۱۳۹۰ مرداد ۲۶, چهارشنبه

از سوره المجادله (58) تا الحاقه (69)

                                                         

سوره المجادله (58)
بخش مجادله کردن
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
بنام خداوند بخشاینده بخشایشگر



      قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِي تُجَادِلُكَ فِي زَوْجِهَا وَتَشْتَكِي إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ يَسْمَعُ تَحَاوُرَكُمَا إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ ﴿1﴾
1)   بدرستیکه شنید خداوند گفتار آنکه مجادله می کند با تو در لنگه اش و  شکایت می کند بسوی خداوند  - و خداوند می شنود مبادله ( سخن )کردن شما را – همانا خداوند شنوای بینشمند است
الَّذِينَ يُظَاهِرُونَ مِنكُم مِّن نِّسَائِهِم مَّا هُنَّ أُمَّهَاتِهِمْ إِنْ أُمَّهَاتُهُمْ إِلَّا اللَّائِي وَلَدْنَهُمْ وَإِنَّهُمْ لَيَقُولُونَ مُنكَرًا مِّنَ الْقَوْلِ وَزُورًا وَإِنَّ اللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ ﴿2﴾
2)   آنانکه ظهار می کنند (حکم مادری را ) از شما از زنانشان - نیستند ایشان مادرانشان – نیست مادرانشان مگر آنانکه زائیدند ایشان را – همانا ایشان البته می گویند مبهمی از گفتار زور – و همانا خداوند البته گذشت کننده آمرزنده است
وَالَّذِينَ يُظَاهِرُونَ مِن نِّسَائِهِمْ ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا قَالُوا فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مِّن قَبْلِ أَن يَتَمَاسَّا ذَلِكُمْ تُوعَظُونَ بِهِ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ ﴿3﴾
3)   و آنانکه ظهار می کنند (حکم مادری را ) از زنانشان – سپس بر می گردند برای آنچه که گفتند –پس (غرامت آن ) آزاد کردن مراقبتی (اسیر – زندانی – بدهکار ... ) است از قبل اینکه تماس پیدا کنند (زن و شوهر ) – آن(حکم) شماست که اندرز داده می شوید به او – و خداوند بآنچه که عمل می کنید آگاه است
فَمَن لَّمْ يَجِدْ فَصِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ مِن قَبْلِ أَن يَتَمَاسَّا فَمَن لَّمْ يَسْتَطِعْ فَإِطْعَامُ سِتِّينَ مِسْكِينًا ذَلِكَ لِتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَلِلْكَافِرِينَ عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿4﴾
4)   پس کسی که نیافت (آزاد کردن گردن را ) پس روزه گرفتن دو مدت (ماه واضح) پی در پی است – از قبل اینکه تماس پیدا کنند (زن و شوهر) پس کسی که نتوانست – پس اطعام دادن به شصت درمانده  است – آن (غرامت است ) تا ایمان آورید به خداوند و رسولش – و این حدود خداوند است – و برای کافران عذاب دردناک است
إِنَّ الَّذِينَ يُحَادُّونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ كُبِتُوا كَمَا كُبِتَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَقَدْ أَنزَلْنَا آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ وَلِلْكَافِرِينَ عَذَابٌ مُّهِينٌ ﴿5﴾
5)   همانا آنانکه ستیزه می کنند با خداوند و رسولش – سرنگون شدند همچنانکه سرنگون کرده شدند آنانکه از قبل ایشانند – و بدرستیکه نازل کردیم آیات شفاف کننده را و برای کافران عذاب پست کننده است
يَوْمَ يَبْعَثُهُمُ اللَّهُ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُوا أَحْصَاهُ اللَّهُ وَنَسُوهُ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ ﴿6﴾
6)   دورانی که منبعث می کند  ایشان را خداوند همگی – پس خبر می دهد ایشان را بآنچه که عمل کردند – آمار گرفت خداوند - و فراموش کردند او را – و خداوند بر هر چیزی شاهد است
 أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ مَا يَكُونُ مِن نَّجْوَى ثَلَاثَةٍ إِلَّا هُوَ رَابِعُهُمْ وَلَا خَمْسَةٍ إِلَّا هُوَ سَادِسُهُمْ وَلَا أَدْنَى مِن ذَلِكَ وَلَا أَكْثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمْ أَيْنَ مَا كَانُوا ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ﴿7﴾
7)   ایا ندیدی همانا خداوند علم دارد آنچه را که  در آسمانها و آنچه که  در زمین است – نمی شود از نجوائی سه تا – مگر او چهارم ایشان است – و پنج تا – مگر او ششم ایشان است و نه کمتر از آن و نه بیشتر مگر او با ایشان است – هر کجا بودند – سپس خبر می دهد ایشان را بآنچه که عمل کردند بدوران قیامت – همانا خداوند به هر چیزی عالم است
أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ نُهُوا عَنِ النَّجْوَى ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا نُهُوا عَنْهُ وَيَتَنَاجَوْنَ بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَمَعْصِيَتِ الرَّسُولِ وَإِذَا جَاؤُوكَ حَيَّوْكَ بِمَا لَمْ يُحَيِّكَ بِهِ اللَّهُ وَيَقُولُونَ فِي أَنفُسِهِمْ لَوْلَا يُعَذِّبُنَا اللَّهُ بِمَا نَقُولُ حَسْبُهُمْ جَهَنَّمُ يَصْلَوْنَهَا فَبِئْسَ الْمَصِيرُ ﴿8﴾
8)   آیا نگاه نکردی بسوی آنانکه نهی کرده شدند از نجوا کردن – سپس بر می گردند – برای آنچه که نهی کرده شدند از او – و نجوا می کنند به گناه و دشمنی و سرپیچی کردن رسول را – و آنگاه که آمدند ترا تحیّت می گویند ترا بآنچه که  تحیت نگفت ترا به او خداوند – و می گویند در خودهایشان – چرا عذاب نمی کند ما را خداوند بسبب آنچه که می گوئیم – کافی است ایشان را جهنم – ملزم می شوند او را پس آسیبدار شدن است
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا تَنَاجَيْتُمْ فَلَا تَتَنَاجَوْا بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَمَعْصِيَتِ الرَّسُولِ وَتَنَاجَوْا بِالْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ ﴿9﴾
9)   ای آنانکه ایمان آوردید آنگاه که نجوا کردید – پس نجوا نکنید به گناه و دشمنی و سرپیچی کردن رسول را – و نجوا کنید به خوبی و تقوا(عمل باصول راهنمای حق) – و تقوا داشته باشید خداوند را آنکه بسوی او محشور کرده می شوبد
إِنَّمَا النَّجْوَى مِنَ الشَّيْطَانِ لِيَحْزُنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَلَيْسَ بِضَارِّهِمْ شَيْئًا إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ ﴿10﴾
10)            قطعاً نجوا کردن از شیطان است – تا اندوهگین کند آنان را که ایمان آوردند و نیست بسببی ضرر دهنده ایشان را مگر با اجازه خداوند(با ابزار خدا ) – و بر خداوند پس باید توکل کنند ایمان آورندگان
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قِيلَ لَكُمْ تَفَسَّحُوا فِي الْمَجَالِسِ فَافْسَحُوا يَفْسَحِ اللَّهُ لَكُمْ وَإِذَا قِيلَ انشُزُوا فَانشُزُوا يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ ﴿11﴾
11) ای آنانکه ایمان آوردید آنگاه که گفته شد-  جا بدهید در مجالس – پس جا بدهید – جا می دهد خداوند شما را – و آنگاه که گفته شد – بلند شوید – پس بلند شوید – بالا می برد خداوند آنان را که ایمان آوردند از شما – و آنانکه داده شدند علم را درجاتی است – و خداوند بآنچه که عمل می کنید آگاه است
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً ذَلِكَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَأَطْهَرُ فَإِن لَّمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿12﴾
12)            ای آنانکه ایمان آوردید آنگاه که نجوا کردید رسول را پس تقدیم کنید میان دو دست ( جلوی ) نجوایتان صدقه ای را(به بیت المال چون وقت مردم را می گیرید )-  آن بهتر است برای شما و پاک تر – پس چنانچه نیا فتید پس همانا خداوند آمرزنده بخشایشگر است
أَأَشْفَقْتُمْ أَن تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَاتٍ فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَتَابَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ فَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَاللَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ ﴿13﴾
13)            آیا مواظبت کردید اینکه  (مبادا)تقدیم کنید میان دو دست ( جلوی ) نجوایتان صدقه های را – آنگاه که نکردید – و توبه پذیرفت خداوند بر شما – پس بر پادارید نماز را و بدهید زکات را و اطاعت کنید خداوند و رسولش را – و خداوند آگاه است بآنچه که عمل می کنید
أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِم مَّا هُم مِّنكُمْ وَلَا مِنْهُمْ وَيَحْلِفُونَ عَلَى الْكَذِبِ وَهُمْ يَعْلَمُونَ ﴿14﴾
14)            آیا نگاه کردی بسوی آنانکه رویگردانیدند به قومی که غضب کرد خداوند بر- ایشان – نیستند ایشان از شما و نه از ایشان-  و سوگند یاد می کنند بر دروغ و ایشان علم دارند
أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا إِنَّهُمْ سَاء مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿15﴾
15)                        آماده کرد خداوند برای ایشان عذاب شدیدی را – همانا ایشان بدکردند آنچه را که  بودند عمل می کردند
اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ فَلَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ ﴿16﴾
16)            گرفتند اختیارهایشان را سپری(برای فریب) –پس جلوگیری کردند از جهت (  حاکمیت ولایت جمهورمردم بجانشینی از حاکمیت ولایت مطلقه ) خداوند – پس برای ایشان است عذاب پست کننده
لَن تُغْنِيَ عَنْهُمْ أَمْوَالُهُمْ وَلَا أَوْلَادُهُم مِّنَ اللَّهِ شَيْئًا أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ﴿17﴾
17)                        کفایت نمی کند از ایشان اموالشان و نه اولادشان از خداوند چیزی را – آنها اهل آتشند – ایشان در او جاویدانند
يَوْمَ يَبْعَثُهُمُ اللَّهُ جَمِيعًا فَيَحْلِفُونَ لَهُ كَمَا يَحْلِفُونَ لَكُمْ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ عَلَى شَيْءٍ أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ الْكَاذِبُونَ ﴿18﴾
18)            دورانی که منبعث می کند  ایشان را خداوند همگی – پس سوگند یاد می کنند برای او همچنانکه سوگند یاد می کنند برای شما - و حساب می کنند همانا ایشانند بر چیزی – آگاه باشید – همانا ایشان – ایشانند که دروغگویانند
اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطَانُ فَأَنسَاهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ أُوْلَئِكَ حِزْبُ الشَّيْطَانِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطَانِ هُمُ الْخَاسِرُونَ ﴿19﴾
19)            چیره شد بر- ایشان شیطان پس فراموش گردانید ایشان را از ذکر خداوند – آنها – حزب شیطانند – آگاه باشید حزب شیطان ایشانند – که بازندگانند
إِنَّ الَّذِينَ يُحَادُّونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُوْلَئِكَ فِي الأَذَلِّينَ ﴿20﴾
       20)همانا آنانکه ستیزه  می کنند با  ( حاکمیت ولایت جمهورمردم بجانشینی از  حاکمیت ولایت مطلقه) خداوند و  

           رسولش – آنها سرافکنده ترینند

كَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَرُسُلِي إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ ﴿21﴾
21)نوشت (برنامه کرد ) خداوند البته غالب می شویم حتماً من و رسولانم همانا خداوند نیرومند شرافتمند است
لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءهُمْ أَوْ أَبْنَاءهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُوْلَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُم بِرُوحٍ مِّنْهُ وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُوْلَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿22﴾
22)نمی یابی قومی را که ایمان می آورند به خداوند و به دوران آخرت- که علاقه می دارند کسی را که ستیزه کرد
با خداوند و رسولش را - و اگر که بودند اجدادشان یا فرزندانشان یا برادرانشان یا خویشاوندانشان – آنها را نوشت خداوند در قلبهایشان ایمان و تأیید کرد ایشان را بر روحی (اصول راهنمائی ) از او و داخل می کند ایشان را به بهشت های که جاری می شود از زیرش رودها جاویدانند در او – راضی شد خداوند از ایشان و راضی شدند (ایشان ) از او – آنها حزب خداوندند – آگاه باشید همانا حزب خداوند ایشانند که رستگارانند




                                                                      





                                                       

سوره الحشــــر (59)
بخش جمع شدن
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
بنام خداوند بخشاینده بخشایشگر

      سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿1﴾
1)     فعالیت کرد(در قانون هستی) برای خداوند آنچه که  در آسمانها و آنچه که در زمین است و او شرافتمند داور است
هُوَ الَّذِي أَخْرَجَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مِن دِيَارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ مَا ظَنَنتُمْ أَن يَخْرُجُوا وَظَنُّوا أَنَّهُم مَّانِعَتُهُمْ حُصُونُهُم مِّنَ اللَّهِ فَأَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَيْثُ لَمْ يَحْتَسِبُوا وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ يُخْرِبُونَ بُيُوتَهُم بِأَيْدِيهِمْ وَأَيْدِي الْمُؤْمِنِينَ فَاعْتَبِرُوا يَا أُولِي الْأَبْصَارِ ﴿2﴾
2)   اوست – آنکه بیرون کرد آنان را که کافر شدند از اهل کتاب از دیارشان برای نخستین جمع شدن – گمان نکردید اینکه بیرون روند – و گمان کردند همانا ایشان که مانع کننده است ایشان را دژهایشان از خداوند – پس آمد ایشان را (امر ) خداوند از سمتی که حساب نکردند و افکند (خداوند ) در قلبهایشان رعب را که خراب می کنند خانه هایشان را بدستهایشان و دستهای ایمان آورندگان – پس عبرت بگیرید ای دارندگان بینائی
وَلَوْلَا أَن كَتَبَ اللَّهُ عَلَيْهِمُ الْجَلَاء لَعَذَّبَهُمْ فِي الدُّنْيَا وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابُ النَّارِ ﴿3﴾
3)     و اگر نبود اینکه نوشت خداوند بر- ایشان کوچیدن را البته عذاب می کرد ایشان را در دنیا و برای ایشان در آخرت عذاب آتش است
ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ شَاقُّوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَمَن يُشَاقِّ اللَّهَ فَإِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ ﴿4﴾
4)   آن است بسببی که همانا ایشان جدائی  کردند خداوند و رسولش را – و هر کس جدائی کند خداوند را پس همانا خداوند شدید عقوبت کننده است
مَا قَطَعْتُم مِّن لِّينَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوهَا قَائِمَةً عَلَى أُصُولِهَا فَبِإِذْنِ اللَّهِ وَلِيُخْزِيَ الْفَاسِقِينَ ﴿5﴾

5)  1)  آنچه را که بریدید  (محصولاتی را ) از نرمی ( میوه  خرما – میوه انگور- میوه گردو- میوه گلابی –میوه سیب   -  گندم – جو – نخود –لوبیا  و ...) یا ترک کردید او را که ایستاده بر ریشه هایش (درخت  خرما-درخت  انگور-درخت گردو –درخت  گلابی –درخت سیب وزراعت های نرسیده  ... ) با اجازه خدا است و تا خوار کند (خدا )متمردان را


وَمَا أَفَاء اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَمَا أَوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْلٍ وَلَا رِكَابٍ وَلَكِنَّ اللَّهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلَى مَن يَشَاء وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿6﴾
6)   و آنچه را که برگردانید ( از مال و زمین ) خداوند بر رسولش از ایشان – پس نتاختید (مضطرب نکردید) بر او – از (راه ) اسبی و نه سواری – و لکن خداوند مسلط می کند (بدون جنگ) رسولش را  بر کسی که می خواهد – و خداوند بر هر چیزی قادر است
مَّا أَفَاء اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ كَيْ لَا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِيَاء مِنكُمْ وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ ﴿7﴾
7)   آنچه را که برگردانید خداوند بر رسولش از اهل قریه ها پس برای خداوند (عموم) و برای رسول(مسئول اموزش مردم ) و برای دارنده قرابت (فامیلها ) و یتیمان و درماندگان (زندانی – بدهکار ) و فرزند جهت ( حرکت توحیدی ) است تا نشود دولت (رواج نوبت حاکمیت فقط) میان اغنیاء از شما – و آنچه که داد شما را رسول پس بگیرید او را – و آنچه را که نهی کرد شما را از او- پس نهایت بدهید – و تقوا داشته باشید خداوند را همانا خداوند شدید عقوبت کننده است
لِلْفُقَرَاء الْمُهَاجِرِينَ الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِن دِيارِهِمْ وَأَمْوَالِهِمْ يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا وَيَنصُرُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُوْلَئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ ﴿8﴾
8)   برای فقیران مهاجرت کنندگان  است – آنانکه بیرون کرده شدند از دیارشان و اموالشان – می طلبند فضلی را از خداوند و رضایتی را و یاری می کنند خداوند و رسولش را – آنها – ایشانند که راستگویانند
وَالَّذِينَ تَبَوَّؤُوا الدَّارَ وَالْإِيمَانَ مِن قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ وَلَا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِّمَّا أُوتُوا وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَن يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿9﴾
9)   و آنانکه جایگاه کردند سرای (مدینه )را و ایمان را از قبل ایشان – دوست می دارند کسی را که هجرت کرد بسوی ایشان و نمی یابند در سینه هایشان حاجتی از آنچه که  داده شدند ( از مال ) وانتخاب می کنند برخودهایشان (مهاجران را ) و اگر که بود به ایشان مخصوص (اموال ) و کسی که حفظ کرده شود از بخل نفسش – پس آنها – ایشانند که رستگارانند
وَالَّذِينَ جَاؤُوا مِن بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْإِيمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلًّا لِّلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ ﴿10﴾
10)            و آنانکه آمدند از بعد ایشان می گویند – پروردگار ما - بیامرز برای ما و برای نظیران  ما – آنانکه سبقت گرفتند مارا به ایمان و قرار نده در قلبهای ما بندی را (از حسد و خیانت) برای آنانکه ایمان آوردند – پروردگار ما همانا تو مهربان بخشایشگری
أَلَمْ تَر إِلَى الَّذِينَ نَافَقُوا يَقُولُونَ لِإِخْوَانِهِمُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَئِنْ أُخْرِجْتُمْ لَنَخْرُجَنَّ مَعَكُمْ وَلَا نُطِيعُ فِيكُمْ أَحَدًا أَبَدًا وَإِن قُوتِلْتُمْ لَنَنصُرَنَّكُمْ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ ﴿11﴾
11) آیا نگاه نکردی بسوی آنانکه نفاق ورزیدند – می گویند برای نظیراانشان آنانکه کافر شدند از اهل کتاب البته چنانچه اخراج کرده شدید – البته خارج می شویم حتماً با شما – و اطاعت نمی کنیم در (اخراج کردن ) شما فردی را هیچگاه-  و چنانچه نبرد کرده شدید – البته یاری می کنیم حتماً شما را- و خداوند شهادت می دهد همانا ایشان البته دروغگویانند
لَئِنْ أُخْرِجُوا لَا يَخْرُجُونَ مَعَهُمْ وَلَئِن قُوتِلُوا لَا يَنصُرُونَهُمْ وَلَئِن نَّصَرُوهُمْ لَيُوَلُّنَّ الْأَدْبَارَ ثُمَّ لَا يُنصَرُونَ ﴿12﴾
12)            البته چنانچه اخراج کرده شدند – خارج نمی شوند با ایشان و البته چنانچه نبرد کرده شدند یاری نمی کنند ایشان را و البته چنانچه یاری کنند ایشان را – البته روی بر می گردانند حتماً به پشت ها – سپس یاری کرده نمی شوند
لَأَنتُمْ أَشَدُّ رَهْبَةً فِي صُدُورِهِم مِّنَ اللَّهِ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَّا يَفْقَهُونَ ﴿13﴾
13) البته شما شدیدتر بیمناکید در سینه های ایشان از خداوند - آن است بسببی که همانا ایشانند قومی که نمی فهمند
لَا يُقَاتِلُونَكُمْ جَمِيعًا إِلَّا فِي قُرًى مُّحَصَّنَةٍ أَوْ مِن وَرَاء جُدُرٍ بَأْسُهُمْ بَيْنَهُمْ شَدِيدٌ تَحْسَبُهُمْ جَمِيعًا وَقُلُوبُهُمْ شَتَّى ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَّا يَعْقِلُونَ ﴿14﴾
14) نبرد نمی کنند با شما همگی مگر در قریه های دژدار یا از فراز دیوارها – آسیب شان میانشان شدید است حساب می کنی ایشان را که جمع اند – و قلبهایشان مختلف است آن است بسببی که همانا ایشانند قومی که تعقل نمی کنند
كَمَثَلِ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ قَرِيبًا ذَاقُوا وَبَالَ أَمْرِهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿15﴾
15) مانند مثل آنانکه از قبل ایشانند که نزدیک است-  چشیدند و خامت امرشان را – و برای ایشان عذاب دردناک است
كَمَثَلِ الشَّيْطَانِ إِذْ قَالَ لِلْإِنسَانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قَالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِّنكَ إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ ﴿16﴾
16) مانند مثل شیطان است آنگاه که گفت به انسان کافر شو – پس وقتی که کافر شد- گفت همانا من دورم از تو – همانا من می ترسم از خداوند که پروردگار جهانیان است
فَكَانَ عَاقِبَتَهُمَا أَنَّهُمَا فِي النَّارِ خَالِدَيْنِ فِيهَا وَذَلِكَ جَزَاء الظَّالِمِينَ ﴿17﴾
17) پس بود عاقبت آندو (کفار و منافقین ) همانا  آندو  در آتشند که  جاویدانند در او – و آن جزای  ظالمان است
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنظُرْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ ﴿18﴾
18) ای آنانکه ایمان آوردید تقوا داشته باشید خداوند را- و باید نگاه کند هر شخصی بآنچه که تقدیم کرد برای فردا (قیامت ) و تقوا داشته باشید ( با حفظ اصول راهنمای حق در اندیشه و عمل ) خداوند را – همانا خداوند آگاه است بآنچه که عمل می کنید
وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ أُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ ﴿19﴾
19) و نشوید مانند آنانکه فراموش کردند خداوند را – پس فراموش گردانید (خداوند ) به ایشان خودهایشان را – آنها ایشانند که متمردانند
لَا يَسْتَوِي أَصْحَابُ النَّارِ وَأَصْحَابُ الْجَنَّةِ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمُ الْفَائِزُونَ ﴿20﴾
20) مساوی نیست اهل آتش و اهل بهشت – اهل بهشت ایشانند که پیروزشدگانند
لَوْ أَنزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَّرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُّتَصَدِّعًا مِّنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ ﴿21﴾
21) اگر نازل می کردیم این قرآن را بر کوهی – البته می دیدی او را فرو افتاده ترکیده از هراس خداوند – و این مثالها را می زنیمش برای مردم شاید ایشان تفکر کنند
هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ ﴿22﴾
22) اوست – خداوند – آنکه نیست الهی (مطلقی ) مگر او عالم غیب و شهود است – او بخشاینده بخشایشگر است
هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ ﴿23﴾
23) اوست – خداوند – آنکه نیست الهی (مطلقی) مگر او-  فرمانروای مقدس – سالم– ایمن کننده – نگهبان- شرافتمند - حتم کننده – بزرگوار – فعال (مطلق) است خداوند -از آنچه که  شرک می ورزند
هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْمَاء الْحُسْنَى يُسَبِّحُ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿24﴾
24) اوست – خداوند – خالق  - بوجود آورنده – شکل دهنده  - برای اوست اسمهای نیکو – فعالیت می کند  (در قانون هستی)برای او آنچه که  در آسمانها و زمین است – و او شرافتمند داور است



                                                               






سوره الممتحنه (60)


بخش امتحان کردن
                                                                             بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ                                                                                          
بنام خداوند بخشاینده بخشایشگر
           
  يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاء تُلْقُونَ إِلَيْهِم بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ كَفَرُوا بِمَا جَاءكُم مِّنَ الْحَقِّ يُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَإِيَّاكُمْ أَن تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ رَبِّكُمْ إِن كُنتُمْ خَرَجْتُمْ جِهَادًا فِي سَبِيلِي وَابْتِغَاء مَرْضَاتِي تُسِرُّونَ إِلَيْهِم بِالْمَوَدَّةِ وَأَنَا أَعْلَمُ بِمَا أَخْفَيْتُمْ وَمَا  أَعْلَنتُمْ وَمَن يَفْعَلْهُ مِنكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاء السَّبِيلِ ﴿1﴾
1)   ای آنانکه ایمان آوردید نگیرید دشمن مرا و دشمنتان را یاورانی – می اندازید بسوی ایشان بسببی علاقه مندی را  و بدرستیکه کافر شدند بآنچه که آمد شما را از حق – بیرون می کنند رسول را و شما را اینکه ایمان می آورید به خداوند که پروردگارتان است-  چنانچه بودید خارج می شدید به جهادی(بدفاعی) در جهت (حاکمیت ولایت جمهورمردم بجانشینی از حاکمیت ولایت  مطلقه ) من – و جویای رضایت من – سرّی می نمایید بسوی ایشان علاقه  را – و من علم دارم بآنچه که  مخفی کردید و آنچه را  که علنی کردید و کسی که می کند او را از شما – پس بدرستیکه گم شد از پردازش  جهت (حق )
إِن يَثْقَفُوكُمْ يَكُونُوا لَكُمْ أَعْدَاء وَيَبْسُطُوا إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ وَأَلْسِنَتَهُم بِالسُّوءِ وَوَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ ﴿2﴾
2)   چنانچه پیدا کنند شما را می شوند برای شما دشمنانی - و می گشایند بسوی شما دستهایشان را و زبانهایشان را به بدی و علاقه  داشتنند  که اگر کافر شوید
لَن تَنفَعَكُمْ أَرْحَامُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يَفْصِلُ بَيْنَكُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ﴿3﴾
3)   هرگز نفع نمی دهد شما را رحمهایتان و نه اولادهایتان – بدوران قیامت – جدا می کند( خداوند ) میانتان – و خداوند بآنچه عمل می کنید بینشمند است
قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَاء مِنكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاء أَبَدًا حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ إِلَّا قَوْلَ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ وَمَا أَمْلِكُ لَكَ مِنَ اللَّهِ مِن شَيْءٍ رَّبَّنَا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنَا وَإِلَيْكَ أَنَبْنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ ﴿4﴾
4)   بدرستیکه بود برای شما الگوئی نیکو در ابراهیم – و آنانکه با اویند – آنگاه که گفتند برای قومشان همانا ما دوریم از شما و از آنچه که  می پرستید از غیر خداوند را – انکار کردیم بسببی شما  را - و ظاهر شد میان ما و میان شما دشمنی و کینه همیشگی – تا ایمان بیاورید به خداوند که  واحد است او – مگر گفتار ابراهیم برای پدرش – البته آمرزش می طلبم حتماً برای تو و مالک نیستم برای تو از خداوند از چیزی – پروردگار ما-  بر تو توکل کردیم – و بسوی تو جانشین کردیم (حق را بجای  باطل ) و بسوی توست شدن
رَبَّنَا لَا تَجْعَلْنَا فِتْنَةً لِّلَّذِينَ كَفَرُوا وَاغْفِرْ لَنَا رَبَّنَا إِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿5﴾
5)     پروردگار ما - قرار نده ما را گرفتاری  برای آنانکه کافر شدند-  و بیامرز برای ما – پروردگار ما همانا تو – توئی شرافتمند داور
لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِيهِمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَن كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَمَن يَتَوَلَّ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ ﴿6﴾
6)   البته بدرستیکه بود برای شما در ایشان الگوئی نیکو - برای کسی که بود امید می داشت – خداوند را و دوران آخرت را و هرکس رویگرداند (از حق ) پس همانا خداوند اوست که غنی ستایش شده  است
عَسَى اللَّهُ أَن يَجْعَلَ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَ الَّذِينَ عَادَيْتُم مِّنْهُم مَّوَدَّةً وَاللَّهُ قَدِيرٌ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿7﴾
7)   ممکن است خداوند اینکه قرار بدهد میانتان و میان آنانکه دشمنی کردید از ایشان علاقه ای را – و خداوند قادر است -  و خداوند آمرزنده بخشایشگر است
لَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُم مِّن دِيَارِكُمْ أَن تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ ﴿8﴾
8)   نهی نمی کند شما را خداوند از آنانکه نبرد نکردند با شما در دین ( قانون حق )– و بیرون نکردند شما را از دیارتان – اینکه نیکوئی کنید و قسط (حقوق و تکالیف را عمل ) کنید بسوی ایشان همانا خداوند دوست دارد قسط کنندگان را
إِنَّمَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ قَاتَلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَأَخْرَجُوكُم مِّن دِيَارِكُمْ وَظَاهَرُوا عَلَى إِخْرَاجِكُمْ أَن تَوَلَّوْهُمْ وَمَن يَتَوَلَّهُمْ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ ﴿9﴾
9)   قطعاً نهی می کند شما را خداوند از آنانکه نبرد کردند با شما در دین ( قانون حق ) – و بیرون کردند شما را از دیارتان و پشتیبانی کردند بر اخراج کردن شما – اینکه (مبادا ) یاوری کنید ایشان را – وهر کس یاوری کند به ایشان – پس آنها – ایشانند – که ظالمانند
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا جَاءكُمُ الْمُؤْمِنَاتُ مُهَاجِرَاتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِهِنَّ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ لَا هُنَّ حِلٌّ لَّهُمْ وَلَا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ وَآتُوهُم مَّا أَنفَقُوا وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ أَن تَنكِحُوهُنَّ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَلَا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوَافِرِ وَاسْأَلُوا مَا أَنفَقْتُمْ وَلْيَسْأَلُوا مَا أَنفَقُوا ذَلِكُمْ حُكْمُ اللَّهِ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ﴿10﴾
10)            ای آنانکه ایمان آوردید – آنگاه که آمد شما را زنان مومنه هجرت کرده (پناهنده از جامعه استبدادی به جامعه حقوقمدار )– پس امتحان کنید ایشان را – خداوند عالمتر است به ایمانشان – پس چنانچه علم یافتید ایشان را که مومنانند(به حق و حقوق ) – پس برنگردانید ایشان را بسوی کافران – نیستند ایشان (مومنات ) حلال برای ایشان (کافران=منکران حق ) و نه ایشان (کافران ) حلال می شوند برای ایشان (مومنات ) و بدهید ایشان را (کافران را ) آنچه را که هزینه کردند ( به زنان مومنه ) و باکی نیست بر شما اینکه نکاح کنید ایشان را (مومنات را ) آنگاه که دادید ایشان را مزدهایشان را و متمسک نشوید به مصونیت  کافره (زن مرتد = از حق به باطل ) و سئوال کنید آنچه را که هزینه کردید (به زنان مرتد ) و باید سئوال کنند آنچه را که هزینه کردند ( به زنان مومنه ) آن است شما را حکم خداوند – حکم می کند میانتان – و خداوند عالم حکیم است
وَإِن فَاتَكُمْ شَيْءٌ مِّنْ أَزْوَاجِكُمْ إِلَى الْكُفَّارِ فَعَاقَبْتُمْ فَآتُوا الَّذِينَ ذَهَبَتْ أَزْوَاجُهُم مِّثْلَ مَا أَنفَقُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي أَنتُم بِهِ مُؤْمِنُونَ ﴿11﴾
11) و چنانچه فوت شد از شما چیزی از لنگه هایتان بسوی کافران – پس تعقیب کردید (درستی آن را ) پس بدهید آنانرا که رفت لنگه هایشان(غرامتی از بیت المال ) - مثل آنچه را که هزینه کردند ( به زنان مرتد) و تقوا داشته باشید خداوند را – آنکه شما به او ایمان آورندگانید
يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا جَاءكَ الْمُؤْمِنَاتُ يُبَايِعْنَكَ عَلَى أَن لَّا يُشْرِكْنَ بِاللَّهِ شَيْئًا وَلَا يَسْرِقْنَ وَلَا يَزْنِينَ وَلَا يَقْتُلْنَ أَوْلَادَهُنَّ وَلَا يَأْتِينَ بِبُهْتَانٍ يَفْتَرِينَهُ بَيْنَ أَيْدِيهِنَّ وَأَرْجُلِهِنَّ وَلَا يَعْصِينَكَ فِي مَعْرُوفٍ فَبَايِعْهُنَّ وَاسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿12﴾
12)            ای پیامبر – آنگاه که آمدند ترا مومنات که بیعت کنند با تو بر اینکه شرک نورزند به خداوند چیزی را – و سرقت نکنند - و زنا نکنند – و نکُشند اولادشان را (سقط نکنند ) و نیاورند تهمتی را که می بافندش – میان دستهایشان و پاهایشان (نسبت دادن فرزند غیر به شوهر و فرزند شوهر به غیر  ) و سرپیچی نکنند ترا در شناخت (حق و تکلیف ) پس بیعت کن با ایشان و آمرزش بطلب برای ایشان از خداوند – همانا خداوند آمرزنده بخشایشگر است
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ قَدْ يَئِسُوا مِنَ الْآخِرَةِ كَمَا يَئِسَ الْكُفَّارُ مِنْ أَصْحَابِ الْقُبُورِ ﴿13﴾
13)            ای آنانکه ایمان آوردید یاوری نکنید قومی را که غضب کرد خداوند بر-ایشان – بدرستیکه مأیوس شدند از آخرت همچنانکه مأیوس شدند کافران از اهل قبور (زنده شدنشان را )






                                                                     








سوره الصفّ(61)
بخش صف کشیدن
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
بنام خداوند بخشاینده بخشایشگر
          

              سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿1﴾
1)         فعالیت کرد(درقانون هستی) برای خداوند آنچه که  در آسمانها و آنچه که  در زمین است و او شرافتمند داور است
    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ ﴿2﴾
2)         ای آنانکه ایمان آوردید – چرا می گوئید آنچه را که نمی کنید
     كَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ ﴿3﴾
3)         بزرگ شد بیزاری نزد خداوند – اینکه بگوئید آنچه را که نمی کنید  
إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُم بُنيَانٌ مَّرْصُوصٌ ﴿4﴾
4)     همانا خداوند دوست دارد آنان را که نبرد می کنند در جهت (حاکمیت ولایت جمهورمردم بجانشینی از حاکمیت ولایت مطلقه ) او صف کشیدنی  – گویا اینکه ایشان بنیانی سربی اند
وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ لِمَ تُؤْذُونَنِي وَقَد تَّعْلَمُونَ أَنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ فَلَمَّا زَاغُوا أَزَاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ ﴿5﴾
5)     و آنگاه که گفت موسی برای قومش ای قوم من چرا اذیت می کنید مرا (به سئوالات نشدنی ) و بدرستیکه علم دارید همانا من رسول خداوندم بسوی شما – پس وقتی که مایل شدند (به گمراهی ) مایل کرد خداوند قلبهایشان را – و خداوند هدایت نمی کند قوم متمردان را
وَإِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُم مُّصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِن بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جَاءهُم بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا هَذَا سِحْرٌ مُّبِينٌ ﴿6﴾
6)     و آنگاه که گفت عیسی بن مریم ای بنی اسرائیل (ای فرزندان پرستنده خداوند ) همانا من رسول خداوندم بسوی شما-  تصدیق کننده  برای آنچه که میان دو دست ( جلوی ) من است از تورات و بشارت دهنده به رسولی که می آید از بعد من که اسمش احمد است – پس وقتی که آمد ایشان را با شفاف کننده ها – گفتند این جادوئی شفاف است
وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَهُوَ يُدْعَى إِلَى الْإِسْلَامِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ﴿7﴾
7)     و کیست ظالمتر از کسی که بافت بر خداوند دروغ را-  و او دعوت کرده می شود بسوی اسلام – و خداوند هدایت نمی کند قوم ظالمان را
يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ ﴿8﴾
8)     می خواهند تا خاموش کنند نور خداوند را بسبب دهن هایشان – و خداوند تمام کننده است نورش را و اگر که متنفر شدند کافران
هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ ﴿9﴾
9)     اوست آنکه فرستاد رسولش را به هدایت و دین ( قانون ) حق – تا ظاهر کند او را ( به علم و حکمت) بر  دین (قانون )همه اش – و اگر که متنفر شدند مشرکان
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى تِجَارَةٍ تُنجِيكُم مِّنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ ﴿10﴾
10)     ای آنانکه ایمان آوردید – آیا دلالت کنم شما را به تجارتی که نجات می دهد شما را از عذاب دردناک
تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿11﴾
11)   ایمان می آورید به خداوند و رسولش – و جهاد (دفاع) می کنید در جهت (حاکمیت ولایت جمهورمردم بجانشینی از حاکمیت ولایت مطلقه) خداوند - به اموالتان و نفسهایتان – آن(حکم)شما است که بهتر است - برای شما-  چنانچه بودید علم می داشتید
يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَيُدْخِلْكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿12﴾
12)   بیامرزد برای شما بزهکاریهایتان را و داخل کند شما را در بهشت هائی که جاری می شود از زیرش رودها و مسکن های پاکیزه – در بهشت های دائمی – آن است پیروزی عظیم
وَأُخْرَى تُحِبُّونَهَا نَصْرٌ مِّنَ اللَّهِ وَفَتْحٌ قَرِيبٌ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ ﴿13﴾
13)     و دیگری که دوست می دارید او را یاری کردنی از خداوند  و گشایشی نزدیک – و بشارت بده ایمان آورندگان را
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا كُونوا أَنصَارَ اللَّهِ كَمَا قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ لِلْحَوَارِيِّينَ مَنْ أَنصَارِي إِلَى اللَّهِ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ نَحْنُ أَنصَارُ اللَّهِ فَآَمَنَت طَّائِفَةٌ مِّن بَنِي إِسْرَائِيلَ وَكَفَرَت طَّائِفَةٌ فَأَيَّدْنَا الَّذِينَ آَمَنُوا عَلَى عَدُوِّهِمْ فَأَصْبَحُوا ظَاهِرِينَ ﴿14﴾
14)   ای آنانکه ایمان آوردید – بشوید یاران خداوند همچنانکه گفت عیسی بن مریم – برای حواریون (مبادله کنندگان  حق )– کیست یاران من بسوی خداوند – گفتند حواریون ما یاران خداوندیم – پس ایمان آوردند طائفه ای از بنی اسرائیل – و کافر شدند  طائفه ای – پس تأیید کردیم آنان را که ایمان آوردند ( در مقابله ) بر دشمنانشان پس شدند غلبه کنندگان






سوره الجمعه(62)
بخش جمعه
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
بنام خداوند بخشاینده بخشایشگر

       يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ الْمَلِكِ الْقُدُّوسِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ ﴿1﴾
1)   فعالیت می کند (در قانون هستی)برای خداوند آنچه که  در آسمانها و آنچه که در زمین است – فرمانروای مقدس –که شرافتمند داور است
هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِّنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُوا مِن قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ﴿2﴾
2)   اوست آنکه مبعوث کرد  در اُمیها (در پایه اولیه انسانی ) رسولی را از ایشان که تلاوت می کند بر-ایشان آیاتش را – و نمو می دهد ایشان را و تعلیم می دهد ایشان را – کتاب و حکمت – و چنانچه بودند از قبل البته در گمراهی شفاف
وَآخَرِينَ مِنْهُمْ لَمَّا يَلْحَقُوا بِهِمْ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿3﴾
3)     و دیگرانی از ایشان که هنوز ملحق نشده اند به ایشان – و اوست شرافتمند داور
ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاء وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ ﴿4﴾
4)     آن است فضل خداوند می دهد او را به هر کسی که می خواهد و خداوند دارای فضل عظیم است
مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَارًا بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ﴿5﴾
5)   مثل آنانکه حمل کرده شدند تورات را – سپس حمل نکردند او را (در عمل) – مانند مثل خر است که حمل می کند نوشته هایی را – آسیبدار شد مثل قوم – آنانکه تکذیب کردند آیات خداوند را – و خداوند هدایت نمی کند قوم ظالمان را
قُلْ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ هَادُوا إِن زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِيَاء لِلَّهِ مِن دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿6﴾
6)   بگو ای آنانکه یهودی شدید – چنانچه فرض کردید همانا شما یاورانید برای خداوند – از غیر مردم – پس آرزو کنید مرگ را چنانچه بودید راستگویان
وَلَا يَتَمَنَّوْنَهُ أَبَدًا بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ ﴿7﴾
7)     و آرزو نمی کنند او را هیچگاه – بسبب آنچه که تقدیم کرد دستهایشان – و خداوند عالم است به ظالمان
قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِي تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلَاقِيكُمْ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿8﴾
8)   بگو همانا مرگ است آنکه فرار می کنید از او – پس همانا او ملاقات کننده است شما را – سپس رد کرده می شوید بسوی عالم غیب و شهود – پس خبر می دهد شما را بآنچه که بودید عمل می کردید
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نُودِي لِلصَّلَاةِ مِن يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَيْعَ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿9﴾
9)   ای آنانکه ایمان آوردید- آنگاه که ندا کرده شد برای نماز از دوران جمعه – پس سعی کنید بسوی ذکر خداوند و بگذارید معامله را – آن(حکم) شما است - که بهتر است -  برای شما    - چنانچه بودید علم می داشتید
فَإِذَا قُضِيَتِ الصَّلَاةُ فَانتَشِرُوا فِي الْأَرْضِ وَابْتَغُوا مِن فَضْلِ اللَّهِ وَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرًا لَّعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ﴿10﴾
10)            پس آنگاه که فیصله داده شد  نماز – پس منتشر شوید در زمین و بطلبید از فضل خداوند و ذکر کنید خداوند را بسیاری-  شاید شما رستگار شوید
وَإِذَا رَأَوْا تِجَارَةً أَوْ لَهْوًا انفَضُّوا إِلَيْهَا وَتَرَكُوكَ قَائِمًا قُلْ مَا عِندَ اللَّهِ خَيْرٌ مِّنَ اللَّهْوِ وَمِنَ التِّجَارَةِ وَاللَّهُ خَيْرُ الرَّازِقِينَ ﴿11﴾
11) و آنگاه که دیدند تجارتی را یا سرگرمی را – پراکنده شدند بسوی او و ترک کردند ترا (رسول را ) ایستاده – بگو آنچه که  نزد خداوند است بهتر از سرگرمی و از تجارت است – و خداوند بهترین رزق دهندگان است





















                                                                                 
سوره المنافقون (63)
بخش منافقهــــــا
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
بنام خاوند بخشاینده بخشایشگر

       إِذَا جَاءكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ ﴿1﴾
1)   آنگاه که آمدند منافقان – گفتند شهادت می دهیم همانا تو البته رسول خداوندی – و خداوند علم دارد همانا توئی البته رسول او – و خداوند شهادت می دهد همانا منافقان البته دروغگویانند
          اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّهُمْ سَاء مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿2﴾
2)   گرفتند – اختیارهایشان را سپری(برای فریب) – پس جلوگیری کردند از جهت ( حاکمیت ولایت جمهورمردم بجانشینی از حاکمیت ولایت مطلقه ) خداوند – همانا ایشان بد کردند آنچه را که بودند عمل می کردند
ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا فَطُبِعَ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا يَفْقَهُونَ ﴿3﴾
3)     آن است بسببی  که همانا ایشان ایمان آوردند – سپس کافر شدند (مرتد شدند) پس حک شد بر قلبهایشان – پس ایشان نمی فهمند
وَإِذَا رَأَيْتَهُمْ تُعْجِبُكَ أَجْسَامُهُمْ وَإِن يَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ كَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُّسَنَّدَةٌ يَحْسَبُونَ كُلَّ صَيْحَةٍ عَلَيْهِمْ هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ ﴿4﴾
4)   و آنگاه که دیدی ایشان را به تعجب می اندازد تورا جسمهایشان – و چنانچه گفتگو کنند – شنوا می شوی برای گفتارشان – گویا اینکه ایشان چوبهای تکیه داده شده اند – حساب می کنند هر نعره ای بر ( ضد ) ایشان است ایشان دشمنند – پس حذر کنید ایشان را – کُشت ایشان را خداوند – چگونه منحرف کرده می شوند
وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا يَسْتَغْفِرْ لَكُمْ رَسُولُ اللَّهِ لَوَّوْا رُؤُوسَهُمْ وَرَأَيْتَهُمْ يَصُدُّونَ وَهُم مُّسْتَكْبِرُونَ ﴿5﴾
5)   و آنگاه که گفته شد برای ایشان بیائید آمرزش بطلبد برای شما رسول خداوند – چرخانیدند سرهایشان را و دیدی ایشان را جلوگیری می کنند ( از بیان حق ) و ایشان متکبرانند
سَوَاء عَلَيْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَن يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ ﴿6﴾
6)   مساوی است بر-ایشان – آمرزش طلب کردی برای ایشان یا آمرزش طلب نکردی برای ایشان – هرگز نمی آمرزد خداوند برای ایشان – همانا خداوند هدایت نمی کند قوم متمردان را
هُمُ الَّذِينَ يَقُولُونَ لَا تُنفِقُوا عَلَى مَنْ عِندَ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّى يَنفَضُّوا وَلِلَّهِ خَزَائِنُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَا يَفْقَهُونَ ﴿7﴾
7)   ایشانند آنانکه می گویند – انفاق نکنید بر کسی که نزد رسول خداوند است تا پراکنده شوند – و برای خداوند است انبارهای آسمانها و زمین و لکن منافقان نمی فهمند
 يَقُولُونَ لَئِن رَّجَعْنَا إِلَى الْمَدِينَةِ لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَلَكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَا يَعْلَمُونَ ﴿8﴾
8)   می گویند البته چنانچه برگشتیم بسوی مدینه (از دفاع) البته بیرون می کنند  حتماً شریفترها از او – سرافکندترها را - و برای خداوند است شرف و برای رسولش و برای ایمان آورندگان – و لکن منافقان علم ندارند
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُلْهِكُمْ أَمْوَالُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُمْ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ ﴿9﴾
9)   ای آنانکه ایمان آوردید – سرگرم نکند شما را اموالتان و نه اولادتان از ذکر خداوند – و هرکس بکند آن را – پس آنها – ایشانند که بازندگانند
وَأَنفِقُوا مِن مَّا رَزَقْنَاكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ فَيَقُولَ رَبِّ لَوْلَا أَخَّرْتَنِي إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ فَأَصَّدَّقَ وَأَكُن مِّنَ الصَّالِحِينَ ﴿10﴾
10)            و انفاق کنید از آنچه که رزق دادیم شما را از قبل اینکه بیاید یکی ازشما را مرگ – پس بگوید – پروردگار من-  چرا بتأخیر نیانداختی (مرگ ) مرا تا اجلی نزدیک – پس صدقه بدهم و بشوم از اصلاح کنندگان
وَلَن يُؤَخِّرَ اللَّهُ نَفْسًا إِذَا جَاء أَجَلُهَا وَاللَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ ﴿11﴾
11) و هرگز به تأخیر نمی اندازد خداوند – شخصی را – آنگاه که آمد اجلش – و خداوند آگاه است بآنچه که عمل می کنید








                                                                    








        
                                                                   


سوره التغابن(64)
بخش خسارت کردن
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
بنام خداوند بخشاینده بخشایشگر

      يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ لَهُ الْمُلْكُ وَلَهُ الْحَمْدُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿1﴾
1)   فعالیت می کند (در قانون هستی) برای خداوند آنچه که در آسمانها و آنچه که  در زمین است – برای اوست فرمانروائی و برای اوست ستایش – و او بر هر چیزی قادر است
هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ فَمِنكُمْ كَافِرٌ وَمِنكُم مُّؤْمِنٌ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ﴿2﴾
2)     اوست آنکه خلق کرد شما را پس از شماست کافر و از شما ست  مومن – و خداوند بآنچه که عمل می کنید بینشمند است
خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَصَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ ﴿3﴾
3)     خلق کرد آسمانها و زمین را بحق - و شکل داد شما را پس نیکو کرد شکلتان را و بسوی اوست شدن
يَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَيَعْلَمُ مَا تُسِرُّونَ وَمَا تُعْلِنُونَ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ﴿4﴾
4)   علم دارد بآنچه که  در آسمانها و زمین است و علم دارد آنچه را که سرّی می کنید و آنچه را که علنی می کنید – و خداوند عالم است به دارائی سینه ها .
أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَبَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِن قَبْلُ فَذَاقُوا وَبَالَ أَمْرِهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿5﴾
5)     آیا نیامد شما را خبر آنانکه کافر شدند از قبل – پس چشیدند وخامت امرشان را و برای ایشان عذاب دردناک است
ذَلِكَ بِأَنَّهُ كَانَت تَّأْتِيهِمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَقَالُوا أَبَشَرٌ يَهْدُونَنَا فَكَفَرُوا وَتَوَلَّوا وَّاسْتَغْنَى اللَّهُ وَاللَّهُ غَنِيٌّ حَمِيدٌ ﴿6﴾
6)   آن است بسببی که همانا  او  است (هدایت ) – که بود می آمدند ایشان را رسولانشان – با شفاف کننده ها – پس گفتند آیا بشری هدایت می کند ما را – پس کافر شدند و رویگردانیدند ( از حق ) و غنی بود خداوند – و خداوند غنی ستایش شده است
زَعَمَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَن لَّن يُبْعَثُوا قُلْ بَلَى وَرَبِّي لَتُبْعَثُنَّ ثُمَّ لَتُنَبَّؤُنَّ بِمَا عَمِلْتُمْ وَذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ ﴿7﴾
7)   فرض کردند آنانکه کافر شدند اینکه هرگز منبعث کرده نمی شوند بگو – آری – و سوگند به پروردگارم – البته منبعث کرده می شوید حتماً – سپس البته خبر داده می شوید حتماً بآنچه  که عمل کردید – و آن بر خداوند آسان است
فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالنُّورِ الَّذِي أَنزَلْنَا وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ ﴿8﴾
8)     پس ایمان بیاورید به خداوند و رسولش و نور (اصول راهنمای حق ) آنکه نازل کردیم – و خداوند بآنچه که عمل می کنید آگاه است
يَوْمَ يَجْمَعُكُمْ لِيَوْمِ الْجَمْعِ ذَلِكَ يَوْمُ التَّغَابُنِ وَمَن يُؤْمِن بِاللَّهِ وَيَعْمَلْ صَالِحًا يُكَفِّرْ عَنْهُ سَيِّئَاتِهِ وَيُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿9﴾
9)   دورانی که جمع می کند شما را برای دوران جمع شدن – آن است دوران خسارت کردن – وهر کس ایمان بیاورد به خداوند و عمل کند اصلاحی را –بزداید از او بدیهایش را و داخل کند او را در بهشت های که جاری می شود از زیرش رودها – جاویدانند در او همیشگی – آن است پیروزی عظیم
وَالَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ خَالِدِينَ فِيهَا وَبِئْسَ الْمَصِيرُ ﴿10﴾
10)                        و آنانکه کافر شدند و تکذیب کردند آیات ما را – آنها اهل آتشند – جاویدانند در او – و آسیبدار شدن است
مَا أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَمَن يُؤْمِن بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ﴿11﴾
11) اصابت نکرد از مصیبتی مگر با اجازه خداوند ( با اختیاری که خداوند به انسان داده است ) وهر کس ایمان بیآورد به خداوند – هدایت کند  قلبش را – و خداوند به هر چیزی عالم است
وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَإِنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ ﴿12﴾
12) و اطاعت کنید خداوند را و اطاعت کنید رسول را – پس چنانچه رویگردانیدید – پس قطعاً بر رسول ما (فقط) ابلاغ شفاف است
اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ ﴿13﴾
13) خداوند است – که نیست الهی (مطلقی) مگر او – و بر خداوند پس باید توکل کنند ایمان آورندگان
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ وَأَوْلَادِكُمْ عَدُوًّا لَّكُمْ فَاحْذَرُوهُمْ وَإِن تَعْفُوا وَتَصْفَحُوا وَتَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿14﴾
14) ای آنانکه ایمان آوردید – همانا از لنگه هایتان و اولادتان دشمنی است برای شما – پس حذر کنید ایشان را و چنانچه گذشت کنید – و مدارا کنید – و بیامرزید – پس همانا خداوند آمرزنده بخشایشگر است
إِنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلَادُكُمْ فِتْنَةٌ وَاللَّهُ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ ﴿15﴾
15) قطعاً اموالتان و اولادتان گرفتاری است – و خداوند است  که نزد اوست مزد عظیم
فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ وَاسْمَعُوا وَأَطِيعُوا وَأَنفِقُوا خَيْرًا لِّأَنفُسِكُمْ وَمَن يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿16﴾
16) پس تقوا داشته باشید آنچه را که توانستید – و بشنوید و اطاعت کنید و انفاق کنید بهتر است برای نفسهای شما- وهر کس حفظ کند بخل نفسش را – پس آنها – ایشانند – که رستگارانند
إِن تُقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا يُضَاعِفْهُ لَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ شَكُورٌ حَلِيمٌ ﴿17﴾
17) چنانچه قر ض  دهید خداوند را به قر ضی نیکو – مضاعف کند او را برای شما و بیامرزد برای شما – و خداوند شکر کننده بردبار است
عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿18﴾
18) عالم به غیب و شهود است – شرافتمند داور است  







ســـوره الطلاق(65)
بخش طلاق
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
بنام خداوند بخشاینده بخشایشگر
    

       يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاء فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْصُوا الْعِدَّةَ وَاتَّقُوا اللَّهَ رَبَّكُمْ    
      لَاتُخْرِجُوهُنَّ مِن بُيُوتِهِنَّ وَ ولَايَخْرُجْنَ إِلَّا أَن يَأْتِينَ   بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ وَتِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ 
       وَمَن يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ   فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ   لَا تَدْرِي لَعَلَّ اللَّهَ    يُحْدِثُ بَعْدَ ذَلِكَ أَمْرًا ﴿1﴾       
1)   ای پیامبر آنگاه که طلاق دادید زنان را – پس طلاق بدهید ایشان را برای عده شان و آمار گیرد عده را و تقوا داشته باشید خداوند را که پروردگارتان است – بیرون نکنید ایشان را از خانه هایشان- و بیرون نروند مگر اینکه بیاورند زشتی شفافی را – و آن حدود خداوند است وهر کس تجاوز کند حدود خداوند را – پس بدرستیکه ظلم کرد خودش را – نمی دانی شاید خداوند حادث کند بعد از آن امری را
فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ فَارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَأَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِّنكُمْ وَأَقِيمُوا الشَّهَادَةَ لِلَّهِ ذَلِكُمْ يُوعَظُ بِهِ مَن كَانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا ﴿2﴾
2)   پس آنگاه که رسیدند اجلشان ( عده شان به پایان ) پس نگاهدارید ایشانرا (به رجوع ) به شناخت (حق و تکلیف) یا مفارقت کنید ایشان را به شناخت ( حق و تکلیف ) و شاهد گیرید دو عادل از شما را – برپادارید شهادت را  برای خداوند آن است شما را که موعظه کرده می شوید به او – کسی که بود ایمان می آورد به خداوند و دوران آخرت – و هرکس تقوا داشته باشد خداوند را – قرار دهد برای او بیرون آمدنی را (از مشکلات )
وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا ﴿3﴾
3)   و رزق دهد او را از سمتی که حساب نمی کند و هرکس توکل کند بر خداوند پس او کافی است او را – همانا خداوند رساننده است امرش را – بدرستیکه قرار داد خداوند برای هر چیزی قدری(نسبیتی) را
وَاللَّائِي يَئِسْنَ مِنَ الْمَحِيضِ مِن نِّسَائِكُمْ إِنِ ارْتَبْتُمْ فَعِدَّتُهُنَّ ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ وَاللَّائِي لَمْ يَحِضْنَ وَأُوْلَاتُ الْأَحْمَالِ أَجَلُهُنَّ أَن يَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مِنْ أَمْرِهِ يُسْرًا ﴿4﴾
4)   و آنانکه مأیوس شدند از حیض از  زنانتان چنانچه تردید کردید – پس عده ی ایشان سه مدت (ماه واضح) است و آنان که حیض نشدند(عده ندارند) و دارندگان حملها – مدتشان است اینکه فرو نهند حملشان را – و هرکس تقوا داشته باشد خداوند را قرار دهد برای او از امرش آسانی را
    ذَلِكَ أَمْرُ اللَّهِ أَنزَلَهُ إِلَيْكُمْ وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يُكَفِّرْ عَنْهُ سَيِّئَاتِهِ وَيُعْظِمْ لَهُ أَجْرًا ﴿5﴾
5)   آن است امر خداوند – نازل کردش بسوی شما و هرکس تقوا داشته باشد خداوند را –  بزداید از او بدیهایش را و عظیم  کند برای او مزدی را
أَسْكِنُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ سَكَنتُم مِّن وُجْدِكُمْ وَلَا تُضَارُّوهُنَّ لِتُضَيِّقُوا عَلَيْهِنَّ وَإِن كُنَّ أُولَاتِ حَمْلٍ فَأَنفِقُوا عَلَيْهِنَّ حَتَّى يَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ فَإِنْ أَرْضَعْنَ لَكُمْ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَأْتَمِرُوا بَيْنَكُم بِمَعْرُوفٍ وَإِن تَعَاسَرْتُمْ فَسَتُرْضِعُ لَهُ أُخْرَى ﴿6﴾
6)   سکونت دهید ایشان (زنان ) را از سمتی که سکونت کردید از یافتنتان - و ضرر نزنید ایشان را تا تنگ کنید بر ایشان (زندگی را ) و چنانچه بودند دارندگان حمل پس انفاق کنید بر- ایشان تا فرو نهند حملشان را – پس چنانچه شیر دادند برای شما (بچه را ) پس بدهید مزد ایشان را و همکاری کنید میانتان به شناخت (حق و تکلیف ) و چنانچه دشوار شدید – پس بزودی شیر دهد برای او دیگری  (دایه )
لِيُنفِقْ ذُو سَعَةٍ مِّن سَعَتِهِ وَمَن قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ فَلْيُنفِقْ مِمَّا آتَاهُ اللَّهُ لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا مَا آتَاهَا سَيَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ يُسْرًا ﴿7﴾
7)   تا انفاق کند دارای وسعت از وسعتش- و کسی که اندازه کرده شد بر او رزقش – پس باید انفاق کند از آنچه داد او را خداوند – تکلیف نمی کند خداوند شخصی را مگر بآنچه که داده است او را – بزودی قرار می دهد خداوند بعد از دشواری آسانی را
وَكَأَيِّن مِّن قَرْيَةٍ عَتَتْ عَنْ أَمْرِ رَبِّهَا وَرُسُلِهِ فَحَاسَبْنَاهَا حِسَابًا شَدِيدًا وَعَذَّبْنَاهَا عَذَابًا نُّكْرًا ﴿8﴾
8)   و چه بسیار از قریه ای – گستاخی کرد(ساکنانش) از امر پروردگارش و رسولانش – پس حساب کردیم او را حسابی شدید و عذاب کردیم او را عذابی مبهم
فَذَاقَتْ وَبَالَ أَمْرِهَا وَكَانَ عَاقِبَةُ أَمْرِهَا خُسْرًا ﴿9﴾
9)     پس چشید وخامت امرش را و بود عاقبت امرش با ختن  
أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا فَاتَّقُوا اللَّهَ يَا أُوْلِي الْأَلْبَابِ الَّذِينَ آمَنُوا قَدْ أَنزَلَ اللَّهُ إِلَيْكُمْ ذِكْرًا ﴿10﴾
10)            آماده کرد خداوند برای ایشان عذابی شدید – پس تقوا داشته باشید – ای دارندگان خردها – آنان که ایمان آوردند – بدرستیکه نازل کرد خداوند بسوی شما ذکری را
رَّسُولًا يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِ اللَّهِ مُبَيِّنَاتٍ لِّيُخْرِجَ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَمَن يُؤْمِن بِاللَّهِ وَيَعْمَلْ صَالِحًا يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا قَدْ أَحْسَنَ اللَّهُ لَهُ رِزْقًا ﴿11﴾
11) رسولی که تلاوت می کند بر شما آیات خداوند را که شفاف کننده است - تا بیرون آورد آنانرا که ایمان آوردند و عمل کردند اصلاحات را – از ظلمات به سوی نور – و هرکس ایمان بیآورد به خداوند و عمل کند اصلاحی را داخل کند او را در بهشت های که جاری می شود از زیرش رودها – جاویدانند در او همیشگی – بدرستیکه نیکو کرد خداوند برای او رزقی را
اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَمِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ وَأَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحَاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْمًا ﴿12﴾
12)            خداوند است – آنکه خلق کرد هفت آسمان را (هفت طبقه جو را ) و از زمین (هفت لایه ) مثل ایشان را – نازل می کند امر را میانشان تا علم داشته باشید – همانا خداوند بر هر چیزی قادر است - و همانا خداوند بدرستیکه احاطه نمود به هر چیزی علمی را




                                                                              

                                                                سوره التحریم  (66)
                                                                                   
بخش حرام کردن
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
بنام خداوند بخشاینده بخشایشگر

       يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ تَبْتَغِي مَرْضَاتَ أَزْوَاجِكَ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿1﴾
1)   ای پیامبر چرا حرام می کنی آنچه را که حلال کرد خداوند برای تو (مس کردن ماریه قبطی را برای رضایتهمسرانی که  در نکاح بدون تماس بودند  بر خود حرام کرد  )– می طلبی رضایت لنگه هایت را – و خداوند آمرزنده بخشایشگر است
قَدْ فَرَضَ اللَّهُ لَكُمْ تَحِلَّةَ أَيْمَانِكُمْ وَاللَّهُ مَوْلَاكُمْ وَهُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ ﴿2﴾
2)     بدرستیکه واجب کرد خداوند برای شما حلال کردن اختیارهایتان(تصمیمهای  غلط ) را – و خداوند یاور شماست – و او عالم حکیم است
وَإِذْ أَسَرَّ النَّبِيُّ إِلَى بَعْضِ أَزْوَاجِهِ حَدِيثًا فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَأَظْهَرَهُ اللَّهُ عَلَيْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَأَعْرَضَ عَن بَعْضٍ فَلَمَّا نَبَّأَهَا بِهِ قَالَتْ مَنْ أَنبَأَكَ هَذَا قَالَ نَبَّأَنِيَ الْعَلِيمُ الْخَبِيرُ ﴿3﴾
3)   و آنگاه که سرّ گذاشت پیامبر به بعضی از لنگه هایش کلامی را ( به حفضه گفت ماریه را تحریم کرده ام ) – پس وقتی که خبر داد (حفضه به عائشه ) او را (سر را ) ظاهر کرد او را (افشاء شدن سر را ) خداوند بر او (بر پیامبر ) شناساند (پیامبر ) بعضی از او را ( تحریم شدن ماریه را به عائشه ) و اعراض کرد از بعضی – پس وقتی که خبر داد (پیامبر ) به او ( به حفضه) او را ( که چرا سرّ را افشاء کرده ای ) گفت (حفضه) کیست که خبر داد ترا به این (که من سرّ را افشاء کرده ام ) – گفت (پیامبر ) خبر داد مرا (خداوند) عالم آگاه
إِن تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا وَإِن تَظَاهَرَا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَجِبْرِيلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمَلَائِكَةُ بَعْدَ ذَلِكَ ظَهِيرٌ ﴿4﴾
4)   چنانچه توبه کنید (ای حفضه و عائشه ) بسوی خداوند (خداوند توبه پذیر است و چنانچه توبه نکنید ) پس بدرستیکه مایل شد قلبهای شما (در اصرار به رابطه جنسی با پیامبر  که حق شما نیست چون شما در نکاح بدون تماس هستید   ) – و چنانچه پشتیبانی کردید بر (اذیت ) او(پیامبر ) پس همانا خداوند – اوست – که یاور او است و جبرائیل و صالح ایمان آورندگان – و فرشتگان بعد از آن پشتیبانند
عَسَى رَبُّهُ إِن طَلَّقَكُنَّ أَن يُبْدِلَهُ أَزْوَاجًا خَيْرًا مِّنكُنَّ مُسْلِمَاتٍ مُّؤْمِنَاتٍ قَانِتَاتٍ تَائِبَاتٍ عَابِدَاتٍ سَائِحَاتٍ ثَيِّبَاتٍ وَأَبْكَارًا ﴿5﴾
5)   ممکن است پروردگارش چنانچه طلاق دهد شما را (که در نکاح بدون تماس هستید ) – اینکه تبدیل کند برای او - به لنگه های بهتر از شما – مسلمانان – ایمان آورندگان – فرو تنان – توبه کنندگان – پرستش کنندگان – هجرت کنندگان – بیوه و دوشیزه را
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ عَلَيْهَا مَلَائِكَةٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَا يَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ ﴿6﴾
6)   ای آنانکه ایمان آوردید – حفظ کنید خودهایتان را و اهلتان را از آتشی که سوختش مردم و سنگهاست – بر اوست فرشتگانی خشن شدید – که سرپیچی نمی کنند خداوند را – آنچه را که امر کرد ایشان را – می کنند آنچه را که امر کرده می شوند
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ كَفَرُوا لَا تَعْتَذِرُوا الْيَوْمَ إِنَّمَا تُجْزَوْنَ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿7﴾
7)     ای آنانکه کافر شدید معذرت خواهی نکنید – ایندوران قطعاً جزا داده می شوید بآنچه که بودید عمل می کردید
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَّصُوحًا عَسَى رَبُّكُمْ أَن يُكَفِّرَ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَيُدْخِلَكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ يَوْمَ لَا يُخْزِي اللَّهُ النَّبِيَّ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ يَسْعَى بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَبِأَيْمَانِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا وَاغْفِرْ لَنَا إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿8﴾
8)   ای آنانکه ایمان آوردید – توبه کنید بسوی خداوند توبه کردنی نصوح (خالص) – ممکن است پروردگارتان اینکه بزداید از شما بدیهایتان را و داخل کند شما را در بهشت های که جاری می شود از زیرش رودها – دورانی که خوار نمی کند خداوند پیامبر را و آنان را که ایمان آوردند با او – نورشان سعی می کند میان دو دستشان (جلویشان ) و به اختیارهایشان است  - می گویند پروردگار ما-  تمام کن برای ما نور ما را و بیامرز برای ما – همانا تو بر هر چیزی قادری
يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ جَاهِدِ الْكُفَّارَ وَالْمُنَافِقِينَ وَاغْلُظْ عَلَيْهِمْ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ ﴿9﴾
9)     ای پیامبر جهاد کن ( در دفاع از حق ) با کافران(منکران حق و حقوق انسان ) و منافقان و درشتی کن بر- ایشان – و جایگاهشان جهنم است – و آسیبدار شدنی است
ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِّلَّذِينَ كَفَرُوا اِمْرَأَةَ نُوحٍ وَاِمْرَأَةَ لُوطٍ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَيْنِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ يُغْنِيَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّهِ شَيْئًا وَقِيلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ ﴿10﴾
10)            زد خداوند مثلی را برای آنانکه کافر شدند – زن نوح و زن لوط را – بودند زیر (نکاح) دو پرستنده از پرستندگان ما - که هر دو صالحند – پس خیانت کردند آندو را ( با کفار همکاری کردند ) پس کفایت نکردند (نوح و لوط ) از آندو (زنان ) از خداوند چیزی را – و گفته شد داخل شوید هر دو در آتش با داخل شوندگان
وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِّلَّذِينَ آمَنُوا اِمْرَأَةَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِي عِندَكَ بَيْتًا فِي الْجَنَّةِ وَنَجِّنِي مِن فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ﴿11﴾
11) و زد خداوند مثلی را – برای آنانکه ایمان آوردند – زن فرعون – آنگاه که گفت پروردگار من - بنا کن برای من نزدت خانه ای را در بهشت-  و نجات بده مرا از فرعون و عملش – و نجات بده مرا از قوم ظالمان  (سلطه گران)
وَمَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرَانَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيهِ مِن رُّوحِنَا وَصَدَّقَتْ بِكَلِمَاتِ رَبِّهَا وَكُتُبِهِ وَكَانَتْ مِنَ الْقَانِتِينَ ﴿12﴾
12)            و مریم دختر عمران – آنکه سنگر گرفت فرجش را – پس دمیدیم در او(در کروموزمهای مذکر تا بیدار و فعال شوند ) از روحمان (قانون هستی را ) و تصدیق کرد کلمات پروردگارش  را و کتابهایش را و بود از فروتنان






                                                               


سوره الملک (67)
بخش فرمانروائی
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
بنام خداوند بخشاینده بخشایشگر

       تَبَارَكَ الَّذِي بِيَدِهِ الْمُلْكُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿1﴾
1)     برکت داد (خداوند)– آنکه بدست  اوست فرمانروائی – و او بر هر چیزی قادر است
الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَهُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ ﴿2﴾
2)     آنکه خلق کرد مرگ و زندگی را تا بیازماید شما را – کدامتان نیکوترید در عمل – و او شرافتمند آمرزنده است
الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا مَّا تَرَى فِي خَلْقِ الرَّحْمَنِ مِن تَفَاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَى مِن فُطُورٍ ﴿3﴾
3)   آنکه خلق کرد هفت آسمان را به طبقات (جو کره زمین که آسمان زمین است هفت طبقه است) نمی بینی در خلق (خداوند ) بخشاینده از تفاوتی – پس برگردان بینش را – آیا می بینی از هویتی (ناقص)
ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ يَنقَلِبْ إِلَيْكَ الْبَصَرُ خَاسِأً وَهُوَ حَسِيرٌ ﴿4﴾
4)     سپس برگردان بینش  را دوباره – منقلب شود بسوی تو بینش فرسوده – و او فرو مانده است
وَلَقَدْ زَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَجَعَلْنَاهَا رُجُومًا لِّلشَّيَاطِينِ وَأَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابَ السَّعِيرِ ﴿5﴾
5)   و البته بدرستیکه زینت دادیم آسمان نزدیک را به روشنائی  دهند گانی – و قرار دادیم او را (آسمان را ) پرتاب کنندگان برای شیطانها (هر چیزی که موجودی را بخواهد از هویتش خارج کند نسبت به آن شیطان است) و آماده کردیم برای ایشان (شیطانها) عذاب شعله وری را
وَلِلَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ ﴿6﴾
6)     و برای آنانکه کافر شدند به پروردگارشان عذاب جهنم است و آسیبدار شدنی است
إِذَا أُلْقُوا فِيهَا سَمِعُوا لَهَا شَهِيقًا وَهِيَ تَفُورُ ﴿7﴾
7)     آنگاه که انداخته شدند در او ( در جهنم ) شنیدند برای او غرشی و او فوران می کند
تَكَادُ تَمَيَّزُ مِنَ الْغَيْظِ كُلَّمَا أُلْقِيَ فِيهَا فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ ﴿8﴾
8)   نزدیک می شود که جدا شود (به ترکد ) از خشونت – هر گاه انداخته شد در او فوجی سئوال کرد ایشان را – انباردارش آیا نیامد شما را اخطار کننده ای
قَالُوا بَلَى قَدْ جَاءنَا نَذِيرٌ فَكَذَّبْنَا وَقُلْنَا مَا نَزَّلَ اللَّهُ مِن شَيْءٍ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا فِي ضَلَالٍ كَبِيرٍ ﴿9﴾
9)   گفتند – آری – بدرستیکه آمد ما را اخطار کننده ای پس تکذیب کردیم و گفتیم نازل نکردخداوند از چیزی – نیستید شما مگر در گمراهی بزرگ
وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ ﴿10﴾
10) و گفتند اگر بودیم که می شنیدیم یا تعقل می کردیم – نبودیم در اهل شعله
فَاعْتَرَفُوا بِذَنبِهِمْ فَسُحْقًا لِّأَصْحَابِ السَّعِيرِ ﴿11﴾
11) پس اعتراف کردند به بزهکاریشان – پس کوفته شدنی است برای اهل شعله
إِنَّ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِالْغَيْبِ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ كَبِيرٌ ﴿12﴾
12) همانا آنانکه می هراسند پروردگارشان را به غیب - برای ایشان است آمرزشی و مزدی بزرگ
وَأَسِرُّوا قَوْلَكُمْ أَوِ اجْهَرُوا بِهِ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ﴿13﴾
13) و سرّی کنید گفتارتان را یا آشکارکنید او را – همانا او (خداوند ) عالم به دارائی سینه هاست
أَلَا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ ﴿14﴾
14) آیا علم ندارد کسی که خلق کرد – و او ملایمت کننده آگاه است
هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ ذَلُولًا فَامْشُوا فِي مَنَاكِبِهَا وَكُلُوا مِن رِّزْقِهِ وَإِلَيْهِ النُّشُورُ ﴿15﴾
15) اوست آنکه قرار داد برای شما زمین  را سر افکنده – پس راه بروید در کولهایش و بخورید از رزق او – و بسوی اوست منتشر شدن ( از قبرها )
أَأَمِنتُم مَّن فِي السَّمَاء أَن يَخْسِفَ بِكُمُ الأَرْضَ فَإِذَا هِيَ تَمُورُ ﴿16﴾
16) آیا ایمن شدید از کسی که در آسمان است ( به خیال باطل شما ) اینکه فرو برد شما را در زمین – پس آنگاه اوست که می خزد
أَمْ أَمِنتُم مَّن فِي السَّمَاء أَن يُرْسِلَ عَلَيْكُمْ حَاصِبًا فَسَتَعْلَمُونَ كَيْفَ نَذِيرِ ﴿17﴾
17) یا ایمن شدید از کسی که در آسمان است (به خیال باطل شما ) اینکه بفرستد بر شما ریگ افشانی را – پس بزودی علم می یابید – چطور است اخطار کردن من
وَلَقَدْ كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَكَيْفَ كَانَ نَكِيرِ ﴿18﴾
18) و البته بدرستیکه تکذیب کردند آنانکه از قبل ایشانند-  پس چطور بود منکر شدن من
أَوَلَمْ يَرَوْا إِلَى الطَّيْرِ فَوْقَهُمْ صَافَّاتٍ وَيَقْبِضْنَ مَا يُمْسِكُهُنَّ إِلَّا الرَّحْمَنُ إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ بَصِيرٌ ﴿19﴾
19) آیا و نگاه نکردند بسوی پرنده فوقشان – که صاف کنندگانند (بالها رامی گشایند  ) و چنگ می زنند (جمع می کنند بالها را ) – نگاهداری نمی کند ایشان را مگر (خداوند ) بخشاینده – همانا او به هر چیزی بینشمند است
أَمَّنْ هَذَا الَّذِي هُوَ جُندٌ لَّكُمْ يَنصُرُكُم مِّن دُونِ الرَّحْمَنِ إِنِ الْكَافِرُونَ إِلَّا فِي غُرُورٍ ﴿20﴾
20) یا کیست این – آنکه اوست  لشگری برای شما – یاری می کند شما را از غیر (خداوند ) بخشاینده – نیستند کافران مگر در فریب
أَمَّنْ هَذَا الَّذِي يَرْزُقُكُمْ إِنْ أَمْسَكَ رِزْقَهُ بَل لَّجُّوا فِي عُتُوٍّ وَنُفُورٍ ﴿21﴾
21) یا کیست این – آنکه رزق می دهد شما را-  چنانچه امساک کرد (خداوند ) رزقش را – بلکه لجاجت کردند در گستاخی و رمیدن ( از حق )
أَفَمَن يَمْشِي مُكِبًّا عَلَى وَجْهِهِ أَهْدَى أَمَّن يَمْشِي سَوِيًّا عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿22﴾
22) یا پس کسی که راه می رود دَمَرو شده بر رویش (بر زمین ) هدایت یافته تر است یا کسی که راه می رود پرداخته شده بر مسیر مستقیم
قُلْ هُوَ الَّذِي أَنشَأَكُمْ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ قَلِيلًا مَّا تَشْكُرُونَ ﴿23﴾
23) بگو اوست (خداوند)– آنکه پدید آورد شما را و قرار داد برای شما شنوائی و بینشهایی  و ترجیح دهنده (عقل) را – اندک است  آنچه که شکر می کنید
قُلْ هُوَ الَّذِي ذَرَأَكُمْ فِي الْأَرْضِ وَإِلَيْهِ تُحْشَرُونَ ﴿24﴾
24) بگو اوست آنکه تناسل داد شما را در زمین و به سوی او محشور می شوید
وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿25﴾
25) و می گویند کی است این وعده چنانچه بودید راستگویان
قُلْ إِنَّمَا الْعِلْمُ عِندَ اللَّهِ وَإِنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُّبِينٌ ﴿26﴾
26) بگو قطعاً علم (قیامت ) نزد خداوند است- و قطعاً منم اخطار کننده شفاف
فَلَمَّا رَأَوْهُ زُلْفَةً سِيئَتْ وُجُوهُ الَّذِينَ كَفَرُوا وَقِيلَ هَذَا الَّذِي كُنتُم بِهِ تَدَّعُونَ ﴿27﴾
27) پس وقتی که دیدند او را نزدیک است – بد شد رویهای آنانکه کافر شدند و گفته شد – این است آنکه بودید بسببی او را دعوت می کردید
قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَهْلَكَنِيَ اللَّهُ وَمَن مَّعِيَ أَوْ رَحِمَنَا فَمَن يُجِيرُ الْكَافِرِينَ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ ﴿28﴾
28) بگو ایا دیدید – چنانچه هلاک کرد مرا خداوند و کسانی  که با منند - یا رحم کرد ما را – پس کیست که پناه می دهد کافران را از عذاب دردناک
قُلْ هُوَ الرَّحْمَنُ آمَنَّا بِهِ وَعَلَيْهِ تَوَكَّلْنَا فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ هُوَ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ﴿29﴾
29) بگو او (خداوند ) بخشاینده است – ایمان آوردیم به او و بر او توکل کردیم – پس بزودی علم می یابید – کیست او که در گمراهی شفاف است
قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ مَاؤُكُمْ غَوْرًا فَمَن يَأْتِيكُم بِمَاء مَّعِينٍ ﴿30﴾
30) بگو آیا دیدید چنانچه شد آب شما فرو رفته ( در زمین ) پس کیست که می دهد شما را آب چشمه ای


                                                                


ســـوره القلـــم (68)
بخش قلـــم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
بنام خداوند بخشاینده بخشایشگر


      ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ ﴿1﴾
1)     ن - قسم به قلم و آنچه که می نویسند
مَا أَنتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ ﴿2﴾
2)     نیستی تو به نعمت پروردگارت بسببی دیوانه
وَإِنَّ لَكَ لَأَجْرًا غَيْرَ مَمْنُونٍ ﴿3﴾
3)     و همانا برای توست – البته مزدی بدون منت
وَإِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ ﴿4﴾
4)     و همانا توئی  البته بر اخلاق بزرگی
فَسَتُبْصِرُ وَيُبْصِرُونَ ﴿5﴾
5)     پس بزودی بینش می یابی و بینش می یابند
بِأَييِّكُمُ الْمَفْتُونُ ﴿6﴾
6)     بسببی کدامتان گرفتار (دیوانگی ) است
إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ ﴿7﴾
7)   همانا پروردگارت اوست که عالمتر است به کسی که گم شد از جهت (حاکمیت ولایت جمهورمردم بجانشینی از حاکمیت ولایت مطلقه ) او-  و او عالمتر است  به هدایت یافتگان
فَلَا تُطِعِ الْمُكَذِّبِينَ ﴿8﴾
8)     پس اطاعت نکن دروغگویان را
وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ ﴿9﴾
9)     و علاقه داشتند اگر که چاپلوسی کنی – پس چاپلوسی می کنند
وَلَا تُطِعْ كُلَّ حَلَّافٍ مَّهِينٍ ﴿10﴾
10)                        و اطاعت نکن هر سوگند یاد کننده پست را
هَمَّازٍ مَّشَّاء بِنَمِيمٍ ﴿11﴾
11) عیب گیرنده رونده به چوغلی کردن را
مَنَّاعٍ لِّلْخَيْرِ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ ﴿12﴾
12)                        منع کننده برای خیر تجاوز کننده (به حقوق دیگران ) گناهکار  است
13)                         
عُتُلٍّ بَعْدَ ذَلِكَ زَنِيمٍ ﴿13﴾
14)                        هول دهنده ای(بباطل) که بعد آن کلکی است
أَن كَانَ ذَا مَالٍ وَبَنِينَ ﴿14﴾
15)                        اینکه بود دارای مال و فرزندان
إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ آيَاتُنَا قَالَ أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ ﴿15﴾
16)                        آنگاه که تلاوت کرده می شود بر او آیات ما – گفت افسانه های پیشینیان است
سَنَسِمُهُ عَلَى الْخُرْطُومِ ﴿16﴾
17)                        بزودی علامت می زنیم او را بر خرطوم ( بر بینی )
إِنَّا بَلَوْنَاهُمْ كَمَا بَلَوْنَا أَصْحَابَ الْجَنَّةِ إِذْ أَقْسَمُوا لَيَصْرِمُنَّهَا مُصْبِحِينَ ﴿17﴾
18)    همانا ما آزمودیم ایشان را همچنانکه آزمودیم اهل بوستان را – آنگاه که قسم یاد کردند – البته قطع می کنیم ( می چینیم ) حتماً او را ( میوه های بوستان را ) صبح کنان
وَلَا يَسْتَثْنُونَ ﴿18﴾
19)       و ثناء گوئی نمی کنند ( خداوند را با گفتن اِن شاءَالله )
فَطَافَ عَلَيْهَا طَائِفٌ مِّن رَّبِّكَ وَهُمْ نَائِمُونَ ﴿19﴾
20)       پس دور زد بر او (بر باغ) دور زننده ای از پروردگارت و ایشان خفتگانند
فَأَصْبَحَتْ كَالصَّرِيمِ ﴿20﴾
21)       پس شد (بوستان ) مانند قطع شدگان ( از میوه )
فَتَنَادَوا مُصْبِحِينَ ﴿21﴾
22)       پس ندا دادند صبح کنان
أَنِ اغْدُوا عَلَى حَرْثِكُمْ إِن كُنتُمْ صَارِمِينَ ﴿22﴾
23)       اینکه بامداد بروید بر محاصلتان  – چنانچه بودید قطع کنندگان (محصولات )
فَانطَلَقُوا وَهُمْ يَتَخَافَتُونَ ﴿23﴾
24)       پس رها شدند (بسوی بوستان ) ایشان آهسته گفتگو میکنند
أَن لَّا يَدْخُلَنَّهَا الْيَوْمَ عَلَيْكُم مِّسْكِينٌ ﴿24﴾
25)       اینکه داخل نشود حتماً ایندوران  بر شما درمانده ای
وَغَدَوْا عَلَى حَرْدٍ قَادِرِينَ ﴿25﴾
26)       و بامداد رفتند ( بسوی بوستان ) بر (حالت) عصبی که قادراند (منع کنند از دادن میوه به درمانده ای)
فَلَمَّا رَأَوْهَا قَالُوا إِنَّا لَضَالُّونَ ﴿26﴾
27)       پس وقتی که دیدند او را (بوستان را ) گفتند همانا ما البته گمشدگانیم
بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ ﴿27﴾
28)       بلکه ما محروم شدگانیم
قَالَ أَوْسَطُهُمْ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ لَوْلَا تُسَبِّحُونَ ﴿28﴾
29)       گفت میانترینشان ( در عقل) آیا نگفتم برای شما – چرافعالیت (بستایش خداوند) نمی کنید
قَالُوا سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ ﴿29﴾
30)       گفتند فعال (مطلق) است پروردگار ما – همانا ما بودیم ظالمان
فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَلَاوَمُونَ ﴿30﴾
31)       پس رو کردند بعضیشان بر بعضی که ملامت می کنند ( همدیگر را )
قَالُوا يَا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا طَاغِينَ ﴿31﴾
32)       گفتند ای وای بر ما -همانا ما بودیم سرکشی کنندگان
عَسَى رَبُّنَا أَن يُبْدِلَنَا خَيْرًا مِّنْهَا إِنَّا إِلَى رَبِّنَا رَاغِبُونَ ﴿32﴾
33)       ممکن است پروردگار ما اینکه تبدیل کند برای ما بهتر از او را – همانا ما بسوی پروردگارمان رغبت  کنندگانیم
كَذَلِكَ الْعَذَابُ وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ ﴿33﴾
34)       بدینسان است – عذاب – و البته عذاب آخرت بزرگتر است اگر بودند که تعقل می کردند
إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتِ النَّعِيمِ ﴿34﴾
35)       همانا متقین را نزد پروردگارشان بهشتهای آسودگی است
أَفَنَجْعَلُ الْمُسْلِمِينَ كَالْمُجْرِمِينَ ﴿35﴾
36)       آیا پس قرار می دهیم مسلمین را مانند مجرمین
مَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ ﴿36﴾
37)       چیست برای شما – چطور حکم می کنید
أَمْ لَكُمْ كِتَابٌ فِيهِ تَدْرُسُونَ ﴿37﴾
38)       یا برای شماست کتابی که در او مطالعه می کنید
إِنَّ لَكُمْ فِيهِ لَمَا يَتَخَيَّرُونَ ﴿38﴾
39)       همانا برای شماست در او البته آنچه را که اختیار می کنید
أَمْ لَكُمْ أَيْمَانٌ عَلَيْنَا بَالِغَةٌ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ إِنَّ لَكُمْ لَمَا تَحْكُمُونَ ﴿39﴾
        یا برای شماست اختیار ی بر ما – که  رساننده است  تا دوران قیامت – همانا برای شماست البته آنچه را که

          حکم می کنید

سَلْهُم أَيُّهُم بِذَلِكَ زَعِيمٌ ﴿40﴾
40)       سئوال کن – کدامشان است به آن فرض کننده
أَمْ لَهُمْ شُرَكَاء فَلْيَأْتُوا بِشُرَكَائِهِمْ إِن كَانُوا صَادِقِينَ ﴿41﴾
41)       یا برای ایشان است شریکانی – پس بیاورند شریکانشان را- چنانچه بودند راستگویان
يَوْمَ يُكْشَفُ عَن سَاقٍ وَيُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ ﴿42﴾
42)       دورانی که کشف کرده می شود روند (امور) و دعوت کرده می شوند بسوی سجده ها پس نمی توانند
خَاشِعَةً أَبْصَارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ وَقَدْ كَانُوا يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ وَهُمْ سَالِمُونَ ﴿43﴾
43)    فرو افتاده است بینشهایشان – رنج می دهد ایشان را سرافکندگی – و بدرستیکه بودند که دعوت کرده می شدند بسوی سجده ها ( در دنیا) و ایشان سالمانند
فَذَرْنِي وَمَن يُكَذِّبُ بِهَذَا الْحَدِيثِ سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ ﴿44﴾
44)       پس بگذار مرا  و کسی که   تکذیب می کند به این کلام (قرآن ) را پس بزودی به تدریج می بریم ایشان
 را ( به هلاکت ) از سمتی که علم ندارند
وَأُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ ﴿45﴾
45)       و دیکته می کنم برای ایشان – همانا نقشه من قرس است
أَمْ تَسْأَلُهُمْ أَجْرًا فَهُم مِّن مَّغْرَمٍ مُّثْقَلُونَ ﴿46﴾
46)       یا سئوال می کنی از ایشان مزدی – پس ایشان از  تاوان دادنی سنگین شده گانند
أَمْ عِندَهُمُ الْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُونَ ﴿47﴾
47)       یا نزد ایشان است  ( علم) غیب- پس ایشان می نویسند
فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَا تَكُن كَصَاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نَادَى وَهُوَ مَكْظُومٌ ﴿48﴾
48)       پس صبر کن برای حکم پروردگارت و نشو مانند صاحب نهنگ آنگاه که ندا کرد ( خداوند را ) و او  غمگین است
لَوْلَا أَن تَدَارَكَهُ نِعْمَةٌ مِّن رَّبِّهِ لَنُبِذَ بِالْعَرَاء وَهُوَ مَذْمُومٌ ﴿49﴾
49)       اگر نبود – اینکه درک کرد او را نعمتی از پروردگارش – – البته کناری زده می شد لخت و او مکفول شده بود
فَاجْتَبَاهُ رَبُّهُ فَجَعَلَهُ مِنَ الصَّالِحِينَ ﴿50﴾
50)       پس جلب کرد او را پروردگارش – پس قرار داد او را از اصلاح کنندگان
وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ ﴿51﴾
51)    و چنانچه نزدیک می شوند – آنانکه کافر شدند البته بلغزانند ترا به بینش ها یشان – وقتی که شنیدند ذکر را – و می گویند همانا او البته دیوانه است
وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ ﴿52﴾
52)       و نیست او (قرآن ) مگر ذکری برای جهانیان




                                                      

سوره الحاقه (69)
بخش ثابت کنند
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
بنام خداوند بخشاینده بخشایشگر

        الْحَاقَّةُ ﴿1﴾
1)     ثابت کننده
  مَا الْحَاقَّةُ ﴿2﴾
2)     چیست ثابت کننده
 وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْحَاقَّةُ ﴿3﴾
3)     و چه دانا کرد ترا چیست ثابت کننده
كَذَّبَتْ ثَمُودُ وَعَادٌ بِالْقَارِعَةِ ﴿4﴾
4)     تکذیب کرد ثمود و عاد بسببی کوبنده را
فَأَمَّا ثَمُودُ فَأُهْلِكُوا بِالطَّاغِيَةِ ﴿5﴾
5)     پس اما ثمود پس هلاک شدند بسبب سرکشی کننده
وَأَمَّا عَادٌ فَأُهْلِكُوا بِرِيحٍ صَرْصَرٍ عَاتِيَةٍ ﴿6﴾
6)     و اما عاد پس هلاک شدند بسبب باد پرصدای گستاخ
سَخَّرَهَا عَلَيْهِمْ سَبْعَ لَيَالٍ وَثَمَانِيَةَ أَيَّامٍ حُسُومًا فَتَرَى الْقَوْمَ فِيهَا صَرْعَى كَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ خَاوِيَةٍ ﴿7﴾
7)   مسخّر کرد او را بر- ایشان هفت شب و هشت دوران-  بُرنده ای -  پس می بینی قوم (عاد را) در او غش کردنی -  گویا اینکه  ایشان پیر خرمای فرو ریخته اند
فَهَلْ تَرَى لَهُم مِّن بَاقِيَةٍ ﴿8﴾
8)     پس آیا می بینی برای ایشان از باقی مانده ای
وَجَاء فِرْعَوْنُ وَمَن قَبْلَهُ وَالْمُؤْتَفِكَاتُ بِالْخَاطِئَةِ ﴿9﴾
9)     و آمد فرعون را و از قبل او- و  منحرفان    بسبب خطاء
فَعَصَوْا رَسُولَ رَبِّهِمْ فَأَخَذَهُمْ أَخْذَةً رَّابِيَةً ﴿10﴾
10) پس سرپیچی کردند رسول پروردگارشان را – پس گرفت ایشان را گرفتنی بالا رونده (در شدت عذاب)
إِنَّا لَمَّا طَغَى الْمَاء حَمَلْنَاكُمْ فِي الْجَارِيَةِ ﴿11﴾
11) همانا ما ز ما نی که سرکشی کرد آب – حمل کردیم شما را در جاری شونده (کشتی )
لِنَجْعَلَهَا لَكُمْ تَذْكِرَةً وَتَعِيَهَا أُذُنٌ وَاعِيَةٌ ﴿12﴾
12) تا قرار بدهیم او را برای شما تذکری وذخیره می کند او را گوش ذخیره کننده
فَإِذَا نُفِخَ فِي الصُّورِ نَفْخَةٌ وَاحِدَةٌ ﴿13﴾
13)       پس آنگاه که دمیده شد در شکلها  دمیدنی یگانه
14)       وَحُمِلَتِ الْأَرْضُ وَالْجِبَالُ فَدُكَّتَا دَكَّةً وَاحِدَةً ﴿14﴾
15)       و حمل کرده شد زمین و کوهها پس پودر شدند – پودر شدنی یگانه
16)       فَيَوْمَئِذٍ وَقَعَتِ الْوَاقِعَةُ ﴿15﴾
17)       پس  ایندورانگاه است که واقع شد واقع شونده
وَانشَقَّتِ السَّمَاء فَهِيَ يَوْمَئِذٍ وَاهِيَةٌ ﴿16﴾
18)       و پاره شد آسمان - پس او ایندورانگاه پوکیده است
وَالْمَلَكُ عَلَى أَرْجَائِهَا وَيَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّكَ فَوْقَهُمْ يَوْمَئِذٍ ثَمَانِيَةٌ ﴿17﴾
19)    و فرشتگان براطراف اویند (اطراف آسمان ) و حمل می کند  عرش پروردگارت را ( زمین را که حیات بر روی آن است) فوقشان ایندورانگاه هشت ( فرشته)
يَوْمَئِذٍ تُعْرَضُونَ لَا تَخْفَى مِنكُمْ خَافِيَةٌ ﴿18﴾
20)       ایندورانگاه  است که عرضه کرده می شوید – پنهان نمی ماند از شما پنهانی .
فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ فَيَقُولُ هَاؤُمُ اقْرَؤُوا كِتَابِيهْ ﴿19﴾
21)       پس اما کسی که داده شد کتابش بدست راستش پس می گوید بگیرید – قرائت کنید کتاب مرا
إِنِّي ظَنَنتُ أَنِّي مُلَاقٍ حِسَابِيهْ ﴿20﴾
22)       همانا من گمان کردم همانا من دریافت کننده ام حسابم را
فَهُوَ فِي عِيشَةٍ رَّاضِيَةٍ ﴿21﴾
23)       پس او در زندگانی راضی است
فِي جَنَّةٍ عَالِيَةٍ ﴿22﴾
24)       در بهشت عالی است
قُطُوفُهَا دَانِيَةٌ ﴿23﴾
25)       چیدنیهایش نزدیک است
كُلُوا وَاشْرَبُوا هَنِيئًا بِمَا أَسْلَفْتُمْ فِي الْأَيَّامِ الْخَالِيَةِ ﴿24﴾
26)       بخورید و بنوشید گوارا – بسبب آنچه که  تقدیم کردید در دوران گذشته
  وَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِشِمَالِهِ فَيَقُولُ يَا لَيْتَنِي لَمْ أُوتَ كِتَابِيهْ ﴿25﴾
27)       و اما کسی که داده شد کتابش بدست چپش پس می گوید – ای کاش مرا – داده نشده بود کتابم
 وَلَمْ أَدْرِ مَا حِسَابِيهْ ﴿26﴾
28)       و نمی دانستم چیست حسابم
يَا لَيْتَهَا كَانَتِ الْقَاضِيَةَ ﴿27﴾
   27)ای کاش او(مرگ) بود فیصله دهنده
مَا أَغْنَى عَنِّي مَالِيهْ ﴿28﴾
   28)کفایت نکرد از من مالم
هَلَكَ عَنِّي سُلْطَانِيهْ ﴿29﴾
29)هلاک شد از من قاطعیتم
خُذُوهُ فَغُلُّوهُ ﴿30﴾
29)       بگیرید او را و بند کنید او را
ثُمَّ الْجَحِيمَ صَلُّوهُ ﴿31﴾
30)       سپس در دوزخ ملزم کنید او را
ثُمَّ فِي سِلْسِلَةٍ ذَرْعُهَا سَبْعُونَ ذِرَاعًا فَاسْلُكُوهُ ﴿32﴾
31)       سپس در زنجیری که ذرع (مقیاس) او هفتاد ذرع است پس داخل کنیدش ( ببندید)
إِنَّهُ كَانَ لَا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ الْعَظِيمِ ﴿33﴾
32)       همانا او بود که ایمان نمی آورد به خداوند عظیم
وَلَا يَحُضُّ عَلَى طَعَامِ الْمِسْكِينِ ﴿34﴾
33)       و ترغیب نمی کرد بر طعام دادن درمانده ای
فَلَيْسَ لَهُ الْيَوْمَ هَاهُنَا حَمِيمٌ ﴿35﴾
34)       پس نیست برای او ایندوران اینجا حمایت کننده ای
وَلَا طَعَامٌ إِلَّا مِنْ غِسْلِينٍ ﴿36﴾
35)       پس نیست طعامی مگر از چرکین
لَا يَأْكُلُهُ إِلَّا الْخَاطِؤُونَ ﴿37﴾
36)       نمی خورد او را مگر خطاکاران
فَلَا أُقْسِمُ بِمَا تُبْصِرُونَ ﴿38﴾
37)       پس قسم یاد نمی کنم بآنچه بینائی می یابید ( به  مخلوقات)
وَمَا لَا تُبْصِرُونَ ﴿39﴾
38)       و بآنچه بینش نمی یابید ( ذات الهی )
إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ ﴿40﴾
39)       همانا او البته گفتار رسول گرامی است
وَمَا هُوَ بِقَوْلِ شَاعِرٍ قَلِيلًا مَا تُؤْمِنُونَ ﴿41﴾
40)       و نیست او گفتار شاعری – اندک است آنچه که  ایمان می آورید
وَلَا بِقَوْلِ كَاهِنٍ قَلِيلًا مَا تَذَكَّرُونَ ﴿42﴾
41)       و نیست گفتار پیش گوئی – اندک است آنچه که متذکر می شوید
تَنزِيلٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَمِينَ ﴿43﴾
42)       نازل کردنی از پروردگار جهانیان است
وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِيلِ ﴿44﴾
43)       و اگر گفتاربافی می کرد بر ما بعضی از گفتارها را
لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ ﴿45﴾
44)       البته می گرفتیم از او بسببی (دست )  راست
ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِينَ ﴿46﴾
45)       سپس البته قطع می کردیم از او  رگ (گردن را )
فَمَا مِنكُم مِّنْ أَحَدٍ عَنْهُ حَاجِزِينَ ﴿47﴾
46)       پس نیست از شما از فردی از او منع کنندگان
وَإِنَّهُ لَتَذْكِرَةٌ لِّلْمُتَّقِينَ ﴿48﴾
47)       و همانا او (قرآن ) است البته تذکری برای متقین
وَإِنَّا لَنَعْلَمُ أَنَّ مِنكُم مُّكَذِّبِينَ ﴿49﴾
48)       و همانا ما البته علم داریم همانا از شماست تکذیب کنندگان
وَإِنَّهُ لَحَسْرَةٌ عَلَى الْكَافِرِينَ ﴿50﴾
49)       و همانا او (قرآن ) البته دریغی است  بر کافران
وَإِنَّهُ لَحَقُّ الْيَقِينِ ﴿51﴾
50)       و همانا او (قرآن) البته حق یقین است .
فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ ﴿52﴾
51)       پس فعالیت کن(به پرستش ) به نام پروردگارت که عظیم است


                                                              


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر