۱۳۹۰ مرداد ۲۶, چهارشنبه

از ســوره الروم (30) تافاطر (35)


ســوره الروم (30)

بخش روم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
بنام خداوند بخشاینده بخشایشگر
      الم ﴿1﴾
1)     معنی حروف مقطعه در  آخر  آمده است.
غُلِبَتِ الرُّومُ ﴿2﴾
2)     مغلوب کرده شد روم (بدست پارسیها)
فِي أَدْنَى الْأَرْضِ وَهُم مِّن بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ ﴿3﴾
3)     در نزدیکترین زمین ( به اهل حق ) و ایشان(رومیان) از بعد مغلوب شدنشان– بزودی غالب می شوند
فِي بِضْعِ سِنِينَ لِلَّهِ الْأَمْرُ مِن قَبْلُ وَمِن بَعْدُ وَيَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ ﴿4﴾
4)   در چندین سالهائی که ( از 3 تا 9 است ) برای خداوند است امر از قبل و ازبعد(فرقی نمی کند کی پیروز می شود و کی شکست می خورد  ) – و دورانگاهی که شاد می شوند ایمان آورندگان (به حق که دوابر قدرت مشغول همند )
بِنَصْرِ اللَّهِ يَنصُرُ مَن يَشَاء وَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ ﴿5﴾
5)     به یاری خداوند – یاری می کند کسی را که می خواهد – و او شرافتمند بخشایشگراست
وَعْدَ اللَّهِ لَا يُخْلِفُ اللَّهُ وَعْدَهُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ ﴿6﴾
6)     وعده خداوند است – که تخلف نمی کند خداوند و عده اش را – و لکن اکثر مردم علم ندارند
يَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِّنَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ ﴿7﴾
7)     علم دارند به ظاهری از زندگانی دنیا – و ایشان از آخرت – ایشانند که غافلانند
أَوَلَمْ يَتَفَكَّرُوا فِي أَنفُسِهِمْ مَا خَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَأَجَلٍ مُّسَمًّى وَإِنَّ كَثِيرًا مِّنَ النَّاسِ بِلِقَاء رَبِّهِمْ لَكَافِرُونَ ﴿8﴾
8)   آیا و تفکر نکردند در خودهایشان – که خلق نکرد خداوند آسمانها و زمین را  مگر بحق – و اجلی نامبرده شده – و همانا بسیاری از مردم به ملاقات پروردگارشان البته کافرانند
أَوَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ كَانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَأَثَارُوا الْأَرْضَ وَعَمَرُوهَا أَكْثَرَ مِمَّا عَمَرُوهَا وَجَاءتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا كَانَ اللَّهُ لِيَظْلِمَهُمْ وَلَكِن كَانُوا أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ ﴿9﴾
9)   آیا و سیر نکردند در زمین پس نگاه کننده که چطور بود عاقبت آنانکه از قبل ایشانند – بودند شدیدتر از ایشان در نیرو – و زیر و رو کردند زمین را و عمارت کردند او را بیشتر از آنچه  که عمارت کردند (قبلیها ) او را-  و آمد ایشان را رسولانشان به بیّنات - پس نبود خداوند تا ظلم کند ایشان را و لکن بودند که خودهایشان ظلم می کردند
ثُمَّ كَانَ عَاقِبَةَ الَّذِينَ أَسَاؤُوا السُّوأَى أَن كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَكَانُوا بِهَا يَسْتَهْزِؤُون ﴿10﴾
10) سپس بود عاقبت آنانکه بد کردند – بدیها - اینکه تکذیب کردند آیات خداوند را و بودند به او استهزاء می کردند
اللَّهُ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿11﴾
11) خداوند شروع می کند خلق را سپس اعاده می کند او را ( پس از مرگ) سپس بسوی او مراجعت کرده می شوید
وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يُبْلِسُ الْمُجْرِمُونَ ﴿12﴾
12) و دورانی که برپا می شود لحظه (قیامت ) سراسیمه می شوند مجرمان
وَلَمْ يَكُن لَّهُم مِّن شُرَكَائِهِمْ شُفَعَاء وَكَانُوا بِشُرَكَائِهِمْ كَافِرِينَ ﴿13﴾
13) و نبود برای ایشان از شریکانشان شفاعت کنندگان – بودند به شریکانشان کافران
وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يَوْمَئِذٍ يَتَفَرَّقُونَ ﴿14﴾
14) و دورانی که قائم می شود لحظه (قیامت ) دورانگاهی که متفرق می شوند ( اهل حق و باطل از هم جدا می شوند)
فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَهُمْ فِي رَوْضَةٍ يُحْبَرُونَ ﴿15﴾
15) پس اما آنانکه ایمان آوردند و عمل کردند اصلاحات را – پس ایشان در رامشگاهی مسرور می شوند
وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَلِقَاء الْآخِرَةِ فَأُوْلَئِكَ فِي الْعَذَابِ مُحْضَرُونَ ﴿16﴾
16) و اما آنانکه کافر شدند و تکذیب کردند آیات ما را و ملاقات آخرت را – پس آنها در عذاب حاضر کرده شدگانند
فَسُبْحَانَ اللَّهِ حِينَ تُمْسُونَ وَحِينَ تُصْبِحُونَ ﴿17﴾
17) پس فعال (مطلق ) خداوند است وقتی که داخل عصر می شوید  و وقتی که داخل صبح  می شوید
 وَلَهُ الْحَمْدُ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَعَشِيًّا وَحِينَ تُظْهِرُونَ ﴿18﴾
18) و برای اوست ستایش در آسمانها و زمین و تارگاه(شب) و - وقتی که ظهر می کنید
يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَيُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ وَيُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَكَذَلِكَ تُخْرَجُونَ ﴿19﴾
19) بیرون می آورد زنده را از مرده و بیرون می آورد مرده را از زنده - و زنده می کند زمین را بعد از مردنش- و بدینسان بیرون آورده می شوید
وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ إِذَا أَنتُم بَشَرٌ تَنتَشِرُونَ ﴿20﴾
20) و از آیاتش اینکه خلق کرد شما را از خاک سپس آنگاه شما ئید - بشری که منتشر  می شوید
وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ ﴿21﴾
21) و از آیاتش اینکه خلق کرد برای شما از خودهایتان لنگه هائی – تا آرامش گیرید بسوی او – و قرار داد میانتان علاقه و بخشش را – همانا در آن البته آیاتی است برای قومی که تفکر می کنند
وَمِنْ آيَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَأَلْوَانِكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّلْعَالِمِينَ ﴿22﴾
22) و از آیاتش خلق کردن آسمانها و زمین و اختلاف زبانهایتان و رنگهایتان است – همانا در آن البته آیاتی برای جهانیان است
وَمِنْ آيَاتِهِ مَنَامُكُم بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَابْتِغَاؤُكُم مِّن فَضْلِهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَسْمَعُونَ ﴿23﴾
23) و از آیاتش خوابتان به شب و روز و جستنتان از فضلش است – همانا در آن البته آیاتی است برای قومی که می شنوند
وَمِنْ آيَاتِهِ يُرِيكُمُ الْبَرْقَ خَوْفًا وَطَمَعًا وَيُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاء مَاء فَيُحْيِي بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ ﴿24﴾
24) و از آیات اوست که می نماید به شما برق را با ترس (از صاعقه ) و طمع (باران ) و نازل می کند از آسمان آبی را پس زنده می کند به او زمین را بعد از مردنش -  همانا در آن البته آیاتی است برای قومی که تعقل می کنند
وَمِنْ آيَاتِهِ أَن تَقُومَ السَّمَاء وَالْأَرْضُ بِأَمْرِهِ ثُمَّ إِذَا دَعَاكُمْ دَعْوَةً مِّنَ الْأَرْضِ إِذَا أَنتُمْ تَخْرُجُونَ ﴿25﴾
25) و از آیاتش اینکه بر پا می دارد آسمانها و زمین را به امرش – سپس آنگاه که دعوت کرد شما را به دعوتی از زمین – آنگاه شما بیرون می آئید ( از قبر ها)
وَلَهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ كُلٌّ لَّهُ قَانِتُونَ ﴿26﴾
26) و برای او است – کسانیکه در آسمانها و زمینند همه برای او فروتنانند
وَهُوَ الَّذِي يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ وَهُوَ أَهْوَنُ عَلَيْهِ وَلَهُ الْمَثَلُ الْأَعْلَى فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿27﴾
27) و اوست آنکه شروع می کند خلق را سپس اعاده می کند او را (بعد از مرگ) و او سبکتر است بر او – و برای او است مثل متعالی در آسمانها و زمین – و او شرافتمند حکیم است
ضَرَبَ لَكُم مَّثَلًا مِنْ أَنفُسِكُمْ هَل لَّكُم مِّن مَّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُم مِّن شُرَكَاء فِي مَا رَزَقْنَاكُمْ فَأَنتُمْ فِيهِ سَوَاء تَخَافُونَهُمْ كَخِيفَتِكُمْ أَنفُسَكُمْ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ ﴿28﴾
28) زد برای شما مثلی را از خودهایتان – آیا برای شماست – از آنچه که مالک شد اختیارهایتان( اسیران جنگی ) از شریکانی؟- در آنچه که  رزق دادیم شما را  پس شما در او مساوید – می ترسید ایشان را مانند ترسیدنتان از خودهایتان – بدینسان تفصیل می دهیم آیات را برای قومی که تعقّل می کنند
بَلِ اتَّبَعَ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَهْوَاءهُم بِغَيْرِ عِلْمٍ فَمَن يَهْدِي مَنْ أَضَلَّ اللَّهُ وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِينَ ﴿29﴾
29) بلکه پیروی کردند آنانکه ظلم کردند هوسهایشان را بدون علمی – پس چه کسی هدایت می کند کسی را که گمراه کرد خداوند – و نیست برای ایشان از یاری کنندگان
فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ ﴿30﴾
30) پس بر پا دار جهتت را برای دین (قانون حق)صحیح که هویت الهی است – آن که هویت داد مردم را بر او – نیست تبدیلی برای خلق خداوند – آن است دین ( قانون حق)پایدار – و لکن بیشتر مردم علم ندارند
مُنِيبِينَ إِلَيْهِ وَاتَّقُوهُ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ ﴿31﴾
31) جانشین کنندگان (توحید) بسوی او-  و  متقی شوید (با اصول راهنمای حق ) او را  و برپا دارید نماز را و نشوید از مشرکین
مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ ﴿32﴾
32) از آنانکه متفرق کردند دینشان (قانونشان ) را و بودند شیعه ها – هر حزبی بآنچه که نزد ایشان است شادمانند
وَإِذَا مَسَّ النَّاسَ ضُرٌّ دَعَوْا رَبَّهُم مُّنِيبِينَ إِلَيْهِ ثُمَّ إِذَا أَذَاقَهُم مِّنْهُ رَحْمَةً إِذَا فَرِيقٌ مِّنْهُم بِرَبِّهِمْ يُشْرِكُونَ ﴿33﴾
33) و آنگاه که درک کرد مردم را ضرری- دعوت کردند پروردگارشان را – جانشین کنندگان (توحید) بسوی او – سپس آنگاه که چشیدند ایشان از او رحمتی را – آنگاه فرقه ای از ایشان به پروردگارشان شرک می ورزند
لِيَكْفُرُوا بِمَا آتَيْنَاهُمْ فَتَمَتَّعُوا فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ ﴿34﴾
34) تا کافر شوند بآنچه که دادیم ایشان را – پس بهره مند شوید – پس بزودی علم می یابید
أَمْ أَنزَلْنَا عَلَيْهِمْ سُلْطَانًا فَهُوَ يَتَكَلَّمُ بِمَا كَانُوا بِهِ يُشْرِكُونَ ﴿35﴾
35) یا نازل کردیم بر -ایشان قاطعیتی -  پس او سخن می گوید بسبب آنچه که بودند به او شرک می ورزیدند
وَإِذَا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً فَرِحُوا بِهَا وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ إِذَا هُمْ يَقْنَطُونَ ﴿36﴾
36) و آنگاه که چشاندیم مردم را به رحمتی پس شاد شدند به او – و چنانچه اصابت کند ایشان را بدی بسبب آنچه که تقدیم کرد دستهایشان – آنگاه ایشانند که دلسرد می شوند
أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاء وَيَقْدِرُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ﴿37﴾
37) آیا و ندیدند همانا خداوند گسترش  می دهد رزق را برای کسی که می خواهد و اندازه می کند – همانا در آن البته آیاتی است برای قومی که ایمان می آورند
فَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ ذَلِكَ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ يُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿38﴾
38) پس بده به دارنده قرابت حقش را- و به درمانده - و فرزند جهت (حرکت توحیدی )- آن بهتر است برای آنانکه می خواهند جهت خداوند را و آنها ایشانند که رستگارانند .
وَمَا آتَيْتُم مِّن رِّبًا لِّيَرْبُوَ فِي أَمْوَالِ النَّاسِ فَلَا يَرْبُو عِندَ اللَّهِ وَمَا آتَيْتُم مِّن زَكَاةٍ تُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُضْعِفُونَ ﴿39﴾
39) و آنچه را که  دادید از زیادتی (ربا) تا زیاد شود در اموال مردم – پس زیاد نمی شود نزد خداوند – و آنچه را که  دادید از زکات که می خواهید جهت خداوند را – پس آنها ایشانند که مضاعف کنندگانند
اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكُمْ ثُمَّ رَزَقَكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ هَلْ مِن شُرَكَائِكُم مَّن يَفْعَلُ مِن ذَلِكُم مِّن شَيْءٍ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ ﴿40﴾
40) خداوند است آنکه خلق کرد شما را – سپس رزق داد شما را – سپس می میراند شما را – سپس زنده می کند شما را – آیا از شریکان شما کسی می کند از آن(کارها )بشما از چیزی-  فعال (مطلق ) اوست و متعالی است از آنچه که  شرک می ورزند
ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ لِيُذِيقَهُم بَعْضَ الَّذِي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ﴿41﴾
41) ظاهر شد فساد (باطلمداری ) درصحرا و دریا بسبب آنچه که کسب کرد دستهای مردم – تا بچشاند ایشان را بعضی از آنکه  عمل کردند- شاید ایشان مراجعت کنند (به حق )
قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِن قَبْلُ كَانَ أَكْثَرُهُم مُّشْرِكِينَ ﴿42﴾
42) بگو سیر کنید در زمین – پس نگاه کنید که چطور بود عاقبت آنانکه از قبل  بودند - بیشترشان مشرکانند
فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ الْقَيِّمِ مِن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لَّا مَرَدَّ لَهُ مِنَ اللَّهِ يَوْمَئِذٍ يَصَّدَّعُونَ ﴿43﴾
43) پس برپا دار جهتت  را برای دین ( قانون حق ) پایدار – از قبل اینکه بیاید دورانی که نیست-  ردّ کردن برای او از خداوند – دورانگاهی که  تر کیده می شوند (از ناراحتی   )
مَن كَفَرَ فَعَلَيْهِ كُفْرُهُ وَمَنْ عَمِلَ صَالِحًا فَلِأَنفُسِهِمْ يَمْهَدُونَ ﴿44﴾
44)  هر کس کفر ورزید پس بر (عهده ) اوست کفرش – و هر کس عمل کرد اصلاحی را – پس برای خودهایشان آماده می کنند
لِيَجْزِيَ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِن فَضْلِهِ إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الْكَافِرِينَ ﴿45﴾
45) تا جزا دهد (خداوند ) آنانرا که ایمان آوردند و عمل کردند اصلاحات (حقمداری ) را از فضلش- همانا او (خداوند ) دوست نمی دارد کافران را
وَمِنْ آيَاتِهِ أَن يُرْسِلَ الرِّيَاحَ مُبَشِّرَاتٍ وَلِيُذِيقَكُم مِّن رَّحْمَتِهِ وَلِتَجْرِيَ الْفُلْكُ بِأَمْرِهِ وَلِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ﴿46﴾
46) و از آیاتش اینکه بفرستد باد را بشارت دهندگان و تا بچشاند شما را از رحمتش و تا جاری کند کشتی را به امرش و تا بجوئید از فضلش – و شاید شما شکر کنید
وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ رُسُلًا إِلَى قَوْمِهِمْ فَجَاؤُوهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَانتَقَمْنَا مِنَ الَّذِينَ أَجْرَمُوا وَكَانَ حَقًّا عَلَيْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ ﴿47﴾
47) و البته بدرستیکه فرستادیم از قبل تو – رسولانی را بسوی قومشان – پس آوردند ایشان را بینات (دلایل شفاف) – پس انتقام گرفتیم از آنانکه مجرم شدند -  و بود حقی بر ما - یاری کردن ایمان آورندگان
اللَّهُ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّيَاحَ فَتُثِيرُ سَحَابًا فَيَبْسُطُهُ فِي السَّمَاء كَيْفَ يَشَاء وَيَجْعَلُهُ كِسَفًا فَتَرَى الْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلَالِهِ فَإِذَا أَصَابَ بِهِ مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ إِذَا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ ﴿48﴾
48) خداوند است آنکه می فرستد باد را – پس زیر و رو می کند ابر(کشاننده)  را – پس گسترش  می دهد او را در آسمان – چطور که می خواهد و قرار می دهد او را قطعه ای( ابر متراکم ) – پس می بینی قطره را که بیرون می آید از خلالش – پس آنگاه که اصابت داد به او کسی را که می خواهد از پرستندگانش – آنگاه ایشان بشارت می دهند
وَإِن كَانُوا مِن قَبْلِ أَن يُنَزَّلَ عَلَيْهِم مِّن قَبْلِهِ لَمُبْلِسِينَ ﴿49﴾
49) و چنانچه بودند از قبل اینکه نازل کرده شودبه ایشان(باران) از قبل او البته  سراسیمگان
فَانظُرْ إِلَى آثَارِ رَحْمَتِ اللَّهِ كَيْفَ يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا إِنَّ ذَلِكَ لَمُحْيِي الْمَوْتَى وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿50﴾
50) پس نگاه کن بسوی آثار رحمت خداوند چطور زنده (سبز ) می کند زمین را بعد از مردنش – همانا آن البته زنده کننده مردگان است – و او بر هر چیزی قادر است
وَلَئِنْ أَرْسَلْنَا رِيحًا فَرَأَوْهُ مُصْفَرًّا لَّظَلُّوا مِن بَعْدِهِ يَكْفُرُونَ ﴿51﴾
51) و البته چنانچه فرستادیم بادی را – پس دیدند او(زمین ) را زرد شده ای – البته ادامه دادند از بعد او که کفر می ورزند
فَإِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَى وَلَا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَاء إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ ﴿52﴾
52) پس همانا تو نمی شنوانی مردگان را – و نمی شنوانی کران را به دعوت کردن – آنگاه که رویگردانیدند – پشت کنندگان
وَمَا أَنتَ بِهَادِي الْعُمْيِ عَن ضَلَالَتِهِمْ إِن تُسْمِعُ إِلَّا مَن يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا فَهُم مُّسْلِمُونَ ﴿53﴾
53) و نیستی تو هدایت کننده کوران ازگمراهیشان - نمی شنوانی مگر کسی را که ایمان می آورد به آیات ما پس ایشان اسلام آورندگانند
اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن ضَعْفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِن بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّةً ثُمَّ جَعَلَ مِن بَعْدِ قُوَّةٍ ضَعْفًا وَشَيْبَةً يَخْلُقُ مَا يَشَاء وَهُوَ الْعَلِيمُ الْقَدِيرُ ﴿54﴾
54) خداوند است آنکه خلق کرد شما را از ضعف - سپس قرار داد از بعد ضعف قوتی را – سپس قرار داد از بعد قوت ضعفی را – و پیری را – خلق می کند آنچه را که می خواهد – و او عالم قادر است
وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يُقْسِمُ الْمُجْرِمُونَ مَا لَبِثُوا غَيْرَ سَاعَةٍ كَذَلِكَ كَانُوا يُؤْفَكُونَ ﴿55﴾
55) و دورانی که قائم می شود لحظه (قیامت ) قسم یاد می کنند مجرمین – که درنگ نکردند ( دربرزخ ) جز لحظه ای بدینسان بودند که منحرف می شدند
وَقَالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَالْإِيمَانَ لَقَدْ لَبِثْتُمْ فِي كِتَابِ اللَّهِ إِلَى يَوْمِ الْبَعْثِ فَهَذَا يَوْمُ الْبَعْثِ وَلَكِنَّكُمْ كُنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ ﴿56﴾
56) و گفتند آنانکه داده شدند علم و ایمان را – البته بدرستیکه درنگ کردید در کتاب (برنامه ) خداوند تا دوران منبعث شدن  (دوباره ) – پس این دوران منبعث شدن  است – و لکن شما بودید که علم نمی داشتید
فَيَوْمَئِذٍ لَّا يَنفَعُ الَّذِينَ ظَلَمُوا مَعْذِرَتُهُمْ وَلَا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ ﴿57﴾
57) پس ایندورانگاه نفع نمی دهد آنانرا که ظلم کردند عذر خواهی شان - و نه ایشان را رضایت داده می شوند
وَلَقَدْ ضَرَبْنَا لِلنَّاسِ فِي هَذَا الْقُرْآنِ مِن كُلِّ مَثَلٍ وَلَئِن جِئْتَهُم بِآيَةٍ لَيَقُولَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ أَنتُمْ إِلَّا مُبْطِلُونَ ﴿58﴾
58) و البته بدرستیکه زدیم ما برای مردم در این قرآن از هر مثلی – و البته چنانچه آوردی ایشان را  آیه ای – البته می گویند حتماً – آنانکه کافر شدند نیستید شما مگر باطل کنندگان
كَذَلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ ﴿59﴾
59) بدینسان حک می کند خداوند بر دلهای آنانکه علم ندارند
فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَلَا يَسْتَخِفَّنَّكَ الَّذِينَ لَا يُوقِنُونَ ﴿60﴾
60) پس صبر کن – همانا وعده خداوند حق است و سبک (بی توجه ) نکند حتماً ترا (به حق )آنانکه یقین نمی کنند








                                                                      












سوره لقمــان (31)
بخش لقمــــان
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
بنام خداوند بخشاینده بخشایشگر
       الم ﴿1﴾
1)     معنی حروف مقطعه درآخر  آمده است
         تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْحَكِيمِ ﴿2﴾
2)     این است آیات کتاب حکم کننده
هُدًى وَرَحْمَةً لِّلْمُحْسِنِينَ ﴿3﴾
3)     هدایتی و رحمتی است  برای نیکوکاران
الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ ﴿4﴾
4)     آنان که برپا می دارند نماز را و می دهند زکات را و ایشان به آخرت – ایشانند که یقین می کنند
أُوْلَئِكَ عَلَى هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿5﴾
5)     آنها-   بر هدایتند  از پروردگارشان – و آنها – ایشانند که رستگارانند
وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَن سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَيَتَّخِذَهَا هُزُوًا أُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ ﴿6﴾
6)   و از مردم  است کسی که خرید می کند سرگرم کننده کلامی را – تا گمراه کند (خودومردم را ) از جهت ( حاکمیت ولایت جمهورمردم بجانشینی از حاکمیت ولایت مطلقه ) خداوند بدون علمی- و گیرد او را (کلام حق را ) به استهزاء – آنهایند که برای ایشان است عذاب پست  کننده
وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ آيَاتُنَا وَلَّى مُسْتَكْبِرًا كَأَن لَّمْ يَسْمَعْهَا كَأَنَّ فِي أُذُنَيْهِ وَقْرًا فَبَشِّرْهُ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ ﴿7﴾
7)   و آنگاه که تلاوت می شود بر او آیات ما – رویگردانید متکبرانه – گویا که نشنید او را – گویا اینکه در گوش او سنگینی است – پس مژده بده او را به عذاب دردناک
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ جَنَّاتُ النَّعِيمِ ﴿8﴾
8)     همانا آنانکه ایمان آوردند و عمل کردند اصلاحات را برای ایشان بهشت های نعمت است
خَالِدِينَ فِيهَا وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿9﴾
9)     جاویدانند در او – وعده خداوند حق است و او شرافتمند حکیم است
خَلَقَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا وَأَلْقَى فِي الْأَرْضِ رَوَاسِيَ أَن تَمِيدَ بِكُمْ وَبَثَّ فِيهَا مِن كُلِّ دَابَّةٍ وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاء مَاء فَأَنبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ ﴿10﴾
10) خلق کرد آسمانها را بدون ستونی که می بینید او را- و انداخت در زمین لنگرهایی  اینکه (مبادا) خم شود به شما- و پخش کرد در او از هر جنبنده ای- و نازل کردیم از آسمان آبی را – پس رویاندیم در او از هر لنگه ای گرامی 
 هَذَا خَلْقُ اللَّهِ فَأَرُونِي مَاذَا خَلَقَ الَّذِينَ مِن دُونِهِ بَلِ الظَّالِمُونَ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ﴿11﴾
11) این است خلق خداوند-  پس نشان دهید مرا  چه چیزی را خلق کردند – آنانکه از غیر اویند- بلکه ظالمان در گمراهی شفافند
وَلَقَدْ آتَيْنَا لُقْمَانَ الْحِكْمَةَ أَنِ اشْكُرْ لِلَّهِ وَمَن يَشْكُرْ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ ﴿12﴾
12) و البته بدرستیکه دادیم لقمان را حکمت (اصول داوری میان حق و باطل ) اینکه شکر کن برای خداوند - و هر کس شکر کند پس قطعاً شکر می کند برای خودش- و کسی که کافر شد – پس همانا خداوند غنی ستایش شده است
وَإِذْ قَالَ لُقْمَانُ لِابْنِهِ وَهُوَ يَعِظُهُ يَا بُنَيَّ لَا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ ﴿13﴾
13) و آنگاه که گفت لقمان برای فرزندش و او پند می دهد او را – ای فرزندک من شرک نورز به خداوند – همانا شرک البته ظلم عظیمی است
وَوَصَّيْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَيْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَى وَهْنٍ وَفِصَالُهُ فِي عَامَيْنِ أَنِ اشْكُرْ لِي وَلِوَالِدَيْكَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ ﴿14﴾
14) و وصیت کردیم انسان را بوالدینش – حمل کرد او را مادرش سستی بر سستی و جدا کردنش (از شیر ) در دو گردش (سال ) اینکه شکر کن برای من و برای والدینت – بسوی من است شدن ( امور)
وَإِن جَاهَدَاكَ عَلى أَن تُشْرِكَ بِي مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا وَصَاحِبْهُمَا فِي الدُّنْيَا مَعْرُوفًا وَاتَّبِعْ سَبِيلَ مَنْ أَنَابَ إِلَيَّ ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿15﴾
15) و چنانچه کوشش   کردند ( پدر و مادر ) ترا براینکه شرک بورزی به من (خداوند ) – انچه را که نیست برای تو به او علمی – پس اطاعت نکن آندو را و همراهی کن آندو را در دنیا به شناخت (حقوق و تکالیف) پیروی کن جهت کسی را که جانشین کرد (توحید را ) به سوی من – سپس بسوی من است مراجعت کردن شما – پس خبر می دهم شما را بسبب  آنچه که  بودید عمل می کردید
يَا بُنَيَّ إِنَّهَا إِن تَكُ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ فَتَكُن فِي صَخْرَةٍ أَوْ فِي السَّمَاوَاتِ أَوْ فِي الْأَرْضِ يَأْتِ بِهَا اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَطِيفٌ خَبِيرٌ ﴿16﴾
16) ای فرزندک من – همانا او (اعمال انسان ) چنانچه بود به سنگینی دانه ای از خردل – سپس بشود در صخره ای یا در آسمانها یا در زمین-  می آورد او را خداوند – همانا خداوند ملایمت کننده آگاه است
يَا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلَاةَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنكَرِ وَاصْبِرْ عَلَى مَا أَصَابَكَ إِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ ﴿17﴾
17) ای فرزندک من برپادار نماز را و امر کن به معروف (شناخت حقوق  و تکالیف) و نهی کن از منکر (ابهامات ) و صبر کن بر آنچه که اصابت کرد ترا – همانا آن از ثبات در امور است
وَلَا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ وَلَا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحًا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ ﴿18﴾
18) و نپیچان گونه ات را برای مردم و راه نرو در زمین عشوه گرانه – همانا خداوند دوست نمی دارد هر خیال کننده نازنده را
وَاقْصِدْ فِي مَشْيِكَ وَاغْضُضْ مِن صَوْتِكَ إِنَّ أَنكَرَ الْأَصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ ﴿19﴾
19) هموار باش در راه رفتنت و فرو گیر ازصدایت - همانا مبهم ترین صداها البته صدای خر هاست
أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُم مَّا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً وَمِنَ النَّاسِ مَن يُجَادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَلَا هُدًى وَلَا كِتَابٍ مُّنِيرٍ ﴿20﴾
20) آیا ندیدید همانا خداوند مسخّر کرد برای شما آنچه را که  در آسمانها و آنچه را که  در زمین است - و تمام نمود بر شما نعمتش را ظاهری و باطنی – و از مردم کسی است که مجادله می کند در (وجود ) خداوند بدون علمی (تجربه) و نه هدایتی (الهامی ) ونه کتاب نور دهنده ای
وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءنَا أَوَلَوْ كَانَ الشَّيْطَانُ يَدْعُوهُمْ إِلَى عَذَابِ السَّعِيرِ ﴿21﴾
21) و آنگاه که گفته شد برای ایشان پیروی کنید آنچه را که نازل کرد خداوند – گفتند بلکه پیروی می کنیم آنچه را که یافتیم بر او اجدادمان را – آیا و اگر که بود  شیطان دعوت می کرد ایشان را بسوی عذاب شعله ور
وَمَن يُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى وَإِلَى اللَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ ﴿22﴾
22) و هر کس سالم کند جهتتش را بسوی خداوند و او نیکوکار است – پس بدرستیکه متمسک شد به گیره استواری – و بسوی خداوند است عاقبت امور
وَمَن كَفَرَ فَلَا يَحْزُنكَ كُفْرُهُ إِلَيْنَا مَرْجِعُهُمْ فَنُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُوا إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ﴿23﴾
23) و کسی که کافر شد – پس اندوهگین نکند  ترا کفر او- بسوی ما است مراجعتشان – پس خبر می دهیم ایشان را به آنچه که عمل کردند – همانا خداوند عالم است به دارائی سینه ها (ذهنها )
نُمَتِّعُهُمْ قَلِيلًا ثُمَّ نَضْطَرُّهُمْ إِلَى عَذَابٍ غَلِيظٍ ﴿24﴾
24) بهره مند می کنیم ایشان را اندکی – سپس مضطر می کنیم ایشان را بسوی عذاب غلیظ
وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ ﴿25﴾
25) و البته چنانچه سئوال کردی ایشان را کیست-  که خلق کرد آسمانها و زمین را – البته می گویند حتماً خداوند-  بگو ستایش برای خداوند است بلکه اکثرشان علم ندارند
لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ ﴿26﴾
26) برای خداوند است آنچه که در آسمانها و زمین است همانا خداوند است که او غنی ستایش شده است
وَلَوْ أَنَّمَا فِي الْأَرْضِ مِن شَجَرَةٍ أَقْلَامٌ وَالْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِن بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ مَّا نَفِدَتْ كَلِمَاتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ﴿27﴾
27) و اگر همانا آنچه که در زمین است از درخت قلمهایی(بشود)  و دریا که مدد می رساند او را از بعد او هفت دریاها (مرکب ) پایان نمی یابد کلمات خداوند – همانا خداوند شرافتمند حکیم است
مَّا خَلْقُكُمْ وَلَا بَعْثُكُمْ إِلَّا كَنَفْسٍ وَاحِدَةٍ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ ﴿28﴾
28) نیست خلق کردن شما و نه منبعث کردن  شما ( در قیامت ) مگر مانند نفس واحد (یک شخص) همانا خداوند شنوای بینشمند  است
أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى وَأَنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ ﴿29﴾
29) آیا ندیدی همانا خداوند وارد  می کند شب را در روز و-  وارد می کند روز را در شب و مسخر کرد خورشید وماه را – همگی جاری می شوند تا اجل نام برده شده ای – و همانا خداوند بآنچه که عمل می کنید آگاه  است
         ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّ مَا يَدْعُونَ مِن دُونِهِ الْبَاطِلُ وَأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ ﴿30﴾
30) آن است - بسببی که همانا خداوند اوست که حق است - و همانا آنچه را که  دعوت می کنند از غیر او باطل است- و همانا خداوند اوست که متعال کبیر (بی نهایت ) است
      أَلَمْ تَرَ أَنَّ الْفُلْكَ تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِنِعْمَتِ اللَّهِ لِيُرِيَكُم مِّنْ آيَاتِهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ ﴿31﴾
31) آیا ندیدی همانا کشتی جاری می شود در دریا به نعمت خداوند – تا نشان دهد شما را از آیاتش - همانا در آن است البته آیاتی برای هر صبر کننده شکر کننده
وَإِذَا غَشِيَهُم مَّوْجٌ كَالظُّلَلِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ فَمِنْهُم مُّقْتَصِدٌ وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلَّا كُلُّ خَتَّارٍ كَفُورٍ ﴿32﴾
32) و آنگاه  که پوشاند ایشان را موجی مانند تداومها ی ( کوه  )    -  دعوت کردند خداوند را خالص کنندگان برای او  دین (قانون حق ) را – پس زمانی که نجات داد ایشان را بسوی صحرا – پس از ایشان است مقصد داری (به حق) و ردّ نمی کند آیات ما را مگر بی وفای کفرورنده
يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ وَاخْشَوْا يَوْمًا لَّا يَجْزِي وَالِدٌ عَن وَلَدِهِ وَلَا مَوْلُودٌ هُوَ جَازٍ عَن وَالِدِهِ شَيْئًا إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَلَا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَلَا يَغُرَّنَّكُم بِاللَّهِ الْغَرُورُ ﴿33﴾
33) ای مردم متقی شوید ( با عمل به اصول راهنمای حق) پروردگارتان را  و بهراسید دورانی را که کفایت نمی کند والدی (زاینده ای ) از ولدش  (از زاده اش) و نه مولودی (زاده شده ای ) که او کفایت کننده باشد از والدش چیزی را – همانا وعده خداوند حق است – پس فریب ندهد حتماً شما را زندگانی دنیا – و فریب ندهد حتماً شما را بخداوند – فریب دهنده
إِنَّ اللَّهَ عِندَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَيُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْأَرْحَامِ وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ مَّاذَا تَكْسِبُ غَدًا وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ ﴿34﴾ 
34)همانا خداوند است که نزد اوست علم لحظه (قیامت و کسی نمی داند  ) و نازل می کند مساعدت - را و علم دارد بآنچه که در رحمها است (و انسان به عنوان خلیفه خدا می تواند اینها را بداند )و نمی داند شخصی چه چیزی کسب می کند فردا – و نمی داند شخصی به کدام زمین می میرد (انسان فردا یش را نمی داند و مرگش را هم نمی داند و اگر بدان مانع فعالیت و تکامل علمی او می شود )- همانا خداوند عالم آگاه است. 














سوره السجـــده (32)
بخش  قبـــول کردن
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
بنام خداوند بخشاینده بخشایشگر
           
      الم ﴿1﴾
1)     معنی حروف مقطعه در آخر  آمده است
  تَنزِيلُ الْكِتَابِ لَا رَيْبَ فِيهِ مِن رَّبِّ الْعَالَمِينَ ﴿2﴾
2)     نازل کردن کتاب که نیست شکی در او از پروردگار جهانیان است
أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ بَلْ هُوَ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ لِتُنذِرَ قَوْمًا مَّا أَتَاهُم مِّن نَّذِيرٍ مِّن قَبْلِكَ لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ ﴿3﴾
3)   یا می گویند بافت اورا(محمد) – بلکه او حق است از پروردگارت - تا اخطار کنی قومی را که نیامد ایشان را از اخطار کننده ای از قبل تو-  شاید ایشان هدایت یابند
اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ مَا لَكُم مِّن دُونِهِ مِن وَلِيٍّ وَلَا شَفِيعٍ أَفَلَا تَتَذَكَّرُونَ ﴿4﴾
4)   خداوند است  آنکه خلق کرد آسمانها و زمین را و آنچه که  میان آندوست در شش دورانی – سپس پرداخت بر عرش (حیات) - نیست برای شما از غیر او یاوری و نه شفاعت کننده ای – آیا پس متذکر نمی شوید
يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّمَاء إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِّمَّا تَعُدُّونَ ﴿5﴾
5)   تدبیر می کند امر را از آسمان ( از مبداء آسمان هفتم که هسته زمین است ) بسوی زمین (بروی زمین ) سپس عروج می کند بسوی او (تاانتهای آسمان هفتم) در دورانی که بود مقدار او هزار سال از آنچه که می شمارید (در  دنیا )
ذَلِكَ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ ﴿6﴾
6)     آن است عالم به غیب و شهود که شرافتمند بخشایشگر است
الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الْإِنسَانِ مِن طِينٍ ﴿7﴾
7)     آنکه نیکو کرد هر چیزی را که خلق کرد او را - و شروع کرد خلق کردن انسان را از گِل .
ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِن سُلَالَةٍ مِّن مَّاء مَّهِينٍ ﴿8﴾
8)     سپس قرار داد نسل او را از چکیده ای از آب پست
ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِيهِ مِن رُّوحِهِ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ قَلِيلًا مَّا تَشْكُرُونَ ﴿9﴾
9)   سپس پردازش کرد او را و دمید در او از روحش(قانون هستی) و قرار داد برای شما شنوائی و بینائی و ترجیح دهنده ( عقل) را  اندک است آنچه را که  شکر می کنید
وَقَالُوا أَئِذَا ضَلَلْنَا فِي الْأَرْضِ أَئِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ بَلْ هُم بِلِقَاء رَبِّهِمْ كَافِرُونَ ﴿10﴾
10) و گفتند آیا آنگاه که گم شدیم در زمین ( با خاک شدن) – آیا همانا ما البته در  خلق شدن  جدیدیم – بلکه ایشان به ملاقات پروردگارشان کافرانند
قُلْ يَتَوَفَّاكُم مَّلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ ﴿11﴾
11) بگو تمام می کند(عمر ) شما را فرشته مرگ آنکه موکل شده  است بشما-  سپس بسوی پروردگارتان مراجعت کرده می شوید
وَلَوْ تَرَى إِذِ الْمُجْرِمُونَ نَاكِسُو رُؤُوسِهِمْ عِندَ رَبِّهِمْ رَبَّنَا أَبْصَرْنَا وَسَمِعْنَا فَارْجِعْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا إِنَّا مُوقِنُونَ ﴿12﴾
12) و اگر ببینی آنگاه که مجرمین فروافکندند سرهایشان را نزد پروردگارشان – پروردگار ما- بینش یافتیم- و شنیدیم (قیامت را ) پس برگردان (بدنیا ) ما را بکنیم اصلاحاتی را همانا ما یقین دارندگانیم
     وَلَوْ شِئْنَا لَآتَيْنَا كُلَّ نَفْسٍ هُدَاهَا وَلَكِنْ حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّي لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ
           أَجْمَعِينَ ﴿13﴾
13) و اگر می خواستیم البته می دادیم هر شخصی را هدایتش را(جبری) و لکن محقق شد گفتار از من -البته پر می کنم حتماً جهنم را از جنیان وانسانها همگی
فَذُوقُوا بِمَا نَسِيتُمْ لِقَاء يَوْمِكُمْ هَذَا إِنَّا نَسِينَاكُمْ وَذُوقُوا عَذَابَ الْخُلْدِ بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿14﴾
14) پس بچشید بسبب آنچه که  فراموش کردید ملاقات دورانتان را - که این است  (قیامت)همانا ما فراموش کردیم  شما  را و بچشید عذاب جاویدان رابسبب آنچه که بودید عمل میکردید
إِنَّمَا يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا الَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُوا بِهَا خَرُّوا سُجَّدًا وَسَبَّحُوا بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَهُمْ لَا يَسْتَكْبِرُونَ ﴿15﴾
15) قطعاً ایمان می آورند به آیات ما آنانکه – آنگاه که متذکر شدند به او-  فرو می آیند سجده کنان -  و فعالیت کردند به ستایش پروردگارشان و ایشان تکبر نمی کنند
تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ ﴿16﴾
16) خالی می کنند ( کنار می کشند ) پهلوهایشان را از خوابگاهها- دعوت می کنند پررودگارشان را بترس و طمعی – و از آنچه  که رزق دادیم ایشان را انفاق (هزینه ) می کنند
فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَّا أُخْفِيَ لَهُم مِّن قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزَاء بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿17﴾
17) پس علم ندارد شخصی بآنچه که  مخفی کرده شد ه است برای ایشان از آرامش چشمها – جزائی بسبب آنچه که  بودند عمل می کردند
أَفَمَن كَانَ مُؤْمِنًا كَمَن كَانَ فَاسِقًا لَّا يَسْتَوُونَ ﴿18﴾
18) آیا پس کسی که بود مومن - مانند کسی است  که بود فاسق ؟ مساوی نیستند
أَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَلَهُمْ جَنَّاتُ الْمَأْوَى نُزُلًا بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿19﴾
19) اما آنانکه ایمان آوردند و عمل کردند اصلاحات را پس برای ایشان است  بهشت هایی که  جایگاه است -  نازل کردنی است  بسبب آنچه که  بودند عمل می کردند
وَأَمَّا الَّذِينَ فَسَقُوا فَمَأْوَاهُمُ النَّارُ كُلَّمَا أَرَادُوا أَن يَخْرُجُوا مِنْهَا أُعِيدُوا فِيهَا وَقِيلَ لَهُمْ ذُوقُوا عَذَابَ النَّارِ الَّذِي كُنتُم بِهِ تُكَذِّبُونَ ﴿20﴾
20) و اما آنانکه تمرد کردند پس جایگاهشان آتش است هر گاه خواستند اینکه بیرون بیایند از او – اعاده  شدند در او – و گفته شد برای ایشان بچشید عذاب آتش را آنکه بودید بسببی او را  تکذیب می کردید
وَلَنُذِيقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذَابِ الْأَدْنَى دُونَ الْعَذَابِ الْأَكْبَرِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ﴿21﴾
21) و البته می چشانیم حتماً ایشان را از عذاب نزدیکتر(در دنیا)-  به غیر از عذاب بزرگتر(قیامت) شاید ایشان مراجعت کنند (بحق )
وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن ذُكِّرَ بِآيَاتِ رَبِّهِ ثُمَّ أَعْرَضَ عَنْهَا إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ مُنتَقِمُونَ ﴿22﴾
22) و کیست ظالمتر از کسی که تذکر داده شد به آیات پروردگارش – سپس اعراض کرد از او – همانا ما از مجرمین انتقام گیرندگانیم
وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ فَلَا تَكُن فِي مِرْيَةٍ مِّن لِّقَائِهِ وَجَعَلْنَاهُ هُدًى لِّبَنِي إِسْرَائِيلَ ﴿23﴾
23) و البته بدرستیکه دادیم موسی را کتاب – پس نشو - در تردید از ملاقات او (خداوند )– و قرار دادیم او را هدایتی برای بنی اسرائیل (فرزندان پرستنده خداوند )
وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَكَانُوا بِآيَاتِنَا يُوقِنُونَ ﴿24﴾
24) و قرار دادیم از ایشان امامانی که هدایت می کنند به امر ما زمانی که صبر کردند – وبودند به آیات ما یقین می کردند
إِنَّ رَبَّكَ هُوَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ ﴿25﴾
25) همانا پروردگارت اوست – که فاصله می اندازد میانشان بدوران قیامت – در آنچه بودند در او اختلاف می کردند
أَوَلَمْ يَهْدِ لَهُمْ كَمْ أَهْلَكْنَا مِن قَبْلِهِم مِّنَ الْقُرُونِ يَمْشُونَ فِي مَسَاكِنِهِمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ أَفَلَا يَسْمَعُونَ ﴿26﴾
26) آیا و هدایت نکرد برای ایشان – چقدر هلاک کردیم از قبل ایشان از قرنها – که راه می روند در مسکنهایشان – همانا در آن البته آیاتی است-  آیا پس نمی شنوند
أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّا نَسُوقُ الْمَاء إِلَى الْأَرْضِ الْجُرُزِ فَنُخْرِجُ بِهِ زَرْعًا تَأْكُلُ مِنْهُ أَنْعَامُهُمْ وَأَنفُسُهُمْ أَفَلَا يُبْصِرُونَ ﴿27﴾
27) آیا و ندیدند – همانا ما سوق می دهیم آب را بسوی زمین بایر- پس بیرون می آوریم بسبب  او زراعتی را که می خورد از او انعام (حیوانات ) شان و خودهایشان آیا پس بینش نمی یابید  
وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْفَتْحُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿28﴾
28) و می گویند کی است این گشایش (پیروزی اهل حق) چنانچه بودید راستگویان
قُلْ يَوْمَ الْفَتْحِ لَا يَنفَعُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِيمَانُهُمْ وَلَا هُمْ يُنظَرُونَ ﴿29﴾
29) بگو بدوران گشایش (پیروزی ) فایده نمی دهد آنانرا که کافر شدند – ایمان آوردنشان – و نه ایشان مهلت داده می شوند
فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَانتَظِرْ إِنَّهُم مُّنتَظِرُونَ ﴿30﴾
30) پس اعراض کن از ایشان و منتظر باش - همانا ایشان منتظرانند






                                                                                               



ســـوره الاحــزاب (33)
بخش حــزب هــا
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
بنام خداوند بخشاینده بخشایشگر

 يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ اتَّقِ اللَّهَ وَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَالْمُنَافِقِينَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا ﴿1﴾
1)   ای پیامبر تقوا داشته باش (با حفظ اصول راهنمای حق در اندیشه وبیان و عمل )خداوند را و اطاعت نکن کافران (منکران حق و حقوق انسان را ) و منافقان را همانا خداوند عالم حکیم است
وَاتَّبِعْ مَا يُوحَى إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا ﴿2﴾
2)     و پیروی کن آنچه را که وحی کرده می شود بسوی تو از پروردگارت ( از قوانین برابری در حقوق )– همانا خداوند بود بآنچه که  عمل می کنید آگاه
وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلًا ﴿3﴾
3)     و توکل کن بر خداوند – و کافی است که خداوند وکیل است
مَّا جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِّن قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ وَمَا جَعَلَ أَزْوَاجَكُمُ اللَّائِي تُظَاهِرُونَ مِنْهُنَّ أُمَّهَاتِكُمْ وَمَا جَعَلَ أَدْعِيَاءكُمْ أَبْنَاءكُمْ ذَلِكُمْ قَوْلُكُم بِأَفْوَاهِكُمْ وَاللَّهُ يَقُولُ الْحَقَّ وَهُوَ يَهْدِي السَّبِيلَ ﴿4﴾
4)   قرار نداد خداوند برای انسانی از دوقلب در درونش-(تا دو زن در نکاح مس داشته باشد ) و قرار نداد لنگه های شما را (که در نکاح مس هستند )  آنانکه ظِهار می کنید از ایشان مادرانتان-(مگر اینکه در نکاح بدون مس باشند )   و قرار نداد دعوت کرده هایتان (فرزند خوانده ها) را فرزندانتان – آن است  - شما را که گفتارتان است به دهنهایتان – و خداوند می گوید حق را – و او هدایت می کند به جهت (حق)
ادْعُوهُمْ لِآبَائِهِمْ هُوَ أَقْسَطُ عِندَ اللَّهِ فَإِن لَّمْ تَعْلَمُوا آبَاءهُمْ فَإِخْوَانُكُمْ فِي الدِّينِ وَمَوَالِيكُمْ وَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ فِيمَا أَخْطَأْتُم بِهِ وَلَكِن مَّا تَعَمَّدَتْ قُلُوبُكُمْ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا ﴿5﴾
5)   دعوت کنید ایشان را (فرزند خوانده ها را ) برای(نسب ) اجدادشان – که او با انصافتر  است ( در عمل به حقوق و تکالیف) نزد خداوند – پس چنانچه علم نداشتید به اجدادشان – پس نظیران شمایند در دین(قانون حق) و یاوران شما – و نیست بر شما باکی در آنچه که خطا کردید به او – و لکن آنچه را که  به عمد کرد دلهایتان(گناه است ) – و بود خداوند آمرزنده بخشایشگر
النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ وَأُوْلُو الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُهَاجِرِينَ إِلَّا أَن تَفْعَلُوا إِلَى أَوْلِيَائِكُم مَّعْرُوفًا كَانَ ذَلِكَ فِي الْكِتَابِ مَسْطُورًا ﴿6﴾
6)   پیامبر نزدیکتر است به ایمان آورندگان از خودشان (در رعایت حقوق شان ) و لنگه های  او مادران ایشانند (اگر در حیات پیامبر طلاق نگیرند )  و دارندگان رحمها بعضیشان نزدیکترند بر بعضی در کتاب خداوند از ایمان آورندگان و مهاجران - مگر اینکه بکنید به یاورانتان معروفی را (با شناخت از حق و تکلیف) و بود آن در کتاب سطر کرده شد
وَإِذْ أَخَذْنَا مِنَ النَّبِيِّينَ مِيثَاقَهُمْ وَمِنكَ وَمِن نُّوحٍ وَإِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَأَخَذْنَا مِنْهُم مِّيثَاقًا غَلِيظًا ﴿7﴾
7)   و آنگاه که گرفتیم از پیامبران پیمانشان را و از تو (در تایید رسول خاتم = مهدی آل محمد ) و از نوح و ابراهیم و موسی و عیسی فرزند مریم – و گرفتیم از ایشان پیمان غلیظی را
  لِيَسْأَلَ الصَّادِقِينَ عَن صِدْقِهِمْ وَأَعَدَّ لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا أَلِيمًا ﴿8﴾
8)     تا سئوال کند راستگویان را از راستیشان و – آماده کرد برای کافران عذاب دردناکی را
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جَاءتْكُمْ جُنُودٌ فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحًا وَجُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا وَكَانَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرًا ﴿9﴾
9)   ای آنانکه ایمان آوردید متذکر شوید نعمت خداوند را بر شما - آنگاه که آمد شما را لشگرهائی – پس فرستادیم بر-ایشان بادی(نیروئی  در معرکه  خندق) و لشگرهائی را که ندیدید او را-  و بود خداوند بآنچه که عمل می کردید بینا
إِذْ جَاؤُوكُم مِّن فَوْقِكُمْ وَمِنْ أَسْفَلَ مِنكُمْ وَإِذْ زَاغَتْ الْأَبْصَارُ وَبَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ وَتَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا ﴿10﴾
10) آنگاه که آمدند شما را از بالایتان و از پائین تر از شما – و آنگاه که مایل شد بینشها و رسید قلب ها به حنجره ها و گمان می برید به خداوند گمانهائی را
هُنَالِكَ ابْتُلِيَ الْمُؤْمِنُونَ وَزُلْزِلُوا زِلْزَالًا شَدِيدًا ﴿11﴾
11) آنجاست که آزموده شدند ایمان آورندگان- و لرزانده شدند – لرزیدنی شدید
وَإِذْ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ مَّا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ إِلَّا غُرُورًا ﴿12﴾
12) و آنگاه که می گویند منافقان و آنانی که در قلبهایشان مرضی است - وعده نداد ما را خداوند و رسولش مگر فریبی را
وَإِذْ قَالَت طَّائِفَةٌ مِّنْهُمْ يَا أَهْلَ يَثْرِبَ لَا مُقَامَ لَكُمْ فَارْجِعُوا وَيَسْتَأْذِنُ فَرِيقٌ مِّنْهُمُ النَّبِيَّ يَقُولُونَ إِنَّ بُيُوتَنَا عَوْرَةٌ وَمَا هِيَ بِعَوْرَةٍ إِن يُرِيدُونَ إِلَّا فِرَارًا ﴿13﴾
13) و آنگاه که گفتند طائفه ای از ایشان - ای اهل یثرب نیست مقامی برای شما - پس مراجعت کنید (از جهاد) و اجازه می خواهند گروهی از ایشان پیامبر را -  و می گویند همانا خانه های ما معیوب است – و نیست او به عیبی –   نمی خواهند مگر فرار کردن را
وَلَوْ دُخِلَتْ عَلَيْهِم مِّنْ أَقْطَارِهَا ثُمَّ سُئِلُوا الْفِتْنَةَ لَآتَوْهَا وَمَا تَلَبَّثُوا بِهَا إِلَّا يَسِيرًا ﴿14﴾
14) و اگر داخل کرده می  شد  (اهل باطل)   بر-ایشان ازاطراف او (مدینه)سپس پرسیده می شدند فتنه را (شرک را) البته برآورده میکرد ند او را و درنگ نمی کردند به او مگر اندکی
وَلَقَدْ كَانُوا عَاهَدُوا اللَّهَ مِن قَبْلُ لَا يُوَلُّونَ الْأَدْبَارَ وَكَانَ عَهْدُ اللَّهِ مَسْؤُولًا ﴿15﴾
15) و البته بدرستیکه بودند که عهد کردند خداوند را از قبل-  که روی برنگردانند (از دفاع) به پشت ها- و بود عهد خداوند سئوال کرده شدنی
قُل لَّن يَنفَعَكُمُ الْفِرَارُ إِن فَرَرْتُم مِّنَ الْمَوْتِ أَوِ الْقَتْلِ وَإِذًا لَّا تُمَتَّعُونَ إِلَّا قَلِيلًا ﴿16﴾
16) بگو هرگز سود نمی دهد شما را فرار – چنانچه فرار کردید از مرگ یا از کشته شدن و بنابراین بهره برده نمی شوید مگر اندکی (از دنیا)
قُلْ مَن ذَا الَّذِي يَعْصِمُكُم مِّنَ اللَّهِ إِنْ أَرَادَ بِكُمْ سُوءًا أَوْ أَرَادَ بِكُمْ رَحْمَةً وَلَا يَجِدُونَ لَهُم مِّن دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا ﴿17﴾
17) بگو کیست آنکه مصون می دارد شما را از خداوند چنانچه بخواهد به شما بدی را- یا بخواهد به شما رحمتی را-  و نمی یابید برای ایشان از غیر خداوند یاوری و نه یاری کننده ای را
قَدْ يَعْلَمُ اللَّهُ الْمُعَوِّقِينَ مِنكُمْ وَالْقَائِلِينَ لِإِخْوَانِهِمْ هَلُمَّ إِلَيْنَا وَلَا يَأْتُونَ الْبَأْسَ إِلَّا قَلِيلًا ﴿18﴾
18) بدرستیکه علم دارد خداوند به بازدارندگان (جهاد= دفاع) از شما و گویندگان برای نظیرانشان بیائید بسوی ما – و نمی آیند به آسیب (دفاع کردن) مگر اندکی
أَشِحَّةً عَلَيْكُمْ فَإِذَا جَاء الْخَوْفُ رَأَيْتَهُمْ يَنظُرُونَ إِلَيْكَ تَدُورُ أَعْيُنُهُمْ كَالَّذِي يُغْشَى عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ فَإِذَا ذَهَبَ الْخَوْفُ سَلَقُوكُم بِأَلْسِنَةٍ حِدَادٍ أَشِحَّةً عَلَى الْخَيْرِ أُوْلَئِكَ لَمْ يُؤْمِنُوا فَأَحْبَطَ اللَّهُ أَعْمَالَهُمْ وَكَانَ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرًا ﴿19﴾
19) بخل ورزیدنی بر شما – پس آنگاه که آمد ترس (دفاع) دیدی ایشان را که نگاه می کنند بسوی تو می چرخد چشمانشان مانند آنکه پوشیده می شود بر او (لباسی) از مرگ- پس آنگاه که رفت ترس نیش می زنند شما را به زبانهای تیز-  بخل ورزیدنی بر خیر- آنها ایمان نیاوردند – پس هدر داد خداوند اعمالشان را- و بود آن بر خداوند آسان
يَحْسَبُونَ الْأَحْزَابَ لَمْ يَذْهَبُوا وَإِن يَأْتِ الْأَحْزَابُ يَوَدُّوا لَوْ أَنَّهُم بَادُونَ فِي الْأَعْرَابِ يَسْأَلُونَ عَنْ أَنبَائِكُمْ وَلَوْ كَانُوا فِيكُم مَّا قَاتَلُوا إِلَّا قَلِيلًا ﴿20﴾
20) حساب می کنند که حزبهای (باطل) نرفتند – و چنانچه بیایند حزبها- علاقه  دارند اگر – همانا ظاهرانی در بدویها  (باشند  ) – که می پرسند از خبرهای شما – و اگر بودند در (میان) شما -  نبرد - نمی کردند مگر اندکی
لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا ﴿21﴾
21) البته بدرستیکه بود برای شما در رسول خداوند الگوئی نیکو- برای کسی که بود امید می داشت خداوند را و  دوران آخرت  را – و ذکر کرد خداوند را بسیار
وَلَمَّا رَأَى الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزَابَ قَالُوا هَذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَصَدَقَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِيمَانًا وَتَسْلِيمًا ﴿22﴾
22) وزمانیکه دیدند ایمان آورندگان حزبهای (باطل را) گفتند این است آنچه که وعده داد ما را خداوند و رسولش -و راست گفت – خداوند و رسولش – و زیاد نکرد ایشان را مگر ایمانی و اسلام آوردنی را
مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا ﴿23﴾
23) از ایمان آورندگان است انسانهائی( از مرد و زن ) که تصدیق کردند آنچه را که پیمان بستند با خداوند بر او (بر حق) پس از ایشان است کسی که فیصله داد نذرش را و از ایشان است کسی که انتظار می کشد و تبدیل نکردند (پیمانشان را) تبدیل کردنی
لِيَجْزِيَ اللَّهُ الصَّادِقِينَ بِصِدْقِهِمْ وَيُعَذِّبَ الْمُنَافِقِينَ إِن شَاء أَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا ﴿24﴾
24) تا جزا دهد خداوند صادقان را به صداقتشان و عذاب کند منافقان را  چنانچه خواست - یا توبه پذیرد بر- ایشان – همانا خداوند بود آمرزنده بخشایشگر
وَرَدَّ اللَّهُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِغَيْظِهِمْ لَمْ يَنَالُوا خَيْرًا وَكَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتَالَ وَكَانَ اللَّهُ قَوِيًّا عَزِيزًا ﴿25﴾
25) و رد کرد خداوند آنان را که کافر شدند به خشم شان - نرسیدند  به خیری – و کفایت کرد خداوند ایمان آورندگان را در نبرد – و بود خداوند قوی شرافتمند
وَأَنزَلَ الَّذِينَ ظَاهَرُوهُم مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مِن صَيَاصِيهِمْ وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ فَرِيقًا تَقْتُلُونَ وَتَأْسِرُونَ فَرِيقًا ﴿26﴾
26) و نازل کرد آنانرا (بنی قریظه را ) که   پشتیبانی کردند   ایشان را(قریش  را  در خندق ) از اهل کتاب از قلعه هایشان-  و افکند در دلهایشان رعب را -  فرقه ای را می کشید - و اسیر می کنید فرقه ای را
وَأَوْرَثَكُمْ أَرْضَهُمْ وَدِيَارَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ وَأَرْضًا لَّمْ تَطَؤُوهَا وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرًا ﴿27﴾
27) و به ارث داد شما را زمینشان  را و دیارشان را و اموالشان را- و زمینی را که قدم نگذاشته اید او را- و بود خداوند بر هر چیزی قادر
يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ إِن كُنتُنَّ تُرِدْنَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا فَتَعَالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَأُسَرِّحْكُنَّ سَرَاحًا جَمِيلًا ﴿28﴾
28) ای پیامبر بگو برای لنگه هایت(انهائی که در نکاح بدون تماس تواند  ) چنانچه بودید می خواستید زندگانی دنیا و زینتش را- پس بیائید بهره مند کنم شما را- و روانه کنم روانه کردنی زیبا (بروید نکاح با تماس کنید و زندگی کنید   )
وَإِن كُنتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالدَّارَ الْآخِرَةَ فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِنَاتِ مِنكُنَّ أَجْرًا عَظِيمًا ﴿29﴾
29) و چنانچه بودید می خواستید خداوند و رسولش را و سرای آخرت را – پس همانا خداوند آماده کرد برای نیکوکاران از شما مزد عظیمی
يَا نِسَاء النَّبِيِّ مَن يَأْتِ مِنكُنَّ بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ يُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَيْنِ وَكَانَ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرًا ﴿30﴾
30) ای زنان پیامبرهر کس بیاورد از شما فحشاء شفافی  را – مضاعف کند برای او عذاب را دو چندان(پارتی بازی نیست تا مجازات نشوید ) – و بود آن بر خداوند آسان
وَمَن يَقْنُتْ مِنكُنَّ لِلَّهِ وَرَسُولِهِ وَتَعْمَلْ صَالِحًا نُّؤْتِهَا أَجْرَهَا مَرَّتَيْنِ وَأَعْتَدْنَا لَهَا رِزْقًا كَرِيمًا ﴿31﴾
31) و هر کس فروتنی کند از شما برای خداوند ورسولش -و عمل کند اصلاحی(حقمداری ) را بدهیم او را مزدش را دوبار- و آماده کردیم برای او رزق گرامی را
يَا نِسَاء النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِّنَ النِّسَاء إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا ﴿32﴾
32) ای زنان پیامبر نیستید (شما ) مانند یکی از زنان (دیگر) – چنانچه متقی شدید (با حفظ اصول راهنمای حق در اندیشه وبیان و عمل) پس تابع نشوید به گفتار – پس طمع کند آنکه در قلبش مرضی است -و بگوئید گفتاری شناخته شده (به حق و تکلیف)
وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا ﴿33﴾
33)  و خوشگل باشید  در خانه هایتان  و برجسته نکنید ( بدنتان  را در بیرون  ) برجسته کردن جاهلیت نخستین را-  بر پا دارید نماز را و بدهید زکات را و داوطلب شوید به خداوند و رسولش- قطعاً می خواهد خداوند تا ببرد از شما پلیدی را اهل بیت (پیامبر ) و پاک کند شما را پاک کردنی
وَاذْكُرْنَ مَا يُتْلَى فِي بُيُوتِكُنَّ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ وَالْحِكْمَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ لَطِيفًا خَبِيرًا ﴿34﴾
34) و متذکر شوید آنچه را که تلاوت می شود در خانه هایتان از آیات خداوند و حکمت (اصول سنه الله ) همانا خداوند بود ملایمت کننده آگاه
إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيرًا وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا ﴿35﴾
35) همانا مردان مسلمان و زنان مسلمان -و مردان مومن و زنان مومن- و مردان فروتن و زنان فروتن-مردان راستگو و زنان راستگو- و مردان صبر کننده و زنان صبر کننده- و مردان فرو افتاده و زنان فرو افتاده- و مردان صدقه دهنده و زنان صدقه دهنده -و مردان روزه دار و زنان روزه دار- و مردان نگاهدارنده فرجهایشان و زنان نگاهدارنده -و مردان ذکر کننده خداوند را بسیار و زنان ذکر کننده  – آماده کرد خداوند برای ایشان آمرزشی و مزد عظیمی را
 وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَن يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُّبِينًا ﴿36﴾
36) و نبود برای مرد ایمان آورنده ای  و زن ایمان آورنده ای - آنگاه که فیصله داد خداوند و رسولش امری را ( از اموری که باید خرافه زدائی  شود  )اینکه باشد برای ایشان اختیاری از امرشان -  و کسی که سرپیچی کند خداوند و رسولش را پس بدرستیکه گمراه شد گمراه شدنی شفاف
وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَاتَّقِ اللَّهَ وَتُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَتَخْشَى النَّاسَ وَاللَّهُ أَحَقُّ أَن تَخْشَاهُ فَلَمَّا قَضَى زَيْدٌ مِّنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاكَهَا لِكَيْ لَا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْوَاجِ أَدْعِيَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَرًا وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا ﴿37﴾
37) و آنگاه که می گوئی برای آنکه نعمت داد خداوند بر او (برزید ) و نعمت دادی بر او – نگاهدار بر خود لنگه ات را-  و تقوا داشته باش ( با حفظ اصول راهنمای حق ) خداوند را – و مخفی می کنی در خودت آنچه را که خداوند نمایان کننده است او را (دستور خود را  ) - و هراس می کنی از مردم – و خداوند محقتر است باینکه هراس کنی او را ( و دستور خداوند را عمل کنی )- پس زمانی که فیصله داد زید از او ( از همسرش) مطلوبی را – تزویج کردیم بتو او را ( در نکاح بدون تماس ) – برای اینکه نباشد بر ایمان آورندگان گزندی در لنگه های دعوت کرده هایشان ( فرزند خوانده ها) – آنگاه که فیصله دادند از ایشان مطلوبی را – و بود امر خداوند کرده شده
مَّا كَانَ عَلَى النَّبِيِّ مِنْ حَرَجٍ فِيمَا فَرَضَ اللَّهُ لَهُ سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلُ وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ قَدَرًا مَّقْدُورًا ﴿38﴾
38) نبود بر پیامبر از گزندی در آنچه  که واجب کرد خداوند بر او( در نکاح  بدون تماس) – سنت (رسم ) خداوند است در آنانکه گذشتند  از قبل-  و بود امر خداوند اندازه ای – اندازه کرده شده
الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ وَكَفَى بِاللَّهِ حَسِيبًا ﴿39﴾
39) آنانکه ابلاغ می کنند رسالت های خداوند  را - و هراس دارند او را-  و هراس ندارند فردی را مگر خداوند را – و کافی است که خداوند حسابگر است
مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِّن رِّجَالِكُمْ وَلَكِن رَّسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا ﴿40﴾
40) نبود محمد پدر (هیچ یک از فرزندان زنان نکاح بدون تماس  که )  ) فردی از  انسانهای ( دختر و پسر جامعه) شما است و لکن رسول خداوند و خاتم پیامبران است – و بود خداوند به هر چیزی عالم
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا ﴿41﴾
41) ای آنانکه ایمان آوردید ذکر کنید خداوند را ذکری بسیار
وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا ﴿42﴾
42) و فعالیت کنید (به عبادت )او  در  سحرگاه وشامگاه
هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا ﴿43﴾
43) اوست آنکه درود می فرستد بر شما و فرشتگانش – تا بیرون کند شما را از ظلمات بسوی نور- و بود به ایمان آورندگان بخشایشگر است
تَحِيَّتُهُمْ يَوْمَ يَلْقَوْنَهُ سَلَامٌ وَأَعَدَّ لَهُمْ أَجْرًا كَرِيمًا ﴿44﴾
44) تحیت شان دورانی که ملاقات می کنند او را سلام است – و آماده کرد برای ایشان مزدی گرامی
يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِيرًا ﴿45﴾
45) ای پیامبر همانا ما فرستادیم ترا شاهدی و بشارت دهنده ای(بحق و حقوق انسان )و اخطار کننده ای (از ارتکاب باطل )
وَدَاعِيًا إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَسِرَاجًا مُّنِيرًا ﴿46﴾
46) و دعوت کننده بسوی خداوند با اجازه اش و چراغی نور دهنده
وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ بِأَنَّ لَهُم مِّنَ اللَّهِ فَضْلًا كَبِيرًا ﴿47﴾
47) و بشارت بده ایمان آورندگان را همانا برای ایشان از خداوند احسانی بزرگ است
وَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَالْمُنَافِقِينَ وَدَعْ أَذَاهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلًا ﴿48﴾
48) و اطاعت نکن کافران را و منافقان را و – وداع کن آزارشان را - و توکل کن بر خداوند – کافی است که خداوند وکیل است
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَكَحْتُمُ الْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِن قَبْلِ أَن تَمَسُّوهُنَّ فَمَا لَكُمْ عَلَيْهِنَّ مِنْ عِدَّةٍ تَعْتَدُّونَهَا فَمَتِّعُوهُنَّ وَسَرِّحُوهُنَّ سَرَاحًا جَمِيلًا ﴿49﴾
49) ای آنانکه ایمان آوردید آنگاه که نکاح کردید زنان مومن را – سپس طلاق دادید ایشان را از قبل اینکه مس کنید (مانند زنانی که در نکاح بدون تماس پیامبر بودند  ) ایشان را – پس نیست برای شما بر- ایشان از عده ای – که بشماریدش -  پس بهره مند کنید ایشان را و روانه کنید ایشان را روانه کردنی زیبا
يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ اللَّاتِي آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ وَمَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ مِمَّا أَفَاء اللَّهُ عَلَيْكَ وَبَنَاتِ عَمِّكَ وَبَنَاتِ عَمَّاتِكَ وَبَنَاتِ خَالِكَ وَبَنَاتِ خَالَاتِكَ اللَّاتِي هَاجَرْنَ مَعَكَ وَامْرَأَةً مُّؤْمِنَةً إِن وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِيُّ أَن يَسْتَنكِحَهَا خَالِصَةً لَّكَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ قَدْ عَلِمْنَا مَا فَرَضْنَا عَلَيْهِمْ فِي أَزْوَاجِهِمْ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ لِكَيْلَا يَكُونَ عَلَيْكَ حَرَجٌ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا ﴿50﴾
50) ای پیامبر همانا ما حلال کردیم برای تو لنگه هایت را (زنانیکه در نکاح بدون مس تو هستند که بتوانی به امورشان رسیدگی کنی ) - آنکه دادی مزدشان را (مزد کار در خانه را) و آنچه مالک شد اختیارت (اسیر جنگی با نکاح بدون تماس) از آنچه که منجر کرد خداوند بر تو(مثل زن زید برای خرافه زدائی  از حرام بودن نکاح با مطلقه پسر خوانده بدون تماس ) – و دختران عمویت – و دختران عمه هایت- و دختران دائیت – و دختران خاله هایت-  آنانکه هجرت کردند با تو(که پیامبر هیچ کدام را نداشت ) – و زن مومن چنانچه هبه  کرد خودش را برای پیامبر-  چنانچه خواست پیامبر اینکه نکاح کند او را( با نکاح بدون تماس مگر  یکی  را )- مخصوص برای تو(تا درتو پایان یابد ) – از غیر ایمان آورندگان – بدرستیکه علم داریم آنچه را که واجب کردیم بر-ایشان در لنگه هایشان و آنچه  که مالک شد اختیاراتشان(اسیر جنگی )– برای اینکه نباشد بر تو گزندی – و بود خداوند آمرزنده بخشایشگر
تُرْجِي مَن تَشَاء مِنْهُنَّ وَتُؤْوِي إِلَيْكَ مَن تَشَاء وَمَنِ ابْتَغَيْتَ مِمَّنْ عَزَلْتَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكَ ذَلِكَ أَدْنَى أَن تَقَرَّ أَعْيُنُهُنَّ وَلَا يَحْزَنَّ وَيَرْضَيْنَ بِمَا آتَيْتَهُنَّ كُلُّهُنَّ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا فِي قُلُوبِكُمْ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَلِيمًا ﴿51﴾
51) موکول می کنی (هم صحبتی نمی کنی   ) کسی را که می خواهی از ایشان- و جای می دهی بسویت (به هم صحبتی  و حل مشکلاتشان ) کسی را که می خواهی - و کسی را که طالب شدی( مس کنی ماریه قبطی را )  از کسانی که کنار ه گرفتی (از بقیه زنان )– پس نیست باکی بر تو(در مس نکردن بقیه زنان همه را- اگر بخواهند طلاق بده و بروند نکاح با تماس کنند  ) – آن نزدیکتر است-  باینکه استقرار یابد چشمانشان و اندوهگین نشوند و راضی شوند بآنچه که دادی ایشان را همه ایشان را  – و خداوند علم دارد آنچه  را که در دلهایتان است و بود خداوند عالم بردبار
لَا يَحِلُّ لَكَ النِّسَاء مِن بَعْدُ وَلَا أَن تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْوَاجٍ وَلَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ إِلَّا مَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ رَّقِيبًا ﴿52﴾
52) حلال نمی شود برای تو زنان از بعد (این لحظه چون محدود شد نکاح زنان یکی با تماس و چهار تا بدون تماس) و نه اینکه تبدیل کنی ایشانرا به لنگه هائی-  و اگر که متعجب کند ترا نیکی هایشان – مگر آنچه که  مالک شد اختیارت ( اسیرجنگی با نکاح بدون تماس برای ازادی انها     ) و بود خداوند بر هر چیزی مراقب
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَن يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلَى طَعَامٍ غَيْرَ نَاظِرِينَ إِنَاهُ وَلَكِنْ إِذَا دُعِيتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَانتَشِرُوا وَلَا مُسْتَأْنِسِينَ لِحَدِيثٍ إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ فَيَسْتَحْيِي مِنكُمْ وَاللَّهُ لَا يَسْتَحْيِي مِنَ الْحَقِّ وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِن وَرَاء حِجَابٍ ذَلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ وَمَا كَانَ لَكُمْ أَن تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلَا أَن تَنكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِن بَعْدِهِ أَبَدًا إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ عِندَ اللَّهِ عَظِيمًا ﴿53﴾
53) ای آنانکه ایمان آوردید داخل نشوید به خانه های پیامبر مگر اینکه اجازه داده شود برای شما-  بسوی طعامی غیر انتظار کشندگان وقتش را – و لکن آنگاه که دعوت کرده شدید- پس داخل شوید – پس آنگاه که طعام خوردید- پس منتشر شوید و نه آشنائی یافتن برای صحبت کردنی – همانا آن(تکلیف) شما است که بود اذیت می کرد پیامبر را – پس (پیامبر )خجالت می کشد از شما – و خداوند خجالت نمی کشد از (گفتن ) حق – و آنگاه که پرسیدید از ایشان (از  زنان پیامبر ) متاعی را – پس بپرسید ایشان را از وراء (فراز ) مانعی(قبل از اجازه وارد منزل نشوید ) – آن است شما را پاکیزه تر- برای دلهایتان و دلهای ایشان – و نبود برای شما اینکه اذیت کنید رسول خداوند را - و نه اینکه نکاح کنید لنگه هایش را – از بعد او هیچگاه – همانا آن (تکلیف) شما  است که بود نزد خداوند عظیم
إِن تُبْدُوا شَيْئًا أَوْ تُخْفُوهُ فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا ﴿54﴾
54) چنانچه نمایان کنید چیزی را یا مخفی کنیدش – پس همانا خداوند به هر چیزی عالم است
لَّا جُنَاحَ عَلَيْهِنَّ فِي آبَائِهِنَّ وَلَا أَبْنَائِهِنَّ وَلَا إِخْوَانِهِنَّ وَلَا أَبْنَاء إِخْوَانِهِنَّ وَلَا أَبْنَاء أَخَوَاتِهِنَّ وَلَا نِسَائِهِنَّ وَلَا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ وَاتَّقِينَ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدًا ﴿55﴾
55) باکی نیست بر- ایشان (زنان ) در پدرانشان و نه فرزندانشان ونه برادرانشان و نه فرزندان برادرانشان و نه فرزندان خواهرانشان و نه زنانشان(در جامعه ) و نه آنچه را که مالک شد اختیاراتشان(اسیر جنگی) – و تقوا داشته باشید (با حفظ اصول راهنمای حق ) خداوند را – همانا خداوند بود بر هر چیزی شاهد
إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا ﴿56﴾
56) همانا خداوند و فرشتگان – درود می فرستند بر پیامبر-( بدلیل این همه خرافه زدائی ها ) ای آنانکه ایمان آوردید درود بفرستید بر او و سلام کنید – سلام کردنی
إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُّهِينًا ﴿57﴾
57) همانا آنانکه اذیت می کنند خداوند و رسولش را لعنت کرد ایشان را خداوند در دنیا و آخرت و آماده کرد برای ایشان عذابی پست کننده
وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ بِغَيْرِ مَا اكْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُّبِينًا ﴿58﴾
58) و آنانکه اذیت می کنند مردان ایمان آوردنده و زنان ایمان آورنده را بدون آنچه  که کسب کردند (خطائی را) پس بدرستیکه متحمل شدند بهتانی و گناه شفافی را
يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَن يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا ﴿59﴾
59) ای پیامبر بگو برای لنگه هایت -  و دخترانت و زنان ایمان آورندگان – نزدیک کنند بر  (بدن ) شان از پیراهن هایشان – آن نزدیکتر است باینکه شناخته شوند – پس اذیت کرده نشوند – و بود خداوند آمرزنده بخشایشگر
لَئِن لَّمْ يَنتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لَا يُجَاوِرُونَكَ فِيهَا إِلَّا قَلِيلًا ﴿60﴾
60) البته چنانچه نهایت ندادند( متجاوزان  به حقوق مردم از ) منافقان و آنانکه در دلهایشان مرضی است و تشنج کنندگان در مدینه البته می چسبانیم ( به جانشان می اندازیم ) یقیناً ترا به ایشان – سپس مجاور نمی شوند با تو در او مگر اندکی
مَلْعُونِينَ أَيْنَمَا ثُقِفُوا أُخِذُوا وَقُتِّلُوا تَقْتِيلًا ﴿61﴾
61) لعنت کرده شدگانند (سلب کنندگان حقوق مردم)– هر جا یافته شوند گرفته شوند و کشته شوند – کشته شدنی
          سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلُ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا ﴿62﴾
62) سنت (رسم ) خداوند است(دفاع از حقوق انسان  ) در آنانکه گذشتند از قبل - و هرگز نمی یابی برای سنت (رسم) خداوند تبدیل شدنی
يَسْأَلُكَ النَّاسُ عَنِ السَّاعَةِ قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ اللَّهِ وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ تَكُونُ قَرِيبًا ﴿63﴾
63) می پرسند ترا مردم از لحظه (قیامت ) بگو قطعاً علم او نزد خداوند است- و چه دانا می کند ترا – شاید لحظه (قیامت ) می باشد نزدیک
إِنَّ اللَّهَ لَعَنَ الْكَافِرِينَ وَأَعَدَّ لَهُمْ سَعِيرًا ﴿64﴾
64) همانا خداوند لعنت کرد کافران(انکار کنندگان حق و حقوق انسان ) را و آماده کرده برای ایشان شعله ای را
خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا لَّا يَجِدُونَ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا ﴿65﴾
65) جاویدانند در او همیشگی – نمی یابند یاوری و نه یاری کننده ای
يَوْمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ يَقُولُونَ يَا لَيْتَنَا أَطَعْنَا اللَّهَ وَأَطَعْنَا الرَّسُولَا ﴿66﴾
66) دورانی که منقلب کرده می شود رویهایشان در آتش - می گویند ای کاش ما اطاعت می کردیم خداوند را و اطاعت می کردیم رسول را
وَقَالُوا رَبَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَاءنَا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا ﴿67﴾
67) و گفتند پروردگار ما - همانا ما اطاعت کردیم آقاهایمان را و بزرگانمان را – پس گمراه کردند ما رااز جهت (حق)
رَبَّنَا آتِهِمْ ضِعْفَيْنِ مِنَ الْعَذَابِ وَالْعَنْهُمْ لَعْنًا كَبِيرًا ﴿68﴾
68) پروردگار ما بده ایشان را دو چندان از عذاب- و لعنت کن ایشان را لعنت کردنی بزرگ
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ آذَوْا مُوسَى فَبَرَّأَهُ اللَّهُ مِمَّا قَالُوا وَكَانَ عِندَ اللَّهِ وَجِيهًا ﴿69﴾
69) ای آنانکه ایمان آوردید نباشید مانند آنانکه اذیت کردند موسی را(متهم کردند به..... ) – پس تبرئه کرد او را (موسی را) خداوند از آنچه که گفتند و بود نزد خداوند  مورد توجه  
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا ﴿70﴾
70) ای آنانکه ایمان آوردید – تقوا داشته باشید (با حفظ اصول راهنمای حق ) خداوند را و بگوئید گفتاری هماهنگ
يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمَالَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَمَن يُطِعْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزًا عَظِيمًا ﴿71﴾
71) (خداوند )اصلاح کند برای شما اعمالتان را و بیامرزد شما را بزه کاریتان را- و هر کس اطاعت کند خداوند و رسولش را – پس بدرستیکه پیروز شد – پیروز شدنی عظیم
إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَن يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا ﴿72﴾
72) همانا ما عرضه کردیم امانت را ( اختیار را ) بر آسمانها و زمین و کوهها – پس امتناع کردند اینکه حمل کنند او را – و مواظبت کردند از او – و حمل کرد او را انسان – همانا او (انسان ) بود ظالمی جاهل (بخود )
لِيُعَذِّبَ اللَّهُ الْمُنَافِقِينَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْمُشْرِكِينَ وَالْمُشْرِكَاتِ وَيَتُوبَ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا ﴿73﴾
73) تا عذاب کند خداوند مردان منافق و زنان منافق را و مردان مشرک و زنان مشرک (عامل بتضاد)را- و توبه پذیرد خداوند بر مردان ایمان آورنده و زنان ایمان آورنده – و بود خداوند آمرزنده بخشایشگر .










سوره سبـــاء (34)
بخش سبـــاء
                                                      بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
                                                                                                      
بنام خداوند بخشاینده بخشایشگر

     الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَلَهُ الْحَمْدُ فِي الْآخِرَةِ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ ﴿1﴾
1)   ستایش برای خداوند است آنکه برای اوست آنچه که در آسمانها و آنچه که در زمین است و برای اوست ستایش در آخرت و او حکیم آگاه است
يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَمَا يَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا يَنزِلُ مِنَ السَّمَاء وَمَا يَعْرُجُ فِيهَا وَهُوَ الرَّحِيمُ الْغَفُورُ ﴿2﴾
2)   علم دارد بآنچه که وارد می شود در زمین و آنچه که  بیرون می آید از او و آنچه که نازل می شود از آسمان و آنچه که  صعود  می کند در او- و او بخشایشگر آمرزنده است
وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَا تَأْتِينَا السَّاعَةُ قُلْ بَلَى وَرَبِّي لَتَأْتِيَنَّكُمْ عَالِمِ الْغَيْبِ لَا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقَالُ ذَرَّةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْضِ وَلَا أَصْغَرُ مِن ذَلِكَ وَلَا أَكْبَرُ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ ﴿3﴾
3)   و گفتند آنانکه کافر شدند نمی آید ما را لحظه (قیامت ) بگو آری – و قسم به پروردگارم البته می آید حتماً شما را(قیامت بوسیله خداوند ) که عالم غیب است – دور (فراموش )نمی شود از او – سنگینی ذره ای در آسمانها و نه در زمین و نه کوچکتر از آن و نه بزرگتر مگر در کتابی شفاف است
لِيَجْزِيَ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُوْلَئِكَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ ﴿4﴾
4)     تا جزا دهد آنان را که ایمان آوردند و عمل کردند اصلاحات را – آنهایند که برای ایشان است آمرزش و رزقی گرامی
وَالَّذِينَ سَعَوْا فِي آيَاتِنَا مُعَاجِزِينَ أُوْلَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مِّن رِّجْزٍ أَلِيمٌ ﴿5﴾
5)     و آنانکه کوشش کردند در آیات ما که عاجز کنندگانند (خداوند را به خیال خود ) آنهایند که برای ایشان است عذابی از نگرانی دردناک
وَيَرَى الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ الَّذِي أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ هُوَ الْحَقَّ وَيَهْدِي إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ ﴿6﴾
6)   می بینند آنانکه داده شدند علم را – آنکه نازل کرده شد بسوی تو از پروردگارت -او حق است- و هدایت می کند بسوی مسیر شرافتمند و ستایش شده
وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا هَلْ نَدُلُّكُمْ عَلَى رَجُلٍ يُنَبِّئُكُمْ إِذَا مُزِّقْتُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّكُمْ لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ ﴿7﴾
7)   و گفتند آنانکه کافر شدند آیا دلالت کنیم شما را بر انسانی که خبر می دهد شما را – آنگاه که متلاشی شدید – همه متلاشی شدن– همانا شمائید در خلقتی  جدید
أَفْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أَم بِهِ جِنَّةٌ بَلِ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ فِي الْعَذَابِ وَالضَّلَالِ الْبَعِيدِ ﴿8﴾
8)     (محمد )  بافت بر خداوند دورغی را یا به او دیوانگی است - بلکه آنانکه ایمان نمی آورند بآخرت - در عذاب و گمراهی دور (از حقند )
أَفَلَمْ يَرَوْا إِلَى مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُم مِّنَ السَّمَاء وَالْأَرْضِ إِن نَّشَأْ نَخْسِفْ بِهِمُ الْأَرْضَ أَوْ نُسْقِطْ عَلَيْهِمْ كِسَفًا مِّنَ السَّمَاء إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لِّكُلِّ عَبْدٍ مُّنِيبٍ ﴿9﴾
9)   آیا پس نگاه نکردند – بسوی آنچه  که میان دستهایشان(جلویشان) است و آنچه که پشت شان است  از آسمان و زمین - چنانچه بخواهیم فرو می بریم ایشان را به زمین- یا سقوط دهیم بر-ایشان قطعه ای(اجرام فضائی ) از آسمان – همانا در آن است البته آیاتی برای هر پرستنده جانشین کننده (حق بجای باطل )
وَلَقَدْ آتَيْنَا دَاوُودَ مِنَّا فَضْلًا يَا جِبَالُ أَوِّبِي مَعَهُ وَالطَّيْرَ وَأَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ ﴿10﴾
10) و البته بدرستیکه دادیم داود را از ما فضیلتی را ( و گفتیم ) ای کوهها مراجعت کنید با او  ( در اختیار او باشید برای استفاده از معدنها  ) و پرندگان و نرم کردیم برای او آهن را
أَنِ اعْمَلْ سَابِغَاتٍ وَقَدِّرْ فِي السَّرْدِ وَاعْمَلُوا صَالِحًا إِنِّي بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ﴿11﴾
11) اینکه عمل کن به تمامیت و اندازه کن در ترکیب (ساختن ابزارها ) و عمل کنید اصلاحی را – همانا منم بآنچه که عمل می کنید بینشمند  
وَلِسُلَيْمَانَ الرِّيحَ غُدُوُّهَا شَهْرٌ وَرَوَاحُهَا شَهْرٌ وَأَسَلْنَا لَهُ عَيْنَ الْقِطْرِ وَمِنَ الْجِنِّ مَن يَعْمَلُ بَيْنَ يَدَيْهِ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَمَن يَزِغْ مِنْهُمْ عَنْ أَمْرِنَا نُذِقْهُ مِنْ عَذَابِ السَّعِيرِ ﴿12﴾
12) و برای سلیمان (دادیم ) باد را – بامدادش مدتی (ماهی راه طی می کرد) و عصرش مدتی (ماهی راه طی می کرد ) و جاری کردیم برای او چشمه مس را – و از جن کسی که عمل می کند میان دو دستش (جلویش) با اجازه پروردگارش – و هر کس میل (به انحراف )کند از ایشان از امر ما می چشانیم او را از عذاب شعله ور
يَعْمَلُونَ لَهُ مَا يَشَاء مِن مَّحَارِيبَ وَتَمَاثِيلَ وَجِفَانٍ كَالْجَوَابِ وَقُدُورٍ رَّاسِيَاتٍ اعْمَلُوا آلَ دَاوُودَ شُكْرًا وَقَلِيلٌ مِّنْ عِبَادِيَ الشَّكُورُ ﴿13﴾
13) عمل می کنند برای او (سلیمان) آنچه  را که می خواهد – از محاریب (وسیله جنگ ) و مجسمه های (دکوری ) و کاسه های مانند حوض – و دیگهای لنگردار-  عمل کنید ای آل داود شکری را – و اندکی از پرستندگان من شاکرند
فَلَمَّا قَضَيْنَا عَلَيْهِ الْمَوْتَ مَا دَلَّهُمْ عَلَى مَوْتِهِ إِلَّا دَابَّةُ الْأَرْضِ تَأْكُلُ مِنسَأَتَهُ فَلَمَّا خَرَّ تَبَيَّنَتِ الْجِنُّ أَن لَّوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ الْغَيْبَ مَا لَبِثُوا فِي الْعَذَابِ الْمُهِينِ ﴿14﴾
14) پس زمانی که فیصله دادیم بر او (بر سلیمان ) مرگ را – دلالت نکرد ایشان را (جن ها را ) بر مرگش مگر جنبنده زمین (موریانه ) که می خورد تأخیر اندازنده او را (عصایش را که معلوم شدن مرگش را به تأخیر انداخته بود ) پس زمانی که برو افتاد – شفاف شد جن را اینکه اگر بودند علم می داشتند غیب را – درنگ نمی کردند در عذاب پست  کننده
لَقَدْ كَانَ لِسَبَإٍ فِي مَسْكَنِهِمْ آيَةٌ جَنَّتَانِ عَن يَمِينٍ وَشِمَالٍ كُلُوا مِن رِّزْقِ رَبِّكُمْ وَاشْكُرُوا لَهُ بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ وَرَبٌّ غَفُورٌ ﴿15﴾
15) البته بود برای سباء  در مسکن هایشان آیه ای – دو بوستان از راست و چپ – بخورید از رزق پروردگارتان و شکر کنید برای او – منطقه ای پاکیزه و پروردگاری آمرزنده
فَأَعْرَضُوا فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ سَيْلَ الْعَرِمِ وَبَدَّلْنَاهُم بِجَنَّتَيْهِمْ جَنَّتَيْنِ ذَوَاتَى أُكُلٍ خَمْطٍ وَأَثْلٍ وَشَيْءٍ مِّن سِدْرٍ قَلِيلٍ ﴿16﴾
16) پس اعراض کردند پس فرستادیم بر-ایشان سیل عِرَم را و تبدیل کردیم ایشان را – به دو بوستانشان – دو بوستانی دارای خوردنی تلخ و شور – و چیزی از سدر اندکی
ذَلِكَ جَزَيْنَاهُم بِمَا كَفَرُوا وَهَلْ نُجَازِي إِلَّا الْكَفُورَ ﴿17﴾
17) آن است که جزا دادیم ایشان را بسبب آنچه که  کافر شدند و آیا جزا می دهیم (بعذاب) مگر کفرورز را
وَجَعَلْنَا بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ الْقُرَى الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا قُرًى ظَاهِرَةً وَقَدَّرْنَا فِيهَا السَّيْرَ سِيرُوا فِيهَا لَيَالِيَ وَأَيَّامًا آمِنِينَ ﴿18﴾
18) و قرار دادیم میانشان و میان قریه ها – آنکه برکت دادیم در او – قریه هایی ظاهری- و مقدر کردیم در او سیر کردن را    - سیر کنید در او شبها و دورانهائی ایمن شدگان
فَقَالُوا رَبَّنَا بَاعِدْ بَيْنَ أَسْفَارِنَا وَظَلَمُوا أَنفُسَهُمْ فَجَعَلْنَاهُمْ أَحَادِيثَ وَمَزَّقْنَاهُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ ﴿19﴾
19) پس گفتند پروردگار ما دور کن میان سفرهای ما - و ظلم کردند خودهایشان را –پس قرار دادیم –قصه ها و متلاشی کردیم ایشان را  – همه متلاشی شدن – همانا در آن است البته آیه ای برای هر صبر کننده شکر کننده
وَلَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلَّا فَرِيقًا مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ ﴿20﴾
20) و البته بدرستیکه صادق کرد بر-ایشان ابلیس گمانش را - پس پیروی کردند او را مگر فرقه ای از ایمان آورندگان
وَمَا كَانَ لَهُ عَلَيْهِم مِّن سُلْطَانٍ إِلَّا لِنَعْلَمَ مَن يُؤْمِنُ بِالْآخِرَةِ مِمَّنْ هُوَ مِنْهَا فِي شَكٍّ وَرَبُّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ حَفِيظٌ ﴿21﴾
21) و نبود برای او (شیطان ) بر- ایشان از قاطعیتی - مگر تا علم یابیم(بعداز علم غیب به علم شهود ) کسی را که ایمان می آ ورد به آخرت از کسی که او – از او (از آخرت ) در شک است و پروردگارت بر هر چیزی حافظ است
قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُم مِّن دُونِ اللَّهِ لَا يَمْلِكُونَ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْضِ وَمَا لَهُمْ فِيهِمَا مِن شِرْكٍ وَمَا لَهُ مِنْهُم مِّن ظَهِيرٍ ﴿22﴾
22) بگو دعوت کنید آنان را که فرض کردید از غیر خداوند را (مطلق اند ) مالک نمی شوند سنگینی ذره ای در آسمانها و نه در زمین – و نیست برای ایشان در آندو (آسمان و زمین ) از شرکتی و نیست برای او از ایشان از پشتیبانی
وَلَا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ عِندَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ حَتَّى إِذَا فُزِّعَ عَن قُلُوبِهِمْ قَالُوا مَاذَا قَالَ رَبُّكُمْ قَالُوا الْحَقَّ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ ﴿23﴾
23) سود نمی دهد شفاعت نزد او مگر برای کسی که اجازه داد برای او – تا آنگاه که وحشت برده شد از دلهایشان (مجرمان ) گفتند – چه چیزی – گفت پروردگارتان (بشافعان) گفتند (فرشتگان )حق را و او متعال بزرگ است
قُلْ مَن يَرْزُقُكُم مِّنَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ قُلِ اللَّهُ وَإِنَّا أَوْ إِيَّاكُمْ لَعَلَى هُدًى أَوْ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ﴿24﴾
24) بگو کیست که رزق می دهد شما را از آسمانها و زمین – بگو خداوند – و همانا ما یا شما (کدام ) – البته بر هدایتیم یا در گمراهی شفاف
قُل لَّا تُسْأَلُونَ عَمَّا أَجْرَمْنَا وَلَا نُسْأَلُ عَمَّا تَعْمَلُونَ ﴿25﴾
25) بگو پرسیده نمی شوید از آنچه که مجرم شدیم- و پرسیده نمی شویم از آنچه که  عمل می کنید
قُلْ يَجْمَعُ بَيْنَنَا رَبُّنَا ثُمَّ يَفْتَحُ بَيْنَنَا بِالْحَقِّ وَهُوَ الْفَتَّاحُ الْعَلِيمُ ﴿26﴾
26) بگو جمع می کند میان ما پروردگارمان – سپس می گشاید (حکم می دهد ) میان ما به حق – و او گشاینده عالم است
قُلْ أَرُونِي الَّذِينَ أَلْحَقْتُم بِهِ شُرَكَاء كَلَّا بَلْ هُوَ اللَّهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿27﴾
27) بگو نشان بدهید آنان را که وصل کردید  به او که شریکانند -  چنین نیست – بلکه اوست خداوندکه شرافتمند حکیم است
وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا كَافَّةً لِّلنَّاسِ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ ﴿28﴾
28) و نفرستادیم ترا مگر تماما برای مردم – مژده دهنده و اخطار کننده و لکن اکثر مردم علم ندارند
وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿29﴾
29) و می گویند چه وقت است این وعده چنانچه بودید راستگویان
قُل لَّكُم مِّيعَادُ يَوْمٍ لَّا تَسْتَأْخِرُونَ عَنْهُ سَاعَةً وَلَا تَسْتَقْدِمُونَ ﴿30﴾
30) بگو برای شماست وعده دورانی که تأخیر نمی کنید از او لحظه ای و تقدم نمی یابید
وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَن نُّؤْمِنَ بِهَذَا الْقُرْآنِ وَلَا بِالَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَلَوْ تَرَى إِذِ الظَّالِمُونَ مَوْقُوفُونَ عِندَ رَبِّهِمْ يَرْجِعُ بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ الْقَوْلَ يَقُولُ الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا لَوْلَا أَنتُمْ لَكُنَّا مُؤْمِنِينَ ﴿31﴾
31)  و گفتند آنانکه کافر شدند – هرگز ایمان نمی آوریم به این قرآن -و نه بآنکه میان دوستش(جلوترش) است و اگر ببینی آنگاه که ظالمان متوقف شدگانند نزد پروردگارشان –برمی گرداند بعضیشان بسوی بعضی گفتار را – می گویند آنانکه ضعیف کرده شدند برای آنانکه تکبر جوئی کردند اگر نبودید شما البته بودیم ما ایمان آوردندگان
قَالَ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا لِلَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا أَنَحْنُ صَدَدْنَاكُمْ عَنِ الْهُدَى بَعْدَ إِذْ جَاءكُم بَلْ كُنتُم مُّجْرِمِينَ ﴿32﴾
32) گفتند آنانکه تکبر جوئی کردند برای آنانکه ضعیف کرده شدند – آیا ما جلوگیری کردیم شما را از هدایت - بعد از آنگاه که آمد شما را (اصول راهنمای حق ) – بلکه بودید مجرمان
وَقَالَ الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا بَلْ مَكْرُ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ إِذْ تَأْمُرُونَنَا أَن نَّكْفُرَ بِاللَّهِ وَنَجْعَلَ لَهُ أَندَادًا وَأَسَرُّوا النَّدَامَةَ لَمَّا رَأَوُا الْعَذَابَ وَجَعَلْنَا الْأَغْلَالَ فِي أَعْنَاقِ الَّذِينَ كَفَرُوا هَلْ يُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿33﴾
33) و گفتند آنانکه ضعیف کرده شدند برای آنانکه تکبر جوئی کردند – بلکه حیله شب و روز (شما بود ) آنگاه که امر کردید ما را اینکه کافر شویم به خداوند و قرار بدهیم برای او همتایانی-  و سرّی داشتند پشیمانی را – وقتی که دیدند عذاب را و قرار دادیم بندها را در گلوهای– آنانکه کافر شدند آیا جزا داده می شوند مگر آنچه را که  بودند عمل می کردند
وَمَا أَرْسَلْنَا فِي قَرْيَةٍ مِّن نَّذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُم بِهِ كَافِرُونَ ﴿34﴾
34) و نفرستادیم در قریه ای از اخطار کننده ای – مگر گفتند مرفهینش – همانا ما بآنچه که فرستاده شدید به  او کافریم
وَقَالُوا نَحْنُ أَكْثَرُ أَمْوَالًا وَأَوْلَادًا وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ ﴿35﴾
35) و گفتند ما بیشتریم در اموال و اولاد و نیستیم ما عذاب کرده شدگان
قُلْ إِنَّ رَبِّي يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاء وَيَقْدِرُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ ﴿36﴾
36) بگو همانا پروردگارم گسترش  می دهد رزق را برای کسی که می خواهد و اندازه می کند – ولکن بیشتر مردم علم ندارند
وَمَا أَمْوَالُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُم بِالَّتِي تُقَرِّبُكُمْ عِندَنَا زُلْفَى إِلَّا مَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَأُوْلَئِكَ لَهُمْ جَزَاء الضِّعْفِ بِمَا عَمِلُوا وَهُمْ فِي الْغُرُفَاتِ آمِنُونَ ﴿37﴾
37) و نیست اموالتان و نه اولادتان آنکه متقرب می کند شما را نزد ما نزدیک کردنی – مگر کسی که ایمان آورد و عمل کرد اصلاحی را – پس آنهایند که برای ایشان است جزای مضاعف بسبب آنچه که عمل کردند و ایشان در اتاقهای ( بهشت)امنیت یافتگانند
      وَالَّذِينَ يَسْعَوْنَ فِي آيَاتِنَا مُعَاجِزِينَ أُوْلَئِكَ فِي الْعَذَابِ مُحْضَرُونَ ﴿38﴾
38) و آنانکه کوشش می کنند در آیات ما ( بخیال خود ) عاجز کنندگانند (مارا ) آنها در عذاب احضار کرده شدگانند
    قُلْ إِنَّ رَبِّي يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَيَقْدِرُ لَهُ وَمَا أَنفَقْتُم مِّن شَيْءٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ وَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ ﴿39﴾
39) بگو همانا پروردگارم گسترش می دهد رزق را برای کسی که می خواهد از پرستندگانش و اندازه می کند برای او- و آنچه  که انفاق کردید از چیزی – پس او جانشین می دهد او را – و او بهترین رزق دهندگان است
وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا ثُمَّ يَقُولُ لِلْمَلَائِكَةِ أَهَؤُلَاء إِيَّاكُمْ كَانُوا يَعْبُدُونَ ﴿40﴾
40) و دورانی که محشور می کند(خداوند) ایشان را همگی – سپس می گوید برای فرشتگان – آیا اینها – شما را بودند که می پرستیدند
قَالُوا سُبْحَانَكَ أَنتَ وَلِيُّنَا مِن دُونِهِم بَلْ كَانُوا يَعْبُدُونَ الْجِنَّ أَكْثَرُهُم بِهِم مُّؤْمِنُونَ ﴿41﴾
41) گفتند فعال (مطلق) توئی – تو یاور مائی از غیر ایشان- بلکه بودند می پرستیدند جن را  اکثرایشان-  به ایشان(به جن ها) ایمان آورندگانند
فَالْيَوْمَ لَا يَمْلِكُ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ نَّفْعًا وَلَا ضَرًّا وَنَقُولُ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا ذُوقُوا عَذَابَ النَّارِ الَّتِي كُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ ﴿42﴾
42) پس ایندوران مالک نمی شود بعضیتان برای بعضی سودی را و نه ضرری را – و می گوئیم برای آنانکه ظلم کردند بچشید عذاب آتش را آنکه بودید او را تکذیب می کردید
وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالُوا مَا هَذَا إِلَّا رَجُلٌ يُرِيدُ أَن يَصُدَّكُمْ عَمَّا كَانَ يَعْبُدُ آبَاؤُكُمْ وَقَالُوا مَا هَذَا إِلَّا إِفْكٌ مُّفْتَرًى وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلْحَقِّ لَمَّا جَاءهُمْ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُّبِينٌ ﴿43﴾
43) و آنگاه که تلاوت کرده می شود بر - ایشان آیات ما که شفاف کننده است – گفتند نیست این مگر انسانی که می خواهد اینکه جلوگیری کند شما را از آنچه که  بودند می پرستیدند اجداد شما – و گفتند نیست این مگر انحراف بافته شده ای – و گفتند آنانکه کافر شدند برای حق – وقتی که آمد ایشان را – نیست این مگر جادوئی شفاف
وَمَا آتَيْنَاهُم مِّن كُتُبٍ يَدْرُسُونَهَا وَمَا أَرْسَلْنَا إِلَيْهِمْ قَبْلَكَ مِن نَّذِيرٍ ﴿44﴾
44) و ندادیم ایشان را از کتابی که تدریس می کنند او را-  و نفرستادیم بسوی ایشان قبل از تو از اخطار کننده ای
وَكَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَمَا بَلَغُوا مِعْشَارَ مَا آتَيْنَاهُمْ فَكَذَّبُوا رُسُلِي فَكَيْفَ كَانَ نَكِيرِ ﴿45﴾
45) و تکذیب کردند آنانکه از قبل ایشانند – و نرسیدند (در فهمیدن ) یکدهم آنچه را که دادیم ایشان را – پس تکذیب کردند رسولان مرا – پس چطور بود انکار کردن من
    قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُم بِوَاحِدَةٍ أَن تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى وَفُرَادَى ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا مَا بِصَاحِبِكُم مِّن جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌ لَّكُم بَيْنَ يَدَيْ عَذَابٍ شَدِيدٍ ﴿46﴾
46) بگو قطعاً اندرز می دهم شما را به یگانه ای – اینکه قیام کنید برای خداوند دو به دو – و یک به یک – سپس تفکر کنید که نیست به صاحب  شما(پیامبر)  از دیوانگی – نیست او مگر اخطار کننده ای -برای شما ست– میان دو- دست من (جلوی من ) عذاب شدید است
  قُلْ مَا سَأَلْتُكُم مِّنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى اللَّهِ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ ﴿47﴾
47) بگو آنچه را که  سئوال کردم شما را از مزدی – پس او برای شماست - نیست مزد من مگر بر خداوند – و او بر هر چیزی شاهد است
     قُلْ إِنَّ رَبِّي يَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَّامُ الْغُيُوبِ ﴿48﴾
48) بگو همانا پروردگارم می افکند (وحی را ) بحق – عالم غیب هاست
   قُلْ جَاء الْحَقُّ وَمَا يُبْدِئُ الْبَاطِلُ وَمَا يُعِيدُ ﴿49﴾
49) بگو آمد حق – و شروع نمی کند (خلقت را ) باطل و اعاده نمی کند ( پس از مرگ )
  قُلْ إِن ضَلَلْتُ فَإِنَّمَا أَضِلُّ عَلَى نَفْسِي وَإِنِ اهْتَدَيْتُ فَبِمَا يُوحِي إِلَيَّ رَبِّي إِنَّهُ سَمِيعٌ قَرِيبٌ ﴿50﴾
50) بگو چنانچه گمراه شدم – پس قطعاً گمراه می شوم بر خودم – و چنانچه هدایت شدم – پس بسبب آنچه که وحی می کند بسویم پروردگارم است  – همانا او شنوای نزدیک است
وَلَوْ تَرَى إِذْ فَزِعُوا فَلَا فَوْتَ وَأُخِذُوا مِن مَّكَانٍ قَرِيبٍ ﴿51﴾
51) و اگر ببینی آنگاه که – وحشت کرده شدند – پس نیست فوتی – و گرفته شدند از مکانی نزدیک
وَقَالُوا آمَنَّا بِهِ وَأَنَّى لَهُمُ التَّنَاوُشُ مِن مَكَانٍ بَعِيدٍ ﴿52﴾
52) و گفتند ایمان آوردیم به او – و چگونه است برای ایشان نایل شدن (به ایمان ) از مکان دوری
وَقَدْ كَفَرُوا بِهِ مِن قَبْلُ وَيَقْذِفُونَ بِالْغَيْبِ مِن مَّكَانٍ بَعِيدٍ ﴿53﴾
53) و بدرستیکه کافر شدند به او از قبل – و می افکنند به غیب از مکان دوری
وَحِيلَ بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ مَا يَشْتَهُونَ كَمَا فُعِلَ بِأَشْيَاعِهِم مِّن قَبْلُ إِنَّهُمْ كَانُوا فِي شَكٍّ مُّرِيبٍ ﴿54﴾
54) و فاصله کرده شد میانشان و میان آنچه  که تمایل می کنند- همچنانکه کرده شد به شیعیانشان(پیروان متفرق در تضاد ) از قبل -  همانا ایشان بودند در شکی تردید آور





                                                                       

















ســـوره فـــاطر (35)
بخش هویت دهنــــــده
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
بنام خداوند بخشاینده بخشایشگر

      الْحَمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ جَاعِلِ الْمَلَائِكَةِ رُسُلًا أُولِي أَجْنِحَةٍ مَّثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ يَزِيدُ فِي  الْخَلْقِ مَا يَشَاء إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿1﴾
1)   ستایش برای خداوند است که هویت دهنده آسمانها و زمین است – قرار دهنده فرشتگان است فرستادگانی – که دارندگان بالهایند (قدرتهایند  ) دو تا – سه تا – چهار تا و زیاد می کند در خلق آنچه را که می خواهد –همانا خداوند بر هر چیزی قادر است
مَا يَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِن رَّحْمَةٍ فَلَا مُمْسِكَ لَهَا وَمَا يُمْسِكْ فَلَا مُرْسِلَ لَهُ مِن بَعْدِهِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿2﴾
2)   آنچه را که می گشاید خداوند برای مردم از رحمتی پس نیست امساک کننده ای برای او – و آنچه را که امساک می کند – پس نیست فرستنده ای برای او از بعد او – و اوست شرافتمند حکیم
يَا أَيُّهَا النَّاسُ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ هَلْ مِنْ خَالِقٍ غَيْرُ اللَّهِ يَرْزُقُكُم مِّنَ السَّمَاء وَالْأَرْضِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ ﴿3﴾
3)   ای مردم متذکر شوید نعمت خداوند را بر شما – آیا از خلق کننده ای غیر خداوند است – رزق می دهد شما را از آسمان و زمین – نیست الهی (مطلقی ) مگر او-  پس چگونه منحرف می شوید
وَإِن يُكَذِّبُوكَ فَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِّن قَبْلِكَ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الأمُورُ ﴿4﴾
4)     و چنانچه تکذیب کردند ترا – پس بدرستیکه تکذیب کرده شد رسولانی از قبل تو – و بسوی خداوند مراجعت کرده می شود امور
يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَلَا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَلَا يَغُرَّنَّكُم بِاللَّهِ الْغَرُورُ ﴿5﴾
5)     ای مردم همانا وعده خداوند حق است – پس فریب ندهد حتماً شما را زندگانی دنیا – و فریب ندهد حتماً شما را به خداوند فریب دهنده
إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا إِنَّمَا يَدْعُو حِزْبَهُ لِيَكُونُوا مِنْ أَصْحَابِ السَّعِيرِ ﴿6﴾
6)   همانا شیطان – برای شما دشمن است – پس بگیرید او را به دشمنی – قطعاً دعوت می کند حزب او    (شما را ) تا شوید از اهل شعله (جهنم)
الَّذِينَ كَفَرُوا لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ كَبِيرٌ ﴿7﴾
7)   آنانکه کافر شدند برای ایشان عذاب شدید است و آنانکه ایمان آوردند و عمل کردند اصلاحات را برای ایشان است آمرزش و مزدی بزرگ
أَفَمَن زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ فَرَآهُ حَسَنًا فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَن يَشَاء وَيَهْدِي مَن يَشَاء فَلَا تَذْهَبْ نَفْسُكَ عَلَيْهِمْ حَسَرَاتٍ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِمَا يَصْنَعُونَ ﴿8﴾
8)   آیا پس کسی که زینت داده شد برای او بدی عملش پس دید او را نیکو – پس همانا خداوتد گمراه می کند کسی را که می خواهد   (تضاد  را ) و هدایت می کند کسی را که می خواهد  (توحید  را) – پس نبر ( از بین ) خودت را بر- ایشان به حسرتها – همانا خداوند عالم است بآنچه که  می سازید
وَاللَّهُ الَّذِي أَرْسَلَ الرِّيَاحَ فَتُثِيرُ سَحَابًا فَسُقْنَاهُ إِلَى بَلَدٍ مَّيِّتٍ فَأَحْيَيْنَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا كَذَلِكَ النُّشُورُ ﴿9﴾
9)   و خداوند است آنکه فرستاد بادها را – پس زیر و رو می کند ابر(کشاننده)  را – پس سوق دادیم بسوی منطقه  مرده – پس زنده کردیم به او زمین را  بعد از مردنش – بدینسان است منتشر  شدن (از قبرها )
مَن كَانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعًا إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ وَالَّذِينَ يَمْكُرُونَ السَّيِّئَاتِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَكْرُ أُوْلَئِكَ هُوَ يَبُورُ ﴿10﴾
10) کسی که بود می خواست شرف را – پس برای خداوند است شرف همگی – بسوی او صعود می کند کلام پاکیزه و عمل صالح بالا می برد او را – و آنانکه به حیله می کنند  بدیها را برای ایشان عذاب شدید است – و حیله آنهاست - که او تلف می شود
وَاللَّهُ خَلَقَكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ جَعَلَكُمْ أَزْوَاجًا وَمَا تَحْمِلُ مِنْ أُنثَى وَلَا تَضَعُ إِلَّا بِعِلْمِهِ وَمَا يُعَمَّرُ مِن مُّعَمَّرٍ وَلَا يُنقَصُ مِنْ عُمُرِهِ إِلَّا فِي كِتَابٍ إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ ﴿11﴾
11) و خداوند خلق کرد شما را از خاک- سپس از نطفه- سپس قرار داد شما را لنگه هائی- و حمل نمی کند از مونثی و وضع (حمل) نمی کند مگر به علم او – و عمر داده نمی شود از عمر داده شده ای و کم کرده نمی شود از عمرش مگر در کتاب – همانا آن بر خداوند آسان است
وَمَا يَسْتَوِي الْبَحْرَانِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ سَائِغٌ شَرَابُهُ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَمِن كُلٍّ تَأْكُلُونَ لَحْمًا طَرِيًّا وَتَسْتَخْرِجُونَ حِلْيَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْكَ فِيهِ مَوَاخِرَ لِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ﴿12﴾
12) و مساوی نیست دو دریا – این خوشمزه گوارا راحت کننده است نوشیدنش (مصب دریا )– و این شور تلخ مزه است  (دریا دور از مصب ) - و از همه می خورید گوشتی تازه و بیرون می آورید زیوری که می پوشید او را – و می بینی کشتیها را در او شیاردهنده های (آب ) اند – تا بجوئید از فضل او – و شاید شما شکر کنید
يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُّسَمًّى ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ وَالَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِهِ مَا يَمْلِكُونَ مِن قِطْمِيرٍ ﴿13﴾
13) وارد می کند شب را در روز و وارد می کند روز را در شب و مسخّر کرد خورشید و ماه  را – همه جاری می شوند برای اجلی نامبرده شده – آن است شما را خداوند – پروردگارتان که برای اوست فرمانروائی (هستی ) و آنانکه دعوت می کنند از غیر او را – مالک نمی شوند از پوستک (خرمائی)
إِن تَدْعُوهُمْ لَا يَسْمَعُوا دُعَاءكُمْ وَلَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجَابُوا لَكُمْ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكْفُرُونَ بِشِرْكِكُمْ وَلَا يُنَبِّئُكَ مِثْلُ خَبِيرٍ ﴿14﴾
14) چنانچه دعوت کنید ایشان را نمی شنوند دعوت شما را و اگر شنیدند – اجابت نمی کنند برای شما- و بدوران قیامت منکرمی شوند به شرک شما – و خبر نمی دهد ترا بمانند  آگاهی
يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاء إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ ﴿15﴾
15) ای مردم شما محتاجانید بسوی خداوند – و خداوند اوست که غنی ستایش شده است
إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَيَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِيدٍ ﴿16﴾
16) چنانچه بخواهد ببرد شما را و بیاورد به خلقی جدید
وَمَا ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ بِعَزِيزٍ ﴿17﴾
17) و نیست آن بر خداوند سبب شرافتی
وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى وَإِن تَدْعُ مُثْقَلَةٌ إِلَى حِمْلِهَا لَا يُحْمَلْ مِنْهُ شَيْءٌ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى إِنَّمَا تُنذِرُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِالغَيْبِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَمَن تَزَكَّى فَإِنَّمَا يَتَزَكَّى لِنَفْسِهِ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ ﴿18﴾
18) و بار نمی برد - بار برنده ای - باردیگری را – و چنانچه دعوت کند سنگین شده ای را بسوی برداشتنش – برداشته نمی شود از او چیزی-  و اگر بود دارای قرابتی – قطعاً اخطار می کنی آنان را که می هراسند پروردگارشان را به غیب- و برپا داشتند نماز را و کسی که نمو کرد پس قطعاً نمو می کند برای خودش و بسوی خداوند است شدن
وَمَا يَسْتَوِي الْأَعْمَى وَالْبَصِيرُ ﴿19﴾
19) و مساوی نیست کور و بینشمند  
وَلَا الظُّلُمَاتُ وَلَا النُّورُ ﴿20﴾
20) و نه تاریکی و نه نور
وَلَا الظِّلُّ وَلَا الْحَرُورُ ﴿21﴾
21) و نه سایه و نه حرارت
 وَمَا يَسْتَوِي الْأَحْيَاء وَلَا الْأَمْوَاتُ إِنَّ اللَّهَ يُسْمِعُ مَن يَشَاء وَمَا أَنتَ بِمُسْمِعٍ مَّن فِي الْقُبُورِ ﴿22﴾
22) و مساوی نیستند زنده ها و مرده ها – همانا خداوند می شنواند کسی را که می خواهد و نیستی تو شنواننده کسانی را که در قبرهایند
إِنْ أَنتَ إِلَّا نَذِيرٌ ﴿23﴾
23) نیستی تو مگر اخطار کننده
إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ بِالْحَقِّ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَإِن مِّنْ أُمَّةٍ إِلَّا خلَا فِيهَا نَذِيرٌ ﴿24﴾
24) همانا ما فرستادیمت بحق بشارت دهنده و اخطار کننده – و نیست از امتی (پایگاهی =نسلی) مگر گذشت در او اخطار کننده ای
وَإِن يُكَذِّبُوكَ فَقَدْ كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ جَاءتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ وَبِالزُّبُرِ وَبِالْكِتَابِ الْمُنِيرِ ﴿25﴾
25) و چنانچه تکذیب کردند ترا-  پس بدرستیکه تکذیب کردند آنان که از قبل ایشانند – آمد ایشان را رسولانشان به شفافیت و به جزوه ها و به کتاب نور دهنده
ثُمَّ أَخَذْتُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَكَيْفَ كَانَ نَكِيرِ ﴿26﴾
26) سپس گرفتم آنان را که کافر شدند (به عذاب ) پس چطور بود انکار من
أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَأَخْرَجْنَا بِهِ ثَمَرَاتٍ مُّخْتَلِفًا أَلْوَانُهَا وَمِنَ الْجِبَالِ جُدَدٌ بِيضٌ وَحُمْرٌ مُّخْتَلِفٌ أَلْوَانُهَا وَغَرَابِيبُ سُودٌ ﴿27﴾
27) آیا ندیدی همانا خداوند نازل کرد از آسمان ابی را- پس بیرون آوردیم بسبب  او محصولهایی که مختلف است رنگهایش و ازکوهها راههای سفید و قرمز که مختلف است رنگهایش و گرانیت سیاه
وَمِنَ النَّاسِ وَالدَّوَابِّ وَالْأَنْعَامِ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ كَذَلِكَ إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاء إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ غَفُورٌ ﴿28﴾
28) و از مردم و جنبندگان و انعام (گاو – گوسفند – شتر – بز... ) که مختلف است رنگهایش بدینسان – قطعاً می هراسند خداوند را از پرستندگانش علماء- همانا خداوند شرافتمند آمرزنده است
إِنَّ الَّذِينَ يَتْلُونَ كِتَابَ اللَّهِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَنفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلَانِيَةً يَرْجُونَ تِجَارَةً لَّن تَبُورَ ﴿29﴾
29) همانا آنانکه تلاوت می کنند کتاب خداوند را-  و برپا داشتند نماز را و انفاق کردند از آنچه که  رزق دادیم ایشان را – به سری و علنی – امید می دارند تجارتی را که هرگز تلف نمی شود
لِيُوَفِّيَهُمْ أُجُورَهُمْ وَيَزِيدَهُم مِّن فَضْلِهِ إِنَّهُ غَفُورٌ شَكُورٌ ﴿30﴾
30) تا تمام دهد  (خداوند )ایشان را مزدشان را و زیاد کند ایشان را از فضلش – همانا او آمرزنده شاکر است
وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ هُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ إِنَّ اللَّهَ بِعِبَادِهِ لَخَبِيرٌ بَصِيرٌ ﴿31﴾
31) و آنکه وحی کردیم بسوی تو از کتاب – اوست حق  - تصدیق کننده بر آنچه  که میان دو- دستش(جلوترش) است همانا خداوند به پرستندگانش البته  آگاه و بینشمند است
ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتَابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنَا مِنْ عِبَادِنَا فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ وَمِنْهُم مُّقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَيْرَاتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ ﴿32﴾
32) سپس به میراث دادیم کتاب را به آنانکه برگزیدیم از پرستندگانمان – پس از ایشان است ظالمی بر خودش – و از ایشان است مقصود داری- و از ایشان است سبقت گیرنده به خیرات – با اجازه خداوند -آن او است - که فضل بزرگ است
جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍ وَلُؤْلُؤًا وَلِبَاسُهُمْ فِيهَا حَرِيرٌ ﴿33﴾
33) بهشت های دائمی که  داخل می شوند او را- زیور کرده می شوند در او از النگوهایی از طلا و مروارید و لباسشان در او ابریشم است
وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ إِنَّ رَبَّنَا لَغَفُورٌ شَكُورٌ ﴿34﴾
34) و گفتند ستایش برای خداوند است آنکه برد از ما اندوه را – همانا پروردگار ما البته آمرزنده شاکر است
الَّذِي أَحَلَّنَا دَارَ الْمُقَامَةِ مِن فَضْلِهِ لَا يَمَسُّنَا فِيهَا نَصَبٌ وَلَا يَمَسُّنَا فِيهَا لُغُوبٌ ﴿35﴾
35) آنکه مکان داد ما را بسرای اقامت از فضلش – درک نمی کند ما را در او گماشتنی ( از مرضها ) و درک نمی کند ما را  در او فرسایشی
وَالَّذِينَ كَفَرُوا لَهُمْ نَارُ جَهَنَّمَ لَا يُقْضَى عَلَيْهِمْ فَيَمُوتُوا وَلَا يُخَفَّفُ عَنْهُم مِّنْ عَذَابِهَا كَذَلِكَ نَجْزِي كُلَّ كَفُورٍ ﴿36﴾
36) و انانکه کافر شدند برای ایشان آتش جهنم است - فیصله داده نمی شود بر- ایشان پس بمیرند و تخفیف داده نمی شود از ایشان از عذابها – بدینسان جزا می دهیم هر کفر ورزی را
وَهُمْ يَصْطَرِخُونَ فِيهَا رَبَّنَا أَخْرِجْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ أَوَلَمْ نُعَمِّرْكُم مَّا يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَن تَذَكَّرَ وَجَاءكُمُ النَّذِيرُ فَذُوقُوا فَمَا لِلظَّالِمِينَ مِن نَّصِيرٍ ﴿37﴾
37) و ایشان فریاد می کنند در او – پروردگار ما - بیرون کن ما را عمل کنیم اصلاحی را – غیر از آنکه بودیم عمل می کردیم آیا عمر ندادیم شما را –آنچه را  که متذکر شوید در او- کسی که متذکر شد- و آمد شما را اخطار کننده – پس بچشید پس نیست برای ظالمان از یاری کننده ای
إِنَّ اللَّهَ عَالِمُ غَيْبِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ﴿38﴾
38) همانا خداوند عالم به غیب آسمانها و زمین است همانا او عالم – بدارائی سینه هاست
هُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلَائِفَ فِي الْأَرْضِ فَمَن كَفَرَ فَعَلَيْهِ كُفْرُهُ وَلَا يَزِيدُ الْكَافِرِينَ كُفْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ إِلَّا مَقْتًا وَلَا يَزِيدُ الْكَافِرِينَ كُفْرُهُمْ إِلَّا خَسَارًا ﴿39﴾
39) اوست آنکه قرار داد شما را جانشینان در زمین- پس کسی که کافر شد پس بر اوست کفرش – و زیاد نمی کند کافران را کفرشان نزد پروردگارشان مگر بیزاری  را-  و زیاد نمی کند کافران را کفرشان مگر باختنی را
قُلْ أَرَأَيْتُمْ شُرَكَاءكُمُ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ أَرُونِي مَاذَا خَلَقُوا مِنَ الْأَرْضِ أَمْ لَهُمْ شِرْكٌ فِي السَّمَاوَاتِ أَمْ آتَيْنَاهُمْ كِتَابًا فَهُمْ عَلَى بَيِّنَةٍ مِّنْهُ بَلْ إِن يَعِدُ الظَّالِمُونَ بَعْضُهُم بَعْضًا إِلَّا غُرُورًا ﴿40﴾
40) بگو آیا دیدید شریکانتان را – آنانراکه دعوت می کنید از غیر خداوند – نشان دهید مرا چه چیزی را خلق کردند از زمین- یا برای ایشان شراکتی در آسمانها ست – یا دادیم ایشان را کتابی – پس ایشان بر شفافیتند از او-  بلکه وعده نمی دهند ظالمان بعضیشان بعضی را مگر فریبی را
إِنَّ اللَّهَ يُمْسِكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ أَن تَزُولَا وَلَئِن زَالَتَا إِنْ أَمْسَكَهُمَا مِنْ أَحَدٍ مِّن بَعْدِهِ إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورًا ﴿41﴾
41) همانا خداوند نگاه می دارد(با قوانین هستی )  آسمانها و زمین را اینکه (مبادا ) زایل شوند – و البته چنانچه زایل شدند – نگاه نمی دارد  آندو را از فردی از بعد او – همانا او بود بردبار آمرزنده
وَأَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَئِن جَاءهُمْ نَذِيرٌ لَّيَكُونُنَّ أَهْدَى مِنْ إِحْدَى الْأُمَمِ فَلَمَّا جَاءهُمْ نَذِيرٌ مَّا زَادَهُمْ إِلَّا نُفُورًا ﴿42﴾
42) و قسم یاد کردند به خداوند - توان اختیارهایشان را -البته چنانچه آمد ایشان را اخطار کننده ای - البته می شوند حتماً هدایت یافته تر از یکی از امتها (پایگاهها = نسلها ) پس زما نی که آمد ایشان را اخطار کننده ای زیاد نکرد ایشان را مگر رمیدنی ( از حق )
اسْتِكْبَارًا فِي الْأَرْضِ وَمَكْرَ السَّيِّئِ وَلَا يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ فَهَلْ يَنظُرُونَ إِلَّا سُنَّتَ الْأَوَّلِينَ فَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِيلًا وَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْوِيلًا ﴿43﴾
43) تکبر طلبی در زمین و حیله بد – وفرا نمی گیرد حیله بد مگر به اهلش – پس آیا انتظار می کشند مگر – سنت (رسم ) پیشینیان را – پس هرگز نمی یابی برای سنت (رسم  ) خداوند تبدیلی و هرگز نمی یابی برای سنت (رسم ) خداوند تحویلی
أَوَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَكَانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُعْجِزَهُ مِن شَيْءٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْضِ إِنَّهُ كَانَ عَلِيمًا قَدِيرًا ﴿44﴾
44) آیا و سیر نکردند در زمین – پس بنگرند چطور بود عاقب آنانکه از قبل ایشانند – و بودند شدیدتر از ایشان در نیرو – و نبود خداوند را تا عاجز کند او را از چیزی در آسمانها و نه در زمین – همانا او بود عالم قادر
وَلَوْ يُؤَاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِمَا كَسَبُوا مَا تَرَكَ عَلَى ظَهْرِهَا مِن دَابَّةٍ وَلَكِن يُؤَخِّرُهُمْ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَإِذَا جَاء أَجَلُهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِعِبَادِهِ بَصِيرًا ﴿45﴾
45) و اگر مواخذه کند خداوند مردم را بسبب آنچه که کسب کردند- ترک نکند  بر پشت او (زمین ) از جنبنده ای را-  و لکن بتأخیر می اندازد ایشان را بسوی اجل نامبرده شده ای – پس آنگاه که آمد اجلشان پس همانا خداوند بود به پرستندگانش بینــــــشمند  


                                                          

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر