۱۳۹۰ مرداد ۲۶, چهارشنبه

از سوره النمل(27) تا العنکبوت (29)




                                                          

                                                                                                                                                                            
                                                                   سوره النمل(27)   
                                                                  بخش مـــورچـــه
           


بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
بنام خداوند بخشاینده بخشایشگر
                        

 
طس تِلْكَ آيَاتُ الْقُرْآنِ وَكِتَابٍ مُّبِينٍ ﴿1﴾
1)     معنی حروف مقطعه در آخر  آمده است– این است آیات قرآن و کتاب شفاف کننده
      هُدًى وَبُشْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ ﴿2﴾
2)     هدایتی و بشارتی برای ایمان آورندگان
الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ ﴿3﴾
3)     آنانکه بر پا می دارند نماز را و میدهند زکات (مالیات) را و به آخرت ایشان یقین می دارند

    إِنَّ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ زَيَّنَّا لَهُمْ أَعْمَالَهُمْ فَهُمْ يَعْمَهُونَ(4)

4)     همانا آنانکه ایمان نمی آورند به آخرت – زینت دادیم برای ایشان اعمالشان را – پس ایشان سرگردان می شوند
أُوْلَئِكَ الَّذِينَ لَهُمْ سُوءُ الْعَذَابِ وَهُمْ فِي الْآخِرَةِ هُمُ الْأَخْسَرُونَ ﴿5﴾
5)     آنها – آنانند که برای ایشان بد عذابی است و ایشان در آخرت – ایشانند که بازنده ترینند
     وَإِنَّكَ لَتُلَقَّى الْقُرْآنَ مِن لَّدُنْ حَكِيمٍ عَلِيمٍ ﴿6﴾
6)     و همانا تو البته القاء کرده می شوی قرآن را از لَدن (نزد) حکیم علیم
إِذْ قَالَ مُوسَى لِأَهْلِهِ إِنِّي آنَسْتُ نَارًا سَآتِيكُم مِّنْهَا بِخَبَرٍ أَوْ آتِيكُم بِشِهَابٍ قَبَسٍ لَّعَلَّكُمْ تَصْطَلُونَ ﴿7﴾
7)   آنگاه که گفت موسی برای اهلش – همانا من آشنا شدم آتشی را – بزودی می آورم شما را از او خبری – یا می آورم شما را  فروزه ای برگرفته ای-   شاید شما ملزم  (به گرمی) شوید
فَلَمَّا جَاءهَا نُودِيَ أَن بُورِكَ مَن فِي النَّارِ وَمَنْ حَوْلَهَا وَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿8﴾
8)   پس وقتی که آمد او را – ندا کرده شد اینکه برکت داده شد کسی که در آتش است (موسی ) و کسی که در اطراف اوست (خانواده موسی ) و فعال (مطلق) خداوند پروردگار جهانیان است
     يَا مُوسَى إِنَّهُ أَنَا اللَّهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿9﴾   
9)     ای موسی همانا او-  منم – خداوند شرافتمند حکیم
وَأَلْقِ عَصَاكَ فَلَمَّا رَآهَا تَهْتَزُّ كَأَنَّهَا جَانٌّ وَلَّى مُدْبِرًا وَلَمْ يُعَقِّبْ يَا مُوسَى لَا تَخَفْ إِنِّي لَا يَخَافُ لَدَيَّ الْمُرْسَلُونَ ﴿10﴾
10) و بینداز عصایت را – پس وقتی که دید او را می جنبد – گویا اینکه – ماری است – برگشت پشت کنان – و دنبال نکرد  (گفت خداوند )ای موسی نترس – همانا-  منم که نمی ترسند نزد من رسولان
إِلَّا مَن ظَلَمَ ثُمَّ بَدَّلَ حُسْنًا بَعْدَ سُوءٍ فَإِنِّي غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿11﴾
11) مگر کسی که ظلم کرد – سپس تبدیل کرد به نیکی بعد از بدی – پس همانا منم آمرزنده بخشایشگر
وَأَدْخِلْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضَاء مِنْ غَيْرِ سُوءٍ فِي تِسْعِ آيَاتٍ إِلَى فِرْعَوْنَ وَقَوْمِهِ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ ﴿12﴾
12) و داخل کن دستت را در گریبانت – که بیرون آید شعاعی  از غیر بدی – در نه آیاتی که بسوی فرعون و قومش است – همانا ایشان بودند قومی متمردان
فَلَمَّا جَاءتْهُمْ آيَاتُنَا مُبْصِرَةً قَالُوا هَذَا سِحْرٌ مُّبِينٌ ﴿13﴾
13) پس وقتی که آمد ایشان را آیات ما بینش دهنده - گفتند – این جادوگری شفاف است
وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَيْقَنَتْهَا أَنفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ ﴿14﴾
14) و رد کردند او را- و یقین داشتند او را در نفسهایشان(که حق است) به ظلم و برتری جوئی – پس نگاه کن چطور بود عاقبت فسادکنندگان (باطلمداران )
وَلَقَدْ آتَيْنَا دَاوُودَ وَسُلَيْمَانَ عِلْمًا وَقَالَا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي فَضَّلَنَا عَلَى كَثِيرٍ مِّنْ عِبَادِهِ الْمُؤْمِنِينَ ﴿15﴾
15) و البته بدرستیکه دادیم داود و سلیمان را علمی و گفتند ستایش برای خداوند است – آنکه فضیلت داد ما را بر بسیاری از پرستندگانش که ایمان آورندگانند
وَوَرِثَ سُلَيْمَانُ دَاوُودَ وَقَالَ يَا أَيُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنَا مَنطِقَ الطَّيْرِ وَأُوتِينَا مِن كُلِّ شَيْءٍ إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْفَضْلُ الْمُبِينُ ﴿16﴾
16) و- ارث برد سلیمان داود را – و گفت ای مردم علم داده شدیم نطق پرنده را-  و داده شدیم از هر چیزی – همانا این است -  البته او  فضل شفاف است
وَحُشِرَ لِسُلَيْمَانَ جُنُودُهُ مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ وَالطَّيْرِ فَهُمْ يُوزَعُونَ ﴿17﴾
17) و گرد آورده شد برای سلیمان لشگرهایش از جن و انسان و پرنده – پس ایشان انتظار کشیده می شوند
حَتَّى إِذَا أَتَوْا عَلَى وَادِي النَّمْلِ قَالَتْ نَمْلَةٌ يَا أَيُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَسَاكِنَكُمْ لَا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمَانُ وَجُنُودُهُ وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ ﴿18﴾
18) تا آنگاه که آمدند بر وادی مو رچگان گفت مورچه ای – ای مورچه ها داخل شوید در مسکنهایتان که خرد نکند حتماً شما را سلیمان و لشگرهایش – و ایشان درک نمی کنند
فَتَبَسَّمَ ضَاحِكًا مِّن قَوْلِهَا وَقَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلَى وَالِدَيَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَدْخِلْنِي بِرَحْمَتِكَ فِي عِبَادِكَ الصَّالِحِينَ ﴿19﴾
19) پس تبسم کرد خنده کنان(سلیمان )  از گفتار او(مورچه) و گفت  پروردگار من - انتظار  بده  مرا اینکه شکر کنم نعمت ترا آنکه نعمت دادی بر من و بر والدینم و اینکه عمل کنم اصلاحی(حقمداری ) که راضی شوی او را و داخل کن مرا به رحمتت در پرستندگانت که اصلاح کنندگانند (حق مدارانند )
وَتَفَقَّدَ الطَّيْرَ فَقَالَ مَا لِيَ لَا أَرَى الْهُدْهُدَ أَمْ كَانَ مِنَ الْغَائِبِينَ ﴿20﴾
20) و نیافت  پرنده را – پس گفت چیست برای من که نمی بینم هُدهُد را – یا بود از غیبت کنندگان
لَأُعَذِّبَنَّهُ عَذَابًا شَدِيدًا أَوْ لَأَذْبَحَنَّهُ أَوْ لَيَأْتِيَنِّي بِسُلْطَانٍ مُّبِينٍ ﴿21﴾
21) البته عذاب می کنم حتماً او را عذابی شدید یا ذبح می کنم حتماً او  را - یا البته بیاورد مرا(دلیل ) قاطع  
    شفافی
فَمَكَثَ غَيْرَ بَعِيدٍ فَقَالَ أَحَطتُ بِمَا لَمْ تُحِطْ بِهِ وَجِئْتُكَ مِن سَبَإٍ بِنَبَإٍ يَقِينٍ ﴿22﴾
22) پس درنگ کرد نه دراز – پس گفت (هدهد) احاطه یافتم بآنچه که احاطه نیافتی به او و آوردم ترا از سباء خبر یقینی
       إِنِّي وَجَدتُّ امْرَأَةً تَمْلِكُهُمْ وَأُوتِيَتْ مِن كُلِّ شَيْءٍ وَلَهَا عَرْشٌ عَظِيمٌ ﴿23﴾
23) همانا من یافتم زنی را که فرمانروائی می کند ایشان را - و داده شده است از هر چیزی و برای او عرش (بالارونده ) بزرگی است
وَجَدتُّهَا وَقَوْمَهَا يَسْجُدُونَ لِلشَّمْسِ مِن دُونِ اللَّهِ وَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِيلِ فَهُمْ لَا يَهْتَدُونَ ﴿24﴾
24) یافتم او را و قومش را که سجده می کنند برای خورشید از غیر خداوند – و زینت داد برای ایشان شیطان اعمالشان را – پس جلو گیری  کرد ایشان را از جهت (حق) پس ایشان هدایت نمی یابند
أَلَّا يَسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِي يُخْرِجُ الْخَبْءَ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَيَعْلَمُ مَا تُخْفُونَ وَمَا تُعْلِنُونَ ﴿25﴾
25) اینکه سجده نمی کنند(مطلق العنانند ) برای خداوند -آنکه بیرون می آورد پنهان را در آسمانها و زمین(نیروی جاذبه را ) و علم دارد آنچه را که مخفی می کنید و آنچه را که علنی می کنید
اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ ﴿26﴾
26) خداوند است – که نیست الهی (مطلقی ) مگر او که پروردگار عرش (بالارونده = حیات ) بزرگ است
قَالَ سَنَنظُرُ أَصَدَقْتَ أَمْ كُنتَ مِنَ الْكَاذِبِينَ ﴿27﴾
27) گفت (سلیمان) بزودی نظر می کنم آیا راست گفتی یا بودی از دروغگویان
       اذْهَب بِّكِتَابِي هَذَا فَأَلْقِهْ إِلَيْهِمْ ثُمَّ تَوَلَّ عَنْهُمْ فَانظُرْ مَاذَا يَرْجِعُونَ ﴿28﴾
28) ببر – نامه مرا این – پس بینداز بسوی ایشان – سپس رویگردان از ایشان – پس نگاه کن چه  بر می گردانند
قَالَتْ يَا أَيُّهَا المَلَأُ إِنِّي أُلْقِيَ إِلَيَّ كِتَابٌ كَرِيمٌ ﴿29﴾
29) گفت (ملکه سباء ) ای جماعت همانا مرا انداخته شده است بسویم نامه ای گرامی
إِنَّهُ مِن سُلَيْمَانَ وَإِنَّهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ﴿30﴾
30) همانا اوست – از سلیمان و همانا اوست بنام خداوند بخشاینده بخشایشگر (روش مهر و ودوستی )
أَلَّا تَعْلُوا عَلَيَّ وَأْتُونِي مُسْلِمِينَ ﴿31﴾
31) اینکه برتری نجوئید بر من و بیائید مرا اسلام آورندگان(همزیستی مسالمت امیز )
قَالَتْ يَا أَيُّهَا المَلَأُ أَفْتُونِي فِي أَمْرِي مَا كُنتُ قَاطِعَةً أَمْرًا حَتَّى تَشْهَدُونِ ﴿32﴾
32) گفت (ملکه سباء) ای جماعت نظر بدهید در امر من(امر شما نیست ) – نبودم برنده امری تا شاهد شوید مرا(مطلق العنانها مردم را  فقط شاهد می خواهند نه صاحب حق)
قَالُوا نَحْنُ أُوْلُوا قُوَّةٍ وَأُولُوا بَأْسٍ شَدِيدٍ وَالْأَمْرُ إِلَيْكِ فَانظُرِي مَاذَا تَأْمُرِينَ ﴿33﴾
33) گفتند (جماعت ) ما دارندگان نیرو و دارندگان آسیب شدیدیم (ما سرکوبگریم ) – و امر بسوی توست – پس نظر کن که چه  امر می کنی (تصمیم فردی است بتو مربوط است )
قَالَتْ إِنَّ الْمُلُوكَ إِذَا دَخَلُوا قَرْيَةً أَفْسَدُوهَا وَجَعَلُوا أَعِزَّةَ أَهْلِهَا أَذِلَّةً وَكَذَلِكَ يَفْعَلُونَ ﴿34﴾
34) گفت (ملکه سباء) همانا فرمانروایان (باطل) آنگاه که داخل شدند به قریه ای – فاسد کردند او را و قرار دادند شرف اهلش را سرافکندگی و بدینسان می کنند (صفت خود را به سلیمان نسبت می دهد )
وَإِنِّي مُرْسِلَةٌ إِلَيْهِم بِهَدِيَّةٍ فَنَاظِرَةٌ بِمَ يَرْجِعُ الْمُرْسَلُونَ ﴿35﴾
35) و همانا من فرستنده ام – بسوی ایشان هدیه ای(رشوه  ای ) پس نظر کننده – بآنچه که بر می گردند فرستاده شدگان
فَلَمَّا جَاء سُلَيْمَانَ قَالَ أَتُمِدُّونَنِ بِمَالٍ فَمَا آتَانِيَ اللَّهُ خَيْرٌ مِّمَّا آتَاكُم بَلْ أَنتُم بِهَدِيَّتِكُمْ تَفْرَحُونَ ﴿36﴾
36) پس زمانی که آمد سلیمان را (هدیه ها )گفت آیا مدد می کنید مرا بمالی – پس آنچه را که  داد مرا خداوند بهتر است از آنچه که  داد شما را - بلکه شما به هدیه تان شاد می شوید
ارْجِعْ إِلَيْهِمْ فَلَنَأْتِيَنَّهُمْ بِجُنُودٍ لَّا قِبَلَ لَهُم بِهَا وَلَنُخْرِجَنَّهُم مِّنْهَا أَذِلَّةً وَهُمْ صَاغِرُونَ ﴿37﴾
37) برگرد بسوی ایشان – پس البته می آیم حتماً ایشان را به لشگری که نیست مقابله برای ایشان به او(حالا که به به تطمیع وتهدید خود می نازند  ) – و البته بیرون می کنم حتماً ایشان را از او (از استبداد ) سرافکندگانی که کوچکانند
قَالَ يَا أَيُّهَا المَلَأُ أَيُّكُمْ يَأْتِينِي بِعَرْشِهَا قَبْلَ أَن يَأْتُونِي مُسْلِمِينَ ﴿38﴾
38) گفت (سلیمان ) ای جماعت کدامتان می آورد به من –  عرش (بالارونده)او را – قبل از اینکه بیایند مرا اسلام آورندگان
قَالَ عِفْريتٌ مِّنَ الْجِنِّ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن تَقُومَ مِن مَّقَامِكَ وَإِنِّي عَلَيْهِ لَقَوِيٌّ أَمِينٌ ﴿39﴾
39) گفت زرنگی از جن – من می آورم بتو او را – قبل از اینکه قیام کنی – از جایت و همانا من بر او البته قوی امینم
قَالَ الَّذِي عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِندَهُ قَالَ هَذَا مِن فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَمَن شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ ﴿40﴾
40) گفت ( عاصف ابن برخیا)آنکه نزد اوست علمی از کتاب – من می آورم بتو او را قبل از اینکه تردّد کند بسوی تو پلکت-  پس وقتی  دید اورا قرار گرفته  نزدش-  گفت این از فضل پروردگارم است تا بیازماید  مرا آیا شکر می کنم یا کفر می ورزم و کسی که شکر کرد – پس قطعاً شکر می کند برای خودش و کسی که کفر ورزید (انکار حق و حقوق کرد  ) – پس همانا پروردگار من غنی  گرامی است
قَالَ نَكِّرُوا لَهَا عَرْشَهَا نَنظُرْ أَتَهْتَدِي أَمْ تَكُونُ مِنَ الَّذِينَ لَا يَهْتَدُونَ ﴿41﴾
41) گفت (سلیمان) مبهم کنید برای او عرش (بالارونده) او را- ببینیم آیا هدایت می یابد یا می شود از آنانکه هدایت نمی یابد
فَلَمَّا جَاءتْ قِيلَ أَهَكَذَا عَرْشُكِ قَالَتْ كَأَنَّهُ هُوَ وَأُوتِينَا الْعِلْمَ مِن قَبْلِهَا وَكُنَّا مُسْلِمِينَ ﴿42﴾
42) پس وقتی که آمد (ملکه سباء سر نگون شده ) گفتند آیا چنین است عرش (بالارونده) تو – گفت (ملکه سباء) گویا اینکه اوست – و داده شدیم علم از قبل او را  (نبوت سلیمان را ) و بودیم اسلام آورندگان (از در مسالمت در می اید )
وَصَدَّهَا مَا كَانَت تَّعْبُدُ مِن دُونِ اللَّهِ إِنَّهَا كَانَتْ مِن قَوْمٍ كَافِرِينَ ﴿43﴾
43) و جلو گیری  کرد او را (از پرستیدن خداوند ) آنچه که  بود می پرستید از غیر خداوند را (به تقلید از قومش) همانا او (ملکه سباء) بود از قوم کافران (منکران حق و حقوق انسان )
قِيلَ لَهَا ادْخُلِي الصَّرْحَ فَلَمَّا رَأَتْهُ حَسِبَتْهُ لُجَّةً وَكَشَفَتْ عَن سَاقَيْهَا قَالَ إِنَّهُ صَرْحٌ مُّمَرَّدٌ مِّن قَوَارِيرَ قَالَتْ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي وَأَسْلَمْتُ مَعَ سُلَيْمَانَ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿44﴾
44) گفته شد برای او داخل شو در کوشک پس وقتی که دید او را حساب کرد که او عمیق است و نمایان کرد از دو ساقش – گفت (سلیمان) همانا او کوشکی لیز از شیشه است گفت (ملکه سباء) پروردگار من - همانا من ظلم کردم خودم را و اسلام آوردم با سلیمان برای پروردگار جهانیان (از خود مطلق بینی دست  بر داشتم )
وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا إِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ فَإِذَا هُمْ فَرِيقَانِ يَخْتَصِمُونَ ﴿45﴾
45) و البته بدرستیکه فرستادیم بسوی ثمود برادرشان صالح را اینکه پرستش کنید خداوند را – پس آنگاه ایشان دوفرقه اند  که مجادله  می کنند
قَالَ يَا قَوْمِ لِمَ تَسْتَعْجِلُونَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ لَوْلَا تَسْتَغْفِرُونَ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ﴿46﴾
46) گفت (صالح ) ای قوم چرا عجله می کنید به بدی قبل از نیکی – چرا آمرزش نمی طلبید خداوند را – شاید شما رحم کرده شوید
قَالُوا اطَّيَّرْنَا بِكَ وَبِمَن مَّعَكَ قَالَ طَائِرُكُمْ عِندَ اللَّهِ بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ تُفْتَنُونَ ﴿47﴾
47) گفتند پراندیم (فال گرفتیم) بتو و به کسی که با توست – گفت (صالح ) پرنده تان نزد خداوند است – بلکه شمائید قومی که گرفتار کرده می شوید
وَكَانَ فِي الْمَدِينَةِ تِسْعَةُ رَهْطٍ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ وَلَا يُصْلِحُونَ ﴿48﴾
48) و بودند در شهر نه فامیل – که فساد می کردند در زمین و اصلاح نمی کردند
قَالُوا تَقَاسَمُوا بِاللَّهِ لَنُبَيِّتَنَّهُ وَأَهْلَهُ ثُمَّ لَنَقُولَنَّ لِوَلِيِّهِ مَا شَهِدْنَا مَهْلِكَ أَهْلِهِ وَإِنَّا لَصَادِقُونَ ﴿49﴾
49) گفتند قسم یاد کنید به خداوند – البته تحلیل می کنیم حتما (برای قتل) او – سپس البته می گوئیم حتماً برای ولیش – که شاهد نبودیم هلاکتگاه اهلش را و همانا ما البته راستگویانیم
وَمَكَرُوا مَكْرًا وَمَكَرْنَا مَكْرًا وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ ﴿50﴾
50) و حیله کردند حیله ای را و حیله کردیم حیله ای را و ایشان شعور ندارند
فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ مَكْرِهِمْ أَنَّا دَمَّرْنَاهُمْ وَقَوْمَهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿51﴾
51) پس نگاه کنید چطور بود عاقبت حیله شان همانا ما ویران کردیم ایشان را و قومشان را همگی
        فَتِلْكَ بُيُوتُهُمْ خَاوِيَةً بِمَا ظَلَمُوا إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لِّقَوْمٍ يَعْلَمُونَ ﴿52﴾
52) پس این است خانه هایشان خالی شده بسبب آنچه که ظلم کردند – همانا در آن البته آیه ای است برای قومی که علم دارند
وَأَنجَيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا وَكَانُوا يَتَّقُونَ ﴿53﴾
53) و نجات دادیم آنانرا که ایمان آورند و بودند متقی می شدند  ( بحفظ اصول راهنمای حق را در اندیشه و عمل )
وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ وَأَنتُمْ تُبْصِرُونَ ﴿54﴾
54) و لوط – آنگاه که گفت برای قومش آیا می آورید (همجنس گرائی را) که فاحشگی  است و شما بینش دارید
أَئِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِّن دُونِ النِّسَاء بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ ﴿55﴾
55) آیا همانا شما البته می آورید به مردان میل (آمیزش جنسی را) از غیر زنان – بلکه شمائید قومی که جهالت می کنید
فَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَن قَالُوا أَخْرِجُوا آلَ لُوطٍ مِّن قَرْيَتِكُمْ إِنَّهُمْ أُنَاسٌ يَتَطَهَّرُونَ ﴿56﴾
56) پس نبود جواب قومش – مگر اینکه گفتند بیرون کنید آل لوط را از قریه تان – همانا ایشان انسانهایی اند  که طهارت می جویند
فَأَنجَيْنَاهُ وَأَهْلَهُ إِلَّا امْرَأَتَهُ قَدَّرْنَاهَا مِنَ الْغَابِرِينَ ﴿57﴾
57) پس نجات دادیم او و اهلش را – مگر زنش را – که مقدّر کردیم او را از غبار شدگان 
وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِم مَّطَرًا فَسَاء مَطَرُ الْمُنذَرِينَ ﴿58﴾
58) و باراندیم بر- ایشان بارانی (ازسنگ ) را- پس بد بود باران اخطار کرده شدگان
قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَسَلَامٌ عَلَى عِبَادِهِ الَّذِينَ اصْطَفَى آللَّهُ خَيْرٌ أَمَّا يُشْرِكُونَ ﴿59﴾
59) بگو ستایش برای خداوند است و سلام بر پرستندگان او- آنانرا که برگزید – آیا خداوند بهتر است- یا آنچه که شرک می ورزند
أَمَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَأَنزَلَ لَكُم مِّنَ السَّمَاء مَاء فَأَنبَتْنَا بِهِ حَدَائِقَ ذَاتَ بَهْجَةٍ مَّا كَانَ لَكُمْ أَن تُنبِتُوا شَجَرَهَا أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ بَلْ هُمْ قَوْمٌ يَعْدِلُونَ ﴿60﴾
60) یا کیست که خلق کرد آسمانها و زمین را و نازل کرد برای شما از آسمان آبی را – پس رویاندیم به او باغهای دارای شادابی را – نبود برای شما اینکه برویانید درختش را – آیا الهی (مطلقی ) با خداوند است- بلکه ایشان قومی اند که معادل قرار می دهند (برای خداوند )
أَمَّن جَعَلَ الْأَرْضَ قَرَارًا وَجَعَلَ خِلَالَهَا أَنْهَارًا وَجَعَلَ لَهَا رَوَاسِيَ وَجَعَلَ بَيْنَ الْبَحْرَيْنِ حَاجِزًا أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ ﴿61﴾
61) یا کیست که قرار داد زمین را قرارگاه – و قرار داد خلالشان رودهائی و قرار داد برای او لنگرهایی و قرار داد میان دو دریا حایلی – آیا الهی (مطلقی) با  خداوند است – بلکه اکثرشان علم ندارند
أَمَّن يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكْشِفُ السُّوءَ وَيَجْعَلُكُمْ خُلَفَاء الْأَرْضِ أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ قَلِيلًا مَّا تَذَكَّرُونَ ﴿62﴾
62) یا کیست که اجابت می کند مضطر را آنگاه که دعوت کرد او را-  و برطرف می کند بدی را و قرار می دهد شما را جانشینان در زمین – آیا الهی (مطلقی ) با خداوند است – اندک است آنچه که  متذکر می شوید
أَمَّن يَهْدِيكُمْ فِي ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَن يُرْسِلُ الرِّيَاحَ بُشْرًا بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ تَعَالَى اللَّهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ ﴿63﴾
63) یا کیست  که هدایت می کند شما را در تاریکیهای صحرا و دریا- و کسی که می فرستد باد را بشارتی میان دو دست رحمتش – آیا الهی (مطلقی) با خداوند است – متعالی بود – خداوند از آنچه که شریک قرار می دهند
أَمَّن يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ وَمَن يَرْزُقُكُم مِّنَ السَّمَاء وَالْأَرْضِ أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿64﴾
64) یا کیست که شروع می کند خلقت را – سپس بر می گرداند او را – و کسی که رزق می دهد شما را از آسمان و زمین – آیا الهی (مطلقی ) با خداوند است – بگو بیاورید برهانتان را چنانچه بودید راستگویان
قُل لَّا يَعْلَمُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الْغَيْبَ إِلَّا اللَّهُ وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ ﴿65﴾
65) بگو علم ندارند کسانی که در آسمان و زمینند غیب را مگر خداوند – و شعور ندارند چه وقت منبعث می شوند
بَلِ ادَّارَكَ عِلْمُهُمْ فِي الْآخِرَةِ بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ مِّنْهَا بَلْ هُم مِّنْهَا عَمِونَ ﴿66﴾
66) بلکه عمیق شد علمشان در آخرت – بلکه ایشانند در شک از او – بلکه ایشان از او کورانند
وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَئِذَا كُنَّا تُرَابًا وَآبَاؤُنَا أَئِنَّا لَمُخْرَجُونَ ﴿67﴾
67) و گفتند آنانکه کافر شدند – آیا آنگاه که بودیم خاکی و اجدادمان – آیا همانا ما البته بیرون کرده شدگانیم ( از قبرها)
لَقَدْ وُعِدْنَا هَذَا نَحْنُ وَآبَاؤُنَا مِن قَبْلُ إِنْ هَذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ ﴿68﴾
68) البته بدرستیکه وعده داده شدیم اینرا ما و اجدادمان از قبل – نیست این مگر افسانه های پیشینیان
قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُجْرِمِينَ ﴿69﴾
69) بگو سیر کنید در زمین پس نگاه کنید چطور بود عاقبت مجرمین (آفت زدگان )
وَلَا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَلَا تَكُن فِي ضَيْقٍ مِّمَّا يَمْكُرُونَ ﴿70﴾
70) و اندوهگین نشو بر-ایشان و نباش در تنگی از آنچه که حیله می کنند
       وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿71﴾
71) و می گویند چه وقت است این وعده – چنانچه بودید راستگویان
قُلْ عَسَى أَن يَكُونَ رَدِفَ لَكُم بَعْضُ الَّذِي تَسْتَعْجِلُونَ ﴿72﴾
72) بگو ممکن است اینکه بشود ردیف  برای شما برخی از آنکه عجله می کنید
وَإِنَّ رَبَّكَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَشْكُرُونَ ﴿73﴾
73) و همانا پروردگارت البته دارای فضل است برای مردم و لکن اکثرشان شکر نمی کنند
وَإِنَّ رَبَّكَ لَيَعْلَمُ مَا تُكِنُّ صُدُورُهُمْ وَمَا يُعْلِنُونَ ﴿74﴾
74) و همانا پروردگارت البته علم دارد آنچه را که پنهان می کند سینه هایشان و آنچه را که علنی می کنند
وَمَا مِنْ غَائِبَةٍ فِي السَّمَاء وَالْأَرْضِ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ ﴿75﴾
75) و نیست از غایبی در آسمان و زمین مگر در کتاب( قانون هستی) شفاف است
إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَقُصُّ عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَكْثَرَ الَّذِي هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ ﴿76﴾
76) همانا این قرآن حکایت می کند بر بنی اسرائیل – بیشتر آنکه ایشان در او اختلاف می کنند
وَإِنَّهُ لَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ ﴿77﴾
77) و همانا او البته هدایت و رحمتی است برای ایمان آورندگان
إِنَّ رَبَّكَ يَقْضِي بَيْنَهُم بِحُكْمِهِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْعَلِيمُ ﴿78﴾
78) همانا پروردگارت فیصله می دهد میانشان به حکمش – و او شرافتمند عالم است
فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّكَ عَلَى الْحَقِّ الْمُبِينِ ﴿79﴾
79) پس توکل کن بر خداوند – همانا توئی بر حق شفاف
إِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَى وَلَا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَاء إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ ﴿80﴾
80) همانا تو نمی شنوانی مردگان را و نمی شنوانی کران را به دعوت – آنگاه که رویگردانیدند پشت کنندگان
وَمَا أَنتَ بِهَادِي الْعُمْيِ عَن ضَلَالَتِهِمْ إِن تُسْمِعُ إِلَّا مَن يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا فَهُم مُّسْلِمُونَ ﴿81﴾
81) و نیستی تو هدایت کننده کوران از گمراهیشان و نمی شنوانی مگر کسی را که ایمان می آورد به آیات ما پس ایشان اسلام آورندگانند
وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِّنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كَانُوا بِآيَاتِنَا لَا يُوقِنُونَ ﴿82﴾
82) و آنگاه که واقع شد گفتار بر- ایشان (ظهور مهدی آل محمد کما مهدی آل ابراهیم )  بیرون آوردیم برای ایشان جنبنده ای را(محمد  علیه السلام رادر رجعت ) ) از زمین که سخن می گوید ایشان را – همانا مردم بودند  که به آیات ما یقین نمی کردند (سپس  آل محمد کما ابراهیم و ال ابراهیم  و همه انبیاء  و رسولان و شهداء  رجعت می کنند  )
وَيَوْمَ نَحْشُرُ مِن كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجًا مِّمَّن يُكَذِّبُ بِآيَاتِنَا فَهُمْ يُوزَعُونَ ﴿83﴾
83) و دورانی که محشور می کنیم از هر امتی (پایگاهی= نسلی ) فوجی  از (   یاجوج و ماجوج ها )را کسانیکه تکذیب کردند آیات ما را پس ایشان انتظار کشیده می شوند
حَتَّى إِذَا جَاؤُوا قَالَ أَكَذَّبْتُم بِآيَاتِي وَلَمْ تُحِيطُوا بِهَا عِلْمًا أَمَّاذَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿84﴾
84) تا آنگاه که آمدند – و گفت (خداوند )آیا تکذیب کردید آیات مرا و احاطه نکردید او را به علمی –یا چه  چیز بودید عمل می کردید
وَوَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِم بِمَا ظَلَمُوا فَهُمْ لَا يَنطِقُونَ ﴿85﴾
85) و واقع شد گفتار بر-ایشان بسبب آنچه که ظلم کردند – پس ایشان صحبت نمی کنند (به عذر خواهی)
أَلَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا اللَّيْلَ لِيَسْكُنُوا فِيهِ وَالنَّهَارَ مُبْصِرًا إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ﴿86﴾
86) آیا ندیدند – همانا ما قرار دادیم شب را تا سکونت کنید در او – و روز را بینش دهنده همانا در آن است البته آیاتی برای قومی که ایمان می آورند
وَيَوْمَ يُنفَخُ فِي الصُّورِ فَفَزِعَ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَمَن فِي الْأَرْضِ إِلَّا مَن شَاء اللَّهُ وَكُلٌّ أَتَوْهُ دَاخِرِينَ ﴿87﴾
87) و دورانی که دمیده می شود در صور ( در شکل ها ) پس وحشت کرد کسی که در آسمانها و کسی که در زمین است مگر کسی که خواست خداوند و همه آمدند او را فرومایگان
وَتَرَى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَهِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ صُنْعَ اللَّهِ الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ إِنَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَفْعَلُونَ ﴿88﴾
88) و می بینی کوهها را حساب می کنی که او جامد است و او می رود – به روندگی ابر (کشاننده) – ساخت خداوند است -  آنکه متقن کرد همه چیز را – همانا او آگاه است بآنچه که می کنید
مَن جَاء بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِّنْهَا وَهُم مِّن فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ ﴿89﴾
89) کسی که آورد نیکی را – پس برای اوست بهتر از او – و ایشان از وحشت  دورانگاه (قیامت)امنیت یافتگانند
وَمَن جَاء بِالسَّيِّئَةِ فَكُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿90﴾
90) و کسی که آورد بدی را – پس دمرو کرده شدند  برویهایشان در آتش – آیا جزا داده می شوید مگر آنچه را که  بودید عمل می کردید
إِنَّمَا أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ رَبَّ هَذِهِ الْبَلْدَةِ الَّذِي حَرَّمَهَا وَلَهُ كُلُّ شَيْءٍ وَأُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُسْلِمِينَ ﴿91﴾
91) قطعاً امر کرده شدم اینکه پرستش کنم پروردگار این منطقه (مکه ) را – آنکه حرام کرد او را – و برای اوست همه چیز – و امر کرده شدم اینکه باشم از اسلام آورندگان
وَأَنْ أَتْلُوَ الْقُرْآنَ فَمَنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَمَن ضَلَّ فَقُلْ إِنَّمَا أَنَا مِنَ الْمُنذِرِينَ ﴿92﴾
92) و اینکه تلاوت کنم قرآن را – پس کسی که هدایت یافت – پس قطعاً هدایت می یابد برای خودش – و کسی که گمراه شد – پس بگو قطعاً من از اخطار کنندگانم
وَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ سَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ فَتَعْرِفُونَهَا وَمَا رَبُّكَ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ﴿93﴾
93) و بگو ستایش برای خداوند است – بزودی نشان می دهد به شما آیاتش را – پس می شناسید او را – و نیست پروردگار تو غافل از آنچه که  عمل می کنید



سوره القصص 28)
بخش حکایتهــــــا
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
بنام خداوند بخشاینده بخشایشگر 
      طسم ﴿1﴾
1)    معنی حروف مقطعه در آخر  آمده است
تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْمُبِينِ ﴿2﴾
2)    این است آیات کتاب شفاف کننده  
نَتْلُوا عَلَيْكَ مِن نَّبَإِ مُوسَى وَفِرْعَوْنَ بِالْحَقِّ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ﴿3﴾
3)    تلاوت می کنیم بر تو از خبر موسی و فرعون بحق برای قومی که ایمان می آورند
إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِي الْأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعًا يَسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِّنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْنَاءهُمْ وَيَسْتَحْيِي نِسَاءهُمْ إِنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ ﴿4﴾
4)  همانا فرعون برتری یافت در زمین و قرار داد اهلش را شیعه ها – ضعیف می کند طائفه ای از ایشان را ذبح می کند پسران ایشان را و زنده می گذارد زنانشان را – همانا او بود از فسادکنندگان (باطلمداران )
وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ ﴿5﴾
5)  و می خواهیم اینکه منت بگذاریم بر آنانکه ضعیف کرده شدند در زمین و قرار دهیم ایشان را امامانی و قرار دهیم ایشان را ارث برندگان
وَنُمَكِّنَ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَنُرِي فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا مِنْهُم مَّا كَانُوا يَحْذَرُونَ ﴿6﴾
6)  و امکان می دهیم برای ایشان در زمین و نشان می دهیم – فرعون (مستبد) و هامان (وزیرش) و لشگرهای آندو را از ایشان – بآنچه که بودند حراست می کردند
وَأَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ وَلَا تَخَافِي وَلَا تَحْزَنِي إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ ﴿7﴾
7)  و وحی کردیم بسوی مادر موسی اینکه شیر بده او را – پس آنگاه   که ترسیدی بر او- پس بانداز او را در شطّ و نترس و اندوهگین نشو- همانا ما برگرداننده ایم  او را  و قرار دهنده ایم او را از رسولان
فَالْتَقَطَهُ آلُ فِرْعَوْنَ لِيَكُونَ لَهُمْ عَدُوًّا وَحَزَنًا إِنَّ فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا كَانُوا خَاطِئِينَ ﴿8﴾
8)  پس دریافت کرد او را آل فرعون تا بشود برای ایشان دشمنی و اندوهی – همانا فرعون و هامان و لشگرهای آندو بودند خطاکاران
وَقَالَتِ امْرَأَتُ فِرْعَوْنَ قُرَّتُ عَيْنٍ لِّي وَلَكَ لَا تَقْتُلُوهُ عَسَى أَن يَنفَعَنَا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَدًا وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ ﴿9﴾
9)    و گفت زن فرعون آرامش چشم برای من و برای توست – نکش او را – ممکن است اینکه نفع دهد ما را یا بگیریم او را بفرزندی و ایشان شعور ندارند
وَأَصْبَحَ فُؤَادُ أُمِّ مُوسَى فَارِغًا إِن كَادَتْ لَتُبْدِي بِهِ لَوْلَا أَن رَّبَطْنَا عَلَى قَلْبِهَا لِتَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ﴿10﴾
10) و شد دل مادر موسی خالی – چنانکه نزدیک بود البته ظاهر کند او را – (راز موسی را) اگر نبود اینکه مربوط کردیم (صبر را) بر دل او تا بشود از ایمان آورندگان
وَقَالَتْ لِأُخْتِهِ قُصِّيهِ فَبَصُرَتْ بِهِ عَن جُنُبٍ وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ ﴿11﴾
11) و گفت (مادر موسی )برای خواهر او (به خواهر موسی ) پی گیری کن او را – پس بینش یافت  به او از کناری – و ایشان شعور ندارند
وَحَرَّمْنَا عَلَيْهِ الْمَرَاضِعَ مِن قَبْلُ فَقَالَتْ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى أَهْلِ بَيْتٍ يَكْفُلُونَهُ لَكُمْ وَهُمْ لَهُ نَاصِحُونَ ﴿12﴾
12) و حرام کردیم بر او شیردهندگان را از قبل - پس گفت (خواهر موسی ) آیا دلالت کنم شما را بر اهل بیتی که مکلف می شوند او را (پرورش دهند ) برای شما و ایشان برای او خالص کنندگان (خدمتند )
فَرَدَدْنَاهُ إِلَى أُمِّهِ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُهَا وَلَا تَحْزَنَ وَلِتَعْلَمَ أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ ﴿13﴾
13) پس برگرداندیم او را بسوی مادرش تا آرامش گیرد چشمش – و اندهیگین نشود و تا علم یابد همانا وعده خداوند حق است و لکن اکثر ایشان علم ندارند
وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَاسْتَوَى آتَيْنَاهُ حُكْمًا وَعِلْمًا وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ﴿14﴾
14) و وقتی که بالغ شد به قوتش و پردازش شد (بجوانی ) دادیم او را حکمتی و علمی – و بدینسان جزا می دهیم نیکوکاران را
وَدَخَلَ الْمَدِينَةَ عَلَى حِينِ غَفْلَةٍ مِّنْ أَهْلِهَا فَوَجَدَ فِيهَا رَجُلَيْنِ يَقْتَتِلَانِ هَذَا مِن شِيعَتِهِ وَهَذَا مِنْ عَدُوِّهِ فَاسْتَغَاثَهُ الَّذِي مِن شِيعَتِهِ عَلَى الَّذِي مِنْ عَدُوِّهِ فَوَكَزَهُ مُوسَى فَقَضَى عَلَيْهِ قَالَ هَذَا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ عَدُوٌّ مُّضِلٌّ مُّبِينٌ ﴿15﴾
15) و داخل شد به شهر بر وقت غفلتی  از اهلش – پس یافت در او دو انسان را که قتال می کنند- این از شیعه او - و این از دشمن اوست – پس مدد خواست او را آنکه از شیعه اوست بر آنکه از دشمن اوست-  پس مشت زد او را موسی پس فیصله داد (کُشت) او را – گفت (موسی) این از عمل شیطان است- همانا او دشمن گمراه کننده شفاف است
قَالَ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي فَغَفَرَ لَهُ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ﴿16﴾
16) گفت(موسی ) پروردگار من  -  همانا من ظلم کردم خودم را – پس بیامرز برای من پس آمرزید او را (خداوند) همانا اوست – او که آمرزنده بخشایشگر است
قَالَ رَبِّ بِمَا أَنْعَمْتَ عَلَيَّ فَلَنْ أَكُونَ ظَهِيرًا لِّلْمُجْرِمِينَ ﴿17﴾
17) گفت (موسی) پروردگار من بسبب آنچه که نعمت دادی بر من(درقوت ) – پس هرگز نمی شوم پشتیبان برای مجرمین (آفت زدگان)
فَأَصْبَحَ فِي الْمَدِينَةِ خَائِفًا يَتَرَقَّبُ فَإِذَا الَّذِي اسْتَنصَرَهُ بِالْأَمْسِ يَسْتَصْرِخُهُ قَالَ لَهُ مُوسَى إِنَّكَ لَغَوِيٌّ مُّبِينٌ ﴿18﴾
18) پس شد در شهر ترسانی که مراقبت می کند پس آنگاه (دید)آنکه به یاری خواست او را دیروز فریاد می زند او را – گفت برای او موسی همانا توئی البته نقص جوی شفاف
فَلَمَّا أَنْ أَرَادَ أَن يَبْطِشَ بِالَّذِي هُوَ عَدُوٌّ لَّهُمَا قَالَ يَا مُوسَى أَتُرِيدُ أَن تَقْتُلَنِي كَمَا قَتَلْتَ نَفْسًا بِالْأَمْسِ إِن تُرِيدُ إِلَّا أَن تَكُونَ جَبَّارًا فِي الْأَرْضِ وَمَا تُرِيدُ أَن تَكُونَ مِنَ الْمُصْلِحِينَ ﴿19﴾
19) پس زمانی – اینکه اراده کرد  - اینکه سخت گیری کند به آنکه اوست دشمن برای آندو – گفت  (دشمن )ای موسی آیا می خواهی اینکه بکشی مرا همچنانکه کُشتی شخصی را دیروز – نمی خواهی مگر اینکه بشوی مستبدی در زمین- و نمی خواهی اینکه بشوی از صالحان (حقمداران)
وَجَاء رَجُلٌ مِّنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ يَسْعَى قَالَ يَا مُوسَى إِنَّ الْمَلَأَ يَأْتَمِرُونَ بِكَ لِيَقْتُلُوكَ فَاخْرُجْ إِنِّي لَكَ مِنَ النَّاصِحِينَ ﴿20﴾
20) و آمد انسانی از انتهای شهر که کوشش می کند - گفت ای موسی همانا جماعت توطئه می کنند به تو تا بکشند ترا – پس بیرون برو همانا من برای تو از نصیحت کنندگانم
فَخَرَجَ مِنْهَا خَائِفًا يَتَرَقَّبُ قَالَ رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ﴿21﴾
21) پس خارج شد از او(از شهر ) ترسان که مراقبت می کند-  گفت (موسی ) پروردگار من  - نجات بده  مرا از قوم ظالمان
وَلَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقَاء مَدْيَنَ قَالَ عَسَى رَبِّي أَن يَهْدِيَنِي سَوَاء السَّبِيلِ ﴿22﴾
22) و وقتی که توجه  کرد به روبروی (شهر)مدین - گفت ممکن است پروردگارم هدایت کند مرا بپردازش  جهت  (حق)
وَلَمَّا وَرَدَ مَاء مَدْيَنَ وَجَدَ عَلَيْهِ أُمَّةً مِّنَ النَّاسِ يَسْقُونَ وَوَجَدَ مِن دُونِهِمُ امْرَأتَيْنِ تَذُودَانِ قَالَ مَا خَطْبُكُمَا قَالَتَا لَا نَسْقِي حَتَّى يُصْدِرَ الرِّعَاء وَأَبُونَا شَيْخٌ كَبِيرٌ ﴿23﴾
23) و وقتی که وارد شد به آب مدین – یافت بر او اُمتی (پایگاهی=نسلی  ) از مردم که می نوشانند (حیوانات را ) ویافت از غیر ایشان دو زن را کنار می کنند (حیوانات را)  گفت (موسی ) چیست قصدتان – گفتند نمی نوشانیم (حیوانات را ) تا بیرون روند چوپانان – و پدر ما پیری بزرگ است
فَسَقَى لَهُمَا ثُمَّ تَوَلَّى إِلَى الظِّلِّ فَقَالَ رَبِّ إِنِّي لِمَا أَنزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ ﴿24﴾
24) پس نوشانید برای آندو (حیواناتشان را) سپس رویگراند بسوی سایه – پس گفت پروردگار من همانا من بر آنچه که نازل کردی بسوی من از خیری محتاجم
فَجَاءتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِي عَلَى اسْتِحْيَاء قَالَتْ إِنَّ أَبِي يَدْعُوكَ لِيَجْزِيَكَ أَجْرَ مَا سَقَيْتَ لَنَا فَلَمَّا جَاءهُ وَقَصَّ عَلَيْهِ الْقَصَصَ قَالَ لَا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ﴿25﴾
25) پس آمد او را یکی شان (ازدختران ) – که راه می رود بر حیاء- گفت (دختر) همانا پدر من دعوت می کند ترا- تا جزا بدهد ترا- مزد آنچه را که  نوشاندی برای ما (حیوانات را) پس وقتی که آمد او را (پیر مرد را) و حکایت کرد بر او حکایتها را گفت (پیر )نترس- نجات یافتی از قوم ظالمان
قَالَتْ إِحْدَاهُمَا يَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِينُ ﴿26﴾
26) گفت یکی شان ( از دختران )ای پدر من – اجاره کن او را همانا بهتر کسی است که اجاره کردی – قوی امین است
قَالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هَاتَيْنِ عَلَى أَن تَأْجُرَنِي ثَمَانِيَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِندِكَ وَمَا أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ سَتَجِدُنِي إِن شَاء اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ ﴿27﴾
27) گفت (پیر ) همانا من می خواهم نکاح دهم بتو یکی از دو دخترم – این دو را – بر اینکه اجاره شوی- به من- هشت مقصد (سال) پس چنانچه تمام کردی ده (سال را )– پس از نزد توست – و نمی خواهم اینکه مشقت  دهم بر تو بزودی می یابی مرا چنانچه خواست خداوند از صالحان (حقمداران )
قَالَ ذَلِكَ بَيْنِي وَبَيْنَكَ أَيَّمَا الْأَجَلَيْنِ قَضَيْتُ فَلَا عُدْوَانَ عَلَيَّ وَاللَّهُ عَلَى مَا نَقُولُ وَكِيلٌ ﴿28﴾
28) گفت (پیر) آن میان من و میان توست هر کدام از دو مدت را  فیصله دادی پس نیست دشمنی بر من- و خداوند بر آنچه می گوئیم وکیل است
فَلَمَّا قَضَى مُوسَى الْأَجَلَ وَسَارَ بِأَهْلِهِ آنَسَ مِن جَانِبِ الطُّورِ نَارًا قَالَ لِأَهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّي آنَسْتُ نَارًا لَّعَلِّي آتِيكُم مِّنْهَا بِخَبَرٍ أَوْ جَذْوَةٍ مِنَ النَّارِ لَعَلَّكُمْ تَصْطَلُونَ ﴿29﴾
29) پس وقتی که فیصله داد موسی مدت را و سیر داد اهلش را – آشنا شد از جانب طور آتشی را- گفت به اهلش درنگ کنید – همانا من آشنا شدم آتشی را شاید من آورم به شما از او – خبری را – یا - گری از آتش شاید شما ملزم  (به گرمی )شوید
فَلَمَّا أَتَاهَا نُودِي مِن شَاطِئِ الْوَادِي الْأَيْمَنِ فِي الْبُقْعَةِ الْمُبَارَكَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ أَن يَا مُوسَى إِنِّي أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ ﴿30﴾
30) پس زمانی که آمد او را – ندا کرده شد از کناره وادی پرخیر  - در قطعه ای برکت داده شده از درخت – اینکه ای موسی همانا من –  منم خداوند – پروردگار جهانیان
 وَأَنْ أَلْقِ عَصَاكَ فَلَمَّا رَآهَا تَهْتَزُّ كَأَنَّهَا جَانٌّ وَلَّى مُدْبِرًا وَلَمْ يُعَقِّبْ يَا مُوسَى أَقْبِلْ وَلَا تَخَفْ إِنَّكَ مِنَ الْآمِنِينَ ﴿31﴾
31) و اینکه بینداز عصایت را پس وقتی که دید او را که می جنبد – گویا اینکه او ماری است رویگرداند پشت کنان – و تعقیب نکرد- (گفت خداوند ) ای موسی جلو بیا و نترس – همانا تو از امنیت یافتگانی
اسْلُكْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضَاء مِنْ غَيْرِ سُوءٍ وَاضْمُمْ إِلَيْكَ جَنَاحَكَ مِنَ الرَّهْبِ فَذَانِكَ بُرْهَانَانِ مِن رَّبِّكَ إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ ﴿32﴾
32) داخل کن دستت را در گریبانت که بیرون می آید شعاعی از غیر بدی – ضمیمه کن بسویت بالت را از بیم- پس این دو ترا-  دو برهان است – از پروردگارت بسوی فرعون و جماعتش – همانا ایشان بودند قومی متمردان
قَالَ رَبِّ إِنِّي قَتَلْتُ مِنْهُمْ نَفْسًا فَأَخَافُ أَن يَقْتُلُونِ ﴿33﴾
33) گفت (موسی ) پروردگار من همانا من کُشتم از ایشان شخصی را پس می ترسم اینکه بکشند مرا
وَأَخِي هَارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّي لِسَانًا فَأَرْسِلْهُ مَعِيَ رِدْءًا يُصَدِّقُنِي إِنِّي أَخَافُ أَن يُكَذِّبُونِ ﴿34﴾
34) و برادرم هارون او فصیحتر است از من بزبان – پس بفرست او را با من پشتیبانی که تصدیق کند مرا – همانا من می ترسم اینکه تکذیب کنند مرا
قَالَ سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ وَنَجْعَلُ لَكُمَا سُلْطَانًا فَلَا يَصِلُونَ إِلَيْكُمَا بِآيَاتِنَا أَنتُمَا وَمَنِ اتَّبَعَكُمَا الْغَالِبُونَ ﴿35﴾
35) گفت (خداوند ) بزودی شدید می کنم بازویت را به برادرت و قرار می دهم برای شما قاطعیتی پس واصل نمی شوند بسوی شما بسبب آیات ما – شما و کسی که پیروی کرد شما را – غلبه کنندگانند
فَلَمَّا جَاءهُم مُّوسَى بِآيَاتِنَا بَيِّنَاتٍ قَالُوا مَا هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُّفْتَرًى وَمَا سَمِعْنَا بِهَذَا فِي آبَائِنَا الْأَوَّلِينَ ﴿36﴾
36) پس زمانی که آمد ایشان را موسی با آیات ما که شفاف کننده است – گفتند نیست این مگر جادوئی بافته شده و نشنیدیم اینرا در اجدادمان که پیشینیانند
وَقَالَ مُوسَى رَبِّي أَعْلَمُ بِمَن جَاء بِالْهُدَى مِنْ عِندِهِ وَمَن تَكُونُ لَهُ عَاقِبَةُ الدَّارِ إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ ﴿37﴾
37) و گفت (موسی ) پروردگار من عالمتر است به کسی که آورد هدایت را از نزد او – و کسی که می شود برای او عاقبت سرای(بهشت) – همانا او رستگار نمی کند ظالمان را
وَقَالَ فِرْعَوْنُ يَا أَيُّهَا الْمَلَأُ مَا عَلِمْتُ لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرِي فَأَوْقِدْ لِي يَا هَامَانُ عَلَى الطِّينِ فَاجْعَل لِّي صَرْحًا لَّعَلِّي أَطَّلِعُ إِلَى إِلَهِ مُوسَى وَإِنِّي لَأَظُنُّهُ مِنَ الْكَاذِبِينَ ﴿38﴾
38) و گفت فرعون ای جماعت علم ندارم برای شما از الهی (مطلقی ) غیر من – پس بسوزان   برای من - ای هامان بر گل (آجر بپذ) پس قرار بده برای من کوشکی شاید من اطلاع یابم به اله موسی – و همانا من البته گمان می کنم حتماً او از دروغگویان است
وَاسْتَكْبَرَ هُوَ وَجُنُودُهُ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ إِلَيْنَا لَا يُرْجَعُونَ ﴿39﴾
39) تکبر کرد او(فرعون) و لشگرهایش در زمین بدون حق- و گمان کردند همانا ایشان بسوی ما مراجعت نمی کنند
فَأَخَذْنَاهُ وَجُنُودَهُ فَنَبَذْنَاهُمْ فِي الْيَمِّ فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الظَّالِمِينَ ﴿40﴾
40) پس گرفتیم او را و لشکرهایش را – پس بکناری بردیم ایشان را در شطّ – پس نگاه کن چطور بود عاقبت ظالمان
وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ لَا يُنصَرُونَ ﴿41﴾
41) و قرار دادیم ایشان را امامانی که دعوت می کنند بسوی آتش – و بدوران قیامت یاری کرده نمی شوند
وَأَتْبَعْنَاهُمْ فِي هَذِهِ الدُّنْيَا لَعْنَةً وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ هُم مِّنَ الْمَقْبُوحِينَ ﴿42﴾
42) و پی گیری کردیم ایشان را در این دنیا به لعنتی – و بدوران قیامت ایشان از قبیح شدگانند
وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ مِن بَعْدِ مَا أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ الْأُولَى بَصَائِرَ لِلنَّاسِ وَهُدًى وَرَحْمَةً لَّعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ ﴿43﴾
43) و البته بدرستیکه دادیم موسی را کتاب از بعد آنچه  که هلاک کردیم قرنهای نخستین را – بینش هایی برای مردم و هدایتی و رحمتی – شاید ایشان متذکر شوند
وَمَا كُنتَ بِجَانِبِ الْغَرْبِيِّ إِذْ قَضَيْنَا إِلَى مُوسَى الْأَمْرَ وَمَا كُنتَ مِنَ الشَّاهِدِينَ ﴿44﴾
44) و نبودی به جانب غربی (طور) آنگاه که فیصله دادیم بسوی موسی امر را و نبودی از شاهدان
         وَلَكِنَّا أَنشَأْنَا قُرُونًا فَتَطَاوَلَ عَلَيْهِمُ الْعُمُرُ وَمَا كُنتَ ثَاوِيًا فِي أَهْلِ مَدْيَنَ تَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِنَا وَلَكِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ ﴿45﴾
45) و لکن ما پدید آوردیم قرن ها را پس دراز شد بر- ایشان عمر – و نبودی اقا مت کننده در اهل مدین که تلاوت کنی بر-ایشان آیات ما را و لکن ما بودیم فرستندگان
وَمَا كُنتَ بِجَانِبِ الطُّورِ إِذْ نَادَيْنَا وَلَكِن رَّحْمَةً مِّن رَّبِّكَ لِتُنذِرَ قَوْمًا مَّا أَتَاهُم مِّن نَّذِيرٍ مِّن قَبْلِكَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ ﴿46﴾
46) و نبودی به جانب طور – آنگاه که ندا کردیم و لکن رحمتی است از پروردگارت – تا اخطار کنی قومی را که نیامد ایشان را از اخطار کننده ای از قبل تو – شاید ایشان متذکر شوند
وَلَوْلَا أَن تُصِيبَهُم مُّصِيبَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ فَيَقُولُوا رَبَّنَا لَوْلَا أَرْسَلْتَ إِلَيْنَا رَسُولًا فَنَتَّبِعَ آيَاتِكَ وَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ﴿47﴾
47) و اگر نبود – اینکه اصابت کند ایشان را مصیبتی – بسبب آنچه که  تقدیم کرد دستهایشان پس گویند – پروردگار ما – چرا نفرستادی بسوی ما رسولی را- پس پیروی کنیم آیات ترا – و بشویم از ایمان آورندگان
فَلَمَّا جَاءهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِندِنَا قَالُوا لَوْلَا أُوتِيَ مِثْلَ مَا أُوتِيَ مُوسَى أَوَلَمْ يَكْفُرُوا بِمَا أُوتِيَ مُوسَى مِن قَبْلُ قَالُوا سِحْرَانِ تَظَاهَرَا وَقَالُوا إِنَّا بِكُلٍّ كَافِرُونَ ﴿48﴾
48) پس زمانی که آمد ایشان را حق از نزد ما گفتند – چرا داده نشد مثل آنچه که  داده شد موسی را- آیا و کافر نشدند بآنچه  که داده شد موسی را از قبل – گفتند دو جادوگرند پشتیبان شدند – و گفتند همانا ما به همه کافرانیم
قُلْ فَأْتُوا بِكِتَابٍ مِّنْ عِندِ اللَّهِ هُوَ أَهْدَى مِنْهُمَا أَتَّبِعْهُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿49﴾
49) بگو پس بیاورید کتابی را از نزد خداوند که او هدایت کننده تر است از آندو( تورات و انجیل) – که پیروی کنیم او را چنانچه بودید راستگویان
فَإِن لَّمْ يَسْتَجِيبُوا لَكَ فَاعْلَمْ أَنَّمَا يَتَّبِعُونَ أَهْوَاءهُمْ وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَوَاهُ بِغَيْرِ هُدًى مِّنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ﴿50﴾
50) پس چنانچه اجابت نکردند برای تو - پس علم داشته باش – قطعاً پیروی می کنند هوسهایشان را و کیست گمراهتر از کسی که پیروی کرد هوسش را – بدون هدایتی از خداوند همانا خداوند هدایت نمی کند قوم ظالمان را
وَلَقَدْ وَصَّلْنَا لَهُمُ الْقَوْلَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ ﴿51﴾
51) و البته بدرستیکه متواصل کردیم برای ایشان گفتار را شاید ایشان متذکر شوند
الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ مِن قَبْلِهِ هُم بِهِ يُؤْمِنُونَ ﴿52﴾
52) آنانکه دادیم ایشان را کتاب از قبل او – ایشان به او ایمان می آورند
وَإِذَا يُتْلَى عَلَيْهِمْ قَالُوا آمَنَّا بِهِ إِنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّنَا إِنَّا كُنَّا مِن قَبْلِهِ مُسْلِمِينَ ﴿53﴾
53) و آنگاه که تلاوت می شود بر-ایشان - گفتند ایمان آوردیم به او – همانا او حق است – از پروردگارمان همانا ما بودیم از قبل او اسلام آورندگان
أُوْلَئِكَ يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُم مَّرَّتَيْنِ بِمَا صَبَرُوا وَيَدْرَؤُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ ﴿54﴾
54) آنهایند- که داده می شوند اجرشان را  دوبار(در دنیا وآخرت ) بسبب آنچه که  صبر کردند و دفع می کنند به نیکوئی بدی را- و از آنچه که  رزق دادیم ایشان انفاق می کنند
وَإِذَا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ وَقَالُوا لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ لَا نَبْتَغِي الْجَاهِلِينَ ﴿55﴾
55) و آنگاه که  شنیدند یاوه ای   را اعراض کردند ازاو-  و گفتند برای ما است اعمالمان و برای شما است اعمالتان – سلام بر شما – نمی جوئیم (راه ) جاهلان را
إِنَّكَ لَا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَن يَشَاء وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ ﴿56﴾
56) همانا تو هدایت نمی کنی کسی را که دوست داشتی-  و لکن خداوند هدایت می کند کسی را که می خواهد و او عالمتر است به هدایت یافتگان
وَقَالُوا إِن نَّتَّبِعِ الْهُدَى مَعَكَ نُتَخَطَّفْ مِنْ أَرْضِنَا أَوَلَمْ نُمَكِّن لَّهُمْ حَرَمًا آمِنًا يُجْبَى إِلَيْهِ ثَمَرَاتُ كُلِّ شَيْءٍ رِزْقًا مِن لَّدُنَّا وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ ﴿57﴾
57) و گفتند چنانچه پیروی کنیم هدایت را که با توست – ربوده می شویم از زمینمان – آیا و امکان ندادیم برای ایشان حرم امنی را - که جلب می شود بسوی  او ثمرهای همه چیز – رزقی  از نزد ما – و لکن اکثرشان علم ندارند
وَكَمْ أَهْلَكْنَا مِن قَرْيَةٍ بَطِرَتْ مَعِيشَتَهَا فَتِلْكَ مَسَاكِنُهُمْ لَمْ تُسْكَن مِّن بَعْدِهِمْ إِلَّا قَلِيلًا وَكُنَّا نَحْنُ الْوَارِثِينَ ﴿58﴾
58) و چقدر هلاک کردیم از قریه ای را که قلدری کرد در زندگی اش(اهلش) – پس این است – مسکنهایشان که ساکن کرده نشد از بعد ایشان مگر اندکی و بودیم ما ارث برندگان
وَمَا كَانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرَى حَتَّى يَبْعَثَ فِي أُمِّهَا رَسُولًا يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِنَا وَمَا كُنَّا مُهْلِكِي الْقُرَى إِلَّا وَأَهْلُهَا ظَالِمُونَ ﴿59﴾
59) و نبود پروردگارت هلاک کننده قریه ها تا مبعوث کند  در اصلش(پایتختش ) رسولی را – تلاوت کند بر - ایشان آیات ما را – و نبودیم هلاک کننده قریه ها مگر اهلش ظالمانند
وَمَا أُوتِيتُم مِّن شَيْءٍ فَمَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَزِينَتُهَا وَمَا عِندَ اللَّهِ خَيْرٌ وَأَبْقَى أَفَلَا تَعْقِلُونَ ﴿60﴾
60) و آنچه که  داده شدید از چیزی – پس بهره زندگانی دنیا و زینتش است – و آنچه که  نزد خداوند است بهتر و باقی تر است – آیا پس تعقل نمی کنید
أَفَمَن وَعَدْنَاهُ وَعْدًا حَسَنًا فَهُوَ لَاقِيهِ كَمَن مَّتَّعْنَاهُ مَتَاعَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ثُمَّ هُوَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مِنَ الْمُحْضَرِينَ ﴿61﴾
61) آیا پس کسی را که وعده دادیم – وعده ای نیکو پس او یابنده است او را – مانند کسی است که بهره مند کردیم او را بهره زندگانی دنیا – سپس او بدوران قیامت از حاضر کرده شدگان است (در جهنم)
وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ فَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكَائِيَ الَّذِينَ كُنتُمْ تَزْعُمُونَ ﴿62﴾
62) و دورانی که ندا می کند ایشان  را (خداوند)– پس می گوید کجاست شریکان من – آنانکه بودید فرض می کردید (خدایانند)
قَالَ الَّذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ رَبَّنَا هَؤُلَاء الَّذِينَ أَغْوَيْنَا أَغْوَيْنَاهُمْ كَمَا غَوَيْنَا تَبَرَّأْنَا إِلَيْكَ مَا كَانُوا إِيَّانَا يَعْبُدُونَ ﴿63﴾
63) گفتند آنانکه محقق شد بر- ایشان گفتار- پروردگار ما – اینهایند آنانکه نقص جو کردیم – نقص جو کردیم ایشان را  همچنانکه نقص جو شدیم – دوری  کردیم (از ایشان ) بسوی تو – نبودند که ما را می پرستیدند
وَقِيلَ ادْعُوا شُرَكَاءكُمْ فَدَعَوْهُمْ فَلَمْ يَسْتَجِيبُوا لَهُمْ وَرَأَوُا الْعَذَابَ لَوْ أَنَّهُمْ كَانُوا يَهْتَدُونَ ﴿64﴾
64) و گفته شد دعوت کنید شریکانتان را – پس دعوت کردند ایشان را – پس اجابت نکردند برای ایشان و دیدند عذاب را – اگرهمانا ایشان (عاقل ) بودند هدایت می یافتند
وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ فَيَقُولُ مَاذَا أَجَبْتُمُ الْمُرْسَلِينَ ﴿65﴾
65) و دورانی که دعوت می کند ایشان را (خداوند ) – پس می گوید  چه جواب دادید رسولان را
فَعَمِيَتْ عَلَيْهِمُ الْأَنبَاء يَوْمَئِذٍ فَهُمْ لَا يَتَسَاءلُونَ ﴿66﴾
66) پس کور شد بر- ایشان خبرها - دورانگاهی که پس ایشان سئوال نمی کنند (همدیگر را )
فَأَمَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَعَسَى أَن يَكُونَ مِنَ الْمُفْلِحِينَ ﴿67﴾
67) پس اما کسی که توبه کرد و ایمان آورد وعمل کرد اصلاحی (حقمداری)را-پس ممکن است اینکه شود از رستگاران
وَرَبُّكَ يَخْلُقُ مَا يَشَاء وَيَخْتَارُ مَا كَانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ سُبْحَانَ اللَّهِ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ ﴿68﴾
68) و پروردگارت خلق می کند آنچه را که می خواهد و اختیار می کند –نبود برای ایشان اختیاری- فعال (مطلق) خداوند است و متعالی بود از آنچه که شرک می ورزند
وَرَبُّكَ يَعْلَمُ مَا تُكِنُّ صُدُورُهُمْ وَمَا يُعْلِنُونَ ﴿69﴾
69) و پروردگارت علم دارد آنچه را که مخفی می کند سینه ها ی ایشان وآنچه را که علنی می کنند
وَهُوَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ لَهُ الْحَمْدُ فِي الْأُولَى وَالْآخِرَةِ وَلَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿70﴾
70) واوست خداوند –که نیست الهی (مطلقی)مگر او- برای اوست ستایش در اولی (دنیا) وآخرت  و برای اوست حکم و بسوی او مراجعت کرده می شوید
قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِن جَعَلَ اللَّهُ عَلَيْكُمُ اللَّيْلَ سَرْمَدًا إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ مَنْ إِلَهٌ غَيْرُ اللَّهِ يَأْتِيكُم بِضِيَاء أَفَلَا تَسْمَعُونَ ﴿71﴾
71) بگو آیا دیدید چنا نچه قرار داد خداوند بر شما شب را ابدی- تا دوران قیامت- کیست الهی غیر از خداوند که بیاورد به شما شعا ئی را –آیا پس نمی شنوید
قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِن جَعَلَ اللَّهُ عَلَيْكُمُ النَّهَارَ سَرْمَدًا إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ مَنْ إِلَهٌ غَيْرُ اللَّهِ يَأْتِيكُم بِلَيْلٍ تَسْكُنُونَ فِيهِ أَفَلَا تُبْصِرُونَ ﴿72﴾
72) بگو آیا دیدید چنا نچه قرار داد خداوند بر شما روز را ابدی تا دوران قیامت –کیست الهی(مطلقی) غیر از خداوند که بیاورد بشما شبی را که ساکن می شوید در او آیا پس بینش نمی یابید
وَمِن رَّحْمَتِهِ جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ وَلِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ﴿73﴾
73) و از رحمتش قرار داد برای شما شب و روز را تا ساکن شوید در او و تا بجو ئید از فضلش وشاید شما شکر کنید
وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ فَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكَائِيَ الَّذِينَ كُنتُمْ تَزْعُمُونَ ﴿74﴾
74) و دورانی که ندا می دهد ایشان را ( خداوند) –پس می گوید  کجاست   –شریکان من-آنانکه بودید فرض می کردید(که مطلق اند)
وَنَزَعْنَا مِن كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا فَقُلْنَا هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ فَعَلِمُوا أَنَّ الْحَقَّ لِلَّهِ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُوا يَفْتَرُونَ ﴿75﴾
75) وکندیم از هر امتی (پایگاهی= نسلی )شاهدی را پس گفتیم –بیاورید برهانتان را- پس علم یافتند همانا حق برای خداوند است وگم شداز ایشان آنچه را که بودند می بافتند
إِنَّ قَارُونَ كَانَ مِن قَوْمِ مُوسَى فَبَغَى عَلَيْهِمْ وَآتَيْنَاهُ مِنَ الْكُنُوزِ مَا إِنَّ مَفَاتِحَهُ لَتَنُوءُ بِالْعُصْبَةِ أُولِي الْقُوَّةِ إِذْ قَالَ لَهُ قَوْمُهُ لَا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْفَرِحِينَ ﴿76﴾
76) همانا  قارون (سرما یه دار) بود از قوم موسی پس جویا شد(برتری طلبی را) بر-ایشان –ودادیم او را ازگنج ها آنچه که همانا کلیدها یش – البته بلند می شود بسبب مجموعه ای که دارای نیروست – آنگاه گفت برای او قومش – خو شحالی نکن همانا خداوند دوست نمی دارد خوشحالی کنند گان(بباطل ) را
وَابْتَغِ فِيمَا آتَاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَلَا تَنسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيَا وَأَحْسِن كَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ وَلَا تَبْغِ الْفَسَادَ فِي الْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ ﴿77﴾
77) وبجوی در آنچه که  داد ترا خداوند سرای آخرت را-  و فرا موش نکن بهره ات را از دنیا ونیکی کن چنانکه نیکی کرد خداوند بتو – و نجوی فساد (باطل مداری)را در زمین –همانا خداوند دوست نمی دارد فساد کنند گان را
قَالَ إِنَّمَا أُوتِيتُهُ عَلَى عِلْمٍ عِندِي أَوَلَمْ يَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَهْلَكَ مِن قَبْلِهِ مِنَ القُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّةً وَأَكْثَرُ جَمْعًا وَلَا يُسْأَلُ عَن ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُونَ ﴿78﴾
78) گفت (قارون ) قطعاً داده شدم او را (سرما یه را)بر علمی که نزد من است –آیا وعلم نداشت  همانا خداوند بدرستیکه هلاک کرد از قبل او از قرنها یی را  -    کسی که اوشدید تراست از او( از قارون) به نیرو- و بیشتر به جماعت -  و پرسیده نمی شوند از بزهکار یشان مجرومان
فَخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ فِي زِينَتِهِ قَالَ الَّذِينَ يُرِيدُونَ الْحَيَاةَ الدُّنيَا يَا لَيْتَ لَنَا مِثْلَ مَا أُوتِيَ قَارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِيمٍ ﴿79﴾
79) پس بیرون آمد بر قومش در زیور هایش- گفتند –آنانکه می خواهند زند گانی دنیا را – ای کاش برای ما باشد مثل آنچه  که داده شد به قارون – همانا او البته دارای شانس  بزرگی است
وَقَالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَيْلَكُمْ ثَوَابُ اللَّهِ خَيْرٌ لِّمَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا وَلَا يُلَقَّاهَا إِلَّا الصَّابِرُونَ ﴿80﴾
80) و گفتند آنانکه داده شدند علم را – وای بر شما ثواب خداوند بهتر است – برای کسی که ایمان آورد و عمل کرد اصلاحی (حقمداری )را  و دریافت نمی کند او را (این سخن  را) مگر صبر کنندگان
فَخَسَفْنَا بِهِ وَبِدَارِهِ الْأَرْضَ فَمَا كَانَ لَهُ مِن فِئَةٍ يَنصُرُونَهُ مِن دُونِ اللَّهِ وَمَا كَانَ مِنَ المُنتَصِرِينَ ﴿81﴾
81) پس فرو بردیم او را ( قارون را ) و خانه اش را در زمین پس نبود برای او از گروهی که یاری کنند او را از غیر خداوند – و نبود از یاری یافتگان
وَأَصْبَحَ الَّذِينَ تَمَنَّوْا مَكَانَهُ بِالْأَمْسِ يَقُولُونَ وَيْكَأَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَيَقْدِرُ لَوْلَا أَن مَّنَّ اللَّهُ عَلَيْنَا لَخَسَفَ بِنَا وَيْكَأَنَّهُ لَا يُفْلِحُ الْكَافِرُونَ ﴿82﴾
82) و شدند انانکه تمنا می کردند – مکانش را دیروز-  می گویند وای گویا اینکه خداوند گسترش  می دهد رزق را برای کسی که می خواهد از پرستندگانش و اندازه می کند – اگر نبود اینکه منّت نهاد خداوند بر ما البته فرو می برد ما را – وای – گویا اینکه او (خداوند ) رستگار نمی کند کافران را
تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ ﴿83﴾
83) این است سرای آخرت – که قرار می دهیم او را برای آنانکه نمی خواهند برتری جوئی را در زمین و نه فسادی را – و عاقبت برای متقین است
مَن جَاء بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِّنْهَا وَمَن جَاء بِالسَّيِّئَةِ فَلَا يُجْزَى الَّذِينَ عَمِلُوا السَّيِّئَاتِ إِلَّا مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿84﴾
84) کسی که آورد نیکی را پس برای اوست بهتر از او – و کسی که اورد بدی را – پس جزا داده نمی شوند آنانکه عمل کردند بدیها را مگر بآنچه که  بودند عمل می کردند
إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرَادُّكَ إِلَى مَعَادٍ قُل رَّبِّي أَعْلَمُ مَن جَاء بِالْهُدَى وَمَنْ هُوَ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ﴿85﴾
85) همانا آنکه واجب کرد بر تو قرآن را البته برگرداننده است ترا به هدف – بگو پروردگار من عالمتر است به کسی که آورد هدایت را – و کسی که اوست در گمراهی شفاف
وَمَا كُنتَ تَرْجُو أَن يُلْقَى إِلَيْكَ الْكِتَابُ إِلَّا رَحْمَةً مِّن رَّبِّكَ فَلَا تَكُونَنَّ ظَهِيرًا لِّلْكَافِرِينَ ﴿86﴾
86) و نبودی که امید داشته باشی اینکه انداخته شود بسوی تو کتاب – مگر به رحمتی از پروردگارت پس نباش حتماً پشتیبان برای کافران
وَلَا يَصُدُّنَّكَ عَنْ آيَاتِ اللَّهِ بَعْدَ إِذْ أُنزِلَتْ إِلَيْكَ وَادْعُ إِلَى رَبِّكَ وَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ﴿87﴾
87) و جلوگیری نکنند حتماً ترا از آیات خداوند بعد از آنگاهی که نازل کرده شد بسویت – و دعوت کن بسوی پروردگارت و نباش حتماً از مشرکان ( از کسانی که اصول راهنمای  اندیشه وعمل انها  ثنویت است)
وَلَا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿88﴾

88) و دعوت نکن با خداوند الهی (مطلقی )دیگر را- نیست الهی (مطلقی ) مگر او – همه چیز هلاک شونده است مگر جهت او – برای اوست حکم-و بسوی او مراجعت کرده می شوید




سوره العنکبـــوت (29)
بخش تار تننده
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
بنام خداوند بخشاینده بخشایشگر
     الم ﴿1﴾
1)     معنی حروف مقطعه در آخر  آمده است
أَحَسِبَ النَّاسُ أَن يُتْرَكُوا أَن يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ ﴿2﴾
2)     آیا حساب کردند مردم اینکه ترک کرده شوند اینکه بگویند ایمان آوردیم و ایشان گرفتار کرده نشوند
وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَلَيَعْلَمَنَّ الْكَاذِبِينَ ﴿3﴾
3)   و البته بدرستیکه گرفتار کردیم آنانرا که از قبل ایشانند پس البته  علم دارد  حتما  خداوند آنانرا که راست گفتند و البته علم دارد حتما  دروغگویان را
أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ أَن يَسْبِقُونَا سَاء مَا يَحْكُمُونَ ﴿4﴾
4)     یا حساب کردند آنانکه عمل می کنند بدیها را اینکه پیشی گیرند ما را – بد بود آنچه را که  حکم می کنند
مَن كَانَ يَرْجُو لِقَاء اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ﴿5﴾
5)     کسی که بود امید می داشت ملاقات خداوند را پس همانا اجل خداوند البته آینده است – و او شنوای عالم است
وَمَن جَاهَدَ فَإِنَّمَا يُجَاهِدُ لِنَفْسِهِ إِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ ﴿6﴾
6)     و کسی که جهاد(دفاع)  کرد پس قطعاً جهاد  می کند برای خودش – همانا خداوند البته غنی از جهانیان است
وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَنُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَحْسَنَ الَّذِي كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿7﴾
7)   و آنانکه ایمان آوردند و عمل کردند اصلاحات (حقمداری ) را البته می زدایم از ایشان بدیهایشان را و البته جزا  می دهیم ایشان را نیکوتر از آنکه بودند عمل می کردند
وَوَصَّيْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَيْهِ حُسْنًا وَإِن جَاهَدَاكَ لِتُشْرِكَ بِي مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿8﴾
8)   و وصیت کردیم برای انسان بوالدینش نیکوئی  کردن را- و چنانچه جهاد کردند ترا تا شرک بورزی تو به من (به خداوند ) آنچه را که نیست برای تو به او علمی – پس اطاعت نکن آندو را - بسوی من است مراجعت شما پس خبر می دهم شما رابآنچه  که بودیدعمل می کردید .
وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَنُدْخِلَنَّهُمْ فِي الصَّالِحِينَ ﴿9﴾
9)     و آنانکه ایمان آوردند و عمل کردند اصلاحات (حقمداری ) را البته داخل می کنیم ایشان را در اصلاح کنندگان
وَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ فَإِذَا أُوذِيَ فِي اللَّهِ جَعَلَ فِتْنَةَ النَّاسِ كَعَذَابِ اللَّهِ وَلَئِن جَاء نَصْرٌ مِّن رَّبِّكَ لَيَقُولُنَّ إِنَّا كُنَّا مَعَكُمْ أَوَلَيْسَ اللَّهُ بِأَعْلَمَ بِمَا فِي صُدُورِ الْعَالَمِينَ ﴿10﴾
10) و از مردم کسی که می گوید ایمان آوردیم به خداوند پس آنگاه که اذیت کرده شدند در (راه ) خداوند قرار داد گرفتاری مردم را مانند عذاب خداوند – و البته چنانچه آمد یاری از پروردگارت البته می گویند حتماً همانا ما بودیم با شما – آیا و نیست خداوند بسببی عالمتر بآنچه که  در سینه های جهانیان است .
وَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَلَيَعْلَمَنَّ الْمُنَافِقِينَ ﴿11﴾
11) و البته علم دارد  حتماً خداوند – آنانرا که ایمان آوردند – و البته علم دارد  حتماً منافقان را
وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا اتَّبِعُوا سَبِيلَنَا وَلْنَحْمِلْ خَطَايَاكُمْ وَمَا هُم بِحَامِلِينَ مِنْ خَطَايَاهُم مِّن شَيْءٍ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ ﴿12﴾
12) و گفتند آنان که کافر شدند برای آنانکه ایمان آوردند پیروی کنید جهت ما را وتا حمل کنیم خطاهای شما را – و نیستند ایشان حمل کنندگان از خطاهای ایشان را  از چیزی – همانا ایشان البته دروغگویانند
وَلَيَحْمِلُنَّ أَثْقَالَهُمْ وَأَثْقَالًا مَّعَ أَثْقَالِهِمْ وَلَيُسْأَلُنَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَمَّا كَانُوا يَفْتَرُونَ ﴿13﴾
13) و البته حمل می کنند حتماً بارهایشان را و بارهائی را با بارشان – و البته پرسیده میشوند حتماً بدوران قیامت از آنچه که بودند می بافتند
وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ فَلَبِثَ فِيهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمْسِينَ عَامًا فَأَخَذَهُمُ الطُّوفَانُ وَهُمْ ظَالِمُونَ ﴿14﴾
14) و البته بدرستیکه فرستادیم نوح را بسوی قومش پس درنگ کرد در ایشان هزار سال مگر پنجاه سال- پس گرفت ایشان را طوفان و ایشان ظالمانند
فَأَنجَيْنَاهُ وَأَصْحَابَ السَّفِينَةِ وَجَعَلْنَاهَا آيَةً لِّلْعَالَمِينَ ﴿15﴾
15) پس نجات دادیم او را و اهل کشتی را و قرار دادیم او را ( کشتی را ) آیه ای برای جهانیان
وَإِبْرَاهِيمَ إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاتَّقُوهُ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿16﴾
16) و ابراهیم را (فرستادیم ) آنگاه که گفت برای قومش بپرستید خداوند را و متقی شوید (حفظ کنید اصول راهنمای حق ) او را – آن است شما را- که بهتر است برای شما چنانچه بودید عمل می کردید
إِنَّمَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ أَوْثَانًا وَتَخْلُقُونَ إِفْكًا إِنَّ الَّذِينَ تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لَا يَمْلِكُونَ لَكُمْ رِزْقًا فَابْتَغُوا عِندَ اللَّهِ الرِّزْقَ وَاعْبُدُوهُ وَاشْكُرُوا لَهُ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿17﴾
17) قطعاً می پرستید از غیر خداوند را یا بتان (  جامد و جاندار ) را – و خلق می کنید تحریفی را – همانا آنانرا که می پرستید از غیر خداوند – مالک نمی شوند برای شما رزقی را پس بجوئید نزد خداوند رزق را و پرستش کنید او را و شکر کنید برای او –بسوی او مراجعت می کنید
وَإِن تُكَذِّبُوا فَقَدْ كَذَّبَ أُمَمٌ مِّن قَبْلِكُمْ وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ ﴿18﴾
18) و چنانچه تکذیب می کنید – پس بدرستیکه تکذیب کردند امت هایی (پایگاههایی= نسلهایی ) از قبل شما و نیست بر رسول مگر ابلاغ کردن  شفاف
أَوَلَمْ يَرَوْا كَيْفَ يُبْدِئُ اللَّهُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ ﴿19﴾
19) آیا و ندیدند چطور شروع می کند خداوند خلق را سپس اعاده می کند او را ( پس از مرگ) همانا آن بر خداوند آسان است
قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانظُرُوا كَيْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ يُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿20﴾
20) بگو سیر کنید در زمین پس نگاه کنید چطور شروع کرد (خداوند) خلق را – سپس خداوند پدید می آورد- پدیده آوردن آخرت را – همانا خداوند بر هر چیزی قادر است
يُعَذِّبُ مَن يَشَاء وَيَرْحَمُ مَن يَشَاء وَإِلَيْهِ تُقْلَبُونَ ﴿21﴾
21) عذاب می کند کسی را که می خواهد (بعملش) - و رحم می کند کسی را که می خواهد (بعملش) – و بسوی او منقلب می شوید
وَمَا أَنتُم بِمُعْجِزِينَ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي السَّمَاء وَمَا لَكُم مِّن دُونِ اللَّهِ مِن وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ ﴿22﴾
22) و نیستید شما عاجز کنندگان (خداوند را ) در زمین و نه در آسمان – و نیست برای شما از غیر خداوند از یاوری و نه یاری کننده ای
وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَلِقَائِهِ أُوْلَئِكَ يَئِسُوا مِن رَّحْمَتِي وَأُوْلَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿23﴾
23) و آنانکه کافر شدند به ایات خداوند و ملاقات او را – آنها مأیوس شدند از رحمت من و آنهایند که برای ایشان عذاب دردناک است
فَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَن قَالُوا اقْتُلُوهُ أَوْ حَرِّقُوهُ فَأَنجَاهُ اللَّهُ مِنَ النَّارِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ﴿24﴾
24) پس نبود جواب قومش مگر اینکه گفتند بکشید او را یا بسوزانید او را – پس نجات داد او را خداوند از آتش – همانا در آن البته آیاتی برای قومی است که ایمان می آورند
وَقَالَ إِنَّمَا اتَّخَذْتُم مِّن دُونِ اللَّهِ أَوْثَانًا مَّوَدَّةَ بَيْنِكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ثُمَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكْفُرُ بَعْضُكُم بِبَعْضٍ وَيَلْعَنُ بَعْضُكُم بَعْضًا وَمَأْوَاكُمُ النَّارُ وَمَا لَكُم مِّن نَّاصِرِينَ ﴿25﴾
25) و گفت قطعاً گرفتید از غیر خداوند بت های ( جامد وجانداری ) را به علاقه ای میانتان در زندگانی دنیا - سپس بدوران قیامت کافر می شود بعضیتان به بعضی و لعنت می کند بعضیتان بعضی را – و جایگاهتان آتش است و نیست برای شما از یاری کنندگان
فَآمَنَ لَهُ لُوطٌ وَقَالَ إِنِّي مُهَاجِرٌ إِلَى رَبِّي إِنَّهُ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿26﴾
26) پس ایمان آورد برای او (به ابراهیم ) لوط و گفت (ابراهیم ) همانا من هجرت کننده ام بسوی پروردگارم – همانا او شرافتمند حکیم است
وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَقَ وَيَعْقُوبَ وَجَعَلْنَا فِي ذُرِّيَّتِهِ النُّبُوَّةَ وَالْكِتَابَ وَآتَيْنَاهُ أَجْرَهُ فِي الدُّنْيَا وَإِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ ﴿27﴾
27) و عطا کردیم برای او اسحاق و یعقوب را و قرار دادیم در نسل او نبوت و کتاب را و دادیم او را اجرش را در دنیا – و همانا او در آخرت البته از اصلاح کنندگان است
وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ مَا سَبَقَكُم بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِّنَ الْعَالَمِينَ ﴿28﴾
28) و لوط را آنگاه که گفت برای قومش همانا شما البته می آورید فحشاء (هجنسگرائی ) را – که سبقت نگرفت شما را به او ( به فحشاء) از کسی از جهانیان
أَئِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ وَتَقْطَعُونَ السَّبِيلَ وَتَأْتُونَ فِي نَادِيكُمُ الْمُنكَرَ فَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَن قَالُوا ائْتِنَا بِعَذَابِ اللَّهِ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ ﴿29﴾
29) آیا همانا شما البته می آورید (همجنسگرائی را ) با مردان و قطع می کنید جهت (تناسل را ) و می آورید در جمعتان منکر را – پس نبود جواب قومش مگر اینکه گفتند بیاور ما را به عذاب خداوند – چنانچه بودی از راستگویان
 قَالَ رَبِّ انصُرْنِي عَلَى الْقَوْمِ الْمُفْسِدِينَ ﴿30﴾
30) گفت (لوط ) پروردگار من یاری کن مرا بر قوم فساد کنندگان
وَلَمَّا جَاءتْ رُسُلُنَا إِبْرَاهِيمَ بِالْبُشْرَى قَالُوا إِنَّا مُهْلِكُو أَهْلِ هَذِهِ الْقَرْيَةِ إِنَّ أَهْلَهَا كَانُوا ظَالِمِينَ ﴿31﴾
31) و زمانی که آمدند فرستادگان( فرشتگان) ما ابراهیم را به بشارت  (فرزند) گفتند همانا ما هلاک کننده ایم اهل این قریه را – همانا اهلش بودند ظالمان
قَالَ إِنَّ فِيهَا لُوطًا قَالُوا نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَن فِيهَا لَنُنَجِّيَنَّهُ وَأَهْلَهُ إِلَّا امْرَأَتَهُ كَانَتْ مِنَ الْغَابِرِينَ ﴿32﴾
32) گفت (ابراهیم)همانا در او (در قریه ) لوط است گفتند( فرشتگان)  ما عالمتریم به کسی که در او است البته نجات می دهیم حتماً او را و اهلش را مگر زنش را – که بود ازغبار شدگان 
وَلَمَّا أَن جَاءتْ رُسُلُنَا لُوطًا سِيءَ بِهِمْ وَضَاقَ بِهِمْ ذَرْعًا وَقَالُوا لَا تَخَفْ وَلَا تَحْزَنْ إِنَّا مُنَجُّوكَ وَأَهْلَكَ إِلَّا امْرَأَتَكَ كَانَتْ مِنَ الْغَابِرِينَ ﴿33﴾
33) و زمانی که آمدند فرستادگان ما-  لوط را بد شد بسبب ایشان (حالش) و تنگ شد بسبب ایشان در وسیله(دفاع) - و گفتند نترس و اندوهگین نشو – همانا ما نجات دهنده ایم ترا و اهل ترا مگر زنت را که بود از غبار شدگان 
إِنَّا مُنزِلُونَ عَلَى أَهْلِ هَذِهِ الْقَرْيَةِ رِجْزًا مِّنَ السَّمَاء بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ ﴿34﴾
34) همانا ما نازل کننده گانیم بر اهل این قریه نگرانی  (عذاب کننده را )از آسمان بسبب آنچه که بودند تمرد می کردند
وَلَقَد تَّرَكْنَا مِنْهَا آيَةً بَيِّنَةً لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ ﴿35﴾
35) و البته بدرستیکه ترک کردیم از او (از قریه ) آیه ای (نشانه ای ) شفافی برای قومی که تعقل می کنند
وَإِلَى مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْبًا فَقَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَارْجُوا الْيَوْمَ الْآخِرَ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ ﴿36﴾
36) و بسوی مدین برادرشان شعیب را (فرستادیم) پس گفت ای قوم من بپرستید خداوند را و امیدوار باشید دوران آخرت را – و مرتکب نشوید در زمین فسادکنندگان
فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دَارِهِمْ جَاثِمِينَ ﴿37﴾
37) پس تکذیب کردند او را پس گرفتیم ایشان را به تشنج – پس شدند در خانه هایشان جسد شدگان
وَعَادًا وَثَمُودَ وَقَد تَّبَيَّنَ لَكُم مِّن مَّسَاكِنِهِمْ وَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَكَانُوا مُسْتَبْصِرِينَ ﴿38﴾
38) و عاد و ثمود را و بدرستیکه بیان  شد برای شما از مسکنهایشان – و زینت داد برای ایشان شیطان اعمالشان را – پس جلوگیری کرد ایشان را از جهت (حق) و بودند بینندگان
وَقَارُونَ وَفِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَلَقَدْ جَاءهُم مُّوسَى بِالْبَيِّنَاتِ فَاسْتَكْبَرُوا فِي الْأَرْضِ وَمَا كَانُوا سَابِقِينَ ﴿39﴾
39) و قارون و فرعون و هامان را و البته بدرستیکه آورد ایشان را موسی بینات (دلایل شفاف ) پس تکبر کردند در زمین و نبودند پیشی گیرندگان (خداوند را )
فَكُلًّا أَخَذْنَا بِذَنبِهِ فَمِنْهُم مَّنْ أَرْسَلْنَا عَلَيْهِ حَاصِبًا وَمِنْهُم مَّنْ أَخَذَتْهُ الصَّيْحَةُ وَمِنْهُم مَّنْ خَسَفْنَا بِهِ الْأَرْضَ وَمِنْهُم مَّنْ أَغْرَقْنَا وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيَظْلِمَهُمْ وَلَكِن كَانُوا أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ ﴿40﴾
40) پس هر (کدام) را گرفتیم به بزهکاریش – پس از ایشان کسی را که فرستادیم بر او ریگ را – و از ایشان کسی را که گرفتیم به نعره -  و از ایشان کسی را که فرو بردیم او را به زمین - و از ایشان کسی که غرق کردیم – و نبود خداوند تا ظلم کند ایشان را و لکن بودند خودهایشان که ظلم می کردند
مَثَلُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ أَوْلِيَاء كَمَثَلِ الْعَنكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَيْتًا وَإِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنكَبُوتِ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ ﴿41﴾
41) مثل آنانکه گرفتند از غیر خداوند را یاوران-  مانند مثل تار تننده(عنکبوت) است که گرفت خانه ای را و همانا سست ترین خانه ها البته خانه تار تننده (عنکبوت ) است – اگر بودند که علم می داشتند
إِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا يَدْعُونَ مِن دُونِهِ مِن شَيْءٍ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿42﴾
42) همانا خداوند علم دارد آنچه را که دعوت می کنند از غیر او از چیزی را  ( به مطلقیت ) و او شرافتمند حکیم است
وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ وَمَا يَعْقِلُهَا إِلَّا الْعَالِمُونَ ﴿43﴾
43) و این مثالها را  می زنیمش برای مردم – و تعقل نمی کنند او را مگر عالمان
خَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لِّلْمُؤْمِنِينَ ﴿44﴾
44) خلق کرد خداوند آسمانها و زمین را بحق – همانا در آن است البته آیه ای برای ایمان آورندگان
أُتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ وَأَقِمِ الصَّلَاةَ إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ ﴿45﴾
45) تلاوت کن آنچه را که وحی کرده شد بسوی تو از کتاب و برپادار نماز را – همانا نماز نهی می کند از فحشاء و منکر – و البته ذکر خداوند بزرگتر است و خداوند علم دارد آنچه را که می سازید
وَلَا تُجَادِلُوا أَهْلَ الْكِتَابِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِلَّا الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ وَقُولُوا آمَنَّا بِالَّذِي أُنزِلَ إِلَيْنَا وَأُنزِلَ إِلَيْكُمْ وَإِلَهُنَا وَإِلَهُكُمْ وَاحِدٌ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ ﴿46﴾
46) و مجادله نکنید اهل کتاب را مگر بآنکه او نیکوتر است- مگر آنانکه ظلم کردند از ایشان و بگوئید ایمان آوردیم بآنکه نازل کرده شد بسوی ما و نازل کرده شد بسوی شما و اله (مطلق ) ما و اله (مطلق)شما یکی است و ما برای او مسلمانیم .
وَكَذَلِكَ أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ فَالَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَمِنْ هَؤُلَاء مَن يُؤْمِنُ بِهِ وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلَّا الْكَافِرُونَ ﴿47﴾
47) و بدینسان نازل کردیم بسوی تو کتاب را پس آنانکه دادیم ایشان را کتاب -  ایمان می آورند به او- و از اینها کسی که ایمان می آورد به او-   و رد نمی کند آیات ما را مگر کافران .
وَمَا كُنتَ تَتْلُو مِن قَبْلِهِ مِن كِتَابٍ وَلَا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ إِذًا لَّارْتَابَ الْمُبْطِلُونَ ﴿48﴾
48) و نبودی که تلاوت کنی از قبل او از کتابی و نه خط بنویسی به راستت – بنابراین البته تردید کردند باطلها
بَلْ هُوَ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلَّا الظَّالِمُونَ ﴿49﴾
49) بلکه او آیات تبیین  کننده ای است که در سینه های آنان است که داده شدند علم را و رد نمی کنند آیات مارا مگر ظالمان .
وَقَالُوا لَوْلَا أُنزِلَ عَلَيْهِ آيَاتٌ مِّن رَّبِّهِ قُلْ إِنَّمَا الْآيَاتُ عِندَ اللَّهِ وَإِنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُّبِينٌ ﴿50﴾
50) و گفتند چرا نازل کرده نشد بر او آیاتی (مانند موسی و عیسی ) از پروردگارش – بگو قطعاً آیات نزد خداوند است و قطعاً من اخطار کننده شفافم
أَوَلَمْ يَكْفِهِمْ أَنَّا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ يُتْلَى عَلَيْهِمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَرَحْمَةً وَذِكْرَى لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ﴿51﴾
51) آیا و کافی نبود ایشان  را همانا ما نازل کردیم بر تو کتاب را تلاوت می شود بر – ایشان -همانا در آن است البته رحمتی و ذکری برای قومی که ایمان می آورند
قُلْ كَفَى بِاللَّهِ بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ شَهِيدًا يَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالَّذِينَ آمَنُوا بِالْبَاطِلِ وَكَفَرُوا بِاللَّهِ أُوْلَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ ﴿52﴾
52) بگو کافی است که خداوند میان من و میان شما شاهد است – علم دارد آنچه را که در آسمانها و زمین است – و آنانکه ایمان آوردند به باطل و کافر شدند به خداوند – آنها ایشانند که بازندگانند
وَيَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذَابِ وَلَوْلَا أَجَلٌ مُّسَمًّى لَجَاءهُمُ الْعَذَابُ وَلَيَأْتِيَنَّهُم بَغْتَةً وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ ﴿53﴾
53) و به عجله می طلبند از تو عذاب را – و اگر نبود اجلی نام برده شده – البته می آمد ایشان را عذاب – و البته می آید حتماً ایشان را ناگهان و ایشان شعور ندارند  
يَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذَابِ وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكَافِرِينَ ﴿54﴾
54) و به عجله می طلبند از تو عذاب را – و همانا جهنم البته محیط است به کافران
يَوْمَ يَغْشَاهُمُ الْعَذَابُ مِن فَوْقِهِمْ وَمِن تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ وَيَقُولُ ذُوقُوا مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿55﴾
55) دورانی که می پوشاند ایشان را عذاب از فوق شان و از زیر پاهایشان - و می گوید  (خداوند )بچشید آنچه را که بودید عمل می کردید
يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ أَرْضِي وَاسِعَةٌ فَإِيَّايَ فَاعْبُدُونِ ﴿56﴾
56) ای پرستندگان من – آنانکه ایمان آوردید همانا زمین من واسع است پس مرا پرستش کنید
كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ ثُمَّ إِلَيْنَا تُرْجَعُونَ ﴿57﴾
57) هر شخصی چشنده است مرگ را- سپس بسوی ما مراجعت کرده می شوید
وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَنُبَوِّئَنَّهُم مِّنَ الْجَنَّةِ غُرَفًا تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا نِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ ﴿58﴾
58) و آنانکه ایمان آوردند و عمل کردند اصلاحات (حقمداری ) را البته جای می دهیم حتماً ایشان را از بهشت  به اتاق هائی که جاری می شود از زیرش رودها که جاویدانند در او – آسودگی است مزد عمل کنندگان (به حق )
الَّذِينَ صَبَرُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ ﴿59﴾
59) آنانکه صبر کردند ( در حق ) و بر پروردگارشان توکل می کنند
وَكَأَيِّن مِن دَابَّةٍ لَا تَحْمِلُ رِزْقَهَا اللَّهُ يَرْزُقُهَا وَإِيَّاكُمْ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ﴿60﴾
60) و چه بسیار از جنبنده ای که حمل نمی کند رزقش را – خداوند رزق می دهد او را و شما را و او شنوای عالم است
وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ ﴿61﴾
61) و البته چنانچه پرسیدی ایشان را کیست که خلق کرد آسمانها و زمین را و مسخّر کرد خورشید و ماه را – البته می گویند حتماً خداوند -  پس چگونه منحرف می شوند
اللَّهُ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَيَقْدِرُ لَهُ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ﴿62﴾
62) خداوندگسترش  می دهد رزق را برای کسی که می خواهد از پرستندگانش و اندازه می کند برای او همانا خداوند به هر چیزی عالم است
وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّن نَّزَّلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَأَحْيَا بِهِ الْأَرْضَ مِن بَعْدِ مَوْتِهَا لَيَقُولُنَّ اللَّهُ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ ﴿63﴾
63) و البته چنانچه پرسیدی ایشان را – کیست – که نازل کرد از آسمان آبی را پس زنده کرد بسبب او زمین را از بعد مردنش – البته می گویند حتماً خداوند – بگو الحمدلِله – بلکه اکثرشان تعقل نمی کنند
وَمَا هَذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوَانُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ ﴿64﴾
64) و نیست این زندگانی دنیا – مگر سرگرمی و بازی – و همانا سرای آخرت البته اوست زندگانی (حقیقی)- اگر بودند که علم می داشتند
فَإِذَا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذَا هُمْ يُشْرِكُونَ ﴿65﴾
65) پس آنگاه که سوار شدند در کشتی دعوت کردند خداوند را خالص کنندگان برای او  دین (قانون حق)را -  پس زمانی که نجات داد ایشان را بسوی خشکی آنگاه ایشانند که شرک می ورزند
لِيَكْفُرُوا بِمَا آتَيْنَاهُمْ وَلِيَتَمَتَّعُوا فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ ﴿66﴾
66) تا کافر شوند بآنچه که  دادیم ایشان را – و تا بهره مند شوند – پس بزودی علم می یابند
أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا حَرَمًا آمِنًا وَيُتَخَطَّفُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ أَفَبِالْبَاطِلِ يُؤْمِنُونَ وَبِنِعْمَةِ اللَّهِ يَكْفُرُونَ ﴿67﴾
67) آیا و ندیدند همانا ما قرار دادیم حریم امنی را-  وربوده  می شوند مردم از اطرافشان – آیا پس به باطل ایمان می آورند و به نعمت خداوند کافر می شوند
وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أَوْ كَذَّبَ بِالْحَقِّ لَمَّا جَاءهُ أَلَيْسَ فِي جَهَنَّمَ مَثْوًى لِّلْكَافِرِينَ ﴿68﴾
68) و کیست ظالمتر از کسی که بافت بر خداوند دروغی را یا تکذیب کرد بسببی حق را – وقتی آمد او را- آیا نیست در جهنم اقامتگاه برای کافران
وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ ﴿69﴾
69) و آنانکه جهاد(دفاع) کردنددر (راه حاکمیت ولایت جمهورمردم بجانشینی ازحاکمیت ولایت مطلقه ) ما البته هدایت می کنیم حتماً ایشان را به جهت هایمان-  و همانا خداوند البته با نیکوکاران است .











































                                                                      

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر