۱۳۹۰ مرداد ۲۶, چهارشنبه

از سوره یونس (10) تا هود (11)


                                                                       سوره یونس (10) 
                                                                        بخش یونس 
                                                                    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ                                
                                                               به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر  
                                           
                                                                                                                                         


الر تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْحَكِيمِ ﴿1﴾
1) معنی حروف مقطعه در آخر  آمده است - این است آیات کتاب حکیم (داوری کننده ).
أَكَانَ لِلنَّاسِ عَجَبًا أَنْ أَوْحَيْنَا إِلَى رَجُلٍ مِّنْهُمْ أَنْ أَنذِرِ النَّاسَ وَبَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُواْ أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِندَ رَبِّهِمْ قَالَ الْكَافِرُونَ إِنَّ هَذَا لَسَاحِرٌ مُّبِينٌ ﴿2﴾
2) آیا بود برای مردم تعجبی این که وحی کردیم به سوی انسانی از ایشان – این که اخطار بده مردم را و مژده بده آنان را که ایمان آوردند ( به حق ) برای ایشان است – سابقه صداقتی نزد پروردگارشان گفتند کافران ( منکران حق ) همانا این البته جادوئی شفاف است.
إِنَّ رَبَّكُمُ اللّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُدَبِّرُ الأَمْرَ مَا مِن شَفِيعٍ إِلاَّ مِن بَعْدِ إِذْنِهِ ذَلِكُمُ اللّهُ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ أَفَلاَ تَذَكَّرُونَ ﴿3﴾
3)همانا پروردگارتان خداوند است آن که خلق کرد آسمانها و زمین را در شش دورانی – سپس پردازش کرد بر عرش ( حیات ) تدبیر می کند امر را ( امر حیات را ) نیست از شفاعت کننده ای مگر از بعد اجازه او- آن است شما را خداوند –که پروردگاتان است پس پرستش کنید او را – آیا پس متذکر نمی شوید .
إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا وَعْدَ اللّهِ حَقًّا إِنَّهُ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ لِيَجْزِيَ الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ بِالْقِسْطِ وَالَّذِينَ كَفَرُواْ لَهُمْ شَرَابٌ مِّنْ حَمِيمٍ وَعَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُواْ يَكْفُرُونَ ﴿4﴾
4) به سوی او ( خداوند ) است رجوعتان همگی – وعده خداوند حقیقی است – همانا او شروع می کند ( خلقت را ) سپس ( بعد از مردن ) بر می گرداند اورا ( خلق را) تا جزا دهد آنان را که ایمان آوردند و عمل کردند اصلاحات را ( حقمداری را ) به قسط ( بانصاف درعمل بحقوق و تکالیف ) و آنان که کافر شدند ( انکار کردند حق را ) برای ایشان نوشیدنی از ( سائل ) گرمی است و عذابی دردناک بسبب آنچه که  بودند کافر می شدند.
هُوَ الَّذِي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِيَاء وَالْقَمَرَ نُورًا وَقَدَّرَهُ مَنَازِلَ لِتَعْلَمُواْ عَدَدَ السِّنِينَ وَالْحِسَابَ مَا خَلَقَ اللّهُ ذَلِكَ إِلاَّ بِالْحَقِّ يُفَصِّلُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ ﴿5﴾
5)اوست(خداوند) آن که قرار داد خورشید را شعائی و ماه را نوری و اندازه کرد او را ( ماه را ) به منازلی – تا علم داشته باشید عدد سالها و حساب ( روزها را ) – خلق نکرد خداوند آن را مگر به حق – تفصیل می دهد آیات را برای قومی که علم دارند.
إِنَّ فِي اخْتِلاَفِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَمَا خَلَقَ اللّهُ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ لآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَّقُونَ ﴿6﴾
6)همانا در اختلاف شب و روز و آنچه که  خلق کرد خداوند در آسمانها و زمین البته آیاتی برای قومی است که متقی می شوند ( با حفظ اصول راهنمای حق در اندیشه و عمل ).
إَنَّ الَّذِينَ لاَ يَرْجُونَ لِقَاءنَا وَرَضُواْ بِالْحَياةِ الدُّنْيَا وَاطْمَأَنُّواْ بِهَا وَالَّذِينَ هُمْ عَنْ آيَاتِنَا غَافِلُونَ ﴿7﴾
7)همانا آنان که امید نمی دارند  ملاقات   ما را ( برای حساب ) و راضی شدند به زندگانی دنیا – و اعتماد کردند به او ( به دنیا ) و آنان ایشانند که از آیات ما غفلت کنندگانند.
أُوْلَئِكَ مَأْوَاهُمُ النُّارُ بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ ﴿8﴾
8) آنها جایگاهشان آتش است بسبب آنچه که بودند کسب می کردند.
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ يَهْدِيهِمْ رَبُّهُمْ بِإِيمَانِهِمْ تَجْرِي مِن تَحْتِهِمُ الأَنْهَارُ فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ ﴿9﴾
9) همانا آنانکه ایمان آوردند و عمل کردند اصلاحات را ( حقمداری را ) – هدایت می کند ایشان را – پروردگارشان به سبب ایمانشان جاری می شود از زیرشان رودها در بهشت های که با نعمت ( با آسودگی ) است.
دَعْوَاهُمْ فِيهَا سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَتَحِيَّتُهُمْ فِيهَا سَلاَمٌ وَآخِرُ دَعْوَاهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿10﴾
10) دعوت کردنشان در او ( در بهشت گفتن ) فعال ( مطلق ) توئی –  خداوندا -است  و زنده باششان در او ( در بهشت ) سلام ( صلح ) است و آخر دعوتشان – این که ( میگویند ) ستایش برای خداوند است که پروردگار جهانیان است.
وَلَوْ يُعَجِّلُ اللّهُ لِلنَّاسِ الشَّرَّ اسْتِعْجَالَهُم بِالْخَيْرِ لَقُضِيَ إِلَيْهِمْ أَجَلُهُمْ فَنَذَرُ الَّذِينَ لاَ يَرْجُونَ لِقَاءنَا فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ ﴿11﴾
11) و اگر عجله بکند خداوند برای مردم  شر را ( مانند ) عجله کردنشان (مردم)به خیررا  – البته   فیصله داده می شد به سوی ایشان اجلشان – پس می گذاریم آنان را که امید ندارند دیدار ما را در سرکشیشان سرگردان می شوند.
وَإِذَا مَسَّ الإِنسَانَ الضُّرُّ دَعَانَا لِجَنبِهِ أَوْ قَاعِدًا أَوْ قَآئِمًا فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ كَأَن لَّمْ يَدْعُنَا إِلَى ضُرٍّ مَّسَّهُ كَذَلِكَ زُيِّنَ لِلْمُسْرِفِينَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ﴿12﴾
12) و آنگاه که درک کرد انسان را ضرری – دعوت کرد ما را – برای ( کمک خواستن ) به پهلویش ( خوابیده)یا نشسته یا ایستاده - پس وقتی که برطرف کردیم از او آفتش را –عبور کرد گویا که – دعوت نکرد ما را به سوی ( برطرف کردن ) ضرری که درک کرد او را – بدینسان زینت داده شد برای اسراف کنندگان آنچه راکه  بودند عمل می کردند.
وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ مِن قَبْلِكُمْ لَمَّا ظَلَمُواْ وَجَاءتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ وَمَا كَانُواْ لِيُؤْمِنُواْ كَذَلِكَ نَجْزِي الْقَوْمَ الْمُجْرِمِينَ ﴿13﴾
13) و البته هلاک کردیم قرنهایی را از قبل شما – وقتی که ظلم کردند ( به سلطه گری) و آمد ایشان را رسولانشان به بینات ( به دلایل شفاف ) و نبودند( عاقل )تا ایمان بیاورند بدینسان جزا می دهیم قوم مجرمین را ( آفت زدگان را ) .
ثُمَّ جَعَلْنَاكُمْ خَلاَئِفَ فِي الأَرْضِ مِن بَعْدِهِم لِنَنظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُونَ ﴿14﴾
14) سپس قرار دادیم شما را جانشینان در زمین از بعد ایشان تا نگاه کنیم چطور عمل می کنید .
وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالَ الَّذِينَ لاَ يَرْجُونَ لِقَاءنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هَذَا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِن تِلْقَاء نَفْسِي إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ مَا يُوحَى إِلَيَّ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ ﴿15﴾
15) و آنگاه که تلاوت کرده می شود بر- ایشان آیات ما که شفاف کننده است – گفتند آنان که امید نمی دارند ملاقات ما را – بیاور به قرآنی غیر از این یا تبدیل کن او را – بگو نمی شود برای من اینکه تبدیل کنم او را ( قرآن را ) از جانب خودم – پیروی نمی کنم مگر آنچه  را که وحی کرده می شود به سوی من – همانا من می ترسم چنانچه سرپیچی کردم – پروردگارم را – عذاب دوران بزرگی را .
قُل لَّوْ شَاء اللّهُ مَا تَلَوْتُهُ عَلَيْكُمْ وَلاَ أَدْرَاكُم بِهِ فَقَدْ لَبِثْتُ فِيكُمْ عُمُرًا مِّن قَبْلِهِ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ ﴿16﴾
16) بگو اگر می خواست خداوند تلاوت نمی کردم او را ( قرآن را ) بر شما و دانا نمی کردم شما را به او – پس به درستی که درنگ کردم در ( میان ) شما عمری (دراز) از قبلش – آیاپس تعقل نمی کنید.
فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِبًا أَوْ كَذَّبَ بِآيَاتِهِ إِنَّهُ لاَ يُفْلِحُ الْمُجْرِمُونَ ﴿17﴾
17) پس کیست ظالمتر از کسی که بافت ( خرافات را ) بر خداوند به دورغ – یا تکذیب کرد به آیاتش همانا او ( خداوند ) رستگار نمی کند مجرمین را .
وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَضُرُّهُمْ وَلاَ يَنفَعُهُمْ وَيَقُولُونَ هَؤُلاء شُفَعَاؤُنَا عِندَ اللّهِ قُلْ أَتُنَبِّئُونَ اللّهَ بِمَا لاَ يَعْلَمُ فِي السَّمَاوَاتِ وَلاَ فِي الأَرْضِ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ ﴿18﴾
18) و می پرستند از غیر خداوند را – آنچه که ضرر نمی دهد ایشان را و منفعت نمی دهد ایشان را – و می گویند اینها شفیعان ما نزد خداوند-ا ند- بگو آیا خبر می دهید خداوند را به آنچه که علم ندارد در آسمانها و نه در زمین – فعال ( مطلق ) اوست و متعالی است از آنچه که  شرک می ورزند .
وَمَا كَانَ النَّاسُ إِلاَّ أُمَّةً وَاحِدَةً فَاخْتَلَفُواْ وَلَوْلاَ كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ فِيمَا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ ﴿19﴾
19) و نبودند مردم مگر امت ( پایگاهی=نسلی ) یگانه پس اختلاف کردند – و اگر نبود کلمه ای که سبقت گرفت (مهلت داده شد ) از پروردگارت – البته فیصله داده می شد میانشان در آنچه در او ( در حق ) اختلاف می کردند.
وَيَقُولُونَ لَوْلاَ أُنزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِّن رَّبِّهِ فَقُلْ إِنَّمَا الْغَيْبُ لِلّهِ فَانْتَظِرُواْ إِنِّي مَعَكُم مِّنَ الْمُنتَظِرِينَ ﴿20﴾
20) و می گویند چرا نازل کرده نشد بر او آیه ای ( معجزه ای مثل : موسی و عیسی و ...) از پروردگارش – پس بگو قطعا غیب برای خداوند است – پس منتظر باشید – همانا من با شما از منتظرانم.
وَإِذَا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً مِّن بَعْدِ ضَرَّاء مَسَّتْهُمْ إِذَا لَهُم مَّكْرٌ فِي آيَاتِنَا قُلِ اللّهُ أَسْرَعُ مَكْرًا إِنَّ رُسُلَنَا يَكْتُبُونَ مَا تَمْكُرُونَ ﴿21﴾
21) و آنگاه که چشاندیم مردم را به رحمتی – از بعد زیانهای ( جانی ) که درک کرد ایشان را – آنگاه برای ایشان است حیله ای در آیات ما – بگو خداوند سریعتر است در حیله  کردن – همانا فرستادگان ما ( فرشتگان ) می نویسند آنچه را که حیله  می کنید
هُوَ الَّذِي يُسَيِّرُكُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ حَتَّى إِذَا كُنتُمْ فِي الْفُلْكِ وَجَرَيْنَ بِهِم بِرِيحٍ طَيِّبَةٍ وَفَرِحُواْ بِهَا جَاءتْهَا رِيحٌ عَاصِفٌ وَجَاءهُمُ الْمَوْجُ مِن كُلِّ مَكَانٍ وَظَنُّواْ أَنَّهُمْ أُحِيطَ بِهِمْ دَعَوُاْ اللّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ لَئِنْ أَنجَيْتَنَا مِنْ هَذِهِ لَنَكُونَنِّ مِنَ الشَّاكِرِينَ ﴿22﴾
22) اوست ( خداوند ) آن که سیر می دهد شما را درصحرا و دریا – تا آنگاه که بودید در کشتی – و جاری شد ( کشتی ) با ایشان به بادی پاکیزه – و شاد شدند به او ( به جاری شدن کشتی ) آمد او را ( کشتی را ) باد طوفانی – و آمد ایشان را موج از هر مکان و گمان کردند همانا ایشان احاطه کرده شدند به ایشان ( به طوفان و امواج ) – دعوت کردند خداوند را خالص کنندگان برای او ( برای خداوند ) دین (قانون حق) را – البته چنانچه نجات دادی ما را ( خدایا ) از این ( طوفان و امواج ) البته می شویم حتما از شکر کنندگان .
فَلَمَّا أَنجَاهُمْ إِذَا هُمْ يَبْغُونَ فِي الأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا بَغْيُكُمْ عَلَى أَنفُسِكُم مَّتَاعَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ثُمَّ إِلَينَا مَرْجِعُكُمْ فَنُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿23﴾
23) پس وقتی که نجات داد ایشان را ( خداوند ) آنگاه ایشان می جویند ( برتری طلبی را) در زمین بدون حق -  ای مردم قطعا جویائی تان ( برتری طلبی تان ) بر خودهایتان است – بهره ( اندک ) زندگانی دنیاست – سپس به سوی ما است مراجعت کردنتان – پس خبر می دهیم شما را به آنچه که  بودید عمل می کردید.
إِنَّمَا مَثَلُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا كَمَاء أَنزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاء فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الأَرْضِ مِمَّا يَأْكُلُ النَّاسُ وَالأَنْعَامُ حَتَّىَ إِذَا أَخَذَتِ الأَرْضُ زُخْرُفَهَا وَازَّيَّنَتْ وَظَنَّ أَهْلُهَا أَنَّهُمْ قَادِرُونَ عَلَيْهَآ أَتَاهَا أَمْرُنَا لَيْلاً أَوْ نَهَارًا فَجَعَلْنَاهَا حَصِيدًا كَأَن لَّمْ تَغْنَ بِالأَمْسِ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ ﴿24﴾
24) قطعا مثل زندگانی دنیا مانند آبی است که نازل کردیمش از آسمان – پس مخلوط شد به او ( به آب ) روئیدنی زمین – از آنچه که  می خورند مردم و انعام (   گاو - گوسفند – شتر – بز و غیره و ... ) تا آنگاه که گرفت زمین آراستگی اش را و زینت یافت – و گمان کردند اهل او ( اهل زمین ) همانا ایشان قادرند بر او ( بر استفاده کردن ) آمد او را (زینت زمین را ) امر ما شبی یا روزی پس قرار دادیم درو شده – گویا که کفایت نکرد (باقی نماند زینت ) دیروز – بدینسان تفصیل می دهیم آیات را برای قومی که تفکر می کنند .
وَاللّهُ يَدْعُو إِلَى دَارِ السَّلاَمِ وَيَهْدِي مَن يَشَاء إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿25﴾
25) و خداوند دعوت می کند به سوی خانه سلامتی ( صلح ) و هدایت می کند کسی را که می خواهد به سوی مسیر مستقیم ( کمال جوئی ).
لِّلَّذِينَ أَحْسَنُواْ الْحُسْنَى وَزِيَادَةٌ وَلاَ يَرْهَقُ وُجُوهَهُمْ قَتَرٌ وَلاَ ذِلَّةٌ أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ﴿26﴾
26) برای آنان که نیکی کردند – نیکی است و زیادتری-  و رنج نمی برد رویهایشان به کمداری و نه سرافکندگی -آنها اهل بهشتند – ایشان در او ( در بهشت ) جاویدانند.
وَالَّذِينَ كَسَبُواْ السَّيِّئَاتِ جَزَاء سَيِّئَةٍ بِمِثْلِهَا وَتَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ مَّا لَهُم مِّنَ اللّهِ مِنْ عَاصِمٍ كَأَنَّمَا أُغْشِيَتْ وُجُوهُهُمْ قِطَعًا مِّنَ اللَّيْلِ مُظْلِمًا أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ﴿27﴾
27) و آنان که کسب کردند بدیها را - جزای بدی  – به مانند او( به مقدار بدی )  است و رنج می دهد ایشان را  سرافکندگی -  نیست برای ایشان از خداوند – مصون کننده ای گویا قطعا پوشانیده شد رویهایشان به قطعه ای از شب تاریک – آنها اهل آتشند – ایشان در او ( در آتش ) جاویدانند.
وَيَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُواْ مَكَانَكُمْ أَنتُمْ وَشُرَكَآؤُكُمْ فَزَيَّلْنَا بَيْنَهُمْ وَقَالَ شُرَكَآؤُهُم مَّا كُنتُمْ إِيَّانَا تَعْبُدُونَ ﴿28﴾
28) و دورانی که محشور می کنیم ایشان را همگی – سپس می گوئیم برای آنان که شرک ورزیدند – ( باشید ) مکانتان شما و شریکهایتان – پس جدا کردیم میانشان – و گفتند شریکهایشان ( به شرک ورزندگان) نبودید که ما را می پرستیدید.
فَكَفَى بِاللّهِ شَهِيدًا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ إِن كُنَّا عَنْ عِبَادَتِكُمْ لَغَافِلِينَ ﴿29﴾
29) پس کفایت کرد به خداوند شاهد بودنی میان ما و میان شما – چنانچه بودیم ما از پرستیدن شما  ( ما را)  البته غفلت کنندگان.
هُنَالِكَ تَبْلُو كُلُّ نَفْسٍ مَّا أَسْلَفَتْ وَرُدُّواْ إِلَى اللّهِ مَوْلاَهُمُ الْحَقِّ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَفْتَرُونَ ﴿30﴾
30) آنجاست که متوجه می شود هر نفسی آنچه را که تقدیم کرد – و برگردانیده شدند به سوی خداوند یاورشان که حق است – و گم شد از ایشان آنچه که بودند می بافتند ( از خرافات و. ...).
قُلْ مَن يَرْزُقُكُم مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ أَمَّن يَمْلِكُ السَّمْعَ والأَبْصَارَ وَمَن يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَيُخْرِجُ الْمَيَّتَ مِنَ الْحَيِّ وَمَن يُدَبِّرُ الأَمْرَ فَسَيَقُولُونَ اللّهُ فَقُلْ أَفَلاَ تَتَّقُونَ ﴿31﴾
31) بگو کیست که رزق می دهد شما را از آسمان و زمین – یا کیست که مالک می شود ( فرمان می دهد ) گوش و بینشها را -و کیست که بیرون می آورد زنده را  از مرده وبیرون می آورد مرده را از زنده -و کیست که تدبیر می کند امر را – پس به زودی می گویند خداوند – پس بگو – آیا پس متقی نمی شوید ( با حفظ کردن اصول راهنمای حق در اندیشه و عمل ).
فَذَلِكُمُ اللّهُ رَبُّكُمُ الْحَقُّ فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلاَّ الضَّلاَلُ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ ﴿32﴾
32) پس آن است شما را خداوند – پروردگارتان که حق است – پس چیست بعد از حق – مگر گمراهی – پس  چگونه منصرف کرده می شوید .
كَذَلِكَ حَقَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ عَلَى الَّذِينَ فَسَقُواْ أَنَّهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ ﴿33﴾
33) بدینسان محقق شد کلمات پروردگارت بر آنان که تمرد کردند همانا ایشان ایمان نمی آورند.
قُلْ هَلْ مِن شُرَكَآئِكُم مَّن يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ قُلِ اللّهُ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ ﴿34﴾
34) بگو آیا از شریکان شما (که مطلق فعال تصور می کنید ) کیست که شروع می کند خلق کردن را سپس بر می گرداند ( بعد از مردن به زندگی ) او را – بگو خداوند شروع می کند خلق کردن را سپس بر می گرداند ( بعد از مردن به زندگی ) او را – پس چگونه منحرف کرده می شوید.
قُلْ هَلْ مِن شُرَكَآئِكُم مَّن يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ قُلِ اللّهُ يَهْدِي لِلْحَقِّ أَفَمَن يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَن يُتَّبَعَ أَمَّن لاَّ يَهِدِّيَ إِلاَّ أَن يُهْدَى فَمَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ ﴿35﴾
35) بگو آیا از شریکان شما (که مطلق فعال تصور می کنید ) کیست که هدایت می کند به سوی حق – بگو خداوند هدایت  می کند برای حق- آیا پس کسی  که  هدایت می کند به سوی حق  محقتر است پیروی کرده شود یا کسی  که هدایت نمی کند - مگر این که  هدایت کرده شود- پس چیست برای شما ( تعقل نمی کنید ) چطور حکم می کنید ( داوری می کنید ) .
وَمَا يَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلاَّ ظَنًّا إَنَّ الظَّنَّ لاَ يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا إِنَّ اللّهَ عَلَيمٌ بِمَا يَفْعَلُونَ ﴿36﴾
36) و پیروی نمی کنند بیشترشان مگر گمانی را- همانا گمان کفایت نمی کند از (احتیاج به ) حق چیزی را همانا خداوند عالم است به آنچه که می کنید.
وَمَا كَانَ هَذَا الْقُرْآنُ أَن يُفْتَرَى مِن دُونِ اللّهِ وَلَكِن تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ الْكِتَابِ لاَ رَيْبَ فِيهِ مِن رَّبِّ الْعَالَمِينَ ﴿37﴾
37) و نبود این قرآن این که بافته شود (بدروغ ) از غیر خداوند  -  ولیکن تصدیق  است بآنکه میان دوستش ( جلوترش )  و تفصیل دادن کتاب ( برنامه زندگی )  است که نیست شکی در او از پروردگار جهانیان است .
أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّثْلِهِ وَادْعُواْ مَنِ اسْتَطَعْتُم مِّن دُونِ اللّهِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿38﴾
38) یا می گویند بافت ( محمد ) او را ( قرآن را ) بگو پس بیاورید سوره ای ( بخشی ) مانند او را – و دعوت کنید هر کس را که توانستید از غیر خداوند – چنانچه بودید راستگویان.
بَلْ كَذَّبُواْ بِمَا لَمْ يُحِيطُواْ بِعِلْمِهِ وَلَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ كَذَلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الظَّالِمِينَ ﴿39﴾
39) بلکه تکذیب کردند به آنچه که احاطه نکردند به علمش -  و هنوز نیامده است ایشان را تاویلش ( نتیجه اش ) بدینسان تکذیب کردند آنان که از قبل ایشانند  پس نگاه کن چطور بودعاقبت ظالمان( سلطه گران ) .
وَمِنهُم مَّن يُؤْمِنُ بِهِ وَمِنْهُم مَّن لاَّ يُؤْمِنُ بِهِ وَرَبُّكَ أَعْلَمُ بِالْمُفْسِدِينَ ﴿40﴾
40) و از ایشان کسی است که ایمان می آورد به او ( به قرآن ) و از ایشان کسی است که ایمان نمی آورد به او ( به قرآن ) و پروردگارت عالمتر است به فساد کنندگان (باطل مداران ) .
وَإِن كَذَّبُوكَ فَقُل لِّي عَمَلِي وَلَكُمْ عَمَلُكُمْ أَنتُمْ بَرِيئُونَ مِمَّا أَعْمَلُ وَأَنَاْ بَرِيءٌ مِّمَّا تَعْمَلُونَ ﴿41﴾
41) و چنانچه تکذیب کردند تو را پس بگو برای من است عمل من- و برای شماست عملتان – شما دورید از آنچه که عمل می کنم و من دورم از آنچه که عمل می کنید.
وَمِنْهُم مَّن يَسْتَمِعُونَ إِلَيْكَ أَفَأَنتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ وَلَوْ كَانُواْ لاَ يَعْقِلُونَ ﴿42﴾
42) و از ایشان است کسانی که شنوا می شوند بسوی تو -  آیا پس تو شنوا می کنی کران را و اگر که بودند تعقل نمی کردند .
وَمِنهُم مَّن يَنظُرُ إِلَيْكَ أَفَأَنتَ تَهْدِي الْعُمْيَ وَلَوْ كَانُواْ لاَ يُبْصِرُونَ ﴿43﴾
43) و از ایشان است کسی که نگاه می کند بسوی تو آیا پس تو هدایت می کنی کوران را و اگر که بودند بینش نمی یافتند.
إِنَّ اللّهَ لاَ يَظْلِمُ النَّاسَ شَيْئًا وَلَكِنَّ النَّاسَ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ ﴿44﴾
44) همانا خداوند ظلم نمی کند مردم را به چیزی ولیکن مردم خودهایشان ظلم می کنند.
وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ كَأَن لَّمْ يَلْبَثُواْ إِلاَّ سَاعَةً مِّنَ النَّهَارِ يَتَعَارَفُونَ بَيْنَهُمْ قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِلِقَاء اللّهِ وَمَا كَانُواْ مُهْتَدِينَ ﴿45﴾
45) و دورانی که محشور می کند ایشان را ( خداوند ) گویا که درنگ نکردند ( در دنیا) مگرلحظه ای از روز- می شناسند ( همدیگر را ) میانشان – به درستی که باختند آنان که تکذیب کردند ملاقات خداوند را و نبودند هدایت یافتگان .
وَإِمَّا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِلَيْنَا مَرْجِعُهُمْ ثُمَّ اللّهُ شَهِيدٌ عَلَى مَا يَفْعَلُونَ ﴿46﴾
46) و چنانکه می نمایانیم حتما به تو برخی از آنکه وعده می دهیم ایشان را- یا تمام می کنیم حتما ( عمر ) تو را – پس به سوی ماست مراجعت کردنشان – سپس خداوند شاهد است بر آنچه که می کنند.
وَلِكُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولٌ فَإِذَا جَاء رَسُولُهُمْ قُضِيَ بَيْنَهُم بِالْقِسْطِ وَهُمْ لاَ يُظْلَمُونَ ﴿47﴾
47) و برای هر امتی ( پایگاهی=نسلی ) رسولی است پس آنگاه که آمد رسولشان فیصله داده شد میانشان به قسط ( انصاف در  حقوق و تکالیف ) و ایشان ظلم کرده نمی شوند.
وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿48﴾
48) و می گویند کی است این وعده – چنانچه بودید راستگویان.
قُل لاَّ أَمْلِكُ لِنَفْسِي ضَرًّا وَلاَ نَفْعًا إِلاَّ مَا شَاء اللّهُ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ إِذَا جَاء أَجَلُهُمْ فَلاَ يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلاَ يَسْتَقْدِمُونَ ﴿49﴾
49) بگو مالک نیستم برای خودم ضرری و نه نفعی را مگر آنچه را که خواست خداوند – برای هر امتی ( پایگاهی = نسلی) اجلی است – آنگاه که آمد اجلشان پس تأخیر نمی کنند لحظه ای و تقدم نمی یابند.
قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَتَاكُمْ عَذَابُهُ بَيَاتًا أَوْ نَهَارًا مَّاذَا يَسْتَعْجِلُ مِنْهُ الْمُجْرِمُونَ ﴿50﴾
50) بگو آیا دیدید چنانچه آمد شما را عذاب او ( خداوند ) به اقامتی ( در شب ) یا به روزی – چه چیزی را با عجله می خواهند از او ( از خداوند ) مجرمین – ( آفت زدگان ) .
أَثُمَّ إِذَا مَا وَقَعَ آمَنْتُم بِهِ آلآنَ وَقَدْ كُنتُم بِهِ تَسْتَعْجِلُونَ ﴿51﴾
51) آیا سپس آنگاه  که -  آنچه که واقع شد – ایمان آوردید به او ( به خداوند ) اکنون و به درستی که بودید به او ( به عذاب ) عجله می کردید.
ثُمَّ قِيلَ لِلَّذِينَ ظَلَمُواْ ذُوقُواْ عَذَابَ الْخُلْدِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلاَّ بِمَا كُنتُمْ تَكْسِبُونَ ﴿52﴾
52) سپس گفته شد برای آنان که ظلم کردند بچشید عذاب جاویدان را – آیا جزا داده می شوید مگر بسبب آنچه که  بودید کسب می کردید .
وَيَسْتَنبِئُونَكَ أَحَقٌّ هُوَ قُلْ إِي وَرَبِّي إِنَّهُ لَحَقٌّ وَمَا أَنتُمْ بِمُعْجِزِينَ ﴿53﴾
53) و خبر می پرسند از تو آیا حق است او ( قیامت ) بگو – آری – و سوگند به پروردگارم همانا او ( قیامت ) حق است و نیستید شما عاجز کنندگان ( خداوند را ).
وَلَوْ أَنَّ لِكُلِّ نَفْسٍ ظَلَمَتْ مَا فِي الأَرْضِ لاَفْتَدَتْ بِهِ وَأَسَرُّواْ النَّدَامَةَ لَمَّا رَأَوُاْ الْعَذَابَ وَقُضِيَ بَيْنَهُم بِالْقِسْطِ وَهُمْ لاَ يُظْلَمُونَ ﴿54﴾
54) و اگر همانا (باشد )برای هرشخصی که ظلم کرد ( سلطه گری کرد ) آنچه که در زمین است- البته فدیه دهد به او( برا ی رهائی ازعذاب جهنم) و پنهان کردند پشیمانی را وقتی که دیدند عذاب را –و فیصله داده شد میان ایشان به قسط ( به انصاف در حقوق و تکالیف ) و ایشان ظلم کرده نمی شوند.
أَلا إِنَّ لِلّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ أَلاَ إِنَّ وَعْدَ اللّهِ حَقٌّ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ ﴿55﴾
55) آگاه باشید – همانا برای خداوند است آنچه که  در آسمانها و زمین است – آگاه باشید – همانا وعده خداوند حق است – ولیکن بیشتر ایشان (اهل باطل )علم ندارند.
هُوَ يُحْيِي وَيُمِيتُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿56﴾
56) اوست ( خداوند ) که زنده می کند و می میراند و به سوی او مراجعت کرده می شوید ( برای رسیدگی به اعمال در قیامت ) .
يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءتْكُم مَّوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَشِفَاء لِّمَا فِي الصُّدُورِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ ﴿57﴾
57) ای مردم به درستی که آمد شما را موعظه ای از پروردگارتان و شفائی – برای آنچه  که در سینه هاست و هدایتی و رحمتی برای ایمان آورندگان.
قُلْ بِفَضْلِ اللّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِكَ فَلْيَفْرَحُواْ هُوَ خَيْرٌ مِّمَّا يَجْمَعُونَ ﴿58﴾
58) بگو به فصل خداوند و به رحمتش – پس به سبب آن پس باید شاد شوند – او بهتر است از آنچه که جمع می کنند ( از مال و مقام ... دنیا ) .
قُلْ أَرَأَيْتُم مَّا أَنزَلَ اللّهُ لَكُم مِّن رِّزْقٍ فَجَعَلْتُم مِّنْهُ حَرَامًا وَحَلاَلاً قُلْ آللّهُ أَذِنَ لَكُمْ أَمْ عَلَى اللّهِ تَفْتَرُونَ ﴿59﴾
59) بگو آیا دیدید آنچه را که نازل کرد  خداوند برای شما از رزق  و قرار دادید از او ( از رزقها ) حرامی و حلالی ( از خودتان ) بگو آیا خداوند اجازه داد برای شما – یا بر خداوند می بافید ( دروغ را ) .
وَمَا ظَنُّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّ اللّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لاَ يَشْكُرُونَ ﴿60﴾
60) و چیست گمان آنان که می بافند ( خرافات را ) بر خداوند به دروغ بدوران  قیامت – همانا خداوند البته دارای فضل ( احسان ) بر مردم است ولیکن بیشترشان شکر نمی کنند.
وَمَا تَكُونُ فِي شَأْنٍ وَمَا تَتْلُو مِنْهُ مِن قُرْآنٍ وَلاَ تَعْمَلُونَ مِنْ عَمَلٍ إِلاَّ كُنَّا عَلَيْكُمْ شُهُودًا إِذْ تُفِيضُونَ فِيهِ وَمَا يَعْزُبُ عَن رَّبِّكَ مِن مِّثْقَالِ ذَرَّةٍ فِي الأَرْضِ وَلاَ فِي السَّمَاء وَلاَ أَصْغَرَ مِن ذَلِكَ وَلا أَكْبَرَ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ ﴿61﴾
61) و نمی باشی ( ای محمد ) در امری و تلاوت نمی کنی از او – از قران – و عمل نمی کنید از عملی مگر بودیم بر شما شاهدان – آنگاه که  روان می کنید  ( اقدام می کنید ) در او ( در عمل کردن) و دور نمی ماند - از پروردگارت از سنگینی ذره ای در زمین  و نه در آسمان و نه کوچک تر از آن و نه بزرگتر مگر در کتاب مبین ( اصول راهنمای حق که قانون هستی ) است .
أَلا إِنَّ أَوْلِيَاء اللّهِ لاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿62﴾
62) آگاه باشیدهمانا یاوران خداوند را نیست ترسی بر- ایشان و نه ایشان اندوهگین می شوند .
الَّذِينَ آمَنُواْ وَكَانُواْ يَتَّقُونَ ﴿63﴾
63) آنان که ایمان آوردند و بودند متقی می شدند ( در زندگی دنیا با حفظ کردن اصول راهنمای حق در اندیشه و عمل ) .
لَهُمُ الْبُشْرَى فِي الْحَياةِ الدُّنْيَا وَفِي الآخِرَةِ لاَ تَبْدِيلَ لِكَلِمَاتِ اللّهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿64﴾
64) برای ایشان است مژدگانی در زندگی دنیا و در آخرت – نیست تبدیلی برای کلمات ( اصول راهنمای حق) خداوند – آن اوست – که پیروزی بزرگ است.
وَلاَ يَحْزُنكَ قَوْلُهُمْ إِنَّ الْعِزَّةَ لِلّهِ جَمِيعًا هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ﴿65﴾
65) و اندوهگین نکند تو را گفتارشان – همانا شرف برای خداوند است همگی – اوست شنوای عالم .
أَلا إِنَّ لِلّهِ مَن فِي السَّمَاوَات وَمَن فِي الأَرْضِ وَمَا يَتَّبِعُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ شُرَكَاء إِن يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلاَّ يَخْرُصُونَ ﴿66﴾
66) آگاه باشید همانا برای خداوند است کسی که در آسمانها و کسی که در زمین است – و پیروی نمی کنند (حق را )آنان که دعوت می کنند از غیر خداوند را شریکانی ( به عنوان مطلق فعال ) پیروی نمی کنند مگر گمان را و نیستند ایشان ( دارای علم ) مگر تخمین می زنند ( امور را ).
هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِتَسْكُنُواْ فِيهِ وَالنَّهَارَ مُبْصِرًا إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَسْمَعُونَ ﴿67﴾
67) اوست آن که قرار داد برای شما شب را تا آرامش یابید در او ( در شب ) و روز را بینش دهنده همانا در آن است البته آیاتی برای قومی که می شنوند.
قَالُواْ اتَّخَذَ اللّهُ وَلَدًا سُبْحَانَهُ هُوَ الْغَنِيُّ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَات وَمَا فِي الأَرْضِ إِنْ عِندَكُم مِّن سُلْطَانٍ بِهَذَا أَتقُولُونَ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ ﴿68﴾
68) گفتند ( مردم ) گرفت خداوند ( عیسی یا عزیز را ) به اولادی - فعال ( مطلق) اوست – او  غنی  است ( از داشتن اولاد ) برای اوست آنچه که در آسمانها و آنچه که در زمین است –نیست نزد شما سلطانی( دلیل قاطعی ) به این ( به این که می گوئید ) آیا می گوئید بر خداوند آنچه را که علم ندارید.
قُلْ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ لاَ يُفْلِحُونَ ﴿69﴾
69) بگو همانا آنان که می بافتد ( خرافات را ) بر خداوند به دروغ – رستگار نمی شوند ( به کمال مطلوب نمی رسند ).
مَتَاعٌ فِي الدُّنْيَا ثُمَّ إِلَيْنَا مَرْجِعُهُمْ ثُمَّ نُذِيقُهُمُ الْعَذَابَ الشَّدِيدَ بِمَا كَانُواْ يَكْفُرُونَ ﴿70﴾
70) بهره ای است در ( زندگانی ) دنیا سپس به سوی ماست مراجعتشان – سپس می چشانیم ایشان را عذاب شدید بسبب آنچه که  بودند کافر می شدند ( به حق ) .
وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ إِن كَانَ كَبُرَ عَلَيْكُم مَّقَامِي وَتَذْكِيرِي بِآيَاتِ اللّهِ فَعَلَى اللّهِ تَوَكَّلْتُ فَأَجْمِعُواْ أَمْرَكُمْ وَشُرَكَاءكُمْ ثُمَّ لاَ يَكُنْ أَمْرُكُمْ عَلَيْكُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُواْ إِلَيَّ وَلاَ تُنظِرُونِ ﴿71﴾
71) تلاوت کن بر-ایشان خبر نوح را – آنگاه که گفت برای قومش ای قوم من – چنانچه بود ( در نظر شما ) بزرگ شد بر شما قیام من ( اقدام من به دعوت ) و تذکر دادنم به آیات خداوند – پس بر خداوند توکل کردم – سپس جمع کنید امرتان را و شریکانتان را  (کسانی که به خدائی قبول دارید ) سپس نباشد امرتان بر شما پریشانی  سپس فیصله دهید ( نیت تان را ) به سوی من و مهلت ندهید مرا .
فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَمَا سَأَلْتُكُم مِّنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلَى اللّهِ وَأُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُسْلِمِينَ ﴿72﴾
72) پس چنان که روی گردانیدید ( از دعوت من ) پس سئوال نکردم شما را از مزدی – نیست مزد من مگر بر خداوند – و امر کرده شدم این که باشم از مسلمانا ن.
فَكَذَّبُوهُ فَنَجَّيْنَاهُ وَمَن مَّعَهُ فِي الْفُلْكِ وَجَعَلْنَاهُمْ خَلاَئِفَ وَأَغْرَقْنَا الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُنذَرِينَ ﴿73﴾
73) پس تکذیب کردند او را – پس نجات دادیم او را و کسانی که با اویند - در کشتی – و قرار دادیم ایشان را خلفاء ( جانشینان در زمین ) و غرق کردیم آنانرا که تکذیب کردند آیات ما را – پس نگاه کن چطور بود عاقبت – اخطار داده شدگان.
ثُمَّ بَعَثْنَا مِن بَعْدِهِ رُسُلاً إِلَى قَوْمِهِمْ فَجَآؤُوهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا كَانُواْ لِيُؤْمِنُواْ بِمَا كَذَّبُواْ بِهِ مِن قَبْلُ كَذَلِكَ نَطْبَعُ عَلَى قُلوبِ الْمُعْتَدِينَ ﴿74﴾
74) سپس مبعوث کردیم  از بعد او رسولانی را به سوی قومشان – پس آمدند ایشان را به بینات ( دلایل شفاف  ) – پس نبودند تا ایمان بیاورند بسبب  آنچه که تکذیب کردند به او ( به دلایل شفاف ) از قبل – بدینسان حک می کنیم ( گمراهی را ) بر قلب های تجاوز کنندگان ( از اصول راهنمای حق ).
ثُمَّ بَعَثْنَا مِن بَعْدِهِم مُّوسَى وَهَارُونَ إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ بِآيَاتِنَا فَاسْتَكْبَرُواْ وَكَانُواْ قَوْمًا مُّجْرِمِينَ ﴿75﴾
75) سپس مبعوث کردیم  از بعد ایشان موسی و هارون را به سوی فرعون ( حاکم مطلق العنان ) و جماعتش (که اطراف فرعون بودند) بسبب آیات مان – پس تکبر کردند و بودند قومی مجرمان ( آفت زدگان).
فَلَمَّا جَاءهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِندِنَا قَالُواْ إِنَّ هَذَا لَسِحْرٌ مُّبِينٌ ﴿76﴾
76) پس زمانی که آمد ایشان را حق از نزد ما ( از نزد خداوند ) گفتند همانا این البته جادوگری ( جوسازی ) شفاف است.
قَالَ مُوسَى أَتقُولُونَ لِلْحَقِّ لَمَّا جَاءكُمْ أَسِحْرٌ هَذَا وَلاَ يُفْلِحُ السَّاحِرُونَ ﴿77﴾
77) گفت موسی آیا می گوئید برای حق زمانی که آمد شما را – آیا جادوگری (جوسازی) است این – و رستگار نمی شوند جادوگران ( جوسازان ) .
قَالُواْ أَجِئْتَنَا لِتَلْفِتَنَا عَمَّا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءنَا وَتَكُونَ لَكُمَا الْكِبْرِيَاء فِي الأَرْضِ وَمَا نَحْنُ لَكُمَا بِمُؤْمِنِينَ ﴿78﴾
78) گفتند آیا آمدی ما را تا بپیچانی ( برگردانی ) از آنچه که یافتیم بر او ( بر دین) اجدادمان را - و بشود برای شما دو نفر ( موسی و هارون ) بزرگی در زمین – و نیستیم ما برای شما دو ( نفر ) ایمان آورندگان.
وَقَالَ فِرْعَوْنُ ائْتُونِي بِكُلِّ سَاحِرٍ عَلِيمٍ ﴿79﴾
79) و گفت فرعون بیاورید بمن هر جادوگر عالمی را .
فَلَمَّا جَاء السَّحَرَةُ قَالَ لَهُم مُّوسَى أَلْقُواْ مَا أَنتُم مُّلْقُونَ ﴿80﴾
80) پس وقتی که آمدند جادوگران ( جوسازان ) گفت برای ایشان موسی – بیندازیدآنچه را که شمائید اندازندگان.
فَلَمَّا أَلْقَواْ قَالَ مُوسَى مَا جِئْتُم بِهِ السِّحْرُ إِنَّ اللّهَ سَيُبْطِلُهُ إِنَّ اللّهَ لاَ يُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدِينَ ﴿81﴾
81) پس وقتی که انداختند – گفت موسی – آنچه آوردید به او ( به فریب ) جادوگری است – همانا خداوند به زودی باطل می کند او را – همانا خداوند اصلاح(حقمدار)  نمی کند عمل مفسدین را ( باطل مداران را ).
وَيُحِقُّ اللّهُ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ ﴿82﴾
82) محقق می کند خداوند حق را به سبب کلماتش ( اصول راهنمای حقش) و اگر که متنفر شوند مجرمان(آفت زدگان).
فَمَا آمَنَ لِمُوسَى إِلاَّ ذُرِّيَّةٌ مِّن قَوْمِهِ عَلَى خَوْفٍ مِّن فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِمْ أَن يَفْتِنَهُمْ وَإِنَّ فِرْعَوْنَ لَعَالٍ فِي الأَرْضِ وَإِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفِينَ ﴿83﴾
83) پس ایمان نیاورد به موسی مگر نسلی ( از جوانان ) از قومش – بر ترسی از فرعون و جماعتشان این که گرفتار کنند ایشان را – و همانا فرعون البته برتری طلب است در زمین – و همانا او ( فرعون ) البته از اسراف کنندگان است .
وَقَالَ مُوسَى يَا قَوْمِ إِن كُنتُمْ آمَنتُم بِاللّهِ فَعَلَيْهِ تَوَكَّلُواْ إِن كُنتُم مُّسْلِمِينَ ﴿84﴾
84) و گفت موسی ای قوم من – چنانچه بودید ( حق جویان ) ایمان آوردید به خداوند – پس بر او توکل کنید – چنانچه بودید مسلمانان.
فَقَالُواْ عَلَى اللّهِ تَوَكَّلْنَا رَبَّنَا لاَ تَجْعَلْنَا فِتْنَةً لِّلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ﴿85﴾
85) پس گفتند بر خداوند توکل کردیم – پروردگار ما-  قرار نده ما را گرفتار برای قوم ظالمان .
وَنَجِّنَا بِرَحْمَتِكَ مِنَ الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ ﴿86﴾
86) و نجات بده ما را به رحمتت از قوم کافران .
وَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى وَأَخِيهِ أَن تَبَوَّءَا لِقَوْمِكُمَا بِمِصْرَ بُيُوتًا وَاجْعَلُواْ بُيُوتَكُمْ قِبْلَةً وَأَقِيمُواْ الصَّلاَةَ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ ﴿87﴾
87) و وحی کردیم به سوی موسی و برادرش این که مکان ( خانه مخفی ) گیرید برای قومتان در مصر – خانه هائی را و قرار بدهید خانه هایتان را قبله ای ( در جهت حق ) و بر پا دارید نماز را و مژده بده ایمان آورندگان را(به پیروزی) .
وَقَالَ مُوسَى رَبَّنَا إِنَّكَ آتَيْتَ فِرْعَوْنَ وَمَلأهُ زِينَةً وَأَمْوَالاً فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا رَبَّنَا لِيُضِلُّواْ عَن سَبِيلِكَ رَبَّنَا اطْمِسْ عَلَى أَمْوَالِهِمْ وَاشْدُدْ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَلاَ يُؤْمِنُواْ حَتَّى يَرَوُاْ الْعَذَابَ الأَلِيمَ ﴿88﴾
88) و گفت موسی پروردگار ما- همانا تو دادی به فرعون و جماعتش زینتی ( از طلا و جواهر و ...) و اموالی در زندگانی دنیا – پروردگار ما- تا گمراه کنند از جهت (حاکمیت ولایت جمهورمردم بجانشینی ازحاکمیت مطلقه) تو – پروردگار ما  دگرگون کن اموالشان را و سخت گیر بر دلهایشان – پس ایمان نمی اورند تا ببینند عذاب دردناک را .
قَالَ قَدْ أُجِيبَت دَّعْوَتُكُمَا فَاسْتَقِيمَا وَلاَ تَتَّبِعَآنِّ سَبِيلَ الَّذِينَ لاَ يَعْلَمُونَ ﴿89﴾
89) گفت ( خداوند ) به درستی که اجابت کرده شد دعوت شما ( دو نفر ) پس پایدار باشید و پیروی نکنید حتما جهت ( اهداف ) آنان را که علم ندارند.
وَجَاوَزْنَا بِبَنِي إِسْرَائِيلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَجُنُودُهُ بَغْيًا وَعَدْوًا حَتَّى إِذَا أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ قَالَ آمَنتُ أَنَّهُ لا إِلِهَ إِلاَّ الَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُو إِسْرَائِيلَ وَأَنَاْ مِنَ الْمُسْلِمِينَ ﴿90﴾
90) و عبور دادیم بنی اسرائیل ( فرزندان پرستنده خداوند  )  را از دریا پس پی گیری کرد ایشان را فرعون بجویای ( برتری طلبی ) و دشمنی – تا آنگاه که درک کرد او را غرق شدن – گفت ( فرعون ) ایمان آوردم همانا اورا ( خداوندرا ) که نیست اله ( مطلقی ) مگر آن که ایمان آورد به او – بنی اسرائیل ( فرزندان پرستنده خداوند ) و من از مسلمانانم.
آلآنَ وَقَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَكُنتَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ ﴿91﴾
91) ( گفت خداوند) اکنون ( ایمان آوردی ) و به درستی که سرپیچی کردی قبلا – و بودی از مفسدین ( باطلمداران ).
فَالْيَوْمَ نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ لِتَكُونَ لِمَنْ خَلْفَكَ آيَةً وَإِنَّ كَثِيرًا مِّنَ النَّاسِ عَنْ آيَاتِنَا لَغَافِلُونَ ﴿92﴾
92) ( گفت خداوند ) پس ایندوران   نجات می دهیم تو را به بدنت ( به جسدت ) تا باشی برای کسانی که جانشین تو اند ( در حکومت های مطلقه ) علامتی ( برای عبرت گرفتن ) و همانا بسیاری از مردم از آیات ما البته غفلت کنندگانند ( فرعونها امروز بیشتر غافلند ) .
وَلَقَدْ بَوَّأْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ مُبَوَّأَ صِدْقٍ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ فَمَا اخْتَلَفُواْ حَتَّى جَاءهُمُ الْعِلْمُ إِنَّ رَبَّكَ يَقْضِي بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُواْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ ﴿93﴾
93) و البته به درستی که جایگاه دادیم بنی اسرائیل را جایگاهی صادقانه –و رزق دادیم ایشان رااز پاکیزه ها پس اختلاف نکردند تا آمد ایشان  راعلم (حق ) همانا پروردگارت فیصله می دهد میانشان بدوران  قیامت – در آنچه  که بودند در او (در حق و باطل) اختلاف می کردند.
فَإِن كُنتَ فِي شَكٍّ مِّمَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ فَاسْأَلِ الَّذِينَ يَقْرَؤُونَ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكَ لَقَدْ جَاءكَ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ ﴿94﴾
94) پس چنانچه بودی در شک از آنچه که  نازل کردیم  به سوی تو – پس بپرس آنان را که قرائت می کنند کتاب را از قبل تو ( کتابهای خداوند  را ) – البته به درستی که آمد تو را حق از پروردگارت – پس نباش حتما از شک کنندگان.
وَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِ اللّهِ فَتَكُونَ مِنَ الْخَاسِرِينَ ﴿95﴾
95) و نباش حتما از آنان که تکذیب کردند آیات خداوند را – پس شوی از بازندگان. .
إِنَّ الَّذِينَ حَقَّتْ عَلَيْهِمْ كَلِمَتُ رَبِّكَ لاَ يُؤْمِنُونَ ﴿96﴾
96) همانا آنان را که محقق شد بر-ایشان کلمات پروردگارت ( کر – لال – کور بودن )  ایمان نمی آورند.
وَلَوْ جَاءتْهُمْ كُلُّ آيَةٍ حَتَّى يَرَوُاْ الْعَذَابَ الأَلِيمَ ﴿97﴾
97) و اگر که آمد ایشان را هر آیه ای حتی ببینند عذاب دردناک را.
فَلَوْلاَ كَانَتْ قَرْيَةٌ آمَنَتْ فَنَفَعَهَا إِيمَانُهَا إِلاَّ قَوْمَ يُونُسَ لَمَّآ آمَنُواْ كَشَفْنَا عَنْهُمْ عَذَابَ الخِزْيِ فِي الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَمَتَّعْنَاهُمْ إِلَى حِينٍ ﴿98﴾
98) پس چرا نبود قریه ای ( آبادی ) که ایمان بیاورد ( ساکنانش ) پس نفع کند او را ایمانش ( چون به موقع نبود ) - مگر قوم یونس وقتی که ایمان آوردند برطرف کردیم از ایشان عذاب خوارکننده را در زندگانی دنیا و بهره دادیم ایشان را تا وقتی .
وَلَوْ شَاء رَبُّكَ لآمَنَ مَن فِي الأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعًا أَفَأَنتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُواْ مُؤْمِنِينَ ﴿99﴾
99) و اگر می خواست پروردگارت البته ایمان می آوردند کسانی که در زمینند همه ایشان همگی – آیا پس تو به نفرت (مجبور)می کنی مردم را تا بشوند ایمان آورندگان.
وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَن تُؤْمِنَ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ وَيَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لاَ يَعْقِلُونَ ﴿100﴾
100) و نبود برای شخصی این که ایمان آورد مگر با اجازه خداوند ( با عقل خدادادی ) و قرار می دهد پلیدی را ( خداوند ) بر آنان که تعقل نمی کنند.
قُلِ انظُرُواْ مَاذَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا تُغْنِي الآيَاتُ وَالنُّذُرُ عَن قَوْمٍ لاَّ يُؤْمِنُونَ ﴿101﴾
101) بگو نگاه کنید چه چیزی است در آسمانها و زمین – و کفایت نمی کنند آیات و اخطار کنندگان -از قومی که ایمان نمی آورند .
فَهَلْ يَنتَظِرُونَ إِلاَّ مِثْلَ أَيَّامِ الَّذِينَ خَلَوْاْ مِن قَبْلِهِمْ قُلْ فَانتَظِرُواْ إِنِّي مَعَكُم مِّنَ الْمُنتَظِرِينَ ﴿102﴾
102) پس آیا انتظار می کشند مگر مانند دورانهای آنان که گذشتند از قبل ایشان – بگو پس منتظر باشید – همانا من با شما از منتظرانم.
ثُمَّ نُنَجِّي رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُواْ كَذَلِكَ حَقًّا عَلَيْنَا نُنجِ الْمُؤْمِنِينَ ﴿103﴾
103) سپس نجات می دهیم رسولانمان را و آنان را که ایمان آوردند- بدینسان- حقی است بر(عهده) ما که نجات دهیم ایمان آورندگان.
قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِن كُنتُمْ فِي شَكٍّ مِّن دِينِي فَلاَ أَعْبُدُ الَّذِينَ تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ وَلَكِنْ أَعْبُدُ اللّهَ الَّذِي يَتَوَفَّاكُمْ وَأُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ﴿104﴾
104) بگو ای مردم چنانچه بودید در شکی ازدین ( قانون حق ) من – پس نمی پرستم ( خداهای محدود ) آنان را که می پرستند از غیر خداوند را ولیکن – می پرستم خداوند را آن که تمام میکند (عمر) شما را – و امر کرده شدم که باشم از ایمان آورندگان ( به حق ).
وَأَنْ أَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا وَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ﴿105﴾
105) و این که برپا دار جهتت را برای دین ( قانون حق) صحیح (دراصول راهنما)و نباش حتما ازمشرکان ( کسانی که اصل راهنمای اندیشه و عملشان ثنویت است ).
وَلاَ تَدْعُ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَنفَعُكَ وَلاَ يَضُرُّكَ فَإِن فَعَلْتَ فَإِنَّكَ إِذًا مِّنَ الظَّالِمِينَ ﴿106﴾
106) و دعوت نکن از غیر خداوند را آنچه که نفع نمی دهد تو را و ضرر نمی زند تو را – پس چنانچه کردی – پس همانا تو بنابراین از ظالمانی .
وَإِن يَمْسَسْكَ اللّهُ بِضُرٍّ فَلاَ كَاشِفَ لَهُ إِلاَّ هُوَ وَإِن يُرِدْكَ بِخَيْرٍ فَلاَ رَآدَّ لِفَضْلِهِ يُصَيبُ بِهِ مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَهُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ﴿107﴾
107) و چنانچه درک دهد تو را خداوند به ضرری پس نیست برطرف کننده برای او ( برای ضرر ) مگر او ( خداوند ) و چنانچه بخواهد ( خداوند ) به خیری – پس نیست منع کننده برای فضل او – اصابت می دهد به او ( بخیر ) کسی را که می خواهد از پرستندگانش – و او آمرزنده بخشایشگر است .
قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءكُمُ الْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ فَمَنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَمَا أَنَاْ عَلَيْكُم بِوَكِيلٍ ﴿108﴾
108) بگو ای مردم به درستی که آمد شما را حق از پروردگارتان – پس کسی که هدایت یافت پس قطعا هدایت می یابد برای خودش – و کسی که گمراه شد پس قطعا گمراه می شود بر او ( بر خود ) – و نیستم من بر شما وکیل .
وَاتَّبِعْ مَا يُوحَى إِلَيْكَ وَاصْبِرْ حَتَّىَ يَحْكُمَ اللّهُ وَهُوَ خَيْرُ الْحَاكِمِينَ ﴿109﴾
109) و پیروی کن آنچه را که وحی کرده می شود به سوی تو و صبر کن ( به استمرار در آزادی و استقلال خواهی ) تا حکم کند خداوند – و او بهترین حکم کنندگان است.


                              

                                         


                                                                     سوره هود  (11  )                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                               
                                                                         بخش هود  (11)
                                                                 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
                                                             بنام خداوند بخشاینده بخشایشگر
                                                                                                                                         
  الَر كِتَابٌ أُحْكِمَتْ آيَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِن لَّدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ ﴿1﴾
1)                 الر – معنی حروف مقطعه در آخر  آمده است -  کتابی که محکم  کرده شد آیاتش – سپس تفصیل داده شد از نزد حکیم خیبر.
        أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ اللّهَ إِنَّنِي لَكُم مِّنْهُ نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ ﴿2﴾
2)این که پرستش نکنید مگر خداوند را – همانا من ( محمد ) برای شما از او ( از خداوند ) اخطار کننده و مژده دهنده ام.
وَأَنِ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ يُمَتِّعْكُم مَّتَاعًا حَسَنًا إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى وَيُؤْتِ كُلَّ ذِي فَضْلٍ فَضْلَهُ وَإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنِّيَ أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ كَبِيرٍ ﴿3﴾
3)این که آمرزش به طلبید پروردگارتان را – سپس توبه کنید به سوی او – بهره مند کند شما را به بهره ای نیکو تاسرانجامی نامبرده شده – و بدهد به هر صاحب فضلی – فضلش را – و چنانچه روی گردانید – پس همانا من می ترسم بر شما عذاب دوران بزرگ را .
إِلَى اللّهِ مَرْجِعُكُمْ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿4﴾
4)به سوی خداوند است مراجعت کردنتان و او ( خداوند ) بر هر چیزی قادر است .
أَلا إِنَّهُمْ يَثْنُونَ صُدُورَهُمْ لِيَسْتَخْفُواْ مِنْهُ أَلا حِينَ يَسْتَغْشُونَ ثِيَابَهُمْ يَعْلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعْلِنُونَ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ﴿5﴾
5)آگاه باشید همانا ایشان ثنویت ( دو گانه ) می کنند صدرها ( ذهنهای ) شان را – تا مخفی کنند از او ( از خداوند انحرافشان را )آگاه باشید وقتیکه می پوشند رختهایشان را ( که خداوند نبیند ایشان را )علم دارد ( خداوند )     آنچه را که سری می کنند و آنچه را که علنی می کنند –همانا او ( خداوند ) عالم است به دارائی صدرها ( ذهنها ) .
وَمَا مِن دَآبَّةٍ فِي الأَرْضِ إِلاَّ عَلَى اللّهِ رِزْقُهَا وَيَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَمُسْتَوْدَعَهَا كُلٌّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ ﴿6﴾
6)نیست از جنبنده ای در زمین مگر بر خداوند است رزقش – و علم دارد ( خداوند) به قرارگاهش و سپردهگاهش – همه در کتاب مبین ( در قانون هستی ) است.
وَهُوَ الَّذِي خَلَق السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَكَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاء لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَلَئِن قُلْتَ إِنَّكُم مَّبْعُوثُونَ مِن بَعْدِ الْمَوْتِ لَيَقُولَنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِنْ هَذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُّبِينٌ ﴿7﴾
7)اوست (خداوند)آن که خلق کرد آسمانها و زمین را در شش دورانی– و بود عرش (مخلوقات بالا رونده = حیات دار) او بر ( پایه ) آب – تا بیازماید شما را کدامتان نیکوترید در عمل – و البته چنانچه گفتی همانا شمائید مبعوث شدگان   از بعد مرگ - البته می گویند حتما آنان که کافر شدند ( انکار کردند حق را) نیست این ( زنده شدن ) مگر جادوگری شفاف.
وَلَئِنْ أَخَّرْنَا عَنْهُمُ الْعَذَابَ إِلَى أُمَّةٍ مَّعْدُودَةٍ لَّيَقُولُنَّ مَا يَحْبِسُهُ أَلاَ يَوْمَ يَأْتِيهِمْ لَيْسَ مَصْرُوفًا عَنْهُمْ وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُواْ بِهِ يَسْتَهْزِؤُونَ ﴿8﴾
8)و البته چنانچه به تاخیر انداختیم از ایشان عذاب را تا امتی (پایگاهی = نسلهای ) شمرده شده – البته می گویند حتما چیست که متوقف نمود او را ( عذاب را ) آگاه باشید – دورانی که می آید ایشان را – نیست انصرافی از ایشان - و  فرا گرفت ایشان را آنچه که بودند به او ( به عذاب ) استهزاء می کردند.
وَلَئِنْ أَذَقْنَا الإِنْسَانَ مِنَّا رَحْمَةً ثُمَّ نَزَعْنَاهَا مِنْهُ إِنَّهُ لَيَئُوسٌ كَفُورٌ ﴿9﴾
9)و البته چنانچه چشاندیم انسان را از ما به رحمتی   سپس برکندیم از او ( رحمت را ) همانا او ( انسان ) البته مایوس انکار کننده است .
وَلَئِنْ أَذَقْنَاهُ نَعْمَاء بَعْدَ ضَرَّاء مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّيِّئَاتُ عَنِّي إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ ﴿10﴾
10) و البته چنانچه چشاندیم او را ( انسان را ) به نعمتی بعد از ضرری که درک کرد او را .– البته گوید حتما که رفت بدیها از من – همانا او ( انسان ) البته شادمان (به خود ) بالنده است.
إِلاَّ الَّذِينَ صَبَرُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أُوْلَئِكَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ كَبِيرٌ ﴿11﴾
11) مگر آنان که صبر کردند و عمل کردند اصلاحات را ( حقمداری را ) آنهایند که برای ایشان است آمرزش و مزدی بزرگ .
فَلَعَلَّكَ تَارِكٌ بَعْضَ مَا يُوحَى إِلَيْكَ وَضَآئِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَن يَقُولُواْ لَوْلاَ أُنزِلَ عَلَيْهِ كَنزٌ أَوْ جَاء مَعَهُ مَلَكٌ إِنَّمَا أَنتَ نَذِيرٌ وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ ﴿12﴾
12) پس شاید تو ترک کننده باشی برخی از آنچه را که وحی کرده شد به سوی تو و تنگ کننده ای بسبب او صدرت ( ذهنت ) را – این که بگویند چرا نازل کرده نشد بر او گنجی یا نیامد با او فرشته ای – قطعا تو اخطار کننده ای – و خداوند بر هر چیزی وکیل است .
أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُواْ بِعَشْرِ سُوَرٍ مِّثْلِهِ مُفْتَرَيَاتٍ وَادْعُواْ مَنِ اسْتَطَعْتُم مِّن دُونِ اللّهِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿13﴾
13) یا می گویند بافت ( به دروغ ) او را ( قرآن ) – بگو پس بیاورید ده سوره ( ده بخش ) مانند او را بافته شده های ( به دروغ ) و دعوت کنید ( به کمک ) هر کسی را که توانستید از غیر خداوند – چنانچه بودید راستگویان .
فَإِن لَّمْ يَسْتَجِيبُواْ لَكُمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّمَا أُنزِلِ بِعِلْمِ اللّهِ وَأَن لاَّ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ فَهَلْ أَنتُم مُّسْلِمُونَ ﴿14﴾
14) پس چنانچه اجابت نکردند برای شما – پس علم داشته باشید – قطعا نازل کرده شد به علم خداوند – و این که نیست الهی ( مطلقی ) مگر او ( خداوند ) پس آیا شما مسلمانید ؟
مَن كَانَ يُرِيدُ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا نُوَفِّ إِلَيْهِمْ أَعْمَالَهُمْ فِيهَا وَهُمْ فِيهَا لاَ يُبْخَسُونَ ﴿15﴾
15) کسی که بود می خواست زندگانی دنیا را و زینتش را تمام می دهیم به ایشان عملشان را در او ( در دنیا ) و ایشان در او ( در دنیا ) کم داده نمی شوند.
أُوْلَئِكَ الَّذِينَ لَيْسَ لَهُمْ فِي الآخِرَةِ إِلاَّ النَّارُ وَحَبِطَ مَا صَنَعُواْ فِيهَا وَبَاطِلٌ مَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ﴿16﴾
16) آنها – آنانند که نیست برای   ایشان در آخرت مگر آتش –   و هدر شد آنچه که ساختند در او ( در دنیا ) و باطل است آنچه که بودند عمل می کردند .
أَفَمَن كَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّهِ وَيَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِّنْهُ وَمِن قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إَمَامًا وَرَحْمَةً أُوْلَئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَمَن يَكْفُرْ بِهِ مِنَ الأَحْزَابِ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ فَلاَ تَكُ فِي مِرْيَةٍ مِّنْهُ إِنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يُؤْمِنُونَ ﴿17﴾
17) آیا پس کسی که بود بر بینه ای ( بر دلیل شفافی ) از پروردگارش و تلاوت می کند او را شاهدی از او ( از خداوند ) و از قبل اوست کتاب موسی امام و رحمتی– آنها ایمان می آورند به او ( به قرآن ) و هرکس کافر شود به او (به قران )ازحزب های (مردم ) پس آتش وعده گاه اوست – پس نباش در تردیدی از او ( از قرآن ) همانا او ( قرآن ) حق است از پروردگارت ولیکن بیشتر مردم ایمان نمی آورند.
وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِبًا أُوْلَئِكَ يُعْرَضُونَ عَلَى رَبِّهِمْ وَيَقُولُ الأَشْهَادُ هَؤُلاء الَّذِينَ كَذَبُواْ عَلَى رَبِّهِمْ أَلاَ لَعْنَةُ اللّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ ﴿18﴾
18)  و کیست ظالمتر از کسی که بافت ( خرافات را ) برخداوند به دروغ – آنها عرضه کرده می شوند بر پروردگارشان و می گویند – شاهدان – اینها – آنانند که تکذیب کردند بر پروردگارشان – آگاه باشید لعنت خداوند بر ظالمان ( سلطه گران ) است.
الَّذِينَ يَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللّهِ وَيَبْغُونَهَا عِوَجًا وَهُم بِالآخِرَةِ هُمْ كَافِرُونَ ﴿19﴾
19) آنان که جلوگیری می کنند  از جهت (حاکمیت ولایت جمهورمردم بجانشینی ازحاکمیت ولایت مطلقه ) خداوند و می جویند او را به کجی – و ایشان به آخرت – ایشانند  که کافرانند .
أُولَئِكَ لَمْ يَكُونُواْ مُعْجِزِينَ فِي الأَرْضِ وَمَا كَانَ لَهُم مِّن دُونِ اللّهِ مِنْ أَوْلِيَاء يُضَاعَفُ لَهُمُ الْعَذَابُ مَا كَانُواْ يَسْتَطِيعُونَ السَّمْعَ وَمَا كَانُواْ يُبْصِرُونَ ﴿20﴾
20) آنها نبودند عاجز کنندگان در زمین ( خداوند را ) و نبود برای ایشان از غیر خداوند از یاورانی مضاعف کرده می شود برای ایشان عذاب – نبودند که بتوانند شنیدن را – و نبودند که بینش یابند .
أُوْلَئِكَ الَّذِينَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَفْتَرُونَ ﴿21﴾
21) آنها – آنانند که باختند خودهایشان را – و گم شد از ایشان – آنچه را که بودند می بافتند ( از خرافات ) .
لاَ جَرَمَ أَنَّهُمْ فِي الآخِرَةِ هُمُ الأَخْسَرُونَ ﴿22﴾
22) ناگزیر – همانا ایشان در آخرت – ایشانند که بازندگانند.
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ وَأَخْبَتُواْ إِلَى رَبِّهِمْ أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ الجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ﴿23﴾
23) همانا آنان که ایمان آوردند و عمل کردند اصلاحات را ( حقمداری را ) و نرم شدند به سوی پروردگارشان – آنها اهل بهشتند – ایشان در او ( در بهشت ) جاویدانند.
مَثَلُ الْفَرِيقَيْنِ كَالأَعْمَى وَالأَصَمِّ وَالْبَصِيرِ وَالسَّمِيعِ هَلْ يَسْتَوِيَانِ مَثَلاً أَفَلاَ تَذَكَّرُونَ ﴿24﴾
24) مثل دو گروه است – مانند کور و کر - و بینشمند  و شنوا آیا مساویند به مثل – آیا پس متذکر نمی شوید.
وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ إِنِّي لَكُمْ نَذِيرٌ مُّبِينٌ ﴿25﴾
25) و البته به درستی که فرستادیم نوح را به سوی قومش –(گفت) همانا من برای شما اخطار کننده شفافم.
أَن لاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ اللّهَ إِنِّيَ أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ أَلِيمٍ ﴿26﴾
26) این که پرستش نکنید مگر خداوند را – همانا من می ترسم بر شما عذاب دوران دردناکی را .
فَقَالَ الْمَلأُ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن قِوْمِهِ مَا نَرَاكَ إِلاَّ بَشَرًا مِّثْلَنَا وَمَا نَرَاكَ اتَّبَعَكَ إِلاَّ الَّذِينَ هُمْ أَرَاذِلُنَا بَادِيَ الرَّأْيِ وَمَا نَرَى لَكُمْ عَلَيْنَا مِن فَضْلٍ بَلْ نَظُنُّكُمْ كَاذِبِينَ ﴿27﴾
27) پس گفتند جماعت - آنان که کافر شدند از قومش نمی بینیم تو را مگر بشری مانند ما – و نمی بینیم تو را که پیروی کردند تو را مگر آنانکه ایشانند از اراذل(زباله های)  ما- که ظاهر بینند ( طبقه پائین) – و نمی بینیم برای شما بر ما از فضلی ( از هیچ نظری ) بلکه گمان می کنیم شما دروغگویانید .
قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِن كُنتُ عَلَى بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّيَ وَآتَانِي رَحْمَةً مِّنْ عِندِهِ فَعُمِّيَتْ عَلَيْكُمْ أَنُلْزِمُكُمُوهَا وَأَنتُمْ لَهَا كَارِهُونَ ﴿28﴾
28) گفت ( نوح ) ای قوم من آیا دیدید – چنانچه بودم بر بینه ای ( دلیل شفافی ) از پروردگارم و داد مرا رحمتی از نزدش – پس کور کرده شد بر شما – آیا وادار می کنم شما را به او و شما برای او تنفر کنندگانید.
وَيَا قَوْمِ لا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مَالاً إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلَى اللّهِ وَمَآ أَنَاْ بِطَارِدِ الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّهُم مُّلاَقُو رَبِّهِمْ وَلَكِنِّيَ أَرَاكُمْ قَوْمًا تَجْهَلُونَ ﴿29﴾
29) و ( گفت نوح ) ای قوم من سئوال نمی کنم شما را بر او ( بر تبلیغ) مالی را – نیست مزد من مگر بر خداوند و نیستم من طرد کننده آنان که ایمان آوردند – همانا ایشان ملاقات می کنند پروردگارشان را ولیکن من می بینم شما را قومی که جهالت می کنید.
وَيَا قَوْمِ مَن يَنصُرُنِي مِنَ اللّهِ إِن طَرَدتُّهُمْ أَفَلاَ تَذَكَّرُونَ ﴿30﴾
30) و ( گفت نوح ) ای قوم من – کیست که یاری می کند مرا از ( عذاب ) خداوند چنانچه طرد کردم ایشان را آیا پس متذکر نمی شوید.
وَلاَ أَقُولُ لَكُمْ عِندِي خَزَآئِنُ اللّهِ وَلاَ أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَلاَ أَقُولُ إِنِّي مَلَكٌ وَلاَ أَقُولُ لِلَّذِينَ تَزْدَرِي أَعْيُنُكُمْ لَن يُؤْتِيَهُمُ اللّهُ خَيْرًا اللّهُ أَعْلَمُ بِمَا فِي أَنفُسِهِمْ إِنِّي إِذًا لَّمِنَ الظَّالِمِينَ ﴿31﴾
31) و نمی گویم برای شما نزد من است خزانه های پروردگارم -و نه علم دارم به غیب- و نمی گویم همانا من فرشته ام – و نمی گویم برای آنان که حقیر می نمائید به چشمهایتان – هرگز نمی دهد ایشان را خداوند خیری را – خداوند عالمتر است به آنچه که  در خودهایشان است – همانا من ( اگر گفتم دروغی ) البته بنابراین از ظالمانم .
قَالُواْ يَا نُوحُ قَدْ جَادَلْتَنَا فَأَكْثَرْتَ جِدَالَنَا فَأْتَنِا بِمَا تَعِدُنَا إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ ﴿32﴾
32) گفتند ای نوح به درستی که مجادله کردی ما را پس بسیار کردی جدال ما را – پس بیاور ما را به آنچه  که وعده می دهی ما را - چنانچه بودی از راستگویان .
قَالَ إِنَّمَا يَأْتِيكُم بِهِ اللّهُ إِن شَاء وَمَا أَنتُم بِمُعْجِزِينَ ﴿33﴾
33) گفت ( نوح ) قطعا می آورد به شما او را ( عذاب را ) خداوند – چنانچه خواست – و نیستید شما عاجز کنندگان ( خداوند را ).
وَلاَ يَنفَعُكُمْ نُصْحِي إِنْ أَرَدتُّ أَنْ أَنصَحَ لَكُمْ إِن كَانَ اللّهُ يُرِيدُ أَن يُغْوِيَكُمْ هُوَ رَبُّكُمْ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿34﴾
34) و نفع نمی دهد شما را نصیحت من – چنانچه خواستم این که نصیحت کنم برای شما – چنانچه بود خداوند می خواست این که نقص جو کند شما را او ( خداوند ) پروردگارتان است – و به سوی او مراجعت می کنید.
أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ إِنِ افْتَرَيْتُهُ فَعَلَيَّ إِجْرَامِي وَأَنَاْ بَرِيءٌ مِّمَّا تُجْرَمُونَ ﴿35﴾
35) یا می گویند ( نوح ) بافت او را ( وعده عذاب را ) بگو چنانچه ( من ) بافته ام او را – پس بر من است جرم من – و من دورم از آنچه که ( شما ) جرم می کنید.
وَأُوحِيَ إِلَى نُوحٍ أَنَّهُ لَن يُؤْمِنَ مِن قَوْمِكَ إِلاَّ مَن قَدْ آمَنَ فَلاَ تَبْتَئِسْ بِمَا كَانُواْ يَفْعَلُونَ ﴿36﴾
36) و وحی کرده شد به سوی نوح – همانا به او ( به تبلیغ تو ) هرگز ایمان نمی آورد از قوم تو- مگر کسی - به درستی که ایمان آورد ( از قبل ) – پس آسیب نبین ( غمگین نباش ) بسبب آنچه  که  بودند می کردند
وَاصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا وَوَحْيِنَا وَلاَ تُخَاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُواْ إِنَّهُم مُّغْرَقُونَ ﴿37﴾
37) و بساز کشتی را به (نظارت) چشم ما و وحی ما و خطاب نکن مرا در ( مورد ) آنان که ظلم کردند همانا ایشان غرق شدگانند.
وَيَصْنَعُ الْفُلْكَ وَكُلَّمَا مَرَّ عَلَيْهِ مَلأٌ مِّن قَوْمِهِ سَخِرُواْ مِنْهُ قَالَ إِن تَسْخَرُواْ مِنَّا فَإِنَّا نَسْخَرُ مِنكُمْ كَمَا تَسْخَرُونَ ﴿38﴾
38) و ( نوح ) می سازد کشتی را – و هرگاه که عبور کرد  بر او جمعی از قومش – مسخره کردند از او ( از ساختن کشتی ) گفت ( نوح ) چنانچه مسخره می کنید از (کار) من – پس همانا ما مسخره می کنیم از ( کار ) شما (کمی بعد ) همچنان که مسخره می کنید.
فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَن يَأْتِيهِ عَذَابٌ يُخْزِيهِ وَيَحِلُّ عَلَيْهِ عَذَابٌ مُّقِيمٌ ﴿39﴾
39) پس به زودی علم خواهید داشت کسی را که می آید او را عذاب خوار کننده – و مکان می گیرد بر او عذاب پایدار .
حَتَّى إِذَا جَاء أَمْرُنَا وَفَارَ التَّنُّورُ قُلْنَا احْمِلْ فِيهَا مِن كُلٍّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ وَأَهْلَكَ إِلاَّ مَن سَبَقَ عَلَيْهِ الْقَوْلُ وَمَنْ آمَنَ وَمَا آمَنَ مَعَهُ إِلاَّ قَلِيلٌ ﴿40﴾
40) تا آنگاه که آمد امر ما و فوران کرد تنور ( اتش از چاه ) گفتیم ( ای نوح ) حمل کن در او ( در کشتی ) از هر جفتی -  دو تا ( از حیوانات ) و اهلت را مگر کسی را که سبقت گرفت بر او گفتار ( که از غرق شوندگان است ) و کسی را که ایمان آورد  - و ایمان نیاورد با او مگر اندکی ( چهار پسرش یافث – آر – سام –حام  وخانوادهایشان ) .
وَقَالَ ارْكَبُواْ فِيهَا بِسْمِ اللّهِ مَجْرَاهَا وَمُرْسَاهَا إِنَّ رَبِّي لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿41﴾
41) و نوح گفت سوار شوید در او ( در کشتی ) به نام خداوند – در جاری شدنش و در لنگر انداختنش- همانا پروردگار من البته آمرزنده بخشایشگر است.
وَهِيَ تَجْرِي بِهِمْ فِي مَوْجٍ كَالْجِبَالِ وَنَادَى نُوحٌ ابْنَهُ وَكَانَ فِي مَعْزِلٍ يَا بُنَيَّ ارْكَب مَّعَنَا وَلاَ تَكُن مَّعَ الْكَافِرِينَ ﴿42﴾
42) و او ( کشتی ) جریان می دهد ایشان را در موجی مانند کوهها – و نداء کرد نوح – فرزندش(کنعان) را – و ( کنعان ) بود در کناره ای – ای پسرک من سوار شو با ما – و نباش با کافران ( انکار کنندگان حق ) .
قَالَ سَآوِي إِلَى جَبَلٍ يَعْصِمُنِي مِنَ الْمَاء قَالَ لاَ عَاصِمَ الْيَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللّهِ إِلاَّ مَن رَّحِمَ وَحَالَ بَيْنَهُمَا الْمَوْجُ فَكَانَ مِنَ الْمُغْرَقِينَ ﴿43﴾
43) گفت ( کنعان ) به زودی جایگاه می گیرم به سوی کوه – مصون می دارد مرا از آب – گفت ( نوح ) نیست مصون دارنده ای بدوران – از امر خداوند مگر کسی را که رحم کرد ( خداوند ) و حائل شد میانشان موج – پس بود ( کنعان ) از غرق شدگان .
وَقِيلَ يَا أَرْضُ ابْلَعِي مَاءكِ وَيَا سَمَاء أَقْلِعِي وَغِيضَ الْمَاء وَقُضِيَ الأَمْرُ وَاسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِيِّ وَقِيلَ بُعْداً لِّلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ﴿44﴾
44) و گفته شد – ای زمین – فرو بر آبترا – و ای آسمان فرا بر ( بارانت را ) – و کاهش یافت آب و فیصله داده شد امر ( طوفان ) و پرداخته شده ( کشتی ) بر ( کوه ) جودی و گفته شد دوری ( از رحمت باد ) برای قوم ظالمان .
وَنَادَى نُوحٌ رَّبَّهُ فَقَالَ رَبِّ إِنَّ ابُنِي مِنْ أَهْلِي وَإِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ وَأَنتَ أَحْكَمُ الْحَاكِمِينَ ﴿45﴾
45) و نداء کرد نوح – پروردگارش را – پس گفت – پروردگار من – همانا فرزند من از اهل من است و همانا وعده تو حق است و تو حکم کننده ترین حکم کنندگانی ( چرا او را غرق کردی ) .
قَالَ يَا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ فَلاَ تَسْأَلْنِ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّي أَعِظُكَ أَن تَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ ﴿46﴾
46) گفت ( خداوند ) ای نوح – همانا او نیست از اهل تو – همانا او ( صاحب ) عملی  بدون اصلاحی ( بدون حقمداری )است  – پس سئوال نکن مرا – به آنچه که نیست برای تو به اوعلمی همانا من موعظه می کنم تو را اینکه ( مبادا ) باشی از جاهلان.
قَالَ رَبِّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسْأَلَكَ مَا لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ وَإِلاَّ تَغْفِرْ لِي وَتَرْحَمْنِي أَكُن مِّنَ الْخَاسِرِينَ ﴿47﴾
47) گفت ( نوح ) پروردگار من همانا من پناه می برم به تو این که سئوال کنم تو را – آنچه را که نیست برای من به او علمی – و چنانچه نیامرزی مرا و رحم نکنی مرا (مبادا ) بشوم از بازندگان.
قِيلَ يَا نُوحُ اهْبِطْ بِسَلاَمٍ مِّنَّا وَبَركَاتٍ عَلَيْكَ وَعَلَى أُمَمٍ مِّمَّن مَّعَكَ وَأُمَمٌ سَنُمَتِّعُهُمْ ثُمَّ يَمَسُّهُم مِّنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿48﴾
48) گفته شد - ای نوح فرود آی به سلامتی از ( طرف ) ما و برکات بر تو و بر امتهایی (پایگاههایی = نسلهایی )  از کسانی که با تو-اند – و امتهائی ( پایگاههای=نسلهایی ) که به زودی بهره می دهیم ایشان را ( در زندگانی ) سپس درک می کند ایشان را از ( طرف ) ما عذابی دردناک ( بسبب عملشان ).
تِلْكَ مِنْ أَنبَاء الْغَيْبِ نُوحِيهَا إِلَيْكَ مَا كُنتَ تَعْلَمُهَا أَنتَ وَلاَ قَوْمُكَ مِن قَبْلِ هَذَا فَاصْبِرْ إِنَّ الْعَاقِبَةَ لِلْمُتَّقِينَ ﴿49﴾
49) این ( داستان نوح ) از خبرهای غیب است وحی می کنیم او را به تو ( ای محمد ) نبودی که علم داشته باشی او را – تو و نه قوم تو از قبل این ( وحی ) پس صبر کن (به استمرار در آزادی و استقلال خواهی ) همانا عاقبت برای متقین ( حفظ کنندگان اصول راهنمای حق در اندیشه و عمل ) است .
وَإِلَى عَادٍ أَخَاهُمْ هُودًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ إِنْ أَنتُمْ إِلاَّ مُفْتَرُونَ ﴿50﴾
50) و ( فرستادیم ) به سوی عاد برادرشان هود را – گفت ( هود ) ای قوم من پرستش کنید خداوند را که نیست برای شما از الهی ( مطلقی ) غیر او ( غیر خداوند ) نیستید شما مگر بافندگان ( خرافات ).
يَا قَوْمِ لا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلَى الَّذِي فَطَرَنِي أَفَلاَ تَعْقِلُونَ ﴿51﴾
51) ای قوم من سئوال نمی کنم شما را بر او ( بر تبلیغ ) مزدی را – نیست مزد من مگر بر آن که فطرت ( هویت ) داد مرا – آیا پس تعقل نمی کنید .
وَيَا قَوْمِ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ يُرْسِلِ السَّمَاء عَلَيْكُم مِّدْرَارًا وَيَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلَى قُوَّتِكُمْ وَلاَ تَتَوَلَّوْاْ مُجْرِمِينَ ﴿52﴾
52) و ای قوم من آمرزش به طلبید پروردگارتان را سپس توبه کنید به سوی او (خداوند ) می فرستد آسمان را ( ابر رادرآسمان ) بر شما به ریزنده ای ( از باران ) زیاد می کند شما را نیروئی به نیرویتان و روی نگردانید ( مانند) مجرمین .
قَالُواْ يَا هُودُ مَا جِئْتَنَا بِبَيِّنَةٍ وَمَا نَحْنُ بِتَارِكِي آلِهَتِنَا عَن قَوْلِكَ وَمَا نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ ﴿53﴾
53) گفتند ای هود نیاوردی ما را به بینه ای ( به دلیل شفاف ) و نیستیم ما ترک کنندگان اله هایمان را ( مطلق هایمانرا  ) از گفتار تو – و نیستیم ما برای تو ایمان آورندگان.
إِن نَّقُولُ إِلاَّ اعْتَرَاكَ بَعْضُ آلِهَتِنَا بِسُوَءٍ قَالَ إِنِّي أُشْهِدُ اللّهِ وَاشْهَدُواْ أَنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ ﴿54﴾
54) نمی گوییم مگر که اصابت  داد تو را بعضی از اله ها ( مطلقهای ) ما به بدی – گفت (هود) شاهد می گیرم خداوند را و شاهد باشید همانا من دورم از آنچه که  شرک می ورزید ( به خداوند مطلق فعال – و مطلق تراشی می کنید ) .
مِن دُونِهِ فَكِيدُونِي جَمِيعًا ثُمَّ لاَ تُنظِرُونِ ﴿55﴾
55) از غیر او را ( غیر خداوند را ) پس نقشه بکشید به ( قتل ) من همگی – سپس مهلت ندهید مرا.
إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللّهِ رَبِّي وَرَبِّكُم مَّا مِن دَآبَّةٍ إِلاَّ هُوَ آخِذٌ بِنَاصِيَتِهَا إِنَّ رَبِّي عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿56﴾
56) همانا من توکل کردم بر خداوند پروردگارم – و پروردگارتان – نیست از جنبنده ای مگر او ( خداوند ) گیرنده است به کاکولش(که زیر اوست مرکز تصمیم گیری ) – همانا پروردگار من بر مسیرمستقیم است.
فَإِن تَوَلَّوْاْ فَقَدْ أَبْلَغْتُكُم مَّا أُرْسِلْتُ بِهِ إِلَيْكُمْ وَيَسْتَخْلِفُ رَبِّي قَوْمًا غَيْرَكُمْ وَلاَ تَضُرُّونَهُ شَيْئًا إِنَّ رَبِّي عَلَىَ كُلِّ شَيْءٍ حَفِيظٌ ﴿57﴾
57) پس چنانچه روی گردانیدید – پس به درستی که ابلاغ کردم شما را به آنچه که  فرستاده شدم به او( به ابلاغ اصول راهنمای حق ) به سوی شما – و جانشین می کند پروردگارم من - قومی غیر شما را ( در زمین ) و ضرر نمی زنید او را ( خداوند را ) به چیزی – همانا پروردگار من بر هر چیزی حافظ است.
وَلَمَّا جَاء أَمْرُنَا نَجَّيْنَا هُودًا وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِّنَّا وَنَجَّيْنَاهُم مِّنْ عَذَابٍ غَلِيظٍ ﴿58﴾
58) و وقتی که آمد امر ما ( عذاب ما ) نجات دادیم هود را و آنانرا که ایمان آوردند با او به رحمتی از ما ( از خداوند ) و نجات دادیم ایشان را از عذاب غلیظ  .
وَتِلْكَ عَادٌ جَحَدُواْ بِآيَاتِ رَبِّهِمْ وَعَصَوْاْ رُسُلَهُ وَاتَّبَعُواْ أَمْرَ كُلِّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ ﴿59﴾
59 ) و این است عاد ( قوم هود ) رد کردند ایات پروردگارشان را و سرپیچی کردند رسولانش را و پیروی کردند – امر هر مستبد لجوج را.
وَأُتْبِعُواْ فِي هَذِهِ الدُّنْيَا لَعْنَةً وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ أَلا إِنَّ عَادًا كَفَرُواْ رَبَّهُمْ أَلاَ بُعْدًا لِّعَادٍ قَوْمِ هُودٍ ﴿60﴾
60) و پیرو کرده شدند در این دنیا لعنتی را و به دوران قیامت -آگاه باشید همانا (قوم ) عاد کافر شدند به پروردگارشان – آگاه باشید دوری است( از رحمت خداوند ) برای عاد که قوم هود است.
وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ هُوَ أَنشَأَكُم مِّنَ الأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي قَرِيبٌ مُّجِيبٌ ﴿61﴾
61) و ( فرستادیم ) به سوی ثمود برادرشان صالح را گفت ( صالح ) ای قوم من پرستش کنید خداوند را-  که نیست برای شما از الهی ( مطلقی ) غیر او – او ( خداوند ) پدید آورد شما را از زمین و عمر داد شما را در او ( در زمین ) پس آمرزش به طلبید او را سپس توبه کنید به سوی او – همانا پروردگار من بنزدیکی- اجابت کننده است .
قَالُواْ يَا صَالِحُ قَدْ كُنتَ فِينَا مَرْجُوًّا قَبْلَ هَذَا أَتَنْهَانَا أَن نَّعْبُدَ مَا يَعْبُدُ آبَاؤُنَا وَإِنَّنَا لَفِي شَكٍّ مِّمَّا تَدْعُونَا إِلَيْهِ مُرِيبٍ ﴿62﴾
62) گفتند ای صالح به درستی که بودی در ( میان ) ما امیدوار کننده قبل ازاین – آیا نهی می کنی ما را این که ( مبادا ) بپرستیم – آنچه را که می پرستیدند اجداد ما و همانا ما البته در شکیم از آنچه که دعوت می کنی ما را به سوی او تردید  کردنی.
قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِن كُنتُ عَلَى بَيِّنَةً مِّن رَّبِّي وَآتَانِي مِنْهُ رَحْمَةً فَمَن يَنصُرُنِي مِنَ اللّهِ إِنْ عَصَيْتُهُ فَمَا تَزِيدُونَنِي غَيْرَ تَخْسِيرٍ ﴿63﴾
63) گفت ( صالح ) ای قوم من آیا دیدید چنانچه بودم بر بینه ای ( بر دلیل شفافی) از پروردگارم و داد مرا از او ( از حق ) رحمتی – پس کیست که یاری کند مرا از خداوند چنانچه سرپیچی کردم او را( خداوند را ) و زیاد نمی کنید مرا غیر از باختنی ( در دنیا و آخرت ) .
وَيَا قَوْمِ هَذِهِ نَاقَةُ اللّهِ لَكُمْ آيَةً فَذَرُوهَا تَأْكُلْ فِي أَرْضِ اللّهِ وَلاَ تَمَسُّوهَا بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابٌ قَرِيبٌ ﴿64﴾
64 ) و ای قوم من این است ناقه ( شتر ماده ) خداوند برای شماست  آیه ای ( علامتی از حقانیت من ) پس بگذارید او را بخورد در زمین خداوند – و درک ندهید او را به بدی – پس می گیرد شما را عذابی که نزدیک است.
فَعَقَرُوهَا فَقَالَ تَمَتَّعُواْ فِي دَارِكُمْ ثَلاَثَةَ أَيَّامٍ ذَلِكَ وَعْدٌ غَيْرُ مَكْذُوبٍ ﴿65﴾
65) پس پی کردند او را – پس گفت ( صالح ) بهره مند شوید در سرای تان سه دوران ( سه تا 24 ساعت) آن است وعده ای بدون دروغ.
فَلَمَّا جَاء أَمْرُنَا نَجَّيْنَا صَالِحًا وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِّنَّا وَمِنْ خِزْيِ يَوْمِئِذٍ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ الْقَوِيُّ الْعَزِيزُ ﴿66﴾
66) پس وقتی که آمد امر ما ( عذاب ما ) نجات دادیم صالح را و آنانرا که ایمان آورند با او به رحمتی از ما و از خواری این دورانگاه - همانا پروردگارت اوست که قوی شرافتمند  است .
وَأَخَذَ الَّذِينَ ظَلَمُواْ الصَّيْحَةُ فَأَصْبَحُواْ فِي دِيَارِهِمْ جَاثِمِينَ ﴿67﴾
67) و گرفت آنان را که ظلم کردند – نعره ای -  پس شدند در خانه هایشان جسد شدگان.
كَأَن لَّمْ يَغْنَوْاْ فِيهَا أَلاَ إِنَّ ثَمُودَ كَفرُواْ رَبَّهُمْ أَلاَ بُعْدًا لِّثَمُودَ ﴿68﴾
68) گویا که کافی نکردند ( زندگی ) در او ( در دنیا ) آگاه باشید همانا ( قوم ) ثمود کافر شدند به پروردگارشان آگاه باشید دوری است ( از رحمت خداوند ) برای ( قوم ) ثمود.
وَلَقَدْ جَاءتْ رُسُلُنَا إِبْرَاهِيمَ بِالْبُشْرَى قَالُواْ سَلاَمًا قَالَ سَلاَمٌ فَمَا لَبِثَ أَن جَاء بِعِجْلٍ حَنِيذٍ ﴿69﴾
69) و البته به درستی که آمدند فرستادگان ما ( فرشتگان ما ) ابراهیم را به مژدگانی – گفتند ( فرشتگان ) سلامی را گفت ( ابراهیم ) سلامی را – پس درنگ نکرد ( ابراهیم)  این که آورد گوساله ای بریان.
فَلَمَّا رَأَى أَيْدِيَهُمْ لاَ تَصِلُ إِلَيْهِ نَكِرَهُمْ وَأَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً قَالُواْ لاَ تَخَفْ إِنَّا أُرْسِلْنَا إِلَى قَوْمِ لُوطٍ ﴿70﴾
70) پس وقتی که دید ( ابراهیم ) دستهایشان نمی رسد به او ( به گوساله بریان ) مبهم شد ( وجود ) ایشان و احساس کرد از ایشان ترسی را – گفتند ( فرشتگان ) نترس – همانا ما فرستاده شدیم به سوی قوم لوط .
وَامْرَأَتُهُ قَآئِمَةٌ فَضَحِكَتْ فَبَشَّرْنَاهَا بِإِسْحَقَ وَمِن وَرَاء إِسْحَقَ يَعْقُوبَ ﴿71﴾
71) و زن او ( زن ابراهیم - سارا) ایستاده – پس خندید - پس مژده دادیم او را ( زن ابراهیم را ) به اسحاق – و از فراز اسحاق یعقوب را .
قَالَتْ يَا وَيْلَتَى أَأَلِدُ وَأَنَاْ عَجُوزٌ وَهَذَا بَعْلِي شَيْخًا إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ عَجِيبٌ ﴿72﴾
72) گفت ( سارا ) ای وای مرا – آیا تولید می کنم ( فرزندی ) و من عجوزم ( پیر زنم) و این ( ابراهیم ) شوهر من شیخ ( پیر مرد ) است – همانا این ( تولید فرزند ) البته چیز عجیبی است.
قَالُواْ أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللّهِ رَحْمَتُ اللّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَّجِيدٌ ﴿73﴾
73) گفتند ( فرشتگان ) آیا تعجب می کنی از امر خداوند – که رحمت خداوند و برکاتش بر شما اهل بیت است – همانا او ( خداوند ) ستایش شده ارجمند است.
فَلَمَّا ذَهَبَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ الرَّوْعُ وَجَاءتْهُ الْبُشْرَى يُجَادِلُنَا فِي قَوْمِ لُوطٍ ﴿74﴾
74) پس وقتی که رفت از ابراهیم شگفتی  – و آمد او را مژدگانی – مجادله می کند ما را در ( باره ) قوم لوط .
إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لَحَلِيمٌ أَوَّاهٌ مُّنِيبٌ ﴿75﴾
75) همانا ابراهیم البته بردبار – آه کشنده – جانشین کننده ( حق بجای باطل ) است.
يَا إِبْرَاهِيمُ أَعْرِضْ عَنْ هَذَا إِنَّهُ قَدْ جَاء أَمْرُ رَبِّكَ وَإِنَّهُمْ آتِيهِمْ عَذَابٌ غَيْرُ مَرْدُودٍ ﴿76﴾
76) ای ابراهیم اعراض کن  از این ( از مجادله درباره قوم لوط ) همانا او را ( قوم لوط را ) به درستی که آمد امر پروردگارت و همانا ایشان را آینده  است -ایشان را عذابی بدون برگشت.
وَلَمَّا جَاءتْ رُسُلُنَا لُوطًا سِيءَ بِهِمْ وَضَاقَ بِهِمْ ذَرْعًا وَقَالَ هَذَا يَوْمٌ عَصِيبٌ ﴿77﴾
77) و وقتی که آمدند فرستادگان ما ( فرشتگان  ) لوط را - محزون شد به سبب ایشان و تنگ شد به سبب ایشان ( در نداشتن قدرت دفاع از آنها ) و گفت ( لوط ) این  است دوران  مجموعه (مشگلها).
وَجَاءهُ قَوْمُهُ يُهْرَعُونَ إِلَيْهِ وَمِن قَبْلُ كَانُواْ يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ قَالَ يَا قَوْمِ هَؤُلاء بَنَاتِي هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ فَاتَّقُواْ اللّهَ وَلاَ تُخْزُونِ فِي ضَيْفِي أَلَيْسَ مِنكُمْ رَجُلٌ رَّشِيدٌ ﴿78﴾
78) و آمدند او را ( لوط را ) قومش می شتاباند به سوی او – و از قبل بودند عمل می کردند بدیها را - گفت ( لوط ) ای قوم من اینها دختران منند ( دختران قوم ) ایشان (دختران ) پاکترند برای شما ( برای ازدواج ) پس تقوا داشته باشید ( حفظ کنید اصول راهنمای حق را در اندیشه و عمل ) و خوار نکنید مرا در مهمانانم – آیا نیست از شما انسانی رشد یافته ( کامل شده ) .
قَالُواْ لَقَدْ عَلِمْتَ مَا لَنَا فِي بَنَاتِكَ مِنْ حَقٍّ وَإِنَّكَ لَتَعْلَمُ مَا نُرِيدُ ﴿79﴾
79) گفتند ( قوم لوط ) البته به درستی که علم داری که نیست برای ما در دختران(قوم)تو از حقی – و همانا تو البته علم داری آنچه را که می خواهیم .
قَالَ لَوْ أَنَّ لِي بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوِي إِلَى رُكْنٍ شَدِيدٍ ﴿80﴾
80) گفت ( لوط ) اگر همانا برای من به ( دفع ) شما نیروئی ( باشد ) یا پناه بگیرم به تکیه گاهی سخت (مانع می شوم شمارا از تجاوز به حقوق انسان ) .
قَالُواْ يَا لُوطُ إِنَّا رُسُلُ رَبِّكَ لَن يَصِلُواْ إِلَيْكَ فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ بِقِطْعٍ مِّنَ اللَّيْلِ وَلاَ يَلْتَفِتْ مِنكُمْ أَحَدٌ إِلاَّ امْرَأَتَكَ إِنَّهُ مُصِيبُهَا مَا أَصَابَهُمْ إِنَّ مَوْعِدَهُمُ الصُّبْحُ أَلَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ ﴿81﴾
81) گفتند ( فرشتگان ) ای لوط همانا ما فرستادگان پروردگار توایم – هرگز نمی رسند به تو – پس سیر بده اهلت را به قطعه ای از شب و نمی چرخد از شما فردی ( به طرف آنها ) مگر زنت – همانا او ( زنت ) اصابت کننده است او را آنچه  که اصابت کرد ایشان را – همانا وعده گاهشان صبح است – آیا نیست صبح نزدیک .
فَلَمَّا جَاء أَمْرُنَا جَعَلْنَا عَالِيَهَا سَافِلَهَا وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهَا حِجَارَةً مِّن سِجِّيلٍ مَّنضُودٍ ﴿82﴾
82) پس وقتی که آمد امر ما – قرار دادیم بالایش را پائینش – و باراندیم بر او ( بر قوم لوط ) سنگهائی از مدون ( کدگذاری ) شده مرتب شده.
مُّسَوَّمَةً عِندَ رَبِّكَ وَمَا هِيَ مِنَ الظَّالِمِينَ بِبَعِيدٍ ﴿83﴾
83) حمل شده از  نزد پروردگارتان – و نیست او ( عذاب ) از ظالمان بدور .
وَإِلَى مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْبًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ وَلاَ تَنقُصُواْ الْمِكْيَالَ وَالْمِيزَانَ إِنِّيَ أَرَاكُم بِخَيْرٍ وَإِنِّيَ أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ مُّحِيطٍ ﴿84﴾
84) و ( فرستادیم ) به سوی مدین – برادرشان شعیب را گفت ( شعیب ) ای قوم من پرستش کنید خداوند را نیست برای شما از الهی ( مطلقی ) غیر او ( خداوند ) و ناقص نکنید کیلو را و میزان را ( سنجش را ) همانا من می بینم شما را به خیری ( خیرات بسیاری ) و همانا من می ترسم بر شما عذاب دوران احاطه کننده را.
وَيَا قَوْمِ أَوْفُواْ الْمِكْيَالَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ وَلاَ تَبْخَسُواْ النَّاسَ أَشْيَاءهُمْ وَلاَ تَعْثَوْاْ فِي الأَرْضِ مُفْسِدِينَ ﴿85﴾
85) و ای قوم من تمام دهید کیلو را و میزان را به قسط ( به انصاف در حقوق و تکالیف ) و کم نکنید مردم را چیزهایشان را – و مرتکب نشوید در زمین فسادکنندگان ( باطل مداران ) .
بَقِيَّةُ اللّهِ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ وَمَا أَنَاْ عَلَيْكُم بِحَفِيظٍ ﴿86﴾
86) باقی گذشته خداوند (علم الکتاب=اصول راهنمای حق و رسول میثاق انبیاء تعلیم دهنده ان   ) بهتر است برای شما چنانچه بودید ایمان آورندگان – و نیستم من بر شما نگهبان .
قَالُواْ يَا شُعَيْبُ أَصَلاَتُكَ تَأْمُرُكَ أَن نَّتْرُكَ مَا يَعْبُدُ آبَاؤُنَا أَوْ أَن نَّفْعَلَ فِي أَمْوَالِنَا مَا نَشَاء إِنَّكَ لَأَنتَ الْحَلِيمُ الرَّشِيدُ ﴿87﴾
87) گفتند ای شعیب آیا نماز تو ( موازین شناخت حق و باطل و نفاق که در نماز تو است ) امر می کند تو را این که ترک کنیم آنچه را که می پرستد اجداد ما - یا این که بکنیم در اموالمان – آنچه را که می خواهیم – همانا تو بردبار و رشد یافته ای.
قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِن كُنتُ عَلَىَ بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّي وَرَزَقَنِي مِنْهُ رِزْقًا حَسَنًا وَمَا أُرِيدُ أَنْ أُخَالِفَكُمْ إِلَى مَا أَنْهَاكُمْ عَنْهُ إِنْ أُرِيدُ إِلاَّ الإِصْلاَحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلاَّ بِاللّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ ﴿88﴾
88) گفت ( شعیب ) ای قوم من آیا دیدید چنانچه بودم بر بینه ای ( بر دلیل شفافی ) از پروردگارم و رزق داد مرا از او ( از رعایت اصول راهنمای حق ) رزق نیکوئی و نمی خواهم این که مخالفت کنم شما را به آنچه  که نهی می کنم شما را از او ( از عدم رعایت موازین) – نمی خواهم مگر اصلاح را ( حقمداری را ) آنچه توانستم .و نیست توفیق من مگر به سبب خداوند – بر او توکل کردم و به سوی او جانشین می کنم ( حق را ) .
وَيَا قَوْمِ لاَ يَجْرِمَنَّكُمْ شِقَاقِي أَن يُصِيبَكُم مِّثْلُ مَا أَصَابَ قَوْمَ نُوحٍ أَوْ قَوْمَ هُودٍ أَوْ قَوْمَ صَالِحٍ وَمَا قَوْمُ لُوطٍ مِّنكُم بِبَعِيدٍ ﴿89﴾
89) و ای قوم من مجرم نکند حتما شما را جدائی من - این که اصابت دهد شما را (خداوند ) مانند آنچه که  اصابت داد قوم نوح یا قوم هود – یا قوم صالح را – و نیست قوم لوط از شما بدور .
وَاسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي رَحِيمٌ وَدُودٌ ﴿90﴾
90) و آمرزش به طلبید پروردگارتان را سپس توبه کنید به سوی او ( خداوند ) و همانا پروردگار من بخشایشگر و علاقمند است ( به شما ).
قَالُواْ يَا شُعَيْبُ مَا نَفْقَهُ كَثِيرًا مِّمَّا تَقُولُ وَإِنَّا لَنَرَاكَ فِينَا ضَعِيفًا وَلَوْلاَ رَهْطُكَ لَرَجَمْنَاكَ وَمَا أَنتَ عَلَيْنَا بِعَزِيزٍ ﴿91﴾
91) گفتند ای شعیب نمی فهمیم بسیاری از آنچه را که می گوئی – و همانا البته می بینیم تو را در( میان ) ما ضعیف – و اگر نبود فامیلهایت البته پرتاب می کردیم (بیرون می انداختیم) تو را – و نیستی تو بر ما شریف.
قَالَ يَا قَوْمِ أَرَهْطِي أَعَزُّ عَلَيْكُم مِّنَ اللّهِ وَاتَّخَذْتُمُوهُ وَرَاءكُمْ ظِهْرِيًّا إِنَّ رَبِّي بِمَا تَعْمَلُونَ مُحِيطٌ ﴿92﴾
92) گفت ( شعیب ) ای قوم من آیا فامیلهایم شریفترند بر شما از خداوند – و گرفتید او را ( فرمان خداوند را از ) فرازتان پشت انداخته – همانا پروردگار من به آنچه که  عمل می کنید احاطه کننده است.
وَيَا قَوْمِ اعْمَلُواْ عَلَى مَكَانَتِكُمْ إِنِّي عَامِلٌ سَوْفَ تَعْلَمُونَ مَن يَأْتِيهِ عَذَابٌ يُخْزِيهِ وَمَنْ هُوَ كَاذِبٌ وَارْتَقِبُواْ إِنِّي مَعَكُمْ رَقِيبٌ ﴿93﴾
93) و ای قوم من عمل کنید بر امکاناتتان – همانا من عمل کننده ام – به زودی علم خواهید داشت – کیست که می آید او را عذابی که خوار می کند او را – و کیست که او دروغگوست – و مراقبت کنید همانا من با شما مراقبم .
وَلَمَّا جَاء أَمْرُنَا نَجَّيْنَا شُعَيْبًا وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مَّنَّا وَأَخَذَتِ الَّذِينَ ظَلَمُواْ الصَّيْحَةُ فَأَصْبَحُواْ فِي دِيَارِهِمْ جَاثِمِينَ ﴿94﴾
94) و وقتی که آمد امر ما ( عذاب ما ) نجات دادیم شعیب را و آنان را  که ایمان آوردند با او به رحمتی – از ما – و گرفت آنانرا  که ظلم کردند نعره ای -  پس شدند در خانه هایشان – جسد شدگان.
كَأَن لَّمْ يَغْنَوْاْ فِيهَا أَلاَ بُعْدًا لِّمَدْيَنَ كَمَا بَعِدَتْ ثَمُودُ ﴿95﴾
95) گویا که کافی نکردند ( زندگی ) در او ( در دنیا ) – آگاه باشید دوری ( از رحمت خداوند ) برای مدین است – همچنان که دور شد ثمود.
وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا وَسُلْطَانٍ مُّبِينٍ ﴿96﴾
96) و البته به درستیکه فرستادیم موسی را با آیاتمان و سلطان مبین( دلیل قاطع شفاف ) .
إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ فَاتَّبَعُواْ أَمْرَ فِرْعَوْنَ وَمَا أَمْرُ فِرْعَوْنَ بِرَشِيدٍ ﴿97﴾
97) به سوی فرعون و جماعت اش – پس پیروی کردند امر فرعون  را – و نبود امر فرعون رشد یافته ( کمال جو ) .
يَقْدُمُ قَوْمَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَأَوْرَدَهُمُ النَّارَ وَبِئْسَ الْوِرْدُ الْمَوْرُودُ ﴿98﴾
98) ( فرعون ) مقدم می شود به قومش در دوران قیامت پس وارد می کند ایشان را در آتش – و آسیبدار  است ورودگاه – وارد شوندگان.
وَأُتْبِعُواْ فِي هَذِهِ لَعْنَةً وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ بِئْسَ الرِّفْدُ الْمَرْفُودُ ﴿99﴾
99) و پیرو کرده شدند در این ( دنیا ) لعنتی را و بدوران قیامت –آسیبدار است – پشتی بانی کردن- پشتی بانی کرده شدگان.
ذَلِكَ مِنْ أَنبَاء الْقُرَى نَقُصُّهُ عَلَيْكَ مِنْهَا قَآئِمٌ وَحَصِيدٌ ﴿100﴾
100) آن است از خبرهای قریه ها ( آبادیها ) که حکایت می کنیم او را بر تو ( ای محمد ) از او ( از قریه ها ) برپاست ( باقی است بعضی) و درویده شده ( بر چیده شده بعضی ) .
وَمَا ظَلَمْنَاهُمْ وَلَكِن ظَلَمُواْ أَنفُسَهُمْ فَمَا أَغْنَتْ عَنْهُمْ آلِهَتُهُمُ الَّتِي يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ مِن شَيْءٍ لِّمَّا جَاء أَمْرُ رَبِّكَ وَمَا زَادُوهُمْ غَيْرَ تَتْبِيبٍ ﴿101﴾
101) و ظلم نکردیم ایشان را ولیکن ظلم کردند خودهایشان را – پس کفایت نکرد از ایشان اله ها ( مطلقهای ) ایشان آن که دعوت می کنند از غیر خداوند را ( به خدائی)  از چیزی را – وقتی که آمد امر پروردگارت – زیاد نکرد ایشان را غیر از زیان کردنی.
وَكَذَلِكَ أَخْذُ رَبِّكَ إِذَا أَخَذَ الْقُرَى وَهِيَ ظَالِمَةٌ إِنَّ أَخْذَهُ أَلِيمٌ شَدِيدٌ ﴿102﴾
102) و بدینسان است گرفتن پروردگارت ( به عذاب ) – آنگاه که گرفت قریه ها را – و او ( ساکنان قریه ) ظالمند- همانا گرفتن او ( خداوند ) دردناک سخت است .
إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّمَنْ خَافَ عَذَابَ الآخِرَةِ ذَلِكَ يَوْمٌ مَّجْمُوعٌ لَّهُ النَّاسُ وَذَلِكَ يَوْمٌ مَّشْهُودٌ ﴿103﴾
103) همانا در آن البته آیه ای ( علامتی ) است برای کسی که ترسید از عذاب آخرت – آن است دورانی که جمع کرده می شود برای او ( برای خداوند )  مردم  - و آن دوران است که حاضر کرده شده است ( اعمال انسان ) .
وَمَا نُؤَخِّرُهُ إِلاَّ لِأَجَلٍ مَّعْدُودٍ ﴿104﴾
104) و به تاخیر نمی اندازیم مگر برای اجلی ( سر انجامی ) شمرده شده.
يَوْمَ يَأْتِ لاَ تَكَلَّمُ نَفْسٌ إِلاَّ بِإِذْنِهِ فَمِنْهُمْ شَقِيٌّ وَسَعِيدٌ ﴿105﴾
105) دورانی که بیاید-  سخن نمی گوید شخصی مگر به اجازه او ( خداوند ) – پس از ایشان است بدبخت و خوش بخت.
فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُواْ فَفِي النَّارِ لَهُمْ فِيهَا زَفِيرٌ وَشَهِيقٌ ﴿106﴾
106) پس اما آنان که بدبخت شدند –پس در آتشند برای ایشان است در اوخروشی وغرشی.
خَالِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ إِلاَّ مَا شَاء رَبُّكَ إِنَّ رَبَّكَ فَعَّالٌ لِّمَا يُرِيدُ ﴿107﴾
107) جاویدانند در او ( در آتش ) مادامی که هست  آسمانها و زمین -  مگر آنچه را که  خواست پروردگارت-  همانا پروردگارت فعال است بر آنچه  که می خواهد .
وَأَمَّا الَّذِينَ سُعِدُواْ فَفِي الْجَنَّةِ خَالِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ إِلاَّ مَا شَاء رَبُّكَ عَطَاء غَيْرَ مَجْذُوذٍ ﴿108﴾
108) و اما آنان که خوش بخت شدند پس در بهشت-  جاویدانند در او ( در بهشت ) –مادامی که هست آسمانها و زمین – مگر آنچه راکه  خواست پروردگارت عطاء کردنی بدون انقطاع.
فَلاَ تَكُ فِي مِرْيَةٍ مِّمَّا يَعْبُدُ هَؤُلاء مَا يَعْبُدُونَ إِلاَّ كَمَا يَعْبُدُ آبَاؤُهُم مِّن قَبْلُ وَإِنَّا لَمُوَفُّوهُمْ نَصِيبَهُمْ غَيْرَ مَنقُوصٍ ﴿109﴾
109) پس نباش در تردیدی از آنچه که  پرستش می کنند اینها – نمی پرستند مگر همچنان که می پرستیدند  اجدادشان از قبل – و همانا ما البته تمام دهنده ایم ایشان را سهمشان را بدون کاستنی .
وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ فَاخْتُلِفَ فِيهِ وَلَوْلاَ كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَإِنَّهُمْ لَفِي شَكٍّ مِّنْهُ مُرِيبٍ ﴿110﴾
110) و البته به درستی که دادیم موسی را کتاب -  پس اختلاف کردند در او ( در فهم کتاب ) – و اگر نبود سخن پروردگارت که سبقت گرفت  ( مهلت داده شد ) از پروردگارت البته فیصله داده می شد میانشان و همانا ایشان البته در شکند از او - تردید آور.
وَإِنَّ كُلاًّ لَّمَّا لَيُوَفِّيَنَّهُمْ رَبُّكَ أَعْمَالَهُمْ إِنَّهُ بِمَا يَعْمَلُونَ خَبِيرٌ ﴿111﴾
111) و همانا همه را  زمانی که(حکم شد)-  البته تمام می دهد حتما ایشان را پروردگارت اعمالشان را – همانا او ( خداوند ) به آنچه که عمل می کنند آگاه است.
فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَن تَابَ مَعَكَ وَلاَ تَطْغَوْاْ إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ﴿112﴾
112) پس مستقیم باش – همچنان که امر کرده شدی- وکسی که توبه کرد با تو –و سرکشی نکنید( از حق ) همانا او( خداوند ) به آنچه که عمل می کنید بینشمند است .
وَلاَ تَرْكَنُواْ إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَمَا لَكُم مِّن دُونِ اللّهِ مِنْ أَوْلِيَاء ثُمَّ لاَ تُنصَرُونَ ﴿113﴾
113) و تکیه نکنید به آنان که ظلم کردند – پس درک می کند شما را آتش – و نیست برای شما از غیر خداوند از یاوران – سپس یاری کرده نمی شوید .
وَأَقِمِ الصَّلاَةَ طَرَفَيِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِّنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ ذَلِكَ ذِكْرَى لِلذَّاكِرِينَ ﴿114﴾
114) و برپا دار نماز را – دو طرف روز ( صبح + ظهر و عصر ) و نزدیکهایی از شب ( مغرب + عشاء ) همانا نیکیها می برند( پاک می کنند ) بدیها را – آن است تذکری برای تذکر یابندگان .
وَاصْبِرْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ ﴿115﴾
115) و صبر کن (در ازادی و استقلال خواهی) پس همانا خداوند ضایع نمی کند مزد نیکوکاران را .
فَلَوْلاَ كَانَ مِنَ الْقُرُونِ مِن قَبْلِكُمْ أُوْلُواْ بَقِيَّةٍ يَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسَادِ فِي الأَرْضِ إِلاَّ قَلِيلاً مِّمَّنْ أَنجَيْنَا مِنْهُمْ وَاتَّبَعَ الَّذِينَ ظَلَمُواْ مَا أُتْرِفُواْ فِيهِ وَكَانُواْ مُجْرِمِينَ ﴿116﴾
116) پس چرا نبودند از قرنها از قبل شما دارندگان باقی مانده ( از اصول راهنمای حق ) که نهی کنند از فساد ( باطل مداری را ) در زمین – مگر اندکی – از کسانی که نجات دادیم ایشان را – و پیروی کردند آنان که ظلم کردند آنچه را که مرفه کرده شدند در او ( در دنیا ) و بودند مجرمین .
وَمَا كَانَ رَبُّكَ لِيُهْلِكَ الْقُرَى بِظُلْمٍ وَأَهْلُهَا مُصْلِحُونَ ﴿117﴾
117) و نبود پروردگارت تا هلاک کند قریه ها را ( آبادیها را ) به ظلمی و اهلش مصلحانند ( حقمدارانند ).
وَلَوْ شَاء رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلاَ يَزَالُونَ مُخْتَلِفِينَ ﴿118﴾
118) و اگر می خواست پروردگارت البته قرار می داد مردم را امتی ( پایگاهی=نسلی ) واحد- و پیوسته اختلاف کنندگانند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر