۱۳۹۰ مرداد ۲۶, چهارشنبه

از سوره الأَ نفَالِ (8) تا سوره التوبه (9)


                                                                  
                                            سوره الأَ نفَالِ (8)
                 
                                                         بخش زیادیها ( از اموال )
                                           بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
                                                         بنام خداوند بخشاینده بخشایشگر

يَسْأَلُونَكَ عَنِ الأَنفَالِ قُلِ الأَنفَالُ لِلّهِ وَالرَّسُولِ فَاتَّقُواْ اللّهَ وَأَصْلِحُواْ ذَاتَ بِيْنِكُمْ وَأَطِيعُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ﴿1﴾
1)می پرسند تو را از انفال ( اموال زیادی از نیاز جامعه ) بگو انفال برای خداوند ( برای عموم مردم ) و رسول (در هر زمانی برای  مبلغ حق و حقوق انسان  ) است  پس متقی شوید (حفظ کنید در اندیشه و عمل اصول راهنمای حق ) خداوند را و اصلاح (حقمداری) کنید در داشتن ( اختلاف ) میانتان – و داوطلب شوید ( اطاعت کنید ) خداوند و رسولش را – چنانچه بودید ایمان آورندگان .
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَانًا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ ﴿2﴾
2) قطعا ایمان آورندگان – آنانند که آنگاه که ذکر کرده شد خداوند- به تپش افتاد قلبهایشان -و آنگاه که تلاوت کرده شد بر- ایشان آیات او ( خداوند ) زیاد کرد ایشان را به ایمانی – و بر پروردگارشان توکل می کنند .
الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ ﴿3﴾
3) آنان که بر پا می دارند نماز را ( در عمل ) و از آنچه که رزق دادیم ایشان را انفاق می کنند.
أُوْلَئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَّهُمْ دَرَجَاتٌ عِندَ رَبِّهِمْ وَمَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ ﴿4﴾
4) آنها – ایشانند که ایمان آورندگانند حقیقتا -  برای ایشان است درجاتی نزد پروردگارشان و آمرزشی و رزقی گرامی .
كَمَا أَخْرَجَكَ رَبُّكَ مِن بَيْتِكَ بِالْحَقِّ وَإِنَّ فَرِيقاً مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ لَكَارِهُونَ ﴿5﴾
5) همچنان که بیرون کرد تو را پروردگارت از خانه ات به حق ( برای دفاع ) و همانا فرقه ای از ایمان آورندگان البته تنفر دارندگانند ( از دفاع ) .
يُجَادِلُونَكَ فِي الْحَقِّ بَعْدَمَا تَبَيَّنَ كَأَنَّمَا يُسَاقُونَ إِلَى الْمَوْتِ وَهُمْ يَنظُرُونَ ﴿6﴾
6) مجادله می کنند تو را – در حق – بعد از آنچه که  تبیین شد – گویا اینکه سوق داده می شوند به سوی مرگ و ایشان نگاه می کنند.
وَإِذْ يَعِدُكُمُ اللّهُ إِحْدَى الطَّائِفَتِيْنِ أَنَّهَا لَكُمْ وَتَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذَاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ وَيُرِيدُ اللّهُ أَن يُحِقَّ الحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَيَقْطَعَ دَابِرَ الْكَافِرِينَ ﴿7﴾
7) و آنگاه که وعده می دهد شما را خداوند به یکی از دو طائفه ( قافله تجاری یا لشگر دشمن ) همانا او ( یکی ) برای شماست – و علاقه دارید همانا غیر دارنده سلاح باشد برای شما – و می خواهد خداوند این که محقق کند حق را به کلماتش (به اصول راهنمای اندیشه و عمل حق ) و قطع کند دنباله کافران را( انکار کنندگان حق را ) .
لِيُحِقَّ الْحَقَّ وَيُبْطِلَ الْبَاطِلَ وَلَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ ﴿8﴾
8)تا محقق کند حق را و باطل کند باطل را و اگر که متنفر شدند مجرمین (آفت زدگان)
 إِذْ  تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجَابَ لَكُمْ أَنِّي مُمِدُّكُم بِأَلْفٍ مِّنَ الْمَلآئِكَةِ مُرْدِفِين(َ9)
9) آنگاه که مساعد ت طلبیدید  پروردگارتان را پس استجابت کرد برای شما –همانا من کمک کننده ام شما را به هزاری از فرشتگان ردیف شدگان (جهاد  بدر ).
وَمَا جَعَلَهُ اللّهُ إِلاَّ بُشْرَى وَلِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُكُمْ وَمَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِندِ اللّهِ إِنَّ اللّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ﴿10﴾
10) و قرار نداد او را ( یاری فرشتگان را ) خداوند مگر مژده ای و تا مطمئن شود حتما به او ( به یاری شدن) قلبهای شما – و نیست یاری کردن مگر از نزد خداوند همانا خداوند شرافتمند داور  است.
إِذْ يغَشِّيكُمُ النُّعَاسَ أَمَنَةً مِّنْهُ وَيُنَزِّلُ عَلَيْكُم مِّن السَّمَاء مَاء لِّيُطَهِّرَكُم بِهِ وَيُذْهِبَ عَنكُمْ رِجْزَ الشَّيْطَانِ وَلِيَرْبِطَ عَلَى قُلُوبِكُمْ وَيُثَبِّتَ بِهِ الأَقْدَامَ ﴿11﴾
11) آنگاه که می پوشاند  شما را به خماری – امنیتی از او ( از خداوند ) – و نازل می کند  بر شما از آسمان آبی را تا پاک کند شما را به او ( به آب ) و ببرد از شما نگرانی ( اضطراب ) شیطان را و تا مرتبط کند قلبهای شما را ( به همدیگر ) و ثابت کند به او قدمهای ( شما را ) .
إِذْ يُوحِي رَبُّكَ إِلَى الْمَلآئِكَةِ أَنِّي مَعَكُمْ فَثَبِّتُواْ الَّذِينَ آمَنُواْ سَأُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُواْ الرَّعْبَ فَاضْرِبُواْ فَوْقَ الأَعْنَاقِ وَاضْرِبُواْ مِنْهُمْ كُلَّ بَنَانٍ ﴿12﴾
12) آنگاه که وحی می کند پروردگارت به سوی فرشتگان همانا من با شمایم – پس ثابت کنید آنان را که ایمان آوردند (به حقوق انسان )– به زودی می اندازم در قلب های آنان که کافر شدند ( انکار حقوق کردند ) رعب ( هول شدن را ) پس بزنید فوق گردانها (طرحها ی درون مغز ) )را و بزنید از ایشان هر بنیانی (امکاناتی )را.
ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ شَآقُّواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَمَن يُشَاقِقِ اللّهَ وَرَسُولَهُ فَإِنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ ﴿13﴾
13) آن است به سببی که – همانا ایشان جدائی کردند خداوند و رسولش را – و هر کس جدائی کند خداوند و رسولش را – پس همانا خداوند شدید است در عقوبت کردن.
ذَلِكُمْ فَذُوقُوهُ وَأَنَّ لِلْكَافِرِينَ عَذَابَ النَّارِ ﴿14﴾
14) آن (حکم) شما است – پس بچشید او را ( عقوبت را ) و همانا برای کافران عذاب آتش است.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُواْ زَحْفاً فَلاَ تُوَلُّوهُمُ الأَدْبَارَ ﴿15﴾
15) ای آنان که ایمان آوردید آنگاه  که ملاقات کردید ( در جبهه جنگ ) آنان را که کافر شدند ( انکار حق کردند ) خزیدنی ( به جلو ) است پس رو نگردانید ایشان را به پشتها .
وَمَن يُوَلِّهِمْ يَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلاَّ مُتَحَرِّفاً لِّقِتَالٍ أَوْ مُتَحَيِّزاً إِلَى فِئَةٍ فَقَدْ بَاء بِغَضَبٍ مِّنَ اللّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ ﴿16﴾
16) و هر کس رو بگرداند ایشان را ایندورانگاه به پشتش – مگر کنار کشیدنی برای نبرد یا مکان گرفتنی به سوی گروهی ( دیگر ) پس به درستی که منجر کرد ( خودش را ) به غضبی از خداوند و جایگاهش جهنم است و آسیبدار  شدنگاهی است.
فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَكِنَّ اللّهَ قَتَلَهُمْ وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَكِنَّ اللّهَ رَمَى وَلِيُبْلِيَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْهُ بَلاء حَسَناً إِنَّ اللّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿17﴾
17) پس نکشتید ایشان را ولیکن خداوند کشت ایشان را و نیانداختی آنگاه که انداختی ولیکن خداوند انداخت – و تا بیازماید ایمان آورندگان را از او ( از نبرد حق و باطل ) آ زمونی نیکو – همانا خداوند شنوای عا لم است.
ذَلِكُمْ وَأَنَّ اللّهَ مُوهِنُ كَيْدِ الْكَافِرِينَ ﴿18﴾
18) آن(حکم)  شما است– و همانا خداوند سست کننده نقشه کافران است.
إِن تَسْتَفْتِحُواْ فَقَدْ جَاءكُمُ الْفَتْحُ وَإِن تَنتَهُواْ فَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَإِن تَعُودُواْ نَعُدْ وَلَن تُغْنِيَ عَنكُمْ فِئَتُكُمْ شَيْئًا وَلَوْ كَثُرَتْ وَأَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ ﴿19﴾
19) چنانچه فتح ( گشایش ) می خواهید پس به درستی که آمد شما را فتح (گشایش) – و چنانچه نهایت دهید ( جنگ را ) پس او بهتر است برای شما – و چنانچه بر گردید ( به باطل ) بر می گردیم ( از یاری شما ) و هرگز کفایت نمی کند از شما گروهتان چیزی را و اگر که بسیار شد ( جماعت شما ) و همانا خداوند با ایمان آورندگان است.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَلاَ تَوَلَّوْا عَنْهُ وَأَنتُمْ تَسْمَعُونَ ﴿20﴾
20) ای آنان که ایمان آوردید – داوطلب شوید ( اطاعت کنید ) خداوند را و رسولش را و روی نگردانید از او ( از قرآن ) و شما می شنوید .
وَلاَ تَكُونُواْ كَالَّذِينَ قَالُوا سَمِعْنَا وَهُمْ لاَ يَسْمَعُونَ ﴿21﴾
21) و نباشید مانند آنان که گفتند شنیدیم و ایشان نمی شنوند.
إِنَّ شَرَّ الدَّوَابَّ عِندَ اللّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لاَ يَعْقِلُونَ ﴿22﴾
22) همانا تباهترین جنبندگان نزد خداوند کرانند -گنگانند – آنان که تعقل نمی کنند .
وَلَوْ عَلِمَ اللّهُ فِيهِمْ خَيْرًا لَّأسْمَعَهُمْ وَلَوْ أَسْمَعَهُمْ لَتَوَلَّواْ وَّهُم مُّعْرِضُونَ ﴿23﴾
23) و اگر علم داشت خداوند در ایشان خیری است البته شنوا می کرد ایشان – و اگر شنوا می کرد ایشان را – البته رو می گردانیدند ( از شنیدن قرآن ) و ایشان اعراض کنندگانند ( از حق ).
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَجِيبُواْ لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُم لِمَا يُحْيِيكُمْ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ ﴿24﴾
24) ای آنان که ایمان آوردید ( به حق ) اجابت کنید برای خداوند و برای رسول – آنگاه که دعوت کرد شما را برای آنچه که زنده کند شما را – و علم داشته باشید همانا خداوند حائل می شود میان انسان و قلبش – و همانا اوست که به سوی او محشور کرده می شوید.
وَاتَّقُواْ فِتْنَةً لاَّ تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُواْ مِنكُمْ خَآصَّةً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ ﴿25﴾
25) و متقی شوید ( حفظ کنید با اصول راهنمای حق خودتان را از ) گرفتاری (در خلط حق و باطل ) – اصابت نمی کند حتما آنان را که ظلم کردند از شما مخصوص – و علم داشته باشید همانا خداوند شدید است در عقوبت کردن.
وَاذْكُرُواْ إِذْ أَنتُمْ قَلِيلٌ مُّسْتَضْعَفُونَ فِي الأَرْضِ تَخَافُونَ أَن يَتَخَطَّفَكُمُ النَّاسُ فَآوَاكُمْ وَأَيَّدَكُم بِنَصْرِهِ وَرَزَقَكُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ﴿26﴾
26) و متذکر شوید – آنگاه که شما اندک - مستضعف شدگانید در زمین – می ترسید اینکه بربایند شما را مردم ( باطل ) پس جای داد شما را ( خداوند ) و تقویت کرد شما را به یاریش و رزق داد شما را از پاکیزه ها شاید شما شکر کنید.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَخُونُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ وَتَخُونُواْ أَمَانَاتِكُمْ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿27﴾
27) ای آنان که ایمان آوردید – خیانت نکنید خداوند را و رسول را ( با عمل نکردن به اصول راهنمای حق) و خیانت نکنید  امانت هایتان را و شما علم دارید.
وَاعْلَمُواْ أَنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلاَدُكُمْ فِتْنَةٌ وَأَنَّ اللّهَ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ ﴿28﴾
28) و علم داشته باشید قطعا اموالتان و اولادتان گرفتاری است و همانا خداوند نزدش است مزدی بزرگ.
يِا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إَن تَتَّقُواْ اللّهَ يَجْعَل لَّكُمْ فُرْقَاناً وَيُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ ﴿29﴾
29) ای آنان که ایمان آوردید چنانچه تقوا داشته باشید ( با حفظ اصول راهنمای حق ) خداوند را قرار دهد برای شما فرقانی ( جدا کننده حق و باطل ) و بزداید از شما بدیهایتان را و بیامرزد برای شما – و خداوند دارای فضل بزرگ است.
وَإِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُواْ لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَيَمْكُرُونَ وَيَمْكُرُ اللّهُ وَاللّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ ﴿30﴾
30) و آنگاه که حیله می کردند به تو آنانی که کافر شدند ( حق را انکار کردند ) و تا ثابت کنند( بازداشت کنند ) تو را یا بکشند تو را یا بیرون کنند تو را ( تبعید کنند) و حیله می کنند و حیله می کند خداوند – و خداوند بهترین حیله کنندگان است.
وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا قَالُواْ قَدْ سَمِعْنَا لَوْ نَشَاء لَقُلْنَا مِثْلَ هَذَا إِنْ هَذَا إِلاَّ أَسَاطِيرُ الأوَّلِينَ ﴿31﴾
31) و آنگاه که تلاوت کرده می شود بر- ایشان آیات ما گفتند به درستی که شنیدیم – اگر بخواهیم البته می گفتیم مثل این ( سخن ها را ) نیست این مگر اساطیر ( افسانه های ) پیشینیان.
وَإِذْ قَالُواْ اللَّهُمَّ إِن كَانَ هَذَا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِندِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنَا حِجَارَةً مِّنَ السَّمَاء أَوِ ائْتِنَا بِعَذَابٍ أَلِيمٍ ﴿32﴾
32) و آنگاه که گفتند خداوندا – چنانچه بود این( قرآن ) که او حق است از نزد تو پس به باران بر ما سنگهائی از آسمان- یا بیاور به ما عذاب دردناکی را .
وَمَا كَانَ اللّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنتَ فِيهِمْ وَمَا كَانَ اللّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ يَسْتَغْفِرُونَ ﴿33﴾
33) و نبود خداوند را تا عذاب کند ایشان را -و تو در ( میان ) ایشانی – و نبود خداوند عذاب کننده ایشان را – و ایشان استغفار می کنند.
وَمَا لَهُمْ أَلاَّ يُعَذِّبَهُمُ اللّهُ وَهُمْ يَصُدُّونَ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَمَا كَانُواْ أَوْلِيَاءهُ إِنْ أَوْلِيَآؤُهُ إِلاَّ الْمُتَّقُونَ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ ﴿34﴾
34) و چیست برای ایشان اینکه عذاب نمی کند ایشان را خداوند – و ایشان جلوگیری می کنند از مسجد الحرام ( مردم را از شرکت در جامعه توحیدی ) – و نبودند یاوران او ( مسجد الحرام ) – نیستند یاوران او ( مسجد الحرام ) مگر متقین ( حفظ کنندگان اصول راهنمای حق در اندیشه و عمل ) ولیکن بیشترایشان علم ندارند.
وَمَا كَانَ صَلاَتُهُمْ عِندَ الْبَيْتِ إِلاَّ مُكَاء وَتَصْدِيَةً فَذُوقُواْ الْعَذَابَ بِمَا كُنتُمْ تَكْفُرُونَ ﴿35﴾
35) و نبود نمازشان نزد خانه ( خداوند ) مگرجیغ زدن وانعکاس دادن – پس بچشید عذاب را بسبب آنچه  که بودید کافر می شدید.
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ لِيَصُدُّواْ عَن سَبِيلِ اللّهِ فَسَيُنفِقُونَهَا ثُمَّ تَكُونُ عَلَيْهِمْ حَسْرَةً ثُمَّ يُغْلَبُونَ وَالَّذِينَ كَفَرُواْ إِلَى جَهَنَّمَ يُحْشَرُونَ ﴿36﴾
36) همانا آنان که کافر شدند ( به اصول راهنمای حق ) هزینه می کنند اموالشان را تا جلوگیری کنند از جهت (حاکمیت ولایت جمهورمردم بجانشینی ازحاکمیت ولایت مطلقه ) خداوند – پس به زودی هزینه می کنند او را ( اموال را ) سپس می شود بر- ایشان حسرتی – سپس مغلوب کرده می شوند و آنان که کافر شدند به سوی جهنم محشور می شوند.
لِيَمِيزَ اللّهُ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَيَجْعَلَ الْخَبِيثَ بَعْضَهُ عَلَىَ بَعْضٍ فَيَرْكُمَهُ جَمِيعاً فَيَجْعَلَهُ فِي جَهَنَّمَ أُوْلَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ ﴿37﴾
37) تا جدا کند خداوند کثیف را از پاکیزه و قرار بدهد کثیف را بعضیش را بر بعضی پس انباشته بکندش همگی را – پس قرار بدهد او را ( کثیف ها را ) در جهنم – آنها – ایشانند که بازندگانند.
قُل لِلَّذِينَ كَفَرُواْ إِن يَنتَهُواْ يُغَفَرْ لَهُم مَّا قَدْ سَلَفَ وَإِنْ يَعُودُواْ فَقَدْ مَضَتْ سُنَّةُ الأَوَّلِينِ ﴿38﴾
38) بگو برای آنان که کافر شدند چنانچه نهایت بدهند ( به انکار حق ) بیامرزد برای ایشان ( خداوند ) آنچه را که بدرستیکه گذشت – و چنانچه برگردند (به انکار حق ) پس به درستی که گذشت سنت ( رسم محاسبه منکران حق در ) پیشینیان.
وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلّه فَإِنِ انتَهَوْاْ فَإِنَّ اللّهَ بِمَا يَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ﴿39﴾
39) و نبرد کنید ایشان را ( آنان که به حقوق شما تجاوز کردند ) تا نباشد گرفتاری ( حاکمیت ولایت مطلقه انحصاری ) و بشود دین ( قانون  حق ) همه اش برای خداوند (فقط خداوند ولایت مطلقه دارد و مردم به جانشینی از خداوند ولایت عامه دارند) – پس چنانچه نهایت دادند پس همانا خداوند به آنچه  که عمل می کنند بینشمند  است.
وَإِن تَوَلَّوْاْ فَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَوْلاَكُمْ نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ ﴿40﴾
40) و چنانچه رویگردانیدند ( از قبول حاکمیت ولایت جمهور مردم ) پس علم داشته باشید همانا خداوند یاور شما است –آسوده  یاور و آسوده یاری کننده است.
وَاعْلَمُواْ أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شَيْءٍ فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ إِن كُنتُمْ آمَنتُمْ بِاللّهِ وَمَا أَنزَلْنَا عَلَى عَبْدِنَا يَوْمَ الْفُرْقَانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿41﴾
41) و علم داشته باشید همانا انچه را  که  کسب کردید از چیزی(در امد کاری ) – پس همانا برای خداوند ( برای مردم ) است یک پنجم او ( حداکثر زکات در اسلام خمس است ) و برای رسول ( مبلغ حق ) و برای دارنده قرابت (فامیل محتاج ) و یتیمان ( بی پدر و مادر ) و درماند گان ( از کار افتادگان – مریضان - بدهکاران -سالخوردگان– و غیره ) و فرزند جهت ( حرکت توحیدی ) چنانچه بودید ایمان آوردید به خداوند و آنچه را که  نازل کردیم بر پرستنده ما ( محمد ) بدوران فرقان ( جدا شدن حق و باطل ) دورانی که ملاقات کردند دو جماعت ( حق و باطل ) – و خداوند بر هر چیزی قادر است.
إِذْ أَنتُم بِالْعُدْوَةِ الدُّنْيَا وَهُم بِالْعُدْوَةِ الْقُصْوَى وَالرَّكْبُ أَسْفَلَ مِنكُمْ وَلَوْ تَوَاعَدتَّمْ لاَخْتَلَفْتُمْ فِي الْمِيعَادِ وَلَكِن لِّيَقْضِيَ اللّهُ أَمْراً كَانَ مَفْعُولاً لِّيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَن بَيِّنَةٍ وَيَحْيَى مَنْ حَيَّ عَن بَيِّنَةٍ وَإِنَّ اللّهَ لَسَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿42﴾
42) آنگاه که شما به عبور ( کاروان ) نزدیک و ایشان به عبور ( کاروان ) دورترند و سواران ( کاروان) پایین تر از شمایند ( و بالاتر ازآنهایند ) و اگر وعده می گذاشتید ( برای جنگ ) البته اختلاف می کردید در وعده گاه ولیکن – تا فیصله دهد خداوند امری را که بود کرده شده – تا هلاک شود کسی که هلاک  شد از ( روی دلیل ) شفاف و زنده شود کسی که زنده شد از ( روی دلیل ) شفاف – و همانا خداوند البته شنوای عالم است .
إِذْ يُرِيكَهُمُ اللّهُ فِي مَنَامِكَ قَلِيلاً وَلَوْ أَرَاكَهُمْ كَثِيرًا لَّفَشِلْتُمْ وَلَتَنَازَعْتُمْ فِي الأَمْرِ وَلَكِنَّ اللّهَ سَلَّمَإِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ﴿43﴾
43) آنگاه که می نماید به تو ایشان را خداوند در خوابت اندکی – و اگر می نمود به تو ایشان را بسیار – البته ( از ترس ) شل می شدید و البته نزاع می کردید در امر ( جنگ ) ولیکن خداوند سالم کرد ( افکارتان را ) همانا او عالم است به دارائی سینه ها.
وَإِذْ يُرِيكُمُوهُمْ إِذِ الْتَقَيْتُمْ فِي أَعْيُنِكُمْ قَلِيلاً وَيُقَلِّلُكُمْ فِي أَعْيُنِهِمْ لِيَقْضِيَ اللّهُ أَمْرًا كَانَ مَفْعُولاً وَإِلَى اللّهِ تُرْجَعُ الأمُورُ ﴿44﴾
44) و آنگاه که می نماید – به شما – ایشان را آنگاه که ملاقات کردید – در چشمهای شما اندکی-  و اندک کرد شما را در چشمهای ایشان – تا فیصله دهد خداوند امری را که بود کرده شده - و به سوی خداوند مراجعت میکند امرها.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا لَقِيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُواْ وَاذْكُرُواْ اللّهَ كَثِيرًا لَّعَلَّكُمْ تُفْلَحُونَ ﴿45﴾
45) ای آنان که ایمان آوردید آنگاه که ملاقات کردید گروهی (متجاوز) را– پس ثابت شوید – و ذکر کنید خداوند را بسیار – شاید شما رستگار شوید ( به کمال مطلوب برسید).
وَأَطِيعُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَلاَ تَنَازَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَاصْبِرُواْ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ ﴿46﴾
46) داوطلب شوید (اطاعت کنید ) خداوند و رسولش را و نزاع نکنید- پس شل می شوید و می رود بادتان  ( نیرویتان ) و صبر کنید – همانا خداوند با صبر کنندگان (مستمران در حق طلبی ) است.
وَلاَ تَكُونُواْ كَالَّذِينَ خَرَجُواْ مِن دِيَارِهِم بَطَرًا وَرِئَاء النَّاسِ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللّهِ وَاللّهُ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطٌ ﴿47﴾
47) و نباشید مانند آنان که بیرون رفتند از دیارشان به قلدری و به-  وا نمود کردن به مردم و جلوگیری می کنند از جهت (حاکمیت ولایت جمهورمردم بجانشینی از حاکمیت ولایت مطلقه ) خداوند – و خداوند به آنچه که عمل می کنند احاطه کننده است.
وَإِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ وَقَالَ لاَ غَالِبَ لَكُمُ الْيَوْمَ مِنَ النَّاسِ وَإِنِّي جَارٌ لَّكُمْ فَلَمَّا تَرَاءتِ الْفِئَتَانِ نَكَصَ عَلَى عَقِبَيْهِ وَقَالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِّنكُمْ إِنِّي أَرَى مَا لاَ تَرَوْنَ إِنِّيَ أَخَافُ اللّهَ وَاللّهُ شَدِيدُ الْعِقَابِ ﴿48﴾
48) و آنگاه که زینت داد برای ایشان شیطان ( منحرف از حق ) اعمالشان را – و گفت نیست غلبه کننده برای شما ایندوران از مردم   – و همانا من حمایت کننده ام برای شما – پس وقتی که دیدار کردند دو گروه ( حق و باطل ) دور زد ( برگشت شیطان ) بر پاشنه هایش ( بر پشتش ) و گفت همانا من دورم از ( اعمال ) شما همانا من می بینیم آنچه را که نمی بینید – همانا من می ترسم خداوند را – و خداوند شدید عقوبت کننده است.
إِذْ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ غَرَّ هَؤُلاء دِينُهُمْ وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ فَإِنَّ اللّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ﴿49﴾
49) آنگاه که می گویند منافقان و آنان که در قلبهایشان مرض است – که فریب داد اینها را دینشان (قانون حق شان ) – و هر کس توکل کند بر خداوند – پس همانا خداوند شرافتمند  حکیم است.
وَلَوْ تَرَى إِذْ يَتَوَفَّى الَّذِينَ كَفَرُواْ الْمَلآئِكَةُ يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَأَدْبَارَهُمْ وَذُوقُواْ عَذَابَ الْحَرِيقِ ﴿50﴾
50) و اگر ببینی آنگاه که تمام می کنند ( عمرشان را ) آنانکه کافر شدند - فرشتگان می زنند برویهایشان و پشتهایشان – و ( می گویند ) بچشید عذاب سوزاننده را.
ذَلِكَ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ وَأَنَّ اللّهَ لَيْسَ بِظَلاَّمٍ لِّلْعَبِيدِ ﴿51﴾
51) آن است به سبب آنچه که تقدیم کرد دستهایتان و همانا خداوند نیست ظلم کننده ای برای پرستندگان.
كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَالَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ كَفَرُواْ بِآيَاتِ اللّهِ فَأَخَذَهُمُ اللّهُ بِذُنُوبِهِمْ إِنَّ اللّهَ قَوِيٌّ شَدِيدُ الْعِقَابِ ﴿52﴾
52) مانندعادت آل فرعون – و آنان که از قبل ایشانند – کافر شدند به آیات خداوند – پس گرفت ایشان را خداوند به بزهکاریشان – همانا خداوند نیرومند شدید عقوبت کننده است.
ذَلِكَ بِأَنَّ اللّهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّرًا نِّعْمَةً أَنْعَمَهَا عَلَى قَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنفُسِهِمْ وَأَنَّ اللّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿53﴾
53) آن است بسببی که همانا خداوند نبود تغییر دهنده نعمتی ( آسودگی ) که نعمت دادش بر قومی – تا تغییر دهند آنچه را که به خودهایشان است ( از اصول راهنمای اندیشه و عمل و غیره ) و همانا خداوند شنوای عالم است.
كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَالَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ كَذَّبُواْ بآيَاتِ رَبِّهِمْ فَأَهْلَكْنَاهُم بِذُنُوبِهِمْ وَأَغْرَقْنَا آلَ فِرْعَونَ وَكُلٌّ كَانُواْ ظَالِمِينَ ﴿54﴾
54) مانندعادت آل فرعون – و آنان که از قبل ایشانند - تکذیب کردند آیات پروردگارشان را پس هلاک کردیم ایشان را به بزهکاریشان و غرق کردیم آل فرعون را- و همگی بودند ظالمان ( سلطه گران ).
إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِندَ اللّهِ الَّذِينَ كَفَرُواْ فَهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ ﴿55﴾
55)  همانا شریرترین جنبندگان نزد خداوند – آنانند که کافر شدند  پس ایشان ایمان نمی آورند ( به حق ).
الَّذِينَ عَاهَدتَّ مِنْهُمْ ثُمَّ يَنقُضُونَ عَهْدَهُمْ فِي كُلِّ مَرَّةٍ وَهُمْ لاَ يَتَّقُونَ ﴿56﴾
56)  آنان که عهد گرفتی از ایشان ( یهود بنی قینقاع  و بنی نضیر  )– سپس می شکنند عهدشان را در هر باری و ایشان متقی نمی شوند ( حفظ نمی کنند اصول راهنمای حق را در اندیشه و عمل ).
فَإِمَّا تَثْقَفَنَّهُمْ فِي الْحَرْبِ فَشَرِّدْ بِهِم مَّنْ خَلْفَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ ﴿57﴾
57) پس چنانچه که آگاهی یافتی حتما ایشان را در جنگ – پس آواره کن بسببی ایشان را – کسانی که پشت ایشانند – شاید ایشان متذکر شوند.
وَإِمَّا تَخَافَنَّ مِن قَوْمٍ خِيَانَةً فَانبِذْ إِلَيْهِمْ عَلَى سَوَاء إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ الخَائِنِينَ ﴿58﴾
58) و چنانکه می ترسی حتما از قومی خیانتی را پس کنار بزن ( عهدشان را ) به سوی ایشان بر تساوی ( مقابله به مثل ) همانا خداوند دوست نمی دارد خیانتکاران را .
وَلاَ يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ سَبَقُواْ إِنَّهُمْ لاَ يُعْجِزُونَ ﴿59﴾
59) و حساب نکنند حتما – آنان که کافر شدند و سبقت گرفتند (در باطل) همانا ایشان عاجز نمی کنند ( اهل حق را ) .
وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِن دُونِهِمْ لاَ تَعْلَمُونَهُمُ اللّهُ يَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنتُمْ لاَ تُظْلَمُونَ ﴿60﴾
60) وآماده کنید برای ایشان آنچه را که توانستیداز نیرویی ازمربوط کردن خیل( ابتدا از اسب تا ......)بیمناک می کنید بسبب او

دشمن خداوند راو دشمنتان را و دیگرانی از غیر ایشان راکه  علم نداریدبه ایشان – خداوند علم دارد به ایشان و آنچه که انفاق می

کنید از چیزی در جهت (حاکمیت ولایت جمهورمردم بجانشینی از حاکمیت ولایت مطلقه ) خداوند تمام داده می شود به شما - و شما

ظلم کرده نمی شوید ( زیر سلطه نمی روید ) .

وَإِن جَنَحُواْ لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ﴿61﴾
61) و چنانچه بال زدند ( مایل شدند ) برای سلم ( صلح ) پس میل کن برای او (صلح ) و توکل کن بر خداوند – همانا او ( خداوند ) شنوای علیم است.
وَإِن يُرِيدُواْ أَن يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللّهُ هُوَ الَّذِيَ أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ ﴿62﴾
62) و چنانچه بخواهند اینکه گول زنند  تو را – پس همانا کافی است تو را خداوند – اوست آن که تایید کرد تو را به یاریش و به ایمان آورندگان.
وَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنفَقْتَ مَا فِي الأَرْضِ جَمِيعاً مَّا أَلَّفَتْ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ وَلَكِنَّ اللّهَ أَلَّفَ بَيْنَهُمْ إِنَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ﴿63﴾
63) و الفت داد میان دلهایشان ( ایمان آورندگان را ) اگر هزینه می کردی آنچه که در زمین است همگی را الفت نمی دادی میان دلهای ایشان ولیکن خداوند الفت داد میانشان – همانا او شرافتمند  حکیم است.
يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَسْبُكَ اللّهُ وَمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ﴿64﴾
64) ای پیامبر کافی است تو را خداوند - و کسی که پیروی کرد تو را از ایمان آورندگان.
يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ إِن يَكُن مِّنكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُم مِّئَةٌ يَغْلِبُواْ أَلْفًا مِّنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَفْقَهُونَ ﴿65﴾
65) ای پیامبر تشویق کن ایمان آورندگان را بر نبرد ( مهارت دارند  بر دفاع  از حق و  حقوق  انسان ) – چنانچه باشد از شما بیست ( نفر ) صبر کنندگان  غالب شوند   دویست (نفر را)و چنانچه باشد از شما صد ( نفر ) غالب شوند به هزار ( نفر ) از آنان که کافر شد ( انکار کردند حق را ) بسببی که همانا ایشانند قومی که نمی فهمند (مهارت قتال ندارند ).
الآنَ خَفَّفَ اللّهُ عَنكُمْ وَعَلِمَ أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفًا فَإِن يَكُن مِّنكُم مِّئَةٌ صَابِرَةٌ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُمْ أَلْفٌ يَغْلِبُواْ أَلْفَيْنِ بِإِذْنِ اللّهِ وَاللّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ ﴿66﴾
66) اکنون تخفیف داد خداوند از شما و علم داشت همانا در شما ضعفی است (  در مهارت به دفاع از  حق و حقوق انسان  ) پس چنانچه باشد از شما صد ( نفر ) صبر کننده غالب شوند بر دویست ( نفر ) و چنانچه باشد از شما هزار ( نفر ) غالب شوند بر دو هزار ( نفر  ماهر  ) با اجازه خداوند – و خداوند با صبر کنندگان است.
مَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَن يَكُونَ لَهُ أَسْرَى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الأَرْضِ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيَا وَاللّهُ يُرِيدُ الآخِرَةَ وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ﴿67﴾

 67) (اجازه )نبود بر پیامبری( ایجاد حرب با مردم ) این که بشود برای او اسیرانی  تا گیر باندازد در زمین (با تجاوز به حقوقشان   ) - می خواهید نمایش (  زیور ) دنیا را و خدا می خواهد آخرت را ( هدف نهائی را ) و خدا شرافتمند حکیم است.
لَّوْلاَ كِتَابٌ مِّنَ اللّهِ سَبَقَ لَمَسَّكُمْ فِيمَا أَخَذْتُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ ﴿68﴾
68) و اگر نبود کتابی ( برنامه ای در سوره 47 ایه 4 ) از خداوند که سابقه شد – البته مس (درک) می کرد شما را در آنچه که گرفتید ( از دشمنان حق ) عذابی بزرگ .
فَكُلُواْ مِمَّا غَنِمْتُمْ حَلاَلاً طَيِّبًا وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿69﴾
69) پس بخورید از آنچه که کسب کردید   حلالی پاکیزه و تقوا داشته باشید ( اصول راهنمای حق را در اندیشه و عمل حفظ کنید ) همانا خداوند آمرزنده بخشایشگر است.
يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّمَن فِي أَيْدِيكُم مِّنَ الأَسْرَى إِن يَعْلَمِ اللّهُ فِي قُلُوبِكُمْ خَيْرًا يُؤْتِكُمْ خَيْرًا مِّمَّا أُخِذَ مِنكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿70﴾
70) ای پیامبر بگو برای کسانی که در دستهای شمایند از اسیران – چنانچه علم یابد  خداوند در دلهایتان خیری است ( برای هدایت شدن به سوی حق ) بدهد شما را بهتر از آنچه که گرفته شد از شما و بیامرزد برای شما - خداوند آمرزنده بخشایشگر است.
وَإِن يُرِيدُواْ خِيَانَتَكَ فَقَدْ خَانُواْ اللّهَ مِن قَبْلُ فَأَمْكَنَ مِنْهُمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ﴿71﴾
71) و چنانچه بخواهند خیانت به تو را – پس به درستی که خیانت کردند خداوند را از قبل ( به تعطیل کردن عقل ) پس امکان داد (شما را بجلو گیری)از ایشان – و خداوند عالم حکیم است.
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَالَّذِينَ آوَواْ وَّنَصَرُواْ أُوْلَئِكَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ وَالَّذِينَ آمَنُواْ وَلَمْ يُهَاجِرُواْ مَا لَكُم مِّن وَلاَيَتِهِم مِّن شَيْءٍ حَتَّى يُهَاجِرُواْ وَإِنِ اسْتَنصَرُوكُمْ فِي الدِّينِ فَعَلَيْكُمُ النَّصْرُ إِلاَّ عَلَى قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُم مِّيثَاقٌ وَاللّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ﴿72﴾
72) همانا آنان که ایمان آوردند و هجرت کردند و جهاد ( دفاع ) کردند به اموالشان و خودهایشان (جانشان ) در جهت

(حاکمیت ولایت جمهورمردم بجانشینی ازحاکمیت ولایت مطلقه ) خداوند و آنان که جای( سکونت ) دادند و یاری کردند(

در هجرتگاه ) آنها  بعضیشان یاوران بعضی ا ند – و آنان که ایمان آوردند و هجرت نکردند نیست برای شما از

یاوریشان از چیزی تا هجرت کنند و چنانچه بیاری طلبیدند شما را در دین( در قانون حق ) پس بر شما ( واجب ) است

یاری کردن - مگر بر قومی که میان شما و میان ایشان پیمانی است – و خداوند به آنچه که عمل می کنید بینشمند است.

وَالَّذينَ كَفَرُواْ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ إِلاَّ تَفْعَلُوهُ تَكُن فِتْنَةٌ فِي الأَرْضِ وَفَسَادٌ كَبِيرٌ ﴿73﴾
73) و آنان که کافر شدند ( به حق ) بعضی شان یاوران بعضی ا ند – چنانچه نکنید ( یاری)اورا (مومن را)می شود گرفتاری ( مخلوط شدن حق و باطل) در زمین و فساد ( باطلمداری ) بزرگ .
وَالَّذِينَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَالَّذِينَ آوَواْ وَّنَصَرُواْ أُولَئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَّهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ ﴿74﴾
74) و آنان که ایمان آوردند و هجرت کردند و جهاد ( دفاع) کردند در جهت (حاکمیت ولایت جمهورمردم بجانشینی

ازحاکمیت ولایت  مطلقه ) خداوند و آنان که جای ( سکونت ) دادند و یاری کردند (درهجرتگاه ) – آنها – ایشانند که

ایمان آوردندگان حقیقی اند  – برای ایشان آمرزشی و رزقی گرامیاست.

وَالَّذِينَ آمَنُواْ مِن بَعْدُ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ مَعَكُمْ فَأُوْلَئِكَ مِنكُمْ وَأُوْلُواْ الأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِي كِتَابِ اللّهِ إِنَّ اللّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ﴿75﴾
75) و آنان که ایمان آوردند از بعد(شما ) و هجرت کردند و جهاد (دفاع) کردند با شما – پس آنها از شمایند و دارندگان ( رابطه ) رَحِمها بعضیشان الویت دارند به بعضی در کتاب ( برنامه) خداوند همانا خداوند به هر چیزی عالم است.













                                                       سوره التوبه  (9)
                                                    بخش توبه کردن
                                                                                                                                    

        بَرَاءةٌ مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى الَّذِينَ عَاهَدتُّم مِّنَ الْمُشْرِكِينَ ﴿1﴾
1)   دوری کردن  است از خداوند و رسولش به سوی آنان که عهد( صلح ) بستید (صلح را شکستند ) از مشرکان(کسانی که اصول راهنمای - اندیشه و بیان و عملشان  ثنویت  است ).
فَسِيحُواْ فِي الأَرْضِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَاعْلَمُواْ أَنَّكُمْ غَيْرُ مُعْجِزِي اللّهِ وَأَنَّ اللّهَ مُخْزِي الْكَافِرِينَ ﴿2﴾
2) پس گردش کنید در زمین چهار ماه (واضح  در صلح )  و علم داشته باشید همانا شما غیر عاجز کننده اید  خداوند را-  و همانا خداوند خوار کننده کافران ( منکران حق ) است
وَأَذَانٌ مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ يَوْمَ الْحَجِّ الأَكْبَرِ أَنَّ اللّهَ بَرِيءٌ مِّنَ الْمُشْرِكِينَ وَرَسُولُهُ فَإِن تُبْتُمْ فَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّكُمْ غَيْرُ مُعْجِزِي اللّهِ وَبَشِّرِ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ ﴿3﴾
3)  و اعلام کردنی است از خداوند و رسولش به سوی مردم بدوران  حج بزرگ ( برای ایجاد جامعه نمونه توحیدی ) همانا خداوند دور است از مشرکان  (صلح شکسته )– و رسولش ( همچنین ) پس چنانچه توبه کردید ( از شرک ) بهتر است برای شما و چنانچه اعراض کردید پس علم داشته باشید همانا شما غیر عاجز کننده اید خداوند را و مژده بده آنان راکه کافر شدند به عذاب دردناک.
  إِلاَّ الَّذِينَ عَاهَدتُّم مِّنَ الْمُشْرِكِينَ ثُمَّ لَمْ يَنقُصُوكُمْ شَيْئًا وَلَمْ يُظَاهِرُواْ عَلَيْكُمْ أَحَدًا فَأَتِمُّواْ إِلَيْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلَى مُدَّتِهِمْ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ ﴿4﴾
4) مگر آنان که عهد بستید از مشرکان – سپس نقض نکردند ( صلح با ) شما را به چیزی و پشتیبانی نکردند بر ( ضد ) شما فردی را – پس تمام نمایید به سوی ایشان عهد شان را تا مدتشان – همانا خداوند دوست می دارد متقین را(حفظ کنندگان اصول راهنمای حق در اندیشه و عمل را ).
فَإِذَا انسَلَخَ الأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُواْ الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُواْ لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ فَإِن تَابُواْ وَأَقَامُواْ الصَّلاَةَ وَآتَوُاْ الزَّكَاةَ فَخَلُّواْ سَبِيلَهُمْ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿5﴾
5) پس آنگاه که کنده شد ( پایان یافت ) ماههای حرام ( که تمرین صلح است ) پس بکشید مشرکان (مطلق العنان متجاوز صلح شکسته را ) هر سمتی که یافتید ایشان را و بگیرید ایشان را و محاصره کنید ایشان را و بنشینید برای ایشان به هر کمینگاهی – پس چنانچه توبه کردند و بر پا داشتند نماز را ( در عمل که رعایت حقوق است  ) و دادند زکات را ( مالیات را ) پس خالی کنید جهت ایشان را همانا خداوند آمرزنده بخشایشگر است.
وَإِنْ أَحَدٌ مِّنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجَارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلاَمَ اللّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَعْلَمُونَ ﴿6﴾
6) و چنانچه یکی از مشرکین پناه طلبید تو را - پس پناه بده او را تا بشنود کلام خداوند را سپس برسان او را به امنیتگاهش– آن است بسببی که – همانا ایشانند قومی که علم ندارند.
كَيْفَ يَكُونُ لِلْمُشْرِكِينَ عَهْدٌ عِندَ اللّهِ وَعِندَ رَسُولِهِ إِلاَّ الَّذِينَ عَاهَدتُّمْ عِندَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ فَمَا اسْتَقَامُواْ لَكُمْ فَاسْتَقِيمُواْ لَهُمْ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ ﴿7﴾
7) چطور می باشد برای مشرکین عهدی نزد خداوند و نزد رسولش - مگر آنان که عهد بستید نزد مسجد الحرام ( و هر پرستشگاهی که محترم است ) – پس آنچه را که پایداری کردند ( در صلح ) برای شما پس پایداری کنید برای ایشان – همانا خداوند دوست می دارد متقین را ( حفظ کنندگان اصول راهنمای حق را در اندیشه و عمل ).
كَيْفَ وَإِن يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ لاَ يَرْقُبُواْ فِيكُمْ إِلاًّ وَلاَ ذِمَّةً يُرْضُونَكُم بِأَفْوَاهِهِمْ وَتَأْبَى قُلُوبُهُمْ وَأَكْثَرُهُمْ فَاسِقُونَ ﴿8﴾
8) چطور است چنانچه غالب شوند بر شما مراقبت نمی کنند در شما (  حقوق ) خویشاوندی  را و نه کفالتی را – راضی می کنند شما را بدهنهایشان و امتناع می کند دلهایشان و بیشتر ایشان فاسقانند( متمردند)
اشْتَرَوْاْ بِآيَاتِ اللّهِ ثَمَنًا قَلِيلاً فَصَدُّواْ عَن سَبِيلِهِ إِنَّهُمْ سَاء مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ﴿9﴾
9) خریدند به آیات خداوند بهای اندکی را- پس جلوگیری کردند از جهت (حاکمیت ولایت جمهورمردم بجانشینی ازحاکمیت ولایت مطلقه ) او ( خداوند ) – همانا ایشان را بد  شد آنچه که بودندعمل می کردند
   لاَ يَرْقُبُونَ فِي مُؤْمِنٍ إِلاًّ وَلاَ ذِمَّةً وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُعْتَدُونَ ﴿10﴾
10) مراقبت نمی کنند در ایمان آورندگان –(  حقوق ) خویشاوندی را و نه کفالتی را و آنها – ایشانند که تجاوز کنندگانند.
فَإِن تَابُواْ وَأَقَامُواْ الصَّلاَةَ وَآتَوُاْ الزَّكَاةَ فَإِخْوَانُكُمْ فِي الدِّينِ وَنُفَصِّلُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ ﴿11﴾
11) پس چنانچه توبه کردند و بر پا داشتند نماز را و دادند زکات را – پس نظیران شمایند در دین ( در قانون حق) و تفصیل می دهیم آیات را برای قومی که علم دارند .
وَإِن نَّكَثُواْ أَيْمَانَهُم مِّن بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُواْ فِي دِينِكُمْ فَقَاتِلُواْ أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لاَ أَيْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنتَهُونَ ﴿12﴾
12) و چنانچه  شکستند اختیارهایشان را (توافق بر صلح را )از بعد متعهد شدنشان و طعنه زدند در دین ( قانون حق ) شما – پس نبرد کنید ائمه( رهبران )کفر(منکران حقوق )  راهمانا ایشان را نیست اختیارهایی (به صلح  ) برای ایشان – شاید ایشان نهایت بدهند ( به انکار حقوق انسان ) .
ألاَ تُقَاتِلُونَ قَوْمًا نَّكَثُواْ أَيْمَانَهُمْ وَهَمُّواْ بِإِخْرَاجِ الرَّسُولِ وَهُم بَدَؤُوكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ أَتَخْشَوْنَهُمْ فَاللّهُ أَحَقُّ أَن تَخْشَوْهُ إِن كُنتُم مُّؤُمِنِينَ ﴿13﴾
13) آیا نبرد نمی کنید قومی را که شکستنداختیارهایشان را(به صلح  ) -  و قصد  کردند به بیرون کردن رسول ( مبلغ حق ) و ایشان شروع کردند – شما را ( به بیرون کردن ) اول بار – آیا هراس دارید ایشان را – پس خداوند محقتر است این که هراس کنید او را ( خداوند را ) چنانچه بودید ایمان آورندگان.
قَاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللّهُ بِأَيْدِيكُمْ وَيُخْزِهِمْ وَيَنصُرْكُمْ عَلَيْهِمْ وَيَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُّؤْمِنِينَ ﴿14﴾
14) نبرد کنید با ایشان (متجاوزان به حقوق انسان )– تا عذاب کند ایشان را خداوند به دستهای شما و خوار کند ایشان را و یاری کند شما را بر- ایشان – و شفاء دهد ( سالم کند ) سینه های قومی را که ایمان آورندگانند.
وَيُذْهِبْ غَيْظَ قُلُوبِهِمْ وَيَتُوبُ اللّهُ عَلَى مَن يَشَاء وَاللّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ﴿15﴾
15) و بِبَرَد غیظ دلهایشان را و توبه می پذیرد خداوند بر کسی که می خواهد و خداوند عالم حکیم است .
أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تُتْرَكُواْ وَلَمَّا يَعْلَمِ اللّهُ الَّذِينَ جَاهَدُواْ مِنكُمْ وَلَمْ يَتَّخِذُواْ مِن دُونِ اللّهِ وَلاَ رَسُولِهِ وَلاَ الْمُؤْمِنِينَ وَلِيجَةً وَاللّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ ﴿16﴾
16) یا حساب کردید اینکه ترک کرده شوید و هنوز علم نیافته (بعد از علم غیب به علم شهود ) خداوند آنان را که جهاد ( دفاع ) کردند از شما و نگرفتند از غیر خداوند و نه رسولش و نه ایمان آورندگان را همرازی – و خداوند آگاه است به آنچه  که عمل می کنید.
مَا كَانَ لِلْمُشْرِكِينَ أَن يَعْمُرُواْ مَسَاجِدَ الله شَاهِدِينَ عَلَى أَنفُسِهِمْ بِالْكُفْرِ أُوْلَئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ وَفِي النَّارِ هُمْ خَالِدُونَ ﴿17﴾
17) نبود برای مشرکین (مطلوب) این که عمارت کنند مسجدهای خداوند را -شهادت دهندگانند بر خودهایشان به کفر – آنها یند که  هدر شد اعمالشان – و در آتش ایشان جاویدانند.
إِنَّمَا يَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللّهِ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَأَقَامَ الصَّلاَةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَلَمْ يَخْشَ إِلاَّ اللّهَ فَعَسَى أُوْلَئِكَ أَن يَكُونُواْ مِنَ الْمُهْتَدِينَ ﴿18﴾
18) قطعا که عمارت می کند مسجدهای خداوند را کسی که ایمان آورد به خداوند و بدوران آخرت و بر پا داشت نماز را و داد زکات را و هراس نکرد مگر خداوند را پس ممکن است آنها این که بشوند از هدایت یافتگان.
أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَجَاهَدَ فِي سَبِيلِ اللّهِ لاَ يَسْتَوُونَ عِندَ اللّهِ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ﴿19﴾
19) آیا قرار دادید آب دادن به حاج (شرکت کننده در جامعه توحیدی را) و عمارت مسجد الحرام را مانند کسی که ایمان آورد به خداوند و بدوران آخرت و جهاد (دفاع ) کرد در جهت (حاکمیت ولایت جمهورمردم بجانشینی ازحاکمیت ولایت مطلقه ) خداوند – مساوی نیستند نزد خداوند – و خداوند هدایت نمی کند قوم ظالمان را ( سلطه گران ).
الَّذِينَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللّهِ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ ﴿20﴾
20) آنان که ایمان آوردند و هجرت کردند و جهاد ( دفاع ) کردند درجهت ( حاکمیت ولایت   جمهورمردم بجانشینی ازحاکمیت ولایت مطلقه ) خداوند به اموالشان وخودهایشان – بزرگترند به درجه نزد خداوند و آنها ایشانند که پیروزشدگانند ( در دنیا و آخرت ).

يُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُم بِرَحْمَةٍ مِّنْهُ وَرِضْوَانٍ وَجَنَّاتٍ لَّهُمْ فِيهَا نَعِيمٌ مُّقِيمٌ ﴿21﴾
21) مژده می دهد ایشان را پروردگارشان به رحمتی از او و رضایتی و بهشت های که  برای  ایشان است در اونعمت ( آسودگی ) پایدار .
خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا إِنَّ اللّهَ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ ﴿22﴾
22) جاویدانند در او همیشگی – همانا خداوند است که نزد اوست مزدی بزرگ.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ آبَاءكُمْ وَإِخْوَانَكُمْ أَوْلِيَاء إَنِ اسْتَحَبُّواْ الْكُفْرَ عَلَى الإِيمَانِ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ ﴿23﴾
23) ای آنان که ایمان آوردید نگیرید اجدادتان را و نظیرانتان( خواهران وبرادرانتان) را یاوران چنانچه دوست داشتند -کفر را بر ایمان و هر کس یاور بگیرد ایشان را از شما پس آنها – ایشانند – که ظالمانند ( سلطه گرانند ).
قُلْ إِن كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَآؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُم مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُواْ حَتَّى يَأْتِيَ اللّهُ بِأَمْرِهِ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ ﴿24﴾
24) بگو چنانچه بود اجدادتان و فرزندانتان و نظیرانتان(خواهران و برادرانتان ) و لنگه هایتان و فامیلهایتان و اموالی که فراهم آوردیدش و تجارتی که هراس دارید کسادش را و مسکنهای که راضی هستید به او – دوستتر آمد به شما از خداوند و رسولش و جهاد ( دفاع ) در جهت ( حاکمیت ولایت جمهورمردم بجانشینی ازحاکمیت ولایت مطلقه ) او – پس منتظر شوید تا بیاورد خداوند امرش را – و خداوند هدایت نمی کند قوم فاسقان را ( متمردان را ) .
لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّهُ فِي مَوَاطِنَ كَثِيرَةٍ وَيَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنكُمْ شَيْئًا وَضَاقَتْ عَلَيْكُمُ الأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُم مُّدْبِرِينَ ﴿25﴾
25) البته یاری کرد شما را خداوند در مکانهای بسیاری – و دوران ( جنگ ) حنین – آنگاه که متعجب کرد شما را کثرتتان – پس کفایت نکرد از شما چیزی را – و تنگ شد بر شما زمین به آنچه  که وسیع بود – سپس رویگردانیدید – پشت کنندگان ( به دشمن حق).
ثُمَّ أَنَزلَ اللّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَنزَلَ جُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا وَعذَّبَ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَذَلِكَ جَزَاء الْكَافِرِينَ ﴿26﴾
26) سپس نازل کرد  خداوند آرامش را بر رسولش و بر ایمان آورندگان و نازل کرد  لشگرهایی که ندیدیدش ( از فرشتگان ) و عذاب کرد آنان را که کافر شدند (انکار کردند حق را ) و آن جزای کافران است.
ثُمَّ يَتُوبُ اللّهُ مِن بَعْدِ ذَلِكَ عَلَى مَن يَشَاء وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿27﴾
27) سپس توبه می پذیرد خداوند از بعد آن بر کسی که می خواهد – و خداوند آمرزنده بخشایشگر است 
.يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلاَ يَقْرَبُواْ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ بَعْدَ عَامِهِمْ هَذَا وَإِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ إِن شَاء إِنَّ اللّهَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ﴿28﴾ 
28) ای آنان که ایمان آوردید – قطعا  مشرکین ( کسانی که مطلق العنانی اصل راهنمای اندیشه و عملشان است ) میکروبند ( بزور گوئی و استبداد  ) پس نزدیک نشوند به مسجد الحرام(جامعه اولیه توحیدی  که استبداد در ان  حرام=ممنوع  است ) بعد  از  سالشان این ( بار ) و چنانچه ترسیدید فقری را (از تجارت و کسب مال ) پس به زودی غنی  می کند شما را خداوند از فضلش چنانچه بخواهد – همانا خداوند عالم حکیم است.
بعد  از  سالشان این ( بار ) و چنانچه ترسیدید فقری را (از تجارت و کسب مال ) پس به زودی غنی  می کند شما را خداوند از فضلش چنانچه بخواهد – همانا خداوند عالم حکیم است.
قَاتِلُواْ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَلاَ بِالْيَوْمِ الآخِرِ وَلاَ يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَلاَ يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ حَتَّى يُعْطُواْ الْجِزْيَةَ عَن يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ ﴿29﴾
29) نبرد کنید ( با متجاوزان به حقوق انسان )آنان را که ایمان نمی آورند به خداوند و نه بدوران آخرت و حرام نمی کنند آنچه را که حرام کرد خداوند و رسولش(استبداد را) و دیانت ( قانونمند) نمی کنند به قانون حق – از آنان که داده شدند کتاب را تا بدهند جزیه ( مالیات بدل از زکات که مسلمانان هم می دهند ) را از دستی ( از دست آوردشان ) و ایشان کوچک کنندگانند ( خودشان رابا جدا شدن از جمع حقمدار ).
وَقَالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللّهِ وَقَالَتْ النَّصَارَى الْمَسِيحُ ابْنُ اللّهِ ذَلِكَ قَوْلُهُم بِأَفْوَاهِهِمْ يُضَاهِؤُونَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن قَبْلُ قَاتَلَهُمُ اللّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ ﴿30﴾
30) و گفتند یهود که عزیر فرزند خداوند است و گفتند نصاری که مسیح فرزند خداوند است -آن است گفتارشان بدهانهایشان – شبیه می کنند ( خودشان را ) به گفتار آنان که کافر شدند از قبل -  کشت ایشان را خداوند – چگونه منحرف می شوند .
اتَّخَذُواْ أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَمَا أُمِرُواْ إِلاَّ لِيَعْبُدُواْ إِلَهًا وَاحِدًا لاَّ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ ﴿31﴾
31) گرفتند احبار شان ( علماء شان ) و رهبانشان(عابدانشان ) را به اربابی (بمطلقیت) از غیر خداوند-  و مسیح فرزند مریم را – و امر کرده نشدند مگر تا بپرستند اله ( مطلق ) واحد را – نیست الهی ( مطلقی ) مگر او ( خداوند ) فعال ( مطلق ) اوست -  از آنچه که شریک قرار می دهند ( مطلق نمی شوند ) .
يُرِيدُونَ أَن يُطْفِؤُواْ نُورَ اللّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبَى اللّهُ إِلاَّ أَن يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ ﴿32﴾
32) می خواهند این که خاموش کنند نور خداوند را به دهانهایشان و امتناع می کند خداوند (خرافاتشان را ) مگر این که تمام کند نورش را و اگر که متنفر شدند کافران.
هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ ﴿33﴾
33) اوست (خداوند)آن که فرستاد رسولش را به هدایت و دین ( قانون ) حق – تا غالب گرداند ( به دلیل و برهان ) او را ( دین حق را ) بر دین همگی ( بر دینهای بشر  ساخته ) – و اگر که متنفر  شدند مشرکان .
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّ كَثِيرًا مِّنَ الأَحْبَارِ وَالرُّهْبَانِ لَيَأْكُلُونَ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللّهِ وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلاَ يُنفِقُونَهَا فِي سَبِيلِ اللّهِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ ﴿34﴾
34) ای آنان که ایمان آوردید همانا بسیاری از احبار (علماء) و رهبان ( عابدان)البته می خورند اموال مردم را به باطل و جلوگیری می کنند از جهت (حاکمیت ولایت جمهورمردم بجانشینی از حاکمیت ولایت مطلقه ) خداوند و آنان که گنجینه می کنند طلا و نقره را و انفاق نمی کنندش درجهت (حاکمیت ولایت جمهورمردم بجانشینی ازحاکمیت ولایت مطلقه ) خداوند- پس مژده بده ایشان را به عذاب دردناک.
يَوْمَ يُحْمَى عَلَيْهَا فِي نَارِ جَهَنَّمَ فَتُكْوَى بِهَا جِبَاهُهُمْ وَجُنوبُهُمْ وَظُهُورُهُمْ هَذَا مَا كَنَزْتُمْ لأَنفُسِكُمْ فَذُوقُواْ مَا كُنتُمْ تَكْنِزُونَ ﴿35﴾
35) دورانی که گرم کرده می شود بر او ( بر گنجینه) در آتش جهنم – پس داغ کرده می شود به سبب او ( گنجینه ) پیشانیهایشان و پهلوهایشان و پشت هایشان – این است آنچه که گنجینه کردید برای خودهایتان – پس بچشید آنچه را که بودید گنجینه می کردید.
إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِندَ اللّهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا فِي كِتَابِ اللّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَات وَالأَرْضَ مِنْهَا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ فَلاَ تَظْلِمُواْ فِيهِنَّ أَنفُسَكُمْ وَقَاتِلُواْ الْمُشْرِكِينَ كَآفَّةً كَمَا يُقَاتِلُونَكُمْ كَآفَّةً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ ﴿36﴾
36) همانا تعداد مدت های ( ماه های سال ) نزد خداوند دوازده ماه  (واضح) است در کتاب ( در برنامه ) خداوند  از دورانی که خلق کرد آسمانها و زمین را – از او ( از دوازده مدت  ) چهار (مدت  ) حرام است ( جنگ و شکار  کردن در آنها ) آن است دین ( قانون حق ) پایدار – پس ظلم نکنید ( با جنگ کردن ) در ایشان ( در چهار مدت) به خودهایتان و نبرد کنید با مشرکان ( کسانی که اصل راهنمایشان ثنویت است ) همگی -همچنان که نبرد می کنند شما را همگی – و علم داشته باشید همانا خداوند با متقین ( با حفظ کنندگان اصول راهنمای حق ) است .
إِنَّمَا النَّسِيءُ زِيَادَةٌ فِي الْكُفْرِ يُضَلُّ بِهِ الَّذِينَ كَفَرُواْ يُحِلِّونَهُ عَامًا وَيُحَرِّمُونَهُ عَامًا لِّيُوَاطِؤُواْ عِدَّةَ مَا حَرَّمَ اللّهُ فَيُحِلُّواْ مَا حَرَّمَ اللّهُ زُيِّنَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمَالِهِمْ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ ﴿37﴾
37) قطعا به تاخیز انداختن ( ماههای حرام ) افزونی در کفر است – گمراه کرده می شوند به او ( به تاخیر انداختن ماههای حرام ) آنان که کافر شدند – و حلال می کنند او را ( ماههای حرام را ) سالی و حرام می کنند او را ( ماههای حرام را ) سالی -تا هم قدم کنند ( موافق کنند ) تعداد آنچه را که حرام کرد خداوند – پس حلال می کنند آنچه را که حرام کرد خداوند – زینت کرده شد برای ایشان بدی اعمالشان – و خداوند هدایت نمی کند قوم کافران را ( انکار کنندگان حق را ) .
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ مَا لَكُمْ إِذَا قِيلَ لَكُمُ انفِرُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الأَرْضِ أَرَضِيتُم بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا مِنَ الآخِرَةِ فَمَا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فِي الآخِرَةِ إِلاَّ قَلِيلٌ ﴿38﴾
38) ای آنان که ایمان آوردید چیست برای شما آنگاه که گفته شد برای شما رهسپار شوید ( برای نبرد ) در جهت (حاکمیت ولایت جمهورمردم بجانشینی ازحاکمیت ولایت مطلقه ) خداوند سنگین شدید (چسبیدید) به زمین – آیا راضی شدید به زندگانی دنیا ( بدل ) از آخرت – پس نیست زندگانی دنیا در ( مقابل ) آخرت مگر اندکی .
إِلاَّ تَنفِرُواْ يُعَذِّبْكُمْ عَذَابًا أَلِيمًا وَيَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ وَلاَ تَضُرُّوهُ شَيْئًا وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿39
39) چنانچه رهسپار نشوید ( برای دفاع از حق ) عذاب می کند خداوند شما را عذابی دردناک – و تبدیل کند ( اهل حق را  ) به قومی غیراز شما – و زیان نمی رساند او را ( خداوند را ) چیزی – و خداوند بر هر چیزی قادر است.
إِلاَّ تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُواْ ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لاَ تَحْزَنْ إِنَّ اللّهَ مَعَنَا فَأَنزَلَ اللّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَّمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُواْ السُّفْلَى وَكَلِمَةُ اللّهِ هِيَ الْعُلْيَا وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ﴿40﴾
40) چنانچه یاری نکنید او را ( پیامبر را ) پس به درستی که یاری کرد او را خداوند – آنگاه که بیرون کردند او را ( پیامبر را ) آنانکه کافر شدند و – دوم دو ( نفر که اولی پیامبر و دومی ابوبکر است ) آنگاه که آن دو در   غارند  آنگاه که می گوید ( پیامبر ) برای همراهش ( ابوبکر) اندوهگین نشو – همانا خداوند با ما است– پس نازل کرد  خداوند آرامشش را بر او ( برابوبکر که اضطراب نداشته باشد  ) و تایید کردش( پیامبر را که گفت خدا با ماست  ) به لشگرهای که ندیدید او را- و قرار داد کلمه آنان را که کافر شدند سفلی ( ناقص پوچ ) و کلمه خداوند را علیا ( کمال مطلق ) و خداوند شرافتمند حکیم است.
انْفِرُواْ خِفَافًا وَثِقَالاً وَجَاهِدُواْ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿41
41) رهسپار شوید سبک و سنگین و جهاد ( دفاع ) کنید به اموالتان و خودهایتان در جهت (حاکمیت ولایت جمهورمردم بجانشینی ازحاکمیت ولایت مطلقه ) خداوند -آن است شما را بهتر که برای شما است چنانچه بودید علم می داشتید .
لَوْ كَانَ عَرَضًا قَرِيبًا وَسَفَرًا قَاصِدًا لاَّتَّبَعُوكَ وَلَكِن بَعُدَتْ عَلَيْهِمُ الشُّقَّةُ وَسَيَحْلِفُونَ بِاللّهِ لَوِ اسْتَطَعْنَا لَخَرَجْنَا مَعَكُمْ يُهْلِكُونَ أَنفُسَهُمْ وَاللّهُ يَعْلَمُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ ﴿42﴾
42) اگر بود – - نمایشی نزدیک و سفری هموار ( آسان ) البته پیروی می کردند ولیکن دور شد( مسافت ) بر- ایشان است مشقت  – و به زودی سوگند یاد می کنند به خداوند -اگر می توانستیم البته بیرون می آمدیم با شما – هلاک می کنند خودهایشان و خداوند علم دارد همانا ایشان البته تکذیب کنندگانند ( حق را ).
عَفَا اللّهُ عَنكَ لِمَ أَذِنتَ لَهُمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكَ الَّذِينَ صَدَقُواْ وَتَعْلَمَ الْكَاذِبِينَ ﴿43﴾
43) عفو کرد خداوند ازتو – چرا اجازه دادی برای ایشان ( به دفاع نیایند ) تا تبیین شود برای تو آنان که راست گفتند و علم داشته باشی تکذیب کنندگان را.
لاَ يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ أَن يُجَاهِدُواْ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ بِالْمُتَّقِينَ ﴿44﴾
44) اجازه نمی خواهند از تو آنان که ایمان می آورند به خداوند وبدوران آخرت – اینکه جهاد ( دفاع ) کنند به اموالشان و خودهایشان – و خداوند عالم است به متقین ( حفظ کنندگان اصول راهنمای حق ) .
إِنَّمَا يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَارْتَابَتْ قُلُوبُهُمْ فَهُمْ فِي رَيْبِهِمْ يَتَرَدَّدُونَ ﴿45﴾
45) قطعا اجازه می خواهند از تو آنان که ایمان نمی آورند به خداوند و بدوران آخرت و شک کرد دلهایشان – پس ایشان در شکشان تردد می کنند.
وَلَوْ أَرَادُواْ الْخُرُوجَ لأَعَدُّواْ لَهُ عُدَّةً وَلَكِن كَرِهَ اللّهُ انبِعَاثَهُمْ فَثَبَّطَهُمْ وَقِيلَ اقْعُدُواْ مَعَ الْقَاعِدِينَ ﴿46﴾
46) و اگر می خواستند بیرون رفتنی را ( به دفاع ) البته آماده می کردند برای او (برای رفتن به دفاع ) آمادگی را ولیکن تنفر داشت خداوند منبعث کردنشان را - پس مشغول کرد ایشان را – و گفته شد بنشیند با نشستگان.
لَوْ خَرَجُواْ فِيكُم مَّا زَادُوكُمْ إِلاَّ خَبَالاً ولأَوْضَعُواْ خِلاَلَكُمْ يَبْغُونَكُمُ الْفِتْنَةَ وَفِيكُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ ﴿47﴾
47) اگر بیرون می آمدند ( برای دفاع ) در شما نمی افزودند شما را مگر آشفتگی – و البته می گذاشتند ( شک را ) در صمیمیتتان – می جویند  به شما گرفتاری را ( مخلوط شدن حق و باطل را ) – و در شما است شنوندگانی  برای ایشان – و خداوند عالم است به ظالمان .
لَقَدِ ابْتَغَوُاْ الْفِتْنَةَ مِن قَبْلُ وَقَلَّبُواْ لَكَ الأُمُورَ حَتَّى جَاء الْحَقُّ وَظَهَرَ أَمْرُ اللّهِ وَهُمْ كَارِهُونَ ﴿48﴾
48) البته به درستیکه  جویا شدند گرفتاری را ( خلط  حق و باطل را ) از قبل و منقلب کردند برای تو امور را تا آمد حق و ظاهر شد امر خداوند و ایشان متنقرانند ( از حق).
وَمِنْهُم مَّن يَقُولُ ائْذَن لِّي وَلاَ تَفْتِنِّي أَلاَ فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُواْ وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكَافِرِينَ ﴿49﴾
49) و از ایشان است کسی که می گوید اجازه بده به من و گرفتار نکن مرا – آگاه باش که در گرفتاری افتادند – و همانا جهنم البته احاطه کننده است به کافران.
إِن تُصِبْكَ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَإِن تُصِبْكَ مُصِيبَةٌ يَقُولُواْ قَدْ أَخَذْنَا أَمْرَنَا مِن قَبْلُ وَيَتَوَلَّواْ وَّهُمْ فَرِحُونَ ﴿50﴾
50) چنانچه – اصابت کند تو را نیکویی – بد کند ( حال ) ایشان را – و چنانچه اصابت کرد – مصیبتی می گویند به درستی که گرفتیم امرمان را از قبل-  و بر گردند – و ایشان شادمانند .
قُل لَّن يُصِيبَنَا إِلاَّ مَا كَتَبَ اللّهُ لَنَا هُوَ مَوْلاَنَا وَعَلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ ﴿51﴾
51) بگو اصابت نمی کند ما را مگر آنچه  را که برنامه کرد (بر پایه اصول راهنما ) خداوند برای ما که  اوست یاور ما – و بر خداوند پس باید توکل کنند ایمان آورندگان.
قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنَا إِلاَّ إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ وَنَحْنُ نَتَرَبَّصُ بِكُمْ أَن يُصِيبَكُمُ اللّهُ بِعَذَابٍ مِّنْ عِندِهِ أَوْ بِأَيْدِينَا فَتَرَبَّصُواْ إِنَّا مَعَكُم مُّتَرَبِّصُونَ ﴿52﴾
52) بگو آیا انتظار می کشید به ما مگر یکی از دو نیکوئی را ( پیروزی یا شهادت را) و ما انتظار می کشیم به شما این که اصابت دهد شما را خداوند به عذابی از نزدش – یا به دستهای ما ( عذاب شوید ) پس انتظار بکشید همانا ما با شما انتظار کشندگانیم.
قُلْ أَنفِقُواْ طَوْعًا أَوْ كَرْهًا لَّن يُتَقَبَّلَ مِنكُمْ إِنَّكُمْ كُنتُمْ قَوْمًا فَاسِقِينَ ﴿53﴾
53) بگو انفاق کنید دواطلبانه یا متنفرانه – هرگز قبول کرده نمی شود از شما همانا شما بودید قومی متمردان.
وَمَا مَنَعَهُمْ أَن تُقْبَلَ مِنْهُمْ نَفَقَاتُهُمْ إِلاَّ أَنَّهُمْ كَفَرُواْ بِاللّهِ وَبِرَسُولِهِ وَلاَ يَأْتُونَ الصَّلاَةَ إِلاَّ وَهُمْ كُسَالَى وَلاَ يُنفِقُونَ إِلاَّ وَهُمْ كَارِهُونَ ﴿54﴾
54) و مانع نشد ایشان را این که قبول کرده شود از ایشان انفاقهایشان- مگر همانا ایشان کافر شدند به خداوند و به رسولش و نمی آیند به نماز مگر و ایشان کسلند- و انفاق نمی کنند مگر و ایشان متنفرانند.
فَلاَ تُعْجِبْكَ أَمْوَالُهُمْ وَلاَ أَوْلاَدُهُمْ إِنَّمَا يُرِيدُ اللّهُ لِيُعَذِّبَهُم بِهَا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَتَزْهَقَ أَنفُسُهُمْ وَهُمْ كَافِرُونَ ﴿55﴾
55) پس به تعجب نیاندازد تو را اموالشان و نه اولادشان – قطعا که می خواهد خداوند تا عذاب کند ایشان را  به او ( به اموال و اولاد ) در زندگانی دنیا و پوچ کند خودهایشان را و ایشان کافرانند.
وَيَحْلِفُونَ بِاللّهِ إِنَّهُمْ لَمِنكُمْ وَمَا هُم مِّنكُمْ وَلَكِنَّهُمْ قَوْمٌ يَفْرَقُونَ ﴿56﴾
56) و سوگند یاد می کنند به خداوند همانا ایشان البته از شمایند – و نیستند ایشان از شما ولیکن ایشاننند قومی که متفرق می شوند.
لَوْ يَجِدُونَ مَلْجَأً أَوْ مَغَارَاتٍ أَوْ مُدَّخَلاً لَّوَلَّوْاْ إِلَيْهِ وَهُمْ يَجْمَحُونَ ﴿57﴾
57) اگر بیابند پناهگاهی – یا غارهائی یا داخل شدنی ( به جائی ) البته بر می گردند به سوی او ( مخفیگاه ) و ایشان شتاب می کنند.
وَمِنْهُم مَّن يَلْمِزُكَ فِي الصَّدَقَاتِ فَإِنْ أُعْطُواْ مِنْهَا رَضُواْ وَإِن لَّمْ يُعْطَوْاْ مِنهَا إِذَا هُمْ يَسْخَطُونَ ﴿58﴾
58) و از ایشان است کسی که نکوهش می کند تو را در صدقات ( در تقسیم آن ) – پس چنانچه داده شدند از او ( از صدقات ) راضی شدند و چنانچه داده نشدند از او (از صدقات ) آنگاه ایشانند که فشار می آورند
وَلَوْ أَنَّهُمْ رَضُوْاْ مَا آتَاهُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَقَالُواْ حَسْبُنَا اللّهُ سَيُؤْتِينَا اللّهُ مِن فَضْلِهِ وَرَسُولُهُ إِنَّا إِلَى اللّهِ رَاغِبُونَ ﴿59﴾
59) و اگر همانا ایشان راضی می شدند به آنچه که داد ایشان را خداوند و رسولش – و می گفتند کافی است برای ما خداوند -به زودی می دهد ما را خداوند از فضلش و رسولش – همانا ما به سوی خداوند رغبت دارندگانیم.
إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاء وَالْمَسَاكِينِ وَالْعَامِلِينَ عَلَيْهَا وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِي الرِّقَابِ وَالْغَارِمِينَ وَفِي سَبِيلِ اللّهِ وَابْنِ السَّبِيلِ فَرِيضَةً مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ﴿60﴾
60) قطعا که صدقات برای محتاجان و درماند گان – و عمل کنندگان بر او (بر جمع کنندگان آن ) و الفت شوندگان دلهایشان ( به حق ) و در مراقبت ها ( آزاد کردن زندانی واسیر و بدهکار و...   ) و زیان دیده گان – و در جهت (حاکمیت ولایت جمهورمردم بجانشینی ازحاکمیت ولایت مطلقه ) خداوند و فرزند جهت ( حرکت توحیدی  ) واجبی است از خداوند – و خداوند عالم حکیم است.
وَمِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَيِقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَّكُمْ يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَيُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ وَرَحْمَةٌ لِّلَّذِينَ آمَنُواْ مِنكُمْ وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللّهِ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿61﴾
61) و از ایشان است آنان که اذیت می کنند پیامبر را ( روشنفکر را ) و می گویند او گوش است – بگو گوش بهتر است برای شما-  ایمان می آورد به خداوند و ایمان می آورد برای ایمان آورندگان – و رحمتی است برای آنان که ایمان آوردند از شما – و آنان که اذیت می کنند رسول خداوند را – برای ایشان عذابی دردناک است.
يَحْلِفُونَ بِاللّهِ لَكُمْ لِيُرْضُوكُمْ وَاللّهُ وَرَسُولُهُ أَحَقُّ أَن يُرْضُوهُ إِن كَانُواْ مُؤْمِنِينَ ﴿62﴾
62) سوگند یاد می کنند به خداوند برای شما تا راضی کنند شما را و خداوند و رسولش ( مبلغش ) محقتر است این که راضی کنندش - چنانچه بودند ایمان آورندگان.
أَلَمْ يَعْلَمُواْ أَنَّهُ مَن يُحَادِدِ اللّهَ وَرَسُولَهُ فَأَنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدًا فِيهَا ذَلِكَ الْخِزْيُ الْعَظِيمُ ﴿63﴾
63)  آیا علم نداشتند همانا اوست(حکم خداوند ) -هر کس ستیزه کند با خداوند و رسولش – پس همانا برای اوست آتش جهنم- که  جاودانی است در او– آن است رسوائی بزرگ .
يَحْذَرُ الْمُنَافِقُونَ أَن تُنَزَّلَ عَلَيْهِمْ سُورَةٌ تُنَبِّئُهُمْ بِمَا فِي قُلُوبِهِم قُلِ اسْتَهْزِؤُواْ إِنَّ اللّهَ مُخْرِجٌ مَّا تَحْذَرُونَ ﴿64﴾
64) حذر ( هشیاری ) می کنند منافقین این که نازل کرده  شود بر- ایشان سوره ای (بخشی از قرآن ) که خبر می دهد ایشان را به آنچه که  در دلهایشان است-  بگو – استهزاء کنید – همانا خداوند بیرون آورنده است آنچه را که حذر می کنید.
وَلَئِن سَأَلْتَهُمْ لَيَقُولُنَّ إِنَّمَا كُنَّا نَخُوضُ وَنَلْعَبُ قُلْ أَبِاللّهِ وَآيَاتِهِ وَرَسُولِهِ كُنتُمْ تَسْتَهْزِؤُونَ ﴿65﴾
65) و البته چنانچه سئوال کردی ایشان را – البته می گویند حتما – قطعا که بودیم فرو می رفتیم ( در سرگرمی ) و بازی می کردیم – بگو آیا به خداوند و آیاتش و رسولش بودید استهزاء می کردید.
لاَ تَعْتَذِرُواْ قَدْ كَفَرْتُم بَعْدَ إِيمَانِكُمْ إِن نَّعْفُ عَن طَآئِفَةٍ مِّنكُمْ نُعَذِّبْ طَآئِفَةً بِأَنَّهُمْ كَانُواْ مُجْرِمِينَ ﴿66﴾
66) عذر خواهی نکنید به درستی که کافر شدید بعد از ایمانتان – چنانچه عفو کنیم از طائفه ای از شما – عذاب کنیم طائفه ای را – به سببی که – همانا  ایشان بودند مجرمان (آفت زدگان ).
الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ بَعْضُهُم مِّن بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمُنكَرِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ وَيَقْبِضُونَ أَيْدِيَهُمْ نَسُواْ اللّهَ فَنَسِيَهُمْ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ هُمُ الْفَاسِقُونَ ﴿67﴾
67) مردان منافق و زنان منافق – بعضی شان از بعضی اند – امر می کنند به منکر (به ابهام در امور ) و نهی می کنند از معروف ( از شناخت حقوق و تکالیف ) چنگ می کنند دستهایشان را(از انفاق کردن)  – فراموش کردند خداوند را پس فراموش کرد ( خداوند ) ایشان را – همانا منافقان ایشانند که فاسقانند ( متمردانند ) .
وَعَدَ الله الْمُنَافِقِينَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْكُفَّارَ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا هِيَ حَسْبُهُمْ وَلَعَنَهُمُ اللّهُ وَلَهُمْ عَذَابٌ مُّقِيمٌ ﴿68﴾
68) وعده داد خداوند مردان منافق و زنان منافق و کافران را به آتش جهنم – جاویدانند در او ( در جهنم ) او کافی است ایشان را – و لعنت کرد ایشان را خداوند – و برای ایشان عذابی پایدار است.
كَالَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ كَانُواْ أَشَدَّ مِنكُمْ قُوَّةً وَأَكْثَرَ أَمْوَالاً وَأَوْلاَدًا فَاسْتَمْتَعُواْ بِخَلاقِهِمْ فَاسْتَمْتَعْتُم بِخَلاَقِكُمْ كَمَا اسْتَمْتَعَ الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ بِخَلاَقِهِمْ وَخُضْتُمْ كَالَّذِي خَاضُواْ أُوْلَئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الُّدنْيَا وَالآخِرَةِ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ ﴿69﴾
69) مانند آنان که از قبل شما - بودند  شدیدتر از شما  به نیرو و بیشتر به اموال و اولاد پس بهره بردند به فایده شان – پس بهره بردید به فایده تان – همچنان که بهره بردند آنان که از قبل شمایند  – به فایده شان – و فرو رفتید ( به سرگرمی ) مانند آنان که فرو رفتند ( به سرگرمی ) آنهایند  که هدر شد اعمالشان در دنیا و آخرت – و آنها ایشانند که بازندگانند .
أَلَمْ يَأْتِهِمْ نَبَأُ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَقَوْمِ إِبْرَاهِيمَ وِأَصْحَابِ مَدْيَنَ وَالْمُؤْتَفِكَاتِ أَتَتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا كَانَ اللّهُ لِيَظْلِمَهُمْ وَلَكِن كَانُواْ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ ﴿70﴾
70) آیا نیامد ایشان را خبر آنان که از قبل ایشانند  – قوم نوح و عاد و ثمود و قوم ابراهیم – و اصحاب مدین – و موتفکات ( منحرفان ) آمد ایشان را رسولانشان به بینات ( دلایل شفاف ) پس نبود خداوند تا ظلم کند ایشان را – ولیکن بودند خودهایشان ظلم می کردند ( سلطه گری می کردند ).
وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ أُوْلَئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللّهُ إِنَّ اللّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ﴿71﴾
71) و مردان ایمان آورنده و زنان ایمان آورنده بعضی شان یاوران بعضی اند – امر می کنند به معروف ( به شناخت حقوق و تکالیف ) و نهی می کنند از منکر ( از ابهام در امور ) – و بر پا می دارند نماز را و می دهند زکات را و داوطلب می شوند (اطاعت می کنند) خداوند و رسولش را – آنهایند که به زودی رحم می کند ایشان را خداوند - همانا خداوند شرافتمند  حکیم است.
وَعَدَ اللّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللّهِ أَكْبَرُ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿72﴾
72) وعده داد خداوند مردان ایمان آورنده و زنان ایمان آورنده را به  بهشتهای که جریان می یابد از زیرش رودها جاویدانند در او ( در بهشت ) و مسکنهای پاکیزه در بهشتهای معدنی ( منشاء بهشت ها ) – و رضایتی از خداوند که بزرگتر است – آن -اوست که پیروزی بزرگ است.
يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ جَاهِدِ الْكُفَّارَ وَالْمُنَافِقِينَ وَاغْلُظْ عَلَيْهِمْ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ ﴿73﴾
73) ای پیامبر ( روشنفکر ) جهاد ( دفاع ) کن ( با دلایل ) کافران و منافقان را ودرشتی کن بر- ایشان – و جایگاه ایشان جهنم است و آسیبدار شدنگاهی است.
يَحْلِفُونَ بِاللّهِ مَا قَالُواْ وَلَقَدْ قَالُواْ كَلِمَةَ الْكُفْرِ وَكَفَرُواْ بَعْدَ إِسْلاَمِهِمْ وَهَمُّواْ بِمَا لَمْ يَنَالُواْ وَمَا نَقَمُواْ إِلاَّ أَنْ أَغْنَاهُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ مِن فَضْلِهِ فَإِن يَتُوبُواْ يَكُ خَيْرًا لَّهُمْ وَإِن يَتَوَلَّوْا يُعَذِّبْهُمُ اللّهُ عَذَابًا أَلِيمًا فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَمَا لَهُمْ فِي الأَرْضِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ نَصِيرٍ ﴿74﴾
74) سوگند یاد می کنند به خداوند که نگفتند – و البته به درستیکه گفتند کلمه کفر را – و کافر شدند بعد از اسلامشان – و قصد کردند به آنچه که  نرسیدند – و انتقامجوئی نکردند –مگر این که غنی کرد ایشان را خداوند و رسولش از فضلش ( احسانش ) پس چنانچه توبه کنند می باشد بهتر برای ایشان – و چنانچه رویگردانند – عذاب می کند خداوند عذابی دردناک – در دنیا و آخرت – و نیست برای ایشان در زمین از یاوری و نه یاری کننده ای.
وَمِنْهُم مَّنْ عَاهَدَ اللّهَ لَئِنْ آتَانَا مِن فَضْلِهِ لَنَصَّدَّقَنَّ وَلَنَكُونَنَّ مِنَ الصَّالِحِينَ ﴿75﴾
75) و از ایشان است کسی که عهد کرد با خداوند البته چنانچه داد ما را از فضلش (خداوند ) البته تصدق می کنیم حتما - و البته می شویم حتما از صالحین ( حقمداران ).
فَلَمَّا آتَاهُم مِّن فَضْلِهِ بَخِلُواْ بِهِ وَتَوَلَّواْ وَّهُم مُّعْرِضُونَ ﴿76﴾
76) پس وقتی که داد ایشان را ( خداوند )  از فضلش بخیل شدند به او ( به انفاق ) و روی گردانیدند( از حق ) وایشان اعراض کنندگانند.
فَأَعْقَبَهُمْ نِفَاقًا فِي قُلُوبِهِمْ إِلَى يَوْمِ يَلْقَوْنَهُ بِمَا أَخْلَفُواْ اللّهَ مَا وَعَدُوهُ وَبِمَا كَانُواْ يَكْذِبُونَ ﴿77﴾
77) پس تعقیب کردند ایشان – نفاقی را در دلهایشان تا دورانی که ملاقات می کنند او را ( خداوند را ) به سبب آنچه که مخالفت کردند خداوند را بآنچه که وعده دادند او را ( خداوند را ) و به آنچه که بودند تکذیب می کردند ( اصول راهنمای حق را ) .
أَلَمْ يَعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ يَعْلَمُ سِرَّهُمْ وَنَجْوَاهُمْ وَأَنَّ اللّهَ عَلاَّمُ الْغُيُوبِ ﴿78﴾
78) آیا علم نداشتند همانا خداوند علم دارد سر ایشان را و نجوایشان را و همانا خداوند عالم غیبهاست .
الَّذِينَ يَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِينَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فِي الصَّدَقَاتِ وَالَّذِينَ لاَ يَجِدُونَ إِلاَّ جُهْدَهُمْ فَيَسْخَرُونَ مِنْهُمْ سَخِرَ اللّهُ مِنْهُمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿79﴾
79) آنان که نکوهش می کنند داوطلبان را از ایمان آورندگان در صدقات ( دادن ) و آنانی را که نمی یابند مگر جهد ( کوشش ) شان را – پس مسخره می کنند از ایشان – مسخره کرد خداوند از ایشان و برای ایشان است عذابی دردناک.
اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لاَ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِن تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَن يَغْفِرَ اللّهُ لَهُمْ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَفَرُواْ بِاللّهِ وَرَسُولِهِ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ ﴿80﴾
80) آمرزش بخواه برای ایشان یا آمرزش نخواه برای ایشان  – چنانچه آمرزش بخواهی برای ایشان هفتاد بار (بعد از مرگشان )– پس هرگز نمی آمرزد خداوند برای ایشان – آن است بسببی است که همانا ایشان کافر شدند به خداوند و رسولش – و خداوند هدایت نمی کند قوم فاسقان را ( متمردان را ).
فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلاَفَ رَسُولِ اللّهِ وَكَرِهُواْ أَن يُجَاهِدُواْ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَقَالُواْ لاَ تَنفِرُواْ فِي الْحَرِّ قُلْ نَارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا لَّوْ كَانُوا يَفْقَهُونَ ﴿81﴾
81) شاد شدند تخلف کنندگان –  به نشستنشان(از دفاع کردن)  مخالف رسول خداوند- و متنفر شدند این که جهاد (دفاع ) کنند به اموالشان و خودهایشان – در جهت (حاکمیت ولایت جمهورمردم بجانشینی از حاکمیت ولایت مطلقه ) خداوند – و گفتند رهسپار نشوید ( برای دفاع ) در گرما بگو آتش جهنم شدیدتر است به گرمی – اگر بودند که می فهمیدند.
فَلْيَضْحَكُواْ قَلِيلاً وَلْيَبْكُواْ كَثِيرًا جَزَاء بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ ﴿82﴾
82) پس باید بخندند اندکی ( دردنیا ) و باید بگریند بسیار ( در آخرت ) جزائی است بسبب آنچه که  بودند کسب می کردند.
فَإِن رَّجَعَكَ اللّهُ إِلَى طَآئِفَةٍ مِّنْهُمْ فَاسْتَأْذَنُوكَ لِلْخُرُوجِ فَقُل لَّن تَخْرُجُواْ مَعِيَ أَبَدًا وَلَن تُقَاتِلُواْ مَعِيَ عَدُوًّا إِنَّكُمْ رَضِيتُم بِالْقُعُودِ أَوَّلَ مَرَّةٍ فَاقْعُدُواْ مَعَ الْخَالِفِينَ ﴿83﴾
83) پس چنانچه برگردانید تو را خداوند به سوی طائفه ای از ایشان – پس اجازه می خواهند از تو برای بیرون رفتن ( به دفاع ) پس بگو هرگز بیرون نمی روید با من هیچ گاه – و هرگز نبرد نمی کنید با من دشمنی را همانا شما راضی شدید به نشستن اول بار – پس بنشینید با تخلف کنندگان.
وَلاَ تُصَلِّ عَلَى أَحَدٍ مِّنْهُم مَّاتَ أَبَدًا وَلاَ تَقُمْ عَلَىَ قَبْرِهِ إِنَّهُمْ كَفَرُواْ بِاللّهِ وَرَسُولِهِ وَمَاتُواْ وَهُمْ فَاسِقُونَ ﴿84﴾
84) و نماز نخوان بر فردی از ایشان ( وقتی ) مرد  هیچگاه - و نایست  بر قبرش – همانا ایشان کافر شدند به خداوند و رسولش – و مردند و ایشان فاسقانند .
وَلاَ تُعْجِبْكَ أَمْوَالُهُمْ وَأَوْلاَدُهُمْ إِنَّمَا يُرِيدُ اللّهُ أَن يُعَذِّبَهُم بِهَا فِي الدُّنْيَا وَتَزْهَقَ أَنفُسُهُمْ وَهُمْ كَافِرُونَ ﴿85﴾
85) و متعجب نکند تو را – اموالشان و اولادشان قطعا می خواهد خداوند – این که عذاب کند ایشان را به او ( به اموال و اولاد ) در دنیا و پوچ کند - خودهایشان را و ایشان کافرانند.
وَإِذَآ أُنزِلَتْ سُورَةٌ أَنْ آمِنُواْ بِاللّهِ وَجَاهِدُواْ مَعَ رَسُولِهِ اسْتَأْذَنَكَ أُوْلُواْ الطَّوْلِ مِنْهُمْ وَقَالُواْ ذَرْنَا نَكُن مَّعَ الْقَاعِدِينَ ﴿86﴾
86) و آنگاه که نازل کرده شد سوره ای ( بخشی ) این که ایمان بیاورید به خداوند و جهاد ( دفاع ) کنید با رسولش – اجازه می خواهند از تو دارندگان امکانات از ایشان-  و گفتند بگذار  ما را باشیم با نشستگان ( از دفاع) .
رَضُواْ بِأَن يَكُونُواْ مَعَ الْخَوَالِفِ وَطُبِعَ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لاَ يَفْقَهُونَ ﴿87﴾
87) راضی شدند به این که باشند با تخلف کنندگان و حک شد بر دلهایشان – پس ایشان نمی فهمند .
لَكِنِ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ جَاهَدُواْ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ وَأُوْلَئِكَ لَهُمُ الْخَيْرَاتُ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿88﴾
88) لیکن رسول و آنان که ایمان آوردند با او-  جهاد ( دفاع ) کردند به اموالشان و خودهایشان و آنها یند که برای ایشان بهتر است – وآنها ایشانند که رستگارانند.
أَعَدَّ اللّهُ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿89﴾
89) آماده کرد خداوند برای ایشان بهشتهای که جاری می شود از زیر او رودهائی -  جاویدانند در او ( در بهشت ) آن است پیروزی بزرگ.
وَجَاء الْمُعَذِّرُونَ مِنَ الأَعْرَابِ لِيُؤْذَنَ لَهُمْ وَقَعَدَ الَّذِينَ كَذَبُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ سَيُصِيبُ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِنْهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿90﴾
90) و آمدند معذرت خواهان از اعراب ( از بدویها) تا اجازه دهد ( رسول ) برای ایشان ( به دفاع رفتن را ) و نشستند ( از دفاع) آنان که تکذیب کردند خداوند را و رسولش را – به زودی اصابت می کند آنان را که کافر شدند از ایشان عذابی دردناک.
لَّيْسَ عَلَى الضُّعَفَاء وَلاَ عَلَى الْمَرْضَى وَلاَ عَلَى الَّذِينَ لاَ يَجِدُونَ مَا يُنفِقُونَ حَرَجٌ إِذَا نَصَحُواْ لِلّهِ وَرَسُولِهِ مَا عَلَى الْمُحْسِنِينَ مِن سَبِيلٍ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿91﴾
91) نیست بر- ضعیفان و نه بر بیماران و نه بر آنانی که نمی یابند – آنچه را که انفاق میکنند ( در دفاع ) گزندی-  آنگاه که خالص کردند ( خودشان را ) برای خداوند و رسولش – نیست بر نیکوکاران از جهتی ( ملامت شدن ) و خداوند آمرزنده بخشایشگر است.
وَلاَ عَلَى الَّذِينَ إِذَا مَا أَتَوْكَ لِتَحْمِلَهُمْ قُلْتَ لاَ أَجِدُ مَا أَحْمِلُكُمْ عَلَيْهِ تَوَلَّواْ وَّأَعْيُنُهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ حَزَنًا أَلاَّ يَجِدُواْ مَا يُنفِقُونَ ﴿92﴾
92) و نه بر آنان که – آنگاه – به آنچه که ( دارند ) آمدند ( نزد ) تو – تا حمل کنی ایشان را – گفتی نمی یابم آنچه را که حمل کنم شما را بر او – برگشتند و چشمهایشان می ریزد از اشک به اندوه – این که نمی یابند آنچه را که انفاق کنند.
إِنَّمَا السَّبِيلُ عَلَى الَّذِينَ يَسْتَأْذِنُونَكَ وَهُمْ أَغْنِيَاء رَضُواْ بِأَن يَكُونُواْ مَعَ الْخَوَالِفِ وَطَبَعَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ ﴿93﴾
93) قطعا جهت ( ملامت است ) بر آنان که اجازه می خواهند از  تو ( به دفاع نروند ) و ایشان اغنیاء اند – راضی شدند به اینکه باشند با تخلف کنندگان و حک کرد خداوند بر دلهایشان- پس ایشان علم ندارند .
يَعْتَذِرُونَ إِلَيْكُمْ إِذَا رَجَعْتُمْ إِلَيْهِمْ قُل لاَّ تَعْتَذِرُواْ لَن نُّؤْمِنَ لَكُمْ قَدْ نَبَّأَنَا اللّهُ مِنْ أَخْبَارِكُمْ وَسَيَرَى اللّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿94﴾
94) عُذر می آورند به سوی شما آنگاه که ( از دفاع ) مراجعت کردید به سوی ایشان – بگو عذر نیاورید هرگز ایمان نیاوریم برای شما ( برای سخنان شما ) به درستی که خبر داد ما را خداوند از اخبارتان – و به زودی می بیند خداوند عملتان را و رسولش – سپس برگردانیده می شوید به سوی عالم غیب و شهود - پس خبر می دهد شما را به آنچه که بودید عمل می کردید.
سَيَحْلِفُونَ بِاللّهِ لَكُمْ إِذَا انقَلَبْتُمْ إِلَيْهِمْ لِتُعْرِضُواْ عَنْهُمْ فَأَعْرِضُواْ عَنْهُمْ إِنَّهُمْ رِجْسٌ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ جَزَاء بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ ﴿95﴾
95) به زودی سوگند یاد می کنند به خداوند – برای شما آنگاه که برگشتید به سوی ایشان – تا اعراض کنید  از ایشان – پس اعراض کنید  از ایشان همانا ایشان پلیدند – و جایگاهشان جهنم است جزائی است  بسبب  آنچه  که بودند کسب می کردند.
يَحْلِفُونَ لَكُمْ لِتَرْضَوْاْ عَنْهُمْ فَإِن تَرْضَوْاْ عَنْهُمْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ يَرْضَى عَنِ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ ﴿96﴾
96) سوگند یاد می کنند برای شما تا راضی شوید از ایشان پس  چنانچه راضی شوید از ایشان – پس همانا خداوند راضی نمی شود از قوم فاسقان ( متمردان ).
الأَعْرَابُ أَشَدُّ كُفْرًا وَنِفَاقًا وَأَجْدَرُ أَلاَّ يَعْلَمُواْ حُدُودَ مَا أَنزَلَ اللّهُ عَلَى رَسُولِهِ وَاللّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ﴿97
97 ) اعراب ( بدویها  ) شدیدترند در کفر و نفاق و شایسته است این که علم نداشته باشند (بدلیل محیط)حدود آنچه را که نازل کرد  خداوند بر رسولش – و خداوند عالم حکیم است.
وَمِنَ الأَعْرَابِ مَن يَتَّخِذُ مَا يُنفِقُ مَغْرَمًا وَيَتَرَبَّصُ بِكُمُ الدَّوَائِرَ عَلَيْهِمْ دَآئِرَةُ السَّوْءِ وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿98﴾
98) و از اعراب ( ازبدویها  ) کسی که می گیرد آنچه را که انفاق می کند ( در راه خدا ) تاوان دادنی و مراقبت می کند به شما گردشهای ( بد دوران را ) بر-ایشان است گردش بد ( دوران) – و خداوند شنوای عالم است.
وَمِنَ الأَعْرَابِ مَن يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَيَتَّخِذُ مَا يُنفِقُ قُرُبَاتٍ عِندَ اللّهِ وَصَلَوَاتِ الرَّسُولِ أَلا إِنَّهَا قُرْبَةٌ لَّهُمْ سَيُدْخِلُهُمُ اللّهُ فِي رَحْمَتِهِ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿99﴾
99) و از اعراب ( از بدویها  ) کسی است که ایمان می آورد به خداوند و بدوران  آخرت و می گیرد آنچه را که انفاق می کند تقربی نزد خداوند و درودهای رسول – آگاه باشید همانا او ( انفاق کردن ) تقربی است برای ایشان ( نزد خداوند ) بزودی داخل می کند ایشان را خداوند در رحمتش – همانا خداوند آمرزنده بخشایشگر است.
وَالسَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالأَنصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسَانٍ رَّضِيَ اللّهُ عَنْهُمْ وَرَضُواْ عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿100﴾
100)و سبقت گیرندگان اولیها ( در حق ) از مهاجران و انصار و آنان که پیروی کردند ایشان را به نیکی – راضی شد خداوند از ایشان و راضی شدند از او ( از خداوند ) و آماده کرد ( خداوند ) برای ایشان بهشت های که جاری می شود زیرش- رودها – جاویدانند در او همیشگی – آن است پیروزی عظیم .
وَمِمَّنْ حَوْلَكُم مِّنَ الأَعْرَابِ مُنَافِقُونَ وَمِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُواْ عَلَى النِّفَاقِ لاَ تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ سَنُعَذِّبُهُم مَّرَّتَيْنِ ثُمَّ يُرَدُّونَ إِلَى عَذَابٍ عَظِيمٍ ﴿101﴾
101) و از کسانی که اطراف شمایند از اعراب (بدویها  ) منافقانند – و از اهل مدینه ( شهر ) لیز خوردند بر نفاق – علم نداری ایشان را – ما علم داریم ایشان را – به زودی عذاب می کنیم ایشان را دو بار ( در دنیا و برزخ ) سپس برگردانیده می شوند به سوی عذاب عظیم .
وَآخَرُونَ اعْتَرَفُواْ بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُواْ عَمَلاً صَالِحًا وَآخَرَ سَيِّئًا عَسَى اللّهُ أَن يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿102﴾
102) و دیگرانی که اعتراف کردند به بزهکاریشان مخلوط کردند عمل صالح (حقمداری را ) و دیگر بدی را ( باطلمداری را ) ممکن است خداوند اینکه توبه پذیرد بر- ایشان – همانا خداوند آمرزنده بخشایشگر است.
خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِم بِهَا وَصَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاَتَكَ سَكَنٌ لَّهُمْ وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿103﴾
103) بگیر از اموالشان صدقه ای – پاک کن ایشان را و نمو بده ایشان را به او ( به صدقه گرفتن برای حقوق محتاجان  ) درود بفرست بر-ایشان – همانا – درودهای تو آرامش است برای ایشان – و خداوند شنوای عالم است.
أَلَمْ يَعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَيَأْخُذُ الصَّدَقَاتِ وَأَنَّ اللّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ﴿104﴾
104) آیا علم نداشتند همانا خداوند است – او که قبول می کند توبه را از پرستندگانش و می گیرد صدقات را (برای محتاجان جامعه ) و همانا خداوند توبه پذیر بخشایشگر است.
وَقُلِ اعْمَلُواْ فَسَيَرَى اللّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ وَسَتُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿105﴾
105) و بگو عمل کنید – پس به زودی می بیند خداوند عملتان را و رسولش و ایمان آورندگان – و به زودی برگردانیده می شوید به سوی عالم غیب و شهود- پس خبر می دهد شما را به آنچه که  بودید عمل می کردید .
وَآخَرُونَ مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللّهِ إِمَّا يُعَذِّبُهُمْ وَإِمَّا يَتُوبُ عَلَيْهِمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ﴿106﴾
106) و دیگرانی که امید داده شدگانند برای امر خداوند- چنانکه عذاب کند ایشان را و چنانکه توبه پذیرد بر-ایشان – و خداوند عالم حکیم است.
وَالَّذِينَ اتَّخَذُواْ مَسْجِدًا ضِرَارًا وَكُفْرًا وَتَفْرِيقًا بَيْنَ الْمُؤْمِنِينَ وَإِرْصَادًا لِّمَنْ حَارَبَ اللّهَ وَرَسُولَهُ مِن قَبْلُ وَلَيَحْلِفَنَّ إِنْ أَرَدْنَا إِلاَّ الْحُسْنَى وَاللّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ ﴿107﴾
107) و آنان که گرفتند مسجدی را به ضرر زدن ( به اهل حق ) و کفری و تفرقه افکنی میان ایمان آورندگان و کمین گاهی برای کسی که جنگ کرد با خداوند و رسولش از قبل – و البته سوگند یاد می کنند حتما نخواستیم مگر نیکوئی کردن را – و خداوند شهادت می دهد همانا ایشان البته تکذیب کنندگانند.
لاَ تَقُمْ فِيهِ أَبَدًا لَّمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَن تَقُومَ فِيهِ فِيهِ رِجَالٌ يُحِبُّونَ أَن يَتَطَهَّرُواْ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ ﴿108﴾
108) نایست در او ( در مسجد ضربه زدن به اهل حق ) البته مسجدی که تأسیس شده است بر ( پایه ) تقوا ( اصول راهنمای حق ) از اول دوران  محقتر است این که بایستی در او – در اوست انسانهای که دوست می دارند این که پاک شوند ( از شرک = ثنویت ) – و خداوند دوست می دارد پاک شوندگان را.
أَفَمَنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَى تَقْوَى مِنَ اللّهِ وَرِضْوَانٍ خَيْرٌ أَم مَّنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَىَ شَفَا جُرُفٍ هَارٍ فَانْهَارَ بِهِ فِي نَارِ جَهَنَّمَ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ﴿109﴾
109) آیا پس کسی که تاسیس کرد بنیانش را بر ( پایه ) تقوا از خداوند و رضایتی بهتر است یا کسی که تأسیس کرد بنیانش را بر لبه پرتگاهی ریزش کننده – پس ریزش کرد به او ( به بنیان ) – در آتش جهنم – و خداوند هدایت نمی کند قوم ظالمان را ( سلطه گران را ).
لاَ يَزَالُ بُنْيَانُهُمُ الَّذِي بَنَوْاْ رِيبَةً فِي قُلُوبِهِمْ إِلاَّ أَن تَقَطَّعَ قُلُوبُهُمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ﴿110﴾
110) پیوسته ( در ریزش)است بنیانشان آن که بنا کردند به شکی در قلبهایشان – مگر این که قطع شد ( از شک ) قلبهایشان – و خداوند عالم حکیم است.
إِنَّ اللّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَالإِنجِيلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللّهِ فَاسْتَبْشِرُواْ بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُم بِهِ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿111﴾
111) همانا خداوند خرید از ایمان آورندگان خودهایشان را و اموالشان را به سببی که – همانا برای ایشان است بهشت – نبرد می کنند در جهت(حاکمیت ولایت جمهورمردم بجانشینی ازحاکمیت ولایت مطلقه ) خداوند پس می کشند و کشته می شوند – وعده ای است بر او ( بر خداوند ) حقی که در تورات و انجیل و قرآن است – و کیست تمام کننده تر به عهدش از خداوند – پس مژده دهید به سبب فروختنتان آن که فروختید به او ( به خداوند ) – و آن اوست که پیروزی عظیم است.
التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاكِعُونَ السَّاجِدونَ الآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّاهُونَ عَنِ الْمُنكَرِ وَالْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللّهِ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ ﴿112﴾
112) توبه کنندگان – پرستش کنندگان – ستایش کنندگان – سیرکنندگان – رکوع کنندگان – سجده کنندگان و امر کنندگان به معروف ( به شناخت حقوق و تکالیف ) و نهی کنندگان از منکر ( ابهام در امور ) و حفظ کنندگان برای حدود خداوند ( برای مخلوط نکردن حق و باطل) و مژده بده  ایمان آورندگان را  .
مَا كَانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذِينَ آمَنُواْ أَن يَسْتَغْفِرُواْ لِلْمُشْرِكِينَ وَلَوْ كَانُواْ أُوْلِي قُرْبَى مِن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ ﴿113﴾
113) نبود برای پیامبر (روشنفکر) و آنان که ایمان آوردند این که آمرزش بخواهند برای مشرکین (کسانی که بر پایه ثنویت اندیشه و عمل می کنند ) و اگر که بودند دارندگان قرابت ( فامیلی ) از بعد آنچه که  تبیین شد برای ایشان ( حق و باطل ) همانا ایشان اصحاب دوزخند .
وَمَا كَانَ اسْتِغْفَارُ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ إِلاَّ عَن مَّوْعِدَةٍ وَعَدَهَا إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لأوَّاهٌ حَلِيمٌ ﴿114﴾
114) و نبود آمرزش خواستن ابراهیم برای پدرش مگر از وعده ای که وعده دادش او را ( پدر را ) پس وقتی که تبیین شد برای او ( ابراهیم ) همانا او ( پدر ) دشمنی برای خداوند است دوری کرد از او ( از پدر ) – همانا ابراهیم است البته افسوس کننده بردبار.
وَمَا كَانَ اللّهُ لِيُضِلَّ قَوْمًا بَعْدَ إِذْ هَدَاهُمْ حَتَّى يُبَيِّنَ لَهُم مَّا يَتَّقُونَ إِنَّ اللّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ﴿115﴾
115) و نبود خداوند را تا گمراه کند قومی را بعد از آنگاه که هدایت کرد ایشان را – تا تبیین کند برای ایشان آنچه را که متقی می شوند ( به اصول راهنمای حق ) همانا خداوند به هر چیزی عالم است.
إِنَّ اللّهَ لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ يُحْيِي وَيُمِيتُ وَمَا لَكُم مِّن دُونِ اللّهِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ نَصِيرٍ ﴿116﴾
116) همانا خداوند است که برای اوست فرمانروائی آسمانها و زمین – زنده می کند و می میراند – و نیست برای شما از غیر خداوند از یاوری کننده و نه یاری کننده ای .
لَقَد تَّابَ الله عَلَى النَّبِيِّ وَالْمُهَاجِرِينَ وَالأَنصَارِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ فِي سَاعَةِ الْعُسْرَةِ مِن بَعْدِ مَا كَادَ يَزِيغُ قُلُوبُ فَرِيقٍ مِّنْهُمْ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ إِنَّهُ بِهِمْ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ ﴿117﴾
117) البته به درستی که توبه پذیرفت خداوند بر پیامبر – و مهاجرین و انصار – آنان که پیروی کردند او را ( پیامبر را ) در لحظه دشواری از بعد آنچه که نزدیک بود میل کند ( به باطل ) قلبهای مجموعه ای از ایشان – سپس توبه پذیرفت بر- ایشان – همانا او ( خداوند ) به ایشان مهربان و بخشایشگر است .
وَعَلَى الثَّلاَثَةِ الَّذِينَ خُلِّفُواْ حَتَّى إِذَا ضَاقَتْ عَلَيْهِمُ الأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ وَضَاقَتْ عَلَيْهِمْ أَنفُسُهُمْ وَظَنُّواْ أَن لاَّ مَلْجَأَ مِنَ اللّهِ إِلاَّ إِلَيْهِ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ لِيَتُوبُواْ إِنَّ اللّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ﴿118﴾
118) و بر سه ( نفر- کعب ابن مالک – مزار بن الربیع -هلال بن امیه ) آنان که تخلف کردند ( از دفاع رفتن ) تا آنگاه که تنگ شد بر-ایشان زمین بسبب آنچه که وسیع  بود و تنگ شد بر-ایشان خودهایشان- و گمان کردند این که نیست پناهگاهی از خداوند مگر به سوی او ( خداوند ) سپس توبه پذیرفت ( خداوند ) بر-ایشان تا توبه کنند ( متخلفین در هر زمان و مکان ) – همانا خداوند – اوست که  – توبه پذیر – بخشایشگر .
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَكُونُواْ مَعَ الصَّادِقِينَ ﴿119﴾
119) ای آنان که ایمان آوردید – تقوا داشته باشید ( حفظ کنید اصول راهنمای حق ) خداوند را  و باشید با صادقان ( راستگویان ) .
مَا كَانَ لِأَهْلِ الْمَدِينَةِ وَمَنْ حَوْلَهُم مِّنَ الأَعْرَابِ أَن يَتَخَلَّفُواْ عَن رَّسُولِ اللّهِ وَلاَ يَرْغَبُواْ بِأَنفُسِهِمْ عَن نَّفْسِهِ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ لاَ يُصِيبُهُمْ ظَمَأٌ وَلاَ نَصَبٌ وَلاَ مَخْمَصَةٌ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَلاَ يَطَؤُونَ مَوْطِئًا يَغِيظُ الْكُفَّارَ وَلاَ يَنَالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَّيْلاً إِلاَّ كُتِبَ لَهُم بِهِ عَمَلٌ صَالِحٌ إِنَّ اللّهَ لاَ يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ ﴿120﴾
120) نبود برای اهل مدینه ( شهر ) و کسانی که اطراف ایشانند از اعراب (بدویها  ) این که تخلف کنند از ( امر ) رسول خداوند ( برای دفاع رفتن ) و نه میل کنند ( به حفظ کردن ) خودهایشان – از ( حفظ کردن ) خود او – آن است  بسببی که همانا ایشان ( می خواهند ) اصابت نکند ایشان را تشنگی و نه گماشتنی ( به دیده بانی و رنج بردن و غیره و ...) و نه خالی شدن ( شکم به گرسنگی ) در جهت(حاکمیت ولایت جمهورمردم بجانشینی ازحاکمیت ولایت مطلقه ) خداوند – و قدم نمی نهند – به قدم گاهی که – عصبانی می کند کافران را – و نمی رسند از دشمن رسیدنی را ( پیروزی و غیره و ... ) مگر نوشته شد ( برنامه شد ) برای ایشان به او ( به دفاع رفتن ) عملی اصلاح کننده (حقمدار ) همانا خداوند ضایع نمی کند مزد نیکوکاران را.
وَلاَ يُنفِقُونَ نَفَقَةً صَغِيرَةً وَلاَ كَبِيرَةً وَلاَ يَقْطَعُونَ وَادِيًا إِلاَّ كُتِبَ لَهُمْ لِيَجْزِيَهُمُ اللّهُ أَحْسَنَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ﴿121﴾
121) و انفاق نمی کنند – نفقه ای را – کوچکی و نه بزرگی را و طی نمی کنند –دره ای را مگر نوشته شد ( برنامه شد ) برای ایشان تا جزا دهد ایشان را نیکوتر از آنچه که بودند عمل می کردند.
وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنفِرُواْ كَآفَّةً فَلَوْلاَ نَفَرَ مِن كُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَآئِفَةٌ لِّيَتَفَقَّهُواْ فِي الدِّينِ وَلِيُنذِرُواْ قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُواْ إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ ﴿122﴾
122) و نبود ایمان آورندگان را تا رهسپار شوند همگی ( به دفاع) پس چرا رهسپار نشوند از هر مجموعه ای از ایشان طائفه ای تا فهمیده شوند در دین (قانون حق) و تا اخطار کنند قومشان را آنگاه که مراجعت کردند به سوی ایشان ( به سوی فهمیدگان ) شاید ایشان حذر کنند ( از گمراهی ) .
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ قَاتِلُواْ الَّذِينَ يَلُونَكُم مِّنَ الْكُفَّارِ وَلِيَجِدُواْ فِيكُمْ غِلْظَةً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ ﴿123﴾
123) ای آنان که ایمان آوردید( به توحید و برابری در حقوق )  - نبرد کنید آنان را که نزدیکند به شما از کافران ( از منکران و متجاوزان به حقوق انسان ) و باید بیابند در شما غلظتی را – و علم داشته باشید همانا خداوند با متقین ( حفظ کنندگان اصول راهنما ی حق ) است  .
وَإِذَا مَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ فَمِنْهُم مَّن يَقُولُ أَيُّكُمْ زَادَتْهُ هَذِهِ إِيمَانًا فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ فَزَادَتْهُمْ إِيمَانًا وَهُمْ يَسْتَبْشِرُونَ ﴿124﴾
124) و آنگاه – آنچه که  نازل کرده شد از سوره ای ( بخشی از قرآن ) پس از ایشان است کسی که می گوید کدامتان  را زیاد کرد او را این ( سوره ) ایمانی را – پس اما آنان که ایمان آوردند پس زیاد کرد ایشان را ایمانی و ایشان مژده می دهند ( به همدیگر ) .
وَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَتْهُمْ رِجْسًا إِلَى رِجْسِهِمْ وَمَاتُواْ وَهُمْ كَافِرُونَ ﴿125﴾
125) و اما آنان که در قلبهایشان مرضی است پس زیاد کرد ایشان را پلیدی – بسوی پلیدیشان و مردند و ایشان کافرانند.
أَوَلاَ يَرَوْنَ أَنَّهُمْ يُفْتَنُونَ فِي كُلِّ عَامٍ مَّرَّةً أَوْ مَرَّتَيْنِ ثُمَّ لاَ يَتُوبُونَ وَلاَ هُمْ يَذَّكَّرُونَ ﴿126﴾
126) آیا و نمی بینند همانا ایشان گرفتار می شوند ( به خلط حق و باطل ) در هر سالی یکبار یا دو بار – سپس توبه نمی کنند و نه ایشان متذکر می شوند.
وَإِذَا مَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ نَّظَرَ بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ هَلْ يَرَاكُم مِّنْ أَحَدٍ ثُمَّ انصَرَفُواْ صَرَفَ اللّهُ قُلُوبَهُم بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَفْقَهُون ﴿127﴾
127) و آنگاه-  آنچه که نازل کرده شد از سوره ای-  نگاه کردند بعضیشان به سوی بعضی – آیا می بیند شما را از فردی سپس منصرف شدند  – منصرف کرد خداوند قلبهایشان را بسببی که – همانا ایشانند قومی که نمی فهمند .
لَقَدْ جَاءكُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ ﴿128﴾
128) البته به درستی که آمد شما را رسولی (مبلغی ) از خودهایتان که شریف است بر او آنچه را که زحمت کشیدید - مشوق است بر شما(در عمل به حق ) - به ایمان آورندگان مهربان بخشایشگر است.
فَإِن تَوَلَّوْاْ فَقُلْ حَسْبِيَ اللّهُ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ ﴿129﴾
129) پس چنانچه روی گردانیدند ( از حق ) پس بگو کافی است مرا خداوند- نیست اله (مطلقی ) مگر او – بر او توکل کردم و او پروردگار عرش ( حیات ) عظیم است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر