۱۳۹۰ مرداد ۲۶, چهارشنبه

از سوره النحل ( 16) تا الاسری (17)


                                                  




سوره النحل ( 16)
بخش  زنبور
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
بنام خداوند بخشاینده بخشایشگر

                                                                                                                                              



  أَتَى أَمْرُ اللّهِ فَلاَ تَسْتَعْجِلُوهُ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ ﴿1﴾
1)  آمد امر خداوند – پس عجله نکنید او  را ( قیامت را ) فعال ( مطلق ) اوست -و متعال بود از آنچه شرک می ورزند ( با مطلقهای دروغین ) .
يُنَزِّلُ الْمَلآئِكَةَ بِالْرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ أَنْ أَنذِرُواْ أَنَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنَاْ فَاتَّقُونِ ﴿2﴾
2)  نازل میکند  فرشتگان را با روح ( با اصول دین ) از امرش بر کسی که می خواهد از پرستندگانش – اینکه اخطار کنید ( مردم را ) همانا اوست که نیست الهی ( مطلقی ) مگر من – پس تقوا داشته باشید ( حفظ کنید در اندیشه و عمل اصول راهنمای حق ) مرا .
  خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ بِالْحَقِّ تَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ ﴿3﴾
3)    خلق کرد ( خداوند ) آسمانها و زمین را بحق -  متعالی  بود از آنچه که شرک می ورزند
خَلَقَ الإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٌ مُّبِينٌ ﴿4﴾
4)    خلق کرد ( خداوند ) انسان را از نطفه پس آنگاه اوست جدال کننده شفاف ( باحق )
وَالأَنْعَامَ خَلَقَهَا لَكُمْ فِيهَا دِفْءٌ وَمَنَافِعُ وَمِنْهَا تَأْكُلُونَ ﴿5﴾
5)  و انعام ( نعمت ها = گاو- گوسفند – شتر – بز و ... ) را خلق کرد او (خداوند ) – برای شما در او (در انعام ) گرمی و منفعتهایی است و از او می خورید .
وَلَكُمْ فِيهَا جَمَالٌ حِينَ تُرِيحُونَ وَحِينَ تَسْرَحُونَ ﴿6﴾
6)    و برای شما در او ( در انعام ) زیبائی است وقتیکه استراحت می دهید و وقتیکه روانه می کنید ( به صحرا ) .
وَتَحْمِلُ أَثْقَالَكُمْ إِلَى بَلَدٍ لَّمْ تَكُونُواْ بَالِغِيهِ إِلاَّ بِشِقِّ الأَنفُسِ إِنَّ رَبَّكُمْ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ ﴿7﴾
7)  حمل می کند (بارهای ) سنگین شما را به منطقه ای  که نبودید رساننده او (بار به مقصد ) مگر به مشقت خودهای ( شما ) – همانا پروردگار شما البته مهربان بخشایشگر است .
      وَالْخَيْلَ وَالْبِغَالَ وَالْحَمِيرَ لِتَرْكَبُوهَا وَزِينَةً وَيَخْلُقُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ ﴿8﴾ 
8)  و اسب ها و قاطرها و خرها را ( خلق کرد ) تا سوار شویدش و زینتی است ( برای شما) و خلق می کند آنچه را که علم ندارید ( از وسائل در آینده و ...)  .
  وَعَلَى اللّهِ قَصْدُ السَّبِيلِ وَمِنْهَا جَآئِرٌ وَلَوْ شَاء لَهَدَاكُمْ أَجْمَعِينَ ﴿9﴾
9)  و بر خداوند است هموار کردن جهت ( حرکت تکاملی ) و از او ( از مخلوقات  ) زوزه کش است  اگر می خواست ( خداوند ) البته هدایت می کرد شما را همگی ( به اختراعات و اکتشافات یکباره)  .
      هُوَ الَّذِي أَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء لَّكُم مِّنْهُ شَرَابٌ وَمِنْهُ شَجَرٌ فِيهِ تُسِيمُونَ ﴿10﴾
10) اوست آنکه نازل کرد  از آسمان آبی را برای شما از او نوشیدنی است و از او درختی است که در او حمل می کنید (حیوات را به چریدن) .
   يُنبِتُ لَكُم بِهِ الزَّرْعَ وَالزَّيْتُونَ وَالنَّخِيلَ وَالأَعْنَابَ وَمِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ ﴿11﴾
11) می رویاند برای شما به او ( به آب) کشت را و زیتون را و خرما هارا – و انگورها را و از هر محصولی – همانا در آن ( در آن مخلوقات ) البته آیه ای ( نشانه ای ) است برای قومی که تفکر می کنند .  
وَسَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالْنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالْنُّجُومُ مُسَخَّرَاتٌ بِأَمْرِهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ ﴿12﴾
12) و مسخّر کرد برای شما شب و روز را – و خورشید و ماه را – و ستارگان مسخر شدگانند بامر او ( خداوند) همانا در آن ( در مخلوقات ) البته آیاتی است برای قومی که تعقل می کنند .
 وَمَا ذَرَأَ لَكُمْ فِي الأَرْضِ مُخْتَلِفًا أَلْوَانُهُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّقَوْمٍ يَذَّكَّرُونَ ﴿13﴾
13) و آنچه را که تناسل داد برای شما در زمین که مختلف است رنگهایش – همانا در آن البته آیه ای است برای قومی که متذکر می شوند .
   وَهُوَ الَّذِي سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْكُلُواْ مِنْهُ لَحْمًا طَرِيًّا وَتَسْتَخْرِجُواْ مِنْهُ حِلْيَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْكَ مَوَاخِرَ فِيهِ وَلِتَبْتَغُواْ مِن فضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ﴿14﴾
14) و اوست ( خداوند ) آنکه مسخّر کرد دریا را تا بخورید از او گوشتی ( ماهیهائی ) تازه و بیرون آورید ازاو زیوری که ملبس می شویدش ( مثل مروارید و مرجان و... ) و می بینی کشتی ها را شیار دهندگانند در او و تا بجوئید از فضل او (خداوند ) و شاید شما شکر کنید.
وَأَلْقَى فِي الأَرْضِ رَوَاسِيَ أَن تَمِيدَ بِكُمْ وَأَنْهَارًا وَسُبُلاً لَّعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ ﴿15﴾
15) و انداخت در زمین لنگرها را ( کوهها را) اینکه ( مبادا) بجنبد بشما –  و رودها را- و جهت هایی ( برای رفت و آمد و شناخت زمین ) شاید شما هدایت یابید.
وَعَلامَاتٍ وَبِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ ﴿16﴾
16) و علامتهایی ( در زمین ) و به ستارگان ( در آسمان ) ایشان هدایت می یابند .
أَفَمَن يَخْلُقُ كَمَن لاَّ يَخْلُقُ أَفَلا تَذَكَّرُونَ ﴿17﴾
17) آیا پس کسی که خلق می کند - مانند کسی است که خلق نمی کند ایا پس متذکر نمی شوید .
وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَةَ اللّهِ لاَ تُحْصُوهَا إِنَّ اللّهَ لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿18﴾
18) و چنانچه بشمارید نعمت خداوند را – به آمار نمی آوریدش ( نمی توانید) همانا خداوند البته آمرزنده بخشایشگر است.
وَاللّهُ يَعْلَمُ مَا تُسِرُّونَ وَمَا تُعْلِنُونَ ﴿19﴾
19) و خداوند علم دارد بآنچه که سری می کنید و آنچه را که علنی می کنید .
وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ لاَ يَخْلُقُونَ شَيْئًا وَهُمْ يُخْلَقُونَ ﴿20﴾
20) و آنانکه دعوت می کنند از غیر خداوند را ( به مطلقیت ) خلق نمی کنند چیزی را و ایشان – خلق کرده می شوند.
     أَمْواتٌ غَيْرُ أَحْيَاء وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ ﴿21﴾
21) مردگانند غیر زندگان – و شعور ندارند – کی منبعث  می شوند.
 إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَالَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ قُلُوبُهُم مُّنكِرَةٌ وَهُم مُّسْتَكْبِرُونَ ﴿22﴾
22) اله ( مطلق ) شما – الهی ( مطلقی ) واحد  است -  پس آنانکه ایمان نمی آورند بآخرت – دلهایشان مبهم کننده است و ایشان مستکبرانند.
لاَ جَرَمَ أَنَّ اللّهَ يَعْلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعْلِنُونَ إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُسْتَكْبِرِينَ ﴿23﴾
23) ناگزیر ( بدون اشتباه ) همانا خداوند علم دارد بآنچه که  سری می کنید و آنچه را که علنی می کنید – همانا او ( خداوند ) دوست ندارد مستکبرین را
وَإِذَا قِيلَ لَهُم مَّاذَا أَنزَلَ رَبُّكُمْ قَالُواْ أَسَاطِيرُ الأَوَّلِينَ ﴿24﴾
24) و آنگاه که گفته شد برای ایشان چه چیزی را نازل کرد پروردگارتان – گفتند افسانه های پیشینیان را .
       لِيَحْمِلُواْ أَوْزَارَهُمْ كَامِلَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَمِنْ أَوْزَارِ الَّذِينَ يُضِلُّونَهُم بِغَيْرِ عِلْمٍ أَلاَ سَاء مَا يَزِرُونَ ﴿25﴾
25) تا حمل کنند بارها ( گناهان) شان را به دوران قیامت – و از بارهای آنانکه گمراه می کنند ایشان را بدون علمی – آگاه باشید بد بود آنچه را که بار می برند.
 قَدْ مَكَرَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَأَتَى اللّهُ بُنْيَانَهُم مِّنَ الْقَوَاعِدِ فَخَرَّ عَلَيْهِمُ السَّقْفُ مِن فَوْقِهِمْ وَأَتَاهُمُ الْعَذَابُ مِنْ حَيْثُ لاَ يَشْعُرُونَ ﴿26﴾
26) بدرستیکه حیله کردند آنانکه از قبل ایشانند - پس آمد ( امر هلاکت ) خداوند بنیانشان را از نشیمنها ( از بیخ) پس فرو افتاد بر- ایشان سقف از بالایشان . و آمد ایشان را عذاب از سمتی که شعور ندارند.
 ثُمَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يُخْزِيهِمْ وَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكَآئِيَ الَّذِينَ كُنتُمْ تُشَاقُّونَ فِيهِمْ قَالَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْعِلْمَ إِنَّ الْخِزْيَ الْيَوْمَ وَالْسُّوءَ عَلَى الْكَافِرِينَ ﴿27﴾
27) سپس بدوران  قیامت خوار می کند ایشان را ( خداوند ) و می گوید کجایند شریکان من(که قائل می شدید) – آنانکه بودید جدائی  می کردید ( با مومنین ) در ایشان ( در شریکان خداوند ) گفتند آنانکه داده شدند علم را همانا خواری ایندوران و بدی بر کافران است .
الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظَالِمِي أَنفُسِهِمْ فَأَلْقَوُاْ السَّلَمَ مَا كُنَّا نَعْمَلُ مِن سُوءٍ بَلَى إِنَّ اللّهَ عَلِيمٌ بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿28﴾
28) آنانکه تمام می کنند(عمر) ایشان را فرشتگان-  ظالمانند بر خود هایشان – و پس انداختند سلام(صلح) را  (وگفتند)نبودیم که بکنیم از بدی(دردنیا )– آری همانا خداوند عالم است بآنچه   که بودید عمل می کردید.
 فَادْخُلُواْ أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا فَلَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ ﴿29﴾
29) پس داخل شوید دربهای جهنم را جاویدان در او ( در جهنم ) – پس البته آسیبداراست اقامت  گاه متکبران.
 وَقِيلَ لِلَّذِينَ اتَّقَوْاْ مَاذَا أَنزَلَ رَبُّكُمْ قَالُواْ خَيْرًا لِّلَّذِينَ أَحْسَنُواْ فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ وَلَدَارُ الآخِرَةِ خَيْرٌ وَلَنِعْمَ دَارُ الْمُتَّقِينَ ﴿30﴾
30) و گفته شد برای آنانکه متقی شدند ( حفظ کردند  اصول راهنمای حق را در اندیشه و عمل ) چه چیزی نازل کرد پروردگارتان – گفتند خیر را ( قرآن را ) – برای آنانکه  نیکوئی کردند در این دنیا – نیکوئی است و البته سرای  آخرت بهتر است – و البته نعمت ( آسودگی ) است سرای متقین را .
      جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ لَهُمْ فِيهَا مَا يَشَآؤُونَ كَذَلِكَ يَجْزِي اللّهُ الْمُتَّقِينَ ﴿31﴾
31) بهشتهایی است دائمی که داخل می شوند او را جاری می شود از زیرش رودها – برای ایشان است در او آنچه را که  می خواهند – بدینسان جزا می دهد خداوند متقین را .
الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلآئِكَةُ طَيِّبِينَ يَقُولُونَ سَلامٌ عَلَيْكُمُ ادْخُلُواْ الْجَنَّةَ بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿32﴾
32) آنانکه تمام می کنند ( عمر ) شان را فرشتگان پاکیزه هایند –می گویند ( فرشتگان) سلام  بر شما داخل شوید بهشت را بسسب آنچه که  بودید عمل می کردید .
 هَلْ يَنظُرُونَ إِلاَّ أَن تَأْتِيَهُمُ الْمَلائِكَةُ أَوْ يَأْتِيَ أَمْرُ رَبِّكَ كَذَلِكَ فَعَلَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَمَا ظَلَمَهُمُ اللّهُ وَلكِن كَانُواْ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ ﴿33﴾
33)              آیا انتظار می کشند مگر اینکه بیاید ایشان را فرشتگان – یا بیاید امر پروردگارت(مرگ ) و بدینسان کردند آنانکه از قبل ایشانند  – و ظلم نکرد  ایشان را خداوند و لیکن بودند خودهایشان ظلم می کردند .
  فَأَصَابَهُمْ سَيِّئَاتُ مَا عَمِلُواْ وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُواْ بِهِ يَسْتَهْزِؤُونَ ﴿34﴾
34)            پس اصابت کرد ایشان را بدیهای آنچه که عمل کردند و فرا گرفت ایشان را آنچه که بودند به او ( به قرآن ) استهزاء می کردند .
وَقَالَ الَّذِينَ أَشْرَكُواْ لَوْ شَاء اللّهُ مَا عَبَدْنَا مِن دُونِهِ مِن شَيْءٍ نَّحْنُ وَلا آبَاؤُنَا وَلاَ حَرَّمْنَا مِن دُونِهِ مِن شَيْءٍ كَذَلِكَ فَعَلَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبِينُ ﴿35﴾
35)            و گفتند آنانکه شریک کردند ( به خداوند مطلقهائی را ) اگر می خواست خداوند پرستش نمی کردیم از غیر او را از چیزی – ما و نه اجدادمان – و حرام نمی کردیم از غیر ( حکم ) او از چیزی را – بدینسان کردند آنانکه از قبل ایشانند  – پس آیا ( وظیفه ای هست ) بر رسولان مگر ابلاغ کردن شفاف .
      وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولاً أَنِ اعْبُدُواْ اللّهَ  وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ   فَمِنْهُم مَّنْ هَدَىاللّهُ    
       وَمِنْهُم مَّنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلالَةُ فَسِيرُواْ فِي الأَرْضِ فَانظُرُواْ كَيْفَ كَان عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ
          ﴿36﴾
36)            و البته به درستیکه مبعوث کردیم در هر اُمّتی ( پایگاهی = نسلی ) رسولی را اینکه پرستش کنید خداوند را – و اجتناب کنید طاغوت را ( کسی که ادعای حاکمیت ولایت مطلقه دارد ) – پس از ایشان است کسی که هدایت کرد خداوند و از ایشان است کسی که محقق شد بر او گمراهی – پس سیر کنید در زمین – پس نگاه کنید – چطور بود عاقبت تکذیب کنندگان ( اصول راهنمای حق ) .
إِن تَحْرِصْ عَلَى هُدَاهُمْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي مَن يُضِلُّ وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِينَ ﴿37﴾
37)            چنانچه حریص باشی بر هدایتشان – پس همانا خداوند هدایت نمی کند کسی را که گمراه می کند(بسبب اعمالش) و نیست برای ایشان از یاری کنندگان .
وَأَقْسَمُواْ بِاللّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لاَ يَبْعَثُ اللّهُ مَن يَمُوتُ بَلَى وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا وَلكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ ﴿38﴾
 38)و قسم یاد کردند به خداوند توان اختیارها یشان را که  مبعوث نمی کند   خداوند کسی را که می میرد  - آری – وعده ای    است بر او ( بر خداوند) حق و لیکن بیشتر مردم علم ندارند.
    لِيُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي يَخْتَلِفُونَ فِيهِ وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ كَفَرُواْ أَنَّهُمْ كَانُواْ كَاذِبِينَ ﴿39﴾
39)تا تبیین کند برای ایشان آنکه اختلاف می کنند در او ( در حق ) و تا علم یابند آنانکه کافر شدند -همانا ایشان بودند  تکذیب کنندگان (حق)  .
    إِنَّمَا قَوْلُنَا لِشَيْءٍ إِذَا أَرَدْنَاهُ أَن نَّقُولَ لَهُ كُن فَيَكُونُ ﴿40﴾
     40)قطعاً گفتار ما برای چیزی – آنگاه که خواستیم او را (خلق کنیم) اینکه می گوئیم برای او – بشو پس می شود .
   وَالَّذِينَ هَاجَرُواْ فِي اللّهِ مِن بَعْدِ مَا ظُلِمُواْ لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَلَأَجْرُ الآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُواْ يَعْلَمُونَ ﴿41﴾
41)و انانکه هجرت کردند در (جهت ) خداوند از بعد آنچه که ظلم کرده شدند – البته جایگاه می دهیم ایشان را در دنیا به نیکوئی – و البته مزد آخرت بزرگتر است اگر بودند علم می داشتند.
             الَّذِينَ صَبَرُواْ وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ ﴿42﴾
42)آنانکه صبر کردند ( در آزادی و استقلال و حقوقمداری ) و بر  پروردگارشان توکل می کنند .  
وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ إِلاَّ رِجَالاً نُّوحِي إِلَيْهِمْ فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ ﴿43﴾
43)و نفرستادیم از قبل تو ( ای محمد) مگر انسانهایی را که وحی می کردیم بسوی ایشان – پس سوال کنید اهل ذکر را ( کسانی به اصول راهنمای حق عالمند ) چنانچه بودید علم نداشتید.
    بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ ﴿44﴾
44)بسبب بینات ( دلیلهای شفاف) و زُبر ( جزوه ها ) و نازل کردیم  بسوی تو ذکر را ( اصول راهنمای حق را ) تا تبیین کنی برای مردم آنچه را که نازل کرده  شد بسوی ایشان – شاید ایشان تفکر کنند .  
أَفَأَمِنَ الَّذِينَ مَكَرُواْ السَّيِّئَاتِ أَن يَخْسِفَ اللّهُ بِهِمُ الأَرْضَ أَوْ يَأْتِيَهُمُ الْعَذَابُ مِنْ حَيْثُ لاَ يَشْعُرُونَ ﴿45﴾
45)آیا پس ایمن شدند آنانکه حیله کردند بدیها را - اینکه فرو برد خداوند ایشان را به زمین – یا بیاید ایشان را عذاب از سمتی که شعور ندارند.
أَوْ يَأْخُذَهُمْ فِي تَقَلُّبِهِمْ فَمَا هُم بِمُعْجِزِينَ ﴿46﴾
       46)یا بگیرد ایشان را در منقلب شدنشان – پس نیستند ایشان عاجز کنندگان ( خداوند را) .
أَوْ يَأْخُذَهُمْ عَلَى تَخَوُّفٍ فَإِنَّ رَبَّكُمْ لَرؤُوفٌ رَّحِيمٌ ﴿47﴾
       47)یا بگیرد ایشان را بر ترسی- پس همانا پروردگارتان البته مهربان بخشایشگر است.
أَوَ لَمْ يَرَوْاْ إِلَى مَا خَلَقَ اللّهُ مِن شَيْءٍ يَتَفَيَّأُ ظِلاَلُهُ عَنِ الْيَمِينِ وَالْشَّمَآئِلِ سُجَّدًا لِلّهِ وَهُمْ دَاخِرُونَ ﴿48﴾
48)آیا نگاه نکردند  بسوی آنچه که  خلق کرد خداوند از چیزی - بر می آید ادامه هایش   از راست و چپ ها - سجده کنندگان (قبول کنندگان قوانین هستی) برای خداوند و ایشان فرومایگانند
        وَلِلّهِ يَسْجُدُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ مِن دَآبَّةٍ وَالْمَلآئِكَةُ وَهُمْ لاَ يَسْتَكْبِرُونَ ﴿49﴾
49)و برای خداوند سجده می کند ( با قبول قوانین هستی ) آنچه که در آسمانها و آنچه که  در زمین است از جنبنده ای و فرشتگان و ایشان تکبر نمی کنند .  
   يَخَافُونَ رَبَّهُم مِّن فَوْقِهِمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ ﴿50﴾
50)می ترسند پروردگارشان را از فوقشان  و می کنند آنچه را که امر کرده می شوند.
   وَقَالَ اللّهُ لاَ تَتَّخِذُواْ إِلهَيْنِ اثْنَيْنِ إِنَّمَا هُوَ إِلهٌ وَاحِدٌ فَإيَّايَ فَارْهَبُونِ ﴿51﴾
51)و گفت خداوند نگیرید دو  اله ( دو مطلق) دو تائی را(که می شود چهار تا ) - قطعاً او ( خداوند ) اله ( مطلق ) واحدی است- پس مرا – بیمناک باشید – مرا .
  وَلَهُ مَا فِي الْسَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلَهُ الدِّينُ وَاصِبًا أَفَغَيْرَ اللّهِ تَتَّقُونَ ﴿52﴾
52)و برای اوست آنچه  که در آسمانها و زمین است و برای او دین ( قانون حق) مداوم است- ایا پس به  غیراز ( قوانین ) خداوند - متقی می شوید.
   وَمَا بِكُم مِّن نِّعْمَةٍ فَمِنَ اللّهِ ثُمَّ إِذَا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فَإِلَيْهِ تَجْأَرُونَ ﴿53﴾
53)و انچه که شما را است از نعمتی – پس از خداوند است سپس آنگاه که درک  کرد شما را آفت  پس بسوی او زوزه می کشید ( التماس می کنید ) .
ثُمَّ إِذَا كَشَفَ الضُّرَّ عَنكُمْ إِذَا فَرِيقٌ مِّنكُم بِرَبِّهِمْ يُشْرِكُونَ ﴿54﴾
 54)سپس آنگاه که برطرف کرد ضرر را از شما -  آنگاه فرقه ای از شما به پروردگارشان شرک می ورزند .
لِيَكْفُرُواْ بِمَا آتَيْنَاهُمْ فَتَمَتَّعُواْ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ ﴿55﴾
55)تا کافر شوند بآنچه که  دادیم ایشان را- پس بهره مند شوید – پس بزودی علم می یابید ( به نتیجه کارتان ) .
وَيَجْعَلُونَ لِمَا لاَ يَعْلَمُونَ نَصِيبًا مِّمَّا رَزَقْنَاهُمْ تَاللّهِ لَتُسْأَلُنَّ عَمَّا كُنتُمْ تَفْتَرُونَ ﴿56﴾
56)و قرار می دهند برا ی آنچه که  علم ندارند سهمی از آنچه که رزق دادیم ایشان را – سوگند بخداوند البته پرسیده می شوید حتماً از آنچه که  بودید می بافتید ( از خرافات ) .
         وَيَجْعَلُونَ لِلّهِ الْبَنَاتِ سُبْحَانَهُ وَلَهُم مَّا يَشْتَهُونَ ﴿57﴾
57)و قرار می دهند برای خداوند دختران را ( مونث ها را ) - فعّال ( مطلق ) او ست – و برای ایشان است آنچه را که اشتهاء می کنند .  
   وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالأُنثَى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ كَظِيمٌ ﴿58﴾
58)و آنگاه که مژده داده شد  فردی از ایشان را به مونثی ( دختر ی ) گردید رویش سیاه و او خشم خورنده است.
    يَتَوَارَى مِنَ الْقَوْمِ مِن سُوءِ مَا بُشِّرَ بِهِ أَيُمْسِكُهُ عَلَى هُونٍ أَمْ يَدُسُّهُ فِي التُّرَابِ أَلاَ سَاء مَا يَحْكُمُونَ ﴿59﴾
59)پنهان می شود از ( دید) قوم از بدی آنچه که  مژده داده شد به او – آیا نگه می دارد او را بر پستی یا می چپاند در خاک – آگاه باشید بد  بود آنچه را که حکم می کنند .
لِلَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ مَثَلُ السَّوْءِ وَلِلّهِ الْمَثَلُ الأَعْلَىَ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿60﴾
60)برای آنانکه ایمان نمی آورند به آخرت مثل بد است- و برای خداوند مثل عالی است – و او شرافتمند داور است.
وَلَوْ يُؤَاخِذُ اللّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِم مَّا تَرَكَ عَلَيْهَا مِن دَآبَّةٍ وَلَكِن يُؤَخِّرُهُمْ إلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَإِذَا جَاء أَجَلُهُمْ لاَ يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلاَ يَسْتَقْدِمُونَ ﴿61﴾
61)و اگر مواخذ بکند خداوند مردم را بسبب  ظلمشان - ترک نمی کرد بر او ( بر زمین ) از جنبده ای را – و لیکن بتأخیر می اندازد ایشان را تا اجلی نامبرده شده – پس آنگاه که آمد اجلشان تأخیر نمی کنند لحظه ای و نه تقدم می یابند.
وَيَجْعَلُونَ لِلّهِ مَا يَكْرَهُونَ وَتَصِفُ أَلْسِنَتُهُمُ الْكَذِبَ أَنَّ لَهُمُ الْحُسْنَى لاَ جَرَمَ أَنَّ لَهُمُ الْنَّارَ وَأَنَّهُم مُّفْرَطُونَ ﴿62﴾
62)و قرار می دهند برای خداوند آنچه را که تنفر دارند و وصف می کند زبانهایشان دروغ را – که همانا برای ایشان است نیکوئی – ناگزیر همانا برای ایشان است آتش و همانا ایشان پیشرو شدگانند ( به جهنم ).
تَاللّهِ لَقَدْ أَرْسَلْنَا إِلَى أُمَمٍ مِّن قَبْلِكَ فَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَهُوَ وَلِيُّهُمُ الْيَوْمَ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿63﴾
63)سوگند به خداوند البته بدرستیکه فرستادیم ( رسولانی را ) بسوی امتهایی ( پایگاه هایی = نسلهایی ) از قبل تو ( ای محمد ) پس زینت داد برای ایشان شیطان ( منحرف از حق ) اعمالشان را – پس اوست – یاورشان ایندوران - و برای ایشان است عذاب دردناک .
  وَمَا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ إِلاَّ لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُواْ فِيهِ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ﴿64﴾
64)و نازل نکردیم بر تو ( ای محمد ) کتاب ( برنامه زندگی ) را مگر تا تبیین کنی برای ایشان آنکه اختلاف کردند  در او ( در حقوق و تکالیف ) – و هدایتی و رحمتی برای قومی که ایمان می آورند
وَاللّهُ أَنزَلَ مِنَ الْسَّمَاء مَاء فَأَحْيَا بِهِ الأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّقَوْمٍ يَسْمَعُونَ ﴿65﴾
65)و خداوند نازل کرد از آسمان آبی را پس زنده کرد به او ( به آب ) زمین را بعد از مردنش – همانا در آن البته آیه ای است برای قومی که  می شنوند.
   وَإِنَّ لَكُمْ فِي الأَنْعَامِ لَعِبْرَةً نُّسْقِيكُم مِّمَّا فِي بُطُونِهِ مِن بَيْنِ فَرْثٍ وَدَمٍ لَّبَنًا خَالِصًا سَآئِغًا لِلشَّارِبِينَ ﴿66﴾
66)و همانا برای شما است در انعام ( شتر – گاو – گوسفند و بز – و غیره) عبرتی – می نوشانیم شما را از آنچه که در شکمش است از میان سرگین – و خونی – شیری صاف گوارا برای آشامندگان .
   وَمِن ثَمَرَاتِ النَّخِيلِ وَالأَعْنَابِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَكَرًا وَرِزْقًا حَسَنًا إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ ﴿67﴾
67)و از محصولهای خرما  و انگور می گیرند از او مختل کننده و رزق نیکوئی را – همانا در آن البته ایه ای است برای قومی که تعقل می کنند .
  وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا يَعْرِشُونَ ﴿68﴾
68)و وحی کرد پروردگارت بسوی زنبور اینکه بگیر از کوهها خانه ای و از درخت و از آنچه بالا می روند .
ثُمَّ كُلِي مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلاً يَخْرُجُ مِن بُطُونِهَا شَرَابٌ مُّخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِيهِ شِفَاء لِلنَّاسِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ ﴿69﴾
69)سپس بخور از همه محصولات – پس داخل شو جهت های پروردگارت را سرافکندگان – بیرون می اید از شکمش آشامیدنی مختلف رنگهایش -  در اوست شفائی برای مردم – همانا در آن است البته آیه ای برای قومی که تفکر می کنند .
   وَاللّهُ خَلَقَكُمْ ثُمَّ يَتَوَفَّاكُمْ وَمِنكُم مَّن يُرَدُّ إِلَى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَيْ لاَ يَعْلَمَ بَعْدَ عِلْمٍ شَيْئًا إِنَّ اللّهَ عَلِيمٌ قَدِيرٌ ﴿70﴾
70)و خداوند خلق کرد شما را سپس تمام می کند ( عمر ) شما را – و از شما کسی است که رد کرده می شود بسوی هرزروی عمر – تا اینکه علم نداشته باشد بعد از علم داشتن  چیزی را ، همانا خداوند عالم قادر است.
   وَاللّهُ فَضَّلَ بَعْضَكُمْ عَلَى بَعْضٍ فِي الْرِّزْقِ فَمَا الَّذِينَ فُضِّلُواْ بِرَآدِّي رِزْقِهِمْ عَلَى مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَهُمْ فِيهِ سَوَاء أَفَبِنِعْمَةِ اللّهِ يَجْحَدُونَ ﴿71﴾
71)و خداوند فضیلت داد ( احسان کرد ) بعضی تان را بر بعضی در رزق(که برای بدست آوردن کوشا هستند ) – پس نیستند آنانکه فضیلت داده شدند عائد کنندگان رزقشان -  بر انچه که مالک شد اختیارهایشان ( به اسیران جنگی) پس(درحالیکه)  ایشان در او ( در  رزق ) مساویند – آیا پس نعمت خداوند را  رد می کنند .
   وَاللّهُ جَعَلَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا وَجَعَلَ لَكُم مِّنْ أَزْوَاجِكُم بَنِينَ وَحَفَدَةً وَرَزَقَكُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ أَفَبِالْبَاطِلِ يُؤْمِنُونَ وَبِنِعْمَتِ اللّهِ هُمْ يَكْفُرُونَ ﴿72﴾
72)و خداوند قرار داد برای شما از خودهایتان لنگه هائی و قرار داد برای شما از لنگه هایتان فرزندان و نوادگان و رزق داد شما را از پاکیزه ها آیا پس به باطل  ایمان می آورند-  و به نعمت خداوند ایشان کافر می شوند .
      وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَمْلِكُ لَهُمْ رِزْقًا مِّنَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ شَيْئًا وَلاَ يَسْتَطِيعُونَ ﴿73﴾
73)و می پرستند از غیر خداوند را آنچه که مالک نیست برای ایشان رزقی از آسمانها و زمین چیزی را-  و  نمی توانند .
          فَلاَ تَضْرِبُواْ لِلّهِ الأَمْثَالَ إِنَّ اللّهَ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ ﴿74﴾
74)پس نزنید برای خداوند مثالها را – همانا خداوند علم دارد و شما علم ندارید .
       ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً عَبْدًا مَّمْلُوكًا لاَّ يَقْدِرُ عَلَى شَيْءٍ وَمَن رَّزَقْنَاهُ مِنَّا رِزْقًا حَسَنًا فَهُوَ يُنفِقُ
      مِنْهُ سِرًّا وَجَهْرًا هَلْ يَسْتَوُونَ الْحَمْدُ   لِلّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ ﴿75﴾
75) زد خداوند مثلی را – نوکری  (کارگری )که فرمانبر(اسیر جنگی ) است  قادرنیست بر چیزی و کسی که رزق  دادیم او را از ما-  رزق نیکوئی  را – پس او انفاق می کند از او سری و آشکار  – آیا مساویند – ستایش خداوند را  است بلکه (اهل باطل ) بیشتر شان علم ندارند.
        وَضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً رَّجُلَيْنِ أَحَدُهُمَا أَبْكَمُ لاَ يَقْدِرُ عَلَىَ شَيْءٍ وَهُوَ كَلٌّ عَلَى مَوْلاهُ أَيْنَمَا
       يُوَجِّههُّ لاَ يَأْتِ بِخَيْرٍ هَلْ يَسْتَوِي هُوَ وَمَن يَأْمُرُ بِالْعَدْل ِوَهُوَ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿76﴾
76)و زد  خداوند مثل دو انسان را – که یکی شان گنگ  (پیرو اصول باطل )است که قادر نیست بر چیزی – و او مشکلی است بر یاورش ( بر راهنمائی کننده اش ) – هر جا – متوجه می کند او را نمی آورد خیری را – آیا مساوی است او-  و – کسی که امر می کند به عدالت – و او بر مسیر مستقیم (کمال جوئی ) است .        
   وَلِلّهِ غَيْبُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا أَمْرُ السَّاعَةِ إِلاَّ كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ إِنَّ اللّهَ    
    عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿77﴾
  77)و برای خداوند است غیب آسمانها و زمین و نیست امر لحظه ( قیامت ) مگر مانند نگرش(سریع) چشم - یا او نزدیکتر است- همانا خداوند بر هر چیزی قادر است.
          وَاللّهُ أَخْرَجَكُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لاَ تَعْلَمُونَ شَيْئًا وَجَعَلَ لَكُمُ الْسَّمْعَ وَالأَبْصَارَ وَالأَفْئِدَةَ 
         لَعَلَّكُمْ  تَشْكُرُونَ ﴿78﴾


78)و خداوند بیرون آورد شما را از شکم مادرا نتان که علم ندارید چیزی را – و قرار داد برای شما شنوائی و بینشهائی  و ترجیح دهنده ( عقل ) را  شاید شما شکر کنید .
  أَلَمْ يَرَوْاْ إِلَى الطَّيْرِ مُسَخَّرَاتٍ فِي جَوِّ السَّمَاء مَا يُمْسِكُهُنَّ إِلاَّ اللّهُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ﴿79﴾
79)آیا نگاه نکردند بسوی پرنده – که مسخر اند در هوای آسمان – نگه نمی دارد ایشان رامگر خداوند ( با قوانینش )همانا در آن البته آیه ای است برای قومی که ایمان می آورند .
 وَاللّهُ جَعَلَ لَكُم مِّن بُيُوتِكُمْ سَكَنًا وَجَعَلَ لَكُم مِّن جُلُودِ الأَنْعَامِ بُيُوتًا تَسْتَخِفُّونَهَا يَوْمَ ظَعْنِكُمْ وَيَوْمَ إِقَامَتِكُمْ وَمِنْ أَصْوَافِهَا وَأَوْبَارِهَا وَأَشْعَارِهَا أَثَاثًا وَمَتَاعًا إِلَى حِينٍ ﴿80﴾
80)و خداوند قرار داد برای شما از خانه هایتان مسکنی و قرار داد برای شما از پوستهای انعام ( شتر – گاو – گوسفند – بز و غیره ) خانه های که سبک بر می دارید بدوران  کوچ کردنتان و بدوران  اقامتتان – و از پشمهای او و کرکهایش و موهایش کالائی و بهره ای تا وقتی .
وَاللّهُ جَعَلَ لَكُم مِّمَّا خَلَقَ ظِلاَلاً وَجَعَلَ لَكُم مِّنَ الْجِبَالِ أَكْنَانًا وَجَعَلَ لَكُمْ سَرَابِيلَ تَقِيكُمُ الْحَرَّ وَسَرَابِيلَ تَقِيكُم بَأْسَكُمْ كَذَلِكَ يُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْلِمُونَ ﴿81﴾
81)و خداوند قرارداد برای شما از آنچه که خلق کرد مداومتی  و قرار داد برای شما از کوهها پناهگاهی و قرار داد برای شما جامه هایی که حفظ می کند شما را از حرارت و جامه هایی که حفظ می کند شما را – از آسیب ( جنگ) تان – بدینسان – تمام می کند نعمتش را بر شما شاید شما مسلمان ( صلح جو ) شوید .
فَإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلاَغُ الْمُبِينُ ﴿82﴾
82)پس چنانچه روی گردانیدند – پس قطعاً بر تو ابلاغ کردن شفاف است ( نه اجبار کردن ) .
 يَعْرِفُونَ نِعْمَتَ اللّهِ ثُمَّ يُنكِرُونَهَا وَأَكْثَرُهُمُ الْكَافِرُونَ ﴿83﴾
83)می شناسند نعمت خداوند را – سپس مبهم می کنند او را – و بیشتر شان کافرانند .
وَيَوْمَ نَبْعَثُ مِن كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا ثُمَّ لاَ يُؤْذَنُ لِلَّذِينَ كَفَرُواْ وَلاَ هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ ﴿84﴾
84)و بدورانی که منبعث می کنیم  از هر امّتی ( پایگاهی = نسلی ) شاهدی را- سپس اجازه داده نمی شود برای آنانکه کافر شدند ( سخن گفتن ) و نه ایشان رضایت جوئی کرده می شوند .
وَإِذَا رَأى الَّذِينَ ظَلَمُواْ الْعَذَابَ فَلاَ يُخَفَّفُ عَنْهُمْ وَلاَ هُمْ يُنظَرُونَ ﴿85﴾
85)و آنگاه که دیدند آنانکه ظلم کردند عذاب را – پس تخفیف داده نمی شود از ایشان و نه ایشان مهلت داده می شوند .
وَإِذَا رَأى الَّذِينَ أَشْرَكُواْ شُرَكَاءهُمْ قَالُواْ رَبَّنَا هَؤُلاء شُرَكَآؤُنَا الَّذِينَ كُنَّا نَدْعُوْ مِن دُونِكَ فَألْقَوْا إِلَيْهِمُ الْقَوْلَ إِنَّكُمْ لَكَاذِبُونَ ﴿86﴾
86)وآنگاه که دیدند آنانکه شرک ورزیدند – شریکانشان را – گفتند – پروردگار ما اینها شریکان مایند- آنانکه بودیم دعوت می کردیم از غیر تو ( به مقام مطلقیت) پس انداختند بسوی ایشان گفتار را – همانا شما البته دروغگو یانید.
وَأَلْقَوْاْ إِلَى اللّهِ يَوْمَئِذٍ السَّلَمَ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَفْتَرُونَ ﴿87﴾
87)و انداختند بسوی خداوند ایندورانگاه سَلَم ( صلح ) را و گم شد از ایشان – انچه  را که بودند می بافتند .
الَّذِينَ كَفَرُواْ وَصَدُّواْ عَن سَبِيلِ اللّهِ زِدْنَاهُمْ عَذَابًا فَوْقَ الْعَذَابِ بِمَا كَانُواْ يُفْسِدُونَ ﴿88﴾
88)آنانکه کافر شدند ( انکار کردند حق را ) و جلوگیری کردند از جهت (حاکمیت ولایت جمهورمردم بجانشینی از حاکمیت ولایت مطلقه ) خداوند زیاد کردیم ایشان را عذابی – فوق عذاب- بسبب آنچه که  بودند فساد ( باطلمداری ) می کردند .
وَيَوْمَ نَبْعَثُ فِي كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا عَلَيْهِم مِّنْ أَنفُسِهِمْ وَجِئْنَا بِكَ شَهِيدًا عَلَى هَؤُلاء وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِّكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ ﴿89﴾
89)و دورانی که منبعث می کنیم در هر امّتی ( پایگاهی = نسلی ) شاهدی را بر- ایشان از خودهایشان – و آوردیم ترا شاهد بر اینها – و نازل کردیم بر تو ( ای محمد ) کتاب را بیان کننده ای برای هر  چیزی – و هدایتی و رحمتی و بشارتی برای مسلمانان (صلح جویان ) .
إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ وَإِيتَاء ذِي الْقُرْبَى وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَالْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ﴿90﴾
90)همانا خداوند امر می کند بعدالت و احسان کردن و به دادن دارنده قرابت و نهی می کند از فحشاء ( زشتی ) و منکر (ابهام ) و جویای ( برتری طلبی ) – نصیحت می کند شما را – شاید شما متذکر شوید .
وَأَوْفُواْ بِعَهْدِ اللّهِ إِذَا عَاهَدتُّمْ وَلاَ تَنقُضُواْ الأَيْمَانَ بَعْدَ تَوْكِيدِهَا وَقَدْ جَعَلْتُمُ اللّهَ عَلَيْكُمْ كَفِيلاً إِنَّ اللّهَ يَعْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ ﴿91﴾
91)و وفا کنید به عهد خداوند آنگاه که عهد کردید ونقض  نکنید –اختیارهایتان را بعد از استوار کردنش و بدرستیکه قرار دادید خداوند را بر خودهایتان کفیل ( نماینده ) همانا خداوند علم دارد آنچه   را که می کنید .
وَلاَ تَكُونُواْ كَالَّتِي نَقَضَتْ غَزْلَهَا مِن بَعْدِ قُوَّةٍ أَنكَاثًا تَتَّخِذُونَ أَيْمَانَكُمْ دَخَلاً بَيْنَكُمْ أَن تَكُونَ أُمَّةٌ هِيَ أَرْبَى مِنْ أُمَّةٍ إِنَّمَا يَبْلُوكُمُ اللّهُ بِهِ وَلَيُبَيِّنَنَّ لَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ ﴿92﴾
92)و نباشید مانند آنکه – نقض کرد ریسندگی اش را از بعد نیرومندی ( در تابیدن ) باز شده ای – ( آیا) می گیرید اختیارهایتان را داخل شدنی میانتان – اینکه بشود اُمتی ( پایگاهی = نسلی ) او – افزونتر ازامّتی ( پایگاهی =نسلی ) قطعاً   میآزماید شما را خداوند به او ( به اختیارها) و البته تبیین می کند حتماً برای شما بدوران قیامت – آنچه را که بودید در او ( در حق ) اختلاف می کردید .
وَلَوْ شَاء اللّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلكِن يُضِلُّ مَن يَشَاء وَيَهْدِي مَن يَشَاء وَلَتُسْأَلُنَّ عَمَّا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿93﴾
93)و اگر می خواست خداوند البته قرار می داد شما را اُمّتی ( پایگاهی = نسلی ) واحد و لیکن گمراه می کند کسی را که می خواهد ( به عملش ) و هدایت می کند کسی را که می خواهد ( به عملش ) و البته سوال کرده می شوید از آنچه که بودید عمل می کردید .
وَلاَ تَتَّخِذُواْ أَيْمَانَكُمْ دَخَلاً بَيْنَكُمْ فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِهَا وَتَذُوقُواْ الْسُّوءَ بِمَا صَدَدتُّمْ عَن سَبِيلِ اللّهِ وَلَكُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ ﴿94﴾
94)و نگیرید اختیارهایتان را داخل شدنی میانتان پس بلغزد قدم بعد از ثباتش و بچشید  بدی را بسبب  آنچه که جلوگیری کردیدازجهت (  حاکمیت ولایت جمهور مردم بجانشینی از حاکمیت ولایت مطلقه )خداوند – وبرای شما است عذاب بزرگ .
وَلاَ تَشْتَرُواْ بِعَهْدِ اللّهِ ثَمَنًا قَلِيلاً إِنَّمَا عِندَ اللّهِ هُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿95﴾
95)و تبدیل نکنید عهد خداوند را به بهای اندکی – همانا آنچه که  نزد خداوند است – او بهتر است برای شما – چنانچه بودید علم می داشتید .
مَا عِندَكُمْ يَنفَدُ وَمَا عِندَ اللّهِ بَاقٍ وَلَنَجْزِيَنَّ الَّذِينَ صَبَرُواْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ﴿96﴾
96)آنچه که  نزد شماست تمام می شود و آنچه که نزد خداوند است باقی است – و البته جزا می دهیم حتماً آنانرا که صبر کردند – مزدشان را نیکوتراز  آنچه که بودند عمل می کردند
          مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا
            كَانُواْ يَعْمَلُونَ ﴿97﴾
97)کسی که عمل کرد اصلاح ( حقمداری) را از نر یا ماده ای  و او مومن است – پس البته زندگانی می دهیم حتماً او را زندگانی پاکیزه – و البته جزا می دهیم حتماً ایشان را مزدشان را نیکوتر –  از آنچه که  بودند عمل می کردند .
فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ ﴿98﴾
98)پس آنگاه که قرائت کردی قرآن راپس پناه بگیر به خداوند از شیطان ( منحرف از حق ) پرتاب شده ( از رحمت).
إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ ﴿99﴾
99)همانا او ( شیطان ) را نیست برای او سلطانی (قاطعیتی) بر آنانکه ایمان آوردند و بر پروردگارشان توکل می کنند.
إِنَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُ وَالَّذِينَ هُم بِهِ مُشْرِكُونَ ﴿100﴾
100) قطعاً سلطان ( قاطعیت) او ( شیطان ) است بر آنانکه یاور می گیرند او را – و آنانکه ایشانند به او ( به خداوند ) شریک قرار دهندگان .
  وَإِذَا بَدَّلْنَا آيَةً مَّكَانَ آيَةٍ وَاللّهُ أَعْلَمُ بِمَا يُنَزِّلُ قَالُواْ إِنَّمَا أَنتَ مُفْتَرٍ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ ﴿101﴾
101)و آنگاه که تبدیل کردیم آیه (صحیح ) را مکان آیه (تحریف شده ای در کتب قبلی ) – و خداوند عالمتر است به آنچه که  نازل می کند  – گفتند ( مشرکان ) قطعاً تو بافنده ای( خرافات را )بلکه بیشتر ایشان علم ندارند .
قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِن رَّبِّكَ بِالْحَقِّ لِيُثَبِّتَ الَّذِينَ آمَنُواْ وَهُدًى وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ ﴿102﴾
102)بگو ( ای محمد ) نازل کرد او را ( قرآن را ) روح القدس ( رقائیل ) از پروردگارت بحق – تا ثابت کند آنانرا که ایمان آوردند – و هدایتی و مژده ای است برای مسلمانان ( صلح جویان ) .
وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّمَا يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِّسَانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَهَذَا لِسَانٌ عَرَبِيٌّ مُّبِينٌ ﴿103﴾
103)و البته بدرستیکه علم داریم – همانا ایشان می گویند قطعاً تعلیم می دهد او را ( محمد را ) بشری – زبان آنکه میل(به انحراف ) می کنند  بسوی او عجمی است و این زبان عربی(مدنی ) شفاف است .
إِنَّ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِ اللّهِ لاَ يَهْدِيهِمُ اللّهُ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿104﴾
104)همانا آنانکه ایمان نمی آورند به آیات خداوند هدایت نمی کند ایشان را خداوند و برای ایشان عذاب دردناک است.
  إِنَّمَا يَفْتَرِي الْكَذِبَ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِ اللّهِ وَأُوْلئِكَ هُمُ الْكَاذِبُونَ ﴿105﴾
105)قطعاً که می بافند دروغ را آنانکه  ایمان نمی آورند به آیات خداوند – وآنها ایشانند که دروغگویانند .
مَن كَفَرَ بِاللّهِ مِن بَعْدِ إيمَانِهِ إِلاَّ مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالإِيمَانِ وَلَكِن مَّن شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْرًا فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِّنَ اللّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ ﴿106﴾
106)کسی که کافر شد به خداوند از بعد ایمان آوردنش ( مرتد است ) مگر کسی که متنفر ( اجبار ) کرده شد و قلبش مطمئن به ایمان است – و لیکن کسی که تفصیل داد به کفر سینه را ( ذهن را ) – پس بر - ایشان است خشمی از خداوند – و برای ایشان عذاب بزرگ است .
ذَلِكَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّواْ الْحَيَاةَ الْدُّنْيَا عَلَى الآخِرَةِ وَأَنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ ﴿107﴾
107)ان است  بسببی که همانا ایشان دوست داشتند زندگانی دنیا را بر آخرت – و همانا خداوند هدایت نمی کند قوم کافران را .
  أُولَئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ وَأُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ ﴿108﴾
108)آنها – آنانند که حک کرد خداوند بر دلهای ایشان و شنوائی ایشان و بینشهای  ایشان – و آنها – ایشانند که غافلانند .
 لاَ جَرَمَ أَنَّهُمْ فِي الآخِرَةِ هُمُ الْخَاسِرونَ ﴿109﴾
109)ناگزیر – همانا ایشان در آخرت – ایشانند – که بازندگانند .
ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ هَاجَرُواْ مِن بَعْدِ مَا فُتِنُواْ ثُمَّ جَاهَدُواْ وَصَبَرُواْ إِنَّ رَبَّكَ مِن بَعْدِهَا لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿110﴾
110)سپس همانا پروردگارت برای آنانکه هجرت کردند از بعد آنچه که گرفتار(شرک ) کرده شدند – سپس – جهاد ( دفاع ) کردند و صبر کردند – همانا پروردگارت از بعد او ((گرفتاری )البته آمرزنده بخشایشگر است
   يَوْمَ تَأْتِي كُلُّ نَفْسٍ تُجَادِلُ عَن نَّفْسِهَا وَتُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ وَهُمْ لاَ يُظْلَمُونَ ﴿111﴾
111)دورانی که می آید هر شخصی مجادله می کند ( بدفاع) از خودش –  و تمام داده می شود هر شخصی آنچه را که عمل کرد – و ایشان ظلم کرده نمی شوند .
وَضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً قَرْيَةً كَانَتْ آمِنَةً مُّطْمَئِنَّةً يَأْتِيهَا رِزْقُهَا رَغَدًا مِّن كُلِّ مَكَانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللّهِ فَأَذَاقَهَا اللّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ بِمَا كَانُواْ يَصْنَعُونَ ﴿112﴾
112)وزد خداوند مثلی  را – قریه ای را که بود اَمن مطمئن – می آید او را ( قریه را ) رزقش فراوان از هر مکانی – پس کافر شد ( اهلش ) به نعمت های خداوند پس چشاند او را ( اهل قریه را ) خداوند لباس گرسنگی و ترس بسبب آنچه که  بودند می ساختند .
 وَلَقَدْ جَاءهُمْ رَسُولٌ مِّنْهُمْ فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمُ الْعَذَابُ وَهُمْ ظَالِمُونَ ﴿113﴾
113)و البته بدرستیکه آمد ایشان را رسولی از ایشان پس تکذیب کردند او را ( رسول را ) پس گرفت ایشان را عذاب – و ایشان ظالمانند .
  فَكُلُواْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللّهُ حَلالاً طَيِّبًا وَاشْكُرُواْ نِعْمَتَ اللّهِ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ ﴿114﴾
114)پس بخورید از آنچه که رزق داد شما را خداوند – حلالی پاکیزه – و شکر کنید – نعمت های خداوند را – چنانچه بودید او را پرستش می کردید.
إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالْدَّمَ وَلَحْمَ الْخَنزِيرِ وَمَآ أُهِلَّ لِغَيْرِ اللّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿115﴾
115)قطعاً حرام کرد ( خداوند ) بر شما مردار- و خون-و گوشت خوک را- و آنچه که آغاز کرده شد برای ( ذبح نام ) غیر خداوند او را – پس کسی که ناچار شد ( به خوردن ) بدون جویای ( انحراف ) و نه تجاوزی ( از حدود خداوند ) پس همانا خداوند آمرزنده و بخشایشگر است
وَلاَ تَقُولُواْ لِمَا تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هَذَا حَلاَلٌ وَهَذَا حَرَامٌ لِّتَفْتَرُواْ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ لاَ يُفْلِحُونَ ﴿116﴾
116)و نگوئید برای آنچه که  وصف می کند زبانهایتان دروغ را – این حلال است و این حرام است تا ببافید بر خداوند دروغ را – همانا آنانکه می بافند بر خداوند دروغ را – رستگار نمی شوند ( به کمال مطلوب نمی رسند) .
  مَتَاعٌ قَلِيلٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿117﴾
117)بهره ای است اندک ( زندگانی دنیا) و برای ایشان است عذاب دردناک ( در آخرت ) .
   وَعَلَى الَّذِينَ هَادُواْ حَرَّمْنَا مَا قَصَصْنَا عَلَيْكَ مِن قَبْلُ وَمَا ظَلَمْنَاهُمْ وَلَكِن كَانُواْ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ ﴿118﴾
118_و بر آنانکه یهودی شدند حرام کردیم آنچه را که حکایت کردیم برتو از قبل –و ظلم نکردیم ایشان را – و لیکن بودند که به خودهایشان – ظلم می کردند .
    ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ عَمِلُواْ السُّوءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابُواْ مِن بَعْدِ ذَلِكَ وَأَصْلَحُواْ إِنَّ رَبَّكَ مِن بَعْدِهَا لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿119﴾
119)سپس همانا پروردگارت برای آنانکه عمل کردند بدی را به جهالت – سپس توبه کردند از بعد آن و اصلاح ( حقمداری) کردند – همانا پروردگارت از بعد او ( توبه کردن) البته آمرزنده بخشایشگر است.
  إِنَّ إِبْرَاهِيمَ كَانَ أُمَّةً قَانِتًا لِلّهِ حَنِيفًا وَلَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ﴿120﴾
120)همانا ابراهیم بود امتی ( پایگاهی = نسلی ) فروتن برای خداوند  صحیح (در اصول راهنما )– و نبود از مشرکان .
  شَاكِرًا لِّأَنْعُمِهِ اجْتَبَاهُ وَهَدَاهُ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿121﴾
121)شکرکنند ه برای نعمت های او ( خداوند) – جلب کرد  او را و هدایت کرد او را ( خداوند ) بسوی مسیر مستقیم (کمال جوئی ) .
    وَآتَيْنَاهُ فِي الْدُّنْيَا حَسَنَةً وَإِنَّهُ فِي الآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ ﴿122﴾
122)و دادیم او را در دنیا نیکوئی – و همانا اوست در آخرت – البته از صالحان ( حقمداران ) .
   ثُمَّ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ أَنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ﴿123﴾
123)سپس وحی کردیم بسوی تو ( ای محمد ) اینکه پیروی کن ملت ( مذهب ) ابراهیم را که صحیح است – و نبود از مشرکان .
    إِنَّمَا جُعِلَ السَّبْتُ عَلَى الَّذِينَ اخْتَلَفُواْ فِيهِ وَإِنَّ رَبَّكَ لَيَحْكُمُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُواْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ ﴿124﴾
124)قطعاً قرار داده شد سبت ( شنبه  امتحانی ) بر آنانکه اختلاف کردند در او ( در حق ) و همانا پروردگارت البته حکم می کند میا نشان بدوران قیامت – در آنچه که بودند در او ( در حقوق و تکالیف) اختلاف می کردند .
ادْعُ إِلِى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ ﴿125﴾
125_دعوت کن بسوی جهت ( حاکمیت ولایت جمهورمردم بجانشینی ازحاکمیت ولایت مطلقه ) پروردگارت به حکمت و موعظه نیکو و مجادله ( مناظره ) کن ایشان را بسبب آنکه او ( اصول راهنمای حق که ) نیکوتر است – همانا پروردگارت اوست عالمتر به کسی که گم شد از جهت( حاکمیت ولایت جمهورمردم بجانشینی ازحاکمیت ولایت مطلقه ) او ( خداوند) – و او ( خداوند ) عالمتر است به هدایت یافتگان .
    وَإِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُواْ بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُم بِهِ وَلَئِن صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِّلصَّابِرينَ ﴿126﴾
126)و چنانچه عقوبت کردید پس عقوبت کنید به مثل آنچه که عقوبت کرده شدید  به او ( به امری که واقع شد ) و البته چنانچه صبر کردید – البته او ( صبر کردن ) بهتر است برای صبرکنندگان .
   وَاصْبِرْ وَمَا صَبْرُكَ إِلاَّ بِاللّهِ وَلاَ تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَلاَ تَكُ فِي ضَيْقٍ مِّمَّا يَمْكُرُونَ ﴿127﴾
127)و صبر کن و نیست صبر تو مگر بسبب  ( اصول راهنمای حق ) خداوند و اندوهگین نشو بر-  ایشان و نباش در تنگی از آنچه که حیله  می کنند .
  إِنَّ اللّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَواْ وَّالَّذِينَ هُم مُّحْسِنُونَ ﴿128﴾
128)همانا خداوند است  با آنانکه متقی شدند ( به حفظ اصول راهنمای حق در اندیشه و عمل ) و آنانکه ایشانند نیکوکاران.












                                                            
                                                                                                                                                                                  
                                                   سوره اسری ( 17)                                                                                                                    
                                                  بخش سیر کردن ( در هوا )
                                        بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
                                         بنام خداوند بخشاینده بخشایشگر
                                                                                                   

سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلاً مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ البَصِيرُ ﴿1﴾
1)  فعال( مطلق ) است آنکه سیر داد (بوسیله براق ) پرستنده اش ( محمد را ) شبی از مسجد الحرام ( مکه ) بسوی مسجد الاقصی ( قدس) آنکه برکت دادیم پیرامون او را تا نشان دهیم او را(محمدرا) از آیاتمان– همانا او ( خداوند ) شنوای بینا است
وَآتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَجَعَلْنَاهُ هُدًى لِّبَنِي إِسْرَائِيلَ أَلاَّ تَتَّخِذُواْ مِن دُونِي وَكِيلاً ﴿2﴾
2)     و دادیم موسی را کتاب و قرار دادیم هدایتی برای بنی اسرائیل ( فرزندان پرستنده خداوند ) اینکه نگیرید از غیر من ( خداوند ) بوکالت ( دیگری را )
ذُرِّيَّةَ مَنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ إِنَّهُ كَانَ عَبْدًا شَكُورًا ﴿3﴾
3)         نسل کسانی که حمل کردیم با نوح ( در کشتی ) همانا او ( نوح ) بود پرستنده ای شکرکننده .
وَقَضَيْنَا إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ فِي الْكِتَابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الأَرْضِ مَرَّتَيْنِ وَلَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِيرًا ﴿4﴾
4)     و فیصله دادیم به بنی اسرائیل ( فرزندان پرستنده خداوند  بعنوان نمونه وهر نسلی در هر  مکانی  و هر زمانی ) در کتاب ( برنامه زندگی ) البته فساد ( باطلمداری ) می کنید حتماً در زمین دوبار – و البته برتری جوئی می کنید حتماً برتری جوئی بزرگ
فَإِذَا جَاء وَعْدُ أُولاهُمَا بَعَثْنَا عَلَيْكُمْ عِبَادًا لَّنَا أُوْلِي بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجَاسُواْ خِلاَلَ الدِّيَارِ وَكَانَ وَعْدًا مَّفْعُولاً ﴿5﴾
5)     پس آنگاه که آمد وعده نخستین آندو –مبعوث کردیم  بر شما پرستنده ای را – برای ما ( از مردم ) که دارای آسیب سختی است  – پس جستجو کردید ( برای امنیت یافتن ) در خلال دیارها – و بود وعده ای کرده شده
    ثُمَّ رَدَدْنَا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَأَمْدَدْنَاكُم بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَجَعَلْنَاكُمْ أَكْثَرَ نَفِيرًا ﴿6﴾
6)   سپس برگرداندیم برای شما دوباره ( اقتدارتان را در وطنتان  ) بر -ایشان ( بر آنها) و مدد کردیم شما را به اموال و فرزندان و قرار دادیم شما را بیشتر در نفرات
إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا فَإِذَا جَاء وَعْدُ الآخِرَةِ لِيَسُوؤُواْ وُجُوهَكُمْ وَلِيَدْخُلُواْ الْمَسْجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَلِيُتَبِّرُواْ مَا عَلَوْاْ تَتْبِيرًا ﴿7﴾
7)      چنانچه نیکوئی کردید – نیکوئی کردید برای خودهایتان (در دفاع از وطنتان )و چنانچه بدی کردید پس برای اوست (مجازاتتان  به اواره شدن   ) – پس آنگاه که آمد وعده دیگر ( اواره کنند  ) تا بد کنند رویهایتان را و تا داخل شوند به مسجد ( الاقصی ) همچنانکه داخل شدند او را اول بار ( ازمردم) - و تا خاک کنند آنچه را که برتری یافتند – خاک کردنی .

 
.
عَسَى رَبُّكُمْ أَن يَرْحَمَكُمْ وَإِنْ عُدتُّمْ عُدْنَا وَجَعَلْنَا جَهَنَّمَ لِلْكَافِرِينَ حَصِيرًا ﴿8﴾
8)        ممکن است پروردگارتان اینکه رحم کند شما را   (بی وطن نشوید )– چنانچه عود کردید ( به باطل  ) عود کردیم ( به مجازات شما ) و قرار دادیم جهنم را برای کافران ( منکران حق ) محاصر کننده .

إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يِهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ وَيُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا كَبِيرًا ﴿9﴾
9)     همانا این قرآن هدایت می کند برای آنکه اوست - پایدارتر – و بشارت می دهد ایمان آورندگان را ( به آزادی و استقلال و کمال جوئی ) آنانکه عمل می کنند اصلاحات ( حقمداری ) را همانا برای ایشان مزدی بزرگ است.
وأَنَّ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا ﴿10﴾
10)    و همانا آنانکه ایمان نمی آورند به آخرت آماده کردیم برای ایشان عذاب دردناکی را .
وَيَدْعُ الإِنسَانُ بِالشَّرِّ دُعَاءهُ بِالْخَيْرِ وَكَانَ الإِنسَانُ عَجُولاً ﴿11﴾
11)     و دعوت می کند انسان به شر ( به تباهی) ( مثل ) دعوت کردنش به خیر– و بود انسان عجله کننده.
وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ آيَتَيْنِ فَمَحَوْنَا آيَةَ اللَّيْلِ وَجَعَلْنَا آيَةَ النَّهَارِ مُبْصِرَةً لِتَبْتَغُواْ فَضْلاً مِّن رَّبِّكُمْ وَلِتَعْلَمُواْ عَدَدَ السِّنِينَ وَالْحِسَابَ وَكُلَّ شَيْءٍ فَصَّلْنَاهُ تَفْصِيلاً ﴿12﴾
12)  و قرار دادیم شب و روز را دو آیه –پس محو کردیم ایه شب را و قرار دادیم آیه روز را بینش دهنده – تا بجوئید فضلی ( احسانی ) از پروردگارتان و تا علم داشته باشید عدد سالها و حساب را – و هر چیزی را شرح  دادیمش شرح  دادنی .
وَكُلَّ إِنسَانٍ أَلْزَمْنَاهُ طَآئِرَهُ فِي عُنُقِهِ وَنُخْرِجُ لَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ كِتَابًا يَلْقَاهُ مَنشُورًا ﴿13﴾
13)  و هر انسانی را همراه کردیم به او پرنده اش را در گردنش – و بیرون می آوریم برای او بدوران قیامت کتابی که می یابد او را منتشر شده.
اقْرَأْ كَتَابَكَ كَفَى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيبًا ﴿14﴾
14)    قرائت کن کتابت را – کافی است خودت را بدوران ( قیامت ) بر تو حساب کننده ای .
مَّنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا يَهْتَدي لِنَفْسِهِ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولاً ﴿15﴾
15)  کسی که هدایت یافت پس قطعاً هدایت می یابد برای خودش – و کسی که گمراه شد پس قطعاً گمراه می شود بر او ( بر خودش ) و بار نمی برد – بار برنده ای - بار دیگری را – و نبودیم عذاب کنندگان ( کسی را ) تا مبعوث کنیم  رسولی را ( برای ایشان ) .
وَإِذَا أَرَدْنَا أَن نُّهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنَا مُتْرَفِيهَا فَفَسَقُواْ فِيهَا فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِيرًا ﴿16﴾
16)  و آنگاه که خواستیم اینکه هلاک کنیم قریه (ظالمی را) امر کردیم مرفهینش را(کمک به ضعیفان کنند ) – پس تمرد کردند در او(به ضعیف کشی  ) پس محقق شد براو ( بر قریه )گفتار ( خداوند) پس ویران کردیم ویران کردنی .
وَكَمْ أَهْلَكْنَا مِنَ الْقُرُونِ مِن بَعْدِ نُوحٍ وَكَفَى بِرَبِّكَ بِذُنُوبِ عِبَادِهِ خَبِيرًا بَصِيرًا ﴿17﴾
17)    و چقدر هلاک کردیم از قرنها از بعد نوح – و کافی است که پروردگارت به بزهکاری پرستندگانش آگاه بینشمند ا ست .
مَّن كَانَ يُرِيدُ الْعَاجِلَةَ عَجَّلْنَا لَهُ فِيهَا مَا نَشَاء لِمَن نُّرِيدُ ثُمَّ جَعَلْنَا لَهُ جَهَنَّمَ يَصْلاهَا مَذْمُومًا مَّدْحُورًا ﴿18﴾
18)  کسی که بود می خواست عجله را ( دنیا را) عجله کردیم برای او در او ( در دنیا ) آنچه را که می خواهیم-  برای کسی که اراده می کنیم – سپس قرار دادیم برای او جهنم را که ملزم  می شودش – مکفول شده دورشده ( از رحمت خداوند ) .
وَمَنْ أَرَادَ الآخِرَةَ وَسَعَى لَهَا سَعْيَهَا وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِكَ كَانَ سَعْيُهُم مَّشْكُورًا ﴿19﴾
19)  و کسی که  خواست آخرت را و سعی کرد برای او ( آخرت ) سعیش را ( بدست آورد ) و او مومن است – پس آنهایند که بود سعیشان شکر شده .
كُلاًّ نُّمِدُّ هَؤُلاء وَهَؤُلاء مِنْ عَطَاء رَبِّكَ وَمَا كَانَ عَطَاء رَبِّكَ مَحْظُورًا ﴿20﴾
20)  همه را مدد می کنیم اینها را ( اهل باطل را ) و اینها را ( اهل حق را ) از عطاء پرورگارت  ونبود عطاء پروردگارت محصور  شده ( از کسی ) .
انظُرْ كَيْفَ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَلَلآخِرَةُ أَكْبَرُ دَرَجَاتٍ وَأَكْبَرُ تَفْضِيلاً ﴿21﴾
21)    نگاه کن چطور فضیلت دادیم( به کسب علم و لیاقت )بعضیشان را بر بعضی  (تا بهمدیگر  یاری کنند و برابر شوند  ) و البته آخرت بزرگتر است بدرجات - و بزرگتر است در فضیلت .
لاَّ تَجْعَل مَعَ اللّهِ إِلَهًا آخَرَ فَتَقْعُدَ مَذْمُومًا مَّخْذُولاً ﴿22﴾
22)    قرار نده با خداوند الهی ( مطلقی ) دیگر را - پس می نشینی مکفول شده ول کرده شده .
وَقَضَى رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِندَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلاَهُمَا فَلاَ تَقُل لَّهُمَآ أُفٍّ وَلاَ تَنْهَرْهُمَا وَقُل لَّهُمَا قَوْلاً كَرِيمًا ﴿23﴾
23)  و فیصله داد پروردگارت اینکه پرستش نکن مگر او را ( خداوند را ) و به والدین نیکوئی کردن را – چنانکه برسند حتماً نزد تو به بزرگی ( پیری ) یکیشان یا هر دوشان – پس نگو برای آندو – اُف (اَه) و نران آندو را ( از نزدت ) و بگو برای آندو گفتاری گرامی .
وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُل رَّبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيرًا ﴿24﴾
24)  و پائین بیاور برای آندو بال ( دست) سرافکندگی را از رحمت – و بگو پروردگار من - رحم کن آندو را همچنانکه پرورش دادند مرا در کوچکی .
رَّبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَا فِي نُفُوسِكُمْ إِن تَكُونُواْ صَالِحِينَ فَإِنَّهُ كَانَ لِلأَوَّابِينَ غَفُورًا ﴿25﴾
25)  پروردگارتان عالمتر است بآنچه که  در نفسهای شماست – چنانچه بشوید اصلاح کنندگان ( حقمداران) پس همانا او ( خداوند ) بود برای بازگشت کنندگان ( به سوی خدا) آمرزنده.
وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَلاَ تُبَذِّرْ تَبْذِيرًا ﴿26﴾
26)    و بده به دارندگان قرابت حقش را – و در مانده  را و فرزند جهت ( حرکت توحیدی را ) و نپاش ( نعمت ها را ) پاشیدنی .
إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُواْ إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِرَبِّهِ كَفُورًا ﴿27﴾
27)    همانا پاشندگان ( نعمت )بودند نظیران شیطان ( منحرف از حق ) و بود شیطان برای پروردگارش کافر ( انکار کننده) .
وَإِمَّا تُعْرِضَنَّ عَنْهُمُ ابْتِغَاء رَحْمَةٍ مِّن رَّبِّكَ تَرْجُوهَا فَقُل لَّهُمْ قَوْلاً مَّيْسُورًا ﴿28﴾
28)    و چنانکه اعراض کردی حتماً از ایشان بجویای رحمتی از پروردگارت که امید داری او را – پس بگو برای ایشان – گفتار آسانی را .
وَلاَ تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَى عُنُقِكَ وَلاَ تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَّحْسُورًا ﴿29﴾
29)    و قرار نده دستت را بند شده به گردنت(به خسیسی) و نگشا او را- همه گشودن(به ولخرجی) – پس می نشینی ملامت شده فرومانده .
إِنَّ رَبَّكَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاء وَيَقْدِرُ إِنَّهُ كَانَ بِعِبَادِهِ خَبِيرًا بَصِيرًا ﴿30﴾
30)    همانا پروردگارت می گشاید رزق را برای کسی که می خواهد و اندازه می کند – همانا او ( خداوند) بود به پرستندگانش آگاه بینشمند  .
وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَإِيَّاكُم إنَّ قَتْلَهُمْ كَانَ خِطْءًا كَبِيرًا ﴿31﴾
31)    و نکشید اولادتان را از هراس چاپلوسی ( اموال و مقام) ما رزق می دهیم ایشان را و شما را- چنانچه کشتن ایشان بود خطاء  (عمدی )بزرگ .
    وَلاَ تَقْرَبُواْ الزِّنَى إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَسَاء سَبِيلاً ﴿32﴾
32)    و نزدیک نشوید زنا را همانا او ( زنا ) بود فحشائی – و بد بود جهتی را.
وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللّهُ إِلاَّ بِالحَقِّ وَمَن قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِيِّهِ سُلْطَانًا فَلاَ يُسْرِف فِّي الْقَتْلِ إِنَّهُ كَانَ مَنْصُورًا ﴿33﴾
33)  و نکشید شخص را آنکه ممنوع کرد خداوند ( غیر مجرم را ) مگر بحق ( مجرم را) و کسی که کشته شد مظلوم شده - پس بدرستیکه قرار دادیم برای ولی (یاور ) او سلطانی ( قاطعیتی به قصاص کردن ) – پس زیاده روی نکند در کشتن - همانا او (مجرم ) یاری کرده شده است ( به اندازه قصاص ) .
وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسْؤُولاً ﴿34﴾
34)  و نزدیک نشوید مال یتیم را – مگر آنکه اوست نیکوتر – تا برسد به شدتش ( در قوت بدنی و عقلی ) و تمام کنید عهد را – همانا عهد بود مسئولیتی  (مهم) .
وَأَوْفُوا الْكَيْلَ إِذا كِلْتُمْ وَزِنُواْ بِالقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِيمِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلاً ﴿35﴾
35)    و تمام کنید کیلو را آنگاه که کیلو کردید – وزن کنید بقپان مستقیم – آن بهتر است و نیکوتر است در تاویل  (در نتیجه ) .
وَلاَ تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْؤُولاً ﴿36﴾
36)  و پیروی نکن آنچه را که نیست برای تو به او علمی - همانا شنوائی و بینش و ترجیح دهنده ( عقل) همه آنها بودند از او ( از علم یافتن) مسئول.
وَلاَ تَمْشِ فِي الأَرْضِ مَرَحًا إِنَّكَ لَن تَخْرِقَ الأَرْضَ وَلَن تَبْلُغَ الْجِبَالَ طُولاً ﴿37﴾
37)    و راه نرو - در زمین به ناز کردن – همانا تو هرگز رخنه نمی دهی زمین را و هرگز نمی رسی بکوهها در بلندی .
كُلُّ ذَلِكَ كَانَ سَيٍّئُهُ عِنْدَ رَبِّكَ مَكْرُوهًا ﴿38﴾
38)    همه آن بود-  بد – اوست نزد پروردگارت متنفر کرده شد.
ذَلِكَ مِمَّا أَوْحَى إِلَيْكَ رَبُّكَ مِنَ الْحِكْمَةِ وَلاَ تَجْعَلْ مَعَ اللّهِ إِلَهًا آخَرَ فَتُلْقَى فِي جَهَنَّمَ مَلُومًا مَّدْحُورًا ﴿39﴾
39)  آن است از آنچه که وحی کرد- بسوی تو پروردگارت از حکمت ( داوری کننده ) و قرار نده با خداوند الهی (مطلقی ) دیگر- پس انداخته می شوی در جهنم ملامت شده دور شده ( از رحمت ) .
أَفَأَصْفَاكُمْ رَبُّكُم بِالْبَنِينَ وَاتَّخَذَ مِنَ الْمَلآئِكَةِ إِنَاثًا إِنَّكُمْ لَتَقُولُونَ قَوْلاً عَظِيمًا ﴿40﴾
40)  آیا پس برگزید شما را پروردگارتان به فرزندان ( نر) و گرفت از فرشتگان ( فرزندان) ماده – همانا شما البته می گوئید گفتاری بزرگ ( در باطل) .
وَلَقَدْ صَرَّفْنَا فِي هَذَا الْقُرْآنِ لِيَذَّكَّرُواْ وَمَا يَزِيدُهُمْ إِلاَّ نُفُورًا ﴿41﴾
41)    و البته بدرستیکه صرف کردیم  در این قرآن ( حقایق را) تا متذکر شوید – و نیفزود ایشان را مگر رمیدن ( از حق) .
قُل لَّوْ كَانَ مَعَهُ آلِهَةٌ كَمَا يَقُولُونَ إِذًا لاَّبْتَغَوْاْ إِلَى ذِي الْعَرْشِ سَبِيلاً ﴿42﴾
42)  بگو اگر بود با او ( با خداوند ) اله ها ( مطلقهای دیگری ) همچنانکه می گویند بنابراین البته بجوئید بسوی صاحب عرش ( حیات) جهتی را .
سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يَقُولُونَ عُلُوًّا كَبِيرًا ﴿43﴾
43)    فعال ( مطلق ) اوست و متعالی است از آنچه که  می گویند متعالی بزرگ است .
تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالأَرْضُ وَمَن فِيهِنَّ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ وَلَكِن لاَّ تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورًا ﴿44﴾
44)  فعالیت می کند برای او آسمانهای  هفتگانه (هفت طبقه جو )و زمین -و کسی که در ایشان است - و نیست از چیزی مگر فعالیت می کند ستایش اورا ( خداوند را ) و لیکن نمی فهمند(انسانها) فعالیت ایشان را – همانا او (خداوند ) بود بردبار آمرزنده .
وَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرآنَ جَعَلْنَا بَيْنَكَ وَبَيْنَ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ حِجَابًا مَّسْتُورًا ﴿45﴾
45)    و آنگاه که قرائت کردی قرآن را -  قرار دادیم میان تو و میان آنانکه ایمان نمی آورند بآخرت حجابی ( مانعی ) پوشیده .
وَجَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَن يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْرًا وَإِذَا ذَكَرْتَ رَبَّكَ فِي الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْاْ عَلَى أَدْبَارِهِمْ نُفُورًا ﴿46﴾
46)  و قرار دادیم بر دلهای  ایشان پرده ای را  اینکه نفهمند او را ( قرآن را) و در گوشهایشان سنگینی است و آنگاه که ذکر کردی پروردگارت را در قرآن به وحدتش- رویگردانیدند بر پشتهایشان رمندگان .
نَّحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَسْتَمِعُونَ بِهِ إِذْ يَسْتَمِعُونَ إِلَيْكَ وَإِذْ هُمْ نَجْوَى إِذْ يَقُولُ الظَّالِمُونَ إِن تَتَّبِعُونَ إِلاَّ رَجُلاً مَّسْحُورًا ﴿47﴾
47)  ما عالمتریم بآنچه که شنوا می شوند به او – آنگاه که شنوا می شوند بسوی تو- و آنگاه ایشانند در رازگوئی – انگاه که می گویند ظالمان ( به مومنین ) پیروی نمی کنید مگر انسان سحر کرده شده ای را.
انظُرْ كَيْفَ ضَرَبُواْ لَكَ الأَمْثَالَ فَضَلُّواْ فَلاَ يَسْتَطِيعْونَ سَبِيلاً ﴿48﴾
48)    نگاه کن چطور زدند برای تو مثلها را پس گمراه شدند – پس نمی توانند(بیابند) جهتی را (از حق) .
وَقَالُواْ أَئِذَا كُنَّا عِظَامًا وَرُفَاتًا أَإِنَّا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقًا جَدِيدًا ﴿49﴾
49)    و گفتندآیاآنگاه که بودیم استخوانها و  تکه های- آیا همانا ما البته منبعث  شدگانیم درخلقتی جدید .
قُل كُونُواْ حِجَارَةً أَوْ حَدِيدًا ﴿50﴾
50)    بگو ( ای محمد اگر) بشوید سنگها یا آهن .
  أَوْ خَلْقًا مِّمَّا يَكْبُرُ فِي صُدُورِكُمْ فَسَيَقُولُونَ مَن يُعِيدُنَا قُلِ الَّذِي فَطَرَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ فَسَيُنْغِضُونَ   
    إِلَيْكَ رُؤُوسَهُمْ وَيَقُولُونَ مَتَى هُوَ قُلْ عَسَى أَن يَكُونَ قَرِيبًا ﴿51﴾
51)  یا خلقی از آنچه که  بزرگ می شود در صدور ( در ذهنهای ) شما  - پس بزودی  می گویند کیست که بر می گرداند ما را ( به زندگی ) –بگو آنکه فطرت ( هویت ) داد شما را اول بار – پس بزودی می جنبانند بسوی تو سرهایشان را – و می گویند چه وقت است او ( زنده شدن ) بگو ممکن است اینکه باشد نزدیک .
يَوْمَ يَدْعُوكُمْ فَتَسْتَجِيبُونَ بِحَمْدِهِ وَتَظُنُّونَ إِن لَّبِثْتُمْ إِلاَّ قَلِيلاً ﴿52﴾
52)    دورانی که دعوت می کنند شما را پس اجابت می کنید ستایش اورا ( خداوند را) و گمان می کنید که درنگ نکردید مگر اندکی .
وَقُل لِّعِبَادِي يَقُولُواْ الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّيْطَانَ يَنزَغُ بَيْنَهُمْ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلإِنْسَانِ عَدُوًّا مُّبِينًا ﴿53﴾
53)  و بگو برای پرستندگان من – که بگویند آنکه اوست نیکوتر – همانا شیطان وسوسه می کند میانشان همانا شیطان بود برای انسان دشمن شفافی .
رَّبُّكُمْ أَعْلَمُ بِكُمْ إِن يَشَأْ يَرْحَمْكُمْ أَوْ إِن يَشَأْ يُعَذِّبْكُمْ وَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ وَكِيلاً ﴿54﴾
54)  پروردگارتان عالمتر است به شما – چنانچه بخواهد رحم کند شما را یا چنانچه بخواهد عذاب کند شما را و نفرستادیم ترا بر- ایشان وکیل .
وَرَبُّكَ أَعْلَمُ بِمَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلَقَدْ فَضَّلْنَا بَعْضَ النَّبِيِّينَ عَلَى بَعْضٍ وَآتَيْنَا دَاوُودَ زَبُورًا ﴿55﴾
55)  و پروردگارت عالمتر است به کسی که در آسمانها و زمین است – و البته بدرستیکه فضیلت دادیم بعضی از پیامبران را بر بعضی و دادیم داود را زبور (جزوه ها) .
قُلِ ادْعُواْ الَّذِينَ زَعَمْتُم مِّن دُونِهِ فَلاَ يَمْلِكُونَ كَشْفَ الضُّرِّ عَنكُمْ وَلاَ تَحْوِيلاً ﴿56﴾
56)  بگو ( ای محمد) دعوت کنید آنانرا که فرض کردید از غیر او ( مطلق فعالند ) – پس مالک نمی باشند به برطرف کردن ضرری از شما و نه تحولی را .
أُولَئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلَى رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا ﴿57﴾
57)  آنها ( ایمان آورندگان) آنانند که دعوت می کنند ( خداوند را ) می جویند بسوی پروردگارشان وسیله ( اصول راهنمای حق ) را – کدامشان نزدیکترند ( به هدایت) و امید دارند رحمتش را – و می ترسند عذاب او را همانا عذاب پروردگارت بود هشدار داده شده .
وَإِن مَّن قَرْيَةٍ إِلاَّ نَحْنُ مُهْلِكُوهَا قَبْلَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ أَوْ مُعَذِّبُوهَا عَذَابًا شَدِيدًا كَانَ ذَلِك فِي الْكِتَابِ مَسْطُورًا ﴿58﴾
58)  و  نیست از قریه ای ( آبادی ) مگر مائیم هلاک کننده اش - قبل از دوران قیامت یا عذاب کننده اش به عذابی شدید – بود آن در کتاب ( برنامه زندگی ) سطر  کرده شده .
وَمَا مَنَعَنَا أَن نُّرْسِلَ بِالآيَاتِ إِلاَّ أَن كَذَّبَ بِهَا الأَوَّلُونَ وَآتَيْنَا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَةً فَظَلَمُواْ بِهَا وَمَا نُرْسِلُ بِالآيَاتِ إِلاَّ تَخْوِيفًا ﴿59﴾
59)  و منع نکرد ما را اینکه بفرستیم آیات (دلخواه انان را )    مگر اینکه تکذیب کردند او را ( آیات دلخواهشان را) پیشینیان – و دادیم ثمود را شتر بینش دهنده  – پس ظلم کردند به او ( به شتر ) و نمی فرستیم آیات را مگر به ترساندی ( از عذاب آخرت ).
وَإِذْ قُلْنَا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحَاطَ بِالنَّاسِ وَمَا جَعَلْنَا الرُّؤيَا الَّتِي أَرَيْنَاكَ إِلاَّ فِتْنَةً لِّلنَّاسِ وَالشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي القُرْآنِ وَنُخَوِّفُهُمْ فَمَا يَزِيدُهُمْ إِلاَّ طُغْيَانًا كَبِيرًا ﴿60﴾
60)   و آنگاه که گفتیم برای تو همانا پروردگارت احاطه دارد به مردم – و قرار ندادیم رویا ( خواب دیدن ) را آنکه نشان دادیم ( در خواب به پیامبر) مگر فتنه ( گرفتاری استبداد ) برای مردم و درخت لعنت شده – در قرآن و می ترسانیم ایشان را ( ازنتیجه استبداد) – پس زیاد نمی کند ایشان را مگر طغیان کردن بزرگی را .
وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلآئِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إَلاَّ إِبْلِيسَ قَالَ أَأَسْجُدُ لِمَنْ خَلَقْتَ طِينًا ﴿61﴾
61)  و آنگاه که گفتیم برای فرشتگان سجده کنید ( قبول کنید ) برای آدم ( خلیفه خداوند  بودن  را) – پس سجده ( قبول ) کردند مگر ابلیس – گفت آیا سجده ( قبول ) کنم برای کسی که خلق کردی از گل .
قَالَ أَرَأَيْتَكَ هَذَا الَّذِي كَرَّمْتَ عَلَيَّ لَئِنْ أَخَّرْتَنِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّيَّتَهُ إَلاَّ قَلِيلاً ﴿62﴾
62)  گفت ( ابلیس ) آیا دیدی تو اینرا ( آدم را ) آنکه کرامت دادی بر من ( اورا ) – البته چنانچه بتأخیر انداختی (مرگ) مرا تا دوران قیامت البته مهار می کنم حتماً نسل او را مگر اندکی
قَالَ اذْهَبْ فَمَن تَبِعَكَ مِنْهُمْ فَإِنَّ جَهَنَّمَ جَزَآؤُكُمْ جَزَاء مَّوْفُورًا ﴿63﴾
63)    گفت (خداوند) برو- پس کسیکه پیروی کرد ترا از ایشان – پس همانا جهنم جزای شماست جزای فراوان .
وَاسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِكَ وَأَجْلِبْ عَلَيْهِم بِخَيْلِكَ وَرَجِلِكَ وَشَارِكْهُمْ فِي الأَمْوَالِ وَالأَوْلادِ وَعِدْهُمْ وَمَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَانُ إِلاَّ غُرُورًا ﴿64﴾
64)  و لغزش بده کسی را که می توانی از ایشان بصدایت و بیاور بر-ایشان به سوارانت و پیادگانت و شریک شو- در اموالشان و اولادشان وعده بده ایشان را – و وعده نمی دهد ایشان را شیطان مگر فریبی را .
إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ وَكَفَى بِرَبِّكَ وَكِيلاً ﴿65﴾
65)    همانا پرستندگان مرا نیست برای تو – بر- ایشان سلطانی (قاطعیتی) – و کافی است پروردگارت و کیل است(بر ایشان).
رَّبُّكُمُ الَّذِي يُزْجِي لَكُمُ الْفُلْكَ فِي الْبَحْرِ لِتَبْتَغُواْ مِن فَضْلِهِ إِنَّهُ كَانَ بِكُمْ رَحِيمًا ﴿66﴾
66)  پروردگارشماست – آنکه حرکت می دهد  برای شما کشتی را در دریا – تا بجوئید از فضلش – همانا او ( خداوند) بود بشما بخشایشگر .
وَإِذَا مَسَّكُمُ الْضُّرُّ فِي الْبَحْرِ ضَلَّ مَن تَدْعُونَ إِلاَّ إِيَّاهُ فَلَمَّا نَجَّاكُمْ إِلَى الْبَرِّ أَعْرَضْتُمْ وَكَانَ الإِنْسَانُ كَفُورًا ﴿67﴾
67)  و آنگاه که درک کرد شما را آفت  در دریا  - گم شد کسی که دعوت می کنید ( به مطلق فعال بودن ) مگر او را ( خداوند را ) – پس وقتی که نجات داد شما را به  صحر ا  -  اعراض کردید – و بود انسان کفر ورزنده ( بحق ) .
أَفَأَمِنتُمْ أَن يَخْسِفَ بِكُمْ جَانِبَ الْبَرِّ أَوْ يُرْسِلَ عَلَيْكُمْ حَاصِبًا ثُمَّ لاَ تَجِدُواْ لَكُمْ وَكِيلاً ﴿68﴾
68)    آیا ایمن شدید اینکه فرو برد شما را طرف صحر ا یا بفرستد بر شما ریگ افشانی را – سپس نمی یابید برایتان وکیلی .
أَمْ أَمِنتُمْ أَن يُعِيدَكُمْ فِيهِ تَارَةً أُخْرَى فَيُرْسِلَ عَلَيْكُمْ قَاصِفا مِّنَ الرِّيحِ فَيُغْرِقَكُم بِمَا كَفَرْتُمْ ثُمَّ لاَ تَجِدُواْ لَكُمْ عَلَيْنَا بِهِ تَبِيعًا ﴿69﴾
69)  یا ایمن شدید اینکه برگرداند شما را در او ( در دریا) بار دیگر – پس بفرستد بر شما شلیک  کننده ای از باد – پس غرق کند شما را بسبب آنچه که کافر شدید – سپس نمی یابید برایتان بر ما باو ( به شلیک کننده ) پی گیری را .
وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِيرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلاً ﴿70﴾
70)  و البته بدرستیکه کرامت دادیم فرزندان آدم را و حمل کردیم در صحر ا  و دریا و رزق دادیم ایشان را از پاکیزه ها و فضیلت دادیم ایشان را بر بسیاری از کسانیکه خلق کردیم فضیلتی را .
يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ فَمَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ فَأُوْلَئِكَ يَقْرَؤُونَ كِتَابَهُمْ وَلاَ يُظْلَمُونَ فَتِيلاً ﴿71﴾
71)  دورانی که ، دعوت می کنیم هر مردمی را به امامشان پس کسی که داده شد کتابش ( برنامه عمل کرد زندگیش ) به راستش – پس آنها قرائت می کنند کتابشان را و ظلم کرده نمی شوند بتار(موئی ) .
وَمَن كَانَ فِي هَذِهِ أَعْمَى فَهُوَ فِي الآخِرَةِ أَعْمَى وَأَضَلُّ سَبِيلاً ﴿72﴾
72)    و کسیکه بود در این (دنیا) کور – پس او درآخرت کور و گمراهتر است جهت (حق ) را.
وَإِن كَادُواْ لَيَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ لِتفْتَرِيَ عَلَيْنَا غَيْرَهُ وَإِذًا لاَّتَّخَذُوكَ خَلِيلاً ﴿73﴾
73)  و چنانچه نزدیک بودند البته گرفتار کنند (  بخلط   حق و باطل ) ترا – از آنکه وحی کردیم – بسوی تو – تا ببافی ( خرافات را ) بر ما غیر او را ( غیر وحی را ) – و بنابراین البته می گرفتند ترا بصمیمیتی.
وَلَوْلاَ أَن ثَبَّتْنَاكَ لَقَدْ كِدتَّ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئًا قَلِيلاً ﴿74﴾
74)    و اگر نه اینکه ثابت کردیم ترا – البته بدرستیکه نزدیک کرده شدی تکیه کنی بسوی ایشان چیز اندکی را .
إِذاً لَّأَذَقْنَاكَ ضِعْفَ الْحَيَاةِ وَضِعْفَ الْمَمَاتِ ثُمَّ لاَ تَجِدُ لَكَ عَلَيْنَا نَصِيرًا ﴿75﴾
75)    بنابراین البته می چشاندیم دو برابر ( عذاب ) زندگی و دو برابر ( عذاب ) مردن را – سپس نمی یابی برایت بر ما یاری کننده ای را .
وَإِن كَادُواْ لَيَسْتَفِزُّونَكَ مِنَ الأَرْضِ لِيُخْرِجوكَ مِنْهَا وَإِذًا لاَّ يَلْبَثُونَ خِلافَكَ إِلاَّ قَلِيلاً ﴿76﴾
76)  و چنانچه نزدیک بودند البته بلغزانند ترا از زمین ( از وطن ) تا بیرون کنند ترا از او ( از وطن ) و بنابراین درنگ نمی کنند پشت تو مگر اندکی .
سُنَّةَ مَن قَدْ أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ مِن رُّسُلِنَا وَلاَ تَجِدُ لِسُنَّتِنَا تَحْوِيلاً ﴿77﴾
77)    سنت (قانون )کسانیکه بدرستیکه فرستادیم قبل از تو از رسولان ما - ونمی یابی برای سنت (قانون ) ما تحولی را .
أَقِمِ الصَّلاَةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَى غَسَقِ اللَّيْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كَانَ مَشْهُودًا ﴿78﴾
78)  بر پا دارید نماز را برای ( وقت ) مایل شدن خورشید تا تیرگی شب- و قرائت فجر – همانا قرائت فجر بود گواهی شده ( برای فرشتگان ) .
وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّكَ عَسَى أَن يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَّحْمُودًا ﴿79﴾
79)  و از شب – پس بیدار شو او را ( نماز را ) نافله ( زیادی ) برای تو – ممکن است اینکه مبعوث کند  ترا پروردگارت به مقامی ستایش ده .
وَقُل رَّبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَل لِّي مِن لَّدُنكَ سُلْطَانًا نَّصِيرًا ﴿80﴾
80)  و بگو – پروردگار من – داخل کن مرا – داخل شدن درست ( در حق ) و بیرون کن مرا – بیرون کردن درست ( از باطل ) و قرار بده برای من از نزدت سلطانی ( قاطعیتی) یاری کردنی (برای شناخت حق ) .
وَقُلْ جَاء الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا ﴿81﴾
81)    و بگو آمد حق و پوچ شد باطل – همانا باطل بود پوچ شونده .
وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاء وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ وَلاَ يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إَلاَّ خَسَارًا ﴿82﴾
82)  و نازل می کنیم  از قرآن آنچه را که شفائی و رحمتی است برای ایمان آورندگان – و زیاد نمی کند ظالمان (سلطه گران را ) مگر باختنی .
وَإِذَآ أَنْعَمْنَا عَلَى الإِنسَانِ أَعْرَضَ وَنَأَى بِجَانِبِهِ وَإِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ كَانَ يَؤُوسًا ﴿83﴾
83)    و آنگاه که نعمت دادیم برانسان – اعراض کرد و کنار کشید  به طرفش ( به باطلش ) – و آنگاه که درک کرد او را شری - بود مأیوس .
قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَى شَاكِلَتِهِ فَرَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدَى سَبِيلاً ﴿84﴾
84)  بگو هر (انسانی) عمل می کند بر ترکیبش ( اصول راهنمای عقلش ) – پس پروردگارتان عالمتر است به کسی که اوست هدایت یافته تر در جهت ( حق ) .
وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُم مِّن الْعِلْمِ إِلاَّ قَلِيلاً ﴿85﴾
85)    می پرسند ترا از روح – بگو روح از امر پروردگار من است و داده نشدید از علم مگر اندکی .
وَلَئِن شِئْنَا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ ثُمَّ لاَ تَجِدُ لَكَ بِهِ عَلَيْنَا وَكِيلاً ﴿86﴾
86)    و البته چنانچه خواستیم البته می بریم حتماً آنکه و حی کردیم بتو – سپس نمی یابی برایت به او( به وحی) بر ما وکیلی .
إِلاَّ رَحْمَةً مِّن رَّبِّكَ إِنَّ فَضْلَهُ كَانَ عَلَيْكَ كَبِيرًا ﴿87﴾
87)    مگر رحمتی از پروردگارت – همانا فضل او ( خداوند ) بود بر تو بزر گ.
      قُل لَّئِنِ اجْتَمَعَتِ الإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَى أَن يَأْتُواْ بِمِثْلِ هَذَا الْقُرْآنِ لاَ يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيرًا ﴿88﴾
88)  بگو البته چنانچه اجتماع کردند انسانها و جنها براینکه بیاورند مثل این قرآن را – نمی آورند به مانند او را (در اصول راهنما و ... ) و اگر بودند بعضیشان برای بعضی پشتیبان .
وَلَقَدْ صَرَّفْنَا لِلنَّاسِ فِي هَذَا الْقُرْآنِ مِن كُلِّ مَثَلٍ فَأَبَى أَكْثَرُ النَّاسِ إِلاَّ كُفُورًا ﴿89﴾
89)  و البته بدرستیکه صرف کردیم برای مردم در این قرآن  از هر مثلی ( نمونه ای ) – پس امتناع کردند بیشتر مردم ( از ایمان ) مگر ( خواستند ) کفر را .
وَقَالُواْ لَن نُّؤْمِنَ لَكَ حَتَّى تَفْجُرَ لَنَا مِنَ الأَرْضِ يَنبُوعًا ﴿90﴾
90)    و گفتند هرگز ایمان نمی آوریم برای تو – تا بشکافی برای ما از زمین چشمه ای را .
أَوْ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٌ مِّن نَّخِيلٍ وَعِنَبٍ فَتُفَجِّرَ الأَنْهَارَ خِلالَهَا تَفْجِيرًا ﴿91﴾
91)    یا بشود برای تو بوستانی از خرما – و انگور – پس بشکافی رودها را در خلالش – شکافتنی .
أَوْ تُسْقِطَ السَّمَاء كَمَا زَعَمْتَ عَلَيْنَا كِسَفًا أَوْ تَأْتِيَ بِاللّهِ وَالْمَلآئِكَةِ قَبِيلاً ﴿92﴾
92)    یا ساقط کنی آسمان را همچنانکه فرض کردی بر ما قطعه ای(از اجرام فضائی را) – یا بیاوری خداوند را و فرشتگان را روبرو .
أَوْ يَكُونَ لَكَ بَيْتٌ مِّن زُخْرُفٍ أَوْ تَرْقَى فِي السَّمَاء وَلَن نُّؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَيْنَا كِتَابًا نَّقْرَؤُهُ قُلْ سُبْحَانَ رَبِّي هَلْ كُنتُ إَلاَّ بَشَرًا رَّسُولاً ﴿93﴾
93)  یا بشود برای تو خانه ای از آراستگی  یا ترقی کنی در آسمان – و هرگز ایمان نمی آوریم برای ترقی کرد نت تا نازل کنی بر ما کتابی که قرائت کنیم او را –بگو فعال ( مطلق ) پروردگا من است آیا بودم ( چیزی ) مگر بشری که رسول است ( از طرف خداوند ) .
وَمَا مَنَعَ النَّاسَ أَن يُؤْمِنُواْ إِذْ جَاءهُمُ الْهُدَى إِلاَّ أَن قَالُواْ أَبَعَثَ اللّهُ بَشَرًا رَّسُولاً ﴿94﴾
94)  و منع نکرد مردم را اینکه ایمان بیاورند – آنگاه که آمد ایشان را هدایت – مگر اینکه گفتند آیا مبعوث کرد  خداوند بشری  را که رسول است .
قُل لَّوْ كَانَ فِي الأَرْضِ مَلآئِكَةٌ يَمْشُونَ مُطْمَئِنِّينَ لَنَزَّلْنَا عَلَيْهِم مِّنَ السَّمَاء مَلَكًا رَّسُولاً ﴿95﴾
95)  بگو اگر بود در زمین فرشتگانی که راه می روند مطمئن شدگان – البته نازل می کردیم بر-ایشان از آسمان فرشته ای را  که رسول است.
قُلْ كَفَى بِاللّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ إِنَّهُ كَانَ بِعِبَادِهِ خَبِيرًا بَصِيرًا ﴿96﴾
96)    بگو کافی است که خداوند شاهد است میان من و میان شما – همانا او ( خداوند ) بود به پرستندگانش آگاه بینشمند .
وَمَن يَهْدِ اللّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ وَمَن يُضْلِلْ فَلَن تَجِدَ لَهُمْ أَوْلِيَاء مِن دُونِهِ وَنَحْشُرُهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَلَى وُجُوهِهِمْ عُمْيًا وَبُكْمًا وَصُمًّا مَّأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ كُلَّمَا خَبَتْ زِدْنَاهُمْ سَعِيرًا ﴿97﴾
97)  و هرکس را هدایت کند خداوند پس او هدایت یافته است و هرکس را گمراه کند ( خداوند ) پس هرگز نمی یابی برای ایشان یاورانی از غیر او (خداوند) و محشور می کنیم بدوران قیامت بر رویهایشان کوران و گنگان و کران – جایگاهشان جهنم است هر گاه فرو نشست – زیاد کردیم ایشان را شعله ای.
ذَلِكَ جَزَآؤُهُم بِأَنَّهُمْ كَفَرُواْ بِآيَاتِنَا وَقَالُواْ أَئِذَا كُنَّا عِظَامًا وَرُفَاتًا أَإِنَّا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقًا جَدِيدًا ﴿98﴾
98)  آن است جزای ایشان همانا ایشان کافر شدند به آیات ما – و گفتند آیا آنگاه که بودیم استخوانهائی و تکه هایی ( از خاک ) آیا همانا مائیم البته منبعث شدگان به خلقتی جدید .
أَوَلَمْ يَرَوْاْ أَنَّ اللّهَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ قَادِرٌ عَلَى أَن يَخْلُقَ مِثْلَهُمْ وَجَعَلَ لَهُمْ أَجَلاً لاَّ رَيْبَ فِيهِ فَأَبَى الظَّالِمُونَ إَلاَّ كُفُورًا ﴿99﴾
99)  آیا و ندیدند – همانا خداوند آنکه خلق کرد آسمانها و زمین را قادر است براینکه خلق کند مانند ایشان را و قرار داد برای ایشان اَجلی که نیست شکی در او – پس امتناع کردند ظالمان ( حق را ) مگر   (خواستند ) کفر را ( انکار حق را ) .
قُل لَّوْ أَنتُمْ تَمْلِكُونَ خَزَآئِنَ رَحْمَةِ رَبِّي إِذًا لَّأَمْسَكْتُمْ خَشْيَةَ الإِنفَاقِ وَكَانَ الإنسَانُ قَتُورًا ﴿100﴾
100)            بگو – اگر شما مالک شوید خزانه های رحمت پروردگارم را – بنابراین البته امساک می کردید از هراس ( فقر ) انفاق کردن را – و بود انسان خسیس .
وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى تِسْعَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ فَاسْأَلْ بَنِي إِسْرَائِيلَ إِذْ جَاءهُمْ فَقَالَ لَهُ فِرْعَونُ إِنِّي لَأَظُنُّكَ يَا مُوسَى مَسْحُورًا ﴿101﴾
101)            و البته دادیم موسی را نه آیات ( عصاء – ید بیضاء – ملخ – شپش- قورباغه – خون– نگرانی – قحطی – الواح طور- ) پس بپرس بنی اسرائیل ( فرزندان پرستنده خداوند ) را – آنگاه که آمد ایشان را ( موسی به معجزات ) پس گفت برای او (به  موسی ) فرعون – همانا من گمان می کنم تو ای موسی جادو کرده شده ای .
قَالَ لَقَدْ عَلِمْتَ مَا أَنزَلَ هَؤُلاء إِلاَّ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ بَصَآئِرَ وَإِنِّي لَأَظُنُّكَ يَا فِرْعَونُ مَثْبُورًا ﴿102﴾
102)            گفت ( موسی ) البته بدرستیکه علم داشتی که نازل نمی کند اینها را مگر پروردگار آسمانها و زمین - بینش دهنده هایی  – و همانا من ( موسی ) گمان می کنم تو ای فرعون   نفله کرده شده ای .
فَأَرَادَ أَن يَسْتَفِزَّهُم مِّنَ الأَرْضِ فَأَغْرَقْنَاهُ وَمَن مَّعَهُ جَمِيعًا ﴿103﴾
103)                        پس خواست ( فرعون ) اینکه بلغزاند ایشان را از زمین – پس غرق کردیم او را و کسانی که با اویند همگی را.
وَقُلْنَا مِن بَعْدِهِ لِبَنِي إِسْرَائِيلَ اسْكُنُواْ الأَرْضَ فَإِذَا جَاء وَعْدُ الآخِرَةِ جِئْنَا بِكُمْ لَفِيفًا ﴿104﴾
104)            و گفتیم – از بعد او ( بعد فرعون ) برای بنی اسرائیل (فرزندان پرستنده خداوند ) ساکن شوید در زمین – پس آنگاه  که آمد وعده آخرت – آوردیم شما را- در هم
وَبِالْحَقِّ أَنزَلْنَاهُ وَبِالْحَقِّ نَزَلَ وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلاَّ مُبَشِّرًا وَنَذِيرًا ﴿105﴾
105)                        و بحق نازل کردیم او را(قرآن را)  و بحق نازل شد  و نفرستادیم تو را مگرمژده دهنده و اخطار کننده .
وَقُرْآناً فَرَقْنَاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلَى مُكْثٍ وَنَزَّلْنَاهُ تَنزِيلاً ﴿106﴾
106)                        و قرآنی که جدا کردیم او را ( با شرح دادن ) تا قرائت کنی او را بر مردم بر درنگی و نازل کردیم – نازل کردنی .
قُلْ آمِنُواْ بِهِ أَوْ لاَ تُؤْمِنُواْ إِنَّ الَّذِينَ أُوتُواْ الْعِلْمَ مِن قَبْلِهِ إِذَا يُتْلَى عَلَيْهِمْ يَخِرُّونَ لِلأَذْقَانِ سُجَّدًا ﴿107﴾
107)            بگو ایمان بیاورید به او یا ایمان نیاورید – همانا آنانکه داده شدند علم را از قبل او ( از قبل قرآن ) آنگاه که تلاوت می شود بر- ایشان - فرو   می آیند برای چانه ها سجده کنان .
وَيَقُولُونَ سُبْحَانَ رَبِّنَا إِن كَانَ وَعْدُ رَبِّنَا لَمَفْعُولاً ﴿108﴾
108)                        و می گویند فعال ( مطلق ) پروردگار ماست چنانچه بود وعده پروردگار ما البته کرده شده .
وَيَخِرُّونَ لِلأَذْقَانِ يَبْكُونَ وَيَزِيدُهُمْ خُشُوعًا ﴿109﴾
109)                        و فرو می آیند برای چانه ها- می گریند - و زیاد می کند ایشان را فرو افتادگی .
قُلِ ادْعُواْ اللّهَ أَوِ ادْعُواْ الرَّحْمَنَ أَيًّا مَّا تَدْعُواْ فَلَهُ الأَسْمَاء الْحُسْنَى وَلاَ تَجْهَرْ بِصَلاَتِكَ وَلاَ تُخَافِتْ بِهَا وَابْتَغِ بَيْنَ ذَلِكَ سَبِيلاً ﴿110﴾
110)            بگو دعوت کنید خداوند یا دعوت کنید بخشاینده – هر کدام را آنچه که دعوت می کنید برای اوست نامهای نیکو – و آشکا ر نکن ( صدایت را در ) نمازت و آهسته نکن او را و بجوی میان آن جهتی را ( متوسط ) .
وَقُلِ الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَدًا وَلَم يَكُن لَّهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَلَمْ يَكُن لَّهُ وَلِيٌّ مِّنَ الذُّلَّ وَكَبِّرْهُ تَكْبِيرًا ﴿111﴾
111) و بگو ستایش برای خداوند است آنکه نگرفت نوزادی را ( به شراکت ) و نبود برای او شریکی در فرمانروائی و نبود برای او ولّی ( یاوری ) از سرافکندگی و بزرگ کن او را بزرگ کردنی .







هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر