۱۳۹۰ مرداد ۲۶, چهارشنبه

از سوره الانبیــــاء (21) تا المومنون (23)



سوره الانبیــــاء (21)
بخش پیــامبـــران

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
بنام خداوند بخشاینده بخشایشگر


      اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ مَّعْرِضُونَ ﴿1﴾
1)     نزدیک شد برای مردم حسابشان و ایشان در غفلتی اعراض کنندگانند
مَا يَأْتِيهِم مِّن ذِكْرٍ مَّن رَّبِّهِم مُّحْدَثٍ إِلَّا اسْتَمَعُوهُ وَهُمْ يَلْعَبُونَ ﴿2﴾
2)     نمی آید ایشان را از ذکری (اصول راهنمائی) از پروردگارشان جدید – مگر شنیدند او را و ایشان بازی می کنند
لَاهِيَةً قُلُوبُهُمْ وَأَسَرُّواْ النَّجْوَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ هَلْ هَذَا إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ أَفَتَأْتُونَ السِّحْرَ وَأَنتُمْ تُبْصِرُونَ ﴿3﴾
3)   سرگرم است قلبهایشان – و سری کردند نجوا کردن  را – آنانکه ظلم کردند – آیا این است (پیامبر ) مگر بشری مثل شما – آیا پس می آئید بسحر و شما می بینید
قَلَ رَبِّي يَعْلَمُ الْقَوْلَ فِي السَّمَاء وَالأَرْضِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ﴿4﴾
4)     بگو (ای محمد ) پروردگارم علم دارد گفتار را در آسمان و زمین – و او شنوای عالم است
بَلْ قَالُواْ أَضْغَاثُ أَحْلاَمٍ بَلِ افْتَرَاهُ بَلْ هُوَ شَاعِرٌ فَلْيَأْتِنَا بِآيَةٍ كَمَا أُرْسِلَ الأَوَّلُونَ ﴿5﴾
5)   بلکه گفتند دسته های از خیالبافی است – بلکه بافت  (خرافاتی را ) او – بلکه او شاعر است – پس باید بیاورد ما را به آیه ای (معجزه ای ) همچنانکه فرستاده شدند نخستین (پیامبران مثل نوح و ابراهیم وموسی و عیسی )
مَا آمَنَتْ قَبْلَهُم مِّن قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا أَفَهُمْ يُؤْمِنُونَ ﴿6﴾
6)     ایمان نیاورد قبل از ایشان از قریه ای که هلاک کردیمش – آیا پس ایشان ایمان می آورند 
وَمَا أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ إِلاَّ رِجَالاً نُّوحِي إِلَيْهِمْ فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ ﴿7﴾
7)   و نفرستادیم قبل از تو (پیامبران را ) مگر انسانهایی که وحی می کنیم بسویشان – پس بپرسید اهل ذکر را  (کسانی که عالم به اصول راهنمای حقند) چنانچه بودید  علم نمی داشتید
وَمَا جَعَلْنَاهُمْ جَسَدً الَّا يَأْكُلُونَ الطَّعَامَ وَمَا كَانُوا خَالِدِينَ ﴿8﴾
8)     و قرار ندادیم ایشان را (پیامبران را ) جسدی مگر می خورند طعام و نبودند جاویدانها .
ثُمَّ صَدَقْنَاهُمُ الْوَعْدَ فَأَنجَيْنَاهُمْ وَمَن نَّشَاء وَأَهْلَكْنَا الْمُسْرِفِينَ ﴿9﴾
9)     سپس صادق  کردیم ایشان را به وعده – پس نجات دادیم ایشان را و کسی را که می خواهیم – و هلاک کردیم اسراف کنندگان را
لَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ كِتَابًا فِيهِ ذِكْرُكُمْ أَفَلَا تَعْقِلُونَ ﴿10﴾
10)                        البته بدرستیکه نازل کردیم بسوی شما کتابی که در اوست ذکر ( اصول راهنما) شما را آیا پس تعقل نمی کنید
وَكَمْ قَصَمْنَا مِن قَرْيَةٍ كَانَتْ ظَالِمَةً وَأَنشَأْنَا بَعْدَهَا قَوْمًا آخَرِينَ ﴿11﴾
11) و چه بسیار لورده  کردیم از قریه ای که بود (اهلش )ظالم و پدید آوردیم بعد او قومی دیگر را
فَلَمَّا أَحَسُّوا بَأْسَنَا إِذَا هُم مِّنْهَا يَرْكُضُونَ ﴿12﴾
12)                        پس وقتی که احساس کردند آسیب ما را آنگاه ایشانند که از او می دوند
لَا تَرْكُضُوا وَارْجِعُوا إِلَى مَا أُتْرِفْتُمْ فِيهِ وَمَسَاكِنِكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْأَلُونَ ﴿13﴾
13)       ندوید و برگردید بسوی آنچه که  مرفه شدید و مسکنهایتان شاید شما پرسیده شوید
قَالُوا يَا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ ﴿14﴾
14)                        گفتند ای وای ما را – همانا ما بودیم ظالمین
      فَمَا زَالَت تِّلْكَ دَعْوَاهُمْ حَتَّى جَعَلْنَاهُمْ حَصِيدًا خَامِدِينَ ﴿15﴾
15)                        پس هنوز این است دعوتهایشان تا قرار دادیم ایشان را درویده افسردگان
    وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاء وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا لَاعِبِينَ ﴿16﴾
16)                        و خلق نکردیم آسمان و زمین را و آنچه که  در میان آندو است بازی کنندگان
لَوْ أَرَدْنَا أَن نَّتَّخِذَ لَهْوًا لَّاتَّخَذْنَاهُ مِن لَّدُنَّا إِن كُنَّا فَاعِلِينَ ﴿17﴾
17) اگر می خواستیم اینکه بگیریم به سر گرمی – البته می گرفتیم او را از نزدمان – چنانچه بودیم کنندگان
بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْبَاطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذَا هُوَ زَاهِقٌ وَلَكُمُ الْوَيْلُ مِمَّا تَصِفُونَ ﴿18﴾
18)    بلکه می افکنیم بسببی حق را بر باطل – پس دمغ(متوقف ) می کند او را (باطل را ) پس آنگاه او محو شونده است – و برای شما - وای - است از آنچه وصف می کنید
وَلَهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَنْ عِندَهُ لَا يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِهِ وَلَا يَسْتَحْسِرُونَ ﴿19﴾
19)       و برای اوست کسی که در آسمانها و زمین است و کسی که نزد اوست – تکبر نمی کنند از پرستش او و فرومانده نمی شوند
يُسَبِّحُونَ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ لَا يَفْتُرُونَ ﴿20﴾
20)       فعالیت می کنند شب و روز تنبل نمی شوند
أَمِ اتَّخَذُوا آلِهَةً مِّنَ الْأَرْضِ هُمْ يُنشِرُونَ ﴿21﴾
21)       یا گرفتند اله هایی (مطلقهایی ) از زمین که ایشان منتشر می کنند  (مخلوقات را )
لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا فَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ ﴿22﴾
22)    اگر بود در آندو (آسمان و زمین ) اله هایی ( مطلقهایی)مگر- خداوند البته فاسد می شدند – پس فعال (مطلق) است خداوند پروردگار عرش (حیات)  از آنچه که  وصف می کنند
لَا يُسْأَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَهُمْ يُسْأَلُونَ ﴿23﴾
23)       پرسیده نمی شود از آنچه که  می کند و ایشان پرسیده می شوند
أَمِ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ آلِهَةً قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ هَذَا ذِكْرُ مَن مَّعِيَ وَذِكْرُ مَن قَبْلِي بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ الْحَقَّ فَهُم مُّعْرِضُونَ ﴿24﴾
24)    یا گرفتند از غیر او – اله هایی (مطلقهایی ) بگو بیاورید برهانتان را – این است ذکر (اصول راهنمای حق) کسانی که بامنند – و ذکر (اصول راهنمای حق ) کسانی که قبل از منند – بلکه اکثرشان علم ندارند  حق را - پس ایشان اعراض کنندگانند
وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ إِلَّا نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ ﴿25﴾
25)    و نفرستادیم از قبل تو از رسولی – مگر وحی می فرستیم بسوی او – همانا اوست (خداوند ) که نیست الهی (مطلقی ) مگر من پس پرستش کنید مرا
وَقَالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمَنُ وَلَدًا سُبْحَانَهُ بَلْ عِبَادٌ مُّكْرَمُونَ ﴿26﴾
26)       و گفتند گرفت بخشاینده نوزادی را (به شراکت ) فعال (مطلق) اوست- بلکه (ایشان ) پرستندگانند  که گرامی شدگانند .
لَا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَهُم بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ ﴿27﴾
27)       سبقت نمی گیرند او را (خداوند را ) بگفتار و ایشان به امر او عمل می کنند
يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَى وَهُم مِّنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ ﴿28﴾
28)    علم دارد آنچه را که  در میان دو دستشان (آینده ) است و آنچه را که  پشتشان (گذشته ) است و شفاعت نمی کنند – مگر برای کسانی که راضی شد(خداوند ) و ایشان از هراس او (خداوند ) مواظبت  کنندگانند
وَمَن يَقُلْ مِنْهُمْ إِنِّي إِلَهٌ مِّن دُونِهِ فَذَلِكَ نَجْزِيهِ جَهَنَّمَ كَذَلِكَ نَجْزِي الظَّالِمِينَ ﴿29﴾
29)    و هر کس بگوید از ایشان همانا من الهی (مطلقی) از غیر اویم- پس آن را جزا می دهیمش جهنم را- بدینسان جزا می دهیم ظالمان را
أَوَلَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاء كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ أَفَلَا يُؤْمِنُونَ ﴿30﴾
30)    آیا و ندیدند آنانکه کافر شدند(به  حق وحقوق ) – همانا آسمانها و زمین بودند چسبیده– پس جدا کردیم آندو را(به انبساط کیهانی)  و قرار دادیم از آب هر چیزی را زنده – آیا پس ایمان نمی آروند
وَجَعَلْنَا فِي الْأَرْضِ رَوَاسِيَ أَن تَمِيدَ بِهِمْ وَجَعَلْنَا فِيهَا فِجَاجًا سُبُلًا لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ ﴿31﴾
31)    و قرار دادیم در زمین لنگرهای اینکه (مبادا) بجنباند ایشان را – و قرار دادیم در او (زمین ) تنگه هائی که جهت هائی است – شاید ایشان هدایت یابند
وَجَعَلْنَا السَّمَاء سَقْفًا مَّحْفُوظًا وَهُمْ عَنْ آيَاتِهَا مُعْرِضُونَ ﴿32﴾
32)       و قرار دادیم آسمان را سقفی نگاهداشته شده ( در پیرامون زمین ) و ایشان از آیات او (خداوند) اعراض کنندگانند
وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ ﴿33﴾
33)       و اوست آنکه خلق کرد شب و روز و خورشید و ماه را همگی در گردونه ای فعالیت می کنند
وَمَا جَعَلْنَا لِبَشَرٍ مِّن قَبْلِكَ الْخُلْدَ أَفَإِن مِّتَّ فَهُمُ الْخَالِدُونَ ﴿34﴾
34)       و قرار ندادیم برای بشری از قبل تو جاودانگی-  آیا پس چنانچه مردی – پس ایشان جاویدانند
كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ وَنَبْلُوكُم بِالشَّرِّ وَالْخَيْرِ فِتْنَةً وَإِلَيْنَا تُرْجَعُونَ ﴿35﴾
35)       هر شخصی چشنده است مرگ را – و آزمایش می کنیم شما را به شر و خیر - گرفتار کردنی و بسوی ما برگردانیده می شوید
وَإِذَا رَآكَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِن يَتَّخِذُونَكَ إِلَّا هُزُوًا أَهَذَا الَّذِي يَذْكُرُ آلِهَتَكُمْ وَهُم بِذِكْرِ الرَّحْمَنِ هُمْ كَافِرُونَ ﴿36﴾
36)    و آنگاه که دیدند ترا آنانکه کافر شدند – نمی گیرند ترا (به سخن)مگر بمسخره کردنی - آیا این است – آنکه متذکر می شود اله های شما را ( به بطلان)  ایشان بذکر ( به اصول راهنمای حق  ) بخشاینده – ایشانند  کافران
خُلِقَ الْإِنسَانُ مِنْ عَجَلٍ سَأُرِيكُمْ آيَاتِي فَلَا تَسْتَعْجِلُونِ ﴿37﴾
37)       خلق کرده شد انسان از عجله ای - بزودی می نمایانیم به شما آیاتم را پس عجله نکنید (به عذاب) من
وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿38﴾
38)       و می گویند چه وقت است این وعده – چنانچه بودید راستگویان
لَوْ يَعْلَمُ الَّذِينَ كَفَرُوا حِينَ لَا يَكُفُّونَ عَن وُجُوهِهِمُ النَّارَ وَلَا عَن ظُهُورِهِمْ وَلَا هُمْ يُنصَرُونَ ﴿39﴾
39)    اگر علم داشته باشند – آنانکه کافر شدند وقتی را  که – کفایت نمی کنند از روهایشان آتش را و نه از پشتهایشان – و نه ایشان یاری کرده می شوند
بَلْ تَأْتِيهِم بَغْتَةً فَتَبْهَتُهُمْ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ رَدَّهَا وَلَا هُمْ يُنظَرُونَ ﴿40﴾
40)       بلکه می آید ایشان را ناگهان پس بهت زده می کند ایشان را – پس نمی توانند رد کردندنش را و نه ایشان مهلت داده می شوند
وَلَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِّن قَبْلِكَ فَحَاقَ بِالَّذِينَ سَخِرُوا مِنْهُم مَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُون ﴿41﴾
41)    و البته بدرستیکه استهزاء کرده شد به رسولانی از قبل تو – پس فراگرفت به آنانکه مسخره کردند از ایشان – آنچه که بودند به او – استهزاء می کردند
قُلْ مَن يَكْلَؤُكُم بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ مِنَ الرَّحْمَنِ بَلْ هُمْ عَن ذِكْرِ رَبِّهِم مُّعْرِضُونَ ﴿42﴾
42)       بگو کیست که نگهبانی می کند به شب و روز از (عذاب ) بخشاینده – بلکه ایشان از ذکر پروردگارشان اعراض کنندگانند
أَمْ لَهُمْ آلِهَةٌ تَمْنَعُهُم مِّن دُونِنَا لَا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَ أَنفُسِهِمْ وَلَا هُم مِّنَّا يُصْحَبُونَ ﴿43﴾
43)    یا برای ایشان است اله هایی (مطلقهایی ) که مانع می شوند ایشان را از(مشکلات ) غیر ما – نمی توانند یاری کردن خودهایشان را ونه ایشان از ما همراهی کرده می شوند
بَلْ مَتَّعْنَا هَؤُلَاء وَآبَاءهُمْ حَتَّى طَالَ عَلَيْهِمُ الْعُمُرُ أَفَلَا يَرَوْنَ أَنَّا نَأْتِي الْأَرْضَ نَنقُصُهَا مِنْ أَطْرَافِهَا أَفَهُمُ الْغَالِبُونَ ﴿44﴾
44)    بلکه بهره دادیم اینها را و اجدادشان را تا دراز شد بر-ایشان عمر – آیا پس نمی بینند همانا ما – می آوریم (ساکنان ) زمین را و ناقص می کنیم (اهل باطل را ) از اطرافش – آیا پس ایشان غلبه کنندگانند
قُلْ إِنَّمَا أُنذِرُكُم بِالْوَحْيِ وَلَا يَسْمَعُ الصُّمُّ الدُّعَاء إِذَا مَا يُنذَرُونَ ﴿45﴾
45)       بگو قطعاً اخطار می کنم شما را بوحی – و نمی شنوند کران دعوت کردن را – آنگاه بآنچه که  اخطار کرده می شوند
وَلَئِن مَّسَّتْهُمْ نَفْحَةٌ مِّنْ عَذَابِ رَبِّكَ لَيَقُولُنَّ يَا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ ﴿46﴾
46)       و البته چنانچه درک کند ایشان را – فوتی – از عذاب پروردگارت – البته می گویند حتماً ای وای ما را- همانا ما بودیم ظالمان
وَنَضَعُ الْمَوَازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيَامَةِ فَلَا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئًا وَإِن كَانَ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ أَتَيْنَا بِهَا وَكَفَى بِنَا حَاسِبِينَ ﴿47﴾
47)    و می گذاریم موازین قسط را (حق و تکلیف را ) برای دوران قیامت – پس ظلم کرده نمی شود شخصی چیزی را – و چنانچه بود سنگینی دانه ای از خردلی – می آوریمش – و کافی است به ما حساب کنندگان
وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى وَهَارُونَ الْفُرْقَانَ وَضِيَاء وَذِكْرًا لِّلْمُتَّقِينَ ﴿48﴾
48)    و البته بدرستیکه دادیم موسی و هارون را فرقان(جدا کننده حق و باطل) و شعائی و ذکری برای متقین (حفظ کنندگان اصول راهنمای حق در اندیشه و عمل )
الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِالْغَيْبِ وَهُم مِّنَ السَّاعَةِ مُشْفِقُونَ ﴿49﴾
49)       آنانکه می هراسند – پروردگارشان را به غیب – و ایشان از لحظه (قیامت ) مواظبت کنندکانند
وَهَذَا ذِكْرٌ مُّبَارَكٌ أَنزَلْنَاهُ أَفَأَنتُمْ لَهُ مُنكِرُونَ ﴿50﴾
50)       و این ذکری است مبارک که نازل کردیمش-  آیا پس شما برای او انکار کنندگانید
وَلَقَدْ آتَيْنَا إِبْرَاهِيمَ رُشْدَهُ مِن قَبْلُ وَكُنَّا بِه عَالِمِينَ ﴿51﴾
51)       و البته بدرستیکه دادیم ابراهیم را رشدش را از قبل( قبل از رسیدن به سن بلوغ) و بودیم به او علم دارندگان
إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ مَا هَذِهِ التَّمَاثِيلُ الَّتِي أَنتُمْ لَهَا عَاكِفُونَ ﴿52﴾
52)       آنگاه که گفت برای پدرش و قومش – چیست این مجسمه ها آنکه شما برای او ادامه دهندگانید(بپرستش)
َقَالُوا وَجَدْنَا آبَاءنَا لَهَا عَابِدِينَ ﴿53﴾
53)       گفتند یافتیم ما – اجدادمان را برای او پرستش کنندگان
قَالَ لَقَدْ كُنتُمْ أَنتُمْ وَآبَاؤُكُمْ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ﴿54﴾
54)       گفت (ابراهیم ) البته بدرستیکه بودید شما و اجدادتان در گمراهی شفاف
قَالُوا أَجِئْتَنَا بِالْحَقِّ أَمْ أَنتَ مِنَ اللَّاعِبِينَ ﴿55﴾
55)       گفتند – آیا آورده ای ما را بحق – یا تو از بازی کنندگانی
قَالَ بَل رَّبُّكُمْ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الَّذِي فَطَرَهُنَّ وَأَنَا عَلَى ذَلِكُم مِّنَ الشَّاهِدِينَ ﴿56﴾
56)       گفت بلکه پروردگارتان – پروردگار آسمانها و زمین است – آنکه هویت داد ایشان را – و من بر آن شما را از شاهدانم
وَتَاللَّهِ لَأَكِيدَنَّ أَصْنَامَكُم بَعْدَ أَن تُوَلُّوا مُدْبِرِينَ ﴿57﴾
57)       و سوگند خداوند را البته نقشه می کشم حتماً به مجسمه هایتان- بعد از اینکه برگردانیده شوید پشت کنندگان
فَجَعَلَهُمْ جُذَاذًا إِلَّا كَبِيرًا لَّهُمْ لَعَلَّهُمْ إِلَيْهِ يَرْجِعُونَ ﴿58﴾
58)       پس قرارداد ایشان را پوره هایی-  مگر بزرگشان را برای ایشان – شاید ایشان بسوی او رجوع کنند
قَالُوا مَن فَعَلَ هَذَا بِآلِهَتِنَا إِنَّهُ لَمِنَ الظَّالِمِينَ ﴿59﴾
59)       گفتند چه کسی کرد این (کار را) به اله ها (مطلقهای ) ما همانا او البته از ظالمان است
قَالُوا سَمِعْنَا فَتًى يَذْكُرُهُمْ يُقَالُ لَهُ إِبْرَاهِيمُ ﴿60﴾
60)       گفتند شنیدیم – جوانی که – متذکر می شود ایشان را (به بطلان) گفته می شود برای او (نام) ابراهیم  
قَالُوا فَأْتُوا بِهِ عَلَى أَعْيُنِ النَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَشْهَدُونَ ﴿61﴾
61)       گفتند پس بیاورید او را بر (جلوی) چشم مردم شاید ایشان شهادت بدهند
قَالُوا أَأَنتَ فَعَلْتَ هَذَا بِآلِهَتِنَا يَا إِبْرَاهِيمُ ﴿62﴾
62)       گفتند آیا تو کردی این (کار را) به اله ها (مطلقهای ) ما – ای ابراهیم
قَالَ بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هَذَا فَاسْأَلُوهُمْ إِن كَانُوا يَنطِقُونَ ﴿63﴾
63)       گفت بلکه کرده او را ( کار را) بزرگشان این – پس سئوال کنید ایشان راچنانچه بودند نطق می کردند
فَرَجَعُوا إِلَى أَنفُسِهِمْ فَقَالُوا إِنَّكُمْ أَنتُمُ الظَّالِمُونَ ﴿64﴾
64)       پس رجوع کردند به خودهایشان – پس گفتند همانا شما – شما ظالمانید
ثُمَّ نُكِسُوا عَلَى رُؤُوسِهِمْ لَقَدْ عَلِمْتَ مَا هَؤُلَاء يَنطِقُونَ ﴿65﴾
65)       سپس وارونه کرده شدند بر سرهایشان – البته بدرستیکه علم داشتی – نیست اینها را (قدرت اینکه ) نطق کنند
قَالَ أَفَتَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَنفَعُكُمْ شَيْئًا وَلَا يَضُرُّكُمْ ﴿66﴾
66)       گفت (ابراهیم) آیا پس پرستش می کنید از غیر خداوند را – آنچه که سود نمی دهد شما را چیزی و ضرر نمی کند شما را
أُفٍّ لَّكُمْ وَلِمَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ أَفَلَا تَعْقِلُونَ ﴿67﴾
67)       اُفّ  برای شما و برای آنچه که  پرستش می کنید از غیر خداوند را – آیا پس تعقل نمی کنید
قَالُوا حَرِّقُوهُ وَانصُرُوا آلِهَتَكُمْ إِن كُنتُمْ فَاعِلِينَ ﴿68﴾
68)       گفتند بسوزانید او را و یاری کنید اله ها (مطلقهای ) تان را چنانچه بودید کنندگان
قُلْنَا يَا نَارُ كُونِي بَرْدًا وَسَلَامًا عَلَى إِبْرَاهِيمَ ﴿69﴾
69)       گفتیم ای آتش بشو- سرد و سلامت بر ابراهیم
وَأَرَادُوا بِهِ كَيْدًا فَجَعَلْنَاهُمُ الْأَخْسَرِينَ ﴿70﴾
70)       و خواستند به او نقشه ای (بکشتن ) پس قرار دادیم ایشان را بازندگان
وَنَجَّيْنَاهُ وَلُوطًا إِلَى الْأَرْضِ الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا لِلْعَالَمِينَ ﴿71﴾
71)       و نجات دادیم او را و لوط را بسوی زمینی که – آنکه برکت دادیم در او برای جهانیان
وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَقَ وَيَعْقُوبَ نَافِلَةً وَكُلًّا جَعَلْنَا صَالِحِينَ ﴿72﴾
72)       و عطاء کردیم برای او اسحاق را – و یعقوب را اضافی- و همه را قراردادیم اصلاح کنندگان
وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِيتَاء الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ ﴿73﴾
73)    و قرار دادیم ایشان را امامانی که هدایت می کنند به اَمر ما -  و وحی کردیم بسوی ایشان کنش خیرات را و اقامه نماز را و دادن زکات را و بودند برای ما پرستش کنندگان
وَلُوطًا آتَيْنَاهُ حُكْمًا وَعِلْمًا وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْقَرْيَةِ الَّتِي كَانَت تَّعْمَلُ الْخَبَائِثَ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمَ سَوْءٍ فَاسِقِينَ ﴿74﴾
74)    و لوط را  دادیمش حکمی و علمی را – و نجات دادیم او را از قریه– آنکه بودند  می کردند کثافتها را - همانا ایشان بودند قومی بدی -که  تمرد کنندگانند
وَأَدْخَلْنَاهُ فِي رَحْمَتِنَا إِنَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ ﴿75﴾
75)       و داخل کردیم او را در رحمتمان – همانا اوست از اصلاح کنندگان (حقمداران )
وَنُوحًا إِذْ نَادَى مِن قَبْلُ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ فَنَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ ﴿76﴾
76)       و نوح را آنگاه که ندا کرد از قبل – پس اجابت کردیم برای او – پس نجات دادیم او را و اهلش را از غصّه ای بزرگ
وَنَصَرْنَاهُ مِنَ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمَ سَوْءٍ فَأَغْرَقْنَاهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿77﴾
77)       و یاری کردیم او را از قوم - آنانکه تکذیب کردند آیات ما را – همانا ایشان بودند قوم بدی- پس غرق کردیم ایشان را همگی
وَدَاوُودَ وَسُلَيْمَانَ إِذْ يَحْكُمَانِ فِي الْحَرْثِ إِذْ نَفَشَتْ فِيهِ غَنَمُ الْقَوْمِ وَكُنَّا لِحُكْمِهِمْ شَاهِدِينَ ﴿78﴾
78)    و داود و سلیمان را – آنگاه که حکم می کنند در محاصل  – آنگاه که پوف(سیر) شد گوسفندان در او (در کشتزار) و بودیم برای حکم ایشان شاهدان
فَفَهَّمْنَاهَا سُلَيْمَانَ وَكُلًّا آتَيْنَا حُكْمًا وَعِلْمًا وَسَخَّرْنَا مَعَ دَاوُودَ الْجِبَالَ يُسَبِّحْنَ وَالطَّيْرَ وَكُنَّا فَاعِلِينَ ﴿79﴾
79)    پس فهماندیم او را (حکم را) به سلیمان و همه را دادیم حکمی و علمی – و مسخر کردیم با داود کوهها را فعالیت می کنند و پرنده را و بودیم کنندگان
وَعَلَّمْنَاهُ صَنْعَةَ لَبُوسٍ لَّكُمْ لِتُحْصِنَكُم مِّن بَأْسِكُمْ فَهَلْ أَنتُمْ شَاكِرُونَ ﴿80﴾
80)       و علم دادیم او را صنعت لباس (جنگی ) برای شما -  تا سنگر باشد شما را از آسیبتان – پس آیا شما شکرکنندگانید
وَلِسُلَيْمَانَ الرِّيحَ عَاصِفَةً تَجْرِي بِأَمْرِهِ إِلَى الْأَرْضِ الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا وَكُنَّا بِكُلِّ شَيْءٍ عَالِمِينَ ﴿81﴾
81)       و برای سلیمان است باد تند رونده – که جریان می یابد به امرش بسوی زمین – آنکه برکت دادیم در او و بودیم به همه چیز عا لمان
وَمِنَ الشَّيَاطِينِ مَن يَغُوصُونَ لَهُ وَيَعْمَلُونَ عَمَلًا دُونَ ذَلِكَ وَكُنَّا لَهُمْ حَافِظِينَ ﴿82﴾
82)    و از شیطانهای (منحرف از حق) کسانیکه فرو می روند ( در آب ) و عمل می کنند عملی غیر از آنرا- و بودیم برای ایشان نگاهدارندگان
وَأَيُّوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَأَنتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ ﴿83﴾
83)       و ایوب را آنگاه که ندا کرد پروردگارش را – همانا مرا درک کرد - مرا آفت  -  و تو رحم کننده ترین رحم کنندگانی
فَاسْتَجَبْنَا لَهُ فَكَشَفْنَا مَا بِهِ مِن ضُرٍّ وَآتَيْنَاهُ أَهْلَهُ وَمِثْلَهُم مَّعَهُمْ رَحْمَةً مِّنْ عِندِنَا وَذِكْرَى لِلْعَابِدِينَ ﴿84﴾
84)    پس اجابت کردیم برای او – پس برطرف کردیم آنچه را که  به اوست از ضرری – و دادیم او را اهلش را -و مانند ایشان را رحمتی از نزدمان و ذکری برای پرستش کنندگان
وَإِسْمَاعِيلَ وَإِدْرِيسَ وَذَا الْكِفْلِ كُلٌّ مِّنَ الصَّابِرِينَ ﴿85﴾
85)       و اسماعیل و ادریس و ذالکفل – همه از صبرکنندگانند
وَأَدْخَلْنَاهُمْ فِي رَحْمَتِنَا إِنَّهُم مِّنَ الصَّالِحِينَ ﴿86﴾
86)       و داخل کردیم در رحمتمان – همانا ایشان از صالحانند (حقمدارانند )
وَذَا النُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَى فِي الظُّلُمَاتِ أَن لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ ﴿87﴾
87)    و صاحب ماهی را –  آنگاه که رفت خشمناک پس گمان کرد اینکه هرگز قادر نیستیم بر او – پس ندا کرد پروردگارش  را در تاریکی های (شکم ماهی ) اینکه نیست الهی (مطلقی ) مگر تو- فعّال (مطلق )توئی همانا من بودم از ظالمان
فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَكَذَلِكَ نُنجِي الْمُؤْمِنِينَ ﴿88﴾
88)       پس اجابت کردیم برای او و نجات دادیم از پریشانی و بدینسان نجات می دهیم ایمان آورندگارن را
وَزَكَرِيَّا إِذْ نَادَى رَبَّهُ رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا وَأَنتَ خَيْرُ الْوَارِثِينَ ﴿89﴾
89)       و زکریا  را آنگاه که ندا کرد پروردگارش را – نگذار مرا تنها – و تو بهترین وارثانی
فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَوَهَبْنَا لَهُ يَحْيَى وَأَصْلَحْنَا لَهُ زَوْجَهُ إِنَّهُمْ كَانُوا يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَيَدْعُونَنَا رَغَبًا وَرَهَبًا وَكَانُوا لَنَا خَاشِعِينَ ﴿90﴾
90)    پس اجابت کردیم برای او – و عطاء کردیم برای او یحیی را- و اصلاح کردیم برای او لنگه اش  را(که عقیم بود )- همانا ایشان بودند شتاب می کردند در خیرات و دعوت می کردند ما را با میل و بیم – و بودند برای ما فروافتادگان
وَالَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيهَا مِن رُّوحِنَا وَجَعَلْنَاهَا وَابْنَهَا آيَةً لِّلْعَالَمِينَ ﴿91﴾
91)    و آنکه سنگر گرفت فرجش را – پس جهش دادیم در او(در کروموزمهای مونث تا خواب و منفغل شوند ) از روحمان (اصول قانون هستی را) و قرار دادیم او را و فرزندش را آیه ای برای جهانیان
إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ ﴿92﴾
92)       همانا این امت (پایگاه = نسل)شما - امتی (پایگاهی=نسلی  )واحد است – و من پروردگارتان – پس پرستش کنید مرا
وَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُم بَيْنَهُمْ كُلٌّ إِلَيْنَا رَاجِعُونَ ﴿93﴾
93)       و قطع کردند امرشان را در میانشان – همه بسوی ما مراجعت کنندگانند
فَمَن يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتِ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَا كُفْرَانَ لِسَعْيِهِ وَإِنَّا لَهُ كَاتِبُونَ ﴿94﴾
94)    پس هر کس عمل کند از اصلاحات (حقمداری ) و او مومن است – پس نیست انکاری برای کوشش او – و همانا مائیم برای او نویسندگان
وَحَرَامٌ عَلَى قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا أَنَّهُمْ لَا يَرْجِعُونَ ﴿95﴾
95)       و ممنوع است بر قریه ای که هلاک کردیمش (در دنیا) همانا ایشان مراجعت نمی کنند (در ظهور عیسی و مهدی)
حَتَّى إِذَا فُتِحَتْ يَأْجُوجُ وَمَأْجُوجُ وَهُم مِّن كُلِّ حَدَبٍ يَنسِلُونَ ﴿96﴾
96)       تا آنگاه که گشوده شد(قبرهای) یأجوج (مستبدان ) و مأجوج ( پیروانش) و ایشان از هر تپه ای (قبری) فرا می ریزند (به بیرون)
وَاقْتَرَبَ الْوَعْدُ الْحَقُّ فَإِذَا هِيَ شَاخِصَةٌ أَبْصَارُ الَّذِينَ كَفَرُوا يَا وَيْلَنَا قَدْ كُنَّا فِي غَفْلَةٍ مِّنْ هَذَا بَلْ كُنَّا ظَالِمِينَ ﴿97﴾
97)    و نزدیک شد وعده حق – پس آنگاه اوست مات کننده - بینشهای آنانکه کافر شدند - ای وای ما را – بدرستیکه بودیم در غفلتی از این (قیامت ) بلکه بودیم ظالمان
إِنَّكُمْ وَمَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنتُمْ لَهَا وَارِدُونَ ﴿98﴾
98)       همانا ایشان و آنچه  را که( از پدیده های بی جان ) پرستش می کنند از غیر خداوند را ریگ جهنمند – شما برای او- وارد شوندگانید
لَوْ كَانَ هَؤُلَاء آلِهَةً مَّا وَرَدُوهَا وَكُلٌّ فِيهَا خَالِدُونَ ﴿99﴾
99)       اگر بودند اینها اله هایی (مطلقهایی ) وارد نمی شدند او را ( جهنم را ) و همه در او جاویدانند
لَهُمْ فِيهَا زَفِيرٌ وَهُمْ فِيهَا لَا يَسْمَعُونَ ﴿100﴾
100)  برای ایشان در او خروشی است و ایشان در او نمی شنوند
إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُم مِّنَّا الْحُسْنَى أُوْلَئِكَ عَنْهَا مُبْعَدُونَ ﴿101﴾
101)  همانا آنانرا که سبقت گرفت برای ایشان از ما نیکی – آنها از او (از جهنم ) دور کرده شدگانند
لَا يَسْمَعُونَ حَسِيسَهَا وَهُمْ فِي مَا اشْتَهَتْ أَنفُسُهُمْ خَالِدُونَ ﴿102﴾
102)  نمی شنوند حس کردنش را – و ایشان در آنچه  که خواهش کرد نفسهایشان جاویدانند
لَا يَحْزُنُهُمُ الْفَزَعُ الْأَكْبَرُ وَتَتَلَقَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ هَذَا يَوْمُكُمُ الَّذِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ ﴿103﴾
103) اندوهگین نمی کند ایشان را وحشت بزرگتر - و ملاقات می کنند ایشان را فرشتگان – این است دوران شما آنکه بودید وعده داده می شدید
يَوْمَ نَطْوِي السَّمَاء كَطَيِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ كَمَا بَدَأْنَا أَوَّلَ خَلْقٍ نُّعِيدُهُ وَعْدًا عَلَيْنَا إِنَّا كُنَّا فَاعِلِينَ ﴿104﴾
104) دورانی که ضمیمه می کنیم آسمان را مانند ضمیمه کردن - تدوین کردن  برای کتابها – همچنانکه آغاز کردیم اول خلقت را اعاده می کنیم او را – وعده ای است بر ما – همانا ما بودیم کنندگان
105)   وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ ﴿105﴾
106) والبته بدرستیکه نوشتیم (برنامه کردیم) در جزوه(داود) از بعد ذکر (دادن اصول راهنما ) همانا زمین را ارث می بردش پرستندگان من که اصلاح کنندگانند (حقمدارانند )
إِنَّ فِي هَذَا لَبَلَاغًا لِّقَوْمٍ عَابِدِينَ ﴿106﴾
107)  همانا در این است البته ابلاغی برای قومی که پرستندگانند (خداوند را )
وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ ﴿107﴾
108)  و نفرستادیم ترا مگر رحمتی برای جهانیان
قُلْ إِنَّمَا يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَهَلْ أَنتُم مُّسْلِمُونَ ﴿108﴾
109)  بگو قطعاً وحی کرده می شود بسوی من – قطعاً اله (مطلق ) شما – الهی (مطلقی )واحد است پس آیا شما مسلمانید
فَإِن تَوَلَّوْا فَقُلْ آذَنتُكُمْ عَلَى سَوَاء وَإِنْ أَدْرِي أَقَرِيبٌ أَم بَعِيدٌ مَّا تُوعَدُونَ ﴿109﴾
110)  پس چنانچه روی گردانیدند (از حق ) پس بگو اعلام کردم شما را بر تساوی – و نمی دانم آیا نزدیک است یا دور است آنچه  که وعده داده می شوید
إِنَّهُ يَعْلَمُ الْجَهْرَ مِنَ الْقَوْلِ وَيَعْلَمُ مَا تَكْتُمُونَ ﴿110﴾
111)   همانا او( خداوند) علم دارد – آشکار از گفتار را و علم دارد آنچه را که کتمان می کنید
وَإِنْ أَدْرِي لَعَلَّهُ فِتْنَةٌ لَّكُمْ وَمَتَاعٌ إِلَى حِينٍ ﴿111﴾
112)   و نمی دانم – شاید او گرفتاری( خلط حق و باطل ) است برای شما و بهره ای تا وقتی
قَالَ رَبِّ احْكُم بِالْحَقِّ وَرَبُّنَا الرَّحْمَنُ الْمُسْتَعَانُ عَلَى مَا تَصِفُونَ ﴿112﴾
113)   گفت  پروردگار من-  حکم کن بحق- و پروردگار ما بخشاینده کمک کننده است-  بر آنچه  که وصف می کنند












 



                                                              

سوره الحج (22)
بخش حج
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
بنام خداوند بخشاینده بخشایشگر

      يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْءٌ عَظِيمٌ ﴿1﴾
1)     ای مردم تقوا داشته باشید ( اصول راهنمای حق را در اندیشه و بیان و عمل حفظ کنید ) همانا زلزله لحظه (قیامت) چیزی بزرگ است
يَوْمَ تَرَوْنَهَا تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ وَتَضَعُ كُلُّ ذَاتِ حَمْلٍ حَمْلَهَا وَتَرَى النَّاسَ سُكَارَى وَمَا هُم بِسُكَارَى وَلَكِنَّ عَذَابَ اللَّهِ شَدِيدٌ ﴿2﴾
2)   دورانی که می بینیدش – غافل می شود هر شیر دهنده از آنچه  که شیر داد و می گذارد هر دارای حملی حملش را - و می بینی مردم را مست شده و نیستند ایشان مختل  شدگان و لکن عذاب خداوند شدید است
وَمِنَ النَّاسِ مَن يُجَادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَيَتَّبِعُ كُلَّ شَيْطَانٍ مَّرِيدٍ ﴿3﴾
3)   و از مردم کسی است که مجادله می کند در (وجود ) خداوند بدون علمی – و پیروی می کند هر شیطان (منحرف از حق ) لیزنده ( از حق را )  
كُتِبَ عَلَيْهِ أَنَّهُ مَن تَوَلَّاهُ فَأَنَّهُ يُضِلُّهُ وَيَهْدِيهِ إِلَى عَذَابِ السَّعِيرِ ﴿4﴾
4)   نوشته شد بر او (برشیطان) همانا او را هر کس بیاوری بگیردش  – پس همانا او گمراه می کند او را و هدایت می کند بسوی عذاب شعله ور
يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِن كُنتُمْ فِي رَيْبٍ مِّنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِن مُّضْغَةٍ مُّخَلَّقَةٍ وَغَيْرِ مُخَلَّقَةٍ لِّنُبَيِّنَ لَكُمْ وَنُقِرُّ فِي الْأَرْحَامِ مَا نَشَاء إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى ثُمَّ نُخْرِجُكُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ وَمِنكُم مَّن يُتَوَفَّى وَمِنكُم مَّن يُرَدُّ إِلَى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَيْلَا يَعْلَمَ مِن بَعْدِ عِلْمٍ شَيْئًا وَتَرَى الْأَرْضَ هَامِدَةً فَإِذَا أَنزَلْنَا عَلَيْهَا الْمَاء اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ وَأَنبَتَتْ مِن كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ ﴿5﴾
5)   ای مردم چنانچه بودید در شکّی از منبعث شدن  (دوباره ) پس همانا ما خلق کردیم شما را از خاک – سپس از نطفه-  سپس از آویخته-  سپس از لخته - خلق شده (کامل ) و غیر خلق شده (ناقص) تا تبیین کنیم برای شما و مستقر می کنیم در رحمها آنچه  را که می خواهیم تا اجل نامبرده شده – سپس بیرون می آوریم شما را طفلی – سپس تا برسید به شدتتان (در قوت ) و از شماست کسی که تمام کرده می شود (عمرش ) و از شماست کسی که برگردانیده می شود تا هرز روی عمر (در پیری ) برای اینکه علم نداشته باشد از بعد علم داشتن چیزی را – و می بینی زمین را – ساکن است پس آنگاه که نازل کردیم بر او آب را جنبید و افزون شد- و رویاند از هر لنگه ای  خوشگل
ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّهُ يُحْيِي الْمَوْتَى وَأَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿6﴾
6)     آن است بسببی که همانا خداوند است که او حق است-  و همانا او زنده می کند مردگان را و همانا او بر هر چیزی قادر است
وَأَنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ لَّا رَيْبَ فِيهَا وَأَنَّ اللَّهَ يَبْعَثُ مَن فِي الْقُبُورِ ﴿7﴾
7)     و همانا لحظه (قیامت ) آینده است – نیست شکّی در او – و همانا خداوند منبعث می کند  کسانی را که در قبرهایند
وَمِنَ النَّاسِ مَن يُجَادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَلَا هُدًى وَلَا كِتَابٍ مُّنِيرٍ ﴿8﴾
8)     و از مردم است کسی که مجادله می کند در (وجود) خداوند بدون علمی – و نه هدایتی و نه کتابی که نور دهنده است
ثَانِيَ عِطْفِهِ لِيُضِلَّ عَن سَبِيلِ اللَّهِ لَهُ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَنُذِيقُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَذَابَ الْحَرِيقِ ﴿9﴾
9)   ثنویت کرد رابطه اش را (با مردم )تا گمراه کند (آنها را) از جهت ( حاکمیت ولایت جمهورمردم بجانشینی از حاکمیت ولایت مطلقه) خداوند برای اوست در دنیا خواری و می چشانیم او را بدوران قیامت عذاب سوزاننده را
ذَلِكَ بِمَا قَدَّمَتْ يَدَاكَ وَأَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِيدِ ﴿10﴾
10) آن است بسبب آنچه که تقدیم کرد – دو دستت و همانا خداوند نیست ظلم کننده برای پرستندگان
وَمِنَ النَّاسِ مَن يَعْبُدُ اللَّهَ عَلَى حَرْفٍ فَإِنْ أَصَابَهُ خَيْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ وَإِنْ أَصَابَتْهُ فِتْنَةٌ انقَلَبَ عَلَى وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةَ ذَلِكَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِينُ ﴿11﴾
11) و از مردم کسی است که می پرستد خداوند را بر نوک (زبان) پس چنانچه اصابت کرد او را خیری مطمئن شد به او – و چنانچه اصابت کرد او را گرفتاری –منقلب می شود بر جهتش – باخت دنیا و آخرت را – آن است باختنی شفاف
يَدْعُو مِن دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَضُرُّهُ وَمَا لَا يَنفَعُهُ ذَلِكَ هُوَ الضَّلَالُ الْبَعِيدُ ﴿12﴾
12) دعوت می کند از غیر خداوند را آنچه را که ضرر نمی رساند او را – و آنچه را که نفع نمی رساند او را- آن اوست که گمراهی دور (از حق است)
يَدْعُو لَمَن ضَرُّهُ أَقْرَبُ مِن نَّفْعِهِ لَبِئْسَ الْمَوْلَى وَلَبِئْسَ الْعَشِيرُ ﴿13﴾
13) دعوت می کند البته کسی را که ضررش نزدیکتر از منفعتش است – البته آسیبدار یاوری است و البته آسیبدار معاشرتی است
إِنَّ اللَّهَ يُدْخِلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ إِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ مَا يُرِيدُ ﴿14﴾
14) همانا خداوند داخل می کند آنانرا که ایمان آوردند و عمل کردند اصلاحات (حقمداری ) را به بهشت هایی که جاری می شود از زیرش رودها – همانا خداوند می کند آنچه را که می خواهد
مَن كَانَ يَظُنُّ أَن لَّن يَنصُرَهُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ فَلْيَمْدُدْ بِسَبَبٍ إِلَى السَّمَاء ثُمَّ لِيَقْطَعْ فَلْيَنظُرْ هَلْ يُذْهِبَنَّ كَيْدُهُ مَا يَغِيظُ ﴿15﴾
15) کسی که بود گمان می کرد اینکه هرگز یاری نمی کند او را ( پیامبر را) خداوند  در دنیا و آخرت- پس باید بکشد (او را ) بسببی بسوی آسمان – سپس باید طی کند (اسمانها  را ) پس باید بنگرد- آیا ( از بین ) می برد حتماً نقشه او- آنچه   را  (دین  را ) که به خشم می آورد (آن کس را)
وَكَذَلِكَ أَنزَلْنَاهُ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ وَأَنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَن يُرِيدُ ﴿16﴾
16) و بدینسان نازل کردیم او را (قرآن را ) آیات شفاف کننده  – و همانا خداوند هدایت می کند کسی را که می خواهد
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالصَّابِئِينَ وَالنَّصَارَى وَالْمَجُوسَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا إِنَّ اللَّهَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ ﴿17﴾
17) همانا آنانکه ایمان آوردند ( به محمد ) و آنانکه یهودی شدند (پیروان موسی ) و آنانکه صابئی شدند (پیروان نوح ) و نصاری (پیروان عیسی) و مجوس( پیروان زردشت = ابراهیم) و آنان که شرک  ورزیدند -  همانا خداوند جدا می کند (حق و باطل را ) میانشان بدوران قیامت – همانا خداوند بر همه چیز شاهد است
أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَمَن فِي الْأَرْضِ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ وَالنُّجُومُ وَالْجِبَالُ وَالشَّجَرُ وَالدَّوَابُّ وَكَثِيرٌ مِّنَ النَّاسِ وَكَثِيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذَابُ وَمَن يُهِنِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِن مُّكْرِمٍ إِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ مَا يَشَاء ﴿18﴾
18) آیا ندیدی که همانا خداوند را سجده (قبول ) می کند برای او کسی که در آسمانها و کسی که در زمین است و خورشید و ماه و ستارگان و کوهها و درخت و جنبندگان و بسیاری از مردم – و بسیاری را محقق شد بر او عذاب- و هرکس را  پست کند خداوند - پس نیست برای او گرامی دارنده ای – همانا خداوند می کند آنچه را که می خواهد
هَذَانِ خَصْمَانِ اخْتَصَمُوا فِي رَبِّهِمْ فَالَّذِينَ كَفَرُوا قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِيَابٌ مِّن نَّارٍ يُصَبُّ مِن فَوْقِ رُؤُوسِهِمُ الْحَمِيمُ ﴿19﴾
19) این دو مجادله کنندگان (مومن و کافر ) مجادله  کردند در (وجود) پروردگارشان – پس آنانکه کافر شدند بریده شد برای ایشان  رخت های از آتش که سرازیر کرده می شود - از فوق سرهایشان گرم
يُصْهَرُ بِهِ مَا فِي بُطُونِهِمْ وَالْجُلُودُ ﴿20﴾
20) ذوب می شود به او آنچه  که در شکمشان و پوستشان است
وَلَهُم مَّقَامِعُ مِنْ حَدِيدٍ ﴿21﴾
21) و برای ایشان است گرزهای از آهن
كُلَّمَا أَرَادُوا أَن يَخْرُجُوا مِنْهَا مِنْ غَمٍّ أُعِيدُوا فِيهَا وَذُوقُوا عَذَابَ الْحَرِيقِ ﴿22﴾
22) هر گاه اراده کردند اینکه بیرون بیایند از او از پریشانی – برگردانیده می شوند در او و بچشید عذاب سوزاننده را
إِنَّ اللَّهَ يُدْخِلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍ وَلُؤْلُؤًا وَلِبَاسُهُمْ فِيهَا حَرِيرٌ ﴿23﴾
23) همانا خداوند داخل می کند – آنانرا که ایمان آوردند و عمل کردند اصلاحات (حقمداری ) را به بهشت های که جاری می شود از زیرش رودها – زیور کرده می شوند در او – از النگوهائی از طلا و مروارید و لباشان در او ابریشم است
وَهُدُوا إِلَى الطَّيِّبِ مِنَ الْقَوْلِ وَهُدُوا إِلَى صِرَاطِ الْحَمِيدِ ﴿24﴾
24) و هدایت کنید بسوی پاکیزه از گفتار و هدایت کنید بسوی مسیر ستایش شده  
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمَسْجِدِ الْحَرَامِ الَّذِي جَعَلْنَاهُ لِلنَّاسِ سَوَاء الْعَاكِفُ فِيهِ وَالْبَادِ وَمَن يُرِدْ فِيهِ بِإِلْحَادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْهُ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ ﴿25﴾
25) همانا آنانکه کافر شدند وجلو گیری می کنند از جهت (حاکمیت ولایت جمهورمردم بجانشینی از حاکمیت ولایت مطلقه ) خداوند و مسجدحرام (مکان ایجاد جامعه نمونه توحیدی )آنکه (خداوند ) قرار داد او را برای مردم مساوی - ادامه دهنده در او و  ظاهر شونده (رهگذر)- و کسی که بخواهد در او میل (به انحراف) بظلمی  – می چشانیم او را از عذاب دردناک

وَإِذْ بَوَّأْنَا لِإِبْرَاهِيمَ مَكَانَ الْبَيْتِ أَن لَّا تُشْرِكْ بِي شَيْئًا وَطَهِّرْ بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْقَائِمِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ ﴿26﴾
26) و آنگاه که جا دادیم برای ابراهیم خانه (کعبه=جامعه) را اینکه شریک نکنید به من چیزی را و پاک کن خانه مرا (از شرک و استبدا )برای طواف کنندگان و قیام کنندگان (به نماز) و رکوع کنندگان و سجده کنندگان
وَأَذِّن فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالًا وَعَلَى كُلِّ ضَامِرٍ يَأْتِينَ مِن كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ ﴿27﴾
27) و اعلام کن در مردم حج را – می آیند ترا پیادگان و بر هر لاغر (وسیله ای )می آیند از هر تنگه  گودی
لِيَشْهَدُوا مَنَافِعَ لَهُمْ وَيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ فِي أَيَّامٍ مَّعْلُومَاتٍ عَلَى مَا رَزَقَهُم مِّن بَهِيمَةِ الْأَنْعَامِ فَكُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْبَائِسَ الْفَقِيرَ ﴿28﴾
28) تا شاهد شوند منافع برای ایشان و ذکر کنند اسم خداوند را در دورانهای معلوم(ده روز اول هر کدام از ماه های حرام که مناسک حج انجام می شود ) بر آنچه که  رزق داد ایشان را از بهائم نعمتها ((حیوانات اهلی -شتر –گاو-گوسفند – بزو و... ) پس بخورید از او و اطعام کنید – آسیب دیده  فقیر را
ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَلْيُوفُوا نُذُورَهُمْ وَلْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ ﴿29﴾
29) سپس باید فیصله بدهند (بزدایند) کثافتشان (مثل-چرک-ناخن – موی زیادی در بدن و ...) را باید وفا کنند به نذرهایشان و باید طواف کنند به خانه رهائی(از  شرک وثنویت و  استبداد و ......)
ذَلِكَ وَمَن يُعَظِّمْ حُرُمَاتِ اللَّهِ فَهُوَ خَيْرٌ لَّهُ عِندَ رَبِّهِ وَأُحِلَّتْ لَكُمُ الْأَنْعَامُ إِلَّا مَا يُتْلَى عَلَيْكُمْ فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثَانِ وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ ﴿30﴾
30) آن است (حکم) وهر کس تعظیم کند حرمت های خداوند را – پس او بهتر است برای او نزد خداوند – و حلال کرده شد برای شما انعام ( گاو-گوسفند-شتر-بز و ...) مگر آنچه  که تلاوت می شود بر شما – پس اجتناب کنید پلیدیها را از وثن ها  ( بتهای زنده مثل غلو در انبیاء و اوصیاء و حاکمان و ...) و اجتناب کنید از گفتار زور (شرک و ثنویت)
حُنَفَاء لِلَّهِ غَيْرَ مُشْرِكِينَ بِهِ وَمَن يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَكَأَنَّمَا خَرَّ مِنَ السَّمَاء فَتَخْطَفُهُ الطَّيْرُ أَوْ تَهْوِي بِهِ الرِّيحُ فِي مَكَانٍ سَحِيقٍ ﴿31﴾
31) حنفاء (صحیح شدگان) برای خداوند بدون شریک قرار دهندگان به او – وهر کس شریک قرار دهد به خداوند پس گویا اینکه برو افتاداز آسمان – پس بروباید اورا  پرنده – یا فرو ا فکند  بسببی او را باد در مکانی   کوفته شده
ذَلِكَ وَمَن يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَى الْقُلُوبِ ﴿32﴾
32) آن است (حکم) و کسی که تعظیم کند شعائر (شعور دهندگان شناخت) خداوند را– پس همانا او از تقوای قلب های (حفظ کننده اصول راهنمای حق ) است
لَكُمْ فِيهَا مَنَافِعُ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى ثُمَّ مَحِلُّهَا إِلَى الْبَيْتِ الْعَتِيقِ ﴿33﴾
33) برای شماست در او منفعت ها – تا سرانجامی نامبرده شده – سپس مکان او بسوی خانه رهائی (از  شرک وثنویت و  استبداد و ......)است
وَلِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنسَكًا لِيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَى مَا رَزَقَهُم مِّن بَهِيمَةِ الْأَنْعَامِ فَإِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ ﴿34﴾
34) و برای هر امتی (پایگاهی =نسلی)قرار دادیم آدابی را تا متذکر شوند اسم خداوند را بر آنچه که  رزق دادیم ایشان را از بهائم نعمت ها ((حیوانات اهلی-گاو-گوسفند- شتر –بز و ...) پس اله (مطلق ) شما الهی (مطلقی ) واحد است پس برای او اسلام آورید – و بشارت بده نرمی کنندگان را
الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَالصَّابِرِينَ عَلَى مَا أَصَابَهُمْ وَالْمُقِيمِي الصَّلَاةِ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ ﴿35﴾
35) آنانکه – آنگاه که ذکر کرده شد خداوند به تپش افتاد – قلبهایشان و صبر کنندگانند بر آنچه  که اصابت کرد ایشان را و برپادارندگانند نماز را و از آنچه  که رزق دادیم ایشان را  انفاق می کنند
وَالْبُدْنَ جَعَلْنَاهَا لَكُم مِّن شَعَائِرِ اللَّهِ لَكُمْ فِيهَا خَيْرٌ فَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهَا صَوَافَّ فَإِذَا وَجَبَتْ جُنُوبُهَا فَكُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْقَانِعَ وَالْمُعْتَرَّ كَذَلِكَ سَخَّرْنَاهَا لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ﴿36﴾
36) و پرواری ها (از حیوانات )  را قرار دادیم او را برای شما از شعائر (شعور دهنده برای شناخت) خداوند – برای شما است در او خیری – پس ذکر کنید اسم خداوند را بر او( به هنگام ذبحتا عادت به خونریزی در کشتن انسانها نکنید که حرام است  ) صف زدگان – پس آنگاه که واجب شد پهلوهایشان (بر زمین) پس بخورید از او و اطعام کنید (نیازمند )قانع و طلب کننده را – بدینسان مسخر کردیم او را برای شما شاید شما شکر کنید 
لَن يَنَالَ اللَّهَ لُحُومُهَا وَلَا دِمَاؤُهَا وَلَكِن يَنَالُهُ التَّقْوَى مِنكُمْ كَذَلِكَ سَخَّرَهَا لَكُمْ لِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَبَشِّرِ الْمُحْسِنِينَ ﴿37﴾
37) هرگز نمی رسد خداوند را گوشتهایش و نه خونهایش و لکن می رسد او را (خداوند را ) تقوا ( عمل کردن به اصول راهنمای حق)از شما-بدینسان  مسخر کردیم او را برای شما  تا بزر گ نمائید خداوند را  بر آنچه که هدایت کرد  شما را و  مژده بده نیکوکاران را
إِنَّ اللَّهَ يُدَافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ خَوَّانٍ كَفُورٍ ﴿38﴾
38) همانا خداوند دفاع می کند از آنانکه ایمان آوردند همانا خداوند دوست ندارد –هر خائن انکار کننده (حق )را
أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ ﴿39﴾
39) اجازه داده شد (دفاع کردن ) برای آنانکه نبرد کرده می شوند بسببی که همانا ایشان ظلم کرده شدند – همانا خداوند بر یاریشان قادر است
الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِن دِيَارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلَّا أَن يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَّهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيرًا وَلَيَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ ﴿40﴾
40) آنانکه اخراج کرده شدند از دیارشان بدون حق مگر اینکه (مبا دا)بگویند پروردگار ما خداوند است – و اگر نبود دفع کردن خداوند مردم را – بعضی ایشان را به بعضی – البته ویران شده بود – صوامع (دیرها) وبیع(معبدها) و صلوات(دعاخانه ها) و مساجد ( سجده گاهها ) – که ذکر می شود در او اسم خداوند بسیار – و البته یاری می کند حتماً خداوند کسی را که یاری می کند او را (قانون حق او را) همانا خداوند البته قوی شرافتمند است
الَّذِينَ إِن مَّكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنكَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ ﴿41﴾
41) آنانکه چنانچه متمکن کردیم ایشان را در زمین برپا  کردند نماز را – و دادند زکات را و امر کردند به معروف (شناخت حق و تکلیف ) و نهی کردند از منکر (ابهام در امور ) و برای خداوند است عاقب امور
وَإِن يُكَذِّبُوكَ فَقَدْ كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَعَادٌ وَثَمُودُ ﴿42﴾
42) و چنانچه تکذیب می کنند ترا – پس بدرستیکه تکذیب کردند (رسولان را ) قبل از ایشان قوم نوح و عاد و ثمود
وَقَوْمُ إِبْرَاهِيمَ وَقَوْمُ لُوطٍ ﴿43﴾
43) و قوم ابراهیم و قوم لوط
وَأَصْحَابُ مَدْيَنَ وَكُذِّبَ مُوسَى فَأَمْلَيْتُ لِلْكَافِرِينَ ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كَانَ نَكِيرِ ﴿44﴾
44) و اصحاب مدین- و تکذیب کرده شد موسی – پس مهلت دادم برای کافران – سپس گرفتیم ایشان را (به عذاب) پس چطور بود انکار کردن  من
فَكَأَيِّن مِّن قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا وَهِيَ ظَالِمَةٌ فَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا وَبِئْرٍ مُّعَطَّلَةٍ وَقَصْرٍ مَّشِيدٍ ﴿45﴾
45) پس چه بسیار از قریه ها که هلاک کردیم او را و او (قریه اهلش )ظالم است – پس او فرو ریخته است بر بالا رونده اش (بر ستونهایش) و چاهی تعطیل شده – و قصر بنا شده
أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِهَا أَوْ آذَانٌ يَسْمَعُونَ بِهَا فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَكِن تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ ﴿46﴾
46) آیا پس سیر نکردند در زمین – پس بشود برای ایشان قلبهایی که تعقل می کنند به او – یا گوشهایی که می شنوند به او – پس همانا اوست که کور نمی شود بینشها -و لکن کور می شود دلها – آنکه در سینه هاست
وَيَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذَابِ وَلَن يُخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ وَإِنَّ يَوْمًا عِندَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِّمَّا تَعُدُّونَ ﴿47﴾
47) و به عجله می طلبند از تو عذاب را – و هرگز تخلف نمی کند خداوند وعده اش را - و همانا دورانی   (یک روز ) نزد پروردگارت مانند هزار سال  است از آنچه که می شمارید
وَكَأَيِّن مِّن قَرْيَةٍ أَمْلَيْتُ لَهَا وَهِيَ ظَالِمَةٌ ثُمَّ أَخَذْتُهَا وَإِلَيَّ الْمَصِيرُ ﴿48﴾
48) و چه بسیار از قریه ای که مهلت دادم برای او - و او (اهلش )ظالم است. سپس گرفتم او را (به عذاب ) و بسوی من است شدنها
قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا أَنَا لَكُمْ نَذِيرٌ مُّبِينٌ ﴿49﴾
49) بگو ای مردم قطعاً من برای شما اخطار کننده شفافم
فَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ ﴿50﴾
50) پس آنانکه ایمان آوردند و عمل کردند اصلاحات (حقمداری) را برای ایشان است آمرزش و رزقی گرامی
وَالَّذِينَ سَعَوْا فِي آيَاتِنَا مُعَاجِزِينَ أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ ﴿51﴾
51) و آنانکه کوشیدند در آیات ما عاجر کنندگان ( خداوند باشند ) آنها اهل دوزخند
وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ وَلَا نَبِيٍّ إِلَّا إِذَا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ﴿52﴾
52) و نفرستادیم از قبل تو از رسولی ونه پیامبری مگر آنگاه که آرزو کرد (وحی آمدن را ) انداخت شیطان در آرزویش (باطلی را) – پس بر می دارد خداوند آنچه را که می اندازد شیطان – سپس محکم می کند خداوند آیاتش را – و خداوند عالم حکیم است
لِيَجْعَلَ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ فِتْنَةً لِّلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ الظَّالِمِينَ لَفِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ ﴿53﴾
53) تا قرار دهد آنچه را که می اندازد شیطان گرفتاری( خلط حق وباطل ) برای آنانکه در قلبهایشان مرض است و سفت است دلهایشان- و همانا ظالمان البته در جدائی دورند (از حق)
وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَيُؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ اللَّهَ لَهَادِ الَّذِينَ آمَنُوا إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿54﴾
54) و تا علم یابند آنان که داده شدند علم را- همانا او حق است از پروردگارت – پس ایمان آورند به او پس نرم شود  برای او قلبهایشان – و همانا خداوند البته هدایت کننده است – آنانرا که ایمان آوردند بسوی مسیر مستقیم ( کمال جوئی)
وَلَا يَزَالُ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي مِرْيَةٍ مِّنْهُ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً أَوْ يَأْتِيَهُمْ عَذَابُ يَوْمٍ عَقِيمٍ ﴿55﴾
55) و پیوسته آنانکه کافر شدند در تردیدی از اویند تا بیاید ایشان را لحظه (قیامت) ناگهان – یا بیاید ایشان را عذاب دورانی  که عقیم است  
الْمُلْكُ يَوْمَئِذٍ لِّلَّهِ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ ﴿56﴾
56) فرمانروائی در ایندورانگاه برای خداوند است -حکم می کند میانشان – پس آنانکه ایمان آوردند و عمل کردند اصلاحات (حقمداری) را در بهشتهای نعمت اند
وَالَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَأُوْلَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ ﴿57﴾
57) و آنانکه کافر شدند و تکذیب کردند آیات ما را پس آنهایند که برای ایشان عذاب پست کننده است
وَالَّذِينَ هَاجَرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ ثُمَّ قُتِلُوا أَوْ مَاتُوا لَيَرْزُقَنَّهُمُ اللَّهُ رِزْقًا حَسَنًا وَإِنَّ اللَّهَ لَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ ﴿58﴾
58) و آنانکه مهاجرت کردن در جهت (حاکمیت ولایت جمهورمردم بجانشینی ازحاکمیت ولایت مطلقه) خداوند سپس کشته شدند یا مردند البته رزق می دهد حتماً ایشان را( خداوند ) رزقی نیکو – و همانا خداوند البته اوست که بهترین رزق دهندگان
لَيُدْخِلَنَّهُم مُّدْخَلًا يَرْضَوْنَهُ وَإِنَّ اللَّهَ لَعَلِيمٌ حَلِيمٌ ﴿59﴾
59) البته داخل می کند حتماً ایشان را (خداوند) داخل شدنی که راضی می شوند او را – و همانا خداوند البته عالم بردبار است
ذَلِكَ وَمَنْ عَاقَبَ بِمِثْلِ مَا عُوقِبَ بِهِ ثُمَّ بُغِيَ عَلَيْهِ لَيَنصُرَنَّهُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ ﴿60﴾
60) آن است (وعده خداوند ) و کسی که عقوبت کرد به مانند آنچه که عوقبت کرده شد او را- سپس جویا کرده شد (تجاوز ) براو -البته یاری میکند حتما او را خداوند  – همانا خداوند  البته گذشت کننده آمرزنده است
ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَأَنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ ﴿61﴾
61) آن است بسببی که همانا خداوند وارد می کند شب را در روز و وارد می کند روز را در شب و همانا خداوند شنوای بینشمند است
ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّ مَا يَدْعُونَ مِن دُونِهِ هُوَ الْبَاطِلُ وَأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ ﴿62﴾
62) آن است بسببی که همانا خداوند اوست که حق است و همانا آنچه را که دعوت می کنند از غیر او – اوست که باطل است و همانا خداوند اوست که متعالی کبیر است
أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَتُصْبِحُ الْأَرْضُ مُخْضَرَّةً إِنَّ اللَّهَ لَطِيفٌ خَبِيرٌ ﴿63﴾
63) آیا ندیدی – همانا خداوند نازل کرد از آسمان آبی را – پس می گردد زمین  سبز- همانا خداوند ملایمت کننده آگاه است
لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَإِنَّ اللَّهَ لَهُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ ﴿64﴾
64) برای اوست آنچه  که در آسمانها و آنچه که در زمین است و همانا خداوند البته اوست که غنی  ستایش شده است
أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُم مَّا فِي الْأَرْضِ وَالْفُلْكَ تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَيُمْسِكُ السَّمَاء أَن تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ ﴿65﴾
65) آیا ندیدی همانا خداوند مسخر کرد برای شما آنچه را که  در زمین است و کشتی که جاری می شود در دریا بامر او- و نگاه می دارد آسمان را(بوسیله فرشتگانش ) اینکه (مبادا) بافتد بر زمین مگر با اجازه او – همانا خداوند البته مهربان بخشایشگر   است
وَهُوَ الَّذِي أَحْيَاكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ إِنَّ الْإِنسَانَ لَكَفُورٌ ﴿66﴾
66) و اوست آنکه زنده کرد شما را – سپس می میراند سپس زنده می کند – همانا انسان البته انکار کننده (حق ) است
لِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنسَكًا هُمْ نَاسِكُوهُ فَلَا يُنَازِعُنَّكَ فِي الْأَمْرِ وَادْعُ إِلَى رَبِّكَ إِنَّكَ لَعَلَى هُدًى مُّسْتَقِيمٍ ﴿67﴾
67) برای هر اُمتی (پایگاهی= نسلی ) قرار دادیم آدابی را ( در پرستش) – که ایشان ادیبانه  می کنند او را – پس مشاجره نمی کنند حتماً ترا در امر و دعوت کن بسوی پروردگارت – همانا تو البته بر هدایت مستقیمی
وَإِن جَادَلُوكَ فَقُلِ اللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا تَعْمَلُونَ ﴿68﴾
68) و چنانچه مجادله کردند ترا – پس بگو خداوند عالمتر است بآنچه که  عمل می کنید
اللَّهُ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ ﴿69﴾
69) خداوند حکم می کند میانتان – بدوران قیامت در آنچه که  بودید در او اختلاف می کردید
أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاء وَالْأَرْضِ إِنَّ ذَلِكَ فِي كِتَابٍ إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ ﴿70﴾
70) آیا علم نداری همانا خداوند علم دارد بآنچه که  در آسمان و زمین است – همانا آن در کتاب( قانون هستی) است همانا آن بر خداوند آسان است
وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَمَا لَيْسَ لَهُم بِهِ عِلْمٌ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِن نَّصِيرٍ ﴿71﴾
71) و می پرستند از غیر خداوند را آنچه را که نازل نکرد  به او سلطانی (دلیل قاطعی) را – و آنچه  که نیست برای ایشان به او علمی – و نیست برای ظالمان از یاری کننده ای
وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ تَعْرِفُ فِي وُجُوهِ الَّذِينَ كَفَرُوا الْمُنكَرَ يَكَادُونَ يَسْطُونَ بِالَّذِينَ يَتْلُونَ عَلَيْهِمْ آيَاتِنَا قُلْ أَفَأُنَبِّئُكُم بِشَرٍّ مِّن ذَلِكُمُ النَّارُ وَعَدَهَا اللَّهُ الَّذِينَ كَفَرُوا وَبِئْسَ الْمَصِيرُ ﴿72﴾
72) و آنگاه که تلاوت کرد ه می شود بر-ایشان آیات ما که تبیین کننده است – می شناسی در صورتهای آنانکه کافر شدند – ابهام را – نزدیک می شوند که یورش کنند به آنانکه تلاوت می کنند بر-ایشان آیات ما را- بگو آیا پس خبر بدهم شما را بتباهتر از آن شما را – که آتش است – وعده داد او را خداوند به آنانکه کافر شدند و آسیبدار شدنگاهی است
يَا أَيُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لَن يَخْلُقُوا ذُبَابًا وَلَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَإِن يَسْلُبْهُمُ الذُّبَابُ شَيْئًا لَّا يَسْتَنقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَالْمَطْلُوبُ ﴿73﴾
73) ای مردم زده شد مثلی پس بشنوید برای او - همانا آنانکه دعوت می کنند از غیر خداوند را هرگز خلق نمی کنند مگسی را- و اگر اجتماع کردندبرای (خلق) او – و چنانچه به روباید  مگس چیزی را (از ایشان ) نجات نمی دهند او را- از او (از مگس) عجز خواهنده (عابد ) و خواسته شده (معبود) است
مَا قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ ﴿74﴾
74) اندازه نکردند (بزرگی ) خداوند را حق اندازه کردنش را- همانا خداوند البته قوی شرافتمند است
اللَّهُ يَصْطَفِي مِنَ الْمَلَائِكَةِ رُسُلًا وَمِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ ﴿75﴾
75) خداوند بر می گزیند از فرشتگان رسولانی را و از مردم – همانا خداوند شنوای بینشمند است
يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الأمُورُ ﴿76﴾
76) علم دارد بآنچه  که میان دو دستشان (جلویشان) و انچه که پشتشان است – و بسوی خداوند مراجعت کرده  می شود امور
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ارْكَعُوا وَاسْجُدُوا وَاعْبُدُوا رَبَّكُمْ وَافْعَلُوا الْخَيْرَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ﴿77﴾
77) ای آنانکه ایمان آوردید رکوع کنید و سجده کنید و پرستش کنید پروردگارتان را و بکنید (اعمال ) خیر شاید شما رستگار شوید
وَجَاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ هُوَ اجْتَبَاكُمْ وَمَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِّلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْرَاهِيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمينَ مِن قَبْلُ وَفِي هَذَا لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهِيدًا عَلَيْكُمْ وَتَكُونُوا شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ فَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَاعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلَاكُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ ﴿78﴾
78) و جهاد کنید در (  دفاع از حاکمیت ولایت جمهورمردم بجانشینی از حاکمیت ولایت مطلقه ) خداوند – حق جهادش را – اوجلب کرد شما را و قرار نداد بر شما در دین (قانون حق ) از گزندی –  ملت (مذهب) پدرتان ابراهیم که او نامگذاری کرد شما را مسلمانان – از قبل-  و در این (دنیا) تا بشود-   رسول (خدا) شاهدی بر شما و بشوید(شما) شاهدانی بر مردم (جهان ) پس بر پاکنید نماز را و بدهید زکات را و مصون کنید(خودتان را )بسبب(اصول راهنمای حق  ) خداوند – او یاورتان است پس آسوده یاور است و آسوده یاری کننده است











سوره المومنون (23)
بخش ایمان آورندگـــــان
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
بنام خداوند بخشاینده بخشایشگر 
     قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ ﴿1﴾
1)   بدرستیکه رستگار کردند ایمان آورندگان(خود را)
الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ ﴿2﴾
2)   آنانکه – ایشان در نماز شان فرو افتادگانند
وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ ﴿3﴾
3)   و آنانکه – ایشان از لغو اعراض کنندگانند
وَالَّذِينَ هُمْ لِلزَّكَاةِ فَاعِلُونَ ﴿4﴾
4)   و آنانکه – ایشان برای زکات فعالیت کنندگانند
وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ ﴿5﴾
5)   و آنانکه – ایشان برای فروجشان محافظت کنندگانند
إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ ﴿6﴾
6)   مگر بر لنگه هایشان یا آنچه را که مالک شد اختیارهایشان (اسیرجنگی نکاح  با مس فقط برای مجرد ها ) پس همانا ایشان غیر ملامت شدگانند
فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاء ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْعَادُونَ ﴿7﴾
7)   پس کسی که بجوید وراء آن را پس آنها ایشانند که تجاوز کنندگانند
وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ ﴿8﴾
8)   و آنانکه – ایشانند - برای امانتهایشان و عهدشان رعایت کنندگان
وَالَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَوَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ ﴿9﴾
9)   و آنانکه – ایشان بر نمازشان محافظت می کنند
أُوْلَئِكَ هُمُ الْوَارِثُونَ ﴿10﴾
10)    آنها – ایشانند که ارث برندگانند (در دنیا و آخرت)
الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ﴿11﴾
11)    آنانکه ارث می برند (بهشت ) فردوس را – ایشان در او جاویدانند
وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن سُلَالَةٍ مِّن طِينٍ ﴿12﴾
12)    و البته بدرستیکه خلق کردیم انسان را از چکیده ای از گِل
ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِي قَرَارٍ مَّكِينٍ ﴿13﴾
13)    سپس قرار دادیم او را نطفه ای  (قطره ای ) – در قرارگاهی با امکانات
ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ ﴿14﴾
14)  سپس خلق کردیم نطفه  (قطره ) را علقه (آویخته  ) پس خلق کردیم علقه را مضغه (امیخته   ) پس خلق کردیم مضغه را استخوانها – پس پوشاندیم استخوانها را بگوشتی-  سپس پدید آوردیم او را خلقی دیگر (عقل ) پس تبریک خداوند را که نیکوترین خلق کنندگا ن است
ثُمَّ إِنَّكُمْ بَعْدَ ذَلِكَ لَمَيِّتُونَ ﴿15﴾
15)    سپس همانا شما بعد از آن البته مردگانید
ثُمَّ إِنَّكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ تُبْعَثُونَ ﴿16﴾
16)    سپس همانا شما بدوران قیامت منبعث می شوید  
وَلَقَدْ خَلَقْنَا فَوْقَكُمْ سَبْعَ طَرَائِقَ وَمَا كُنَّا عَنِ الْخَلْقِ غَافِلِينَ ﴿17﴾
17)    و البته بدرستیکه خلق کردیم فوق شما هفت نمادهایی(هفته طبقه آسمان) و نبودیم از خلق غافلان
وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاء مَاء بِقَدَرٍ فَأَسْكَنَّاهُ فِي الْأَرْضِ وَإِنَّا عَلَى ذَهَابٍ بِهِ لَقَادِرُونَ ﴿18﴾
18)    و نازل کردیم از آسمان آبی را باندازه – پس ساکن کردیم او را در زمین – و همانا ما بر بردن او البته قادریم
فَأَنشَأْنَا لَكُم بِهِ جَنَّاتٍ مِّن نَّخِيلٍ وَأَعْنَابٍ لَّكُمْ فِيهَا فَوَاكِهُ كَثِيرَةٌ وَمِنْهَا تَأْكُلُونَ ﴿19﴾
19)    پس پدید آوردیم برای شما بسبب او بوستانهایی از خرما و انگورهایی – برای شما در اوست خوشکامی های بسیار و از او می خورید
وَشَجَرَةً تَخْرُجُ مِن طُورِ سَيْنَاء تَنبُتُ بِالدُّهْنِ وَصِبْغٍ لِّلْآكِلِينَ ﴿20﴾
20)    و درختی که بیرون می آید از طور( از تحولی) سینا (پربرکت ) – می روید با روغن ورنگی (ادویه ای ) برای خورندگان
وَإِنَّ لَكُمْ فِي الْأَنْعَامِ لَعِبْرَةً نُّسقِيكُم مِّمَّا فِي بُطُونِهَا وَلَكُمْ فِيهَا مَنَافِعُ كَثِيرَةٌ وَمِنْهَا تَأْكُلُونَ ﴿21﴾
21)  و همانا برای شما در انعام (گاو –گوسفند – شتر – بز و ... ) البته عبرتی ( برای شناخت خداوند و اختراعات و ... ) است می آشامانیم شما را از آنچه  که در شکمهای اوست و برای شما در او منافع بسیار است و از او می خورید
وَعَلَيْهَا وَعَلَى الْفُلْكِ تُحْمَلُونَ ﴿22﴾
22)    و بر او و بر کشتی حمل کرده می شوید
وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ فَقَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ أَفَلَا تَتَّقُونَ ﴿23﴾
23)  و البته بدرستیکه فرستادیم نوح را بسوی قومش پس گفت ای قوم من-  پرستش کنید خداوند را-  نیست برای شما الهی (مطلقی ) غیر او – آیا پس متقی نمی شوید ( اصول راهنمای حق را در اندیشه و بیان و عمل – حفظ نمی کنید )
فَقَالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِن قَوْمِهِ مَا هَذَا إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُرِيدُ أَن يَتَفَضَّلَ عَلَيْكُمْ وَلَوْ شَاء اللَّهُ لَأَنزَلَ مَلَائِكَةً مَّا سَمِعْنَا بِهَذَا فِي آبَائِنَا الْأَوَّلِينَ ﴿24﴾
24)  پس گفتند جماعت - آنانکه کافر شدند از قومش نیست این (شخص ) مگر بشری مثل شما – می خواهد اینکه تفضل یابد بر شما – و اگر می خواست خداوند البته نازل می کرد فرشتگان را نشنیدیم به این (پیامبری ) در اجدادمان که پیشینیانند
إِنْ هُوَ إِلَّا رَجُلٌ بِهِ جِنَّةٌ فَتَرَبَّصُوا بِهِ حَتَّى حِينٍ ﴿25﴾
25)    نیست او مگر انسانی که اوست دیوانه – پس منتظر باشید تا وقتی
قَالَ رَبِّ انصُرْنِي بِمَا كَذَّبُونِ ﴿26﴾
26)    گفت (نوح ) پروردگار من-  یاری کن مرا بسبب آنچه که تکذیب کردند مرا
فَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِ أَنِ اصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا وَوَحْيِنَا فَإِذَا جَاء أَمْرُنَا وَفَارَ التَّنُّورُ فَاسْلُكْ فِيهَا مِن كُلٍّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ وَأَهْلَكَ إِلَّا مَن سَبَقَ عَلَيْهِ الْقَوْلُ مِنْهُمْ وَلَا تُخَاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُوا إِنَّهُم مُّغْرَقُونَ ﴿27﴾
27)  پس وحی کردیم بسوی او اینکه بساز – کشتی را به (نظارت)چشم ما و وحی ما – پس آنگاه که آمد امر ما و فوران کرد تنور(اتش از چاه ) – پس داخل کن در او (در کشتی ) از هر جفت   - دو تا-  و اهلت را – مگر کسی که سبقت گرفت بر او گفتار از ایشان – و مخاطب نکن مرا در آنانکه ظلم کردند – همانا ایشان غرق شدگانند
فَإِذَا اسْتَوَيْتَ أَنتَ وَمَن مَّعَكَ عَلَى الْفُلْكِ فَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي نَجَّانَا مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ﴿28﴾
28)  پس آنگاه که پرداختی  (درست کردی ) تو و کسانی که با تو- اند-  بر کشتی – پس بگو ستایش برای خداوند است آنکه نجات داد ما را از قوم ظالمان
وَقُل رَّبِّ أَنزِلْنِي مُنزَلًا مُّبَارَكًا وَأَنتَ خَيْرُ الْمُنزِلِينَ ﴿29﴾
29)    و بگو پروردگار من - نازل کن  مرا – نازل کردنی با برکت ( در زمین ) – و تو بهترین نازل کنندگانی
إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ وَإِن كُنَّا لَمُبْتَلِينَ ﴿30﴾
30)    همانا در آن است البته آیاتی و چنانچه بودیم البته آزمایندگان
ثُمَّ أَنشَأْنَا مِن بَعْدِهِمْ قَرْنًا آخَرِينَ ﴿31﴾
31)    سپس پدید آوردیم از بعد ایشان قرنی دیگر
فَأَرْسَلْنَا فِيهِمْ رَسُولًا مِنْهُمْ أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ أَفَلَا تَتَّقُونَ ﴿32﴾
32)  پس فرستادیم در ایشان رسولی را از ایشان اینکه پرستش کنید خداوند را – نیست برای شما از الهی (مطلقی ) غیر او – آیا پس متقی نمی شوید
وَقَالَ الْمَلَأُ مِن قَوْمِهِ الَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِلِقَاء الْآخِرَةِ وَأَتْرَفْنَاهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا مَا هَذَا إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يَأْكُلُ مِمَّا تَأْكُلُونَ مِنْهُ وَيَشْرَبُ مِمَّا تَشْرَبُونَ ﴿33﴾
33)  و گفتند جماعتی از قومش – آنانکه کافر شدند و تکذیب کردند ملاقات آخرت را-  و رفاهیت  دادیم ایشان را در زندگانی دنیا – نیست این (رسول) مگر بشری مثل شما – می خورد از آنچه که  می خورید از او – می نوشد از آنچه  که می نوشید
وَلَئِنْ أَطَعْتُم بَشَرًا مِثْلَكُمْ إِنَّكُمْ إِذًا لَّخَاسِرُونَ ﴿34﴾
34)    و البته چنانچه اطاعت کردید بشری مثل تان را -همانا شما بنابرایند البته بازندگانید
أَيَعِدُكُمْ أَنَّكُمْ إِذَا مِتُّمْ وَكُنتُمْ تُرَابًا وَعِظَامًا أَنَّكُم مُّخْرَجُونَ ﴿35﴾
35)    آیا وعده می دهد شما را – همانا شما آنگاه که مردید- و بودید خاکی و استخوانهائی – همانا شما بیرون آورده شدگانید (از قبرها)
هَيْهَاتَ هَيْهَاتَ لِمَا تُوعَدُونَ ﴿36﴾
36)    دور است دور است برای آنچه که  وعده  داده می شوید
إِنْ هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوتُ وَنَحْيَا وَمَا نَحْنُ بِمَبْعُوثِينَ ﴿37﴾
37)    نیست این مگر زندگانی ما در دنیا – می میریم و زنده می شویم (تناسخ ) -  و نیستیم ما منبعث شوندگان
إِنْ هُوَ إِلَّا رَجُلٌ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا وَمَا نَحْنُ لَهُ بِمُؤْمِنِينَ ﴿38﴾
38)    نیست او مگر انسانی که بافت بر خداوند دروغی را - و نیستیم برای او ایمان آورندگان
قَالَ رَبِّ انصُرْنِي بِمَا كَذَّبُونِ ﴿39﴾
39)    گفت (رسول ) پروردگار من-  یاری کن مرا بسبب آنچه که تکذیب کردند مرا
قَالَ عَمَّا قَلِيلٍ لَيُصْبِحُنَّ نَادِمِينَ ﴿40﴾
40)    گفت (خداوند ) از آنچه که  اندک است ( از زمان) البته می گردند حتماً پشیمان
فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ بِالْحَقِّ فَجَعَلْنَاهُمْ غُثَاء فَبُعْدًا لِّلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ﴿41﴾
41)    پس گرفت ایشان را نعره ای به حق – پس قرار دادیم ایشان را خاشاکی – پس دوری است (از رحمت خداوند ) برای قوم ظالمین
ثُمَّ أَنشَأْنَا مِن بَعْدِهِمْ قُرُونًا آخَرِينَ ﴿42﴾
42)    سپس پدید آوردیم از بعد ایشان قرنهای دیگری را
مَا تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَهَا وَمَا يَسْتَأْخِرُونَ ﴿43﴾
43)    سبقت نمی گیرد از اُمتی (پایگاهی=نسلی ) اجلش و تأخیر نمی افتد
ثَمَّ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا تَتْرَا كُلَّ مَا جَاء أُمَّةً رَّسُولُهَا كَذَّبُوهُ فَأَتْبَعْنَا بَعْضَهُم بَعْضًا وَجَعَلْنَاهُمْ أَحَادِيثَ فَبُعْدًا لِّقَوْمٍ لَّا يُؤْمِنُونَ ﴿44﴾
44)  سپس فرستادیم رسولانمان را پی در پی – هر گاه آمد امتی (پایگاهی= نسلی ) را رسولش- تکذیب کردند او را- پس پیگیری کردیم بعضی از ایشان را به بعضی و قرار دادیم ایشان را حادثه ها- پس دوری است (از رحمت خداوند ) برای قومی که ایمان نمی آورند
ثُمَّ أَرْسَلْنَا مُوسَى وَأَخَاهُ هَارُونَ بِآيَاتِنَا وَسُلْطَانٍ مُّبِينٍ ﴿45﴾
45)    سپس فرستادیم موسی و برادرش هارون را بسبب آیاتمان و قاطعیت شفاف
إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ فَاسْتَكْبَرُوا وَكَانُوا قَوْمًا عَالِينَ ﴿46﴾
46)    بسوی فرعون (مستبد ) و جماعتش – پس تکبر کرد و بودند قومی برتری جویان
فَقَالُوا أَنُؤْمِنُ لِبَشَرَيْنِ مِثْلِنَا وَقَوْمُهُمَا لَنَا عَابِدُونَ ﴿47﴾
47)    پس گفتند آیا ایمان بیاوریم برای دو بشر که مثل مایند- و قومشان برای ما پرستندگانند
فَكَذَّبُوهُمَا فَكَانُوا مِنَ الْمُهْلَكِينَ ﴿48﴾
48)    پس تکذیب کردند آندو را – پس بودند از هلاک شوندگان
وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ ﴿49﴾
49)    و البته بدرستیکه دادیم موسی را کتاب- شاید که ایشان هدایت یابند
وَجَعَلْنَا ابْنَ مَرْيَمَ وَأُمَّهُ آيَةً وَآوَيْنَاهُمَا إِلَى رَبْوَةٍ ذَاتِ قَرَارٍ وَمَعِينٍ ﴿50﴾
50)     و قرار دادیم فرزند مریم و مادرش را آیه ای -  و جایگاه دادیم آندو را به بلندی دارای قرارگاهی و چشمه ای-
يَا أَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَاعْمَلُوا صَالِحًا إِنِّي بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ ﴿51﴾
51)    ای رسولان بخورید از پاکیزه ها و عمل کنید اصلاحات (حقمداری ) را همانا من بآنچه که عمل می کنید عالمم
وَإِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاتَّقُونِ ﴿52﴾
52)  و همانا این امت (پایگاه =نسل) شماست امتی (پایگاهی =نسلی ) توحیدی – و من پروردگار شمایم پس متقی شوید (با حفظ اصول راهنمای ) من
فَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُم بَيْنَهُمْ زُبُرًا كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ ﴿53﴾
53)    پس پخش کردند امرشان را  میانشان به جزوه هائی – هرحزبی بآنچه که نزد ایشان است شادمانند 
فَذَرْهُمْ فِي غَمْرَتِهِمْ حَتَّى حِينٍ ﴿54﴾
54)    پس بگذار ایشان را در غوطه ور یشان تا وقتی
أَيَحْسَبُونَ أَنَّمَا نُمِدُّهُم بِهِ مِن مَّالٍ وَبَنِينَ ﴿55﴾
55)    آیا حساب می کنند – قطعاً مدد می کنیم ایشان را بسبب او (بسبب جزوه هایشان ) از مال و فرزندان
نُسَارِعُ لَهُمْ فِي الْخَيْرَاتِ بَل لَّا يَشْعُرُونَ ﴿56﴾
56)    سرعت می دهیم برای ایشان در خیرات بلکه شعور ندارند
   إِنَّ الَّذِينَ هُم مِّنْ خَشْيَةِ رَبِّهِم مُّشْفِقُونَ ﴿57﴾
57)    همانا آنان – ایشانند که از هراس پروردگارشان مواظبت کنندگانند
وَالَّذِينَ هُم بِآيَاتِ رَبِّهِمْ يُؤْمِنُونَ ﴿58﴾
58)    و آنانکه – ایشان به آیات پروردگارشان ایمان می آوردند
وَالَّذِينَ هُم بِرَبِّهِمْ لَا يُشْرِكُونَ ﴿59﴾
59)    و آنانکه – ایشان به پروردگارشان شرک نمی ورزند
وَالَّذِينَ يُؤْتُونَ مَا آتَوا وَّقُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ أَنَّهُمْ إِلَى رَبِّهِمْ رَاجِعُونَ ﴿60﴾
60)    و آنانکه میدهند آنچه را که دادند ( در راه خداوند ) و قلبهایشان در تپش است – همانا ایشان بسوی پروردگارشان مراجعت می کنند
أُوْلَئِكَ يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَهُمْ لَهَا سَابِقُونَ ﴿61﴾
61)    آنها – سرعت می گیرند در خیرات و ایشان برای او (خیرات ) سبقت گیرندگانند
وَلَا نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا وَلَدَيْنَا كِتَابٌ يَنطِقُ بِالْحَقِّ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ ﴿62﴾
62)    و تکلیف نمی کنیم شخصی را مگر بوسعش (بحقش)و نزد ما است کتابی – که نطق می کند بحق و ایشان ظلم کرده نمی شوند
بَلْ قُلُوبُهُمْ فِي غَمْرَةٍ مِّنْ هَذَا وَلَهُمْ أَعْمَالٌ مِن دُونِ ذَلِكَ هُمْ لَهَا عَامِلُونَ ﴿63﴾
63)    بلکه قلبهایشان در غوطه وری است از  این ( ابهام ) و برای ایشان است اعمالی از غیر آن – و ایشان برای او عمل کنندگانند
حَتَّى إِذَا أَخَذْنَا مُتْرَفِيهِم بِالْعَذَابِ إِذَا هُمْ يَجْأَرُونَ ﴿64﴾
64)    تا آنگاه که گرفتیم مرفهین ایشان را به عذاب آنگاه ایشانند که زوزه می کشند
لَا تَجْأَرُوا الْيَوْمَ إِنَّكُم مِّنَّا لَا تُنصَرُونَ ﴿65﴾
65)    زوزه نکشید ایندوران – همانا شما از ما یاری کرده نمی شوید
قَدْ كَانَتْ آيَاتِي تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَكُنتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ تَنكِصُونَ ﴿66﴾
66)    بدرستیکه بود آیات من – تلاوت می شد بر شما – پس بودید بر عقبهایتان دور می زدید
مُسْتَكْبِرِينَ بِهِ سَامِرًا تَهْجُرُونَ ﴿67﴾
67)    تکبر کنندگان به او (به آیات ) نیش زنندگانی که هذیان می گوئید
أَفَلَمْ يَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ أَمْ جَاءهُم مَّا لَمْ يَأْتِ آبَاءهُمُ الْأَوَّلِينَ ﴿68﴾
68)    آیا پس تدبّر نکردند گفتار را – یا آمد ایشان را آنچه که  نیامد به اجدادشان – پیشینیان
   أَمْ لَمْ يَعْرِفُوا رَسُولَهُمْ فَهُمْ لَهُ مُنكِرُونَ ﴿69﴾
69)    یا نشناختند رسولشان را – پس ایشان برای او مبهم کنندگانند
أَمْ يَقُولُونَ بِهِ جِنَّةٌ بَلْ جَاءهُم بِالْحَقِّ وَأَكْثَرُهُمْ لِلْحَقِّ كَارِهُونَ ﴿70﴾
70)    یا می گویند به او دیوانگی است – بلکه آورد ایشان را حق – و اکثرشان برای حق تنفر دارندگانند
وَلَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْوَاءهُمْ لَفَسَدَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ وَمَن فِيهِنَّ بَلْ أَتَيْنَاهُم بِذِكْرِهِمْ فَهُمْ عَن ذِكْرِهِم مُّعْرِضُونَ ﴿71﴾
71)  و اگر پیروی میکرد (قوانین )حق هوسهایشان را - البته فاسد می شد آسمانها و زمین و کسانیکه در ایشانند-  بلکه دادیم ایشان را به ذکرشان- پس ایشان از ذکر شان (اصول راهنمایشان) اعراض کنندگانند
أَمْ تَسْأَلُهُمْ خَرْجًا فَخَرَاجُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ ﴿72﴾
72)    یا سئوال  می کنی ایشان را خرج کردنی – پس خرج کردن پروردگارت بهتر است- و او بهترین رزق دهندگان است
وَإِنَّكَ لَتَدْعُوهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿73﴾
73)    و همانا تو البته دعوت می کنی ایشان را بسوی مسیر  مستقیم (کمال جوئی)
وَإِنَّ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ عَنِ الصِّرَاطِ لَنَاكِبُونَ ﴿74﴾
74)    و همانا آنانکه ایمان نمی آورند به آخرت از مسیر  (کمال جوئی)– البته کنار کشندگانند
وَلَوْ رَحِمْنَاهُمْ وَكَشَفْنَا مَا بِهِم مِّن ضُرٍّ لَّلَجُّوا فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ ﴿75﴾
75)  و اگر رحم می کردیم ایشان را و بر طرف می کردیم آنچه را که به ایشان است از ضرری- البته لجاجت کردند در سرکشیشان سرگردان میشوند
وَلَقَدْ أَخَذْنَاهُم بِالْعَذَابِ فَمَا اسْتَكَانُوا لِرَبِّهِمْ وَمَا يَتَضَرَّعُونَ ﴿76﴾
76)    و البته بدرستیکه گرفتیم ایشان را بعذاب – پس سر فرود نیاورند برای پروردگارشان – و زاری نمی کنند
حَتَّى إِذَا فَتَحْنَا عَلَيْهِم بَابًا ذَا عَذَابٍ شَدِيدٍ إِذَا هُمْ فِيهِ مُبْلِسُونَ ﴿77﴾
77)    تا آنگاه که باز کردیم بر-ایشان دربی دارای عذاب شدید – آنگاه ایشان  در او سراسیمه گانند
وَهُوَ الَّذِي أَنشَأَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ قَلِيلًا مَّا تَشْكُرُونَ ﴿78﴾
78)    و اوست آنکه پدید آورد برای شما – شنوائی و بینشهایی و ترجیح دهنده ها را – اندک است  آنچه که  شکر می کنند
وَهُوَ الَّذِي ذَرَأَكُمْ فِي الْأَرْضِ وَإِلَيْهِ تُحْشَرُونَ ﴿79﴾
79)    و اوست آنکه تناسل داد شما را در زمین و بسوی او محشور می شوید
وَهُوَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ وَلَهُ اخْتِلَافُ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ أَفَلَا تَعْقِلُونَ ﴿80﴾
80)    و اوست آنکه زنده می کند و می میراند و برای اوست اختلاف شب و روز – ایا پس تعقل نمی کنید
بَلْ قَالُوا مِثْلَ مَا قَالَ الْأَوَّلُونَ ﴿81﴾
81)    بلکه گفتند مانند آنچه را که  گفتند پیشینیان
قَالُوا أَئِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا وَعِظَامًا أَئِنَّا لَمَبْعُوثُونَ ﴿82﴾
82)    گفتند آیا آنگاه که مردیم و بودیم خاکی و استخوانهائی آیا همانا ما  البته  مبعوث شدگانیم
لَقَدْ وُعِدْنَا نَحْنُ وَآبَاؤُنَا هَذَا مِن قَبْلُ إِنْ هَذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ ﴿83﴾
83)    البته بدرستیکه وعده داده شدیم ما – ما و اجداد ما این را از قبل – نیست این مگر افسانه های پیشینیان
قُل لِّمَنِ الْأَرْضُ وَمَن فِيهَا إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿84﴾
84)    بگو برای کیست زمین و کسانی  که در اویند - چنانچه بودید علم می داشتید
سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ ﴿85﴾
85)    بزودی می گویند برای خداوند است – بگو آیا پس متذکر نمی شوید
قُلْ مَن رَّبُّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَرَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ ﴿86﴾
86)    بگو کیست پروردگار آسمانهای هفتگانه ( جو زمین)و پروردگار عرش (حیات )عظیم
سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلَا تَتَّقُونَ ﴿87﴾
87)    بزودی می گویند برای خداوند است – بگو آیا پس متقی نمی شوید
قُلْ مَن بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ يُجِيرُ وَلَا يُجَارُ عَلَيْهِ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿88﴾
88)  بگو کیست که بدست اوست فرمانروائی (قانون هستی ) همه چیز و او پناه می دهد و پناه داده نمی شود بر او – چنانچه بودید علم می داشتید
سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ فَأَنَّى تُسْحَرُونَ ﴿89﴾
89)    بزودی می گویند برای خداوند است – بگو پس چگونه جادو کرده می شوید
بَلْ أَتَيْنَاهُم بِالْحَقِّ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ ﴿90﴾
90)    بلکه دادیم ایشان را حق – و همانا ایشان البته تکذیب کنندگانند
مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِن وَلَدٍ وَمَا كَانَ مَعَهُ مِنْ إِلَهٍ إِذًا لَّذَهَبَ كُلُّ إِلَهٍ بِمَا خَلَقَ وَلَعَلَا بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ ﴿91﴾
91)  نگرفت خداوند از نوزادی  (به شراکت ) و نبود با او از الهی (مطلقی ) بنابراین – البته می برد هر الهی (مطلقی ) بسببی آنچه  را که  خلق کرد- و البته برتری می جست برخیشان بر برخی – فعال (مطلق) خداوند است-  (ومتعالیتر )از آنچه که  وصف می کنید
عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ ﴿92﴾
92)    عالم غیب و شهود است – پس متعالی  بود از آنچه  که شرک می ورزند
قُل رَّبِّ إِمَّا تُرِيَنِّي مَا يُوعَدُونَ ﴿93﴾
93)    بگو-  پروردگار من – چنانکه نشان می دهی به من آنچه را که وعده داده می شوند
رَبِّ فَلَا تَجْعَلْنِي فِي الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ﴿94﴾
94)    پروردگار من پس قرار مده مرا در قوم ظالمان
وَإِنَّا عَلَى أَن نُّرِيَكَ مَا نَعِدُهُمْ لَقَادِرُونَ ﴿95﴾
95)    و همانا ما بر اینکه نشان دهیم ترا آنچه را که وعده می دهیم ایشان را البته قادرانیم
ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ السَّيِّئَةَ نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَصِفُونَ ﴿96﴾
96)    دفع کن بآنکه اوست نیکوتر – بدی را – ما عالمتریم بآنچه که  وصف می کنند
وَقُل رَّبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّيَاطِينِ ﴿97﴾
97)    و بگو پروردگار من- پناه می برم به تو از سرزنشهای شیاطین (منحرفین از حق )
وَأَعُوذُ بِكَ رَبِّ أَن يَحْضُرُونِ ﴿98﴾
98)    و پناه می برم بتو پروردگار من اینکه حاضر می شوند مرا
حَتَّى إِذَا جَاء أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ ﴿99﴾
99)    تا آنگاه که آمد یکی از ایشان را مرگ – گفت پروردگار من برگردان مرا (به دنیا)
لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا فِيمَا تَرَكْتُ كَلَّا إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِن وَرَائِهِم بَرْزَخٌ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿100﴾
100)            شاید من عمل کنم اصلاحی (حقمداری) را – در آنچه که  ترک کردم – چنین نیست – همانا او کلمه ای است که او گوینده اوست – و از فرازشان برزخی (مانعی ) است تا دوران (قیامت) که منبعث می شوند
فَإِذَا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلَا أَنسَابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَلَا يَتَسَاءلُونَ ﴿101﴾
101)                       پس آنگاه که دمیده شد در صور ( شکلها)– پس نیست نسبتهایی میانشان ایندورانگاه – و نمی پرسند   (همدیگر رادر یوم القیامه  )
فَمَن ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿102﴾
102)                       پس کسی که سنگین شد موازین (حق ) او-  پس آنها – ایشانند که رستگارانند
وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ فَأُوْلَئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ فِي جَهَنَّمَ خَالِدُونَ ﴿103﴾
103)                       و کسی که سبک شد موازین (حق ) او – پس آنها – آنانند که باختند خودهایشان را - در جهنم جاویدانند
تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النَّارُ وَهُمْ فِيهَا كَالِحُونَ ﴿104﴾
104)                       جزغاله می کند رویهایشان را آتش و ایشان در او (آتش) قرمه شوندگانند
أَلَمْ تَكُنْ آيَاتِي تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَكُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ ﴿105﴾
105)                       آیا نبود که آیات من خوانده می شد بر شما – پس بودید به او (به آیات )تکذیب می کردید
قَالُوا رَبَّنَا غَلَبَتْ عَلَيْنَا شِقْوَتُنَا وَكُنَّا قَوْمًا ضَالِّينَ ﴿106﴾
106)                       گفتند پروردگار ما – غالب شد بر ما بدبختی ما-  و بودیم قومی گم کنندگان (راه حق)
رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُونَ ﴿107﴾
107)                       پروردگار ما بیرون بیاور ما را از او (از آتش) پس چنانچه برگشتیم (به باطل) پس همانا مائیم ظالمان
قَالَ اخْسَؤُوا فِيهَا وَلَا تُكَلِّمُونِ ﴿108﴾
108)                       گفت (خداوند) فرسوده شوید در او (در آتش ) و سخن نگوئید مرا –
إِنَّهُ كَانَ فَرِيقٌ مِّنْ عِبَادِي يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ ﴿109﴾
109)            همانا او(حق)بود که  گروهی از پرستندگان من می گفتند پروردگار ما –ایمان آوردیم – پس ببخشا  برای ما - و توئی بهترین بخشایندگان
فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِيًّا حَتَّى أَنسَوْكُمْ ذِكْرِي وَكُنتُم مِّنْهُمْ تَضْحَكُونَ ﴿110﴾
110)                        پس گرفتید ایشان را به مسخره کردن تا فراموش کردید شما ذکر مرا- و بودید از ایشان می خندیدید
إِنِّي جَزَيْتُهُمُ الْيَوْمَ بِمَا صَبَرُوا أَنَّهُمْ هُمُ الْفَائِزُونَ ﴿111﴾
111)همانا من جزا دادم ایشان را این دوران – بسبب آنچه که صبر کردند – همانا ایشان – ایشانند که پیروزشدگانند
قَالَ كَمْ لَبِثْتُمْ فِي الْأَرْضِ عَدَدَ سِنِينَ ﴿112﴾
112)                        گفت (خداوند ) چند (مدت )درنگ کردید در زمین بشمار سالها
قَالُوا لَبِثْنَا يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ فَاسْأَلْ الْعَادِّينَ ﴿113﴾
113)                        گفتند – درنگ کردیم دروانی یا برخی از دوران-  پس سئوال کن شمارندگان را
قَالَ إِن لَّبِثْتُمْ إِلَّا قَلِيلًا لَّوْ أَنَّكُمْ كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿114﴾
114)                        گفت (خداوند ) درنگ نکردید مگر اندکی – اگر همانا شما بودید علم می داشتید
أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَ ﴿115﴾
115)                        آیا پس پنداشتید قطعاً خلق کردیم شما را بیهوده - و همانا شما بسوی ما مراجعت نمی کنید
فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْكَرِيمِ ﴿116﴾
116)                        پس متعالی است – خداوند فرمانروای حق – نیست الهی (مطلقی )مگر او – پروردگار عرش (حیات) گرامی است
وَمَن يَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ لَا بُرْهَانَ لَهُ بِهِ فَإِنَّمَا حِسَابُهُ عِندَ رَبِّهِ إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الْكَافِرُونَ ﴿117﴾
117)            و کسی که دعوت می کند با خداوند – اله (مطلق ) دیگری را - نیست برهانی برای اوبه او – پس قطعاً حسابش نزد پروردگار اوست – همانا او (خداوند ) رستگار نمی کند کافران را
وَقُل رَّبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَأَنتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ ﴿118﴾
118)                        و بگو پروردگار من -  بیامرز و ببخشا – و توئی بهترین بخشایندگان

                                                          

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر