۱۳۹۰ مرداد ۲۶, چهارشنبه

از ســـوره الغافر(40) تاالزخرف (43)


ســـوره الغافر(40)
بخش آمرزنده
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
بنام خداوند بخشاینده بخشایشگـــر
   

        حم ﴿1﴾
1)     معنی حروف مقطعه در آخر  آمده است
تَنزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ ﴿2﴾
2)     نازل کردن کتاب از خداوند شرافتمند عالم است
غَافِرِ الذَّنبِ وَقَابِلِ التَّوْبِ شَدِيدِ الْعِقَابِ ذِي الطَّوْلِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ ﴿3﴾
3)   آمرزنده بزهکاری – قبول کننده توبه – شدید عقوبت کننده است دارای امکان دادن (نعمت) است – نیست الهی (مطلقی) مگر او – بسوی اوست شدن
مَا يُجَادِلُ فِي آيَاتِ اللَّهِ إِلَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَلَا يَغْرُرْكَ تَقَلُّبُهُمْ فِي الْبِلَادِ ﴿4﴾
4)     مجادله نمی کنند در آیات خداوند مگر آنانکه کافر شدند –پس فریب ندهد ترا تقلبشان در منطقه ها
كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَالْأَحْزَابُ مِن بَعْدِهِمْ وَهَمَّتْ كُلُّ أُمَّةٍ بِرَسُولِهِمْ لِيَأْخُذُوهُ وَجَادَلُوا بِالْبَاطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ فَأَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كَانَ عِقَابِ ﴿5﴾
5)   تکذیب کردند قبل از ایشان قوم نوح و حزبهائی از بعد ایشان و قصد کردند هر امتی (پایگاهی=نسلی ) به رسولانشان – تا بگیرند او را و مجادله کردند بسبب باطل – تا زایل کنند بسبب او حق را پس گرفتیم ایشان را – پس چطور بود عقوبت کردن من
وَكَذَلِكَ حَقَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّهُمْ أَصْحَابُ النَّارِ ﴿6﴾
6)     و بدینسان محقق شد کلمه پروردگارت بر آنانکه کافر شدند و همانا ایشان اهل آتشند
الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَيُؤْمِنُونَ بِهِ وَيَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَّحْمَةً وَعِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ ﴿7﴾
7)   آنانکه حمل می کنند عرش را (کره زمین را که حیات در اوست ) و کسانیکه اطراف اویند – فعالیت می کنند به ستایش پروردگارشان و ایمان می آورند به او و آمرزش می طلبند بر آنانکه ایمان آوردند – پروردگار ما وسعت داد ی هر چیزی را به رحمتی و علمی – پس بیامرز برای آنانکه توبه کردند و پیروی کردند جهت  (حاکمیت ولایت جمهورمردم بجانشینی از حاکمیت ولایت مطلقه)ترا – و حفظ کن ایشان را از عذاب دوزخ    
 
رَبَّنَا وَأَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدتَّهُم وَمَن صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ إِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿8﴾
8)   پروردگار ما – و داخل کن ایشان را در بهشت های دائمی – آنکه وعده دادی ایشان را و هرکسی که اصلاح کرد از اجدادشان و لنگه هایشان و نسلهایشان همانا تو – توئی – شرافتمند حکیم
وَقِهِمُ السَّيِّئَاتِ وَمَن تَقِ السَّيِّئَاتِ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمْتَهُ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿9﴾
9)   و حفظ کن ایشان را از بدیها – وهر کس را حفظ کنی از بدیها –ایندورانگاه (قیامت ) پس بدرستیکه رحم کردی او را – و آن اوست که پیروزی عظیم است
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يُنَادَوْنَ لَمَقْتُ اللَّهِ أَكْبَرُ مِن مَّقْتِكُمْ أَنفُسَكُمْ إِذْ تُدْعَوْنَ إِلَى الْإِيمَانِ فَتَكْفُرُونَ ﴿10﴾
10)            همانا آنانکه کافر شدند ندا کرده می شوند که البته بیزاری خداوند بزرگتر است از بیزاری شما – خودهایتان را – آنگاه که  دعوت کرده می شوید بسوی ایمان – پس کافر می شوید
قَالُوا رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَأَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنَا بِذُنُوبِنَا فَهَلْ إِلَى خُرُوجٍ مِّن سَبِيلٍ ﴿11﴾
11) گفتند پروردگار ما میراندی ما را دوبار – و زنده کردی ما را دوبار – پس اعتراف کردیم به بزهکاریمان – پس آیا بسوی خروج از (جهنم ) جهتی است
ذَلِكُم بِأَنَّهُ إِذَا دُعِيَ اللَّهُ وَحْدَهُ كَفَرْتُمْ وَإِن يُشْرَكْ بِهِ تُؤْمِنُوا فَالْحُكْمُ لِلَّهِ الْعَلِيِّ الْكَبِيرِ ﴿12﴾
12)            آن است شما را بسببی که همانا اوست  (نتیجه) آنگاه که دعوت کرده شد خداوند به وحدتش – کافر شدید و چنانچه شرک وزریده شود به او ایمان می آورید – پس حکم برای خداوند است که متعالی بزرگ است
هُوَ الَّذِي يُرِيكُمْ آيَاتِهِ وَيُنَزِّلُ لَكُم مِّنَ السَّمَاء رِزْقًا وَمَا يَتَذَكَّرُ إِلَّا مَن يُنِيبُ ﴿13﴾
13) اوست (خداوند)– آنکه نشان می دهد به شما آیاتش را و نازل می کند برای شما از آسمان رزقی را – و متذکر نمی شود مگر کسی که جانشین می کند ( حق را به جای باطل)
فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ ﴿14﴾
14) پس دعوت کنید خداوند را خالص کنندگان برای او دین ( قانون حق )را و اگر که متنفر شدند کافران
رَفِيعُ الدَّرَجَاتِ ذُو الْعَرْشِ يُلْقِي الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ لِيُنذِرَ يَوْمَ التَّلَاقِ ﴿15﴾
15)  (خداوند )رفیع درجات  که  صاحب عرش است – می اندازد روح (اصول دین ) را از امرش بر کسی که می خواهد از پرستندگانش تا اخطار کند دوران ملاقات (قیامت)را
يَوْمَ هُم بَارِزُونَ لَا يَخْفَى عَلَى اللَّهِ مِنْهُمْ شَيْءٌ لِّمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ ﴿16﴾
16) دورانی که ایشان ظاهرانند – پنهان نمی شود بر خداوند از ایشان چیزی – برای کیست فرمانروائی این دوران- برای خداوند واحد قهار است
الْيَوْمَ تُجْزَى كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ لَا ظُلْمَ الْيَوْمَ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ ﴿17﴾
17) این دوران جزا داده می شود هر شخصی بآنچه که  کسب کرد نیست ظلمی ایندوران – همانا خداوند سریع حسابگر است
وَأَنذِرْهُمْ يَوْمَ الْآزِفَةِ إِذِ الْقُلُوبُ لَدَى الْحَنَاجِرِ كَاظِمِينَ مَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ حَمِيمٍ وَلَا شَفِيعٍ يُطَاعُ ﴿18﴾
18) و اخطار کن ایشان را به دوران نزدیک – آنگاه که قلبها را نزد حنجره ها حبس کنندگانند – نیست برای ظالمان از حمایت  کننده و شفاعت کننده ای که داوطلب کرده شود
يَعْلَمُ خَائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَمَا تُخْفِي الصُّدُورُ ﴿19﴾
19) علم دارد به خیانت چشمها – و آنچه  که پنهان می کند سینه ها-
وَاللَّهُ يَقْضِي بِالْحَقِّ وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِهِ لَا يَقْضُونَ بِشَيْءٍ إِنَّ اللَّهَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ ﴿20﴾
20) و خداوند فیصله می دهد به حق- و آنانکه دعوت می کنند از غیر او را  – فیصله نمی دهند به چیزی – همانا خداوند اوست –  که شنوای بینشمند ا ست
أَوَ لَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ كَانُوا مِن قَبْلِهِمْ كَانُوا هُمْ أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَآثَارًا فِي الْأَرْضِ فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ وَمَا كَانَ لَهُم مِّنَ اللَّهِ مِن وَاقٍ ﴿21﴾
21) آیا و سیر نکردند در زمین – پس بنگرند – چطور بود عاقبت آنانکه بودند از قبل ایشان – بودند ایشان شدیدتر از ایشان به نیرو و اثرها در زمین – پس گرفت ایشان را خداوند به بزهکاریشان – و نبود برای ایشان از خداوند از حفظ کننده ای
ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانَت تَّأْتِيهِمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَكَفَرُوا فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ إِنَّهُ قَوِيٌّ شَدِيدُ الْعِقَابِ ﴿22﴾
22) آن است بسببی که همانا ایشان را بود  که می آمد ایشان را   رسولانشان با شفاف کننده ها – پس کافر شدند پس گرفت ایشان را خداوند – همانا او نیرومند شدید عقوبت کننده است
وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا وَسُلْطَانٍ مُّبِينٍ ﴿23﴾
23) و البته بدرستیکه فرستادیم موسی را بسبب آیاتمان و سلطان (دلیل قاطع) شفافی
إِلَى فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَقَارُونَ فَقَالُوا سَاحِرٌ كَذَّابٌ ﴿24﴾
24) بسوی فرعون و هامان و قارون – پس گفتند جادوگری دروغگو است
فَلَمَّا جَاءهُم بِالْحَقِّ مِنْ عِندِنَا قَالُوا اقْتُلُوا أَبْنَاء الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ وَاسْتَحْيُوا نِسَاءهُمْ وَمَا كَيْدُ الْكَافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلَالٍ ﴿25﴾
25) پس وقتی که آورد ایشان را حق از نزد ما - گفتند – بکشید فرزندان آنانرا که ایمان آوردند با او - و زنده گذارید زنانشان را – و نیست نقشه کافران مگر در گمراهی
وَقَالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونِي أَقْتُلْ مُوسَى وَلْيَدْعُ رَبَّهُ إِنِّي أَخَافُ أَن يُبَدِّلَ دِينَكُمْ أَوْ أَن يُظْهِرَ فِي الْأَرْضِ الْفَسَادَ ﴿26﴾
26) و گفت فرعون بگذارید  مرا که بکشم موسی را و باید دعوت کند پروردگارش را – همانا من می ترسم اینکه تبدیل کند دین (قانون) شما را – یا اینکه ظاهر کند در زمین فساد را
وَقَالَ مُوسَى إِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَرَبِّكُم مِّن كُلِّ مُتَكَبِّرٍ لَّا يُؤْمِنُ بِيَوْمِ الْحِسَابِ ﴿27﴾
27) و گفت موسی همانا من پناه بردم به پروردگارم و پروردگارتان از هر تکبر کننده که ایمان نمی آورد به دوران حساب
وَقَالَ رَجُلٌ مُّؤْمِنٌ مِّنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ إِيمَانَهُ أَتَقْتُلُونَ رَجُلًا أَن يَقُولَ رَبِّيَ اللَّهُ وَقَدْ جَاءكُم بِالْبَيِّنَاتِ مِن رَّبِّكُمْ وَإِن يَكُ كَاذِبًا فَعَلَيْهِ كَذِبُهُ وَإِن يَكُ صَادِقًا يُصِبْكُم بَعْضُ الَّذِي يَعِدُكُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ كَذَّابٌ ﴿28﴾
28) و گفت انسان ایمان آورنده ای – از آل فرعون که کتمان می کند ایمانش را – آیا می کشید انسانی را – اینکه می گوید پروردگار من خداوند است – و بدرستیکه آورد شما را شفاف کننده ها – از پروردگارتان – و چنانچه بشود دروغگوئی پس بر اوست دروغش – و چنانچه بشود راستگوئی اصابت می کند بعضی از آنکه وعده می دهد شما را – همانا خداوند هدایت نمی کند – کسی را که اوست اسراف کننده دروغگو
يَا قَوْمِ لَكُمُ الْمُلْكُ الْيَوْمَ ظَاهِرِينَ فِي الْأَرْضِ فَمَن يَنصُرُنَا مِن بَأْسِ اللَّهِ إِنْ جَاءنَا قَالَ فِرْعَوْنُ مَا أُرِيكُمْ إِلَّا مَا أَرَى وَمَا أَهْدِيكُمْ إِلَّا سَبِيلَ الرَّشَادِ ﴿29﴾
29) ای قوم من برای شماست فرمانروائی این دوران ظهور کنندگانید در زمین – پس کیست که یاری می کند ما را از آسیب خداوند – چنانچه آمد ما را – گفت فرعون نشان نمی دهم شما را مگر آنچه را که می بینم و هدایت نمی کنم شما را مگر به جهت رشد
وَقَالَ الَّذِي آمَنَ يَا قَوْمِ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُم مِّثْلَ يَوْمِ الْأَحْزَابِ ﴿30﴾
30) و گفت آنکه ایمان آورد – ای قوم من همانا من می ترسم برشما مانند دوران حزبهای (گذشتگان )
          مِثْلَ دَأْبِ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَالَّذِينَ مِن بَعْدِهِمْ وَمَا اللَّهُ يُرِيدُ ظُلْمًا لِّلْعِبَادِ ﴿31﴾
31) مانند عادت قوم نوح و عاد و ثمود و آنانکه از بعد ایشانند – و نیست خداوند که بخواهد ظلمی برای پرستندگان
وَيَا قَوْمِ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ يَوْمَ التَّنَادِ ﴿32﴾
32) و ای قوم من همانا من می ترسم بر شما دوران ندا کردن  (همدیگر را )
يَوْمَ تُوَلُّونَ مُدْبِرِينَ مَا لَكُم مِّنَ اللَّهِ مِنْ عَاصِمٍ وَمَن يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ ﴿33﴾
33) دورانی که برگردانیده می شوید پشت کنندگان – نیست برای شما از خداوند از مصون دارنده ای – وهر کس را گمراه کند خداوند پس نیست برای او از هدایت کننده ای
وَلَقَدْ جَاءكُمْ يُوسُفُ مِن قَبْلُ بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا زِلْتُمْ فِي شَكٍّ مِّمَّا جَاءكُم بِهِ حَتَّى إِذَا هَلَكَ قُلْتُمْ لَن يَبْعَثَ اللَّهُ مِن بَعْدِهِ رَسُولًا كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ مُّرْتَابٌ ﴿34﴾
34) و البته بدرستیکه آورد شما را یوسف از قبل شفاف کننده ها - پس هنوزدر شکید از آنچه  که آورد شما را او – تا آنگاه که هلاک شد – گفتید هرگز مبعوث نمی کند  خداوند از بعد او رسولی را – بدینسان گمراه می کند خداوند – کسی را که او اسراف کننده  تردید کننده است
الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ كَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ وَعِندَ الَّذِينَ آمَنُوا كَذَلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلَى كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ ﴿35﴾
35) آنانکه مجادله می کنند در آیات خداوند بدون سلطان ( دلیل قاطعی ) که آمد ایشان را – بزرگ شد بیزاری نزد خداوند و نزد آنانکه ایمان آوردند – بدینسان حکّ می کند خداوند بر هر قلب متکبر مستبد
وَقَالَ فِرْعَوْنُ يَا هَامَانُ ابْنِ لِي صَرْحًا لَّعَلِّي أَبْلُغُ الْأَسْبَابَ ﴿36﴾
36) و گفت فرعون ای هامان بنا کن برای من کوشکی شاید که من برسم با وسیله ها ( به خدا )
أَسْبَابَ السَّمَاوَاتِ فَأَطَّلِعَ إِلَى إِلَهِ مُوسَى وَإِنِّي لَأَظُنُّهُ كَاذِبًا وَكَذَلِكَ زُيِّنَ لِفِرْعَوْنَ سُوءُ عَمَلِهِ وَصُدَّ عَنِ السَّبِيلِ وَمَا كَيْدُ فِرْعَوْنَ إِلَّا فِي تَبَابٍ ﴿37﴾
37) وسیله های آسمانها پس اطلاع یابم به اله موسی(همه مشرکین خدا رامحدود ودرآسمان تصور میکنند  )  و همانا من البته گمان می کنم حتماً او دروغگوست-  و بدینسان زینت داده شد برای فرعون بدی عملش و جلوگیری  کرده شد ازجهت (حق) و نیست نقشه فرعون مگر در زیان کردن
وَقَالَ الَّذِي آمَنَ يَا قَوْمِ اتَّبِعُونِ أَهْدِكُمْ سَبِيلَ الرَّشَادِ ﴿38﴾
38) و گفت آنکه ایمان آورد - ای قوم من پیروی کنید مرا هدایت کنم شما را به جهت رشد
يَا قَوْمِ إِنَّمَا هَذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا مَتَاعٌ وَإِنَّ الْآخِرَةَ هِيَ دَارُ الْقَرَارِ ﴿39﴾
39) ای قوم من قطعاً این زندگانی دنیا بهره ای (اندک ) است وهمانا آخرت اوست که سرای استقرار است
مَنْ عَمِلَ سَيِّئَةً فَلَا يُجْزَى إِلَّا مِثْلَهَا وَمَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُوْلَئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ يُرْزَقُونَ فِيهَا بِغَيْرِ حِسَابٍ ﴿40﴾
40)    کسی که عمل کرد بدی را پس جزا داده نمی شود مگر مثل او را - و   کسی که عمل کرد اصلاحی را از مذکر یا مونث و او مومن است پس آنها داخل می شوند در بهشت رزق داده می شوند در او بدون حساب
وَيَا قَوْمِ مَا لِي أَدْعُوكُمْ إِلَى النَّجَاةِ وَتَدْعُونَنِي إِلَى النَّارِ ﴿41﴾
41) و ای قوم من چیست برای من که دعوت می کنم شما را بسوی نجات و دعوت می کنید مرا بسوی آتش
تَدْعُونَنِي لِأَكْفُرَ بِاللَّهِ وَأُشْرِكَ بِهِ مَا لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ وَأَنَا أَدْعُوكُمْ إِلَى الْعَزِيزِ الْغَفَّارِ ﴿42﴾
42) دعوت می کنید مرا تا کافر شوم  به خداوند و شریک کنم به او – آنچه را که نیست برای من به او علمی – و من دعوت می کنم شما را بسوی شرافتمند آمرزنده
لَا جَرَمَ أَنَّمَا تَدْعُونَنِي إِلَيْهِ لَيْسَ لَهُ دَعْوَةٌ فِي الدُّنْيَا وَلَا فِي الْآخِرَةِ وَأَنَّ مَرَدَّنَا إِلَى اللَّهِ وَأَنَّ الْمُسْرِفِينَ هُمْ أَصْحَابُ النَّارِ ﴿43﴾
43) ناگزیر -  قطعاً دعوت می کنید مرا بسوی او که نیست برای او دعوتی در دنیا و نه در آخرت – و همانا برگشت ما بسوی خداوند است – و همانا اسراف کنندگان – ایشانند که اهل آتش اند
فَسَتَذْكُرُونَ مَا أَقُولُ لَكُمْ وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ ﴿44﴾
44) پس بزودی متذکر می شوید آنچه را که می گویم برای شما و تفویض می کنم کارم را به خداوند – همانا خداوند بینشمند است به پرستندگانش
فَوَقَاهُ اللَّهُ سَيِّئَاتِ مَا مَكَرُوا وَحَاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذَابِ ﴿45﴾
45) پس حفظ کرد او را خداوند از بدی آنچه که حیله کردند و فرا گرفت به ال فرعون بد عذابی
النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا غُدُوًّا وَعَشِيًّا وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذَابِ ﴿46﴾
46) آتش است  که عرضه کرده می شوند (فرعونیان ) بر او بامداد و تارگاه (شب ) – و دورانی که بر پا می شود لحظه (قیامت ) – داخل کنید آل فرعون را به شدیدترین عذاب
وَإِذْ يَتَحَاجُّونَ فِي النَّارِ فَيَقُولُ الضُّعَفَاء لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا كُنَّا لَكُمْ تَبَعًا فَهَلْ أَنتُم مُّغْنُونَ عَنَّا نَصِيبًا مِّنَ النَّارِ ﴿47﴾
47) و آنگاه که استدلال می کنند در آتش – پس می گویند ضعیفان برای آنانکه تکبر کردند – همانا ما بودیم برای شما پیروانی – پس آیا شما کفایت کنندگانید از ما سهمی را از آتش
قَالَ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا كُلٌّ فِيهَا إِنَّ اللَّهَ قَدْ حَكَمَ بَيْنَ الْعِبَادِ ﴿48﴾
48) گفتند آنانکه تکبر کردند - همانا ما همه در اوئیم (در جهنم) – همانا خداوند بدرستیکه حکم کرد میان پرستندگانش-
وَقَالَ الَّذِينَ فِي النَّارِ لِخَزَنَةِ جَهَنَّمَ ادْعُوا رَبَّكُمْ يُخَفِّفْ عَنَّا يَوْمًا مِّنَ الْعَذَابِ ﴿49﴾
49) و گفتند آنانکه در آتشند برای انباردار جهنم – دعوت کنید پروردگارتان را سبک کند از ما دورانی را از عذاب
قَالُوا أَوَلَمْ تَكُ تَأْتِيكُمْ رُسُلُكُم بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا بَلَى قَالُوا فَادْعُوا وَمَا دُعَاء الْكَافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلَالٍ ﴿50﴾
50) گفتند (فرشتگان ) آیا و نبود که می آمد شما را رسولانتان با شفاف کننده ها – گفتند آری – گفتند پس دعوت کنید (خدا یتان را) و نیست دعوت کافران مگر در گمراهی
إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهَادُ ﴿51﴾
51) همانا ما البته یاری می کنیم رسولانمان را – و آنانکه ایمان آوردند در زندگانی دنیا و دورانی که بر پا می شوند شاهدان
يَوْمَ لَا يَنفَعُ الظَّالِمِينَ مَعْذِرَتُهُمْ وَلَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ ﴿52﴾
52) دورانی که سود نمی دهد ظالمان را عذرشان- و برای ایشان است لعنت و برای ایشان بد سرائی است
وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْهُدَى وَأَوْرَثْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ الْكِتَابَ ﴿53﴾
53) و البته بدرستیکه دادیم موسی را هدایت و به میراث دادیم به  بنی اسرائیل (فرزندان پرستنده خداوند ) کتاب را
هُدًى وَذِكْرَى لِأُولِي الْأَلْبَابِ ﴿54﴾
54) هدایتی و ذکری برای دارندگان خردها است
فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنبِكَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ بِالْعَشِيِّ وَالْإِبْكَارِ ﴿55﴾
55) پس صبر کن همانا وعده خداوند حق است - و آمرزش بطلب برای بزهکاریت و فعالیت کن به ستایش پروردگارت به تارگاه (شب ) و سحرگاهان
إِنَّ الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ إِن فِي صُدُورِهِمْ إِلَّا كِبْرٌ مَّا هُم بِبَالِغِيهِ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ ﴿56﴾
56) همانا آنانکه مجادله می کنند در آیات خداوند بدون سلطان  (دلیل قاطعی ) که آمد ایشان را – نیست در سینه های ایشان مگر تکبر که نیستند ایشان رسیدگان به او – پس پناه ببر به خداوند – همانا اوست – که     اوشنوای بینشمند است   
لَخَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ أَكْبَرُ مِنْ خَلْقِ النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ ﴿57﴾
57) البته خلق کردن آسمانها و زمین بزرگتر است از خلق کردن مردم – و لکن اکثر مردم علم ندارند
وَمَا يَسْتَوِي الْأَعْمَى وَالْبَصِيرُ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَلَا الْمُسِيءُ قَلِيلًا مَّا تَتَذَكَّرُونَ ﴿58﴾
58) و مساوی نیست کور و بینشمند  – و آنانکه ایمان آوردند و عمل کردند اصلاحات را و نه بد کننده – اندک است آنچه  که متذکر می شوید
إِنَّ السَّاعَةَ لَآتِيَةٌ لَّا رَيْبَ فِيهَا وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿59﴾
59) همانا لحظه (قیامت) البته آینده است – نیست شکی در او – و لکن اکثر مردم ایمان نمی آورند
وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ ﴿60﴾
60) و گفت پروردگارتان – دعوت کنید مرا اجابت کنم شما را -همانا آنانکه تکبر می کنند از پرستش من – بزودی داخل می شوند در جهنم فرومایگان
اللَّهُ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ وَالنَّهَارَ مُبْصِرًا إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَشْكُرُونَ ﴿61﴾
61) خداوند است آنکه قرار داد برای شما شب را تا آرامش یابید در او – و روز را بینائی دهنده – همانا خداوند البته دارای فضل است بر مردم – و لیکن اکثر مردم شکـــر نمی کنند
ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ لَّا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ ﴿62﴾
62) آن است شما را خداوند – پروردگار شما که خالق همه چیزست-  نیست الهی (مطلقی ) مگر او – پس چگونه منحرف می شوید
كَذَلِكَ يُؤْفَكُ الَّذِينَ كَانُوا بِآيَاتِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ ﴿63﴾
63) بدینسان منحرف کرده می شوند آنانکه بودند بسببی آیات خداوند را رد می کردند
اللَّهُ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ قَرَارًا وَالسَّمَاء بِنَاء وَصَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ وَرَزَقَكُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ فَتَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ ﴿64﴾
64) خداوند است آنکه قرار داد برای شما  زمین را قرار گاهی و آسمان را بنائی و شکل داد شما را – پس نیکو کرد شکل شما را - و رزق داد شما را از پاکیزه ها – آن است شما را خداوند – پروردگار شماست – پس برکت داد خداوند – پروردگار جهانیان
هُوَ الْحَيُّ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿65﴾
65) اوست زنده – که نیست الهی (مطلقی) مگر او پس دعوت کنید او را خالص کنندگان برای او دین ( قانون حق)را – ستایش برای خداوند پروردگار جهانیان است
قُلْ إِنِّي نُهِيتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لَمَّا جَاءنِيَ الْبَيِّنَاتُ مِن رَّبِّي وَأُمِرْتُ أَنْ أُسْلِمَ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿66﴾
66) بگو همانا من نهی کرده شدم اینکه بپرستم آنان را که دعوت می کنید از غیر خداوند را- وقتی که آمد مرا شفاف کننده ها از پروردگارم – و امر کرده شدم اینکه مسلمان کرده شوم برای پروردگار جهانیان
هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ يُخْرِجُكُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ ثُمَّ لِتَكُونُوا شُيُوخًا وَمِنكُم مَّن يُتَوَفَّى مِن قَبْلُ وَلِتَبْلُغُوا أَجَلًا مُّسَمًّى وَلَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ﴿67﴾
67) اوست آنکه خلق کرد شما را از خاک – سپس از نطفه – سپس از آویخته ( در رحم مادر) – سپس بیرون می آورد شما را کودکی – سپس تا برسید  به شدّتتان ( در قدرت) سپس تا بشوید پیرانی – و از شماست کسی که تمام کرده می شود (عمرش ) از قبل – و تا برسید به اجلی نامبرده شده – و شاید شما تعقل کنید
هُوَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ فَإِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ ﴿68﴾
68) اوست آنکه زنده می کند و می میراند – پس آنگاه که فیصله داد امری را – پس قطعاً می گوید برای او بشو پس می شود
أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ أَنَّى يُصْرَفُونَ ﴿69﴾
69) آیا ننگریستی به سوی آنانکه مجادله می کنند در آیات خداوند چگونه منصرف کرده می شوند
الَّذِينَ كَذَّبُوا بِالْكِتَابِ وَبِمَا أَرْسَلْنَا بِهِ رُسُلَنَا فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ ﴿70﴾
70) آنانکه تکذیب کردند کتاب را و بسبب آنچه که فرستادیم به او رسولانمان را – پس بزودی علم می یابند
إذِ الْأَغْلَالُ فِي أَعْنَاقِهِمْ وَالسَّلَاسِلُ يُسْحَبُونَ ﴿71﴾
71) آنگاه که بندهاست در گردنهایشان و به زنجیرها کشیده می شوند
فِي الْحَمِيمِ ثُمَّ فِي النَّارِ يُسْجَرُونَ ﴿72﴾
72) در گرمی است – سپس در آتش گداخته می شوند
ثُمَّ قِيلَ لَهُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ تُشْرِكُونَ ﴿73﴾
73) سپس گفته شد برای ایشان کجاست آنچه  که بودید شریک می کردید
مِن دُونِ اللَّهِ قَالُوا ضَلُّوا عَنَّا بَل لَّمْ نَكُن نَّدْعُو مِن قَبْلُ شَيْئًا كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ الْكَافِرِينَ ﴿74﴾
74) از غیر - خداوند را – و گفتند گم شدند از ما بلکه نبودیم که دعوت می کردیم از قبل چیزی را – بدینسان گمراه می کند خداوند کافران را
ذَلِكُم بِمَا كُنتُمْ تَفْرَحُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَبِمَا كُنتُمْ تَمْرَحُونَ ﴿75﴾
75) آن است شما را – بسبب آنچه که بودید شادی می کردید در زمین بدون حق – و بسبب آنچه  که بودید می نازیدید
أُدْخُلُوا أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا فَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ ﴿76﴾
76) داخل شوید از درب های جهنم که جاویدانید در او – پس آسیبدار است اقا متگاه تکبر کنندگان را
فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَإِمَّا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِلَيْنَا يُرْجَعُونَ ﴿77﴾
77) پس صبر کن – همانا وعده خداوند حق است – پس چنانکه نشان می دهیم حتماً به تو برخی از آنکه وعده می دهیم ایشان را یا تمام می کنیم حتماً (عمر ) ترا پس بسوی ما مراجعت کرده می شوند
       وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلًا مِّن قَبْلِكَ مِنْهُم مَّن قَصَصْنَا عَلَيْكَ وَمِنْهُم مَّن لَّمْ نَقْصُصْ عَلَيْكَ وَمَا
       كَانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ فَإِذَا جَاء أَمْرُ اللَّهِ قُضِيَ بِالْحَقِّ وَخَسِرَ
        هُنَالِكَ الْمُبْطِلُونَ ﴿78﴾
78) و البته بدرستیکه فرستادیم رسولانی را از قبل تو – از ایشان است کسی که حکایت کردیم بر تو – از ایشان است کسی که حکایت نکردیم بر تو – و نبود برای رسولی اینکه بیاورد آیه ای را مگر با اجازه خداوند – پس آنگاه که آمد امر خداوند فیصله داده شد بحق- و باختند  آنجا باطلها
اللَّهُ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَنْعَامَ لِتَرْكَبُوا مِنْهَا وَمِنْهَا تَأْكُلُونَ ﴿79﴾
79) خداوند است آنکه قرار داد برای شما انعام (نعمت ها حیوانی ) را تا سوار شوید از او – و از او می خورید
وَلَكُمْ فِيهَا مَنَافِعُ وَلِتَبْلُغُوا عَلَيْهَا حَاجَةً فِي صُدُورِكُمْ وَعَلَيْهَا وَعَلَى الْفُلْكِ تُحْمَلُونَ ﴿80﴾
80) و برای شما در او سودهای است  و تا برسید بر (استفاده ) او به حاجتی  که در سینه هایتان است – و بر او و بر کشتی حمل کرده می شوید
وَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ فَأَيَّ آيَاتِ اللَّهِ تُنكِرُونَ ﴿81﴾
81) و نشان می دهد به شما آیاتش را – پس کدام آیات خداوند را مبهم می کنید
أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ كَانُوا أَكْثَرَ مِنْهُمْ وَأَشَدَّ قُوَّةً وَآثَارًا فِي الْأَرْضِ فَمَا أَغْنَى عَنْهُم مَّا كَانُوا يَكْسِبُونَ ﴿82﴾
82) آیا پس سیر نکردند در زمین – پس بنگرند چطور بود عاقبت آنانکه از قبل ایشانند – بودند بیشتر از ایشان و شدیدتر به نیرو و اثرها  در زمین – پس کفایت نکرد از ایشان آنچه را که  بودند کسب می کردند
فَلَمَّا جَاءتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَرِحُوا بِمَا عِندَهُم مِّنَ الْعِلْمِ وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُون ﴿83﴾
83) پس وقتی که آمد ایشان را رسولانشان با شفاف کننده ها- پس شاد شدند بآنچه  که نزد ایشان است از علم- و فرا گرفت به ایشان آنچه که  بودند به او استهزاء می کردند
فَلَمَّا رَأَوْا بَأْسَنَا قَالُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَحْدَهُ وَكَفَرْنَا بِمَا كُنَّا بِهِ مُشْرِكِينَ ﴿84﴾
84) پس وقتی که دیدند آسیب  ما را – گفتند ایمان آوردیم خداوند را به وحدانیتش -وکافر شدیم بآنچه بودیم به او شریک کنندگان
فَلَمْ يَكُ يَنفَعُهُمْ إِيمَانُهُمْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنَا سُنَّتَ اللَّهِ الَّتِي قَدْ خَلَتْ فِي عِبَادِهِ وَخَسِرَ هُنَالِكَ الْكَافِرُونَ ﴿85﴾
85) پس نبود سود دهد ایشان را ایمانشان – وقتی که دیدند آسیب ما را – سنت (رسم  ) خداوند است آنکه بدرستیکه گذشت در پرستندگانش – و باختند آنجا کافران





                                                   
ســـوره فصلت(41)
بخش شرح داده شد
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
بنام خداوند بخشاینده بخشایشگر
 

       حم ﴿1﴾
1)     معنی حروف مقطعه در آخر  آمده است
تَنزِيلٌ مِّنَ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ﴿2﴾
2)     نازل کردنی است از بخشاینده بخشایشگر
كِتَابٌ فُصِّلَتْ آيَاتُهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لِّقَوْمٍ يَعْلَمُونَ ﴿3﴾
3)     کتابی که تفصیل داده شد آیاتش – قرآنی عربی (مدنی ) برای قومی که علم دارند
بَشِيرًا وَنَذِيرًا فَأَعْرَضَ أَكْثَرُهُمْ فَهُمْ لَا يَسْمَعُونَ ﴿4﴾
4)     مژده دهنده و اخطار کننده – پس اعراض کردند اکثرشان پس ایشان نمی شنوند
وَقَالُوا قُلُوبُنَا فِي أَكِنَّةٍ مِّمَّا تَدْعُونَا إِلَيْهِ وَفِي آذَانِنَا وَقْرٌ وَمِن بَيْنِنَا وَبَيْنِكَ حِجَابٌ فَاعْمَلْ إِنَّنَا عَامِلُونَ ﴿5﴾
5)   و گفتند دلهای ما در پرده است از آنچه که دعوت می کنی ما  را بسوی او در گوشهای ما سنگینی است و از میان ما و میان تو مانعی است – پس عمل کن همانا مائیم عمل کنندگان
قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَاسْتَغْفِرُوهُ وَوَيْلٌ لِّلْمُشْرِكِينَ ﴿6﴾
6)   بگو قطعاً من بشری مثل شمایم – وحی کرده می شود بسوی من – قطعاً اله (مطلق ) شما الهی (مطلقی ) واحد است پس مستقیم  باشید بسوی او آمرزش بطلبید او را - و- وای بر مشرکان
الَّذِينَ لَا يُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم بِالْآخِرَةِ هُمْ كَافِرُونَ ﴿7﴾
7)     آنانکه نمی دهند زکات را و ایشان به آخرت -ایشانند که کافرانند
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ ﴿8﴾
8)     همانا آنانکه ایمان آوردند و عمل کردند اصلاحات را برای ایشان مزدی بدون منت است
قُلْ أَئِنَّكُمْ لَتَكْفُرُونَ بِالَّذِي خَلَقَ الْأَرْضَ فِي يَوْمَيْنِ وَتَجْعَلُونَ لَهُ أَندَادًا ذَلِكَ رَبُّ الْعَالَمِينَ ﴿9﴾
9)   بگو آیا همانا شما البته کافر می شوید بآنکه خلق کرد زمین را در   دو  دوران – و قرار می دهید برای او همتایانی-  آن است پروردگار جهانیان
وَجَعَلَ فِيهَا رَوَاسِيَ مِن فَوْقِهَا وَبَارَكَ فِيهَا وَقَدَّرَ فِيهَا أَقْوَاتَهَا فِي أَرْبَعَةِ أَيَّامٍ سَوَاء لِّلسَّائِلِينَ ﴿10﴾
10) و قرار داد در او ( در زمین) لنگرهائی ( کوهها را ) از فوقش و برکت داد در او و اندازه کرد در او خوراکهایش را در چهار دوره   - متساوی برای سئوال کنندگان
ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء وَهِيَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ اِئْتِيَا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ ﴿11﴾
11) سپس پرداخت به آسمان و او دودی (گازی ) است پس گفت برای او و برای زمین که بیائید داوطلبانه یا متنفرانه (تحت قانون هستی ) گفتند آندو آمدیم داوطلبانه
فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاء أَمْرَهَا وَزَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَحِفْظًا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ ﴿12﴾
12) پس فیصله داد ایشان را هفت آسمان در دو دوره - و وحی کرد در هر آسمان امرش را- و زینت دادیم آسمان نزدیک  را بسبب   روشنائی دهند گان(زینت  روشنائی دهندگان در اسمان نزدیک دیده می شود والا خود انها  دورند اگر آسمان (جو )نبود این حالت بوجود نمی امد )   – و حفظ کردنی(بوسله جو زمین را ) – که آن است تقدیر شرافتمند عالم
فَإِنْ أَعْرَضُوا فَقُلْ أَنذَرْتُكُمْ صَاعِقَةً مِّثْلَ صَاعِقَةِ عَادٍ وَثَمُودَ ﴿13﴾
13) پس چنانچه اعراض کردند – پس بگو اخطار کردم شما را به صاعقه ای مثل صاعقه عاد و ثمود
إِذْ جَاءتْهُمُ الرُّسُلُ مِن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ قَالُوا لَوْ شَاء رَبُّنَا لَأَنزَلَ مَلَائِكَةً فَإِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُمْ بِهِ كَافِرُونَ ﴿14﴾
14) آنگاه که آمد ایشان را رسولان از میان دستهایشان  (از جلویشان )و از پشتشان – اینکه پرستش نکنید – مگر خداوند را گفتند اگر می خواست پروردگار ما البته نازل می کرد فرشتگان را – پس همانا ما بآنچه که فرستاده شدید به او کافرانیم
فَأَمَّا عَادٌ فَاسْتَكْبَرُوا فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَقَالُوا مَنْ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّةً أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ الَّذِي خَلَقَهُمْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَكَانُوا بِآيَاتِنَا يَجْحَدُونَ ﴿15﴾
15) پس اما عاد - پس تکبر کردند در زمین بدون حق و گفتند کیست شدیدتر از ما به نیرو – آیا و ندیدند همانا خداوند آنکه خلق کرد ایشان را او شدیدتر است  از ایشان به نیرو - و بودند بسببی آیات  ما را  رد می کردند
فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحًا صَرْصَرًا فِي أَيَّامٍ نَّحِسَاتٍ لِّنُذِيقَهُمْ عَذَابَ الْخِزْيِ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَخْزَى وَهُمْ لَا يُنصَرُونَ ﴿16﴾
16) پس فرستادیم بر- ایشان بادی پرصدا در دورانهای نحس- تا بچشانیم ایشان را عذاب خواری در زندگانی دنیا و البته عذاب آخرت خوار کننده تر است و ایشان یاری کرده نمی شوند
وَأَمَّا ثَمُودُ فَهَدَيْنَاهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمَى عَلَى الْهُدَى فَأَخَذَتْهُمْ صَاعِقَةُ الْعَذَابِ الْهُونِ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ ﴿17﴾
17) و اما ثمود را پس هدایت کردیم ایشان را – پس دوست داشتند کوری را بر هدایت – پس گرفت ایشان را صاعقه عذاب پستی – بسبب آنچه که  بودند کسب می کردند
وَنَجَّيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا وَكَانُوا يَتَّقُونَ ﴿18﴾
18) و نجات دادیم آنان را که ایمان آوردند و بودند متقی می شدند
وَيَوْمَ يُحْشَرُ أَعْدَاء اللَّهِ إِلَى النَّارِ فَهُمْ يُوزَعُونَ ﴿19﴾
19) و دورانی که محشور کرده می شوند دشمنان خداوند بسوی آتش – پس ایشان انتظار کشیده می شوند
حَتَّى إِذَا مَا جَاؤُوهَا شَهِدَ عَلَيْهِمْ سَمْعُهُمْ وَأَبْصَارُهُمْ وَجُلُودُهُمْ بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿20﴾
20) تا آنگاه - آنچه را که  آمدند او را(محشر را )- شهادت داد  بر-ایشان شنوائی شان و بینشهایشان و پوستشان بسبب آنچه که بودند عمل می کردند
وَقَالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدتُّمْ عَلَيْنَا قَالُوا أَنطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنطَقَ كُلَّ شَيْءٍ وَهُوَ خَلَقَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿21﴾
21) و گفتند برای پوستها یشان چرا شهادت دادید بر ما - گفتند به نطق آورد ما را خداوند – آنکه به نطق آورد هر چیزی را – و او خلق کرد شما را نخستین بار و بسوی او مراجعت کرده می شوید
وَمَا كُنتُمْ تَسْتَتِرُونَ أَنْ يَشْهَدَ عَلَيْكُمْ سَمْعُكُمْ وَلَا أَبْصَارُكُمْ وَلَا جُلُودُكُمْ وَلَكِن ظَنَنتُمْ أَنَّ اللَّهَ لَا يَعْلَمُ كَثِيرًا مِّمَّا تَعْمَلُونَ ﴿22﴾
22) و نبودید (توانا) که پنهان می کردید اینکه(مبادا) شهادت دهد بر شما شنوائی تان و نه بینائی تان و نه پوستهایتان – و لکن گمان کردید همانا خداوند علم ندارد به بسیاری از آنچه که عمل می کنید
وَذَلِكُمْ ظَنُّكُمُ الَّذِي ظَنَنتُم بِرَبِّكُمْ أَرْدَاكُمْ فَأَصْبَحْتُم مِّنْ الْخَاسِرِينَ ﴿23﴾
23) و آن است شما را – که گمانتان است آنکه گمان کردید به پروردگارتان – بر انداخت شما را – پس شدید از بازندگان
فَإِن يَصْبِرُوا فَالنَّارُ مَثْوًى لَّهُمْ وَإِن يَسْتَعْتِبُوا فَمَا هُم مِّنَ الْمُعْتَبِينَ ﴿24﴾
24) پس چنانچه صبر کنند پس آتش اقامتگاه است برای ایشان - و چنانچه رضایت جویند – پس نیستند ایشان از رضایت یافتگان
وَقَيَّضْنَا لَهُمْ قُرَنَاء فَزَيَّنُوا لَهُم مَّا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَحَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ فِي أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِم مِّنَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ إِنَّهُمْ كَانُوا خَاسِرِينَ ﴿25﴾
25) و گماشتیم برای ایشان همراه هایی را  – پس زینت دادند برای ایشان آنچه را  که میان دستهایشان(جلویشان ) و آنچه را  پشتشان است و محقق شد بر – ایشان گفتار در امت هایی (پایگاه هایی= نسلهائی) بدرستیکه گذشتند  از قبل ایشان از جن و انس – همانا ایشان بودند بازندگان
وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَا تَسْمَعُوا لِهَذَا الْقُرْآنِ وَالْغَوْا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَغْلِبُونَ ﴿26﴾
26) و گفتند آنانکه کافر شدند نشنوید برای این قرآن-  و یاوه گی کنید در او – شاید شما غلبه کنید
فَلَنُذِيقَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا عَذَابًا شَدِيدًا وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَسْوَأَ الَّذِي كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿27﴾
27) پس البته می چشانیم حتماً آنان را که کافر شدند عذاب شدیدی را – و البته جزا می دهیم حتماً ایشان را بدترین – آنکه بودند عمل کردند
ذَلِكَ جَزَاء أَعْدَاء اللَّهِ النَّارُ لَهُمْ فِيهَا دَارُ الْخُلْدِ جَزَاء بِمَا كَانُوا بِآيَاتِنَا يَجْحَدُونَ ﴿28﴾
28) آن است – جزاء دشمنان خداوند – آ تش برای ایشان است در او است سرای جاودانی – جزائی است بسبب آنچه که  بودند آیات ما را ردّ می کردند
وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا رَبَّنَا أَرِنَا الَّذَيْنِ أَضَلَّانَا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ نَجْعَلْهُمَا تَحْتَ أَقْدَامِنَا لِيَكُونَا مِنَ الْأَسْفَلِينَ ﴿29﴾
29) و گفتند آنانکه کافر شدند پروردگار ما - نشان بده به ما – آندو را – که گمراه کردند ما را از جن و انس -  قرار بدهیم آندو را زیر قدمهایمان – تا بشوند از فروتران
إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ ﴿30﴾
30) همانا آنانکه گفتند پروردگار ما خداوند است – سپس مقاومت کردند – نازل می شود بر-ایشان فرشتگان – اینکه نترسید و اندوهگین نشوید و بشارت یابید به بهشت آنکه بودید وعده داده می شدید
نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآخِرَةِ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَشْتَهِي أَنفُسُكُمْ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَدَّعُونَ ﴿31﴾
31) ما یاوران  شمائیم در زندگانی دنیا و در آخرت – و برای شماست در او – آنچه که اشتهاء می کند نفسهایتان و برای شما است در او آنچه که  دعوت می کنید
نُزُلًا مِّنْ غَفُورٍ رَّحِيمٍ ﴿32﴾
32) نازل شدنی از آمرزنده بخشایشگر
وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِّمَّن دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحًا وَقَالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ ﴿33﴾
33) و کیست نیکوتر بگفتار- از کسی که دعوت کرد بسوی خداوند و عمل کرد اصلاحی را و گفت همانا من از اسلام آورندگانم
وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ ﴿34﴾
34) و مساوی نیست نیکوئی و نه بدی – دفع کن بآنکه نیکوتر است (بدی را ) پس آنگاه آنکه میان تو و میان اوست دشمنی – گویا اینکه او یاوری گرم است
وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ ﴿35﴾
35) و اِلقاء کرده  نمی شود او (دفع بدی به نیکوئی ) مگر بآنان که صبر کردند – و اِلقاء کرده  نمی شود او مگر بدارنده شانس عظیم .
وَإِمَّا يَنزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ﴿36﴾
36) و چنانکه وسوسه می کند حتماً ترا (القائی ) از شیطان بوسوسه ای – پس پناه ببر به خداوند – همانا او شنوای عالم است
وَمِنْ آيَاتِهِ اللَّيْلُ وَالنَّهَارُ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ لَا تَسْجُدُوا لِلشَّمْسِ وَلَا لِلْقَمَرِ وَاسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَهُنَّ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ ﴿37﴾
37) و از آیاتش شب و روز و خورشید و ماه است سجده نکنید برای خورشید و نه ماه(نسبی اند ) سجده کنید برای خداوند ( مطلق فعال) آنکه خلق کرد ایشان را – چنانچه بودید او را پرستش می کردید
فَإِنِ اسْتَكْبَرُوا فَالَّذِينَ عِندَ رَبِّكَ يُسَبِّحُونَ لَهُ بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَهُمْ لَا يَسْأَمُونَ ﴿38﴾
38) پس چنانچه تکبر کردند – پس آنانکه نزد پروردگار تو اند  - فعالیت می کنند برای او – شب و روز و ایشان ملول نمی شوند
وَمِنْ آيَاتِهِ أَنَّكَ تَرَى الْأَرْضَ خَاشِعَةً فَإِذَا أَنزَلْنَا عَلَيْهَا الْمَاء اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ إِنَّ الَّذِي أَحْيَاهَا لَمُحْيِي الْمَوْتَى إِنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿39﴾
39) و از آیاتش همانا تو می بینی زمین را فرو افتاده -  پس آنگاه که نازل کردیم بر او آب را جنبید- و افزون شد- همانا آنکه زنده کرد او را – البته زنده کننده است مردگان را -همانا او برهرچیزی قادر است
إِنَّ الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي آيَاتِنَا لَا يَخْفَوْنَ عَلَيْنَا أَفَمَن يُلْقَى فِي النَّارِ خَيْرٌ أَم مَّن يَأْتِي آمِنًا يَوْمَ الْقِيَامَةِ اعْمَلُوا مَا شِئْتُمْ إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ﴿40﴾
40) همانا آنانکه میل (به تحریف) می کنند در آیات ما مخفی نمی مانند بر ما – آیا پس کسی که انداخته می شود در آتش بهتر است یا کسی که می آید امنیت یافته بدوران قیامت - عمل کنید آنچه را که  خواستید – همانا او (خداوند )بآنچه  که عمل می کنید بینشمند است
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالذِّكْرِ لَمَّا جَاءهُمْ وَإِنَّهُ لَكِتَابٌ عَزِيزٌ ﴿41﴾
41) همانا آنانکه کافر شدند به ذکر(اصول راهنمای حق ) وقتی که آمد ایشان را و همانا او(قرآن) البته کتاب شریف است
لَا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ تَنزِيلٌ مِّنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ ﴿42﴾
42) نمی آید باطل از میان دو دستش (جلویش ) و نه از پشتش نازل کردنی است از حکیم ستایش شده
مَا يُقَالُ لَكَ إِلَّا مَا قَدْ قِيلَ لِلرُّسُلِ مِن قَبْلِكَ إِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَةٍ وَذُو عِقَابٍ أَلِيمٍ ﴿43﴾
43) گفته نمی شود برای تو مگر آنچه -  بدرستیکه گفته شد برای رسولان از قبل تو – همانا پروردگارت البته دارای آمرزش  و دارای عقوبت دردناک است
وَلَوْ جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا أَعْجَمِيًّا لَّقَالُوا لَوْلَا فُصِّلَتْ آيَاتُهُ أَأَعْجَمِيٌّ وَعَرَبِيٌّ قُلْ هُوَ لِلَّذِينَ آمَنُوا هُدًى وَشِفَاء وَالَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ فِي آذَانِهِمْ وَقْرٌ وَهُوَ عَلَيْهِمْ عَمًى أُوْلَئِكَ يُنَادَوْنَ مِن مَّكَانٍ بَعِيدٍ ﴿44﴾
44) و اگر قرار می دادیم او را – قرآنی عجمی – البته می گفتند چرا تفصیل داده نشد آیاتش – آیا (قرآن ) عجمی (برای مردم ) عربی است – بگو اوست برای آنانکه ایمان آوردند هدایتی و شفائی – و آنانکه ایمان نمی آوردند در گوشهایشان سنگینی است و او بر-ایشان کوری است – آنها ندا کرده می شوند از مکان دور
وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ فَاخْتُلِفَ فِيهِ وَلَوْلَا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَإِنَّهُمْ لَفِي شَكٍّ مِّنْهُ مُرِيبٍ ﴿45﴾
45) و البته بدرستیکه دادیم موسی را کتاب – پس اختلاف کرده شد در او – و اگر نبود کلمه ای که سبقت گرفت از پروردگارت(به مهلت دادن) البته فیصله داده می شد میانشان – و همانا ایشان البته در شکّند از او تردید آور
مَنْ عَمِلَ صَالِحًا فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ أَسَاء فَعَلَيْهَا وَمَا رَبُّكَ بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِيدِ ﴿46﴾
46) هرکس عمل کرد اصلاحی را پس برای خودش است و هرکس بدی کرد پس بر اوست ( نتیجه اش) و نیست پروردگار تو ظلم کننده ای برای پرستندگان
إِلَيْهِ يُرَدُّ عِلْمُ السَّاعَةِ وَمَا تَخْرُجُ مِن ثَمَرَاتٍ مِّنْ أَكْمَامِهَا وَمَا تَحْمِلُ مِنْ أُنثَى وَلَا تَضَعُ إِلَّا بِعِلْمِهِ وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ أَيْنَ شُرَكَائِي قَالُوا آذَنَّاكَ مَا مِنَّا مِن شَهِيدٍ ﴿47﴾
47) بسوی او برگردانیده می شود علم لحظه (قیامت ) و بیرون نمی آید از محصولی از غلافهایش و حمل نمی کند از مونثی و نمی گذارد (حملش را ) مگر به علم او – و دورانی که ندا می کند (خداوند) ایشان را – کجایند شریکان من – گفتند اعلام کردیم ترا – نیست از ما شاهدی
وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُوا يَدْعُونَ مِن قَبْلُ وَظَنُّوا مَا لَهُم مِّن مَّحِيصٍ ﴿48﴾
48) و گم شد از ایشان آنچه که بودند دعوت می کردند ازقبل و گمان کردند – نیست برای ایشان از گریزگاهی
لَا يَسْأَمُ الْإِنسَانُ مِن دُعَاء الْخَيْرِ وَإِن مَّسَّهُ الشَّرُّ فَيَؤُوسٌ قَنُوطٌ ﴿49﴾
49) ملول نمی شود انسان از دعوت به خیر – و چنانچه درک کرد او را شری – پس مأیوسی دلسرد شونده است
وَلَئِنْ أَذَقْنَاهُ رَحْمَةً مِّنَّا مِن بَعْدِ ضَرَّاء مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ هَذَا لِي وَمَا أَظُنُّ السَّاعَةَ قَائِمَةً وَلَئِن رُّجِعْتُ إِلَى رَبِّي إِنَّ لِي عِندَهُ لَلْحُسْنَى فَلَنُنَبِّئَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِمَا عَمِلُوا وَلَنُذِيقَنَّهُم مِّنْ عَذَابٍ غَلِيظٍ ﴿50﴾
50) و البته چنانچه چشاندیم او را به رحمتی از ما از بعد زیانهایی - که درک کرد او را – البته می گوید حتماً این برای من است – و گمان نمی کنم لحظه (قیامت ) را قائم است – و البته چنانچه مراجعت کرده شدم بسوی پروردگارم – همانا برای من است نزد او البته نیکوئی – پس البته خبر می دهیم حتماً – آنان را که کافر شدند به آنچه که  عمل کردند – و البته می چشانیم حتماً ایشان را از عذابی غلیظ
وَإِذَا أَنْعَمْنَا عَلَى الْإِنسَانِ أَعْرَضَ وَنَأى بِجَانِبِهِ وَإِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ فَذُو دُعَاء عَرِيضٍ ﴿51﴾
51) و آنگاه که نعمت دادیم انسان را اعراض کرد ( از خدا) کنار کشید جانبش را (از شکرگزاری ) و آنگاه که درک کرد او را شری – پس دارای دعوت عریض است
قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِن كَانَ مِنْ عِندِ اللَّهِ ثُمَّ كَفَرْتُم بِهِ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ هُوَ فِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ ﴿52﴾
52) بگو آیا دیدید چنانچه بود از نزد خداوند – سپس کافر شدید به او – کیست گمراهتر از کسی که او در جدائی دور (از حق است)
سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ ﴿53﴾
53) به زودی نشان می دهیم آیاتمان را در آفاق (اطراف ) و در خودهایشان تا تبیین شود برای ایشان همانا او (خداوند ) حق است – آیا و کافی نبود بسببی  پروردگارت -همانا او بر هر چیزی شاهد است
أَلَا إِنَّهُمْ فِي مِرْيَةٍ مِّن لِّقَاء رَبِّهِمْ أَلَا إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُّحِيطٌ ﴿54﴾
54) آگاه باشید – همانا ایشان در تردیدند از ملاقات پروردگارشان – اگاه باشید همانا او به هر چیزی احاطه کننده است 


















                                                                       
سوره الشوری(42)
فصل رأی دادن
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
بنام خداوند بخشاینده بخشایشگر

       
    حم ﴿1﴾
         عسق ﴿2﴾
        1و 2 ) معنی حروف مقطعه در آخر  آمده است
         كَذَلِكَ يُوحِي إِلَيْكَ وَإِلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكَ اللَّهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿3﴾
3)     بدینسان وحی می کند بسوی تو – و بسوی آنانکه از قبل تو- اند– خداوند شرافتمند حکیم است  
       لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ ﴿4﴾
4)     برای اوست آنچه که در آسمانها و آنچه که در زمین است و او متعالی عظیم است
     تَكَادُ السَّمَاوَاتُ يَتَفَطَّرْنَ مِن فَوْقِهِنَّ وَالْمَلَائِكَةُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَيَسْتَغْفِرُونَ لِمَن فِي       
        الْأَرْضِ أَلَا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ﴿5﴾
5)            نزدیک می شود که آسمانها بی هویت شوند از فوقشان (از بالای سر مردم ) و فرشتگان فعالیت می کنند به ستایش پروردگارشان و آمرزش می طلبند برای کسی که در زمین است – آگاه باشید همانا خداوند آمرزنده بخشایشگر است
وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَولِيَاء اللَّهُ حَفِيظٌ عَلَيْهِمْ وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِوَكِيلٍ ﴿6﴾
6)                       و آنانکه گرفتند از غیر او را(غیرخداوندرا ) یاورانی – خداوند حفظ کننده بر- ایشان است – و نیستی تو برایشان وکیل
وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لِّتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا وَتُنذِرَ يَوْمَ الْجَمْعِ لَا رَيْبَ فِيهِ فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَفَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ ﴿7﴾
7)            و بدینسان وحی کردیم به سوی تو قرآن عربی(مدنی) – تا اخطار کنی ام القری (پایه آبادیها)  را و کسانی که اطراف اوست و اخطار کنی دوران جمع شدن را  (در قیامت )که نیست شکی در او فرقه ای در بهشت و فرقه ای در شعله اند
وَلَوْ شَاء اللَّهُ لَجَعَلَهُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِن يُدْخِلُ مَن يَشَاء فِي رَحْمَتِهِ وَالظَّالِمُونَ مَا لَهُم مِّن وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ ﴿8﴾
8)            و اگر می خواست خداوند – البته قرار می داد ایشان را امتی (پایگاهی=نسلی ) واحد– و لکن داخل می کند کسی را که می خواهد در رحمتش و ظالمان را نیست برای ایشان از یاوری و نه یاری کننده ای
أَمِ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِيَاء فَاللَّهُ هُوَ الْوَلِيُّ وَهُوَ يُحْيِي المَوْتَى وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿9﴾
9)            یا گرفتند از غیر او را  اولیاء– پس خداوند است که ولی (مطلق ) است و او زنده می کند مردگان را – و او بر هر چیزی قادر است
وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِن شَيْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبِّي عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ ﴿10﴾
10)         و آنچه را که  اختلاف کردید در او از چیزی – پس حکمش بسوی خداوند است  آن است شما را -   خداوند – که پروردگار من است - بر او توکل کردم و به سوی او جانشین می کنم ( حق را به جای باطل)
فَاطِرُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ جَعَلَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا وَمِنَ الْأَنْعَامِ أَزْوَاجًا يَذْرَؤُكُمْ فِيهِ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ البَصِيرُ ﴿11﴾
11)          هویت دهنده آسمانها و زمین است – قرار داد برای شما از خودهایتان لنگه هایی – و از انعام (حیوانات اهلی ) لنگه هایی – تناسل می دهد شما را در او – نیست مانند مثل او چیزی – و او شنوای بینشمند است
لَهُ مَقَالِيدُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاء وَيَقْدِرُ إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ﴿12﴾
12)         برای اوست کلید های آسمانها و زمین –گسترش می دهد رزق را برای کسی که می خواهد و اندازه می کند – همانا او به هر چیزی عالم است
شَرَعَ لَكُم مِّنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَن يَشَاء وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَن يُنِيبُ ﴿13﴾
13)    نظام داد  برای شما ازدین ( قانون حق ) آنچه را که وصیت کرد به او نوح را-  و آنکه وحی کردیم بسوی تو -و آنچه که وصیت کردیم به او ابراهیم و موسی و عیسی را اینکه بر پا دارید دین ( قانون حق)را و متفرق نشوید در او – بزرگ شد بر مشرکان آنچه که دعوت می کنی ایشان را بسوی او – خداوند جلب می کند بسویش کسی را که می خواهد و هدایت می کند بسویش کسی را که جانشین می کند ( حق را بجای باطل )
وَمَا تَفَرَّقُوا إِلَّا مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَلَوْلَا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى لَّقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَإِنَّ الَّذِينَ أُورِثُوا الْكِتَابَ مِن بَعْدِهِمْ لَفِي شَكٍّ مِّنْهُ مُرِيبٍ ﴿14﴾
14 و متفرق نشدند مگر از بعد آنچه که آمد ایشان را علم – به جویای ( برتری طلبی ) میانشان – و اگر نبود کلمه ایکه سبقت گرفت از پروردگارت بسوی اجل نامبرده شده ای(به مهلت دادن) -البته فیصله داده می شد میانشان – و همانا آنانکه به میراث داده شدند کتاب رااز بعد ایشان – البته در شکند از او تردید آور

فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ وَقُلْ آمَنتُ بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ مِن كِتَابٍ وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ اللَّهُ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ لَا حُجَّةَ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ اللَّهُ يَجْمَعُ بَيْنَنَا وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ ﴿15﴾
15)پس برای آن – پس  دعوت کن- و مستقیم  باش- همچنانکه امر کرده شدی – و پیروی نکن هوسهای ایشان را – و بگو ایمان آوردم بآنچه  که نازل کرد خداوند از کتاب – و امر کرده شدم تا عدالت کنم میان شما – خداوند پروررگار ما و پروردگار شماست – برای ماست اعمالمان و برای شماست اعمالتان – نیست  استدلالی میان ما و میان شما – خداوند جمع می کند میان ما و بسوی اوست شدن
وَالَّذِينَ يُحَاجُّونَ فِي اللَّهِ مِن بَعْدِ مَا اسْتُجِيبَ لَهُ حُجَّتُهُمْ دَاحِضَةٌ عِندَ رَبِّهِمْ وَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ ﴿16﴾
16)و آنانکه استدلال می کنند در (وجود ) خداوند از بعد آنچه که اجابت کرده شد برای او – استدلال شان زایل است نزد پروردگارشان – و بر- ایشان خشمی است و برای ایشان عذاب شدید است
اللَّهُ الَّذِي أَنزَلَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ وَالْمِيزَانَ وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ قَرِيبٌ ﴿17﴾
17)خداوند است آنکه نازل کرد کتاب را به حق و میزان را- و چیست که  دانا می کند ترا – شاید لحظه (قیامت ) نزدیک است
يَسْتَعْجِلُ بِهَا الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِهَا وَالَّذِينَ آمَنُوا مُشْفِقُونَ مِنْهَا وَيَعْلَمُونَ أَنَّهَا الْحَقُّ أَلَا إِنَّ الَّذِينَ يُمَارُونَ فِي السَّاعَةِ لَفِي ضَلَالٍ بَعِيدٍ ﴿18﴾
18)عجله می کنند به او(به  قیامت )  آنانکه ایمان نمی آورند به او – و آنانکه ایمان آوردند مواظبت کنندگانند از او – و علم دارند همانا او حق است – آگاه باشید آنانکه تردید می کنند در لحظه (قیامت ) البته در گمراهی دور اند (ازحق)
اللَّهُ لَطِيفٌ بِعِبَادِهِ يَرْزُقُ مَن يَشَاء وَهُوَ الْقَوِيُّ العَزِيزُ ﴿19﴾
19)خداوند ملایمت کننده است به پرستندگانش – رزق می دهد کسی را که می خواهد – و او قوی شرافتمند است
مَن كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِي حَرْثِهِ وَمَن كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الدُّنْيَا نُؤتِهِ مِنْهَا وَمَا لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِن نَّصِيبٍ ﴿20﴾
20)هرکس که بود می خواست حاصل آخرت را زیاد کنیم برای او درمحصولش  – وهر کس که بو د می خواست زراعت دنیا را بدهیمش از او – و نیست برای او در آخرت از سهمی
أَمْ لَهُمْ شُرَكَاء شَرَعُوا لَهُم مِّنَ الدِّينِ مَا لَمْ يَأْذَن بِهِ اللَّهُ وَلَوْلَا كَلِمَةُ الْفَصْلِ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَإِنَّ الظَّالِمِينَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿21﴾
21)یا برای ایشان است شریکانی که نظام دادند  برای ایشان  از دین ( قانون حق ) – آنچه را که اجازه نداد به او خداوند – و اگر نبود کلمه فصل (مهلت دادن) البته فیصله داده می شد میانشان – و همانا ظالمان را برای ایشان عذاب دردناک است
تَرَى الظَّالِمِينَ مُشْفِقِينَ مِمَّا كَسَبُوا وَهُوَ وَاقِعٌ بِهِمْ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فِي رَوْضَاتِ الْجَنَّاتِ لَهُم مَّا يَشَاؤُونَ عِندَ رَبِّهِمْ ذَلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الكَبِيرُ ﴿22﴾
22)می بینی ظالمان را مواظبت کنندکانند از آنچه  که کسب کردند و او واقع است به ایشان – و آنانکه ایمان آوردند و عمل کردند اصلاحات را در رامشگاههای بهشت اند – برای ایشان است آنچه را که می خواهند نزد پروردگارشان- آن -اوست -که فضل بزرگ است
ذَلِكَ الَّذِي يُبَشِّرُ اللَّهُ عِبَادَهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ قُل لَّا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى وَمَن يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَّزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْنًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَكُورٌ ﴿23﴾
23)آن است آنکه بشارت می دهد خداوند پرستندگانش را- آنانکه ایمان آوردند و عمل کردند اصلاحات را – بگو سئوال نمی کنم بر او ( برای تبلیغ) مزدی را مگر مودت در تقرب ( به خداوند ) وهر کس مرتکب شد نیکوئی را – زیاد کنیم برای او در او نیکوئی را-  و همانا خداوند آمرزنده شاکر است
أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا فَإِن يَشَأِ اللَّهُ يَخْتِمْ عَلَى قَلْبِكَ وَيَمْحُ اللَّهُ الْبَاطِلَ وَيُحِقُّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ﴿24﴾
24)یا می گویند بافت (محمد ) بر خداوند دروغی را – پس چنانچه بخواهد خداوند  مهرکند  بر قلب تو – و محو می کند خداوند باطل را و محقق می کند حق را به کلماتش – همانا او عالم به دارائی سینه هاست
وَهُوَ الَّذِي يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَيَعْفُو عَنِ السَّيِّئَاتِ وَيَعْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ ﴿25﴾
25)واوست آنکه قبول می کند توبه را از پرستندگانش و عفو می کند از بدیها و علم دارد بآنچه که می کنید
وَيَسْتَجِيبُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَيَزِيدُهُم مِّن فَضْلِهِ وَالْكَافِرُونَ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ ﴿26﴾
26)اجابت می کند آنان را که ایمان آوردند و عمل کردند اصلاحات را و زیاد می کند ایشان را از فضلش – و کافران را برای  ایشان عذاب شدید است
وَلَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبَادِهِ لَبَغَوْا فِي الْأَرْضِ وَلَكِن يُنَزِّلُ بِقَدَرٍ مَّا يَشَاء إِنَّهُ بِعِبَادِهِ خَبِيرٌ بَصِيرٌ ﴿27﴾
27)و اگر گسترش می داد خداوند رزق را برای پرستندگانش – البته جویای (برتری طلبی ) می شدند در زمین – و لکن نازل می کند به اندازه آنچه را که می خواهد – همانا او به پرستندگانش آگاه  بینشمند است
وَهُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ الْغَيْثَ مِن بَعْدِ مَا قَنَطُوا وَيَنشُرُ رَحْمَتَهُ وَهُوَ الْوَلِيُّ الْحَمِيدُ ﴿28﴾
28)و اوست - آنکه نازل می کند  مساعدت را از بعد آنچه که غُر زدند و منتشر می کند رحمتش را – و او یاور ستایش شده است
وَمِنْ آيَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَثَّ فِيهِمَا مِن دَابَّةٍ وَهُوَ عَلَى جَمْعِهِمْ إِذَا يَشَاء قَدِيرٌ ﴿29﴾
29)و از آیاتش خلق آسمانها و زمین است و آنچه که  پخش کرد در آندو از جنبندگان – و او بر جمع کردنشان – آنگاه که می خواهد قادر است
وَمَا أَصَابَكُم مِّن مُّصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَيَعْفُو عَن كَثِيرٍ ﴿30﴾
30)و آنچه  که اصابت کرد شما را از مصبیتی – پس سبب است -آنچه که کسب کرد دستهایتان – و عفو می کند از بسیاری
وَمَا أَنتُم بِمُعْجِزِينَ فِي الْأَرْضِ وَمَا لَكُم مِّن دُونِ اللَّهِ مِن وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ ﴿31﴾
31)و نیستید شما عاجز کنندگان ( خداوند را ) در زمین - و نیست برای شما از غیر خداوند یاوری و نه یاری کننده ای
وَمِنْ آيَاتِهِ الْجَوَارِ فِي الْبَحْرِ كَالْأَعْلَامِ ﴿32﴾
32)و از آیاتش روان شوندگان در دریاست(کشتی ها )  که مانند دکلهایند
إِن يَشَأْ يُسْكِنِ الرِّيحَ فَيَظْلَلْنَ رَوَاكِدَ عَلَى ظَهْرِهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ ﴿33﴾
33)چنانچه بخواهد ساکن کند باد را – پس ادامه  یابند حتماً راکد شده بر پشتش – همانا در آن است البته آیاتی برای هر صبر کننده شکر کننده
أَوْ يُوبِقْهُنَّ بِمَا كَسَبُوا وَيَعْفُ عَن كَثِيرٍ ﴿34﴾
34)یا هلاک کند ایشان را حتماً بسبب آنچه که  کسب کردند و عفو کند از بسیاری
وَيَعْلَمَ الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِنَا مَا لَهُم مِّن مَّحِيصٍ ﴿35﴾
35)و علم یابند آنانکه مجادله می کنند در آیات ما – نیست برای ایشان از گریزگاهی
فَمَا أُوتِيتُم مِّن شَيْءٍ فَمَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَمَا عِندَ اللَّهِ خَيْرٌ وَأَبْقَى لِلَّذِينَ آمَنُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ ﴿36﴾
36)پس آنچه را که  داده شدید از چیزی – پس بهره زندگانی دنیاست -و آنچه که نزد خداوند است بهتر و ماندگارتر است - برای آنانکه ایمان آوردند و بر پروردگارشان توکل می کنند
وَالَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبَائِرَ الْإِثْمِ وَالْفَوَاحِشَ وَإِذَا مَا غَضِبُوا هُمْ يَغْفِرُونَ ﴿37﴾
37)و آنانکه اجتناب می کنند از کبیرهای گناه – و زشتی ها – و آنگاه بآنچه که خشمگین شدند – ایشان می آمرزند
وَالَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ ﴿38﴾
38)و آنانکه اجابت کردند برای پروردگارشان و اقامه کردند نماز را – و امرشان شوری (انتخابات ) میانشان است – و از آنچه که  رزق دادیم ایشان را انفاق می کنند
وَالَّذِينَ إِذَا أَصَابَهُمُ الْبَغْيُ هُمْ يَنتَصِرُونَ ﴿39﴾
39)و آنان – آنگاه که اصابت کرد ایشان را جویای (برتری  طلبی) ایشان یاری می شوند
وَجَزَاء سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِّثْلُهَا فَمَنْ عَفَا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ ﴿40﴾
40)و جزای  بدی – بدی است مثل او – پس کسی که عفو کرد و اصلاح کرد – پس مزدش بر خداوند است – همانا او دوست ندارد ظالمان را
وَلَمَنِ انتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ فَأُوْلَئِكَ مَا عَلَيْهِم مِّن سَبِيلٍ ﴿41﴾
41)و البته کسی که  یاری شد (به انتقام گیری ) بعد از ظلم شدنش- پس آنها را  نیست بر-ایشان از جهتی ( به سرزنش شدن )
إِنَّمَا السَّبِيلُ عَلَى الَّذِينَ يَظْلِمُونَ النَّاسَ وَيَبْغُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ أُوْلَئِكَ لَهُم عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿42﴾
42)قطعاً جهت (سرزنش) است بر آنانکه ظلم می کنند مردم را و می جویند ( برتری طلبی را  ) در زمین بدون حق – آنها را است که عذاب دردناک است
وَلَمَن صَبَرَ وَغَفَرَ إِنَّ ذَلِكَ لَمِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ ﴿43﴾
43)و البته کسی که صبر کرد و آمرزید – همانا آن است البته از ثبات در امرها
وَمَن يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِن وَلِيٍّ مِّن بَعْدِهِ وَتَرَى الظَّالِمِينَ لَمَّا رَأَوُا الْعَذَابَ يَقُولُونَ هَلْ إِلَى مَرَدٍّ مِّن سَبِيلٍ ﴿44﴾
44)وهر کس را گمراه کند خداوند – پس نیست برای او از یاوری از بعد او – و می بینی ظالمان را وقتی که دیدند عذاب را – می گویند – آیا بسوی بازگردانیدن ( به دنیا ) از جهتی است
وَتَرَاهُمْ يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا خَاشِعِينَ مِنَ الذُّلِّ يَنظُرُونَ مِن طَرْفٍ خَفِيٍّ وَقَالَ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ الْخَاسِرِينَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ وَأَهْلِيهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَلَا إِنَّ الظَّالِمِينَ فِي عَذَابٍ مُّقِيمٍ ﴿45﴾
45)و می بینی ایشان را عرضه کرده می شوند بر او (بر جهنم ) فرو افتادگانند از سر افکندگی– می نگرند از پلک پنهان – و گفتند – آنانکه ایمان آوردند-   همانا بازندگان- آنانند که باختند خودهایشان را و اهلشان را بدوران قیامت – آگاه باشید همانا ظالمان در عذاب مقیمند
وَمَا كَانَ لَهُم مِّنْ أَوْلِيَاء يَنصُرُونَهُم مِّن دُونِ اللَّهِ وَمَن يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِن سَبِيلٍ ﴿46﴾
46)و نبود برای ایشان از اولیائی که یاری کنند ایشان را از غیر خداوند – و هر کس را گمراه کرد خداوند – پس نیست برای او از جهتی ( به هدایت )
اسْتَجِيبُوا لِرَبِّكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لَّا مَرَدَّ لَهُ مِنَ اللَّهِ مَا لَكُم مِّن مَّلْجَأٍ يَوْمَئِذٍ وَمَا لَكُم مِّن نَّكِيرٍ ﴿47﴾
47)اجابت کنید برای پروردگارتان از قبل اینکه بیاید دورانی که نیست بازگردانیدنی ( به دنیا ) برای او از خداوند – نیست برای شما از پناهگاهی ایندورانگاه - و نیست برای شما از ابهامی
فَإِنْ أَعْرَضُوا فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا إِنْ عَلَيْكَ إِلَّا الْبَلَاغُ وَإِنَّا إِذَا أَذَقْنَا الْإِنسَانَ مِنَّا رَحْمَةً فَرِحَ بِهَا وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ فَإِنَّ الْإِنسَانَ كَفُورٌ ﴿48﴾
48)پس چنانچه اعراض کردند – پس نفرستادیم ترا برای ایشان نگهبان – نیست بر تو (تکلیف) مگر ابلاغ کردن – و همانا ما آنگاه که چشاندیم انسان را از ما به بخشایشی – شاد شد به او – و چنانچه اصابت کند ایشان را بدی – بسبب آنچه که تقدیم کرد دستهایشان پس همانا انسان انکار کننده است
لِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يَخْلُقُ مَا يَشَاء يَهَبُ لِمَنْ يَشَاء إِنَاثًا وَيَهَبُ لِمَن يَشَاء الذُّكُورَ ﴿49﴾
49)برای خداوند است فرمانروائی آسمانها و زمین – خلق می کند آنچه را که می خواهد – عطاء می کند برای کسی که می خواهد  مونث ها- و عطاء می کند برای کسی که می خواهد مذکرها
أَوْ يُزَوِّجُهُمْ ذُكْرَانًا وَإِنَاثًا وَيَجْعَلُ مَن يَشَاء عَقِيمًا إِنَّهُ عَلِيمٌ قَدِيرٌ ﴿50﴾
50)یا جفت می کند ایشان را – مذکرها و مونث ها  را- و قرار می دهد کسی را که می خواهد عقیم – همانا او عالم قادر است
وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْيًا أَوْ مِن وَرَاء حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاء إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ ﴿51﴾
51)و نبود برای بشری اینکه تکلم کند خداوند – مگر به وحی (دورنی ) یا از فراز حجاب (مثل آتش با موسی ) یا بفرستد رسولی را (فرشته ای را )پس وحی کند (فرشته ) با اجازه او(خداوند)آنچه را که می خواهد – همانا او متعالی حکیم است
 وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِّنْ أَمْرِنَا مَا كُنتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ وَلَكِن جَعَلْنَاهُ نُورًا نَّهْدِي بِهِ مَنْ نَّشَاء مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿52﴾
52)و بدینسان وحی کردیم به سوی تو روحی (اصول دین ) را از امر ما – نبودی که بدانی چیست کتاب و نه ایمان و لکن قرار دادیم او را( اصول راهنمای حق را )  نوری که هدایت می کنیم بسبب او کسی را که می خواهیم از پرستندگانمان- و همانا تو البته هدایت می کنی بسوی مسیر مستقیم (کمال جوئی)
صِرَاطِ اللَّهِ الَّذِي لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ أَلَا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الأمُورُ ﴿53﴾
53)– مسیر خداوند آنکه برای اوست -آنچه که  در آسمانها و آنچه که در زمین است - آگاه باشید بسوی خداوند صیرورت  می کند  امور


                                                     







                                                                                   











سوره الزخرف(43)
بخش  اراستگی
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
بنام خداوند بخشاینده بخشایشگر

       حم ﴿1﴾

1)      معنی حروف مقطعه در آخر آمده است
وَالْكِتَابِ الْمُبِينِ ﴿2﴾
2)     قسم به کتاب شفاف کننده
إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ﴿3﴾
3)     همانا ما قرار دادیم او را قرآنی عربی(مدنی) - شاید که شما تعقل کنید
وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ ﴿4﴾
4)     همانا او در پایه کتاب است-  که نزد ماست - البته متعالی حکیم است
أَفَنَضْرِبُ عَنكُمُ الذِّكْرَ صَفْحًا أَن كُنتُمْ قَوْمًا مُّسْرِفِينَ ﴿5﴾
5)     آیا پس می زنیم ( دوری می کنیم ) از شما ذکر را به مدارا  کردنی - اینکه بودید قومی اسراف کنندگان
وَكَمْ أَرْسَلْنَا مِن نَّبِيٍّ فِي الْأَوَّلِينَ ﴿6﴾
6)     و چقدر فرستادیم از پیامبری در پیشینیان
وَمَا يَأْتِيهِم مِّن نَّبِيٍّ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُون ﴿7﴾
7)     و نمی آید ایشان را از پیامبری مگر بودند به او استهزاء می کردند
فَأَهْلَكْنَا أَشَدَّ مِنْهُم بَطْشًا وَمَضَى مَثَلُ الْأَوَّلِينَ ﴿8﴾
8)     پس هلاک کردیم شدیدتر از ایشان را در سخت گیری و گذشت مثل پیشینیان
وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ خَلَقَهُنَّ الْعَزِيزُ الْعَلِيمُ ﴿9﴾
9)     و البته چنانچه سئوال کردی ایشان را کسیت که خلق کرد آسمانها و زمین را – البته می گویند حتماً (خداوند ) شرافتمند حکیم
الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ مَهْدًا وَجَعَلَ لَكُمْ فِيهَا سُبُلًا لَّعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ ﴿10﴾
10)                        آنکه قرار داد برای شما  زمین راگهواره ای و قرار داد برای شما در او جهتهایی- شاید شما هدایت یابید
وَالَّذِي نَزَّلَ مِنَ السَّمَاء مَاء بِقَدَرٍ فَأَنشَرْنَا بِهِ بَلْدَةً مَّيْتًا كَذَلِكَ تُخْرَجُونَ ﴿11﴾
11) و آنکه نازل کردازآسمان آبی را به اندازه – پس منتشر کردیم (گیاهان را ) به او درمنطقه مرده – بدینسان (از قبرها ) بیرون آورده می شوید
 وَالَّذِي خَلَقَ الْأَزْوَاجَ كُلَّهَا وَجَعَلَ لَكُم مِّنَ الْفُلْكِ وَالْأَنْعَامِ مَا تَرْكَبُونَ ﴿12﴾
12)                        و آنکه خلق کرد لنگه ها را همه اش – و قرار داد برای شما از کشتیها و انعام (حیوانت اهلی ) آنچه را که سوار می شوید
لِتَسْتَوُوا عَلَى ظُهُورِهِ ثُمَّ تَذْكُرُوا نِعْمَةَ رَبِّكُمْ إِذَا اسْتَوَيْتُمْ عَلَيْهِ وَتَقُولُوا سُبْحانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَمَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ ﴿13﴾
13) تا بپردازید بر پشت او – سپس متذکر شوید نعمت پروردگارتان را آنگاه که  پرداختید بر او – و بگوئید فعال (مطلق) است آنکه مسخر کرد برای ما این را و نبودیم برای او نزدیک شوندگان
وَإِنَّا إِلَى رَبِّنَا لَمُنقَلِبُونَ ﴿14﴾
14) و همانا ما بسوی پروردگارمان البته منقلب شوندگانیم
وَجَعَلُوا لَهُ مِنْ عِبَادِهِ جُزْءًا إِنَّ الْإِنسَانَ لَكَفُورٌ مُّبِينٌ ﴿15﴾
15) و قراردادند برای او( برای خداوند) از پرستندگانش اجزائی(فرزند )- همانا انسان البته انکار کننده شفاف است
أَمِ اتَّخَذَ مِمَّا يَخْلُقُ بَنَاتٍ وَأَصْفَاكُم بِالْبَنِينَ ﴿16﴾
16) یا گرفت (به فرزندی) از آنچه که  خلق می کند دختران را- و برگزید شما را به پسران
وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُم بِمَا ضَرَبَ لِلرَّحْمَنِ مَثَلًا ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ كَظِيمٌ ﴿17﴾
17) و آنگاه که مژده داده شد یکیشان را بآنچه که زد برای (خداوند ) بخشاینده مثل را – شد رویش سیاه و او خشمناک است
أَوَمَن يُنَشَّأُ فِي الْحِلْيَةِ وَهُوَ فِي الْخِصَامِ غَيْرُ مُبِينٍ ﴿18﴾
18) آیا و کسی که پدید آورده می شود در زیور و او در مجادله کردن بدون شفافیت است
وَجَعَلُوا الْمَلَائِكَةَ الَّذِينَ هُمْ عِبَادُ الرَّحْمَنِ إِنَاثًا أَشَهِدُوا خَلْقَهُمْ سَتُكْتَبُ شَهَادَتُهُمْ وَيُسْأَلُونَ ﴿19﴾
19) و قرار دادند فرشتگان را – آنانکه ایشانند پرستندگان (خداوند ) بخشاینده مونث ها – آیا شاهد شدند خلقت ایشان را – بزودی نوشته می شود شهادتشان و پرسیده می شوند
وَقَالُوا لَوْ شَاء الرَّحْمَنُ مَا عَبَدْنَاهُم مَّا لَهُم بِذَلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَ ﴿20﴾
20) و گفتند اگر می خواست (خداوند ) بخشاینده – نمی پرستیدیم ایشان را – نیست برای ایشان به آن از علمی – نیستند ایشان مگر تخمین زنندگان
أَمْ آتَيْنَاهُمْ كِتَابًا مِّن قَبْلِهِ فَهُم بِهِ مُسْتَمْسِكُونَ ﴿21﴾
21) یا دادیم ایشان را کتابی از قبل او (قرآن)– پس ایشان به او متمسک کنندگانند
بَلْ قَالُوا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءنَا عَلَى أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَى آثَارِهِم مُّهْتَدُونَ ﴿22﴾
22) بلکه گفتند همانا ما یافتیم اجدادمان را بر اُمتی (پایگاهی= نسلی ) و همانا ما بر اثر های ایشان هدایت یافتگانیم
وَكَذَلِكَ مَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ فِي قَرْيَةٍ مِّن نَّذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءنَا عَلَى أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَى آثَارِهِم مُّقْتَدُونَ ﴿23﴾
23) و بدینسان نفرستادیم از قبل تو در قریه ای از اخطار کننده ای مگر گفتند مرفهینش – همانا ما یافتیم اجدادمان را بر امتی (پایگاهی=نسلی ) و همانا ما بر اثرهای ایشان اقتدا کنندگانیم
قَلَ أَوَلَوْ جِئْتُكُم بِأَهْدَى مِمَّا وَجَدتُّمْ عَلَيْهِ آبَاءكُمْ قَالُوا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُم بِهِ كَافِرُونَ ﴿24﴾
24) بگو آیا و اگر که آوردم شما را به هدایت کننده تر از آنچه که یافتید بر او اجدادتان را – گفتند همانا ما بآنچه که  فرستاده شدید به او کافرانیم
فَانتَقَمْنَا مِنْهُمْ فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ ﴿25﴾
25) پس انتقام گرفتیم از ایشان پس بنگر چطور بود عاقبت تکذیب کنندگان
وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ إِنَّنِي بَرَاء مِّمَّا تَعْبُدُونَ ﴿26﴾
26) و آنگاه که گفت ابراهیم برای پدرش و قومش همانا من دورم از آنچه که  پرستش می کنید
إِلَّا الَّذِي فَطَرَنِي فَإِنَّهُ سَيَهْدِينِ ﴿27﴾
27) مگر آنکه هویت داد مرا - پس همانا او بزودی هدایت می کند مرا
وَجَعَلَهَا كَلِمَةً بَاقِيَةً فِي عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ﴿28﴾
28) و قرار داد او را (توحید را )کلمه ای باقی مانده در عقبش – شاید ایشان مراجعت کنند (بحق)
بَلْ مَتَّعْتُ هَؤُلَاء وَآبَاءهُمْ حَتَّى جَاءهُمُ الْحَقُّ وَرَسُولٌ مُّبِينٌ ﴿29﴾
29) بلکه بهره مند کردم اینها را و اجدادشان را تا آمد ایشان را حق و رسولی شفاف کننده
وَلَمَّا جَاءهُمُ الْحَقُّ قَالُوا هَذَا سِحْرٌ وَإِنَّا بِهِ كَافِرُونَ ﴿30﴾
30) و وقتی که  آمد ایشان را حق – گفتند این جادو است و همانا ما به او کافرانیم
وَقَالُوا لَوْلَا نُزِّلَ هَذَا الْقُرْآنُ عَلَى رَجُلٍ مِّنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ ﴿31﴾
31) و گفتند – چرا نازل کرده نشد قرآن بر انسانی از دو قریه بزرگ (دیگردنیا  )
أَهُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَةَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنَا بَيْنَهُم مَّعِيشَتَهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُم بَعْضًا سُخْرِيًّا وَرَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِّمَّا يَجْمَعُونَ ﴿32﴾
32) آیا ایشان قسمت می کنند رحمت پروردگارت را - ما قسمت کردیم میانشان معیشتشان را در زندگانی  دنیا و بر افراشتیم بعضیشان را فوق بعضی به درجات – تا بگیرند بعضیشان بعضی را به کارگیری – و رحمت پروردگارت بهتر است از آنچه که جمع می کنند
وَلَوْلَا أَن يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً لَجَعَلْنَا لِمَن يَكْفُرُ بِالرَّحْمَنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفًا مِّن فَضَّةٍ وَمَعَارِجَ عَلَيْهَا يَظْهَرُونَ ﴿33﴾
33) و اگر نبود اینکه بشوند مردم امتی (پایگاهی=نسلی ) یگانه – البته قرار می دادیم برای کسی که کافر می شود به (خداوند ) بخشاینده برای خانه هایشان سقفی از نقره و صعود کننده- که بر او ظاهر می شوند
وَلِبُيُوتِهِمْ أَبْوَابًا وَسُرُرًا عَلَيْهَا يَتَّكِؤُونَ ﴿34﴾
34) و برای خانه هایشان درب هایی وتخت هایی که بر او تکیه می کنند
وَزُخْرُفًا وَإِن كُلُّ ذَلِكَ لَمَّا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةُ عِندَ رَبِّكَ لِلْمُتَّقِينَ ﴿35﴾
35) و  اراستگی ها– و نیست همه آن (پایدار) وقتی که بهره زندگانی دنیاست- و آخرت نزد پروردگارت است که  برای متقین است
وَمَن يَعْشُ عَن ذِكْرِ الرَّحْمَنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ ﴿36﴾
36) و هر کس تار  شود(چشم عقلش) از ذکر (خداوند ) بخشاینده –بگماریم برای او شیطانی را – پس او(شیطان) برای او رفیق است
وَإِنَّهُمْ لَيَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُم مُّهْتَدُونَ ﴿37﴾
37) و همانا ایشان (شیطانها )– البته سد می کنند ایشان را از جهت (حق) و حساب می کنند همانا ایشان هدایت یافتگانند
حَتَّى إِذَا جَاءنَا قَالَ يَا لَيْتَ بَيْنِي وَبَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَيْنِ فَبِئْسَ الْقَرِينُ ﴿38﴾
38) تا آنگاه که آمد ما را – گفت ای کاش باشد میان من و میان تو دوری مشرقها – پس  آسیبدار رفیقی است
وَلَن يَنفَعَكُمُ الْيَوْمَ إِذ ظَّلَمْتُمْ أَنَّكُمْ فِي الْعَذَابِ مُشْتَرِكُونَ ﴿39﴾
39) و هرگز نفع نمی دهد شما را- ایندوران – آنگاه که ظلم کردید( در دنیا)  همانا شما در عذاب شریکانید
أَفَأَنتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ أَوْ تَهْدِي الْعُمْيَ وَمَن كَانَ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ﴿40﴾
40) آیا پس تو می شنوانی کران را یا هدایت می کنی کوران را و کسی که بود در گمراهی شفاف
فَإِمَّا نَذْهَبَنَّ بِكَ فَإِنَّا مِنْهُم مُّنتَقِمُونَ ﴿41﴾
41) پس چنانکه ببریم حتماً ترا – پس همانا ما از ایشان انتقام گیرندگانیم
أَوْ نُرِيَنَّكَ الَّذِي وَعَدْنَاهُمْ فَإِنَّا عَلَيْهِم مُّقْتَدِرُونَ ﴿42﴾
42) یا نشان دهیم حتماً ترا آنکه وعده دادیم ایشان را پس همانا ما بر-ایشان قادرانیم
فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِي أُوحِيَ إِلَيْكَ إِنَّكَ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿43﴾
43) پس تمسک کن بآنکه وحی کرده شد بسوی تو – همانا تو بر مسیر مستقیمی
وَإِنَّهُ لَذِكْرٌ لَّكَ وَلِقَوْمِكَ وَسَوْفَ تُسْأَلُونَ ﴿44﴾
44) و همانا او (قرآن)البته ذکری است برای تو – و برای قوم تو – و بزودی پرسیده می شوید
وَاسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رُّسُلِنَا أَجَعَلْنَا مِن دُونِ الرَّحْمَنِ آلِهَةً يُعْبَدُونَ ﴿45﴾
45) و بپرس کسانی را که فرستادیم از قبل تو از رسولانمان – آیا قرار دادیم از غیر (خداوند) بخشاینده اله هایی (مطلقهایی ) که پرستیده شوند
وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ فَقَالَ إِنِّي رَسُولُ رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿46﴾
46) و البته بدرستیکه فرستادیم موسی را با آیاتمان بسوی فرعون و جماعتش – پس گفت همانا منم رسول پروردگار جهانیان
فَلَمَّا جَاءهُم بِآيَاتِنَا إِذَا هُم مِّنْهَا يَضْحَكُونَ ﴿47﴾
47) پس وقتی که آورد به ایشان آیات ما را – آنگاه ایشان از او می خندند
وَمَا نُرِيهِم مِّنْ آيَةٍ إِلَّا هِيَ أَكْبَرُ مِنْ أُخْتِهَا وَأَخَذْنَاهُم بِالْعَذَابِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ﴿48﴾
48) و نشان ندادیم ایشان را از آیه ای مگر او بزرگتر است از نظیرش – و گرفتیم ایشان را به عذاب شاید ایشان مراجعت کنند (بحق )
وَقَالُوا يَا أَيُّهَا السَّاحِرُ ادْعُ لَنَا رَبَّكَ بِمَا عَهِدَ عِندَكَ إِنَّنَا لَمُهْتَدُونَ ﴿49﴾
49) و گفتند - ای جادوگر دعوت کن برای ما پروردگارت را بآنچه که  عهد کرد نزد تو(رفع عذاب را) – همانا مائیم البته هدایت یافتگان
فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُمُ الْعَذَابَ إِذَا هُمْ يَنكُثُونَ ﴿50﴾
50) پس وقتی که برطرف کردیم از ایشان عذاب را آنگاه ایشان می شکنند ( پیمان را )
وَنَادَى فِرْعَوْنُ فِي قَوْمِهِ قَالَ يَا قَوْمِ أَلَيْسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ وَهَذِهِ الْأَنْهَارُ تَجْرِي مِن تَحْتِي أَفَلَا تُبْصِرُونَ ﴿51﴾
51) و ندا کرد فرعون در قومش – گفت-  ای قوم من آیا نیست برای من فرمانروائی مصر- و این رودها که جاری می شود از زیر (قصر) من – آیا پس بینش نمی یابید  
أَمْ أَنَا خَيْرٌ مِّنْ هَذَا الَّذِي هُوَ مَهِينٌ وَلَا يَكَادُ يُبِينُ ﴿52﴾
52) یا من بهترم از این – آنکه او پست است و نزدیک نمی شود که تبیین کند (کلام را )
فَلَوْلَا أُلْقِيَ عَلَيْهِ أَسْوِرَةٌ مِّن ذَهَبٍ أَوْ جَاء مَعَهُ الْمَلَائِكَةُ مُقْتَرِنِينَ ﴿53﴾
53) پس چرا نه انداخته شد بر او النگوهایی از طلا-  یا نیآمد با او فرشتگان قرین شدگان
فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوهُ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ ﴿54﴾
54) پس سبک کرد (عقل) قومش را – پس اطاعت کردند او را -همانا ایشان بودند قومی متمردان
فَلَمَّا آسَفُونَا انتَقَمْنَا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْنَاهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿55﴾
55) پس وقتی که متاسف کردند ما را ( فرشتگان و انبیا من را ) پس انتقام گرفتیم    (فرشتگان  من )از ایشان – پس غرق کردیم ایشان را همگی
فَجَعَلْنَاهُمْ سَلَفًا وَمَثَلًا لِلْآخِرِينَ ﴿56﴾
56) پس قرار دادیم ایشان را – سابقانی و مثلی برای پسینیان
وَلَمَّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْيَمَ مَثَلًا إِذَا قَوْمُكَ مِنْهُ يَصِدُّونَ ﴿57﴾
57) و وقتی که زده شد فرزند مریم مثلی (درخلقت آدم )– آنگاه قوم تو از او جلوگیری می کنند
وَقَالُوا أَآلِهَتُنَا خَيْرٌ أَمْ هُوَ مَا ضَرَبُوهُ لَكَ إِلَّا جَدَلًا بَلْ هُمْ قَوْمٌ خَصِمُونَ ﴿58﴾
58) و گفتند آیا اله ها (مطلقهای ) ما بهترند یا او (فرزند مریم) -  نزدند او را (مثل را)برای تو مگر بجدلی – بلکه ایشان قومی مجادله کنندگانند
إِنْ هُوَ إِلَّا عَبْدٌ أَنْعَمْنَا عَلَيْهِ وَجَعَلْنَاهُ مَثَلًا لِّبَنِي إِسْرَائِيلَ ﴿59﴾
59) نیست او(فرزند مریم)  مگر پرستنده ای که نعمت دادیم بر او -و قرار دادیم او را مثلی برای بنی اسرائیل (فرزندان پرستنده خداوند )
وَلَوْ نَشَاء لَجَعَلْنَا مِنكُم مَّلَائِكَةً فِي الْأَرْضِ يَخْلُفُونَ ﴿60﴾
60) و اگر بخواهیم البته قرار می دادیم از شما فرشتگانی در زمین که جانشین می شوند
وَإِنَّهُ لَعِلْمٌ لِّلسَّاعَةِ فَلَا تَمْتَرُنَّ بِهَا وَاتَّبِعُونِ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ ﴿61﴾
61) و همانا اوست البته علمی برای لحظه (قیامت ) پس تردید نکنید حتماً به او و پیروی کنید مرا این است مسیر مستقیم
وَلَا يَصُدَّنَّكُمُ الشَّيْطَانُ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ ﴿62﴾
62) و جلوگیری نکند حتماً شما را شیطان – همانا او برای شما دشمنی شفاف است
 وَلَمَّا جَاء عِيسَى بِالْبَيِّنَاتِ قَالَ قَدْ جِئْتُكُم بِالْحِكْمَةِ وَلِأُبَيِّنَ لَكُم بَعْضَ الَّذِي تَخْتَلِفُونَ فِيهِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ ﴿63﴾
63) و وقتی که آمد عیسی بسبب شفاف کننده ها - گفت بدرستیکه آوردم به شما حکمت را و تا شفاف کنم برای شما بعضی از آنکه اختلاف می کنید در او– پس متقی شوید (با حفظ اصول راهنمای حق ) خداوند را و اطاعت کنید مرا
 إِنَّ اللَّهَ هُوَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ ﴿64﴾
64) همانا خداوند اوست که پروردگار من و پروردگار شماست -پس پرستش کنید او را – این است مسیر مستقیم
فَاخْتَلَفَ الْأَحْزَابُ مِن بَيْنِهِمْ فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْ عَذَابِ يَوْمٍ أَلِيمٍ ﴿65﴾
65) پس اختلاف کردند حزبها از میانشان – پس وای برای آنانکه ظلم کردند از عذاب دوران دردناک
هَلْ يَنظُرُونَ إِلَّا السَّاعَةَ أَن تَأْتِيَهُم بَغْتَةً وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ ﴿66﴾
66) آیا انتظار می کشند مگر – لحظه (قیامت ) را اینکه بیاید ایشان را ناگهان و ایشان شعور ندارند
الْأَخِلَّاء يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِينَ ﴿67﴾
67) صمیمیها ایندورانگاه بعضی شان برای بعضی دشمنند مگر متقین
يَا عِبَادِ لَا خَوْفٌ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ وَلَا أَنتُمْ تَحْزَنُونَ ﴿68﴾
68) ای پرستندگان من-  نیست ترسی بر شما ایندوران- و نه شما اندوهگین می شوید
الَّذِينَ آمَنُوا بِآيَاتِنَا وَكَانُوا مُسْلِمِينَ ﴿69﴾
69) آنانکه ایمان آوردند به آیات ما و بودند اسلام آورندگان
ادْخُلُوا الْجَنَّةَ أَنتُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ تُحْبَرُونَ ﴿70﴾
70) داخل شوید به بهشت-  شما و لنگه هایتان که مسرور  کرده می شوید
يُطَافُ عَلَيْهِم بِصِحَافٍ مِّن ذَهَبٍ وَأَكْوَابٍ وَفِيهَا مَا تَشْتَهِيهِ الْأَنفُسُ وَتَلَذُّ الْأَعْيُنُ وَأَنتُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ﴿71﴾
71) طواف کرده می شود بر- ایشان سینی های از طلا و لیوان هایی – و در اوست آنچه که اشتهاء می کند او را نفسها – و لذت می برد چشمها – و شما در او جاویدانانید
وَتِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِي أُورِثْتُمُوهَا بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿72﴾
72) و این است بهشت – آنکه به ارث داده شدید او را- بسبب آنچه  که بودید عمل می کردید
لَكُمْ فِيهَا فَاكِهَةٌ كَثِيرَةٌ مِنْهَا تَأْكُلُونَ ﴿73﴾
73) برای شماست در اوخوشکامی  بسیار – از او می خورید
إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي عَذَابِ جَهَنَّمَ خَالِدُونَ ﴿74﴾
74) همانا مجرمین در عذاب جهنم جاویدانند
لَا يُفَتَّرُ عَنْهُمْ وَهُمْ فِيهِ مُبْلِسُونَ ﴿75﴾
75) کاسته نمی شود (عذاب ) از ایشان – و ایشان در او سراسیمگانند
وَمَا ظَلَمْنَاهُمْ وَلَكِن كَانُوا هُمُ الظَّالِمِينَ ﴿76﴾
76) و ظلم نکردیم ایشان را و لکن بودند ایشان ظلم کنندگان
وَنَادَوْا يَا مَالِكُ لِيَقْضِ عَلَيْنَا رَبُّكَ قَالَ إِنَّكُم مَّاكِثُونَ ﴿77﴾
77) و  ندا دادند  - ای مالک باید فیصله دهد بر ما پروردگارت - گفت – همانا شما درنگ کنندگانید
لَقَدْ جِئْنَاكُم بِالْحَقِّ وَلَكِنَّ أَكْثَرَكُمْ لِلْحَقِّ كَارِهُونَ ﴿78﴾
78) البته بدرستیکه آوردیم بشما حق را- و لکن اکثر شما برای حق متنفرانید
أَمْ أَبْرَمُوا أَمْرًا فَإِنَّا مُبْرِمُونَ ﴿79﴾
79) یا استوار کردند  امری را پس همانا ما استوار کنندگانیم
أَمْ يَحْسَبُونَ أَنَّا لَا نَسْمَعُ سِرَّهُمْ وَنَجْوَاهُم بَلَى وَرُسُلُنَا لَدَيْهِمْ يَكْتُبُونَ ﴿80﴾
80) یا حساب می کنند اینکه ما نمی شنویم  - سر - ایشان  را و نجوایشان را – آری و فرستادگان  ما نزد ایشان می نویسند
       قُلْ إِن كَانَ لِلرَّحْمَنِ وَلَدٌ فَأَنَا أَوَّلُ الْعَابِدِينَ ﴿81﴾
81) بگو چنانچه بود برای (خداوند) بخشاینده نوزادی پس منم اول پرستندگان
سُبْحَانَ رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ ﴿82﴾
82) فعال (مطلق ) است -پروردگار آسمانها و زمین – پروردگار عرش (حیات ) از آنچه که وصف می کنند
فَذَرْهُمْ يَخُوضُوا وَيَلْعَبُوا حَتَّى يُلَاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي يُوعَدُونَ ﴿83﴾
83) پس بگذار ایشان را فرو روند (درباطل)و بازی کنند تا ملاقات کنند دورانشان را آنکه وعده داده می شوند
وَهُوَ الَّذِي فِي السَّمَاء إِلَهٌ وَفِي الْأَرْضِ إِلَهٌ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْعَلِيمُ ﴿84﴾
84) و اوست آنکه در آسمانها اله (مطلق) است و در زمین اله (مطلق ) است و او حکیم علیم است
وَتَبَارَكَ الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَعِندَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿85﴾
85) و برکت داد – انکه برای  اوست -فرمانروائی آسمانها و زمین و آنچه که  میان آندو است – و نزد اوست علم لحظه (قیامت ) و بسوی او مراجعت کرده می شوید
وَلَا يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِهِ الشَّفَاعَةَ إِلَّا مَن شَهِدَ بِالْحَقِّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ ﴿86﴾
86) و مالک نمی شوند آنانکه دعوت می کنند از غیر او شفاعت کردن  را – مگر کسی که شهادت داد بحق و ایشان علم دارند
وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ ﴿87﴾
87) و البته چنانچه سئوال کردی ایشان را کیست که خلق کرد ایشان را- البته می گویند حتماً خداوند – پس چگونه منحرف کرده می شوند
وَقِيلِهِ يَارَبِّ إِنَّ هَؤُلَاء قَوْمٌ لَّا يُؤْمِنُونَ ﴿88﴾
88) و گفتاراو (پیامبر) است - ای پروردگار من – همانا اینهایند قومی که ایمان نمی آورند
فَاصْفَحْ عَنْهُمْ وَقُلْ سَلَامٌ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ ﴿89﴾
89) پس مدارا کن  از(جهل ) ایشان و بگو سلام – پس بزودی علم می یابند



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر