۱۳۹۰ مرداد ۲۶, چهارشنبه

از سوره یــس (36 ) تا الزمر (39)


                                                                           سوره یــس (36 )                                                                    
بخش یــس
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
بنام خداوند بخشاینده بخشایشگر
    
       يس ﴿1﴾
1)     معنی حرو ف مقطعه در آخر  آمده است
وَالْقُرْآنِ الْحَكِيمِ ﴿2﴾
2)     قسم به قرآن حکیم (داوری کننده)
إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ ﴿3﴾
3)     همانا تو البته از رسولانی
عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿4﴾
4)     بر  مسیر مستقیم (کمال جوئی)
تَنزِيلَ الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ ﴿5﴾
5)     نازل کردن (خداوند) شرافتمند بخشایشگر است
       لِتُنذِرَ قَوْمًا مَّا أُنذِرَ آبَاؤُهُمْ فَهُمْ غَافِلُونَ ﴿6﴾
6)     تا اخطار کنی قومی را که اخطار کرده نشد اجدادشان  -پس ایشان غافلانند
لَقَدْ حَقَّ الْقَوْلُ عَلَى أَكْثَرِهِمْ فَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿7﴾
7)     البته بدرستیکه محقق شد گفتار بر اکثرشان – پس ایشان ایمان نمی آورند
إِنَّا جَعَلْنَا فِي أَعْنَاقِهِمْ أَغْلاَلاً فَهِيَ إِلَى الأَذْقَانِ فَهُم مُّقْمَحُونَ ﴿8﴾
8)     همانا ما قرار دادیم در گلوهایشان بندهائی را پس او بسوی چانه هاست – پس ایشان لگام زده شدگانند
وَجَعَلْنَا مِن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَيْنَاهُمْ فَهُمْ لاَ يُبْصِرُونَ ﴿9﴾
9)     وقراردادیم ازمیان دودستشان (جلویشان)سدی را وازپشتشان سدی را – پس پوشاندیم ایشان را – پس ایشان نمی بینند
وَسَوَاء عَلَيْهِمْ أَأَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ ﴿10﴾
10) و مساوی است بر-ایشان آیا اخطار کردی ایشان را یا اخطار نکردی ایشان را ایمان نمی آورند
إِنَّمَا تُنذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ وَخَشِيَ الرَّحْمَن بِالْغَيْبِ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَةٍ وَأَجْرٍ كَرِيمٍ ﴿11﴾
11) قطعاً اخطار می کنی کسی را که پیروی کرد ذکر را و هراسید بخشاینده را به غیب – پس بشارت بده به آمرزشی و مزدی گرامی
إِنَّا نَحْنُ نُحْيِي الْمَوْتَى وَنَكْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ وَكُلَّ شَيْءٍ أحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ ﴿12﴾
12) همانا ما – مائیم که زنده می کنیم مردگان را و می نویسیم آنچه را که تقدیم کردند و آثارشان را – و هر چیزی را آمار گرفتیم او را در امامتی شفاف
وَاضْرِبْ لَهُم مَّثَلاً أَصْحَابَ الْقَرْيَةِ إِذْ جَاءهَا الْمُرْسَلُونَ ﴿13﴾
13) و بزن برای ایشان مثلی را به اهل قریه – آنگاه که آمد او را رسولان
إِذْ أَرْسَلْنَا إِلَيْهِمُ اثْنَيْنِ فَكَذَّبُوهُمَا فَعَزَّزْنَا بِثَالِثٍ فَقَالُوا إِنَّا إِلَيْكُم مُّرْسَلُونَ ﴿14﴾
14) آنگاه که فرستادیم بسوی ایشان دو تا (رسول)– پس تکذیب کردند آندو را پس شرافت دادیم به سومی – پس گفتند (رسولان ) همانا ما بسوی شما فرستاده شدگانیم
قَالُوا مَا أَنتُمْ إِلاَّ بَشَرٌ مِّثْلُنَا وَمَا أَنزَلَ الرَّحْمن مِن شَيْءٍ إِنْ أَنتُمْ إِلاَّ تَكْذِبُونَ ﴿15﴾
15) گفتند - نیستید شما مگر بشری مثل ما و نازل نکرد بخشاینده از چیزی – نیستید شما مگر دروغگویان
قَالُوا رَبُّنَا يَعْلَمُ إِنَّا إِلَيْكُمْ لَمُرْسَلُونَ ﴿16﴾
16) گفتند پروردگار ما علم دارد – همانا ما بسوی شما البته فرستاده شدگانیم
وَمَا عَلَيْنَا إِلاَّ الْبَلاَغُ الْمُبِينُ ﴿17﴾
17) و نیست بر ما مگر ابلاغ کردن  شفاف
قَالُوا إِنَّا تَطَيَّرْنَا بِكُمْ لَئِن لَّمْ تَنتَهُوا لَنَرْجُمَنَّكُمْ وَلَيَمَسَّنَّكُم مِّنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿18﴾
18) گفتند همانا ما پراندیم(فال گرفتیم ) بشما – البته چنانچه نهایت ندادید ( به دعوتتان ) البته پرتاب می کنیم شما را و البته درک می کند شما را عذابی دردناک
قَالُوا طَائِرُكُمْ مَعَكُمْ أَئِن ذُكِّرْتُم بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ مُّسْرِفُونَ ﴿19﴾
19) و گفتند (رسولان ) همانا پرنده (فال ) شما با شماست آیا چنانچه تذکر داده شدید – بلکه شما قومی اسراف کنندگانید
وَجَاء مِنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ رَجُلٌ يَسْعَى قَالَ يَا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِينَ ﴿20﴾
20) و آمد از دورترین (نقطه ) شهر انسانی که کوشش می کرد- گفت ای قوم من پیروی کنید رسولان را
اتَّبِعُوا مَن لاَّ يَسْأَلُكُمْ أَجْرًا وَهُم مُّهْتَدُونَ ﴿21﴾
21) پیروی کنید کسی را که سئوال نمی کند از شما مزدی را و ایشان هدایت یافته گانند
وَمَا لِي لاَ أَعْبُدُ الَّذِي فَطَرَنِي وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿22﴾
22) و چیست برای من که نمی پرستم – آنکه هویت داد مرا و بسوی او مراجعت کرده می شوید
 أَأَتَّخِذُ مِن دُونِهِ آلِهَةً إِن يُرِدْنِ الرَّحْمَن بِضُرٍّ لاَّ تُغْنِ عَنِّي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا وَلاَ يُنقِذُونِ ﴿23﴾
23) آیا بگیریم از غیر او اله هایی (مطلقهایی )چنانچه بخواهد بخشاینده به ضرری کفایت نمی کند مرا شفاعتشان چیزی را و نجات نمی دهد مرا
إِنِّي إِذًا لَّفِي ضَلاَلٍ مُّبِينٍ ﴿24﴾
24) همانا من بنابراین البته در گمراهی شفافم
إِنِّي آمَنتُ بِرَبِّكُمْ فَاسْمَعُونِ ﴿25﴾
25) همانا من ایمان آوردم به پروردگارتان – پس بشنوید مرا
قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ قَالَ يَا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ ﴿26﴾
26) گفته شد داخل شو -  در بهشت- گفت ای کاش قوم من علم می داشتند
بِمَا غَفَرَ لِي رَبِّي وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُكْرَمِينَ ﴿27﴾
27) بسبب آنچه که  آمرزید مرا پروردگارم و قرار داد مرا از گرامی شدگان
وَمَا أَنزَلْنَا عَلَى قَوْمِهِ مِن بَعْدِهِ مِنْ جُندٍ مِّنَ السَّمَاء وَمَا كُنَّا مُنزِلِينَ ﴿28﴾
28) و نازل نکردیم بر قوم او از بعد او از لشگری از آسمان و نبودیم نازل کنندگان
إِن كَانَتْ إِلاَّ صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ خَامِدُونَ ﴿29﴾
29)       نبود مگر  نعره ای یگانه – پس آنگاه ایشانند  افسرده شدگان
يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلاَّ كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُون ﴿30﴾
30) ای حسرت - بر پرستندگان – نمی آید ایشان را از رسولی مگر بودند به او استهزاء می کردند
أَلَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنْ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لاَ يَرْجِعُونَ ﴿31﴾
31) آیا ندیدند چقدر هلاک کردیم قبلشان از قرنها - همانا ایشان-  بسوی ایشان (تاریخ گذشتگان ) مراجعت نمی کنند
وَإِن كُلٌّ لَّمَّا جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُونَ ﴿32﴾
32) و چنانچه همگی زمانی که (قیامت شد ) جمع کرده شدگانند نزد ما احضار کرده شدگان
وَآيَةٌ لَّهُمُ الْأَرْضُ الْمَيْتَةُ أَحْيَيْنَاهَا وَأَخْرَجْنَا مِنْهَا حَبًّا فَمِنْهُ يَأْكُلُونَ ﴿33﴾
33) و آیه ای است برای ایشان زمین مرده – زنده کردیم او را و بیرون آوردیم از او دانه را پس از او می خورند
وَجَعَلْنَا فِيهَا جَنَّاتٍ مِن نَّخِيلٍ وَأَعْنَابٍ وَفَجَّرْنَا فِيهَا مِنْ الْعُيُونِ ﴿34﴾
34) و قرار دادیم در او بوستانهائی از خرما ها و انگورها و شکافتیم در او از چشمه ها
لِيَأْكُلُوا مِن ثَمَرِهِ وَمَا عَمِلَتْهُ أَيْدِيهِمْ أَفَلَا يَشْكُرُونَ ﴿35﴾
35) تا بخورند از ثمره اش و آنچه  که عمل کرد او را دستهایشان -  آیا پس شکر نمی کنند
سُبْحَانَ الَّذِي خَلَقَ الْأَزْوَاجَ كُلَّهَا مِمَّا تُنبِتُ الْأَرْضُ وَمِنْ أَنفُسِهِمْ وَمِمَّا لَا يَعْلَمُونَ ﴿36﴾
36) فعال(مطلق ) است آنکه خلق کرد لنگه ها را همه اش - از آنچه که می رویاند زمین و از خودهایشان و از آنچه  که علم ندارند (درهمه پدیدها)
وَآيَةٌ لَّهُمْ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهَارَ فَإِذَا هُم مُّظْلِمُونَ ﴿37﴾
37) و آیه ای است برای ایشان شب – می کشیم از او روز را پس آنگاه ایشان تاریک کنندگانند
وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ ﴿38﴾
38) و خورشید جاری می شود ( دور محور خود و همراه کهکشان  ) برای قرارگاهی که برای اوست - آن است تقدیر (خداوند)شرافتمند عا لم
وَالْقَمَرَ قَدَّرْنَاهُ مَنَازِلَ حَتَّى عَادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ ﴿39﴾
39) و ماه را مقدّر کردیم او را منزلها یی(هر شب به یک اندازه ای دیده می شود ) تا عودت کرد مانند خم شده  (مانند شاخه خرمائی) قدیم
لا الشَّمْسُ يَنبَغِي لَهَا أَن تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَلَا اللَّيْلُ سَابِقُ النَّهَارِ وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ ﴿40﴾
40) نه خورشید را مطلوب می شود برای او – اینکه درک کند  ماه را - و نه شب سبقت گیرد روز را -و همگی در گردونه ای فعالیت می کنند
وَآيَةٌ لَّهُمْ أَنَّا حَمَلْنَا ذُرِّيَّتَهُمْ فِي الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ ﴿41﴾
41) و آیه ای است برای ایشان همانا ما حمل کردیم نسل (گذشته) ایشان (نوح و فرزندانش ) را در کشتی پرشده
وَخَلَقْنَا لَهُم مِّن مِّثْلِهِ مَا يَرْكَبُونَ ﴿42﴾
42) و خلق کردیم برای ایشان از مانند او را آنچه که سوار می شوید ( زیر دریائی و ...)
وَإِن نَّشَأْ نُغْرِقْهُمْ فَلَا صَرِيخَ لَهُمْ وَلَا هُمْ يُنقَذُونَ ﴿43﴾
43) و چنانچه بخواهیم غرق کنیم ایشان را – پس نیست فریادی – برای ایشان و نه ایشان نجات داده می شوند
إِلَّا رَحْمَةً مِّنَّا وَمَتَاعًا إِلَى حِينٍ ﴿44﴾
44) مگر رحمتی از ما و بهره ای تا وقتی
وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّقُوا مَا بَيْنَ أَيْدِيكُمْ وَمَا خَلْفَكُمْ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ﴿45﴾
45) و آنگاه که گفته شد برای ایشان تقوا جوئید (با حفظ اصول راهنمای حق ) آنچه که میان دستهایتان و آنچه که پشتتان است شاید شما رحمت کرده شوید
وَمَا تَأْتِيهِم مِّنْ آيَةٍ مِّنْ آيَاتِ رَبِّهِمْ إِلَّا كَانُوا عَنْهَا مُعْرِضِينَ ﴿46﴾
46) و نمی آید ایشان را از آیه ای از آیات پروردگارشان مگر بودند از او اعراض کنندگان
وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ أَنفِقُوا مِمَّا رَزَقَكُمْ اللَّهُ قَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنُطْعِمُ مَن لَّوْ يَشَاء اللَّهُ أَطْعَمَهُ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ﴿47﴾
47)  و آنگاه که گفته شد برای ایشان انفاق کنید از آنچه که رزق داد شما را خداوند – گفتند آنانکه کافر شدند برای آنانکه ایمان آوردند –آیا طعام بدهیم کسی را که اگر بخواهد خداوند طعام می داد او را – نیستید شما مگر در گمراهی شفاف
وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿48﴾
48) و می گویندچه وقت است این وعده چنانچه بودید راستگویان  
مَا يَنظُرُونَ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً تَأْخُذُهُمْ وَهُمْ يَخِصِّمُونَ ﴿49﴾
49) انتظار نمی کشند مگر نعره یگانه ای را – می گیرد ایشان را و ایشان مجادله  می کنند
فَلَا يَسْتَطِيعُونَ تَوْصِيَةً وَلَا إِلَى أَهْلِهِمْ يَرْجِعُونَ ﴿50﴾
50) پس نمی توانند وصیت کردنی را و نه بسوی اهلشان مراجعت می کنند
وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَإِذَا هُم مِّنَ الْأَجْدَاثِ إِلَى رَبِّهِمْ يَنسِلُونَ ﴿51﴾
51) ودمیده شد (جهش  داده شد  ) در صور (در شکلها ) پس آنگاه ایشان ازقوامگاه ها بسوی پروردگارشان ادامه می دهند
قَالُوا يَا وَيْلَنَا مَن بَعَثَنَا مِن مَّرْقَدِنَا هَذَا مَا وَعَدَ الرَّحْمَنُ وَصَدَقَ الْمُرْسَلُونَ ﴿52﴾
52) گفتند ای وای ما را – کیست که منبعث کرد  ما را ازمرقدمان – این است آنچه که وعده داد بخشاینده و تصدیق کردند رسولان
إِن كَانَتْ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُونَ ﴿53﴾
53) نبود مگر نعره ای یگانه – پس آنگاه ایشان همگی نزد ما احضار کرده شدگانند
فَالْيَوْمَ لَا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئًا وَلَا تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿54﴾
54) پس این دوران ظلم کرده نمی شود شخصی به چیزی- و جزا داده نمی شوند مگر آنچه را که بودند عمل می کردند
إِنَّ أَصْحَابَ الْجَنَّةِ الْيَوْمَ فِي شُغُلٍ فَاكِهُونَ ﴿55﴾
55) همانا اهل بهشت این دوران در مشغولیتی خوشکامانند(در بهشت رابطه جنسی وجود ندارد )
هُمْ وَأَزْوَاجُهُمْ فِي ظِلَالٍ عَلَى الْأَرَائِكِ مُتَّكِؤُونَ ﴿56﴾
56) ایشان و لنگه هایشان در سایه هایی بر مبلها تکیه زنندگانند
لَهُمْ فِيهَا فَاكِهَةٌ وَلَهُم مَّا يَدَّعُونَ ﴿57﴾
57) برای ایشان است در او  خوشکامی – و برای ایشان است آنچه که  دعوت می کنند
سَلَامٌ قَوْلًا مِن رَّبٍّ رَّحِيمٍ ﴿58﴾
58) سلام گفتنی است از پروردگار بخشایشگر
وَامْتَازُوا الْيَوْمَ أَيُّهَا الْمُجْرِمُونَ ﴿59﴾
59) و متمایز شوید این دوران ای مجرمین
أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَن لَّا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ ﴿60﴾
60) آیا عهد نکردم بسوی شما ای بنی آدم اینکه نپرستید شیطان را – همانا او برای شما دشمن شفاف است
وَأَنْ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ ﴿61﴾
61) و اینکه بپرستید مرا – این است مسیر  مستقیم (کمال جوئی)
وَلَقَدْ أَضَلَّ مِنكُمْ جِبِلًّا كَثِيرًا أَفَلَمْ تَكُونُوا تَعْقِلُونَ ﴿62﴾
62) و البته گمراه کرد( شیطان) از شما مجموعه بسیاری را – آیا پس نبودید که تعقل کنید
هَذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ ﴿63﴾
63) این است جهنم آنکه بودید وعده داده می شدید
اصْلَوْهَا الْيَوْمَ بِمَا كُنتُمْ تَكْفُرُونَ ﴿64﴾
64) ملزم شویدش - این دوران بسبب آنچه که  بودید کافر می شدید
الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلَى أَفْوَاهِهِمْ وَتُكَلِّمُنَا أَيْدِيهِمْ وَتَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ ﴿65﴾
65) این دوران مهر می زنیم بر دهنهایشان و سخن می گوید ما را دستهایشان و شهادت می دهد پاهایشان بسبب آنچه که بودند  کسب می کردید
وَلَوْ نَشَاء لَطَمَسْنَا عَلَى أَعْيُنِهِمْ فَاسْتَبَقُوا الصِّرَاطَ فَأَنَّى يُبْصِرُونَ ﴿66﴾
66) و اگر بخواهیم البته دگرگون می کردیم بر  چشمانشان - پس سبقت گیرید  مسیر (بهشت)  را پس چگونه بینش می یابید  
وَلَوْ نَشَاء لَمَسَخْنَاهُمْ عَلَى مَكَانَتِهِمْ فَمَا اسْتَطَاعُوا مُضِيًّا وَلَا يَرْجِعُونَ ﴿67﴾
67) و اگر بخواهیم البته مسخ می کردیم ایشان را بر مکانشان پس نمی توانستند رفتن را و مراجعت نمی کنند
وَمَنْ نُعَمِّرْهُ نُنَكِّسْهُ فِي الْخَلْقِ أَفَلَا يَعْقِلُونَ ﴿68﴾
68) وهر کس را عمر (دراز ) به او  بدهیم - سرنگون کنیم او را در خلقت آیا پس تعقل نمی کنند
وَمَا عَلَّمْنَاهُ الشِّعْرَ وَمَا يَنبَغِي لَهُ إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ وَقُرْآنٌ مُّبِينٌ ﴿69﴾
69) و تعلیم ندادیم او را (محمد را ) شعر و مطلوب نمی شود برای او-  نیست او مگر ذکری و قرآنی شفاف کننده
لِيُنذِرَ مَن كَانَ حَيًّا وَيَحِقَّ الْقَوْلُ عَلَى الْكَافِرِينَ ﴿70﴾
70) تا اخطار کند کسی را که بود زنده – و محقق شود گفتار بر کافران
أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّا خَلَقْنَا لَهُمْ مِمَّا عَمِلَتْ أَيْدِينَا أَنْعَامًا فَهُمْ لَهَا مَالِكُونَ ﴿71﴾
71) آیا و ندیدند همانا ما خلق کردیم برای ایشان از آنچه  که عمل کرد دستهای ما – نعمت هایی (شتر- گاو –گوسفند- بز - ) پس ایشان برای او مالکانند
وَذَلَّلْنَاهَا لَهُمْ فَمِنْهَا رَكُوبُهُمْ وَمِنْهَا يَأْكُلُونَ ﴿72﴾
72) و سرافکنده (رام) کردیم او را برای ایشان پس از او ست – سواریشان و از او می خورند
وَلَهُمْ فِيهَا مَنَافِعُ وَمَشَارِبُ أَفَلَا يَشْكُرُونَ ﴿73﴾
73) و برای ایشان در او منفعت ها و نوشیدنیهایی است آیا پس شکر نمی کنند
وَاتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ آلِهَةً لَعَلَّهُمْ يُنصَرُونَ ﴿74﴾
74) و گرفتند از غیر خداوند را اله هایی (مطلقهایی ) شاید ایشان یاری کرده شوند
لَا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَهُمْ وَهُمْ لَهُمْ جُندٌ مُّحْضَرُونَ ﴿75﴾
75) نمی توانند یاری کردن ایشان را – و ایشان(مشرکان) برای ایشان(بتان) لشگری احضار کرده شدگانند
فَلَا يَحْزُنكَ قَوْلُهُمْ إِنَّا نَعْلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعْلِنُونَ ﴿76﴾
76) پس اندوهگین نکند ترا گفتارشان – همانا ما علم داریم آنچه را که سری می دارند و آنچه را که علنی می کنند
أَوَلَمْ يَرَ الْإِنسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِن نُّطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٌ مُّبِينٌ ﴿77﴾
77) آیا و ندید انسان – همانا ما خلق کردیم او را از نطفه – پس آنگاه او مجادله  کننده شفاف است
وَضَرَبَ لَنَا مَثَلًا وَنَسِيَ خَلْقَهُ قَالَ مَنْ يُحْيِي الْعِظَامَ وَهِيَ رَمِيمٌ ﴿78﴾
78)       و زد برای مامثلی راوفراموش کرد خلقتش را - گفت کیست که زنده می کند استخوانها را و او کهنه است
قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنشَأَهَا أَوَّلَ مَرَّةٍ وَهُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ ﴿79﴾
79) بگو زنده می کند او را آنکه پدید آورد او را نخستین بار-  و او به همه خلق علیم است
الَّذِي جَعَلَ لَكُم مِّنَ الشَّجَرِ الْأَخْضَرِ نَارًا فَإِذَا أَنتُم مِّنْهُ تُوقِدُونَ ﴿80﴾
80) آنکه قرار داد برای شما از درخت سبز آتشی را- پس آنگاه شما از او می سوزانید
أَوَلَيْسَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِقَادِرٍ عَلَى أَنْ يَخْلُقَ مِثْلَهُم بَلَى وَهُوَ الْخَلَّاقُ الْعَلِيمُ ﴿81﴾
81) آیا و نیست آنکه خلق کرد آسمانها و زمین را قادر بر اینکه خلق کند مثل ایشان را – و او خلاق علیم است
إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ ﴿82﴾
82) قطعاً امر اوست – آنگاه که خواست چیزی را (خلق کند ) اینکه بگوید برای او بشو پس می شود
فَسُبْحَانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿83﴾
83) پس فعال (مطلق ) است آنکه بدست اوست ملکوت ( فرماندهی )همه چیز و بسوی او مراجعت کرده می شوند











ســـوره الصــافـــات (37)  
بخش صف کشندگـــــان
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
بنام خداوند  بخشاینده بخشایشگر
         
       وَالصَّافَّاتِ صَفًّا ﴿1﴾
1)     قسم به صف کشندگان – صف کشیدنی
فَالزَّاجِرَاتِ زَجْرًا ﴿2﴾
2)     پس قسم به طرد کنندگان – طرد کردنی
         فَالتَّالِيَاتِ ذِكْرًا ﴿3﴾
3)     پس قسم به تلاوت کنندگان ذکر
إِنَّ إِلَهَكُمْ لَوَاحِدٌ ﴿4﴾
4)     همانا اله (مطلق ) شما واحد است
رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَرَبُّ الْمَشَارِقِ ﴿5﴾
5)     پروردگار آسمانها و زمین و آنچه  که میان آندو و پروردگار مشرقها(هر قطعه زمین یک مشرق دارد چون کروی )است
إِنَّا زَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِزِينَةٍ الْكَوَاكِبِ ﴿6﴾
6)   همانا ما زینت دادیم آسمان نزدیکتررا به زینت سیاره ها (خود سیاره ها  در اسمان نزدیک نیستند چون در اسمان دیده می شوند فقط ان را زینت می دهند )
وَحِفْظًا مِّن كُلِّ شَيْطَانٍ مَّارِدٍ ﴿7﴾
7)     و حفظ کردنی از هر شیطان لیزنده  ( هر چیزی  به چیز دیگر بخواهد ضرر برساند نسبت به او شیطان است )
لَا يَسَّمَّعُونَ إِلَى الْمَلَإِ الْأَعْلَى وَيُقْذَفُونَ مِن كُلِّ جَانِبٍ ﴿8﴾
8)   شنوا نمی شوند بسوی جماعت متعالی  (فرشتگان حامل عرش = حیات است که در زمین است ) و افکنده می شوند از هر جانبی (جوزمین =آسمان به نیروی الکتر و مغناطیس از زمین حفاظت می کند )
         دُحُورًا وَلَهُمْ عَذَابٌ وَاصِبٌ ﴿9﴾
9)     دور کردنی – و برای ایشان عذابی گماشته است
إِلَّا مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَةَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ ثَاقِبٌ ﴿10﴾
مگر کسی که ربود – ربودنی – پس پیگیری کرد او را فروزه ای  نفوذ کننده (هر چیزی که بخواهد از جوعبور کندو به زمین  بر خوردکند  بسبب   شهاب ثاقب(فروزه نفوذ کننده= نیروی الکترو مغناطیس ) می سوزد)

10)  
فَاسْتَفْتِهِمْ أَهُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَم مَّنْ خَلَقْنَا إِنَّا خَلَقْنَاهُم مِّن طِينٍ لَّازِبٍ ﴿11﴾
11) پس فتوا بطلب ایشان را – آیا ایشان سختترند به خلق شدن  - یا کسانی را که خلق کردیم – همانا ما خلق کردیم ایشان را از گِل چسبنده
بَلْ عَجِبْتَ وَيَسْخَرُونَ ﴿12﴾
12) بلکه تعجب کردی و استهزاء می کنند
وَإِذَا ذُكِّرُوا لَا يَذْكُرُونَ ﴿13﴾
13) و آنگاه که تذکر داده شدند – متذکر نمی شوند
وَإِذَا رَأَوْا آيَةً يَسْتَسْخِرُونَ ﴿14﴾
14) و آنگاه که دیدند آیه ای را- مسخره می کنند
وَقَالُوا إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُّبِينٌ ﴿15﴾
15) و گفتند نیست این مگر جادوئی شفاف
أَئِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا وَعِظَامًا أَئِنَّا لَمَبْعُوثُونَ ﴿16﴾
16) آیا آنگاه که ما مردیم و بودیم خاک و استخوانی- آیا ما البته مبعوث  شدگانیم
أَوَآبَاؤُنَا الْأَوَّلُونَ ﴿17﴾
17) یا- و - اجداد ما پیشینیان
قُلْ نَعَمْ وَأَنتُمْ دَاخِرُونَ ﴿18﴾
18) بگو آری – و شما فرومایگانید
فَإِنَّمَا هِيَ زَجْرَةٌ وَاحِدَةٌ فَإِذَا هُمْ يَنظُرُونَ ﴿19﴾
19) پس قطعاً او طرد کردنی یگانه است – پس آنگاه ایشانند که نگاه می کنند
وَقَالُوا يَا وَيْلَنَا هَذَا يَوْمُ الدِّينِ ﴿20﴾
20) و گفتند ای وای ما را – این است دوران دین (قانون حق )
هَذَا يَوْمُ الْفَصْلِ الَّذِي كُنتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ ﴿21﴾
21) این است دوران فاصله  شدن(از همدیگر ) آنکه بودید به او  تکذیب می کردید
احْشُرُوا الَّذِينَ ظَلَمُوا وَأَزْوَاجَهُمْ وَمَا كَانُوا يَعْبُدُونَ ﴿22﴾
22) محشور کنید- آنان را که ظلم کردند و لنگه هایشان را و آنچه که بودند می پرستیدند
مِن دُونِ اللَّهِ فَاهْدُوهُمْ إِلَى صِرَاطِ الْجَحِيمِ ﴿23﴾
23) از غیر خداوند را پس هدایت کنید ایشان را بسوی مسیر دوزخ
وَقِفُوهُمْ إِنَّهُم مَّسْئُولُونَ ﴿24﴾
24) متوقف کنید ایشان را همانا ایشان پرسیده شوندگانند
مَا لَكُمْ لَا تَنَاصَرُونَ ﴿25﴾
25) چیست شما را که یاری نمی کنید (همدیگر را)
بَلْ هُمُ الْيَوْمَ مُسْتَسْلِمُونَ ﴿26﴾
26) بلکه ایشان ایندوران تسلیم شدگانند
وَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَسَاءلُونَ ﴿27﴾
27) و روی آوردند بعضیشان بر بعضی می پرسند (از همدیگر)
قَالُوا إِنَّكُمْ كُنتُمْ تَأْتُونَنَا عَنِ الْيَمِينِ ﴿28﴾
28) گفتند همانا شما بودید که می آمدیدماراازاختیار(خودتان)
قَالُوا بَل لَّمْ تَكُونُوا مُؤْمِنِينَ ﴿29﴾
29) گفتند بلکه نبودید ایمان آورندگان
وَمَا كَانَ لَنَا عَلَيْكُم مِّن سُلْطَانٍ بَلْ كُنتُمْ قَوْمًا طَاغِينَ ﴿30﴾
30) و نبود برای ما بر شما از قاطعیتی - بلکه بودید قومی سرکشی کنندگان
فَحَقَّ عَلَيْنَا قَوْلُ رَبِّنَا إِنَّا لَذَائِقُونَ ﴿31﴾
31) پس محقق شد بر ما گفتار پروردگارمان – همانا ما البته چشندگانیم (عذاب را )
فَأَغْوَيْنَاكُمْ إِنَّا كُنَّا غَاوِينَ ﴿32﴾
32) پس نقص جو کردیم شما را همانا ما بودیم نقص جویان
فَإِنَّهُمْ يَوْمَئِذٍ فِي الْعَذَابِ مُشْتَرِكُونَ ﴿33﴾
33) پس همانا ایشان ایندورانگاه در عذاب شریکانند
إِنَّا كَذَلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ ﴿34﴾
34) همانا ما بدینسان می کنیم به مجرمین
إِنَّهُمْ كَانُوا إِذَا قِيلَ لَهُمْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ يَسْتَكْبِرُونَ ﴿35﴾
35) همانا ایشان بودند آنگاه که گفته می شد برای ایشان نیست وجودی  (بدون خالق ) مگر خداوند تکبر می کردند
وَيَقُولُونَ أَئِنَّا لَتَارِكُوا آلِهَتِنَا لِشَاعِرٍ مَّجْنُونٍ ﴿36﴾
36) و می گویند آیا ما البته ترک کنندگانیم اله هایمان (مطلقهایمان ) را برای شاعری که دیوانه است
           بَلْ جَاء بِالْحَقِّ وَصَدَّقَ الْمُرْسَلِينَ ﴿37﴾
37) بلکه آورد  حق را (محمد)و تصدیق کرد رسولان را
إِنَّكُمْ لَذَائِقُو الْعَذَابِ الْأَلِيمِ ﴿38﴾
38) همانا شما البته چشندگانید عذاب دردناک را
وَمَا تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿39﴾
39) و جزا داده نمی شوید مگر آنچه را که بودید عمل می کردید
إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ ﴿40﴾
40) مگر پرستندگان خداوند که خالص کرده شدگانند (قانون  حق را )
أُوْلَئِكَ لَهُمْ رِزْقٌ مَّعْلُومٌ ﴿41﴾
41) آنهایندکه برای ایشان رزق معلومی است
فَوَاكِهُ وَهُم مُّكْرَمُونَ ﴿42﴾
42) خوش کامیها است – و ایشان گرامی شدگانند
فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ ﴿43﴾
43) در بهشتهای نعمت
عَلَى سُرُرٍ مُّتَقَابِلِينَ ﴿44﴾
44) بر تختهائی متقابل
يُطَافُ عَلَيْهِم بِكَأْسٍ مِن مَّعِينٍ ﴿45﴾
45) دور می زنند بر- ایشان به پیاله ای از چشمه (حیات )
بَيْضَاء لَذَّةٍ لِّلشَّارِبِينَ ﴿46﴾
46) سفید است لذتی برای نوشندگان
لَا فِيهَا غَوْلٌ وَلَا هُمْ عَنْهَا يُنزَفُونَ ﴿47﴾
47) نیست در او خماری و نه ایشان از او(از عقل) فارغ کرده می شوند
وَعِنْدَهُمْ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ عِينٌ ﴿48﴾
48) و نزد ایشان است کوتاه کنندگان پلک چشم (از دیگر  زنان  و مردان )
كَأَنَّهُنَّ بَيْضٌ مَّكْنُونٌ ﴿49﴾
49) گویا اینکه ایشان سفیدی پنهان کرده شدگانند
فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَسَاءلُونَ ﴿50﴾
50) پس روی آوردند  بعضیشان بر بعضی می پرسند
قَالَ قَائِلٌ مِّنْهُمْ إِنِّي كَانَ لِي قَرِينٌ ﴿51﴾
51) گفت گوینده ای از ایشان همانا مرا بود برای من همانندی (دوستی )
يَقُولُ أَئِنَّكَ لَمِنْ الْمُصَدِّقِينَ ﴿52﴾
52) که می گفت آیا همانا تو البته از تصدیق کنندگانی (قیامت را )
أَئِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا وَعِظَامًا أَئِنَّا لَمَدِينُونَ ﴿53﴾
53) آیا آنگاه که مردیم و بودیم خاک و استخوانی آیا همانا ما البته ازمدینین شدگانیم (بنابر قانون حق زنده و حسابرسی شدگانیم )
قَالَ هَلْ أَنتُم مُّطَّلِعُونَ ﴿54﴾
54) گفت آیا شما اطلاع دارندگانید  (از او )
فَاطَّلَعَ فَرَآهُ فِي سَوَاء الْجَحِيمِ ﴿55﴾
55) پس اطلاع یافت – پس دید او را در وسط دوزخ
قَالَ تَاللَّهِ إِنْ كِدتَّ لَتُرْدِينِ ﴿56﴾
56) گفت سوگند به خداوند چنانچه که  نزدیک کرده بودی البته بر اندازی مرا( در جهنم )
وَلَوْلَا نِعْمَةُ رَبِّي لَكُنتُ مِنَ الْمُحْضَرِينَ ﴿57﴾
57) و اگر نبود نعمت پروردگارم البته بودم از احضار شدگان ( در جهنم )
أَفَمَا نَحْنُ بِمَيِّتِينَ ﴿58﴾
58) آیا پس نیستیم ما مرده شوندگان (دوباره )
إِلَّا مَوْتَتَنَا الْأُولَى وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ ﴿59﴾
59) مگر مردنمان نخست و نیستیم ما عذاب کرده شدگان
إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿60﴾
60) همانا این البته اوست که پیروزی عظیم است
لِمِثْلِ هَذَا فَلْيَعْمَلْ الْعَامِلُونَ ﴿61﴾
61) برای مثل این پس باید عمل کنند عمل کنندگان
ذَلِكَ خَيْرٌ نُّزُلًا أَمْ شَجَرَةُ الزَّقُّومِ ﴿62﴾
62) آیا آن بهتر است فروآمدن (نعمت) یا درخت زقّوم
إِنَّا جَعَلْنَاهَا فِتْنَةً لِّلظَّالِمِينَ ﴿63﴾
63) همانا ما قرار دادیم او را گرفتاری بر ظالمان
إِنَّهَا شَجَرَةٌ تَخْرُجُ فِي أَصْلِ الْجَحِيمِ ﴿64﴾
64) همانا او درختی است که بیرون می آید از قعر جهنم
طَلْعُهَا كَأَنَّهُ رُؤُوسُ الشَّيَاطِينِ ﴿65﴾
65) شکوفه اش گویا اینکه او سرهای شیاطین (پیچیده ها ) است
فَإِنَّهُمْ لَآكِلُونَ مِنْهَا فَمَالِؤُونَ مِنْهَا الْبُطُونَ ﴿66﴾
66) پس همانا ایشان البته می خورند از او پس پر می کنند از او شکمها را
ثُمَّ إِنَّ لَهُمْ عَلَيْهَا لَشَوْبًا مِّنْ حَمِيمٍ ﴿67﴾
67) سپس همانا برای ایشان است براو البته آمیختن از گرمی
ثُمَّ إِنَّ مَرْجِعَهُمْ لَإِلَى الْجَحِيمِ ﴿68﴾
68) سپس همانا مراجعت شان البته بسوی دوزخ است
إِنَّهُمْ أَلْفَوْا آبَاءهُمْ ضَالِّينَ ﴿69﴾
69) همانا ایشان یافتند اجدادشان را گمراهان
فَهُمْ عَلَى آثَارِهِمْ يُهْرَعُونَ ﴿70﴾
70) پس ایشان بر اثرهای ایشان شتاب کرده می شوند
وَلَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ ﴿71﴾
71) و البته بدرستیکه گمراه شد- قبلشان اکثر پیشینیان
وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا فِيهِم مُّنذِرِينَ ﴿72﴾
72) و البته بدرستیکه فرستادیم در ایشان اخطار کنندگان را
فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُنذَرِينَ ﴿73﴾
73) پس نگاه کن چطور بود عاقبت اخطار کرده شدگان
إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ ﴿74﴾
74) مگر پرستندگان خداوند که خالص کرده شدگانند  (قانون حق را )
وَلَقَدْ نَادَانَا نُوحٌ فَلَنِعْمَ الْمُجِيبُونَ ﴿75﴾
75) و البته بدرستیکه ندا کرد ما را نوح – پس البته (خداوند) آسوده اجابت کنندگان است
   وَنَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ ﴿76﴾
76) و نجات دادیم او را و اهلش را از غمی بزرگ
      وَجَعَلْنَا ذُرِّيَّتَهُ هُمْ الْبَاقِينَ ﴿77﴾
77) و قرار دادیم نسل او را – که ایشانند باقی ماندگان
وَتَرَكْنَا عَلَيْهِ فِي الْآخِرِينَ ﴿78﴾
78) و ترک کردیم بر او در پسینیان
سَلَامٌ عَلَى نُوحٍ فِي الْعَالَمِينَ ﴿79﴾
79) سلام بر نوح در جهانیان
إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ﴿80﴾
80) همانا ما بدینسان جزا می دهیم نیکوکاران را
إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِينَ ﴿81﴾
81) همانا او از پرستندگان ماست که ایمان آورندگانند
ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِينَ ﴿82﴾
82) سپس غرق کردیم دیگران را
وَإِنَّ مِن شِيعَتِهِ لَإِبْرَاهِيمَ ﴿83﴾
83) و همانا از شیعه او ( از شیعه نوح ) البته ابراهیم است
إِذْ جَاء رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ ﴿84﴾
84) آنگاه که آمد پروردگارش را  با قلبی سالم
إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ مَاذَا تَعْبُدُونَ ﴿85﴾
85) آنگاه که گفت برای پدرش و قومش چه چیزی را می پرستید
أَئِفْكًا آلِهَةً دُونَ اللَّهِ تُرِيدُونَ ﴿86﴾
86) آیا به انحراف اله هایی (مطلقهایی) از غیر خداوند را می خواهید
فَمَا ظَنُّكُم بِرَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿87﴾
87) پس چیست گمان شما به پروردگار جهانیان
فَنَظَرَ نَظْرَةً فِي النُّجُومِ ﴿88﴾
88) پس نظر کرد نظر کردنی در ستارگان
       فَقَالَ إِنِّي سَقِيمٌ ﴿89﴾
89) پس گفت همانا من بیمارم
فَتَوَلَّوْا عَنْهُ مُدْبِرِينَ ﴿90﴾
90) پس رویگردانیدند (کافران ) از او پشت کنندگان
فَرَاغَ إِلَى آلِهَتِهِمْ فَقَالَ أَلَا تَأْكُلُونَ ﴿91﴾
91) پس زیرکی شد(حاضر) بسوی اله هایی ایشان- پس گفت آیا نمی خورید
مَا لَكُمْ لَا تَنطِقُونَ ﴿92﴾
92) چیست برای شما که نطق نمی کنید
فَرَاغَ عَلَيْهِمْ ضَرْبًا بِالْيَمِينِ ﴿93﴾
93) پس زیرکی کرد بر-ایشان  بزدنی به اختیار
فَأَقْبَلُوا إِلَيْهِ يَزِفُّونَ ﴿94﴾
94) پس روی آوردند بسوی او – که هجوم می کنند
قَالَ أَتَعْبُدُونَ مَا تَنْحِتُونَ ﴿95﴾
95) گفت (ابراهیم ) آیا پرستش می کنید آنچه را که می تراشید
وَاللَّهُ خَلَقَكُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ ﴿96﴾
96) و خداوند خلق کرد شما را و آنچه را که عمل می کنید ( می سازید )
قَالُوا ابْنُوا لَهُ بُنْيَانًا فَأَلْقُوهُ فِي الْجَحِيمِ ﴿97﴾
97) گفتند بنا کنید برای او بنائی را – پس بیندازید او را در دوزخ (آتش)
فَأَرَادُوا بِهِ كَيْدًا فَجَعَلْنَاهُمُ الْأَسْفَلِينَ ﴿98﴾
98) پس خواستند به او نقشه ای (به قتل) پس قرار دادیم ایشان را فروتران
وَقَالَ إِنِّي ذَاهِبٌ إِلَى رَبِّي سَيَهْدِينِ ﴿99﴾
99) و گفت (ابراهیم ) همانا من رونده ام بسوی پروردگارم بزودی هدایت می کند مرا
رَبِّ هَبْ لِي مِنَ الصَّالِحِينَ ﴿100﴾
100)  پروردگار من – عطاء کن برای من (فرزندی ) از اصلاح کنندگان
فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلَامٍ حَلِيمٍ ﴿101﴾
101)  پس بشارت دادیم او را به بچه ای بردبار
فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَى فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانظُرْ مَاذَا تَرَى قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِن شَاء اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ ﴿102﴾
102) پس وقتی که رسید (بچه ) به سعی ( بین صفا و مروه ) گفت - ای فرزندک من -همانا من می بینم در خواب همانا من ذبح می کنم ترا - پس نظر بده چه چیزی را می بینی – گفت ای پدر من -بکن آنچه را که  امر کرده شدی بزودی می یابی مرا چنانچه خواست خداوند از صبرکنندگان
فَلَمَّا أَسْلَمَا وَتَلَّهُ لِلْجَبِينِ ﴿103﴾
103)  پس وقتی که تسلیم شدند (به امر خداوند ) و انداخت او را برای (ذبح به زمین ) به پیشانی
وَنَادَيْنَاهُ أَنْ يَا إِبْرَاهِيمُ ﴿104﴾
104)  و ندا کردیم او را – اینکه ای ابراهیم
قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيَا إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ﴿105﴾
105)  بدرستیکه تصدیق کردی رویاء را – همانا ما بدینسان جزا می دهیم نیکوکاران را
إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْبَلَاء الْمُبِينُ ﴿106﴾
106)  همانا این البته اوست که آزمونی شفاف است
وَفَدَيْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ ﴿107﴾
107)  و عوض دادیم او را به ذبح عظیمی (گوسفند را که انسان در مقابل هیچ قدرتی نباید قربانی شود)
وَتَرَكْنَا عَلَيْهِ فِي الْآخِرِينَ ﴿108﴾
108)  و ترک کردیم براو در پسینیان
سَلَامٌ عَلَى إِبْرَاهِيمَ ﴿109﴾
109)  سلام بر ابراهیم
كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ﴿110﴾
110)   بدینسان جزا می دهیم نیکوکاران را
إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِينَ ﴿111﴾
111)   همانا او از پرستندگان ماست که ایمان آورندگانند
وَبَشَّرْنَاهُ بِإِسْحَقَ نَبِيًّا مِّنَ الصَّالِحِينَ ﴿112﴾
112)   و بشارت دادیم او را به اسحاق پیامبری از اصلاح کنندگان
وَبَارَكْنَا عَلَيْهِ وَعَلَى إِسْحَقَ وَمِن ذُرِّيَّتِهِمَا مُحْسِنٌ وَظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ مُبِينٌ ﴿113﴾
113)   و برکت دادیم بر او(اسماعیل) و بر اسحاق – و از نسل  آندو نیکوکار و ظلم کننده است برای خودش به شفافیت
وَلَقَدْ مَنَنَّا عَلَى مُوسَى وَهَارُونَ ﴿114﴾
114)   و البته بدرستیکه منت نهادیم بر موسی و هارون
وَنَجَّيْنَاهُمَا وَقَوْمَهُمَا مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ ﴿115﴾
115)   و نجات دادیم آندو را و قومشان را از غمی عظیم
 وَنَصَرْنَاهُمْ فَكَانُوا هُمُ الْغَالِبِينَ ﴿116﴾
116)   و یاری کردیم ایشان را پس بودند ایشان غلبه کنندگان
وَآتَيْنَاهُمَا الْكِتَابَ الْمُسْتَبِينَ ﴿117﴾
117)   و دادیم آندو را کتاب بیان کننده
وَهَدَيْنَاهُمَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ ﴿118﴾
118)   و هدایت کردیم آندو را بمسیر مستقیم (کمال جوئی)
وَتَرَكْنَا عَلَيْهِمَا فِي الْآخِرِينَ ﴿119﴾
119)   و ترک کردیم بر آندو در پسینیان
سَلَامٌ عَلَى مُوسَى وَهَارُونَ ﴿120﴾
120)  سلام بر موسی و هارون
إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ﴿121﴾
121)  همانا ما بدینسان جزا می دهیم نیکوکاران را
إِنَّهُمَا مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِينَ ﴿122﴾
122)  همانا آندو از پرستندگان مایند که ایمان آورندگانند
وَإِنَّ إِلْيَاسَ لَمِنْ الْمُرْسَلِينَ ﴿123﴾
123)  و همانا الیاس البته از رسولان است
إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَلَا تَتَّقُونَ ﴿124﴾
124)  آنگاه که گفت برای قومش آیا متقی نمی شوید
أَتَدْعُونَ بَعْلًا وَتَذَرُونَ أَحْسَنَ الْخَالِقِينَ ﴿125﴾
125)  ایا دعوت می کنید (بت) بعل  را ( به خدائی ) و می گذارید نیکوترین خلق کنندگان را
وَاللَّهَ رَبَّكُمْ وَرَبَّ آبَائِكُمُ الْأَوَّلِينَ ﴿126﴾
126)  خداوند – پروردگار شما و پروردگار اجدادتان است که پیشینیانند
فَكَذَّبُوهُ فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ ﴿127﴾
127)  پس تکذیب کردند او را – پس همانا ایشان البته از احضار کرده شدگانند (در جهنم )
إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ ﴿128﴾
128)  مگر پرستندگان خداوند که خالص کرده شدگانند
وَتَرَكْنَا عَلَيْهِ فِي الْآخِرِينَ ﴿129﴾
129)  و ترک کردیم بر او در پسینیان
سَلَامٌ عَلَى إِلْ يَاسِينَ ﴿130﴾
130)  سلام بر الیاسین
     إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ﴿131﴾
131)  همانا ما بدینسان جزا می دهیم نیکوکاران را
إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِينَ ﴿132﴾
132)  همانا او از پرستندگان ما است که ایمان آورندگانند
وَإِنَّ لُوطًا لَّمِنَ الْمُرْسَلِينَ ﴿133﴾
133)  و همانا لوط البته از رسولان است
إِذْ نَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ أَجْمَعِينَ ﴿134﴾
134)  آنگاه که نجات دادیم او را و اهلش را همگی
إِلَّا عَجُوزًا فِي الْغَابِرِينَ ﴿135﴾
135)  مگر پیر( زنی را که همسر لوط بود) درغبار شدگان   است
ثُمَّ دَمَّرْنَا الْآخَرِينَ ﴿136﴾
136)  سپس ویران کردیم دیگران را
وَإِنَّكُمْ لَتَمُرُّونَ عَلَيْهِم مُّصْبِحِينَ ﴿137﴾
137)  و همانا شما البته عبور می کنید بر- ایشان صبح کنندگان
وَبِاللَّيْلِ أَفَلَا تَعْقِلُونَ ﴿138﴾
138)  و به شب – آیا پس تعقل نمی کنید
       وَإِنَّ يُونُسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ ﴿139﴾
139)  و همانا یونس البته از رسولان است
إِذْ أَبَقَ إِلَى الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ ﴿140﴾
140)  آنگاه که گریخت بسوی کشتی پرکرده شده (از مسافر)
فَسَاهَمَ فَكَانَ مِنْ الْمُدْحَضِينَ ﴿141﴾
141)  پس سهیم شد (در قرعه کشی) پس بود از - زایل شدگان ( بودنش در کشتی)
فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ وَهُوَ مُلِيمٌ ﴿142﴾
142)  پس لقمه کرد او را نهنگ و او ملامت کننده است ( خود را )
فَلَوْلَا أَنَّهُ كَانَ مِنْ الْمُسَبِّحِينَ ﴿143﴾
143)  پس اگر نه – همانا او بود از فعالیت کنندگان (به توبه )
لَلَبِثَ فِي بَطْنِهِ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿144﴾
144)  البته درنگ می کرد در شکم او(ما هی  ) تا دورانی که مبعوث  کرده می شوند
فَنَبَذْنَاهُ بِالْعَرَاء وَهُوَ سَقِيمٌ ﴿145﴾
145)  پس بکناری بردیم او را به (مکان )عریان ( از درخت ) و او بیما ر است
وَأَنبَتْنَا عَلَيْهِ شَجَرَةً مِّن يَقْطِينٍ ﴿146﴾
146)  و رویاندیم بر او درختی از کدو
وَأَرْسَلْنَاهُ إِلَى مِئَةِ أَلْفٍ أَوْ يَزِيدُونَ ﴿147﴾
147)  و فرستادیم او را بسوی صد هزار (انسان ) یا زیاد می شوند
فَآمَنُوا فَمَتَّعْنَاهُمْ إِلَى حِينٍ ﴿148﴾
148)  پس ایمان آوردند پس بهره مند کردیم ایشان را تا وقتی
فَاسْتَفْتِهِمْ أَلِرَبِّكَ الْبَنَاتُ وَلَهُمُ الْبَنُونَ ﴿149﴾
149)  پس فتوا بطلب ایشان را آیا برای پروردگارت دختران است و برای ایشان پسران ؟
أَمْ خَلَقْنَا الْمَلَائِكَةَ إِنَاثًا وَهُمْ شَاهِدُونَ ﴿150﴾
150)  یا  خلق کردیم فرشتگان را مونث هائی و ایشان شاهدانند؟
أَلَا إِنَّهُم مِّنْ إِفْكِهِمْ لَيَقُولُونَ ﴿151﴾
151)  آگاه باشید – همانا ایشان از انحرافشان البته می گویند
 وَلَدَ اللَّهُ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ ﴿152﴾
152)  زائید خداوند – و همانا ایشان البته دروغگویانند
أَصْطَفَى الْبَنَاتِ عَلَى الْبَنِينَ ﴿153﴾
153)  برگزید دختران را بر پسران
مَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ ﴿154﴾
154)  چیست برای شما – چطور حکم می کنید
أَفَلَا تَذَكَّرُونَ ﴿155﴾
155)  آیا پس متذکر نمی شوید
أَمْ لَكُمْ سُلْطَانٌ مُّبِينٌ ﴿156﴾
156)  یا برای شما است قاطعیتی  شفاف
فَأْتُوا بِكِتَابِكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿157﴾
157)  پس بیاورید کتابتان را چنانچه بودید راستگویان
وَجَعَلُوا بَيْنَهُ وَبَيْنَ الْجِنَّةِ نَسَبًا وَلَقَدْ عَلِمَتِ الْجِنَّةُ إِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ ﴿158﴾
158) و قرار دادند میان او (خداوند ) و میان جن نسبی را (ازدواج ) و البته بدرستیکه علم داشتند که جن( نمی تواند زوج خداوند باشد) همانا ایشان البته احضار کرده شدگانند( در قیامت )
سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ ﴿159﴾
159)  فعال(مطلق ) خداوند است – از آنچه که  توصیف می کنند
إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ ﴿160
160)  مگر پرستندگان خداوند که خالص کرده شدگانند
فَإِنَّكُمْ وَمَا تَعْبُدُونَ ﴿161﴾
161)  پس همانا شما و آنچه که  می پرستید
مَا أَنتُمْ عَلَيْهِ بِفَاتِنِينَ ﴿162﴾
162)  نیستید شما بر او ( بر خداوند ) گرفتار کنندگان
إِلَّا مَنْ هُوَ صَالِ الْجَحِيمِ ﴿163﴾
163)  مگر کسی که اوست ملزم شونده بجهنم
وَمَا مِنَّا إِلَّا لَهُ مَقَامٌ مَّعْلُومٌ ﴿164﴾
164)  و نیست از ما (فرشتگان ) مگر برای اوست مقامی معلوم
وَإِنَّا لَنَحْنُ الصَّافُّونَ ﴿165﴾
165)  و همانا ما – البته مائیم صف کشندگان
وَإِنَّا لَنَحْنُ الْمُسَبِّحُونَ ﴿166﴾
166)  و همانا ما البته مائیم فعالیت (مقدر ) کنندگان
وَإِنْ كَانُوا لَيَقُولُونَ ﴿167﴾
167)  و چنانچه بودند البته می گفتند
لَوْ أَنَّ عِندَنَا ذِكْرًا مِّنْ الْأَوَّلِينَ ﴿168﴾
168)  اگر همانا نزد ما ذکری است از پیشینیان
لَكُنَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ ﴿169﴾
169)  البته می بودیم پرستندگان خداوند – که خالص کرده شدگانند
فَكَفَرُوا بِهِ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ ﴿170﴾
170)  پس کافر شدند به او ( به قرآن ) پس بزودی علم می یابند
وَلَقَدْ سَبَقَتْ كَلِمَتُنَا لِعِبَادِنَا الْمُرْسَلِينَ ﴿171﴾
171)  و البته بدرستیکه سبقت گرفت کلام ما برای پرستندگان ما که رسولانند
إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنصُورُونَ ﴿172﴾
172)  همانا ایشان – البته ایشانند یاری کرده شدگان
وَإِنَّ جُندَنَا لَهُمُ الْغَالِبُونَ ﴿173﴾
173)  و همانا لشگر ما البته غالبانند
فَتَوَلَّ عَنْهُمْ حَتَّى حِينٍ ﴿174﴾
174)  پس روی بگردان از ایشان تا وقتی
وَأَبْصِرْهُمْ فَسَوْفَ يُبْصِرُونَ ﴿175﴾
175)  و بینشمند کن  ایشان را- پس بزودی بینشمند می شوند   
أَفَبِعَذَابِنَا يَسْتَعْجِلُونَ ﴿176﴾
176)  آیا پس به عذاب ما عجله می کنید
فَإِذَا نَزَلَ بِسَاحَتِهِمْ فَسَاء صَبَاحُ الْمُنذَرِينَ ﴿177﴾
177)  پس آنگاه که نازل شد به محیط شان  (عذاب )– پس  بد شد - صباح اخطار کرده شدگان
وَتَوَلَّ عَنْهُمْ حَتَّى حِينٍ ﴿178﴾
178)  پس روی بگردان از ایشان تا وقتی
وَأَبْصِرْ فَسَوْفَ يُبْصِرُونَ ﴿179﴾
179)  و بینشمند شو  - پس بزودی بینشمند می شوند
سُبْحَانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ ﴿180﴾
180)  فعال (مطلق ) پروردگار تو است-  پروردگار شرافتمند – از آنچه که توصیف  می کنند
       وَسَلَامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ ﴿181﴾
181)  و سلام بر رسولان
وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿182﴾
182)  و ستایش برای خداوند – پروردگار جهانیان است


                                                        






                                                                  
ســـوره ص(38)
بخش ص
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
بنام خداوند بخشاینده بخشایشگر
          ص وَالْقُرْآنِ ذِي الذِّكْرِ ﴿1﴾
1)     ص و قسم به قرآن دارای ذکر(اصول راهنمای حق)
        بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي عِزَّةٍ وَشِقَاقٍ ﴿2﴾
2)     بلکه آنانکه کافر شدند در شرافت جوئی وجدائی اند (از حق)
كَمْ أَهْلَكْنَا مِن قَبْلِهِم مِّن قَرْنٍ فَنَادَوْا وَلَاتَ حِينَ مَنَاصٍ ﴿3﴾
3)     چقدر هلاک کردیم از قبل ایشان از قرنها – پس ندا کردند و نیست وقت خلاص شدن
وَعَجِبُوا أَن جَاءهُم مُّنذِرٌ مِّنْهُمْ وَقَالَ الْكَافِرُونَ هَذَا سَاحِرٌ كَذَّابٌ ﴿4﴾
4)     و تعجب کردند اینکه آمد ایشان را اخطار کننده ای از ایشان – و گفتند کافران این جادوگر دروغگوئی است
أَجَعَلَ الْآلِهَةَ إِلَهًا وَاحِدًا إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ عُجَابٌ ﴿5﴾
5)     آیا قرار داد اله ها (مطلقها ) را الهی (مطلقی ) واحد همانا این البته چیز عجیبی است
وَانطَلَقَ الْمَلَأُ مِنْهُمْ أَنِ امْشُوا وَاصْبِرُوا عَلَى آلِهَتِكُمْ إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ يُرَادُ ﴿6﴾
6)     و رها شدند جماعتی از ایشان اینکه بروید و صبر کنید بر اله ها (مطلقهای ) تان – همانا این البته چیزی است که خواسته می شود
مَا سَمِعْنَا بِهَذَا فِي الْمِلَّةِ الْآخِرَةِ إِنْ هَذَا إِلَّا اخْتِلَاقٌ ﴿7﴾
7)     نشنیدیم به این(سخن) در ملت (مذهب ) دیگر - نیست این مگر ساختگی
أأُنزِلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ مِن بَيْنِنَا بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ مِّن ذِكْرِي بَلْ لَمَّا يَذُوقُوا عَذَابِ ﴿8﴾
8)     آیا نازل کرده شد بر او ذکر از میان ما – بلکه ایشان در شکند از ذکر من – بلکه هنوز نچشیده اند عذاب را
أمْ عِندَهُمْ خَزَائِنُ رَحْمَةِ رَبِّكَ الْعَزِيزِ الْوَهَّابِ ﴿9﴾
9)     یا نزد ایشان است خزینه های رحمت پروردگارت که شرافتمند عطا کننده است
أَمْ لَهُم مُّلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا فَلْيَرْتَقُوا فِي الْأَسْبَابِ ﴿10﴾
10) یا برای ایشان است فرمانروائی آسمانها و زمین و آنچه که میان آندوست پس باید ترقی کنند در سببها
جُندٌ مَّا هُنَالِكَ مَهْزُومٌ مِّنَ الْأَحْزَابِ ﴿11﴾
11) لشگری است آنچه که آنجاست-  شکست خورده از حزبها
كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَعَادٌ وَفِرْعَوْنُ ذُو الْأَوْتَادِ ﴿12﴾
12) تکذیب کردند قبل از ایشان قوم نوح و عاد و فرعون دارای میخهای ( استبداد )
وَثَمُودُ وَقَوْمُ لُوطٍ وَأَصْحَابُ الأَيْكَةِ أُوْلَئِكَ الْأَحْزَابُ ﴿13﴾
13) و ثمود و قوم لوط و اصحاب ایکه – آنهایند حزبهای (شکست خورده )
إِن كُلٌّ إِلَّا كَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقَّ عِقَابِ ﴿14﴾
14) نبودند همه (اهل آتش  ) مگر تکذیب کردند رسولان را پس محقق شد عقوبت من
وَمَا يَنظُرُ هَؤُلَاء إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً مَّا لَهَا مِن فَوَاقٍ ﴿15﴾
15) و انتظار نمی کشند اینها مگر نعره ای یگانه را- که نیست برای او از بالاتری (در هولناکی )
وَقَالُوا رَبَّنَا عَجِّل لَّنَا قِطَّنَا قَبْلَ يَوْمِ الْحِسَابِ ﴿16﴾
16) و گفتند پروردگار ما عجله کن برای ما جیره ما را ( از عذاب) قبل از دوران حساب
اصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَاذْكُرْ عَبْدَنَا دَاوُودَ ذَا الْأَيْدِ إِنَّهُ أَوَّابٌ ﴿17﴾
17) صبر کن بر آنچه که  می گویند و متذکر شو- پرستنده مان داود را که  دارای قوّتهاست  – همانا اوست مراجعت کننده (به حق )
إِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبَالَ مَعَهُ يُسَبِّحْنَ بِالْعَشِيِّ وَالْإِشْرَاقِ ﴿18﴾
18) همانا ما مسخر کردیم کوهها را با او – فعالیت می کنند به تارگاه (شب ) و طلوع  (روز )
وَالطَّيْرَ مَحْشُورَةً كُلٌّ لَّهُ أَوَّابٌ ﴿19﴾
19) و پرنده را محشور کرده شد- همگی برای او مراجعت کنندگانند
وَشَدَدْنَا مُلْكَهُ وَآتَيْنَاهُ الْحِكْمَةَ وَفَصْلَ الْخِطَابِ ﴿20﴾
20) شدت دادیم فرمانروائی او را و دادیم حکمت را و فصل الاخطاب (ا صول هدفدار)را
وَهَلْ أَتَاكَ نَبَأُ الْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُوا الْمِحْرَابَ ﴿21﴾
21) و آیا آمد ترا خبر مجادله کنند گان  – آنگاه که احاطه کردند محراب را
إِذْ دَخَلُوا عَلَى دَاوُودَ فَفَزِعَ مِنْهُمْ قَالُوا لَا تَخَفْ خَصْمَانِ بَغَى بَعْضُنَا عَلَى بَعْضٍ فَاحْكُم بَيْنَنَا بِالْحَقِّ وَلَا تُشْطِطْ وَاهْدِنَا إِلَى سَوَاء الصِّرَاطِ ﴿22﴾
22) آنگاه که داخل شدند بر داود پس وحشت کرد از ایشان گفتند نترس – دو مجادله  کننده ایم – که جویای (برتری طلبی ) کرد بعضیمان بر بعضی – پس حکم کن میان ما بحق - و از حد مگذر و هدایت کن ما را بسوی پردازش مسیر (حق)
إِنَّ هَذَا أَخِي لَهُ تِسْعٌ وَتِسْعُونَ نَعْجَةً وَلِيَ نَعْجَةٌ وَاحِدَةٌ فَقَالَ أَكْفِلْنِيهَا وَعَزَّنِي فِي الْخِطَابِ ﴿23﴾
23) همانا این برادر من است – برای اوست نود ونه میش و برای من  میش یکی – پس گفت – واگذار به من او را - و شرافت یافت مرا در خطاب (سخنوری )
قَالَ لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤَالِ نَعْجَتِكَ إِلَى نِعَاجِهِ وَإِنَّ كَثِيرًا مِّنْ الْخُلَطَاء لَيَبْغِي بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَقَلِيلٌ مَّا هُمْ وَظَنَّ دَاوُودُ أَنَّمَا فَتَنَّاهُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَخَرَّ رَاكِعًا وَأَنَابَ ﴿24﴾
24) گفت (داود ) البته به درستیکه ظلم کرد ترا - - به سئوال کردن میش تو بسوی میشهایش – و همانا بسیاری از آمیختگان – البته جویای (برتری طلبی) می شوند بعضیشان بر بعضی – مگر آنانکه ایمان آوردند و عمل کردند اصلاحات را – و اندک است آنچه که  ایشانند – و گمان کرد داود قطعاً گرفتار کردیم او را – پس استغفار کرد پروردگارش را و فرو آمد رکوع کنان  و جانشین کرد (حق را به باطل )
فَغَفَرْنَا لَهُ ذَلِكَ وَإِنَّ لَهُ عِندَنَا لَزُلْفَى وَحُسْنَ مَآبٍ ﴿25﴾
25) پس آمرزیدیم بر ای او آن را – و همانا برای او نزد ما البته تقربی است و نیکو بازگشتگاهی
يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُم بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعِ الْهَوَى فَيُضِلَّكَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذِينَ يَضِلُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ بِمَا نَسُوا يَوْمَ الْحِسَابِ ﴿26﴾
26) ای داود همانا ما قرار دادیم ترا خلیفه درزمین(بسبب رجوع مردم بتو) – پس حکم کن میان مردم به حق – و پیروی نکن هوس را – پس گمراه می کند ترااز جهت (حاکمیت ولایت جمهورمردم بجانشینی ازحاکمیت ولایت مطلقه ) خداوند – همانا آنانکه گمراه می شوند ازجهت (حاکمیت ولایت جمهورمردم بجانشینی ازحاکمیت ولایت مطلقه ) خداوند برای ایشان عذاب شدیدی است- بسبب آنچه که فراموش کردند دوران حساب را
وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاء وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا بَاطِلًا ذَلِكَ ظَنُّ الَّذِينَ كَفَرُوا فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ كَفَرُوا مِنَ النَّارِ ﴿27﴾
27) و خلق نکردیم آسمان و زمین را و آنچه که میان آندوست به باطل – آن است گمان آنانکه کافر شدند – پس وای برای آنانکه کافر شدند از آتش
أَمْ نَجْعَلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ كَالْمُفْسِدِينَ فِي الْأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِينَ كَالْفُجَّارِ ﴿28﴾
28) آیا قرار می دهیم آنان را که ایمان آوردند و عمل کردند اصلاحات را مانند فساد کنندگان در زمین – یا قرار می دهیم متقین را مانند فجّار (شکافندگان حدود الهی )
كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِّيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ ﴿29﴾
29) کتابی که نازل کردیم او را بسوی تو برکت داده شده است - تا تدبّر کنند آیاتش را و تا متذکر شوند دارندگان خردها
وَوَهَبْنَا لِدَاوُودَ سُلَيْمَانَ نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ ﴿30﴾
30) و عطاء کردیم به داود سلیمان را – آسوده  پرستنده است همانا او رجوع کننده است (به حق)
إِذْ عُرِضَ عَلَيْهِ بِالْعَشِيِّ الصَّافِنَاتُ الْجِيَادُ ﴿31﴾
31) آنگاه که عرضه کرده شد بر او تارگاه (شب) پیکر های جالب (اسبها )
فَقَالَ إِنِّي أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَيْرِ عَن ذِكْرِ رَبِّي حَتَّى تَوَارَتْ بِالْحِجَابِ ﴿32﴾
32) پس گفت همانا من دوستر شدم – دوستی خیر را – از ذکر پروردگارم تا پنهان شد (خورشید ) در حجاب
رُدُّوهَا عَلَيَّ فَطَفِقَ مَسْحًا بِالسُّوقِ وَالْأَعْنَاقِ ﴿33﴾
33) برگردانید او را (خورشید را ) پس شروع کرد به مسح کردن ساقها و گردنها (تیمم برای نماز )
وَلَقَدْ فَتَنَّا سُلَيْمَانَ وَأَلْقَيْنَا عَلَى كُرْسِيِّهِ جَسَدًا ثُمَّ أَنَابَ ﴿34﴾
34) و البته بدرستیکه گرفتار کردیم سلیمان را (با اسبها ) و انداختیم (او را ) بر کرسیش جسدی – سپس جانشین کرد (حق را بجای باطل)
قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَهَبْ لِي مُلْكًا لَّا يَنبَغِي لِأَحَدٍ مِّنْ بَعْدِي إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ ﴿35﴾
35) گفت (سلیمان ) پروردگار من بیامرز مرا (بترک اولی  نماز)- و عطاء کن برای من فرمانروائی که مطلوب نباشد   برای فردی (مثل به خدمت گرفتن جن   ) از بعد من و همانا تو – توئی عطاء کننده (خدا بخشش عطا کرد )
فَسَخَّرْنَا لَهُ الرِّيحَ تَجْرِي بِأَمْرِهِ رُخَاء حَيْثُ أَصَابَ ﴿36﴾
36) پس مسخر کردیم برای او باد را جاری می شود –  به امر او بسهولت هر سمتی که  اصابت  داد
وَالشَّيَاطِينَ كُلَّ بَنَّاء وَغَوَّاصٍ ﴿37﴾
37) و شیاطین ( از جن ) هر بنائی و غواصی
وَآخَرِينَ مُقَرَّنِينَ فِي الْأَصْفَادِ ﴿38﴾
38) و دیگران قرین کرده شدگان در دستبندها (برای خدمت )
هَذَا عَطَاؤُنَا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسَابٍ ﴿39﴾
39) این است عطاء ما – پس منت بگذار( بده بکسی)  - یا نگاهدار- بدون حساب
وَإِنَّ لَهُ عِندَنَا لَزُلْفَى وَحُسْنَ مَآبٍ ﴿40﴾
40) و همانا برای او نزد ما البته تقربی است و نیکو بازشتگاهی
وَاذْكُرْ عَبْدَنَا أَيُّوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطَانُ بِنُصْبٍ وَعَذَابٍ ﴿41﴾
41) و متذکر شو پرستنده ما ایوب را – آنگاه که ندا داد-  پروردگار من -همانا مرا-  درک کرد مرا - شیطان بگماشتنی ( از میکروب) و عذابی
ارْكُضْ بِرِجْلِكَ هَذَا مُغْتَسَلٌ بَارِدٌ وَشَرَابٌ ﴿42﴾
42) (گفتیم) بدو  بپایت (به چشمه ) این شستنی است خنک و آشامیدنی
وَوَهَبْنَا لَهُ أَهْلَهُ وَمِثْلَهُم مَّعَهُمْ رَحْمَةً مِّنَّا وَذِكْرَى لِأُوْلِي الْأَلْبَابِ ﴿43﴾
43) و عطاء کردیم برای او اهلش را و مثل ایشان را – با ایشان برحمتی از ما – تذکری برای صاحبان خرد
وَخُذْ بِيَدِكَ ضِغْثًا فَاضْرِب بِّهِ وَلَا تَحْنَثْ إِنَّا وَجَدْنَاهُ صَابِرًا نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ ﴿44﴾
44) و بگیر بدستت دسته ای (از علف) پس بزن بسبب او (همسرت رابشوخی  ) و خلاف نکن (سوگندت را ) – همانا ما یافتیم او را صبر کننده – آسوده پرستنده است – همانا اوست مراجعت کننده (به حق در رعایت حقوق زن  )
وَاذْكُرْ عِبَادَنَا إبْرَاهِيمَ وَإِسْحَقَ وَيَعْقُوبَ أُوْلِي الْأَيْدِي وَالْأَبْصَارِ ﴿45﴾
45) و متذکر شو پرستنده ما ابراهیم و اسحاق و یعقوب را دارندگان قوت و بینش ها  را
إِنَّا أَخْلَصْنَاهُم بِخَالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّارِ ﴿46﴾
46) همانا ما خالص کردیم ایشان را به خلوص تذکر سرای (آخرت)
وَإِنَّهُمْ عِندَنَا لَمِنَ الْمُصْطَفَيْنَ الْأَخْيَارِ ﴿47﴾
47) و همانا ایشان نزد ما البته از برگزیدگان بهترینند
وَاذْكُرْ إِسْمَاعِيلَ وَالْيَسَعَ وَذَا الْكِفْلِ وَكُلٌّ مِّنْ الْأَخْيَارِ ﴿48﴾
48) و متذکر شو – اسماعیل و یسع و ذالکفل را و همه از بهترینند
هَذَا ذِكْرٌ وَإِنَّ لِلْمُتَّقِينَ لَحُسْنَ مَآبٍ ﴿49﴾
49) این تذکری است – و همانا برای متقین است البته نیکو بازگشتی
جَنَّاتِ عَدْنٍ مُّفَتَّحَةً لَّهُمُ الْأَبْوَابُ ﴿50﴾
50) بهشتهای دائمی که گشوده است برای ایشان درب ها را
مُتَّكِئِينَ فِيهَا يَدْعُونَ فِيهَا بِفَاكِهَةٍ كَثِيرَةٍ وَشَرَابٍ ﴿51﴾
51) تکیه زنندگانند در او دعوت می کنند در او به خوشکامی بسیار و نوشیدنی
وَعِندَهُمْ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ أَتْرَابٌ ﴿52﴾
52) و نزد ایشان است کوتاه کنندگان پلک ( اماده خدمت  ) و شکیل
هَذَا مَا تُوعَدُونَ لِيَوْمِ الْحِسَابِ ﴿53﴾
53) این است – آنچه که وعده داده می شدید برای دوران حساب
إِنَّ هَذَا لَرِزْقُنَا مَا لَهُ مِن نَّفَادٍ ﴿54﴾
54) همانا این است - البته رزق ما که نیست برای او از پایانی
هَذَا وَإِنَّ لِلطَّاغِينَ لَشَرَّ مَآبٍ ﴿55﴾
55) این است (برای اهل حق ) و همانا برای سرکشی کنندگان البته تباه بازگشتگاهی است
جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَهَا فَبِئْسَ الْمِهَادُ ﴿56﴾
56) جهنم است – ملزم می شوند به او – پس آسیبدار گهواره است
هَذَا فَلْيَذُوقُوهُ حَمِيمٌ وَغَسَّاقٌ ﴿57﴾
57) این است ( جزایشان ) پس باید بچشند او را که گرم تیره  است
وَآخَرُ مِن شَكْلِهِ أَزْوَاجٌ ﴿58﴾
58) و دیگر از شکل او لنگه هائی است
هَذَا فَوْجٌ مُّقْتَحِمٌ مَّعَكُمْ لَا مَرْحَبًا بِهِمْ إِنَّهُمْ صَالُوا النَّارِ ﴿59﴾
59) این است فوجی متصرف شده با شما ( در جهنم ) نیست  وسعتی به ایشان – همانا ایشان ملزم شدند آتش را
قَالُوا بَلْ أَنتُمْ لَا مَرْحَبًا بِكُمْ أَنتُمْ قَدَّمْتُمُوهُ لَنَا فَبِئْسَ الْقَرَارُ ﴿60﴾
60) گفتند بلکه شمائید – که نیست وسعتی به شما – شما تقدیم کردید او را برای ما – پس آسیبدار قرارگاه است
قَالُوا رَبَّنَا مَن قَدَّمَ لَنَا هَذَا فَزِدْهُ عَذَابًا ضِعْفًا فِي النَّارِ ﴿61﴾
61) گفتند پروردگار ما-  کسی که تقدیم کرد برای ما این را-  پس زیاد کن او را عذابی مضاعف در آتش
وَقَالُوا مَا لَنَا لَا نَرَى رِجَالًا كُنَّا نَعُدُّهُم مِّنَ الْأَشْرَارِ ﴿62﴾
62) و گفتند چیست برای ما که نمی بینیم انسانهائی را که بودیم می شمردیمشان از تباهکاران
أَتَّخَذْنَاهُمْ سِخْرِيًّا أَمْ زَاغَتْ عَنْهُمُ الْأَبْصَارُ ﴿63﴾
63) گرفتیم ایشان را  به استهزاء – یا مایل شد از ایشان بینشها
إِنَّ ذَلِكَ لَحَقٌّ تَخَاصُمُ أَهْلِ النَّارِ ﴿64﴾
64) همانا آن البته حق است – که مجادله کردند اهل آتش
قُلْ إِنَّمَا أَنَا مُنذِرٌ وَمَا مِنْ إِلَهٍ إِلَّا اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ ﴿65﴾
65) بگو قطعاً من اخطار کننده ام – و نیست از الهی (مطلقی ) مگر خداوند که واحد قهار  است
رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا الْعَزِيزُ الْغَفَّارُ ﴿66﴾
66) پروردگار آسمانها و زمین و آنچه که میان آندوست که شرافتمند آمرزنده است
قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِيمٌ ﴿67﴾
67) بگو او خبری عظیم است
أَنتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ ﴿68﴾
68) شما از او اعراض کنندگانید
مَا كَانَ لِي مِنْ عِلْمٍ بِالْمَلَإِ الْأَعْلَى إِذْ يَخْتَصِمُونَ ﴿69﴾
69) نبود برای من از علمی به جماعت متعالی(فرشتگان حا مل عرش = حیات  که بر روی کره زمین است   در مورد خلیفه الهی  بشر بر زمین  )  آنگاه که مجادله می کردند
إِن يُوحَى إِلَيَّ إِلَّا أَنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُّبِينٌ ﴿70﴾
70) وحی کرده نمی شود بسوی من-  مگر - قطعاً من اخطار کننده ای شفافم
إِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِن طِينٍ ﴿71﴾
71) آنگاه که گفت پروردگارت برای فرشتگان – همانا من خلق کننده ام بشری از گِل
فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ ﴿72﴾
72) پس آنگاه که پردازش کردم او را و دمیدم در او از روحم(قانون هستی  )– پس واقع شوید برای او سجده کنندگان (قبول کنندگان )
فَسَجَدَ الْمَلَائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ ﴿73﴾
73) پس سجده کردند (قبول کردند ) فرشتگان همه ایشان جملگی
إِلَّا إِبْلِيسَ اسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنْ الْكَافِرِينَ ﴿74﴾
74) مگر ابلیس ( سراسیمه) تکبر کرد و بود از کافران
قَالَ يَا إِبْلِيسُ مَا مَنَعَكَ أَن تَسْجُدَ لِمَا خَلَقْتُ بِيَدَيَّ أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنتَ مِنَ الْعَالِينَ ﴿75﴾
75) گفت (خداوند ) ای ابلیس چه منع کرد ترا اینکه سجده کنی برای آنچه که خلق کردم به دو دستانم (قدرت و رحمت ) – تکبر کردی یا بودی از متعالیها (فرشتگان عرش = حیات)
قَالَ أَنَا خَيْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِي مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِينٍ ﴿76﴾
76) گفت (ابلیس) من بهترم از او – خلق کردی  مرا از آتش و خلق کردی او را از گِل
قَالَ فَاخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّكَ رَجِيمٌ ﴿77﴾
77) گفت (خداوند ) پس بیرون شو از او (از مقامت ) پس همانا تو پرتاب شده ای
وَإِنَّ عَلَيْكَ لَعْنَتِي إِلَى يَوْمِ الدِّينِ ﴿78﴾
78) و همانا بر تو است لعنت من تا دوران  دین ( حاکمیت قانون حق )
قَالَ رَبِّ فَأَنظِرْنِي إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿79﴾
79) گفت (ابلیس) پروردگار من - پس مهلت بده مرا تا دورانی که منبعث کرده  می شوند (مردگان)
قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِينَ ﴿80﴾
80) گفت (خداوند ) پس همانا تو از مهلت داده شدگانی
إِلَى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ ﴿81﴾
81) تا دوران وقت معلوم (ظهور مهدی  و عیسی )
قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿82﴾
82) گفت (ابلیس) پس سوگند به شرف تو البته نقص جو می کنم ایشان را همگی
إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ ﴿83﴾
83) مگر پرستندگانت از ایشان را که خالص کرده شدگانند
قَالَ فَالْحَقُّ وَالْحَقَّ أَقُولُ ﴿84﴾
84) گفت (خداوند ) پس حق است – و حق می گویم
       لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنكَ وَمِمَّن تَبِعَكَ مِنْهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿85﴾
85) البته پر می کنم حتماً جهنم را از تو و از کسانی که پیروی کرد ترا - از ایشان همگی
قُلْ مَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُتَكَلِّفِينَ ﴿86﴾
86) بگو (ای رسول) سئوال نمی کنم شما را  بر او (بر تبلیغ ) از مزدی و نیستم من از تکلیف کنندگان ( بر مردم باید و نبایدی را )
إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ ﴿87﴾
87) نیست او (قرآن ) مگر تذکری برای جهانیان
وَلَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُ بَعْدَ حِينٍ ﴿88﴾
88) و البته علم می یابید حتماً خبر او را (قرآن را ) بعد از وقتی



                                                          


ســـوره الزمر(39)
بخش فوج
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
بنام خداوند بخشاینده بخشایشگر
            

          تَنزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ ﴿1﴾
1)     نازل کردن کتاب از خداوند شرافتمند حکیم است
إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ فَاعْبُدِ اللَّهَ مُخْلِصًا لَّهُ الدِّينَ ﴿2﴾
2)     همانا ما نازل کردیم بسوی تو کتاب را به حق – پس پرستش کن خداوند را خالص کننده برای او  دین (قانون حق ) را
أَلَا لِلَّهِ الدِّينُ الْخَالِصُ وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِيَاء مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فِي مَا هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي مَنْ هُوَ كَاذِبٌ كَفَّارٌ ﴿3﴾
3)   آگاه باشید که برای خداوند است  دین (قانون حق ) خالص- و آنانکه گرفتند از غیر او را  اولیائی – (گفتند ) نمی پرستیم ایشان را مگر تا مقرب کنند ما را بسوی خداوند نزدیک کردنی – همانا خداوند حکم می کند میانشان در آنچه که  در او اختلاف می کنند – همانا خداوند هدایت نمی کند کسی را که او دروغگوی کافر است
لَوْ أَرَادَ اللَّهُ أَنْ يَتَّخِذَ وَلَدًا لَّاصْطَفَى مِمَّا يَخْلُقُ مَا يَشَاء سُبْحَانَهُ هُوَ اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ ﴿4﴾
4)   اگر اراده می کرد خداوند اینکه بگیرد نوزادی را (بشراکت ) البته بر می گزید از آنچه که خلق کرد آنچه را که می خواهد – فعال (مطلق) اوست – اوست خداوند واحد  قهار  
خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ يُكَوِّرُ اللَّيْلَ عَلَى النَّهَارِ وَيُكَوِّرُ النَّهَارَ عَلَى اللَّيْلِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُسَمًّى أَلَا هُوَ الْعَزِيزُ الْغَفَّارُ ﴿5﴾
5)   خلق کرد آسمانها و زمین را به حق – می پیچاند شب را بر روز – و می پیچاند روز را بر شب – و مسخر کرد خورشید و ماه را – هر (کدام) جاری می شود برای اجلی نامبرده شده - آگاه باشید او شرافتمند آمرزنده است
خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَأَنزَلَ لَكُم مِّنْ الْأَنْعَامِ ثَمَانِيَةَ أَزْوَاجٍ يَخْلُقُكُمْ فِي بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ خَلْقًا مِن بَعْدِ خَلْقٍ فِي ظُلُمَاتٍ ثَلَاثٍ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ ﴿6﴾
6)   خلق کرد شما را از نفس واحد ی ( از ماده و روح ) سپس قرار داد از او لنگه اش را و نازل کرد برای شما از انعام (گاو –گوسفند – شتر –بز – خر – اسب – سگ – ماکیان) هشت لنگه -  خلق می کند شما را در شکم مادرانتان خلق کردنی – از بعد خلق کردنی در تاریکیهای سه گانه (پوست– مشمیه – رحم ) آن است شما را خداوند – پروردگارتان برای اوست فرمانروائی- نیست الهی ( مطلقی ) مگر او – پس چگونه منصرف  می شوید
إِن تَكْفُرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنكُمْ وَلَا يَرْضَى لِعِبَادِهِ الْكُفْرَ وَإِن تَشْكُرُوا يَرْضَهُ لَكُمْ وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى ثُمَّ إِلَى رَبِّكُم مَّرْجِعُكُمْ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ﴿7﴾
7)   چنانچه کافر شوید – پس همانا خداوند غنی از شماست و راضی نمی شود برای پرستندگانش  کفر را و چنانچه  شکر کنید  راضی می شود  برای شما – و بار نمی برد – بار برنده ای – بار دیگری را – سپس بسوی پروردگارتان است مراجعت کردن شما – پس خبر می دهد شما را بآنچه که بودید عمل می کردید – همانا او عالم به دارائی سینه هاست
وَإِذَا مَسَّ الْإِنسَانَ ضُرٌّ دَعَا رَبَّهُ مُنِيبًا إِلَيْهِ ثُمَّ إِذَا خَوَّلَهُ نِعْمَةً مِّنْهُ نَسِيَ مَا كَانَ يَدْعُو إِلَيْهِ مِن قَبْلُ وَجَعَلَ لِلَّهِ أَندَادًا لِّيُضِلَّ عَن سَبِيلِهِ قُلْ تَمَتَّعْ بِكُفْرِكَ قَلِيلًا إِنَّكَ مِنْ أَصْحَابِ النَّارِ ﴿8﴾
8)   و آنگاه که درک کرد انسان را ضرری دعوت کرد پروردگارش را جانشین کننده (حق بجای  باطل ) بسوی او – سپس آنگاه که امکان داد او را به نعمتی از او – فراموش کرد آنچه راکه  بود دعوت می کرد بسوی او از قبل – و قرار داد برای خداوند همتایانی تا گمراه کند از جهت (حاکمیت ولایت جمهورمردم بجانشینی از حاکمیت ولایت مطلقه ) او - بگو بهره مند شو- به کفرت اندکی – همانا توئی از اهل آتش
أَمَّنْ هُوَ قَانِتٌ آنَاء اللَّيْلِ سَاجِدًا وَقَائِمًا يَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَيَرْجُو رَحْمَةَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ ﴿9﴾
9)   یا کسی که اوست فروتن اوقا ت شب سجده کننده و ایستاده حراست می کند (خود را ) از آخرت و امید دارد رحمت پروردگارش را – بگو آیا مساوی است آنانکه علم دارند و آنانکه علم ندارند قطعاً متذکر می شوند دارندگان خردها
قُلْ يَا عِبَادِ الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا رَبَّكُمْ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ وَأَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةٌ إِنَّمَا يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُم بِغَيْرِ حِسَابٍ ﴿10﴾
10)            بگو ای پرستندگان من – آنانکه ایمان آوردید – تقوا داشته باشید ( باحفظ اصول راهنمای حق در اندیشه و عمل ) پروردگارتان را برای آنانکه نیکوئی کردند دراین دنیا - نیکوئی است و زمین خداوند وسیع است – قطعاً تمام داده می شود به صبر کنندگان مزدشان بدون حساب
قُلْ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ مُخْلِصًا لَّهُ الدِّينَ ﴿11﴾
11) بگو همانا من امرکرده شدم اینکه پرستش کنم خداوند را خالص کننده برای او  دین (قانون حق ) را
وَأُمِرْتُ لِأَنْ أَكُونَ أَوَّلَ الْمُسْلِمِينَ ﴿12﴾
12)                        و امر کرده شدم برای اینکه شوم اول اسلام آورندگان
قُلْ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ ﴿13﴾
13) بگو همانا من می ترسم چنانچه سرپیچی کردم پروردگارم را از عذاب دورانی عظیم
قُلِ اللَّهَ أَعْبُدُ مُخْلِصًا لَّهُ دِينِي ﴿14﴾
14) بگو خداوند را پرستش می کنم خالص کننده برای او  دینم( قانون حقم) را
فَاعْبُدُوا مَا شِئْتُم مِّن دُونِهِ قُلْ إِنَّ الْخَاسِرِينَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ وَأَهْلِيهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَلَا ذَلِكَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِينُ ﴿15﴾
15) پس پرستش کنید آنچه را که خواستید از غیر او – بگو همانا بازندگان آنانند که باختند خودهایشان را و اهلشان را به دوران قیامت – آگاه باشید – آن اوست که باختن شفافی است
لَهُم مِّن فَوْقِهِمْ ظُلَلٌ مِّنَ النَّارِ وَمِن تَحْتِهِمْ ظُلَلٌ ذَلِكَ يُخَوِّفُ اللَّهُ بِهِ عِبَادَهُ يَا عِبَادِ فَاتَّقُونِ ﴿16﴾
16) برای ایشان است از فوقشان    تداومهای    از آتش و از تحت شان تداومهای – آن است که می ترساند خداوند به او پرستندگانش را – ای پرستندگان من پس تقوا داشته باشید (اصول راهنمای حق را در اندیشه و عمل حفظ کنید )
وَالَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَن يَعْبُدُوهَا وَأَنَابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرَى فَبَشِّرْ عِبَادِ ﴿17﴾
17)  و آنانکه اجتناب کردند از طاغوت (مطلق ا لعنان ) اینکه پرستش کنند او را و جانشین کردند (طاغوت مطلق العنان را ) بسوی خداوند (مطلق  فعال حقیقی)برای ایشان است بشارتی – پس بشارت بده – پرستندگانم را
الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ ﴿18﴾
18) آنانکه می شنوند گفتار(همه انسانها )را پس پیروی می کنند نیکوترینش را-  آنها – آنانند که هدایت کرد ایشان را خداوند – و آنها - ایشانند که دارندگان خردهایند
أَفَمَنْ حَقَّ عَلَيْهِ كَلِمَةُ الْعَذَابِ أَفَأَنتَ تُنقِذُ مَن فِي النَّارِ ﴿19﴾
19) ایا پس کسی که محقق شد بر او کلمه عذاب – آیا پس تو نجات می دهی کسی را که در آتش است
لَكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ لَهُمْ غُرَفٌ مِّن فَوْقِهَا غُرَفٌ مَّبْنِيَّةٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَعْدَ اللَّهِ لَا يُخْلِفُ اللَّهُ الْمِيعَادَ ﴿20﴾
20) لکن انانکه متقی شدند ( با حفظ اصول راهنمای حق ) پروردگارشان -  برای ایشان(در بهشت) اتاقهایی است که از فوقش اتاقهایی بنا کرده شده است – جاری می شود از زیر او رودها- وعده خداوند است – تخلف نمی کند خداوند وعده را
أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَسَلَكَهُ يَنَابِيعَ فِي الْأَرْضِ ثُمَّ يُخْرِجُ بِهِ زَرْعًا مُّخْتَلِفًا أَلْوَانُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَجْعَلُهُ حُطَامًا إِنَّ فِي ذَلِكَ لَذِكْرَى لِأُوْلِي الْأَلْبَابِ ﴿21﴾
21) آیا ندیدی همانا خداوند نازل کرد از آسمان آبی را پس داخل   کرد او را به چشمه هایی در زمین – سپس بیرون می آورد بسبب او زراعتی را که مختلف است رنگهایش – سپس پژمرده می کند – پس می بینی  او را که زرد شده – سپس قرار می دهد اور ا خرد شده ها – همانا در آن است البته تذکری برای دارندگان خردها
أَفَمَن شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ فَهُوَ عَلَى نُورٍ مِّن رَّبِّهِ فَوَيْلٌ لِّلْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُم مِّن ذِكْرِ اللَّهِ أُوْلَئِكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ ﴿22﴾
22) آیا پس کسی را که تفصیل  داد خداوند سینه او را برای اسلام – پس اوست بر نوری از پروردگارش – پس وای است برای قساوت کنندگان قلبهایشان از (فراموشی) ذکر خداوند - آنهایند در گمراهی شفاف
اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتَابًا مُّتَشَابِهًا مَّثَانِيَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَقُلُوبُهُمْ إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ ذَلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشَاء وَمَن يُضْلِلْ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ ﴿23﴾
23) خداوند است که نازل کرد نیکوترین حدیث را کتابی که متشابه دو تائی ( تبیین حق و باطل )است -  می لرزد از او پوستهای آنانکه می هراسند پروردگارشان را سپس نرم می شود پوستهایشان و دلهایشان بسوی ذکر خداوند – آن است هدایت خداوند که هدایت می کند بسبب او کسی را که می خواهد – و هرکس را گمراه کند -خداوند پس نیست برای او از هدایت کننده ای
أَفَمَن يَتَّقِي بِوَجْهِهِ سُوءَ الْعَذَابِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَقِيلَ لِلظَّالِمِينَ ذُوقُوا مَا كُنتُمْ تَكْسِبُونَ ﴿24﴾
24) آیا پس کسی متقی می شود (با حفظ اصول راهنمای حق در اندیشه و عمل ) به جهتش ( در دنیا ) از بدی عذاب دوران قیامت (برابر است با کسی که متقی نبود) و گفته شد برای ظالمان بچشید بآنچه که بودید کسب می کردید ( در دنیا)
كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَأَتَاهُمْ الْعَذَابُ مِنْ حَيْثُ لَا يَشْعُرُونَ ﴿25﴾
25) تکذیب کردند آنانکه از قبل ایشانند – پس آمد ایشان را عذاب از سمتی که شعور ندارند
فَأَذَاقَهُمُ اللَّهُ الْخِزْيَ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ ﴿26﴾
26) پس چشانید ایشان را خداوند خواری در زندگانی دنیا – و البته عذاب آخرت بزرگتر است – اگر بودند که علم می داشتند
وَلَقَدْ ضَرَبْنَا لِلنَّاسِ فِي هَذَا الْقُرْآنِ مِن كُلِّ مَثَلٍ لَّعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ ﴿27﴾
27) و البته بدرستیکه زدیم برای مردم در این قرآن از هر مثلی – شاید ایشان متذکر شوند
قُرآنًا عَرَبِيًّا غَيْرَ ذِي عِوَجٍ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ ﴿28﴾
28) قرآنی عربی (مدنی ) بدون دارای کجی – شاید ایشان متقی شوند
ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا رَّجُلًا فِيهِ شُرَكَاء مُتَشَاكِسُونَ وَرَجُلًا سَلَمًا لِّرَجُلٍ هَلْ يَسْتَوِيَانِ مَثَلًا الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ ﴿29﴾
29) زد خداوند مثلی را – انسانی که دراو ست  شریکانی تندخوئی کنندگان (در روابط ) و انسانی که سالم است ( در روابط)بر ای انسانی – آیا متساویند در مثل – ستایش برای خداوند است- بلکه اکثرشان علم ندارند
إِنَّكَ مَيِّتٌ وَإِنَّهُم مَّيِّتُونَ ﴿30﴾
30) همانا (تو) میرنده ای و همانا ایشان میرندگانند
ثُمَّ إِنَّكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عِندَ رَبِّكُمْ تَخْتَصِمُونَ ﴿31﴾
31) سپس همانا شما بدوران قیامت نزد پروردگارتان مجادله می کنید
فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن كَذَبَ عَلَى اللَّهِ وَكَذَّبَ بِالصِّدْقِ إِذْ جَاءهُ أَلَيْسَ فِي جَهَنَّمَ مَثْوًى لِّلْكَافِرِينَ ﴿32﴾
32) پس کیست ظالمتر از کسی که دروغ گفت بر خداوند و تکذیب کرد بسببی صدق را (قرآن را ) آنگاه که آمد او را – آیا نیست در جهنم اقامتگاهی برای کافران
وَالَّذِي جَاء بِالصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِهِ أُوْلَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ ﴿33﴾
33) و آنکه آورد صدق (قرآن ) را و تصدیق کرد بسببی او را - آنها – ایشانند که متقی اند
لَهُم مَّا يَشَاءونَ عِندَ رَبِّهِمْ ذَلِكَ جَزَاء الْمُحْسِنِينَ ﴿34﴾
34) برای ایشان است آنچه که می خواهند نزد پروردگارشان – آن است جزای نیکوکاران
لِيُكَفِّرَ اللَّهُ عَنْهُمْ أَسْوَأَ الَّذِي عَمِلُوا وَيَجْزِيَهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ الَّذِي كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿35﴾
35) تا بزداید خداوند از ایشان بدترین آنکه عمل کردند و جزا دهد ایشان را – مزدشان را به نیکوترین آنکه بودند عمل می کردند
أَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ وَيُخَوِّفُونَكَ بِالَّذِينَ مِن دُونِهِ وَمَن يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ ﴿36﴾
36) آیا نیست خداوند کفایت کننده  بپرستنده اش – و می ترسانند ترا به آنانکه از غیر اویند ( در مطلقیت ) وهر کس را گمراه کند خداوند پس نیست برای او از هدایت کننده ای
وَمَن يَهْدِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِن مُّضِلٍّ أَلَيْسَ اللَّهُ بِعَزِيزٍ ذِي انتِقَامٍ ﴿37﴾
37) وهر کس را هدایت کند خداوند - پس نیست برای او از گمراه کننده ای- آیا نیست خداوند شرافتمند دارای انتقام
وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ قُلْ أَفَرَأَيْتُم مَّا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ إِنْ أَرَادَنِيَ اللَّهُ بِضُرٍّ هَلْ هُنَّ كَاشِفَاتُ ضُرِّهِ أَوْ أَرَادَنِي بِرَحْمَةٍ هَلْ هُنَّ مُمْسِكَاتُ رَحْمَتِهِ قُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ عَلَيْهِ يَتَوَكَّلُ الْمُتَوَكِّلُونَ ﴿38﴾
38) و البته چنانچه سئوال کردی ایشان(مشرکان = مطلق العنان وکافران = منکر حق و حقوق انسان )  را – کیست که خلق کرد آسمانها و زمین را – البته می گویند حتماً خداوند – بگو آیا پس دیدید آنچه را که دعوت می کنید از غیر خداوند را(به مطلقیت )  – چنانچه خواست مرا خداوند به ضرری آیا ایشان برطرف کننده اند ضرر او را – یا خواست مرا به رحمتی آیا ایشانند نگاهدارندگان رحمتش – بگو کافی است مرا خداوند – بر او توکل می کنند – توکل کنندگان
قُلْ يَا قَوْمِ اعْمَلُوا عَلَى مَكَانَتِكُمْ إِنِّي عَامِلٌ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ ﴿39﴾
39) بگو ای قوم من عمل کنید بر امکاناتتان همانا من عمل کننده ام – پس بزودی علم می یابید
مَن يَأْتِيهِ عَذَابٌ يُخْزِيهِ وَيَحِلُّ عَلَيْهِ عَذَابٌ مُّقِيمٌ ﴿40﴾
40) کسی را که می آیدش عذابی  -  خوار می کند او را – و جای می گیرد بر او عذابی پایدار
إِنَّا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ لِلنَّاسِ بِالْحَقِّ فَمَنِ اهْتَدَى فَلِنَفْسِهِ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِوَكِيلٍ ﴿41﴾
41) همانا ما نازل کردیم بر تو کتاب را (برنامه زندگی را ) برای مردم بحق - پس کسی که هدایت یافت برای خودش است – و کسی که گمراه شد پس قطعاً گمراه می شود بر او (برخودش) – و نیستی تو بر ایشان وکیل
اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنفُسَ حِينَ مَوْتِهَا وَالَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنَامِهَا فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضَى عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَيُرْسِلُ الْأُخْرَى إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ ﴿42﴾
42) خداوند تمام می کند (عمر ) نفسها را وقت مردنش - و آنکه نمرد در خوابش – پس نگاه می دارد آنکه فیصله داد بر او مرگ را – و می فرستد دیگری را تا اجل نامبرده شده ای همانا در آن البته آیاتی است برای قومی که تفکر می کنند
أَمِ اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ شُفَعَاء قُلْ أَوَلَوْ كَانُوا لَا يَمْلِكُونَ شَيْئًا وَلَا يَعْقِلُونَ ﴿43﴾
43) یا گرفتند از غیر خداوند را  شفیعانی  – بگو-  آیا - و اگر که بودند مالک نمی شدند چیزی را و تعقل نمی کردند
قُل لِّلَّهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعًا لَّهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿44﴾
44) بگو برای خداوند است شفاعت همگی – برای اوست فرمانروائی آسمانها و زمین – سپس بسوی او مراجعت کرده می شوید
وَإِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَإِذَا ذُكِرَ الَّذِينَ مِن دُونِهِ إِذَا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ ﴿45﴾
45) و آنگاه که ذکر کرده شد خداوند به وحدتش – به چندش آمد دلهای آنانکه ایمان نمی آوردند به آخرت – و آنگاه که ذکر کرده شدند – آنانکه از غیر اویند – آنگاه ایشان بشارت می یابند  
قُلِ اللَّهُمَّ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ عَالِمَ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ أَنتَ تَحْكُمُ بَيْنَ عِبَادِكَ فِي مَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ ﴿46﴾
46) بگو خداوندا – هویت دهنده آسمانها و زمین عالم غیب و شهودی – توحکم می کنی میان پرستندگانت در آنچه که بودند در او اختلاف می کردند
وَلَوْ أَنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا وَمِثْلَهُ مَعَهُ لَافْتَدَوْا بِهِ مِن سُوءِ الْعَذَابِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَبَدَا لَهُم مِّنَ اللَّهِ مَا لَمْ يَكُونُوا يَحْتَسِبُونَ ﴿47﴾
47) و اگر همانا برای آنانکه ظلم کردند – آنچه که  در آسمانها و زمین است همگی را و مانند او را با او - البته فدیه (عوض ) می دادند به او (به رهائی ) از بدی عذاب دوران قیامت  (قبول نمی شد ) و ظاهر شد برای ایشان از خداوند آنچه را که نبودند می پنداشتند
وَبَدَا لَهُمْ سَيِّئَاتُ مَا كَسَبُوا وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُون ﴿48﴾
48) و ظاهر شد برای ایشان بدیهای - آنچه که کسب کردند و فرا گرفت به ایشان آنچه که  بودند به او استهزاء می کردند
فَإِذَا مَسَّ الْإِنسَانَ ضُرٌّ دَعَانَا ثُمَّ إِذَا خَوَّلْنَاهُ نِعْمَةً مِّنَّا قَالَ إِنَّمَا أُوتِيتُهُ عَلَى عِلْمٍ بَلْ هِيَ فِتْنَةٌ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ ﴿49﴾
49) پس آنگاه که درک کرد انسان را ضرری دعوت کرد ما را- سپس آنگاه که امکان دادیم او را به نعمتی از ما – گفت قطعاً داده شدم او را بر علمی – بلکه او گرفتاری است و لکن اکثرشان علم ندارند
قَدْ قَالَهَا الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَمَا أَغْنَى عَنْهُم مَّا كَانُوا يَكْسِبُونَ ﴿50﴾
50) بدرستیکه گفتند او را – آنانکه از قبلشانند – پس کفایت نکرد از ایشان آنچه که  بودند کسب می کردند
فَأَصَابَهُمْ سَيِّئَاتُ مَا كَسَبُوا وَالَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْ هَؤُلَاء سَيُصِيبُهُمْ سَيِّئَاتُ مَا كَسَبُوا وَمَا هُم بِمُعْجِزِينَ ﴿51﴾
51) پس اصابت کرد ایشان را بدیهای آنچه که کسب کردند – و آنانکه ظلم کردند از اینها بزودی اصابت می کند ایشان را بدیهای آنچه که کسب کردند – و نیستند ایشان بسببی عاجز کنندگان (خداوند را  )
أَوَلَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاء وَيَقْدِرُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ﴿52﴾
52)   آیا و علم نداشتند همانا خداوند گسترش  می دهد رزق را برای کسی که می خواهد و اندازه می کند – همانا درآن البته آیاتی است برای قومی که ایمان می آورند
قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ﴿53﴾
53) بگو ای پرستندگان من – آنانکه اسراف کردند بر خودهایشان – دلسرد نشوید از رحمت خداوند- همانا خداوند می آمرزد بزهکاریها را همگی   (در دنیا با توبه )– همانا او آمرزنده بخشایشگر است
وَأَنِيبُوا إِلَى رَبِّكُمْ وَأَسْلِمُوا لَهُ مِن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ ثُمَّ لَا تُنصَرُونَ ﴿54﴾
54) و جانشین کنید (حق را به جای باطل ) بسوی پروردگارتان و اسلام آورید برای او از قبل اینکه بیاید شما را عذاب – سپس یاری کرده نمی شوید
وَاتَّبِعُوا أَحْسَنَ مَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ العَذَابُ بَغْتَةً وَأَنتُمْ لَا تَشْعُرُونَ ﴿55﴾
55) و پیروی کنید نیکوترین آنچه را  که  نازل کرده شد بسوی شما از پروردگارتان از قبل اینکه بیاید شما را عذاب ناگهانی و شما شعور ندارید
أَن تَقُولَ نَفْسٌ يَا حَسْرَتَى علَى مَا فَرَّطتُ فِي جَنبِ اللَّهِ وَإِن كُنتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ ﴿56﴾
56) اینکه (مبادا)بگوید  شخصی(درقیامت) ای دریغا- بر آنچه که کوتاهی کردم در کنار خداوند و چنانچه بودیم البته از استهزاء کنندگان
       أَوْ تَقُولَ لَوْ أَنَّ اللَّهَ هَدَانِي لَكُنتُ مِنَ الْمُتَّقِينَ ﴿57﴾
57) یا بگوید – اگر همانا خداوند هدایت می کرد مرا البته بودم از متقین (از حفظ کنندگان اصول راهنمای حق در اندیشه و عمل )
أَوْ تَقُولَ حِينَ تَرَى الْعَذَابَ لَوْ أَنَّ لِي كَرَّةً فَأَكُونَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ ﴿58﴾
58) یا بگوید وقتی که می بیند عذاب را – اگر همانا برای من (باشد )تکراری – پس می شوم از نیکوکاران
بَلَى قَدْ جَاءتْكَ آيَاتِي فَكَذَّبْتَ بِهَا وَاسْتَكْبَرْتَ وَكُنتَ مِنَ الْكَافِرِينَ ﴿59﴾
59) آری – بدرستیکه آمد ترا آیات من – پس تکذیب کردی بسببی او را و تکبر کردی و بودی از کافران
وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ تَرَى الَّذِينَ كَذَبُواْ عَلَى اللَّهِ وُجُوهُهُم مُّسْوَدَّةٌ أَلَيْسَ فِي جَهَنَّمَ مَثْوًى لِّلْمُتَكَبِّرِينَ ﴿60﴾
60) و بدوران قیامت می بینی آنان را که دروغ بستند بر خداوند – رویهایشان را سیاه شده – آیا نیست در جهنم اقامتگاه برای متکبران
وَيُنَجِّي اللَّهُ الَّذِينَ اتَّقَوا بِمَفَازَتِهِمْ لَا يَمَسُّهُمُ السُّوءُ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿61﴾
61) و نجات می دهد خداوند آنان را که متقی شدند ( در دنیا ) بسبب پیروزیهایشان – درک نمی کند ایشان را بدی – و نه ایشان اندوهگین می شوند
اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ ﴿62﴾
62) خداوند خالق همه چیز است – و او بر همه چیز وکیل است
لَهُ مَقَالِيدُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ اللَّهِ أُوْلَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ ﴿63﴾
63) برای اوست کلید  های اسمانها و زمین – و آنانکه کافر شدند به آیات خداوند آنها – ایشانند که بازندگانند
قُلْ أَفَغَيْرَ اللَّهِ تَأْمُرُونِّي أَعْبُدُ أَيُّهَا الْجَاهِلُونَ ﴿64﴾
64) بگو آیا پس غیر خداوند را امر می کنید بمن  که بپرستم ای جاهلان
وَلَقَدْ أُوحِيَ إِلَيْكَ وَإِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَلَتَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ ﴿65﴾
65) و البته بدرستیکه وحی کرده شد بسوی تو - و بسوی آنانکه از قبل تواند- البته چنانچه شرک ورزیدی – البته هدر می رود حتماً عمل تو و البته می شوی حتماً از بازندگان
بَلِ اللَّهَ فَاعْبُدْ وَكُن مِّنْ الشَّاكِرِينَ ﴿66﴾
66) بلکه خداوند را پس پرستش کن -  و بشو از شکرکنندگان
وَمَا قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ وَالْأَرْضُ جَمِيعًا قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَالسَّماوَاتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِهِ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ ﴿67﴾
67) و اندازه نکردند خداوند را حق اندازه کردنش  (چون  مطلق بی نهایت است) و زمین همگی در قبضه  (اراده ) اوست بدوران قیامت – و آسمانها ضمیمه شدگانند به اختیاراو – فعّال (مطلق) اوست و متعالی است از آنچه که شرک می ورزند
وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَصَعِقَ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَمَن فِي الْأَرْضِ إِلَّا مَن شَاء اللَّهُ ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ أُخْرَى فَإِذَا هُم قِيَامٌ يَنظُرُونَ ﴿68﴾
68) و دمیده شد در صور ( در شکلها ) پس بیهوش شد کسی که در آسمانها و کسی که در زمین است – مگر کسی که خواست خداوند (بعضی ازفرشتگان  و پیامبران ) سپس دمیده شد در او دیگری- سپس آنگاه ایشان ایستادگانند که می نگرند
وَأَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا وَوُضِعَ الْكِتَابُ وَجِيءَ بِالنَّبِيِّينَ وَالشُّهَدَاء وَقُضِيَ بَيْنَهُم بِالْحَقِّ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ ﴿69﴾
69) و روشن شد زمین به نور پروردگارش – و گذاشته شد کتاب –و آورده شدند پیامبران و شهداء و فیصله داده شد میانشان بحق- و ایشان ظلم کرده نمی شوند
وَوُفِّيَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ وَهُوَ أَعْلَمُ بِمَا يَفْعَلُونَ ﴿70﴾
70) و تمام داده شد هر شخصی آنچه را که عمل کرد و او عالمتر است بآنچه که می کنند
وَسِيقَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِلَى جَهَنَّمَ زُمَرًا حَتَّى إِذَا جَاؤُوهَا فُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِّنكُمْ يَتْلُونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِ رَبِّكُمْ وَيُنذِرُونَكُمْ لِقَاء يَوْمِكُمْ هَذَا قَالُوا بَلَى وَلَكِنْ حَقَّتْ كَلِمَةُ الْعَذَابِ عَلَى الْكَافِرِينَ ﴿71﴾
71) و سوق داده شدند آنانکه کافر شدند بسوی جهنم فوجها-  تا آنگاه که آمدند او را – پس گشوده شد درب هایش- و گفتند برای ایشان انباردارانش – آیا نیامد شما را رسولانی از شما – که تلاوت کنند بر شما آیات پروردگارتان را و اخطار کنند شما را بملاقات دورانتان این را (قیامت را ) گفتند – آری – و لکن محقق شد کلمه عذاب بر کافران
قِيلَ ادْخُلُوا أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا فَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ ﴿72﴾
72) گفته شد داخل شوید درب های جهنم را که جاویدانید  در او-  پس آسیبدار است اقامتگاه متکبران
وَسِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَرًا حَتَّى إِذَا جَاؤُوهَا وَفُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا سَلَامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَالِدِينَ ﴿73﴾
73) و سوق داده شدند آنانکه متقی شدند (با حفظ اصول راهنمای حق ) پروردگارشان را  – بسوی بهشت فوجها-  تا آنگاه که آمدند او را و گشوده شد درب هایش - و گفتند برای ایشان انباردارانش سلام بر شما –پاکیزه کرده شدید – پس داخل شوید او را جاودیدانان
وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي صَدَقَنَا وَعْدَهُ وَأَوْرَثَنَا الْأَرْضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَيْثُ نَشَاء فَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ ﴿74﴾
74) و گفتند ستایش برای خداوند است – آنکه تصدیق کرد –  به ما وعده اش را و به میراث داد به ما زمین را-  جای می گیریم از بهشت هر سمتی که می خواهیم – پس آسودگی است مزد عمل کنندگان
وَتَرَى الْمَلَائِكَةَ حَافِّينَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَقُضِيَ بَيْنَهُم بِالْحَقِّ وَقِيلَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿75﴾
75) و می بینی فرشتگان را حلقه زنندگانند از اطراف عرش (زمین که جایگاه حیات است) فعالیت می کنند به ستایش پروردگارشان – و فیصله داده شد میانشان بحق- و گفته شد ستایش برای خداوند است که پروردگار جهانیان است


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر