيَعاً وَيُذِيقَ بَعْضَكُم بَأْسَ بَعْضٍ انظُرْ كَيْفَ نُصَرِّفُ الآيَاتِ لَعَلَّهُمْ يَفْقَهُونَ ﴿65﴾
65) بگو او قادر است بر اینکه مبعوث کند  بر شما عذابی را از فوق - تان یا از زیر پایتان یاملبس کند ( باندازد ) به شما متفرق شدن را – و بچشاند  بعضی از شما  را آسیب بعضی – نگاه کن چطور صرف می کنیم آیات را شاید ایشان بفهمند .
وَكَذَّبَ بِهِ قَوْمُكَ وَهُوَ الْحَقُّ قُل لَّسْتُ عَلَيْكُم بِوَكِيلٍ ﴿66﴾
66) و تکذیب کرد به او ( به قرآن ) قوم تو – و او ( قرآن ) حق است – بگو نیستم بر شما وکیل .
لِّكُلِّ نَبَإٍ مُّسْتَقَرٌّ وَسَوْفَ تَعْلَمُونَ ﴿67﴾
67) برای هر خبری قرارگاهی است و به زودی علم می یابید.
وَإِذَا رَأَيْتَ الَّذِينَ يَخُوضُونَ فِي آيَاتِنَا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّى يَخُوضُواْ فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ وَإِمَّا يُنسِيَنَّكَ الشَّيْطَانُ فَلاَ تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّكْرَى مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ﴿68﴾
68) و آنگاه که دیدی آنان را که فرو می روند در آیات ما ( برای عیب یابی ) پس اعراض کن از ایشان حتی فرو روند در سخنی غیر او ( غیر از عیب یابی در آیات ) و اما فراموش می گرداند حتما تو را شیطان ( منحرف از حق ) پس ننشین ( با ایشان ) بعد از متذکر شدن با قوم ظالمان ( سلطه گران ).
وَمَا عَلَى الَّذِينَ يَتَّقُونَ مِنْ حِسَابِهِم مِّن شَيْءٍ وَلَكِن ذِكْرَى لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ ﴿69﴾
69) و نیست بر آنان که متقی شدند ( حفظ کردند اصول راهنمای حق را در اندیشه و بیان و عمل ) از حساب ایشان از چیزی – ولکن تذکر دادن  است شاید ایشان متقی شوند.
وَذَرِ الَّذِينَ اتَّخَذُواْ دِينَهُمْ لَعِبًا وَلَهْوًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَذَكِّرْ بِهِ أَن تُبْسَلَ نَفْسٌ بِمَا كَسَبَتْ لَيْسَ لَهَا مِن دُونِ اللّهِ وَلِيٌّ وَلاَ شَفِيعٌ وَإِن تَعْدِلْ كُلَّ عَدْلٍ لاَّ يُؤْخَذْ مِنْهَا أُوْلَئِكَ الَّذِينَ أُبْسِلُواْ بِمَا كَسَبُواْ لَهُمْ شَرَابٌ مِّنْ حَمِيمٍ وَعَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُواْ يَكْفُرُونَ ﴿70﴾
70) و بگذار  آنان را که گرفتند دینشان (قانون حقشان ) را به بازی و سرگرمی – و فریب داد ایشان را زندگانی دنیا و تذکر بده به او ( به قرآن ) مبادا گیرانیده شود ( به خطر افتد ) نفسی به سبب آنچه که کسب کرد – نیست بر او از غیر خداوند یاوری ( دوستی ) و نه شفاعت کننده ای و چنانچه معادل کند هر معادلی را ( عوض بدهد هر عوضی را ) گرفته نمی شود از او – آنها  - آنانند که گیرانیده شدند به سبب آنچه که کسب کردند – برای ایشان است شرابی از گرمی – و عذابی دردناک – به سبب آنچه  که بودند کافر می شدند.
قُلْ أَنَدْعُو مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَنفَعُنَا وَلاَ يَضُرُّنَا وَنُرَدُّ عَلَى أَعْقَابِنَا بَعْدَ إِذْ هَدَانَا اللّهُ كَالَّذِي اسْتَهْوَتْهُ الشَّيَاطِينُ فِي الأَرْضِ حَيْرَانَ لَهُ أَصْحَابٌ يَدْعُونَهُ إِلَى الْهُدَى ائْتِنَا قُلْ إِنَّ هُدَى اللّهِ هُوَ الْهُدَىَ وَأُمِرْنَا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿71﴾
71) بگو آیا دعوت کنیم از غیر خداوند را آنچه که نفع نمی دهد ما را و زیان نمی رساند ما را و مرتد شویم بر عقب هایمان بعد ( از ایمان ) آنگاه که هدایت کرد ما را خداوند – مانند آنکه به هوس انداختند او را شیطانها ( منحرفان از حق ) در زمین به سرگردانی – برای او ( دوستانی ) است اصحابی که دعوت می کنند او را ( انسان را ) به سوی هدایت بیا ما را ( پیروی کن ) بگو همانا هدایت خداوند است که او هدایت است – و امر کرده شدیم تا مسلمان ( صلح جو ) شویم برای پروردگار جهانیان .
وَأَنْ أَقِيمُواْ الصَّلاةَ وَاتَّقُوهُ وَهُوَ الَّذِيَ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ ﴿72﴾
72) و اینکه بر پا دارید نماز را و حفظ کنید ( اصول راهنمای حق ) او را ( خداوند را) و اوست آن که به سوی او محشور کرده می شوید .
وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ بِالْحَقِّ وَيَوْمَ يَقُولُ كُن فَيَكُونُ قَوْلُهُ الْحَقُّ وَلَهُ الْمُلْكُ يَوْمَ يُنفَخُ فِي الصُّوَرِ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ﴿73﴾
73)و اوست آنکه خلق کرد آسمانها و زمین را به حق – و دورانی که می گوید بشو-  پس می شود گفتار او حق است – و برای اوست فرمانروائی دورانی که  دمیده می شود در صور ( در اشکال ) عالم غیب  و  مشهود است – و او حکیم آگاه است .
وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لأَبِيهِ آزَرَ أَتَتَّخِذُ أَصْنَامًا آلِهَةً إِنِّي أَرَاكَ وَقَوْمَكَ فِي ضَلاَلٍ مُّبِينٍ ﴿74﴾
74)  و آنگاه که گفت ابراهیم برای پدرش آزر – آیا می گیری بت ها را اله هایی(مطلقهایی ) همانا من می بینم تو را و قومت را در گمراهی شفاف .
وَكَذَلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ ﴿75﴾
75)  و بدینسان نمایاندیم به ابراهیم ملکوت ( قانون فرمانروائی ) آسمانها و زمین را و تا باشد از یقین کنندگان .
فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأَى كَوْكَبًا قَالَ هَذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لا أُحِبُّ الآفِلِينَ ﴿76﴾
76)  پس وقتی که ساتر  شد بر او شب دید سیاره ای را – گفت ( ابراهیم ) این پروردگار من است – پس وقتی که افول کرد ( سیاره ) گفت دوست ندارم افول کنندگان را ( خداوند افول نمی کند همیشه هست ).
فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بَازِغًا قَالَ هَذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمْ يَهْدِنِي رَبِّي لأكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ ﴿77﴾
77)  پس وقتی که دید ماه راطلوع کرده ای – گفت این پروردگارمن است ( چون بزرگتر بود) پس وقتی که افول کرد – گفت (ابراهیم ) البته چنانچه هدایت نکرد مرا پروردگارم البته می شوم حتما از قوم گم کنندگان ( حقیقت) .
فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بَازِغَةً قَالَ هَذَا رَبِّي هَذَآ أَكْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ ﴿78﴾
78)  پس وقتی که دید خورشید را طلوع کرده ای – گفت این پروردگار من است این بزرگتر است پس وقتی که افول کرد ( دید این هم خداوند  بی نهایت مطلق نیست ) گفت (ابراهیم ) ای قوم من همانا من دورم از آنچه ( از سیاره – ماه – خورشید و هر چیز محدود که ) شریک قرار می دهید ( به خداوند مطلق بی نهایت ).
إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ﴿79﴾
79)  همانا من جهت دادم جهتم را برای آن که هویت داد آسمانها و زمین را صحیح- و نیستم من از مشرکان ( آنهائی که مخلوقی را مطلق تصور می کنند ) .
وَحَآجَّهُ قَوْمُهُ قَالَ أَتُحَاجُّونِّي فِي اللّهِ وَقَدْ هَدَانِ وَلاَ أَخَافُ مَا تُشْرِكُونَ بِهِ إِلاَّ أَن يَشَاء رَبِّي شَيْئًا وَسِعَ رَبِّي كُلَّ شَيْءٍ عِلْمًا أَفَلاَ تَتَذَكَّرُونَ ﴿80﴾
 80) و دلیل خواهی کرد او را قومش – گفت ( ابراهیم ) آیا دلیل می خواهید مرا در خداوند و به درستی که هدایت کرد مرا ( که هیچ پدیده نسبی – را مطلق یعنی خداوند تصور نکنم ) و نمی ترسم از آنچه که  شریک قرار می دهید به او ( به خداوند مطلق فعال) مگر اینکه بخواهد پروردگارم چیزی را – وسعت داد پروردگارم هر چیزی را  به علمی – آیا پس تذکر نمی یابید.
وَكَيْفَ أَخَافُ مَا أَشْرَكْتُمْ وَلاَ تَخَافُونَ أَنَّكُمْ أَشْرَكْتُم بِاللّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ عَلَيْكُمْ سُلْطَانًا فَأَيُّ الْفَرِيقَيْنِ أَحَقُّ بِالأَمْنِ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿81﴾
81)  و چطور بترسم از آنچه  که شریک قرار دادید ( به خداوند ) و نمی ترسید همانا شما شریک قرار دادید به خداوند ( حقیقی ) آنچه را که نازل نکرد ( خداوند ) به او ( به شریک قرار دادنتان ) بر شما سلطانی را ( دلیل  قاطعی را ) پس کدامین دو فرقه ( فرقه توحید یا فرقه شرک ) محقترند به ایمن بودن چنانچه بودید علم می داشتید .
الَّذِينَ آمَنُواْ وَلَمْ يَلْبِسُواْ إِيمَانَهُم بِظُلْمٍ أُوْلَئِكَ لَهُمُ الأَمْنُ وَهُم مُّهْتَدُونَ ﴿82﴾
82)  آنان که ایمان آوردند وملبس نکردند ایمانشان را به ظلم ( سلطه گری ) آنهایند که برای ایشان است ایمنی و ایشان هدایت یافتگانند.
وَتِلْكَ حُجَّتُنَا آتَيْنَاهَا إِبْرَاهِيمَ عَلَى قَوْمِهِ نَرْفَعُ دَرَجَاتٍ مَّن نَّشَاء إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ ﴿83﴾
83)   و این است دلیل ما که دادیمش به ابراهیم بر قومش – بالا می بریم درجات کسی را که می خواهیم ( به عملش ) همانا پروردگار تو حکیم عالم است.
وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَقَ وَيَعْقُوبَ كُلاًّ هَدَيْنَا وَنُوحًا هَدَيْنَا مِن قَبْلُ وَمِن ذُرِّيَّتِهِ دَاوُودَ وَسُلَيْمَانَ وَأَيُّوبَ وَيُوسُفَ وَمُوسَى وَهَارُونَ وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ﴿84﴾
 84) و عطا کردیم بر او ( بر ابراهیم ) اسحاق و یعقوب را – همه را هدایت کردیم – و نوح را هدایت کردیم از قبل – و از نسل او(نوح) داود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسی و هارون و بدینسان پاداش می دهیم نیکوکاران را .
وَزَكَرِيَّا وَيَحْيَى وَعِيسَى وَإِلْيَاسَ كُلٌّ مِّنَ الصَّالِحِينَ ﴿85﴾
85)   و زکریا و یحیی و عیسی و الیاس همه از صالحانند ( حقمدارنند ).
وَإِسْمَاعِيلَ وَالْيَسَعَ وَيُونُسَ وَلُوطًا وَكُلاًّ فضَّلْنَا عَلَى الْعَالَمِينَ ﴿86﴾
86)   و اسماعیل و یسع و یونس و لوط و همه را فضیلت  دادیم بر جهانیان(بداشتن اصول راهنمای حق) .
وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿87﴾
87)   و از پدرانشان و نسلهایشان و برادرانشان وجلب کردیم ایشان را و هدایت کردیم ایشان را به سوی مسیر  مستقیم ( کمال جوئی).
ذَلِكَ هُدَى اللّهِ يَهْدِي بِهِ مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَلَوْ أَشْرَكُواْ لَحَبِطَ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ﴿88﴾
88)   آن است هدایت خداوند – هدایت می کند به او ( به صراط مستقیم ) کسانی را که می خواهد از پرستندگانش – و اگر شرک می ورزیدند – البته هدر می شد از ایشان آنچه را که بودند عمل می کردند.
أُوْلَئِكَ الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ فَإِن يَكْفُرْ بِهَا هَؤُلاء فَقَدْ وَكَّلْنَا بِهَا قَوْمًا لَّيْسُواْ بِهَا بِكَافِرِينَ ﴿89﴾
89)آنها- آنانند که دادیم ایشان را کتاب و حکمت و پیامبری را – پس چنانچه کافر شوند به او( به پیامبر ) اینها – پس به درستی که وکالت دادیم ( پیرو گرداندیم ) به او ( به پیامبر ) قومی را که نیستند به او ( به پیامبر ) کافر شدگان .
أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللّهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ قُل لاَّ أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرَى لِلْعَالَمِينَ (90)  90)آنها - آنانند که هدایت کرد خداوند -پس به هدایتشان اقتدا کن -بگو سئوال نمی کنم شما را بر ا و ( بر ابلاغ دین) مزدی را – نیست او مگر ذکری ( یادآوری اصول فطرت ) برای جهانیان .
وَمَا قَدَرُواْ اللّهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِذْ قَالُواْ مَا أَنزَلَ اللّهُ عَلَى بَشَرٍ مِّن شَيْءٍ قُلْ مَنْ أَنزَلَ الْكِتَابَ الَّذِي جَاء بِهِ مُوسَى نُورًا وَهُدًى لِّلنَّاسِ تَجْعَلُونَهُ قَرَاطِيسَ تُبْدُونَهَا وَتُخْفُونَ كَثِيرًا وَعُلِّمْتُم مَّا لَمْ تَعْلَمُواْ أَنتُمْ وَلاَ آبَاؤُكُمْ قُلِ اللّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِي خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ ﴿91﴾
91) اندازه نکردند ( وجود ) خداوند را حق اندازه کردنش ( و هرگز نتوانند چون مطلق است ) آنگاه که گفتند نازل نکرد  خداوند بر بشری از چیزی – بگو کیست که نازل کرد  کتاب را ( تورات را ) آن که آورد او را موسی – نوری و هدایتی برای مردم - قرار می دهید او را ( کتاب را ) کاغذهائی که ظاهر می کنیدش ( اندکی ) و پنهان می دارید بسیاری را و تعلیم داده شدید آنچه را که علم نداشتید شما و نه اجدادتان - بگو خداوند (نازل کرد)- سپس بگذار ایشان را در فرو رفتنشان که بازی می کنند.
وَهَذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ مُّصَدِّقُ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَلِتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَهُمْ عَلَى صَلاَتِهِمْ يُحَافِظُونَ ﴿92﴾
92) واین است کتابی که نازل کردیم او را ( قرآن را ) مبارک – تصدیق کننده آن که میان  دو  دست اوست ( جلوی اوست از کتب انبیاء سابق ) و تا اخطار کنی - ام القری ( پایه آبادیها ) و کسانی که  اطرافشند – و آنان که ایمان می آورند به آخرت – و ایمان می آورند به او ( به قرآن ) و ایشان بر نمازشان محافظت می کنند ( در اندیشه و بیان و عمل ) .
وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِبًا أَوْ قَالَ أُوْحِيَ إِلَيَّ وَلَمْ يُوحَ إِلَيْهِ شَيْءٌ وَمَن قَالَ سَأُنزِلُ مِثْلَ مَا أَنَزلَ اللّهُ وَلَوْ تَرَى إِذِ الظَّالِمُونَ فِي غَمَرَاتِ الْمَوْتِ وَالْمَلآئِكَةُ بَاسِطُواْ أَيْدِيهِمْ أَخْرِجُواْ أَنفُسَكُمُ الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنتُمْ تَقُولُونَ عَلَى اللّهِ غَيْرَ الْحَقِّ وَكُنتُمْ عَنْ آيَاتِهِ تَسْتَكْبِرُونَ ﴿93﴾
93) و کیست ظالمتر ( سلطه گرتر ) از کسی که بافت بر خداوند دروغی را – یا گفت وحی کرده شد به سوی من و وحی کرده نشد به سوی او چیزی ( پیامبران باطل ) و کسی که گفت به زودی نازل می کنم مانند آنچه را که نازل کرد  خداوند ( - قرآن و اصولش ) و اگر به بینی آنگاه که ظالمان درغوطه وری  مرگند – و فرشتگان گشودند دستهایشان را بیرون کنید خودهایتان– امروز جزا داده می شوید عذاب پستی را بسبب آنچه که بودید می گفتید بر خداوند بدون حق و بودید از آیات او ( اصول راهنمای حق خداوند  ) تکبر می کردید .
وَلَقَدْ جِئْتُمُونَا فُرَادَى كَمَا خَلَقْنَاكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَتَرَكْتُم مَّا خَوَّلْنَاكُمْ وَرَاء ظُهُورِكُمْ وَمَا نَرَى مَعَكُمْ شُفَعَاءكُمُ الَّذِينَ زَعَمْتُمْ أَنَّهُمْ فِيكُمْ شُرَكَاء لَقَد تَّقَطَّعَ بَيْنَكُمْ وَضَلَّ عَنكُم مَّا كُنتُمْ تَزْعُمُونَ ﴿94﴾
94) و البته بدرستی که آمدید ( به سوی ما ) تنها - همچنان که خلق کردیم شما را اول بار – و ترک کردید انچه را که امکان دادیم شما را- وراء پشتهایتان و نمی بینیم با شما شفاعت کنندگان شما را - آنان که فرض کردید همانا ایشان در شما شریکانند – البته به درستی که قطع شد میانتان ( پارتی بازی ) و گم شد از شما آنچه  را که بودید فرض می کردید .
إِنَّ اللّهَ فَالِقُ الْحَبِّ وَالنَّوَى يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَمُخْرِجُ الْمَيِّتِ مِنَ الْحَيِّ ذَلِكُمُ اللّهُ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ ﴿95﴾
95) همانا خداوند است چاک دهنده   دانه و هسته - بیرون می آورد زنده را از مرده – (دانه و هسته را از عناصر یا مومن را از کافر ) و بیرون آورنده است مرده را  از زنده – آن است شما را خداوند پس چگونه منحرف می شوید.
فَالِقُ الإِصْبَاحِ وَجَعَلَ اللَّيْلَ سَكَنًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ حُسْبَانًا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ ﴿96﴾
96) چاک دهنده   صبح است – قرار داد شب را آرامشگاه – خورشید و ماه را حساب کنندگان – آن است اندازه کننده شرافتمند عالم .
وَهُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدُواْ بِهَا فِي ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ ﴿97﴾
97) و اوست آن که قرار داد برای شما ستاره ها را تا هدایت یابید به او ( به ستارگان ) در تاریکیهای صحرا و دریا – به درستی که تفصیل دادیم آیات را برای قومی که علم دارند.
وَهُوَ الَّذِيَ أَنشَأَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ فَمُسْتَقَرٌّ وَمُسْتَوْدَعٌ قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَفْقَهُونَ ﴿98﴾
98) و اوست آن که پدید آورد شما را از نفس وَاحِدی ( از ماده و روح ) پس قرارگاهی است و سپردگاهی است ( برای انسان ) به درستی که تفصیل دادیم آیات را برای قومی که می فهمند .
وَهُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَأَخْرَجْنَا بِهِ نَبَاتَ كُلِّ شَيْءٍ فَأَخْرَجْنَا مِنْهُ خَضِرًا نُّخْرِجُ مِنْهُ حَبًّا مُّتَرَاكِبًا وَمِنَ النَّخْلِ مِن طَلْعِهَا قِنْوَانٌ دَانِيَةٌ وَجَنَّاتٍ مِّنْ أَعْنَابٍ وَالزَّيْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُشْتَبِهًا وَغَيْرَ مُتَشَابِهٍ انظُرُواْ إِلِى ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَيَنْعِهِ إِنَّ فِي ذَلِكُمْ لآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ﴿99﴾
99) و اوست آن که نازل کرد  از آسمان آبی را - پس بیرون آوردیم به او ( به آب ) رستنی هر چیزی را پس بیرون آوردیم از او سبزی را – بیرون می آوریم از او دانه ای متراکم – و از خرما از شکوفه اش خوشه های نزدیک – و بوستانی از انگورها و زیتون و انار – شبیه هم – و غیر شبیه هم – بنگرید به سوی نتیجه اش – آنگاه  که نتیجه داد و رسیدنش – همانا در آن است شما را البته آیاتی ( علامتهای شناخت ) برای قومی که ایمان می آورند.
وَجَعَلُواْ لِلّهِ شُرَكَاء الْجِنَّ وَخَلَقَهُمْ وَخَرَقُواْ لَهُ بَنِينَ وَبَنَاتٍ بِغَيْرِ عِلْمٍ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يَصِفُونَ ﴿100﴾
100) و قرار دادند برای خداوند شریکان جن را – که خلق کرد ایشان را ( خداوند ) – و رخنه دادند برای او پسران و دخترانی را بدون علم – فعال ( مطلق ) اوست – و برتر است از آنچه که توصیف می کنند.
بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ أَنَّى يَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَلَمْ تَكُن لَّهُ صَاحِبَةٌ وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ وهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ﴿101﴾
101) اختراع کننده آسمانها و زمین است چگونه می باشد برای او نوزادی و نبود برای او همسری  و آفرید همه چیز را – و او به همه چیز عالم است.
ذَلِكُمُ اللّهُ رَبُّكُمْ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ ﴿102﴾
102) آن است شما را خداوند – که پروردگارتان است نیست اله ( مطلقی ) مگر او – آفریننده همه چیز است پس پرستش کنید او را ( خداوند را ) و او بر همه چیز وکیل است .
لاَّ تُدْرِكُهُ الأَبْصَارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الأَبْصَارَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ ﴿103﴾
103) درک نمی کند او را بینشها – و او درک می کند بینشها را – و او ملایمت کننده آگاه است.
قَدْ جَاءكُم بَصَآئِرُ مِن رَّبِّكُمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ عَمِيَ فَعَلَيْهَا وَمَا أَنَاْ عَلَيْكُم بِحَفِيظٍ ﴿104﴾
104) به درستی که آمد شما را بینشهایی از پروردگارتان-  پس کسی که بینش یافت پس برای خودش است ( نتیجه اش ) و کسی که کور شد پس بر اوست ( نتیجه اش ) و نیستم من بر شما نگهبان .
وَكَذَلِكَ نُصَرِّفُ الآيَاتِ وَلِيَقُولُواْ دَرَسْتَ وَلِنُبَيِّنَهُ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ ﴿105﴾
105) و بدینسان  صرف می کنیم  آیات را ( مکرر ) وتا (مبادا) بگویند درس خواندی - و تا بیان کنیمش برای قومی که علم دارند .
اتَّبِعْ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ ﴿106﴾
106) پیروی کن آنچه را که وحی کرده شد از پروردگارت نیست اله ( مطلقی ) مگر او (خداوند ) و دوری کن از مشرکان ( آنهائی که ثنویت را راهنمای اندیشه و عمل می کنند ) .
وَلَوْ شَاء اللّهُ مَا أَشْرَكُواْ وَمَا جَعَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِوَكِيلٍ ﴿107﴾
107) و اگر می خواست خداوند شرک نمی ورزیدند(اختیارراخداوند داد ) – و قرار ندادیم تو را بر-ایشان نگهبان و نیستی تو بر-ایشان وکیل .
وَلاَ تَسُبُّواْ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَيَسُبُّواْ اللّهَ عَدْوًا بِغَيْرِ عِلْمٍ كَذَلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِم مَّرْجِعُهُمْ فَيُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ﴿108﴾
108) و دشنام ندهید ( مرگ بر ... نگوئید ) آنان را که می خوانند از غیر خداوند را – پس دشنام می دهند خداوند را به دشمنی بدون علمی – بدینسان زینت دادیم بر هر امتی ( پایگاهی= نسلی  ) عملشان را – سپس به سوی پروردگارشان است مراجعتشان – پس خبر می دهد ایشان را به آنچه  که بودند عمل می کردند.
وَأَقْسَمُواْ بِاللّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَئِن جَاءتْهُمْ آيَةٌ لَّيُؤْمِنُنَّ بِهَا قُلْ إِنَّمَا الآيَاتُ عِندَ اللّهِ وَمَا يُشْعِرُكُمْ أَنَّهَا إِذَا جَاءتْ لاَ يُؤْمِنُونَ ﴿109﴾
109) و قسم یاد کردنند به خداوند بتوان اختیارهایشان -البته چنانچه آمد ایشان را آیه ای البته ایمان می آورند حتما به او ( به آیه آمده ) – بگو قطعا آیات نزد خداوند است و چه شعور می دهد شما را – همانا او ( آیه ) آنگاه که آمد ایمان نمی آورند.
وَنُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَأَبْصَارَهُمْ كَمَا لَمْ يُؤْمِنُواْ بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَنَذَرُهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ ﴿110﴾
110) و منقلب می کنیم ترجیح دهنده  (عقل)هایشان را  و بینشهایشان را همچنان که ایمان نیاوردند به او (به آیات ) اول بار – و می گذاریم  ایشان را در طغیانشان سرگردان می شوند .
وَلَوْ أَنَّنَا نَزَّلْنَا إِلَيْهِمُ الْمَلآئِكَةَ وَكَلَّمَهُمُ الْمَوْتَى وَحَشَرْنَا عَلَيْهِمْ كُلَّ شَيْءٍ قُبُلاً مَّا كَانُواْ لِيُؤْمِنُواْ إِلاَّ أَن يَشَاء اللّهُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ يَجْهَلُونَ ﴿111﴾
111) و اگر همانا ما نازل می کردیم به سوی ایشان فرشتگان را و سخن می گفت ایشان را مردگان – و گرد می آوردیم بر - ایشان همه چیز را روبرو – نبودند ( عاقل ) تا ایمان آورند مگر اینکه بخواهد خداوند – ولیکن اکثرشان جهالت می کنند.
وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نِبِيٍّ عَدُوًّا شَيَاطِينَ الإِنسِ وَالْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا وَلَوْ شَاء رَبُّكَ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ ﴿112
112) و بدینسان قرار دادیم برای هر پیامبری دشمنی شیطانهای انس و جن را – وحی می کند بعضی از ایشان به سوی بعضی مزخرف ( آراسته ) سخنی  را به فریب دادن – و اگر می خواست پروردگارت نمی کردند او را ( فریب دادن را ) پس بگذار  ایشان را  و آنچه که می بافند .
وَلِتَصْغَى إِلَيْهِ أَفْئِدَةُ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ وَلِيَرْضَوْهُ وَلِيَقْتَرِفُواْ مَا هُم مُّقْتَرِفُونَ ﴿113﴾
113) و تا میل کند به سوی او ( فریب ) ترجیح دهنده های آنان که ایمان نمی آورند به آخرت و تا راضی شوند اورا ( فریب را ) و تا کسب کنند آنچه را که ایشانند کسب کنندگان .
أَفَغَيْرَ اللّهِ أَبْتَغِي حَكَمًا وَهُوَ الَّذِي أَنَزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتَابَ مُفَصَّلاً وَالَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْلَمُونَ أَنَّهُ مُنَزَّلٌ مِّن رَّبِّكَ بِالْحَقِّ فَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ ﴿114﴾
114) آیا پس غیر از خداوند را بجوئیم حکم کننده ای – و اوست آن که نازل کرد به سوی شما کتاب را مفصل و آنان که دادیم ایشان را کتاب علم دارند – همانا او ( قرآن ) نازل کرده شده است از پروردگارت به حق -  پس نباش حتما از شک کرده شدگان.
وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلاً لاَّ مُبَدِّلِ لِكَلِمَاتِهِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ﴿115﴾
115) و تمام شد کلمه (اصول راهنمای حق )  پروردگارت – به صدق و عدالت – نیست تبدیل کننده بر کلماتش – و او شنوای علیم است .
وَإِن تُطِعْ أَكْثَرَ مَن فِي الأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَن سَبِيلِ اللّهِ إِن يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلاَّ يَخْرُصُونَ ﴿116﴾
116) و چنانچه اطاعت کنی اکثر کسانی را که در زمین( مطلق العنانند ) – گمراه کنند تو را از جهت ( حاکمیت ولایت جمهورمردم بجانشینی از حاکمیت ولایت مطلقه ) خداوند – پیروی نمی کنند ( ایشان ) مگر ظن را – و نیستند ایشان ( پیرو اصول راهنمای حق ) مگر تخمین می زنند .
إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ مَن يَضِلُّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ ﴿117﴾
117) همانا پروردگار تو است عالم تر به کسی که گم می شود از جهت (حاکمیت ولایت جمهورمردم بجانشینی از حاکمیت ولایت مطلقه ) او – و او عالم تر است به هدایت یافتگان ( به راه تکامل ).
فَكُلُواْ مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللّهِ عَلَيْهِ إِن كُنتُمْ بِآيَاتِهِ مُؤْمِنِينَ ﴿118﴾
118) پس بخورید از آنچه که یاد کرده شد نام خداوند بر او ( در ذبح شدن ) چنانچه بودید به آیات ( به اصول راهنمای حق ) او ( خداوند ) ایمان آورندگان.
وَمَا لَكُمْ أَلاَّ تَأْكُلُواْ مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللّهِ عَلَيْهِ وَقَدْ فَصَّلَ لَكُم مَّا حَرَّمَ عَلَيْكُمْ إِلاَّ مَا اضْطُرِرْتُمْ إِلَيْهِ وَإِنَّ كَثِيرًا لَّيُضِلُّونَ بِأَهْوَائِهِم بِغَيْرِ عِلْمٍ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُعْتَدِينَ ﴿119﴾
119) و چیست برای شما اینکه نمی خورید از آنچه که یاد کرده شد نام خدوند بر او ( در ذبح شدن ) و به درستی که تفصیل داد برای شما ( خداوند ) آنچه را که حرام کرد بر شما – مگر آنچه که  مضطر ( ناچار ) شدید به او ( به خوردن ذبح نشده ای به نام خداوند – در سفرها یا در جنگ ها و در قحطیها و غیره ...) و همانا بسیاری البته گمراه می کنند ( مردم را) به هوسهایشان بدون علمی – همانا پروردگارت -  او عالم تر است  به تجاوز کنندگان (از قانون حق ).
وَذَرُواْ ظَاهِرَ الإِثْمِ وَبَاطِنَهُ إِنَّ الَّذِينَ يَكْسِبُونَ الإِثْمَ سَيُجْزَوْنَ بِمَا كَانُواْ يَقْتَرِفُونَ ﴿120﴾
120) وبگذارید  ظاهر گناه را و باطنش را – همانا آنان که کسب می کنند گناه را به زودی جزا داده می شوند بسبب  آنچه که  بودند مرتکب می شدند.
وَلاَ تَأْكُلُواْ مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللّهِ عَلَيْهِ وَإِنَّهُ لَفِسْقٌ وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَآئِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ ﴿121﴾
121) و نخورید از آنچه که  یاد کرده نشد اسم خداوند بر او ( در ذبح شدن ) و همانا او (خوردن آنچه که  به نام خدا ذبح نشده ) البته تمردی است – و همانا شیاطین ( منحرفان از حق ) البته وحی ( القاء ) می کنند به سوی یاورانشان تا مجادله کنند شما را – و چنانچه اطاعت کردید ایشان را همانا شما البته مشرکانید ( اصول راهنمای اندیشه و بیان و عمل شما ثنویت است ).
أَوَ مَن كَانَ مَيْتًا فَأَحْيَيْنَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَن مَّثَلُهُ فِي الظُّلُمَاتِ لَيْسَ بِخَارِجٍ مِّنْهَا كَذَلِكَ زُيِّنَ لِلْكَافِرِينَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ﴿122﴾
122) آیا و کسی که بود مرده ( به نداشتن اصول راهنمای حق ) پس زنده کردیم ( به دادن اصول راهنمای حق ) او را و قرار دادیم برای او نوری ( اصول راهنمائی حقی که ) راه می رود به او ( به سبب نور شناخت حق و باطل و نفاق ) در مردم مانند کسی است که در ظلمات ( تاریکیها )  است که نیست به خارج از او ( از تاریکی راهی ) – بدینسان زینت داده شد برای کافران ( انکار کنندگان حق ) آنچه که  بودند عمل می کردند .
وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا فِي كُلِّ قَرْيَةٍ أَكَابِرَ مُجَرِمِيهَا لِيَمْكُرُواْ فِيهَا وَمَا يَمْكُرُونَ إِلاَّ بِأَنفُسِهِمْ وَمَا يَشْعُرُونَ ﴿123﴾
123) و بدینسان قرار دادیم در هر قریه ای ( آبادی ) بزرگان را مجرمین او ( آبادی ) تا حیله  کنند در او ( در آبادی )  و حیله نمی کنند مگر به خودهایشان و شعور ندارند .
وَإِذَا جَاءتْهُمْ آيَةٌ قَالُواْ لَن نُّؤْمِنَ حَتَّى نُؤْتَى مِثْلَ مَا أُوتِيَ رُسُلُ اللّهِ اللّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسَالَتَهُ سَيُصِيبُ الَّذِينَ أَجْرَمُواْ صَغَارٌ عِندَ اللّهِ وَعَذَابٌ شَدِيدٌ بِمَا كَانُواْ يَمْكُرُونَ ﴿124﴾
124) و آنگاه که آمد ایشان را آیه ای ( علامتی ) گفتند هرگز ایمان نمی آوریم حتی داده شویم مانند آنچه را که داده شد برسولان خداوند ( از قبل ) خداوند عالم تر است هرسمتی که قرار می دهد رسالتش را -  به زودی اصابت می کند – آنان را که جرم کردند کوچکی ( پستی ) نزد خداوند و عذابی سخت – به آنچه  که بودند حیله می کردند .
فَمَن يُرِدِ اللّهُ أَن يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلإِسْلاَمِ وَمَن يُرِدْ أَن يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقًا حَرَجًا كَأَنَّمَا يَصَّعَّدُ فِي السَّمَاء كَذَلِكَ يَجْعَلُ اللّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ ﴿125﴾
125) پس هرکس را اراده کند خداوند اینکه هدایت کند او را – می گشاید سینه  ( ذهن)او را برای اسلام – و هرکس را اراده کند اینکه گمراه کند او را ( خداوند ) قرار دهد سینه او را تنگ وگزندی – گویا اینکه صعود می کند در آسمان(به تنگی و گزندی  نفس می افتد بدلیل نبودن اکسیژن ) – بدینسان قرار می دهد خداوند پلیدی را بر آنان که ایمان نمی آورند ( به حق ) .
وَهَذَا صِرَاطُ رَبِّكَ مُسْتَقِيمًا قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَذَّكَّرُونَ ﴿126﴾
126) و این است مسیر  پروردگارت که مستقیم است – به درستی که تفصیل دادیم آیات را برای قومی که متذکر (به اصول راهنمای حق ) می شوند.
لَهُمْ دَارُ السَّلاَمِ عِندَ رَبِّهِمْ وَهُوَ وَلِيُّهُمْ بِمَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ﴿127﴾
127) برای ایشان خانه سلامتی ( صلح ) است نزد پروردگارشان و او یاور ایشان است بسبب آنچه  که بودند عمل می کردند.
وَيَوْمَ يِحْشُرُهُمْ جَمِيعًا يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُم مِّنَ الإِنسِ وَقَالَ أَوْلِيَآؤُهُم مِّنَ الإِنسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنَا بِبَعْضٍ وَبَلَغْنَا أَجَلَنَا الَّذِيَ أَجَّلْتَ لَنَا قَالَ النَّارُ مَثْوَاكُمْ خَالِدِينَ فِيهَا إِلاَّ مَا شَاء اللّهُ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَليمٌ ﴿128﴾
128) و دورانی که محشور میکند ( خداوند ) ایشان را همگی ( می گوید خداوند)– ای مجموعه جن به درستی که بسیار کردید ( خطا ) از انسانها -  و گفتند یاورانشان از انسانها – پروردگار ما - بهره مند کن بعضی از ما را به بعضی و رسیدیم به سرانجاممان آن که سرانجام کردی برای ما - گفت ( خداوند ) آتش اقامتگاه  شماست جاویدان در او - مگر آنچه را که خواست خداوند – همانا پروردگار تو – حکیم عالم است.
وَكَذَلِكَ نُوَلِّي بَعْضَ الظَّالِمِينَ بَعْضًا بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ ﴿129﴾
129) و بدینسان یاوری ( دوستی ) می دهیم بعضی از ظالمان را ( سلطه گران را ) به بعضی – بسبب آنچه  که بودند کسب می کردند.
يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالإِنسِ أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِّنكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِي وَيُنذِرُونَكُمْ لِقَاء يَوْمِكُمْ هَذَا قَالُواْ شَهِدْنَا عَلَى أَنفُسِنَا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَشَهِدُواْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كَانُواْ كَافِرِينَ ﴿130﴾
130) ای مجموعه جن و انس آیا نیامد شما را رسولانی از شما ( برای هدایت ) که حکایت کنند بر شما آیات مرا و اخطار دهند شما را ملاقات دورانتان این ( لحظه را ) – گفتند شاهد بودیم بر خودمان( آمدن رسولان را ) فریب داد ایشان را زندگانی دنیا و شهادت دادند بر خودشان همانا ایشان بودند کافران ( انکار کننده اصول راهنمای حق ).
ذَلِكَ أَن لَّمْ يَكُن رَّبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرَى بِظُلْمٍ وَأَهْلُهَا غَافِلُونَ ﴿131﴾
131) آن است ( بدلیل ) اینکه نبود پروردگارت هلاک کننده قریه ها ( آبادی ها ) به ظلمی و اهلش غافلانند.
وَلِكُلٍّ دَرَجَاتٌ مِّمَّا عَمِلُواْ وَمَا رَبُّكَ بِغَافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ ﴿132﴾
132) و برای هر ( جمعی ) درجاتی است از آنچه عمل کردند – و نیست پروردگار تو غافل از آنچه که  عمل می کنند.
وَرَبُّكَ الْغَنِيُّ ذُو الرَّحْمَةِ إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَيَسْتَخْلِفْ مِن بَعْدِكُم مَّا يَشَاء كَمَآ أَنشَأَكُم مِّن ذُرِّيَّةِ قَوْمٍ آخَرِينَ ﴿133﴾
133) و پروردگار تو غنی و دارای بخشایش است چنانچه بخواهد ببرد شما را و جانشین کند از بعد شما آنچه را که می خواهد همچنان که پدید آورد شما را از نسل قومی دیگر.
إِنَّ مَا تُوعَدُونَ لآتٍ وَمَا أَنتُم بِمُعْجِزِينَ ﴿134﴾
134) همانا آنچه را که  وعده داده می شوید البته آینده است و نیستید شما عاجز کنندگان (خداوند را ) .
قَلْ يَا قَوْمِ اعْمَلُواْ عَلَى مَكَانَتِكُمْ إِنِّي عَامِلٌ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَن تَكُونُ لَهُ عَاقِبَةُ الدِّارِ إِنَّهُ لاَ يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ ﴿135﴾
135) بگو ای قوم من عمل کنید بر امکاناتتان همانا من ( پیامبر ) عمل کننده ام – پس بزودی علم می یابید کیست که می شود برای او عاقبت سرا ی ( بهشت  آزادی و استقلال و ...) همانا او ( خداوند ) رستگار نمی کند ظالمان را ( سلطه گران را ).
وَجَعَلُواْ لِلّهِ مِمِّا ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَالأَنْعَامِ نَصِيبًا فَقَالُواْ هَذَا لِلّهِ بِزَعْمِهِمْ وَهَذَا لِشُرَكَآئِنَا فَمَا كَانَ لِشُرَكَآئِهِمْ فَلاَ يَصِلُ إِلَى اللّهِ وَمَا كَانَ لِلّهِ فَهُوَ يَصِلُ إِلَى شُرَكَآئِهِمْ سَاء مَا يَحْكُمُونَ ﴿136﴾
136) و قرار دادند برای خداوند از آنچه  که متناسل کرد ازمحاصل و انعام ( نعمتهای حیوانی و ...) سهمی- پس گفتند این برای خداوند  است به فرض شان و این برای شریکان ما است  – پس آنچه را که  بود برای شریکانشان پس نمی رسد به خداوند – و آنچه  که بود برای خداوند پس او می رسد به شریکانشان –بد است آنچه را که حکم می کنند.
وَكَذَلِكَ زَيَّنَ لِكَثِيرٍ مِّنَ الْمُشْرِكِينَ قَتْلَ أَوْلاَدِهِمْ شُرَكَآؤُهُمْ لِيُرْدُوهُمْ وَلِيَلْبِسُواْ عَلَيْهِمْ دِينَهُمْ وَلَوْ شَاء اللّهُ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ ﴿137﴾
137)و بدینسان زینت داد برای بسیاری از مشرکین ( کسانی که اصل راهنمای اندیشه و بیان و عملشان ثنویت تک محوری است ) کشتن اولادشان را شریکانشان ( کسانی که در نزد مشرکین دارای مقام حاکمیت و ولایت مطلقه فعالند و مشرکین خودشان را در مقابل آنها پوچ – یعنی مطلق منفعل تصور می کردند – و کشتن انسان در مقابل مقام مطلقه امر بدیهی بود ولی خداوند راضی نشد که انسان حتی در مقابل مقام  مطلقه حقیقی یعنی خداوند – کشته شود و این خرافات را خداوند با بدل فرستادن گوسفند به جای اسماعیل به دست ابراهیم (ع) پایان داد اما هنوز هم انسانها در مقابل مقام های مطلقه قربانی می شوند ) تا براندازند ایشان را ( از انسانیت و خلیفه الهی ) و تا  ملبس کنند بر- ایشان دینشان را ( قانون  شرکشان را تا زیر سلطه روند ) و اگرمی خواست خداوند نمی کردند او را ( کشته شدن انسان در مقابل مقام مطلقه را ) پس بگذار  ( ای رسول ) ایشان را ( وظیفه تو ابلاغ است نه اجبار ) و آنچه که می بافند ( از خرافات ).
وَقَالُواْ هَذِهِ أَنْعَامٌ وَحَرْثٌ حِجْرٌ لاَّ يَطْعَمُهَا إِلاَّ مَن نّشَاء بِزَعْمِهِمْ وَأَنْعَامٌ حُرِّمَتْ ظُهُورُهَا وَأَنْعَامٌ لاَّ يَذْكُرُونَ اسْمَ اللّهِ عَلَيْهَا افْتِرَاء عَلَيْهِ سَيَجْزِيهِم بِمَا كَانُواْ يَفْتَرُونَ ﴿138﴾
138) و گفتند این انعام ( شتر – گاو – گوسفند – بز ) ومحاصل  ممنوع است – نمی خورد او را ( انعام و کشت را ) مگر کسی که می خواهیم ( ما ) به فرض شان (مراجع مستبد  برای مردم حلال را حرام می کنند  اما خودشان و مقام داران استثناء می شوند ).و انعامی که ( از شتر و گاو و گوسفند و بز و ... ) حرام کرده شد پشتهایشان و انعامی که یاد نمی کنند اسم خداوند را ( در ذبح کردن ) بر او – بافتنی ( از خرافات ) بر او ( بر خداوند – که اینها احکام الهی است ) به زودی جزا می دهد ایشان را بسبب آنچه که بودند می بافتند ( از احکام خرافی به نام خداوند ) .
وَقَالُواْ مَا فِي بُطُونِ هَذِهِ الأَنْعَامِ خَالِصَةٌ لِّذُكُورِنَا وَمُحَرَّمٌ عَلَى أَزْوَاجِنَا وَإِن يَكُن مَّيْتَةً فَهُمْ فِيهِ شُرَكَاء سَيَجْزِيهِمْ وَصْفَهُمْ إِنَّهُ حِكِيمٌ عَلِيمٌ (139﴾
139) و گفتند آنچه که  در شکم این انعام ( شتر و گاو و گوسفند و بز و ...) است خالص برای مردان ماست و حرام است بر لنگه های ما ( بر زنان ما ) و چنانچه باشد مرده (در شکم ) پس ایشان ( زنان و مردان همه ) در او شریکند – به زودی جزا می دهد ایشان را به توصیف کردنشان ( به حلال و حرام ) همانا او ( خداوند ) حکیم عالم است.
قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ قَتَلُواْ أَوْلاَدَهُمْ سَفَهًا بِغَيْرِ عِلْمٍ وَحَرَّمُواْ مَا رَزَقَهُمُ اللّهُ افْتِرَاء عَلَى اللّهِ قَدْ ضَلُّواْ وَمَا كَانُواْ مُهْتَدِينَ ﴿140﴾
140) به درستی که باختند آنان که کشتند اولادشان را به سفاهت ( در خدمت به مقامات مطلقه  ) بدون علمی و حرام کردند آنچه را که رزق داد ایشان را خداوند -  بافتنی ( از خرافات ) بر خداوند به درستی که گمراه شدند و نبودند هدایت یافتگان (به راه آزادی و استقلال و پایداری در حقوق ...) .
وَهُوَ الَّذِي أَنشَأَ جَنَّاتٍ مَّعْرُوشَاتٍ وَغَيْرَ مَعْرُوشَاتٍ وَالنَّخْلَ وَالزَّرْعَ مُخْتَلِفًا أُكُلُهُ وَالزَّيْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُتَشَابِهًا وَغَيْرَ مُتَشَابِهٍ كُلُواْ مِن ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَآتُواْ حَقَّهُ يَوْمَ حَصَادِهِ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ ﴿141﴾
141) و اوست آن که پدید آورد بوستانهای بالا رونده ( مثل درخت ) و غیر بالا رونده (مثل بوته ) و خرما و زراعت که مختلف است خوردنیش و زیتون و انار شبیه به هم و غیر شبیه به هم  را – بخورید از نتیجه اش و بدهید حق او را ( زکات یعنی مالیاتش را ) بدوران درویدنش – و زیاده روی نکنید ( در خوردن حلالها ) همانا او(خداوند ) دوست  نمی دارد اسراف کنندگان را.
وَمِنَ الأَنْعَامِ حَمُولَةً وَفَرْشًا كُلُواْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللّهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ ﴿142﴾
142) و از انعام ( شتر و گاو و گوسفند و بز و ...) حمل کننده وبستری است – بخورید از آنچه که رزق داد شما را خداوند – و پیروی نکنید گامهای شیطان ( منحرف از حق ) را – همانا او( شیطان ) برای شما دشمنی شفاف است .
ثَمَانِيَةَ أَزْوَاجٍ مِّنَ الضَّأْنِ اثْنَيْنِ وَمِنَ الْمَعْزِ اثْنَيْنِ قُلْ آلذَّكَرَيْنِ حَرَّمَ أَمِ الأُنثَيَيْنِ أَمَّا اشْتَمَلَتْ عَلَيْهِ أَرْحَامُ الأُنثَيَيْنِ نَبِّؤُونِي بِعِلْمٍ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ   (143﴾
143) هشت لنگه  – از گوسفند دو( راس) و از بز دو( راس) بگو آیا دو نر را حرام کرد یا دو ماده را – یا آنچه  که شامل شد بر او رحمهای دو ماده – خبر دهید مرا به علمی چنانچه بودید راستگویان.
وَمِنَ الإِبْلِ اثْنَيْنِ وَمِنَ الْبَقَرِ اثْنَيْنِ قُلْ آلذَّكَرَيْنِ حَرَّمَ أَمِ الأُنثَيَيْنِ أَمَّا اشْتَمَلَتْ عَلَيْهِ أَرْحَامُ الأُنثَيَيْنِ أَمْ كُنتُمْ شُهَدَاء إِذْ وَصَّاكُمُ اللّهُ بِهَذَا فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِبًا لِيُضِلَّ النَّاسَ بِغَيْرِ عِلْمٍ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ﴿144﴾
144) و از شتر دو( راس) و از گاو دو(راس) – بگو آیا دو نر را حرام کرد یا دو ماده را یا آنچه که  شامل شد بر او رحمهای دو ماده – یا بودید شاهدان آنگاه که وصیت کرد خداوند به این ( دستورات ) پس کیست ظالمتر(سلطه گرتر ) از کسی که بافت ( خرافات را ) بر خداوند بدروغ - تا گمراه کند مردم را بدون علمی همانا خداوند هدایت نمی کند قوم ظالمان  را ( سلطه گران را ).
قُل لاَّ أَجِدُ فِي مَا أُوْحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّمًا عَلَى طَاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلاَّ أَن يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَمًا مَّسْفُوحًا أَوْ لَحْمَ خِنزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقًا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿145﴾
145) بگو نمی یابیم در آنچه که  وحی کرده شد به سوی من حرام شده ای را بر خورنده ای – که می خورد او را ( از انعام و کشت ها را ) مگر اینکه باشد مرده – یا خونی ریخته شده – یا گوشت خوک - پس همانا او ( حرام شده ها ) پلیدی است یا تمردی که آغاز کرده شد برای غیر خداوند به او ( به ذبح شدن ) پس کسی که مضطر ( ناچار ) شد بدون جویای ( انحراف ) و نه تجاوز کننده ای ( از امر خداوند  اگر خورد ) پس همانا پروردگار تو آمرزنده بخشایشگر است.
وَعَلَى الَّذِينَ هَادُواْ حَرَّمْنَا كُلَّ ذِي ظُفُرٍ وَمِنَ الْبَقَرِ وَالْغَنَمِ حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ شُحُومَهُمَا إِلاَّ مَا حَمَلَتْ ظُهُورُهُمَا أَوِ الْحَوَايَا أَوْ مَا اخْتَلَطَ بِعَظْمٍ ذَلِكَ جَزَيْنَاهُم بِبَغْيِهِمْ وِإِنَّا لَصَادِقُونَ ﴿146﴾
146) و بر آنان که یهودی شدند حرام کردیم هر ( حیوان ) دارای ناخنی را – و از گاو و گوسفند حرام کردیم بر-ایشان چربیهایشان را – مگر آنچه  را که حمل کرد پشتهایشان یا روده ها - یا آنچه که مخلوط شد به استخوان – آن است که جزا دادیم به جویای ( انحراف ) شان و همانا ما راستگویانیم .
فَإِن كَذَّبُوكَ فَقُل رَّبُّكُمْ ذُو رَحْمَةٍ وَاسِعَةٍ وَلاَ يُرَدُّ بَأْسُهُ عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِينَ ﴿147﴾
147) پس چنانچه تکذیب کردند تو را – پس بگو پروردگارتان دارای بخشش وسیع است و رد کرده نمی شود آسیبش از قوم مجرمین ( قانون شکنان ).
سَيَقُولُ الَّذِينَ أَشْرَكُواْ لَوْ شَاء اللّهُ مَا أَشْرَكْنَا وَلاَ آبَاؤُنَا وَلاَ حَرَّمْنَا مِن شَيْءٍ كَذَلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِم حَتَّى ذَاقُواْ بَأْسَنَا قُلْ هَلْ عِندَكُم مِّنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنَا إِن تَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَإِنْ أَنتُمْ إَلاَّ تَخْرُصُونَ ﴿148﴾
148) به زودی می گویند آنان که شرک ورزیدند ( ثنویت  وتضاد را  راهنمای اندیشه و عمل کردند ) اگر می خواست خداوند شرک نمی ورزیدیم و نه اجداد ما – و حرام نمی کردیم از چیزی را – بدینسان تکذیب کردند آنان که از قبل ایشانند -  تا چشیدند آسیب ما را – بگو آیا نزد شماست از علمی – پس بیرون آورید او را برای ما – پیروی نمی کنید مگر ظن را و نیستید شما ( دارنده علمی ) مگر تخمین می زنید .
قُلْ فَلِلّهِ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ فَلَوْ شَاء لَهَدَاكُمْ أَجْمَعِينَ ﴿149﴾
149) بگو پس برای خداوند است حجت بالغه ( دلیل رساننده) پس اگر می  خواست البته هدایت می کرد شما را  همگی(  جبرا اما خدا اختیار داده است ).
قُلْ هَلُمَّ شُهَدَاءكُمُ الَّذِينَ يَشْهَدُونَ أَنَّ اللّهَ حَرَّمَ هَذَا فَإِن شَهِدُواْ فَلاَ تَشْهَدْ مَعَهُمْ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاء الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا وَالَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ وَهُم بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ ﴿150﴾
150) بگو بیاورید شاهدانتان را آنان که شهادت می دهند- همانا خداوند حرام کرد این را ( که در آیات قبل شرح شد ) پس چنانچه شهادت دادند پس شهادت نده با ایشان – و پیروی نکن هوسهای ایشان را – آنان که تکذیب کردند آیات ما را و آنان که ایمان نمی آورند به آخرت و ایشان به پروردگارشان معادل می کنند (  به مطلق کردن –مقامات  دینی- سیاسی – اجتماعی – فرهنگی و اقتصادی و غیره را ) .
قُلْ تَعَالَوْاْ أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلاَدَكُم مِّنْ إمْلاَقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ﴿151﴾
151) بگو بیائید تلاوت کنم آنچه را که حرام کرد پروردگارتان بر شما اینکه شریک قرار ندهید به او ( به خداوند ) چیزی را- و به والدین نیکی کردن است – و نکشید اولادتان را از تملق ( چاپلوسی برای مال و مقام ) ما  رزق می دهیم شما را و ایشان را – و نزدیک نشوید به فواحش آنچه که ظاهر شد از او و آنچه  که باطن شد – و نکشید نفسی را آن که حرام کرد خداوند مگر به حق ( یعنی قاتل باشد ) آن ( دستورات به ) شما است وصیت کرد شما را به او ( به دستورات ) شاید شما تعقل کنید.
وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ﴿152
152) و نزدیک نشوید مال یتیم را مگر به آن که اوست نیکوتر – تا برسد به استواریش ( در جسم و عقل ) و وفا کنید در کیلو ومیزان  به قسط ( عمل به حقوق و تکالیف ) تکلیف نمی کنیم نفسی را مگر به وسعش ( به حقش ) و آنگاه که گفتید (سخنی را ) پس عدالت کنید – و اگر بود دارنده قرابتی ( با شما ) – و به عهد خداوند وفا کنید آن ( دستورات به ) شماست – وصیت کرد شما را به او ( به دستورات ) شاید شما یادآوری کنید ( اصول راهنمای حق را در اندیشه و بیان و عمل ) .
وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ﴿153﴾
153) و همانا این است مسیر  من که مستقیم است پس پیروی کنید او را ( راه مرا ) و پیروی نکنید جهت ها را

     (بدون شناخت ) پس متفرق می کند     شما را از جهت  (حاکمیت ولایت جمهورمردم بجانشینی از حاکمیت

     ولایت مطلقه) او  – آن ( دستورات به ) شماست وصیت کرد شما را به او ( به مردم سالاری  ) شاید شما متقی شوید

    ( حفظ کنید اصول راهنمای حق را در اندیشه و عمل ) .

ثُمَّ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ تَمَامًا عَلَى الَّذِيَ أَحْسَنَ وَتَفْصِيلاً لِّكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً لَّعَلَّهُم بِلِقَاء رَبِّهِمْ يُؤْمِنُونَ ﴿154﴾
154) سپس دادیم موسی را کتاب به تمامی – بر آن که نیکوئی کرد  - و تفصیلی برای همه چیز و هدایتی و بخشایشی ( به مردم ) شاید ایشان به ملاقات پروردگارشان ایمان آورند.
وَهَذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ وَاتَّقُواْ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ﴿155﴾
155) و این است – کتابی که نازل کردیم او را (قرآن را ) مبارک است – پس پیروی کنید او را و تقوا داشته باشید – شاید شما بخشش کرده شوید .
أَن تَقُولُواْ إِنَّمَا أُنزِلَ الْكِتَابُ عَلَى طَآئِفَتَيْنِ مِن قَبْلِنَا وَإِن كُنَّا عَن دِرَاسَتِهِمْ لَغَافِلِينَ ﴿156﴾
156) این که ( مبادا ) بگوئید – قطعا نازل کرده شد کتاب بر دو طائفه (یهودی و نصاری ) از قبل ما – و چنانچه بودیم ( ما ) از تدریس کردنشان البته غفلت کنندگان .
أَوْ تَقُولُواْ لَوْ أَنَّا أُنزِلَ عَلَيْنَا الْكِتَابُ لَكُنَّا أَهْدَى مِنْهُمْ فَقَدْ جَاءكُم بَيِّنَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن كَذَّبَ بِآيَاتِ اللّهِ وَصَدَفَ عَنْهَا سَنَجْزِي الَّذِينَ يَصْدِفُونَ عَنْ آيَاتِنَا سُوءَ الْعَذَابِ بِمَا كَانُواْ يَصْدِفُونَ ﴿157﴾
157) یا بگوئید اگر همانا بما - نازل  کرده می شد  بر ما کتاب  - البته بودیم هدایت یافته تر از ایشان ( از یهود و نصاری ) پس به درستی که آمد شما را بیان کننده ای (قرآن ) از پروردگارتان و هدایتی و بخششی – پس کیست ظالمتر از کسی که تکذیب کرد به آیات خداوند و مانع شد از او –به زودی جزا می دهیم آنان را که مانع شد ند از آیات ما – بد عذابی – بسبب  آنچه که  بودند مانع می شد ند  .
هَلْ يَنظُرُونَ إِلاَّ أَن تَأْتِيهُمُ الْمَلآئِكَةُ أَوْ يَأْتِيَ رَبُّكَ أَوْ يَأْتِيَ بَعْضُ آيَاتِ رَبِّكَ يَوْمَ يَأْتِي بَعْضُ آيَاتِ رَبِّكَ لاَ يَنفَعُ نَفْسًا إِيمَانُهَا لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِن قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمَانِهَا خَيْرًا قُلِ انتَظِرُواْ إِنَّا مُنتَظِرُونَ ﴿158﴾
158) آیا انتظار می کشند مگر این که بیاید ایشان را فرشتگان یا بیاید ( امر ) پروردگار تو – یا بیاید بعضی آیات پروردگارت – دورانی که می آید بعضی آیات پروردگارت (ظهور مهدی و عیسی ) نفع نمی دهد شخصی را ایمان آوردنش که نبودایمان آورده از قبل-  یا کسب کرده در ایمانش خیری را – بگو منتظر باشید همانا ما منتظرانیم.
إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُواْ دِينَهُمْ وَكَانُواْ شِيَعًا لَّسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلَى اللّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواْ يَفْعَلُونَ ﴿159﴾
159) همانا آنان که تجزیه کردند  دینشان (قانون حق شان )  را – و بودند شیعیانی ( خرافی ) نیستی از ایشان ( مسئول ) در چیزی – قطعا که امرشان با خداوند است سپس خبر می دهد ایشان را به آنچه که بودند می کردند .
مَن جَاء بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا وَمَن جَاء بِالسَّيِّئَةِ فَلاَ يُجْزَى إِلاَّ مِثْلَهَا وَهُمْ لاَ يُظْلَمُونَ ﴿160﴾
160) کسی که آورد نیکی را پس برای اوست ده مانندش ( ده برابرش ) و کسی که آورد بدی را پس جزا داده نمی شود مگر مثلش – و ایشان ظلم کرده نمی شوند.
قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ دِينًا قِيَمًا مِّلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ﴿161﴾
161) بگو همانا منم – که هدایت کرد مرا – پروردگارم به سوی مسیر  مستقیم (کمال  جوئی ) –  دین (قانون حق ) پایداری که ملت (مذهب)ابراهیم است که صحیح است – و نبود از مشرکان .
قُلْ إِنَّ صَلاَتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿162﴾
162)بگو همانا  نمازم و آدابم – و زندگیم – و مردنم برای خداوند است – که پروردگار جهانیان است.
لاَ شَرِيكَ لَهُ وَبِذَلِكَ أُمِرْتُ وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ ﴿34﴾
163) نیست شریکی برای او ( تنها وجود مطلق فعال خداوند است ) و به سبب آن امر کرده شدم و منم  اول اسلام آورندگان .
قُلْ أَغَيْرَ اللّهِ أَبْغِي رَبًّا وَهُوَ رَبُّ كُلِّ شَيْءٍ وَلاَ تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ إِلاَّ عَلَيْهَا وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى ثُمَّ إِلَى رَبِّكُم مَّرْجِعُكُمْ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ ﴿164﴾
164) بگو آیا غیر خداوند را بجویم پروردگار - و اوکه پروردگار همه چیز است – و کسب نمی کند هر شخصی مگر بر او ( برای خود ) است – بار نمی برد باربرنده ای – بار دیگری را – سپس به سوی پروردگارتان مراجعت شماست – پس خبر می دهد شما را به آنچه  که بودید در او ( در حق و باطل و نفاق ) اختلاف می کردید.
وَهُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلاَئِفَ الأَرْضِ وَرَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِّيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ إِنَّ رَبَّكَ سَرِيعُ الْعِقَابِ وَإِنَّهُ لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿165﴾
165) و اوست آن که قرار داد شما را جانشین های (خداوند) در زمین - بلند کرد بعضیتان را بالای بعضی به درجاتی – تا بیازماید شما را در آنچه که داد شما را –همانا پروردگارت سریع عقوبت کننده است – و همانا او البته آمرزنده بخشایشگر است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر