سوره النساء (4)
بخش زنان
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
بنام خداوند بخشاینده بخشایشگر
يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً كَثِيرًا وَنِسَاء وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِي تَسَاءلُونَ بِهِ وَالأَرْحَامَ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيبًا ﴿1﴾
1) ای مردم تقوا داشته باشید ( حفظ کنید اصول راهنمای حق ) پروردگارتان را آن که خلق کرد شما را از نفس واحدی (از
ماده ای که با جهش تکاملی دارای روح شد دو زن ودو
مرد که دو بدو زن و شوهر شدند ) و خلق کرد از او (از همان ماده ) لنگه او را و پخش کرد از آن دو- مردانی بسیار و زنانی را – و تقوا داشته باشید خداوند را آن که می پرسید بسبب او ( ازهمدیگر) و رحمها -همانا خداوند بود بر شما مراقب.
وَآتُواْ الْيَتَامَى أَمْوَالَهُمْ وَلاَ تَتَبَدَّلُواْ الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ وَلاَ تَأْكُلُواْ أَمْوَالَهُمْ إِلَى أَمْوَالِكُمْ إِنَّهُ كَانَ حُوبًا كَبِيرًا ﴿2﴾
2) و بدهید یتیمان را اموالشان را و تبدیل نکنید کثیف( اموالتان را) به پاکیزه آنها و نخورید اموالشان را به ( همراه ) اموالتان همانا او ( خوردن اموال یتیمان) خیانت بزرگی است .
وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِي الْيَتَامَى فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاء مَثْنَى وَثُلاَثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ ﴿3﴾
3) و چنانچه ترسیدید اینکه قسط را برقرار نکنید ( حقوق و تکالیف را) در یتیمان – پس نکاح کنید از زنان ( بدون تماس با مادران یتیمان تا بتوانید قسط برقرارکنید میان یتیمان با اجازه زن اصلیتان چون تصمیم گیری در خانه شورائی است) آنچه را که پاکیزه شد برای شما از زنان دو و سه و چهار- پس چنانچه ترسیدید اینکه عدالت نکنید(میان زنان ) پس یکی - یا آنچه را که مالک شد اختیارهایتان ( اسیر جنگی بدون تماس برای متاهل ها ) آن نزدیکتر است به اینکه کلافه نشوید.
وَآتُواْ النَّسَاء صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِن طِبْنَ لَكُمْ عَن شَيْءٍ مِّنْهُ نَفْسًا فَكُلُوهُ هَنِيئًا مَّرِيئًا ﴿4﴾
4) و بدهید زنان را مهرهایشان را هدیه ای ( از جانب شما ) پس چنانچه پاکیزه کرده شدند (که در گذرند ) برای شما از چیزی از او ( از مهر ) خود ( زنان ) پس بخوریدش گوارای لذیذ .
وَلاَ تُؤْتُواْ السُّفَهَاء أَمْوَالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللّهُ لَكُمْ قِيَاماً وَارْزُقُوهُمْ فِيهَا وَاكْسُوهُمْ وَقُولُواْ لَهُمْ قَوْلاً مَّعْرُوفًا ﴿5﴾
5) و ندهید به سفیهان ( به نفهمان ) اموالتان را آنکه قرار داد خداوند برای شما برپائی (زندگی ) و رزق بدهید ایشان را در او ( در زندگی ) و بپوشانید ایشان را و بگوئید برای ایشان گفتار شناخته شده ای ( از حقوق و تکالیف ).
وَابْتَلُواْ الْيَتَامَى حَتَّىَ إِذَا بَلَغُواْ النِّكَاحَ فَإِنْ آنَسْتُم مِّنْهُمْ رُشْدًا فَادْفَعُواْ إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ وَلاَ تَأْكُلُوهَا إِسْرَافًا وَبِدَارًا أَن يَكْبَرُواْ وَمَن كَانَ غَنِيًّا فَلْيَسْتَعْفِفْ وَمَن كَانَ فَقِيرًا فَلْيَأْكُلْ بِالْمَعْرُوفِ فَإِذَا دَفَعْتُمْ إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ فَأَشْهِدُواْ عَلَيْهِمْ وَكَفَى بِاللّهِ حَسِيبًا ﴿6﴾
6) و بیازمائید یتیمان را ( در عقل و جسم برای قبول مسئولیت ) تا آنگاه که رسیدند به (شرایط ) نکاح – پس چنانچه آشنا شدید ( یافتید) از ایشان رشدی را پس بپردازید اموالشان را و نخورید او را ( اموال را ) شتابان اینکه (مبادا) بزرگ شوند و وکسی که بود غنی ( دارا ) پس باید عفیف باشد ( نخورد اموال یتیم را ) و کسی که بود فقیر – پس باید بخورد به شناخته شده ( به قدر عمل به حقوق و تکالیف ) پس آنگاه که پرداختید به ایشان اموالشان را پس شاهد بگیرید بر- ایشان ( که پرداختید اموالشان را ) و کافی است که خداوند است حسابگر.
لِّلرِّجَالِ نَصيِبٌ مِّمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالأَقْرَبُونَ وَلِلنِّسَاء نَصِيبٌ مِّمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالأَقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ كَثُرَ نَصِيبًا مَّفْرُوضًا ﴿7﴾
7) برای مردان سهمی است از آنچه که ترک کرد والدین و نزدیکان – و برای زنان سهمی است از آنچه که ترک کرد والدین و نزدیکان – از آنچه که کم شد از او (از اموال ) یا بسیار شد – سهمی واجب کرده شده است.
وَإِذَا حَضَرَ الْقِسْمَةَ أُوْلُواْ الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينُ فَارْزُقُوهُم مِّنْهُ وَقُولُواْ لَهُمْ قَوْلاً مَّعْرُوفًا ﴿8﴾
8) و آنگاه که حاضر شد در قسمت کردن ( اموال ) دارندگان نزدیکی ( به میت اما ارث نمی برند ) و یتیمان و درماندگان پس رزق دهید ایشان را از او ( از اموال ) و بگوئید برای ایشان گفتاری شناخته شده ( از حقوق و تکالیف ) .
وَلْيَخْشَ الَّذِينَ لَوْ تَرَكُواْ مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّيَّةً ضِعَافًا خَافُواْ عَلَيْهِمْ فَلْيَتَّقُوا اللّهَ وَلْيَقُولُواْ قَوْلاً سَدِيدًا ﴿9﴾
9) و باید هراس کنند آنان که اگر ترک کردند از پشتشان نسل عاجزی را – ترسیدند بر ( عاقبت ) ایشان – پس باید تقوا داشته باشند ( با حفظ کردن اصول راهنمای حق ) خداوند را و باید بگویند گفتاری سنجیده.
إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوَالَ الْيَتَامَى ظُلْمًا إِنَّمَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ نَارًا وَسَيَصْلَوْنَ سَعِيرًا ﴿10﴾
10) همانا آنان که می خورند اموال یتیمان را به ظلم ( به سلطه گری ) قطعا که می خورند در شکمهایشان آتشی را و به زودی ملزم می شوند در شعله ای.
يُوصِيكُمُ اللّهُ فِي أَوْلاَدِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الأُنثَيَيْنِ فَإِن كُنَّ نِسَاء فَوْقَ اثْنَتَيْنِ فَلَهُنَّ ثُلُثَا مَا تَرَكَ وَإِن كَانَتْ وَاحِدَةً فَلَهَا النِّصْفُ وَلأَبَوَيْهِ لِكُلِّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا السُّدُسُ مِمَّا تَرَكَ إِن كَانَ لَهُ وَلَدٌ فَإِن لَّمْ يَكُن لَّهُ وَلَدٌ وَوَرِثَهُ أَبَوَاهُ فَلأُمِّهِ الثُّلُثُ فَإِن كَانَ لَهُ إِخْوَةٌ فَلأُمِّهِ السُّدُسُ مِن بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِي بِهَا أَوْ دَيْنٍ آبَآؤُكُمْ وَأَبناؤُكُمْ لاَ تَدْرُونَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ لَكُمْ نَفْعاً فَرِيضَةً مِّنَ اللّهِ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيما حَكِيمًا ﴿11﴾
11) وصیت می کند خداوند در اولاد شما برای مذکر مانند شانس دو مونث است ( دو به یک بودن ارث درمقابل
نفقه گرفتن زن است اگر زن نفقه
نگیرد ارث برابر می شود اما بقول زنان اروپا نقد بهتر از منتظر مرگ
عزیزان بودن است ) – پس چنانچه بودند زنان فوق دو تا پس برای ایشان ( زنان ) دو سوم است آنچه را که ترک کرد (میت ) و چنانچه بود یکی ( یک زن ) پس برای او نصف است – و برای والدین او ( میت ) برای هر یک از آن دو ( پدر و مادر ) یک ششم است از آنچه که ترک کرد ( میت ) چنانچه بود برای او ( میت ) فرزندی – پس چنانچه نبود برای او ( میت ) فرزندی – و ارث برد او را ( میت را ) والدینش – پس برای مادرش یک سوم است - پس چنانچه بود برای او برادرانی پس برای مادرش یک ششم است از بعد وصیت کردنی که وصیت می کند به او (به خیرات و غیره و ...) یا (پرداخت) بدهی- اجداد تان و فرزندانتان را نمی دانید که کدامشان نزدیکترند ( بعد ازمردن ) برای شما نفعی را ( در خیرات فرستادن و...) واجبی است از خداوند ( آنچه مقرر شد ) همانا خداوند بود عالم و حکیم ( داور ) .
وَلَكُمْ نِصْفُ مَا تَرَكَ أَزْوَاجُكُمْ إِن لَّمْ يَكُن لَّهُنَّ وَلَدٌ فَإِن كَانَ لَهُنَّ وَلَدٌ فَلَكُمُ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَكْنَ مِن بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِينَ بِهَا أَوْ دَيْنٍ وَلَهُنَّ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَكْتُمْ إِن لَّمْ يَكُن لَّكُمْ وَلَدٌ فَإِن كَانَ لَكُمْ وَلَدٌ فَلَهُنَّ الثُّمُنُ مِمَّا تَرَكْتُم مِّن بَعْدِ وَصِيَّةٍ تُوصُونَ بِهَا أَوْ دَيْنٍ وَإِن كَانَ رَجُلٌ يُورَثُ كَلاَلَةً أَو امْرَأَةٌ وَلَهُ أَخٌ أَوْ أُخْتٌ فَلِكُلِّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا السُّدُسُ فَإِن كَانُوَاْ أَكْثَرَ مِن ذَلِكَ فَهُمْ شُرَكَاء فِي الثُّلُثِ مِن بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصَى بِهَآ أَوْ دَيْنٍ غَيْرَ مُضَآرٍّ وَصِيَّةً مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ عَلِيمٌ حَلِيمٌ ﴿12﴾
12) و برای شما ( مردان ) است نصف آنچه که ترک کرد لنگه هایتان چنانچه نبود برای ایشان ( زنان میت ) فرزندی – پس چنانچه بود برای ایشان ( زنان میت ) فرزندی پس برای شما ( مردان ) یک چهارم است از آنچه که ترک کردند( زنان میت ) از بعد وصیت کردنی – که وصیت می کنند به او (به خیرات و غیره و ...) یا (پرداخت) بدهی - و برای ایشان (زنان ) یک چهارم است از آنچه که ترک کردید ( مردان ) چنانچه نبود برای شما ( مردان ) فرزندی – پس چنانچه بود برای شما ( مردان ) فرزندی – پس برای ایشان ( زنان) یک هشتم است از آنچه که ترک کردید ( مردان ) از بعد وصیتی کردنی - که وصیت می کنید به او ( به خیرات و غیره و ...) یا (پرداخت) بدهی - و چنانچه بود مردی که ارث برده شود کلاله ( اطرافیان غیر از فرزندان و پدر و مادر ) یا زنی که برای اوست برادری یا خواهری پس برای هر یک از آن دو یک ششم است – پس چنانچه بودند بیشتر از آن پس ایشان شریکانند در یک سوم – از بعد وصیتی کردنی –که وصیت کرده می شود به او ( به خیرات و غیره و ...) یا (پرداخت) بدهی- غیر زیان رساننده – وصیتی از خداوند است و خداوند عالم بردبار است .
تِلْكَ حُدُودُ اللّهِ وَمَن يُطِعِ اللّهَ وَرَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿13﴾
13) این حدود خداوند است وهر کس داوطلب شود(به اطاعت) خداوند و رسولش - داخل کند او را (خداوند)به بهشتهای که جریان می یابد از زیرش رودها - جاویدانند در او ( در بهشت) و آن پیروزی بزرگ است.
وَمَن يَعْصِ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَيَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ نَارًا خَالِدًا فِيهَا وَلَهُ عَذَابٌ مُّهِينٌ ﴿14﴾
14) و هر کس سرپیچی کند خداوند و رسولش را و تجاوز کند حدود او را (خداوند را ) داخل کند او را در آتشی که جاویدان است در او (در آتش ) و برای او عذاب پست کننده است .
وَاللاَّتِي يَأْتِينَ الْفَاحِشَةَ مِن نِّسَآئِكُمْ فَاسْتَشْهِدُواْ عَلَيْهِنَّ أَرْبَعةً مِّنكُمْ فَإِن شَهِدُواْ فَأَمْسِكُوهُنَّ فِي الْبُيُوتِ حَتَّىَ يَتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْتُ أَوْ يَجْعَلَ اللّهُ لَهُنَّ سَبِيلاً (15)
15) و آنان که می آورند زشتی را ( زنا ومساحقه ) از زنانتان پس شاهد گیرید بر- ایشان چهار تا از شما را(چه زن چه مرد)- پس چنانچه شهادت دادند پس نگاهدارید ایشان را در خانه ها - تا دریافت کند ایشان را مرگ( تحت مراقبت باشد ) - یا قرار دهد خداوند برای ایشان جهتی را ( طلاق کنند ) .
وَاللَّذَانَ يَأْتِيَانِهَا مِنكُمْ فَآذُوهُمَا فَإِن تَابَا وَأَصْلَحَا فَأَعْرِضُواْ عَنْهُمَا إِنَّ اللّهَ كَانَ تَوَّابًا رَّحِيمًا ﴿16﴾
16) و آن دو (– دومرد- دو زن – یا یک مرد و یک زن که ) می آورند او را ( زشتی را در اینجا مساحقه - لواط –و زنا مقصود است ) از شما پس اذیت کنید ( برای مدتی زندانی کنید) آن دو را – پس چنانچه توبه کردند و اصلاح کردند ( اعمالشان را ) پس اعراض کنید ( بگذرید ) از آن دو – همانا خداوند بود توبه پذیرنده ای بخشایشگر .
إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللّهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوَءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ يَتُوبُونَ مِن قَرِيبٍ فَأُوْلَئِكَ يَتُوبُ اللّهُ عَلَيْهِمْ وَكَانَ اللّهُ عَلِيماً حَكِيماً ﴿17﴾
17) قطعا که توبه پذیرفتن بر خداوند است برای آنان که می کنند بدی را به جهالتی – سپس توبه می کنند از نزدیک ( در زمان کوتاه ) پس آنها را توبه می پذیرد خداوند بر-ایشان – و بود خداوند عالم حکیم.
وَلَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ حَتَّى إِذَا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ إِنِّي تُبْتُ الآنَ وَلاَ الَّذِينَ يَمُوتُونَ وَهُمْ كُفَّارٌ أُوْلَئِكَ أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا ﴿18﴾
18) و نیست توبه کردن برای آنان که می کنند بدیها را تا آنگاه که حاضر شد یکیشان را مرگ – ( در این لحظه ) گفت همانا من توبه کردم اکنون و نه آنان که می میرند و ایشان کافرانند ( انکار کنندگان اصول راهنمای حق اند ) آنها را آماده کردیم برای ایشان عذاب دردناکی را .
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ يَحِلُّ لَكُمْ أَن تَرِثُواْ النِّسَاء كَرْهًا وَلاَ تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُواْ بِبَعْضِ مَا آتَيْتُمُوهُنَّ إِلاَّ أَن يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِن كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَيْئًا وَيَجْعَلَ اللّهُ فِيهِ خَيْرًا كَثِيرًا ﴿19﴾
19) ای آنان که ایمان آوردید حلال نیست برای شما (فامیلهای زن شوهر مرده) اینکه ارث ببرید زنان را به تنفری ( از زنان ) و مشگل ایجاد نکنید ایشان را ( زنان را ) تا ببرید بعضی از آنچه را که دادید ( شوهران دادند ) ایشان را – مگر اینکه بیاورند زشتی شفافی را ( مانند مساحقه و زنان را ) و معاشرت کنید ایشان را به شناخت ( حقوق و تکالیف ) پس چنانچه تنفر پیدا کردید ایشان را – پس ممکن است اینکه تنفر پیدا کنید چیزی را و قرار بدهد خداوند در او خیر بسیاری را .
وَإِنْ أَرَدتُّمُ اسْتِبْدَالَ زَوْجٍ مَّكَانَ زَوْجٍ وَآتَيْتُمْ إِحْدَاهُنَّ قِنطَارًا فَلاَ تَأْخُذُواْ مِنْهُ شَيْئًا أَتَأْخُذُونَهُ بُهْتَاناً وَإِثْماً مُّبِيناً ﴿20﴾
20) و چنانچه خواستید تبدیل کنید لنگه ای را مکان لنگه ای(دیگر) و دادید یکی از ایشان را هنگفتی ( از مال ) پس نگیرید از او چیزی را _ آیا می گیرید او را ( مالی که دادید به همسر ) به بهتانی و گناهی شفاف .
وَكَيْفَ تَأْخُذُونَهُ وَقَدْ أَفْضَى بَعْضُكُمْ إِلَى بَعْضٍ وَأَخَذْنَ مِنكُم مِّيثَاقًا غَلِيظًا ﴿21﴾
21) و چطور می گیرید او را ( داده ها را ) و به درستی که مکان گرفت ( حلال شد) بعضیتان به بعضی – و گرفتند ( زنان ) از شما پیمان غلیظی را .
وَلاَ تَنكِحُواْ مَا نَكَحَ آبَاؤُكُم مِّنَ النِّسَاء إِلاَّ مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَمَقْتًا وَسَاء سَبِيلاً ﴿22﴾
22) و نکاح نکنید آنچه را که نکاح کرد پدرانتان از زنان -مگر آنچه به درستی که گذشت (در جاهلیت ) همانا او ( نکاح با زنان پدر ) زشتی و بیزاری و بد - جهتی است.
حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهَاتُكُمْ وَبَنَاتُكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ وَعَمَّاتُكُمْ وَخَالاَتُكُمْ وَبَنَاتُ الأَخِ وَبَنَاتُ الأُخْتِ وَأُمَّهَاتُكُمُ اللاَّتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَأَخَوَاتُكُم مِّنَ الرَّضَاعَةِ وَأُمَّهَاتُ نِسَآئِكُمْ وَرَبَائِبُكُمُ اللاَّتِي فِي حُجُورِكُم مِّن نِّسَآئِكُمُ اللاَّتِي دَخَلْتُم بِهِنَّ فَإِن لَّمْ تَكُونُواْ دَخَلْتُم بِهِنَّ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ وَحَلاَئِلُ أَبْنَائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلاَبِكُمْ وَأَن تَجْمَعُواْ بَيْنَ الأُخْتَيْنِ إَلاَّ مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللّهَ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا ﴿23﴾
23) حرام کرده شد بر شما مادرانتان – و دخترانتان و خواهرانتان – و عمه هایتان – و خاله هایتان – و دختران برادر و دختران خواهر – و مادرانتان آنکه شیر دادند شما را- و خواهرانتان از شیری- و مادران زنانتان- و پرورش یافتگان آنکه در موانع(خانه ) شما است از زنانتان آنکه داخل کردید به ایشان – پس چنانچه نبودید که داخل کردید به ایشان پس نیست باکی بر شما – و حلالهای فرزندانتان آنان که از صلب های شمایند- و مبادا جمع کنید دو خواهر را مگر آنچه به درستی که گذشت ( در جاهلیت )- همانا خداوند بود آمرزنده بخشایشگر .
وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاء- إِلاَّ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ كِتَابَ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاء ذَلِكُمْ أَن تَبْتَغُواْ بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا ﴿24﴾
24) و سنگر گیرندگان ( در سنگر شوهرند ) مگر آنچه را که مالک شد اختیارهایتان ( اسیران جنگی مومن که نمی خواهند به قوم خود بر گردند می توانید نکاح با مس برای مجرد ها و بدون مس برای متاهل ها ) کتاب (برنامه ) خداوند است بر شما – و حلال کرده شد آنچه که وراء آن است شما را- اینکه بجوئید به اموالتان – سنگرگیرندگان ( در سنگر خانواده با شوهر باشند ) بدون ریرندگان ( شهوت = زنا ) پس آنچه را که بهره بردید به او ( به کار زنان در خانه ) از ایشان پس بدهید ایشان را مزدشان را واجب شده ای- و نیست باکی بر شما در آنچه که ( در کار و مزد ) راضی شدید به او( در کار زن در خانه و مزد گرفتنش بنابراین زن در همه اموال مردبعد از ازدواج شریک است ) از بعد واجب شده ای همانا خداوند بود عالم حکیم.
وَمَن لَّمْ يَسْتَطِعْ مِنكُمْ طَوْلاً أَن يَنكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِن مِّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُم مِّن فَتَيَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ وَاللّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِكُمْ بَعْضُكُم مِّن بَعْضٍ فَانكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَيْرَ مُسَافِحَاتٍ وَلاَ مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ الْعَنَتَ مِنْكُمْ وَأَن تَصْبِرُواْ خَيْرٌ لَّكُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿25﴾
25) و کسی که استطاعت نداشت از شما امکان (مالی ) اینکه نکاح کند از سنگر گیرندگان ( در سنگر خانواده که همراه پدر و مادراند ) ایمان دارندگان – پس از آنچه که مالک شد اختیارهایتان ( اسیر جنگی نکاح با مس برای مجرد ها ) از جوانان (دختر ) شما که ایمان دارندگانند – و خداوند عالمتر است به ایمان شما – بعضی تان از بعضی است – پس نکاح کنید ایشان را (اسیران جنگی را ) با اجازه اهلشان (کسانی که اهلیت نگهداری اسیران را دارند ) و بدهید ایشان را مزدشان را ( مزدکارشان را در منزل ) به شناخت ( حقوق و تکالیف ) سنگرگیرندگانی که ( در سنگر خانواده با شوهرند ) بدون ریزندگان ( شهوت = زنا ) و نه گیرندگان رفیقهائی ( به پنهانی ) پس آنگاه که سنگر گرفتند ( در سنگر خانواده با شوهر شدند ) پس چنانچه آوردند ( عمل ) زشتی را پس بر- ایشان است نصف آنچه که برسنگر گیرندگان (هم وطن) است از عذاب- آن بر کسی است که هراس داشت در به زحمت افتادن ( در انحراف افتادن ) از شما و چنانچه شکیبایی کنید بهتر است برای شما و خداوند آمرزنده بخشایشگر است.
يُرِيدُ اللّهُ لِيُبَيِّنَ لَكُمْ وَيَهْدِيَكُمْ سُنَنَ الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ وَيَتُوبَ عَلَيْكُمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ﴿26﴾
26) می خواهد خداوند تا بیان کند برای شما ( تاریخ گذشتگان را ) و هدایت کند شما را به سنت های ( رسمهای ) آنان که از قبل شمایند و توبه می پذیرد بر شما ( با عملتان به سنت های حق ) و خداوند عالم حکیم است.
وَاللّهُ يُرِيدُ أَن يَتُوبَ عَلَيْكُمْ وَيُرِيدُ الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الشَّهَوَاتِ أَن تَمِيلُواْ مَيْلاً عَظِيمًا ﴿27﴾
27) و خداوند می خواهد اینکه توبه پذیرد بر شما - ومی خواهند آنان که پیروی می کنند شهوت ها را اینکه (مبادا)میل کنید ( به انحراف ) میل کردن بزرگی.
يُرِيدُ اللّهُ أَن يُخَفِّفَ عَنكُمْ وَخُلِقَ الإِنسَانُ ضَعِيفًا ﴿28﴾
28) می خواهد خداوند اینکه سبک کند از شما ( تکلیف ها را چون ) خلق شده است انسان ضعیف.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَأْكُلُواْ أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ إِلاَّ أَن تَكُونَ تِجَارَةً عَن تَرَاضٍ مِّنكُمْ وَلاَ تَقْتُلُواْ أَنفُسَكُمْ إِنَّ اللّهَ كَانَ بِكُمْ رَحِيمًا ﴿29﴾
29) ای آنان که ایمان آوردید ( به اصول حق ) نخورید اموالتان را میانتان به باطل ( بزور) مگر اینکه باشد تجارتی از خشنودی از شما – و نکشید ( بخاطر مال ) خودهایتان را – همانا خداوند بود به شما بخشایشگر .
وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ عُدْوَانًا وَظُلْمًا فَسَوْفَ نُصْلِيهِ نَارًا وَكَانَ ذَلِكَ عَلَى اللّهِ يَسِيرًا ﴿30﴾
30) وهر کس بکند آن را به دشمنی و ظلمی ( به سطه گری ) پس بزودی ملزم می کنیم او را در آتشی – و بود آن بر خداوند آسان .
إِن تَجْتَنِبُواْ كَبَآئِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَنُدْخِلْكُم مُّدْخَلاً كَرِيمًا ﴿31﴾
31) چنانچه دوری کنید کبیره ها را ( از گناهان) – آنچه که نهی کرده می شوید از او - بزدایم از شما بدیهایتان را و داخل کنیم شما را داخل شدنگاهی گرامی .
وَلاَ تَتَمَنَّوْاْ مَا فَضَّلَ اللّهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلَى بَعْضٍ لِّلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِّمَّا اكْتَسَبُواْ وَلِلنِّسَاء نَصِيبٌ مِّمَّا اكْتَسَبْنَ وَاسْأَلُواْ اللّهَ مِن فَضْلِهِ إِنَّ اللّهَ كَانَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا ﴿32﴾
32) و آرزو نکنید آنچه را که فضیلت داد خداوند به او ( به فضیلت ) بعضی تان را بر بعضی – برای مردان سهمی است از آنچه که کسب کردند – و برای زنان سهمی است از آنچه که کسب کردند و سئوال کنید خداوند را از فضلش – همانا خداوند بود به هر چیزی عالم.
وَلِكُلٍّ جَعَلْنَا مَوَالِيَ مِمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالأَقْرَبُونَ وَالَّذِينَ عَقَدَتْ أَيْمَانُكُمْ فَآتُوهُمْ نَصِيبَهُمْ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدًا ﴿33﴾
33) و برای همگی قرار دادیم بستگان( ارث برنده ) از آنچه که ترک کرد والدین و نزدیکان - و آنان که عقد بست اختیارهایتان ( عقد برادری و خواهری بستید ) پس بدهید ایشان را سهمشان را همانا خداوند بود بر هر چیزی شاهد.
الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء بِمَا فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُواْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِّلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللّهُ وَاللاَّتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلاَ تَبْغُواْ عَلَيْهِنَّ سَبِيلاً إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيًّا كَبِيرًا ﴿34﴾
34) مردان بر پا دارندگان ( حقوق ) بر زنانند - بسبب آنچه که فضیلت داد (به نفقه گرفتن ) خداوند بعضیشان را بر بعضی و بسبب آنچه که نفقه دادند ( مردان به زنان ) از اموالشان – پس ( زنان ) صالح ( حق مدار) فروتنانند ( برای خداوند ) و نگهدارندگانند برای ( شوهرانشان حقوقشان را در ) غیبت ( آنها ) بسبب آنچه که نگهداشت ( حقوق طرفین را) خداوند – و آنان که ( از زنا ئیکه ) می ترسید بالا بردنشان ( نفقه را وتمکین جنسی نکردن بعنوان فشار ) پس نصحیت کنید ایشان را- و دوری کنید ایشان را در خوابگاهها(بزور همخوابی نکنید )- و بزنید ( بوسه ) ایشان را ( در غیر خوابگاه ) – پس چنانچه داوطلب شدند ( به رعایت حقوق ) شما – پس نجوئید بر-ایشان ( بر زنان ) جهتی را ( به باطل ) همانا خداوند بود متعالی بزرگ.
وَإِنْ خِفْتُمْ شِقَاقَ بَيْنِهِمَا فَابْعَثُواْ حَكَمًا مِّنْ أَهْلِهِ وَحَكَمًا مِّنْ أَهْلِهَا إِن يُرِيدَا إِصْلاَحًا يُوَفِّقِ اللّهُ بَيْنَهُمَا إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيمًا خَبِيرًا ﴿35﴾
35) و چنانچه ترسیدید پاره شدن ( زندگی مشترک ) میانشان پس مبعوث کنید داوری از اهل او ( مرد ) و داوری از اهل او ( زن ) – چنانچه خواستند آن دو صلحی را - توافق می دهد خداوند میانشان – همانا خداوند بود عالم آگاه.
وَاعْبُدُواْ اللّهَ وَلاَ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَبِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَالْجَارِ ذِي الْقُرْبَى وَالْجَارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالجَنبِ وَابْنِ السَّبِيلِ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ مَن كَانَ مُخْتَالاً فَخُورًا ﴿36﴾
36) و پرستش کنید خداوند را و شریک نکنید به او چیزی را و به والدین نیکی کردن را و به دارنده قرابت و یتیمان ودرماندگان وهمسایه دارنده قرابت وهمسایه کنار (دور)و همراه در پهلو ( همسفر ) و فرزند جهت (حرکت توحیدی ) و آنچه که مالک شد اختیارهایتان ( اسیران جنگی ) – همانا خداوند دوست نمی دارد کسی را که بود خیال کننده نا زنده ( به خود ) .
الَّذِينَ يَبْخَلُونَ وَيَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَيَكْتُمُونَ مَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُّهِينًا ﴿37﴾
37) آنان که بخل می ورزند و امر می کنند مردم را به بخل ورزیدن- و کتمان (سانسور ) می کنند آنچه را که داد به ایشان خداوند از فضلش – و آماده کردیم برای کافران ( انکار کنندگان حق ) عذابی پست کننده .
وَالَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ رِئَاء النَّاسِ وَلاَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَلاَ بِالْيَوْمِ الآخِرِ وَمَن يَكُنِ الشَّيْطَانُ لَهُ قَرِينًا فَسَاء قِرِينًا ﴿38﴾
38) و آنان که انفاق ( هزینه ) می کنند اموالشان را بدید مردم – و ایمان نمی آورند به خداوند و نه بدوران آخرت -- و هرکس را بشود شیطان ( انحراف دهنده ) برای او پیوسته - پس بد پیوستگی است.
وَمَاذَا عَلَيْهِمْ لَوْ آمَنُواْ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَأَنفَقُواْ مِمَّا رَزَقَهُمُ اللّهُ وَكَانَ اللّهُ بِهِم عَلِيمًا ﴿39﴾
39) و چیست بر-ایشان - اگر ایمان می آوردند به خداوند و دوران آخرت و انفاق (هزینه ) می کردند از آنچه که رزق داد ایشان را خداوند – و بود خداوند به ایشان عالم.
إِنَّ اللّهَ لاَ يَظْلِمُ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ وَإِن تَكُ حَسَنَةً يُضَاعِفْهَا وَيُؤْتِ مِن لَّدُنْهُ أَجْرًا عَظِيمًا ﴿40﴾
40) همانا خداوند ظلم نمی کند سنگینی ذره ای و چنانچه باشد نیکی - می افزایدش و بدهد از نزدش مزدی بزرگ .
فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِن كُلِّ أمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلاء شَهِيدًا ﴿41﴾
41) پس چطور است آنگاه که آوردیم از هر امتی ( پایگاهی= نسلی ) شاهدی را و آوردیم تو را بر اینها شاهد .
يَوْمَئِذٍ يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَعَصَوُاْ الرَّسُولَ لَوْ تُسَوَّى بِهِمُ الأَرْضُ وَلاَ يَكْتُمُونَ اللّهَ حَدِيثًا ﴿42﴾
42) دورانگاهی که علاقه دارند آنان که کافر شدند ( انکار کردند اصول راهنمای حق را ) و سرپیچی کردند رسول را – اگر پردازش شود ( جسم ) ایشان ( مانند ) زمین – و کتمان نمی کنند (شاهدان) خداوند را سخنی
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَقْرَبُواْ الصَّلاَةَ وَأَنتُمْ سُكَارَى حَتَّىَ تَعْلَمُواْ مَا تَقُولُونَ وَلاَ جُنُبًا إِلاَّ عَابِرِي سَبِيلٍ حَتَّىَ تَغْتَسِلُواْ وَإِن كُنتُم مَّرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاء أَحَدٌ مِّنكُم مِّن الْغَآئِطِ أَوْ لاَمَسْتُمُ النِّسَاء فَلَمْ تَجِدُواْ مَاء فَتَيَمَّمُواْ صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُواْ بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُمْ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَفُوًّا غَفُورًا ﴿43﴾
43) ای آنان که ایمان آوردید نزدیک نشوید نماز را- و شما اختلال دارید – تا بدانید آنچه را که می گوئید و نه ( در حالت ) جنابت مگر عبور کننده جهتی – تا غسل کنید و چنانچه بودید بیماران یا بر سفری یا آمد فردی از شما را از غائط ( مدفوع و ادرار) یا لمس کردید ( جماع کردید با ) زنان پس نیافتید آبی ( برای غسل کردن ) پس تیمم کنید در برآمدگی ( زمین ) پاکیزه ای پس مسح کنید رویهایتان را و دستهایتان را همانا خداوند بود گذشت کننده آمرزنده .
أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُواْ نَصِيبًا مِّنَ الْكِتَابِ يَشْتَرُونَ الضَّلاَلَةَ وَيُرِيدُونَ أَن تَضِلُّواْ السَّبِيلَ ﴿44﴾
44) آیا نگاه نکردی به سوی آنان که داده شدند سهمی از کتاب را- بدل می گیرند گمراهی را - و می خواهند اینکه گم کنید جهت(حق را ).
وَاللّهُ أَعْلَمُ بِأَعْدَائِكُمْ وَكَفَى بِاللّهِ وَلِيًّا وَكَفَى بِاللّهِ نَصِيرًا ﴿45﴾
45) و خداوند عالمتر است به دشمنان شما - و کافی است خداوند را یاوری کردن – و کافی است خداوند را یاری کردن.
مِّنَ الَّذِينَ هَادُواْ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ وَيَقُولُونَ سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَاسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ وَرَاعِنَا لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَطَعْنًا فِي الدِّينِ وَلَوْ أَنَّهُمْ قَالُواْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاسْمَعْ وَانظُرْنَا لَكَانَ خَيْرًا لَّهُمْ وَأَقْوَمَ وَلَكِن لَّعَنَهُمُ اللّهُ بِكُفْرِهِمْ فَلاَ يُؤْمِنُونَ إِلاَّ قَلِيلاً ﴿46﴾
46) از آنان که یهودی شدند تحریف می کنند کلام را از موضعش ( از معنایش) و می گویند شنیدیم و سرپیچی کردیم – و بشنو بدون شنونده ای ( باش ) و رعایت (چوپانی ) کن ما را پیچاندنی به زبانهایشان و طعنه زدنی در دین ( قانون حق) – و اگر همانا ایشان می گفتند شنیدیم – و داوطلب شدیم ( اطاعت کردیم ) و بشنو و مهلت بده ما را البته بود بهتر برای ایشان و پایدارتر – ولکن لعنت کرد ایشان را خداوند به کفرشان – پس ایمان نمی آورند مگر اندکی .
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ آمِنُواْ بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقًا لِّمَا مَعَكُم مِّن قَبْلِ أَن نَّطْمِسَ وُجُوهًا فَنَرُدَّهَا عَلَى أَدْبَارِهَا أَوْ نَلْعَنَهُمْ كَمَا لَعَنَّا أَصْحَابَ السَّبْتِ وَكَانَ أَمْرُ اللّهِ مَفْعُولاً ﴿47﴾
47) ای آنان که داده شدید کتاب را – ایمان آورید به آنچه که نازل کردیم تصدیق کننده برای آنچه که با شماست از قبل اینکه دگرگون کنیم رویهائی را- پس برگردانیم او را بر پشتش - یا لعنت کنیم همچنانکه لعنت کردیم اصحاب سبت را (که مقلد شدند ) و بود امر خداوند کرده شده.
إِنَّ اللّهَ لاَ يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَن يَشَاء وَمَن يُشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدِ افْتَرَى إِثْمًا عَظِيمًا ﴿48﴾
48) همانا خداوند نمی آمرزد اینکه شرک ورزیده شود به او (در اخرت در دنیا با توبه می بخشد )- و می آمرزد آنچه را که غیر آن است برای کسی که می خواهد – و هر کس شرک ورزد به خداوند پس به درستی که بافت گناه بزرگی را.
أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يُزَكُّونَ أَنفُسَهُمْ بَلِ اللّهُ يُزَكِّي مَن يَشَاء وَلاَ يُظْلَمُونَ فَتِيلاً ﴿49﴾
49) آیا نگاه نکردی به سوی آنان که نمو می دهند ( می بالند ) به خودهایشان بلکه خداوند نمو می دهد کسی را که می خواهد و ظلم کرده نمی شوند ( به باریکی ) نخی
أنظُرْ كَيفَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللّهِ الكَذِبَ وَكَفَى بِهِ إِثْمًا مُّبِينًا ﴿50﴾
50) نگاه کن ( با چشم عقل ) چگونه می بافند بر خداوند دروغ را و کافی است به او ( به بافتن دروغ ) گناه شفافی را .
أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُواْ نَصِيبًا مِّنَ الْكِتَابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَالطَّاغُوتِ وَيَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُواْ هَؤُلاء أَهْدَى مِنَ الَّذِينَ آمَنُواْ سَبِيلاً ﴿51﴾
51) آیا نگاه نکردی به سوی آنان که داده شدند سهمی از کتاب را - ایمان می آورند به جبت ( خدای تصوری ) و طاغوت ( مستبد ) و می گویند بر آنان که کافر شدند ( حق را انکار کردند ) اینها ( منکران حق ) هدایت یافته ترند از آنان که ایمان آوردند جهتی را ( جهت توحید – خداوند مطلق فعال را ) .
أُوْلَئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللّهُ وَمَن يَلْعَنِ اللّهُ فَلَن تَجِدَ لَهُ نَصِيرًا ﴿52﴾
52) آنها - آنانند که لعنت کرد خداوند –و هر کس را لعنت کند خداوند پس هرگز نمی یابی برای او یاری کننده ای را .
أَمْ لَهُمْ نَصِيبٌ مِّنَ الْمُلْكِ فَإِذًا لاَّ يُؤْتُونَ النَّاسَ نَقِيرًا ﴿53﴾
53) یا برای ایشان است سهمی از فرمانروائی – پس بنابراین نمی دهند به مردم تلنگری (از امکانات زندگی را ).
أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنَآ آلَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَآتَيْنَاهُم مُّلْكًا عَظِيمًا ﴿54﴾
54) یا حسادت می ورزند مردم را بر آنچه که داد ایشان را خداوند از فضلش – پس به درستی که دادیم آل ابراهیم را ( کما آل محمد را ) کتاب (برنامه زندگی)و حکمت( اصول داوری میان حق و باطل )و دادیم ایشان را فرمانروائی( رسالت دینی)بزرگی را .
فَمِنْهُم مَّنْ آمَنَ بِهِ وَمِنْهُم مَّن صَدَّ عَنْهُ وَكَفَى بِجَهَنَّمَ سَعِيرًا ﴿55﴾
55) پس از ایشان است کسی که ایمان آورد ( به اصول راهنمای حق ) و از ایشان است کسی که جلو گیری کرد از او ( از ایمان آوردن به اصول راهنمای حق ) و کافی است ( برای ایشان ) جهنم مشتعل را .
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِآيَاتِنَا سَوْفَ نُصْلِيهِمْ نَارًا كُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْنَاهُمْ جُلُودًا غَيْرَهَا لِيَذُوقُواْ الْعَذَابَ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَزِيزًا حَكِيمًا ﴿56﴾
56) همانا آنان که کافر شدند به آیات ما (یعنی اصول راهنمای حق و حقوق بشر ) بزودی ملزم می کنیم ایشان را در آتش – هرگاه پخته شد- پوست هایشان - تبدیل کردیم ایشان را به پوستی غیر او – تا بچشند عذاب را – همانا خداوند بود شرافتمند داوری .
وَالَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا لَّهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَةٌ وَنُدْخِلُهُمْ ظِلاًّ ظَلِيلاً ﴿57﴾
57) و آنان که ایمان آوردند و عمل کردند اصلاحات ( حق مداری )را بزودی داخل می کنیم ایشان را در بهشت های که جاری می شود از زیرش رودها – جاویدانند در او همیشگی– برای ایشان در او (در بهشت ) لنگه های پاک است – و داخل می کنیم ایشان را در سایه – سایه کردنی .
إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُكُمْ أَن تُؤدُّواْ الأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُم بَيْنَ النَّاسِ أَن تَحْكُمُواْ بِالْعَدْلِ إِنَّ اللّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُم بِهِ إِنَّ اللّهَ كَانَ سَمِيعًا بَصِيرًا ﴿58﴾
58) همانا خداوند امر می کند شما را اینکه اداء کنید امانت ها را به اهلش ( به صاحبش ) و آنگاه که حکومت کردید میان مردم اینکه حکومت کنید به عدالت – همانا خداوند چه آسودگی را نصحیت می کند شما را به او (دادن امانت به صاحبانش ) همانا خداوند بود شنوای بینشمند .
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلاً ﴿59﴾
59) ای آنان که ایمان آوردید ( به اصول راهنمای حق ) داوطلب شوید ( اطاعت کنید ) خداوند را و داوطلب شوید ( اطاعت کنید ) رسول را و صاحبان امر از شما را ( که به امانت حکومت داده اید ) پس چنانچه نزاع کردید در چیزی پس رد کنید او را ( موضوع نزاع را ) به خداوند و رسول ( به کتاب خداوند که رسول آورده ) چنانچه بودید ایمان می آوردید به خداوند و دوران آخرت – آن ( رد موضوع نزاع به کتاب الله ) بهتر و نیکوتر است در تاویل کردن ( در تبیین کردن حق و باطل ) .
أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُواْ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أَن يَتَحَاكَمُواْ إِلَى الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُواْ أَن يَكْفُرُواْ بِهِ وَيُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَن يُضِلَّهُمْ ضَلاَلاً بَعِيدًا ﴿60﴾
60) آیا نگاه نکردی به سوی آنان که فرض می کنند همانا ایشان ایمان آوردند به آنچه که نازل کرده شد به تو و آنچه که نازل کرده شد از قبل تو ( به پیامبران قبلی ) می خواهند اینکه حکمیت ببرند به سوی طاغوت ( کسی که ادعای ولایت مطلقه دارد ) و به درستی که امر کرده شدند اینکه کافر شوند ( انکار ورزند ) به او ( به طاغوت) – می خواهد شیطان ( منحرف کننده از حق ) اینکه گمراه کند ایشان را گمراهی دوری(از حق ) .
وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْاْ إِلَى مَا أَنزَلَ اللّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ رَأَيْتَ الْمُنَافِقِينَ يَصُدُّونَ عَنكَ صُدُودًا ﴿61﴾
61) و آنگاه که گفته شد برای ایشان که بیائید به سوی آنچه که نازل کرد خداوندو به سوی رسول - دیدی منافقین را که جلوگیری می کنند از تو ( مردم را که ایمان نیاورند ) جلوگیری کردنی.
فَكَيْفَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ ثُمَّ جَآؤُوكَ يَحْلِفُونَ بِاللّهِ إِنْ أَرَدْنَا إِلاَّ إِحْسَانًا وَتَوْفِيقًا ﴿62﴾
62) پس چطور است آنگاه که اصابت کرد ایشان را مصیبتی به آنچه که تقدیم کرد دستهایشان – سپس آمدند (نزد) تو سوگند میخورند – به خداوند که نخواستیم مگر نیکی و سازگاری را .
أُولَئِكَ الَّذِينَ يَعْلَمُ اللّهُ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَعِظْهُمْ وَقُل لَّهُمْ فِي أَنفُسِهِمْ قَوْلاً بَلِيغًا ﴿63﴾
63) آنها- آنانند که علم دارد خداوند آنچه را که در قلبشان است پس اعراض کن از ایشان و نصحیت کن ایشان را و بگو برای ایشان در خودشان گفتاری بلیغ ( اثر کننده ) .
وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَآؤُوكَ فَاسْتَغْفَرُواْ اللّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُواْ اللّهَ تَوَّابًا رَّحِيمًا ﴿64﴾
64) و نفرستادیم از رسولی مگر تا دواطلب کرده شود ( اطاعت کرده شود ) با اجازه خداوند – و اگر همانا ایشان آنگاه که ظلم کردند ( سلطه گری کردند ) بر خودشان – آمدند ( نزد ) تو پس آمرزش خواستند خداوند را – و آمرزش خواست رسول ( برای ایشان ) البته یافتند خداوند را توبه پذیر و بخشایشگر .
فَلاَ وَرَبِّكَ لاَ يُؤْمِنُونَ حَتَّىَ يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لاَ يَجِدُواْ فِي أَنفُسِهِمْ حَرَجًا مِّمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُواْ تَسْلِيمًا ﴿65﴾
65) پس نه و ( قسم ) به پروردگارت ایمان نمی آورند تا حاکم قرار بدهند تو را در آنچه که مشاجره کردند میانشان سپس نیابند در خودشان حرجی را ( گزندی را ) از آنچه که فیصله دادی و مسالمت می کنند مسالمت کردنی .
وَلَوْ أَنَّا كَتَبْنَا عَلَيْهِمْ أَنِ اقْتُلُواْ أَنفُسَكُمْ أَوِ اخْرُجُواْ مِن دِيَارِكُم مَّا فَعَلُوهُ إِلاَّ قَلِيلٌ مِّنْهُمْ وَلَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُواْ مَا يُوعَظُونَ بِهِ لَكَانَ خَيْرًا لَّهُمْ وَأَشَدَّ تَثْبِيتًا ﴿66﴾
66) واگر همانا ما می نوشتیم ( مقرر می کردیم ) بر - ایشان اینکه بکشید نفس ( اماره ) تان را یا خارج شوید
( برای دفاع ) از دیارتان – نمی کردند او را ( جهاد اکبرو جهاد اصغر را ) مگر اندکی از ایشان – و اگر همانا ایشان می کردند آنچه را که نصحیت کرده می شوند به او( به جهاد ) البته بود بهتر برای ایشان و شدیدتر در اثبات ( ایمانشان).
وَإِذاً لَّآتَيْنَاهُم مِّن لَّدُنَّا أَجْراً عَظِيمًا ﴿67﴾
67) و بنابراین البته می دادیم ایشان را از نزدمان مزدی بزرگ .
وَلَهَدَيْنَاهُمْ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا ﴿68﴾
68) و البته هدایت می کردیم ایشان را به صراط مستقیم ( کمال جوئی ) .
وَمَن يُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيْهِم مِّنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقًا ﴿69﴾
69) و هر کس داوطلب شد ( اطاعت کرد ) خداوند و رسول را پس آنهایند با آنانکه نعمت ( آسودگی ) داد خداوند بر-ایشان از پیامبران و صادقان و شهداء و اصلاح کنندگان - و نیکوشدند آنها در رفقاقت ( همراهی ).
ذَلِكَ الْفَضْلُ مِنَ اللّهِ وَكَفَى بِاللّهِ عَلِيمًا ﴿70﴾
70) آن فضل ( احسان ) از خداوند است ( با عمل به اصول راهنمای حق ) و کافی است که خداوند عالم است.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ خُذُواْ حِذْرَكُمْ فَانفِرُواْ ثُبَاتٍ أَوِ انفِرُواْ جَمِيعًا ﴿71﴾
71) ای آنان که ایمان آوردید بگیرید احتیاط تان را ( آماده باشید ) پس رهسپار شوید به استمرار ( دسته - دسته ) یا رهسپار شوید همگی ( برای دفاع) .
وَإِنَّ مِنكُمْ لَمَن لَّيُبَطِّئَنَّ فَإِنْ أَصَابَتْكُم مُّصِيبَةٌ قَالَ قَدْ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيَّ إِذْ لَمْ أَكُن مَّعَهُمْ شَهِيدًا ﴿72﴾
72) و همانا از شما است البته کسی که البته آهسته می کند حتما ( رهسپار شدن را ) پس چنانچه اصابت کرد شما را مصیبتی – گفت به درستی که نعمت داد ( آسودگی داد) خداوند بر من - آنگاه که نبودم با ایشان شاهد ی ( در دفاع ).
وَلَئِنْ أَصَابَكُمْ فَضْلٌ مِّنَ الله لَيَقُولَنَّ كَأَن لَّمْ تَكُن بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُ مَوَدَّةٌ يَا لَيتَنِي كُنتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزًا عَظِيمًا ﴿73﴾
73) و البته چنانچه اصابت کرد شما را احسانی از خداوند البته می گویند حتما – گویا اینکه نبود میان شما و میان او علاقه ای – ای کاش من بودم با ایشان – پس پیروز می شدم پیروزی بزرگ.
فَلْيُقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللّهِ الَّذِينَ يَشْرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا بِالآخِرَةِ وَمَن يُقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللّهِ فَيُقْتَلْ أَو يَغْلِبْ فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا ﴿74﴾
74) پس باید نبرد کنند در جهت (حاکمیت ولایت جمهورمردم بجانشینی از حاکمیت ولایت مطلقه ) خداوند آنان که بدل میگیرند زندگانی دنیا را به آخرت – و هر کس نبرد کند در جهت (حاکمیت ولایت جمهورمردم بجانشینی از حاکمیت ولایت مطلقه) خداوند پس کشته شود یا غلبه کند – پس بزودی می دهیم او را مزدی بزرگ.
وَمَا لَكُمْ لاَ تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاء وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ وَلِيًّا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ نَصِيرًا ﴿75﴾
75) و چیست برای شما که نبرد نمی کنید در جهت (حاکمیت ولایت جمهورمردم بجانشینی از حاکمیت ولایت مطلقه) خداوند و مستضعفان از مردان و زنان و کودکان – آنان که می گویند – پروردگار ما- بیرون بیاور ما را از این قریه ( آبادی ) که ظالم است ( سلطه گر است ) اهلش – و قرار بده برای ما از نزدت یاوری – و قرار بده برای ما از نزدت یاری کننده ای .
الَّذِينَ آمَنُواْ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَالَّذِينَ كَفَرُواْ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُواْ أَوْلِيَاء الشَّيْطَانِ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطَانِ كَانَ ضَعِيفًا ﴿76﴾
76) آنان که ایمان آوردند نبرد می کنند در جهت (حاکمیت ولایت جمهورمردم بجانشینی از حاکمیت ولایت مطلقه) خداوند – و آنان که کافر شدند ( انکار کردن اصول راهنمای حق را ) نبرد می کنند در جهت (حاکمیت ولایت مطلقه ) طاغوت – پس نبرد کنید با یاوران ( دوستان ) شیطان ( منحرف از حق ) – همانا نقشه شیطان بود ضعیف .
أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ قِيلَ لَهُمْ كُفُّواْ أَيْدِيَكُمْ وَأَقِيمُواْ الصَّلاَةَ وَآتُواْ الزَّكَاةَ فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ إِذَا فَرِيقٌ مِّنْهُمْ يَخْشَوْنَ النَّاسَ كَخَشْيَةِ اللّهِ أَوْ أَشَدَّ خَشْيَةً وَقَالُواْ رَبَّنَا لِمَ كَتَبْتَ عَلَيْنَا الْقِتَالَ لَوْلا أَخَّرْتَنَا إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ قُلْ مَتَاعُ الدَّنْيَا قَلِيلٌ وَالآخِرَةُ خَيْرٌ لِّمَنِ اتَّقَى وَلاَ تُظْلَمُونَ فَتِيلاً ﴿77﴾
77) آیا نگاه نکردی به سوی آنان که گفته شد برای ایشان باز دارید دست هایتان را ( از نبرد ) و بر پا دارید نماز را و بدهید زکات را ( خودسازی کنید ) – پس وقتی که نوشته شد ( مقرر شد ) بر-ایشان نبرد کردن را - آنگاه گروهی از ایشان هراس دارند مردم را مانند هراس داشتن از خداوند یا شدیدتر هراسی را – و گفتند پروردگار ما- چرا نوشتی ( مقرر کردی ) بر ما نبرد کردن را – چرا به تاخیر نیانداختی ما را تا سر سرانجامی نزدیک - بگو بهره دنیا اندک است و آخرت بهتر است برای کسی که متقی شد ( اصول راهنمای حق را در اندیشه و عمل بکار برد ) و ظلم کرده نمی شوید ( به اندازه نازکی ) نخی .
أَيْنَمَا تَكُونُواْ يُدْرِككُّمُ الْمَوْتُ وَلَوْ كُنتُمْ فِي بُرُوجٍ مُّشَيَّدَةٍ وَإِن تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ يَقُولُواْ هَذِهِ مِنْ عِندِ اللّهِ وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَقُولُواْ هَذِهِ مِنْ عِندِكَ قُلْ كُلًّ مِّنْ عِندِ اللّهِ فَمَا لِهَؤُلاء الْقَوْمِ لاَ يَكَادُونَ يَفْقَهُونَ حَدِيثًا ﴿78﴾
78) هر جا که باشید درک می کند شما را مرگ – و اگر بودید در برجهای ساخته شد - و چنانچه اصابت کند ایشان را نیکویی می گویند این از نزد خداوند است (اختیار انسان از خداست راه حق و باطل هم از خداست و انسان
مسئول انتخاب خود است )– و چنانچه اصابت کند ایشان را بدی – می گویند این از نزد تو است ( ای پیامبر ) بگو همه از نزد خداوند است – پس چیست برای این قوم –که نزدیک نیستند بفهمند سخنی را .
مَّا أَصَابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللّهِ وَمَا أَصَابَكَ مِن سَيِّئَةٍ فَمِن نَّفْسِكَ وَأَرْسَلْنَاكَ لِلنَّاسِ رَسُولاً وَكَفَى بِاللّهِ شَهِيدًا ﴿79﴾
79) آنچه که اصابت کرد ترا از نیکوئی پس از خداوند است (اختیار را خدا داده )و آنچه که اصابت کرد ترا از بدی پس از خودت است(مسئول انتخابت هستی ) و فرستادیم ترا برای مردم رسول – و کافی است که خداوند شاهد است .
مَّنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللّهَ وَمَن تَوَلَّى فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا ﴿80﴾
80 ) هر کس داوطلب شود ( اطاعت کند ) رسول را پس به درستی که داوطلب شد (اطاعت کرد ) خداوند را و هر کس روی گردانید ( کاری نداشته باش ) پس نفرستادیم تو را بر-ایشان نگهبان .
وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُواْ مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَآئِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ وَاللّهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ وَكَفَى بِاللّهِ وَكِيلاً ﴿81﴾
81) و می گویند ( منافقان ) داوطلب شدنی است ( اطاعت کردنی است در حضورت ) پس آنگاه که ظاهر ( خارج ) شدند از نزد تو ( ای پیامبر ) تحلیل کردند ( در عقلشان ) طائفه ای از ایشان غیر از آن که می گوئی و خداوند می نویسد آنچه را که تحلیل می کنند (با تحریف کردن در عقلشان ) پس اعراض کن از ایشان و توکل کن بر خداوند – و کافی است خداوند وکیل بودن را.
أَفَلاَ يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللّهِ لَوَجَدُواْ فِيهِ اخْتِلاَفًا كَثِيرًا ﴿82﴾
82) آیا پس تدبر نمی کنند در قرآن – و اگر بود ( قرآن ) از نزد غیر خداوند – البته می یافتند در او ( در قرآن ) اختلاف بسیاری را .
وَإِذَا جَاءهُمْ أَمْرٌ مِّنَ الأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُواْ بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُوْلِي الأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَلَوْلاَ فَضْلُ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لاَتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلاَّ قَلِيلاً ﴿83﴾
83) و آنگاه که آمد ایشان را امری از امنیت یا ترس پخش کردند او را ( امر را ) – و اگر برگردانند او را ( امر را ) به سوی رسول و به سوی صاحبان امر از ایشان ( مسئولان امر منتخبشان ) البته علم می یافتند او را ( امر را ) آنان که استنباط می کنند او را ( امر را ) از ایشان – و اگر نبود احسان خداوند بر شما و رحمتش – البته پیروی می کردید شیطان ( منحرف از حق ) را مگر اندکی ( از شما).
فَقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللّهِ لاَ تُكَلَّفُ إِلاَّ نَفْسَكَ وَحَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَسَى اللّهُ أَن يَكُفَّ بَأْسَ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَاللّهُ أَشَدُّ بَأْسًا وَأَشَدُّ تَنكِيلاً ﴿84﴾
84) پس نبرد کن در جهت (حاکمیت ولایت جمهورمردم بجانشینی از حاکمیت ولایت مطلقه ) خداوند - تکلیف کرده نمی شوی مگر خودت را - و تشویق کن ایمان آورندگان را ( به اصول راهنمای حق ) ممکن است خداوند اینکه کفایت کند آسیب (رساندن) آنان را که کافر شدند ( انکار کردند اصول راهنمای حق را ) – و خداوند شدیدتر است در آسیب ( رساندن ) و شدیدتر است در عقوبت کردن.
مَّن يَشْفَعْ شَفَاعَةً حَسَنَةً يَكُن لَّهُ نَصِيبٌ مِّنْهَا وَمَن يَشْفَعْ شَفَاعَةً سَيِّئَةً يَكُن لَّهُ كِفْلٌ مِّنْهَا وَكَانَ اللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ مُّقِيتًا ﴿85﴾
85) هر کس شفاعت کند شفاعتی نیکو را – بشود برای او سهمی از او ( از ثوابش ) و هر کس شفاعت کند شفاعت بدی را – بشود برای او قسمتی از او ( از گناهش ) و بود خداوند بر هرچیزی نظارت کننده .
وَإِذَا حُيِّيْتُم بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّواْ بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ حَسِيبًا ﴿86﴾
86) و آنگاه که تحیت (زنده باش ) داده شدید به تحیتی ( به زنده باشی ) پس تحیت ( زنده باش ) بدهید به نیکو تر از او ( از زنده باش داده شده ) یا رد کنید او را ( همان تحیت را ) همانا خداوند بر هر چیزی حسابگر است.
اللّهُ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لاَ رَيْبَ فِيهِ وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللّهِ حَدِيثًا ﴿87﴾
87) خداوند است که نیست اله ( مطلقی ) مگر او البته جمع می کند حتما شما را به دوران قیامت که نیست شکی در او ( در جمع شدن ) و کیست صادق تر از خداوند در سخن .
فَمَا لَكُمْ فِي الْمُنَافِقِينَ فِئَتَيْنِ وَاللّهُ أَرْكَسَهُم بِمَا كَسَبُواْ أَتُرِيدُونَ أَن تَهْدُواْ مَنْ أَضَلَّ اللّهُ وَمَن يُضْلِلِ اللّهُ فَلَن تَجِدَ لَهُ سَبِيلاً ﴿88﴾
88) پس چیست برای شما در (باره ) منافقین دو گروهید واژگون کرد ( خداوند ) ایشان را ( منافقین را ) بسبب آنچه که کسب کردند آیا می خواهید اینکه هدایت کنید کسی را که گمراه کرد خداوند ( به سبب اختلاطشان حق و باطل را ) وهر کس را گمراه کند خداوند پس هرگز نمی یابی برای او جهتی را (به حق ).
وَدُّواْ لَوْ تَكْفُرُونَ كَمَا كَفَرُواْ فَتَكُونُونَ سَوَاء فَلاَ تَتَّخِذُواْ مِنْهُمْ أَوْلِيَاء حَتَّىَ يُهَاجِرُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ وَجَدتَّمُوهُمْ وَلاَ تَتَّخِذُواْ مِنْهُمْ وَلِيًّا وَلاَ نَصِيرًا ﴿89﴾
89) علاقه داشتند اگر کافر شوید ( انکار کنید اصول راهنمای حق و حقوق مردم را ) همچنان که کافر شدند پس می شوید مساوی ( با ایشان در انکار حق ) پس نگیرید از ایشان یاورانی ( دوستانی ) تا هجرت کنند ( از باطل به حق ) در جهت (حاکمیت ولایت جمهورمردم بجانشینی از حاکمیت ولایت مطلقه ) خداوند پس چنانچه روی گردانیدند ( از حاکمیت ولایت جمهورمردم یعنی از صلح و دوستی به ولایت مطلقه طاغوت یعنی جنگ و دشمنی ) پس بگیرید ایشان را و بکشید ایشان را هر سمتی که یافتید ایشان را – و نگیرید از ایشان یاوری ( دوستی ) و نه یاری کننده ای .
إِلاَّ الَّذِينَ يَصِلُونَ إِلَىَ قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُم مِّيثَاقٌ أَوْ جَآؤُوكُمْ حَصِرَتْ صُدُورُهُمْ أَن يُقَاتِلُونَكُمْ أَوْ يُقَاتِلُواْ قَوْمَهُمْ وَلَوْ شَاء اللّهُ لَسَلَّطَهُمْ عَلَيْكُمْ فَلَقَاتَلُوكُمْ فَإِنِ اعْتَزَلُوكُمْ فَلَمْ يُقَاتِلُوكُمْ وَأَلْقَوْاْ إِلَيْكُمُ السَّلَمَ فَمَا جَعَلَ اللّهُ لَكُمْ عَلَيْهِمْ سَبِيلاً ﴿90﴾
90) مگر آنان که می پیوندند به قومی که میان شما و میان ایشان ( آن قوم ) پیمانی است یا آمدند ( به سوی ) شما تنگ شد ( بی میل شد ) سینه هایشان اینکه نبرد کنند با شما یا نبرد کنند با قومشان – و اگر می خواست خداوند البته مسلط می کرد ایشان را بر شما پس البته نبرد می کردنند با شما – پس چنانچه کناره گیری کردند از شما پس نبرد نکردنند با شما و انداختند ( دادند ) به سوی شما (پیشنهاد ) صلح را – پس قرار نداد خداوند برای شما بر ایشان جهتی را ( به سلطه گری ) .
سَتَجِدُونَ آخَرِينَ يُرِيدُونَ أَن يَأْمَنُوكُمْ وَيَأْمَنُواْ قَوْمَهُمْ كُلَّ مَا رُدُّوَاْ إِلَى الْفِتْنِةِ أُرْكِسُواْ فِيِهَا فَإِن لَّمْ يَعْتَزِلُوكُمْ وَيُلْقُواْ إِلَيْكُمُ السَّلَمَ وَيَكُفُّوَاْ أَيْدِيَهُمْ فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثِقِفْتُمُوهُمْ وَأُوْلَئِكُمْ جَعَلْنَا لَكُمْ عَلَيْهِمْ سُلْطَانًا مُّبِينًا ﴿91﴾
91) بزودی می یابید دیگرانی را که می خواهند اینکه ایمن شوند از شما و ایمن شوند از قومشان – هرگاه برگشتند به گرفتاری ( به حاکمیت ولایت مطلقه طاغوت یعنی جنگ و دشمنی ) واژگون کرده شدند در او ( در جنگ و دشمنی ) پس چنانچه کناره گیری نکردند از شما و نیاختند به سوی شما ( پیشنهاد ) صلح را و باز نداشتند دستهایشان را ( از جنگ و دشمنی با شما ) پس بگیرید ایشان را و بکشید ایشان را هر سمتی که آگاهی یافتید به ایشان – و آنها ( دشمنند ) شما را قرار دادیم برای شما بر ( علیه ) ایشان قاطعیتی شفاف .
وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ أَن يَقْتُلَ مُؤْمِنًا إِلاَّ خَطَئًا وَمَن قَتَلَ مُؤْمِنًا خَطَئًا فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُّؤْمِنَةٍ وَدِيَةٌ مُّسَلَّمَةٌ إِلَى أَهْلِهِ إِلاَّ أَن يَصَّدَّقُواْ فَإِن كَانَ مِن قَوْمٍ عَدُوٍّ لَّكُمْ وَهُوَ مْؤْمِنٌ فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُّؤْمِنَةٍ وَإِن كَانَ مِن قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ مِّيثَاقٌ فَدِيَةٌ مُّسَلَّمَةٌ إِلَى أَهْلِهِ وَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُّؤْمِنَةً فَمَن لَّمْ يَجِدْ فَصِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ تَوْبَةً مِّنَ اللّهِ وَكَانَ اللّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا ﴿92﴾
92) و نبود برای مومنی اینکه بکشد مومنی را مگر به خطا - و کسی که کشت مومنی را به خطا – پس ( بر قاتل است ) آزاد کردنمراقبت مومنی ( که اسیر جنگی یا زندانی ... -) است ودیه ای که تسلیم کردنی است به اهل او ( به اهل مقتول) مگر اینکه تصدق کنند ( ببخشند اهل مقتول ) پس چنانچه بود ( مقتول ) از قومی که دشمن است برای شما و او ( مقتول ) مومن است – پس ( بر قاتل است ) آزد کردن مراقبت مومنی ( که اسیر جنگی یا زندانی یا بدهکار ...) است و چنانچه بود (مقتول ) از قومی که میان شما و میان ایشان پیمانی است پس دیه ای تسلیم کردنی است به اهل او ( به اهل مقتول ) – و ( بر قاتل است ) آزاد کردن مراقبت مومنی ( که اسیر جنگی یا زندانی یا بدهکار ...) است. پس کسی که نیافت ( آزاد کردن گردن مومنی را ) پس روزه گرفتن است دو مدت (واضح) پی در پی - توبه کردنی از خداوند – و بود خداوند علیم حکیم
وَمَن يَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُّتَعَمِّدًا فَجَزَآؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِيهَا وَغَضِبَ اللّهُ عَلَيْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَابًا عَظِيمًا ﴿93﴾
93) و هر کس بکشد مومنی را به عمد – پس جزای او ( قاتل ) جهنم است که جاویدان در او (در جهنم ) است و غضب کرد خداوند بر او ( بر قاتل ) و لعنت کرد او را ( قاتل را ) و آماده کرد برای او ( قاتل ) عذابی بزرگ .
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا ضَرَبْتُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ فَتَبَيَّنُواْ وَلاَ تَقُولُواْ لِمَنْ أَلْقَى إِلَيْكُمُ السَّلاَمَ لَسْتَ مُؤْمِنًا تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فَعِندَ اللّهِ مَغَانِمُ كَثِيرَةٌ كَذَلِكَ كُنتُم مِّن قَبْلُ فَمَنَّ اللّهُ عَلَيْكُمْ فَتَبَيَّنُواْ إِنَّ اللّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا ﴿94﴾
94) ای آنان که ایمان آوردید آنگاه که زدید ( قدم در زمین یعنی جهاد کردید ) در جهت (حاکمیت ولایت جمهورمردم بجانشینی از حاکمیت ولایت مطلقه) خداوند پس تبیین کنید ( شناسائی کنید ) و نگویید برای کسیکه انداخت به سوی شما ( پیشنهاد )صلح را نیستی مومن – می جوئید عرضه ( نمایش ) زندگانی دنیا را پس نزد خداوند است مکاسب بسیار(جهاد
برای اموال نیست ) – بدینسان بودید از قبل – پس منت گذاشت خداوند بر شما پس تبیین کنید ( شناسایی کنید امور را ) همانا خداوند بود به آنچه که می کنید آگاه.
لاَّ يَسْتَوِي الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُوْلِي الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فَضَّلَ اللّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً وَكُلاًّ وَعَدَ اللّهُ الْحُسْنَى وَفَضَّلَ اللّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا ﴿95﴾
95) مساوی نیستند نشستگان از ایمان آورندگان بدون داشتن رنجی – و جهاد کنندگان در جهت (حاکمیت ولایت جمهورمردم بجانشینی از حاکمیت ولایت مطلقه) خداوند به اموالشان و خودهایشان – فضلیت داد خداوند جهاد کنندگان را به اموالشان و خودهایشان بر نشستگان درجه ای – و همه ( آنچه که ) وعده داد خداوند نیکو است - و فضلیت داد خداوند جهاد کنندگان را بر نشستگان به مزدی بزرگ.
دَرَجَاتٍ مِّنْهُ وَمَغْفِرَةً وَرَحْمَةً وَكَانَ اللّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا ﴿96﴾
96) درجاتی از او ( از خداوند ) و آمرزش و بخشایشی است و بود خداوند آمرزنده بخشایشگر .
إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلآئِكَةُ ظَالِمِي أَنْفُسِهِمْ قَالُواْ فِيمَ كُنتُمْ قَالُواْ كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الأَرْضِ قَالْوَاْ أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُواْ فِيهَا فَأُوْلَئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَسَاءتْ مَصِيرًا ﴿97﴾
97) همانا آنان را که تمام می گیرند ( روحشان را ) فرشتگان ظالمانند برخودهایشان – گفتند ( فرشتگان ) در چه ( وضعی ) بودید – گفتند بودیم مستضعفان در زمین – گفتند (فرشتگان ) آیا نبود زمین خداوند وسیع – پس هجرت کنید در او ( در زمین ) –پس آنها جایگاهشان جهنم است و بد شدنگاهی است .
إِلاَّ الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاء وَالْوِلْدَانِ لاَ يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَلاَ يَهْتَدُونَ سَبِيلاً ﴿98﴾
98) مگر مستضعفین از مردان و زنان و کودکان داوطلب نمی شوند ( نمی توانند ) چاره ای را و هدایت نمی یابند جهتی را .
فَأُوْلَئِكَ عَسَى اللّهُ أَن يَعْفُوَ عَنْهُمْ وَكَانَ اللّهُ عَفُوًّا غَفُورًا ﴿99﴾
99) پس آنها را ممکن است خداوند اینکه گذشت کند از ایشان - و بود خداوند گذشت کننده آمرزنده.
وَمَن يُهَاجِرْ فِي سَبِيلِ اللّهِ يَجِدْ فِي الأَرْضِ مُرَاغَمًا كَثِيرًا وَسَعَةً وَمَن يَخْرُجْ مِن بَيْتِهِ مُهَاجِرًا إِلَى اللّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلى اللّهِ وَكَانَ اللّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا ﴿100﴾
100) و هر کس هجرت کند در جهت (حاکمیت ولایت جمهورمردم بجانشینی از حاکمیت ولایت مطلقه) خداوند بیابد در زمین مناسبتهای های بسیار وسیعی را – و هر کس خارج شود از خانه اش هجرتی به سوی (حاکمیت ولایت جمهورمردم بجانشینی از حاکمیت ولایت مطلقه) خداوند و ( اطاعت ) رسولش – سپس درک کند او را مرگ – پس به درستی که واقع شد مزد او بر خداوند – و بود خداوند آمرزنده بخشایشگر.
وَإِذَا ضَرَبْتُمْ فِي الأَرْضِ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَن تَقْصُرُواْ مِنَ الصَّلاَةِ إِنْ خِفْتُمْ أَن يَفْتِنَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِنَّ الْكَافِرِينَ كَانُواْ لَكُمْ عَدُوًّا مُّبِينًا ﴿101﴾
101) و آنگاه که زدید ( قدم ) در زمین ( به جهاد رفتید ) پس نیست باکی بر شما اینکه کوتاه کنید از نماز – چنانچه ترسیدید اینکه گرفتار کنند شما را آنان که کافر شدند ( انکار کردند اصول راهنمای حق را ) همانا کافران بودند برای شما دشمنی شفاف.
وَإِذَا كُنتَ فِيهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلاَةَ فَلْتَقُمْ طَآئِفَةٌ مِّنْهُم مَّعَكَ وَلْيَأْخُذُواْ أَسْلِحَتَهُمْ فَإِذَا سَجَدُواْ فَلْيَكُونُواْ مِن وَرَآئِكُمْ وَلْتَأْتِ طَآئِفَةٌ أُخْرَى لَمْ يُصَلُّواْ فَلْيُصَلُّواْ مَعَكَ وَلْيَأْخُذُواْ حِذْرَهُمْ وَأَسْلِحَتَهُمْ وَدَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَوْ تَغْفُلُونَ عَنْ أَسْلِحَتِكُمْ وَأَمْتِعَتِكُمْ فَيَمِيلُونَ عَلَيْكُم مَّيْلَةً وَاحِدَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِن كَانَ بِكُمْ أَذًى مِّن مَّطَرٍ أَوْ كُنتُم مَّرْضَى أَن تَضَعُواْ أَسْلِحَتَكُمْ وَخُذُواْ حِذْرَكُمْ إِنَّ اللّهَ أَعَدَّ لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُّهِينًا ﴿102﴾
102) و آنگاه که بودی در ( میان ) ایشان – پس اقامه کردی برای ایشان نماز را پس باید بایستند طائفه ای از ایشان با تو و باید بر گیرند سلاحهایشان را ( آماده ) پس آنگاه که سجده کردند پس باید باشند از فرازشان ( نگهبان ) و باید بیاید طائفه ای دیگر – که نماز ( اقامه) نکردند با تو – و باید برگیرند حراستشان و سلاحهایشان را ( آماده ) علاقه داشتند آنان که کافر شدند ( انکار حق کردند ) اگر غفلت کنید از سلاحهایتان و وسائلتان – پس هجوم بکنند بر شما یک هجومی یگانه ( شدید ) و نیست باکی بر شما اینکه بود به شما اذیتی از باران یا بودید بیماران این که بنهید سلاحهایتان را ( به زمین ) – و برگیرید حراستتان را ( آماده باشید ) – همانا خداوند آماده کرد برای کافران ( انکار کنندگان حق ) عذاب پست کننده ای را .
فَإِذَا قَضَيْتُمُ الصَّلاَةَ فَاذْكُرُواْ اللّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِكُمْ فَإِذَا اطْمَأْنَنتُمْ فَأَقِيمُواْ الصَّلاَةَ إِنَّ الصَّلاَةَ كَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتَابًا مَّوْقُوتًا ﴿103﴾
103) و آنگاه که فیصله دادید ( تمام کردید ) نماز را – پس ذکر کنید خداوند را ایستاده و نشسته و بر پهلوهایتان ( دراز کشیده ) – پس آنگاه که مطمئن شدید ( از نبودن دشمن ) پس اقامه کنید نماز را ( به طور عادی ) همانا نماز بود بر ایمان آوردندگان نوشته ای (برنامه ای) وقتدار.
وَلاَ تَهِنُواْ فِي ابْتِغَاء الْقَوْمِ إِن تَكُونُواْ تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ يَأْلَمُونَ كَمَا تَأْلَمونَ وَتَرْجُونَ مِنَ اللّهِ مَا لاَ يَرْجُونَ وَكَانَ اللّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا ﴿104﴾
104) و سستی نکنید در جستجوی قوم ( دشمن ) چنانچه هستید درد می کشید – پس همانا ایشان درد می کشند همچنان که درد می کشید و امید دارید از خداوند آنچه را که امید ندارند – و بود خداوند عا لم حکیم.
إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِمَا أَرَاكَ اللّهُ وَلاَ تَكُن لِّلْخَآئِنِينَ خَصِيمًا ﴿105﴾
105) همانا ما نازل کردیم به سوی تو کتاب را به حق- تا حکم کنی میان مردم به آنچه که نشان داد ( از قوانین ...) خداوند – و نباش برای (نفع ) خیانت کنندگان مجادله کننده.
وَاسْتَغْفِرِ اللّهِ إِنَّ اللّهَ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا ﴿106﴾
106) و آمرزش بخواه خداوند را – همانا خداوند بود آمرزنده بخشایشگر .
وَلاَ تُجَادِلْ عَنِ الَّذِينَ يَخْتَانُونَ أَنفُسَهُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ مَن كَانَ خَوَّانًا أَثِيمًا ﴿107﴾
107) و مجادله نکن از ( برای ) آنان که خیانت می کنند بخودهایشان همانا خداوند دوست نمی دارد کسی را که بود خیانت کننده گناهکار .
يَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ وَلاَ يَسْتَخْفُونَ مِنَ اللّهِ وَهُوَ مَعَهُمْ إِذْ يُبَيِّتُونَ مَا لاَ يَرْضَى مِنَ الْقَوْلِ وَكَانَ اللّهُ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطًا ﴿108﴾
108) پنهان می دارند از مردم و پنهان نمی دارند از خداوند و او ( خداوند ) با ایشان است – آنگاه که تحلیل می کنند ( در عقلشان ) آنچه را که راضی نمی شود ( خداوند ) از گفتاری را – و بود خداوند به آنچه که می کنند احاطه کننده .
هَاأَنتُمْ هَؤُلاء جَادَلْتُمْ عَنْهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فَمَن يُجَادِلُ اللّهَ عَنْهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَم مَّن يَكُونُ عَلَيْهِمْ وَكِيلاً ﴿109﴾
109) آگاه باشید شما – اینهایند که مجادله کردید از ( برای ) ایشان در زندگانی دنیا – پس کیست که مجادله می کند خداوند را از ( برای ) ایشان بدوران قیامت یا کیست که می شود برای ایشان وکیل ( در قیامت ).
وَمَن يَعْمَلْ سُوءًا أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللّهَ يَجِدِ اللّهَ غَفُورًا رَّحِيمًا ﴿110﴾
110) و هر کس عمل کند بدی را - یا ظلم کند خودش را- سپس آمرزش طلبد خداوند را بیابد خداوند را آمرزنده بخشایشگر .
وَمَن يَكْسِبْ إِثْمًا فَإِنَّمَا يَكْسِبُهُ عَلَى نَفْسِهِ وَكَانَ اللّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا ﴿111﴾
111) و هر کس کسب کند گناهی را پس قطعا که کسب می کند او را ( گناه را ) برخودش – و بود خداوند شرافتمند داوری .
وَمَن يَكْسِبْ خَطِيئَةً أَوْ إِثْمًا ثُمَّ يَرْمِ بِهِ بَرِيئًا فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُّبِينًا ﴿112﴾
112) و هر کس کسب کند خطائی را یا گناهی را سپس باندازد بسببی او را (کرده خود رابه ) دوری ( که دور است از کسب کرده او ) پس به درستی که متحمل شد – بهتان و گناه شفافی را.
وَلَوْلاَ فَضْلُ اللّهِ عَلَيْكَ وَرَحْمَتُهُ لَهَمَّت طَّآئِفَةٌ مُّنْهُمْ أَن يُضِلُّوكَ وَمَا يُضِلُّونَ إِلاُّ أَنفُسَهُمْ وَمَا يَضُرُّونَكَ مِن شَيْءٍ وَأَنزَلَ اللّهُ عَلَيْكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَكَ مَا لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ وَكَانَ فَضْلُ اللّهِ عَلَيْكَ عَظِيمًا ﴿113﴾
113) و اگر نبود فضل ( احسان )خداوند بر تو و بخشایشش -البته قصدکردند طائفه ای از ایشان اینکه گمراه کنند تو را و گمراه نمی کنند – مگر خودهایشان را و ضرر نمی زنند تو را از چیزی – و نازل کرد خداوند بر تو کتاب ( برنامه زندگی ) و حکمت (اصول داوری بین حق و باطل ) را و تعلیم داد تو را آنچه را که نبودی علم داشته باشی و بود فضل ( احسان ) خداوند بر تو بزرگ.
لاَّ خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِّن نَّجْوَاهُمْ إِلاَّ مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلاَحٍ بَيْنَ النَّاسِ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ ابْتَغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا ﴿114﴾
114) نیست خیری در بسیاری از راز گفتنشان - مگر کسی که امر کرد به صدقه دادنی یا به معروفی( شناخت حقوق و تکالیف ) یا اصلاح کردنی ( حقمداری ) بین مردم – و هر کس بکند آن را به جویای رضایت خداوند – پس بزودی می دهیم او را مزدی بزرگ.
وَمَن يُشَاقِقِ الرَّسُولَ مِن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدَى وَيَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ نُوَلِّهِ مَا تَوَلَّى وَنُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَسَاءتْ مَصِيرًا ﴿115﴾
115) و هر کس جدائی کند رسول را از بعد آنچه که تبیین شد برای او ( راه ) هدایت و پیروی کند غیر از جهت
( حاکمیت ولایت عام مردم ) ایمان آورندگان را – روی برمی گردانیم اورابه آنچه که روی گردانید ( به حاکمیت ولایت مطلقه طاغوت) وملزم می کنیم او را به جهنم و بد شدنگاهی است.
إ نَّ اللّهَ لاَ يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَن يَشَاء وَمَن يُشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلاَلاً بَعِيدًا ﴿116﴾
116) همانا خداوند نمی آمرزد (در اخرت در دنیا با توبه می بخشد )اینکه شرک ورزیده شود به او ( کسی که خود را همتای خدا در مطلقیت بکند و از این راه
بر مردم سلطه بر قرار کند )و- و می آمرزد آنچه را که غیر آن است برای کسی که می خواهد – و هر کس شرک ورزد به خداوند پس به درستی که گمراه شد گمراهی دوری ( از حق ) .
إِن يَدْعُونَ مِن دُونِهِ إِلاَّ إِنَاثًا وَإِن يَدْعُونَ إِلاَّ شَيْطَانًا مَّرِيدًا ﴿117﴾
117) دعوت نمی کنند ( به خدائی ) از غیر او را مگر مادگانی را- و دعوت نمی کنند ( به خدائی ) مگر شیطان ( منحرف از حق ) لیزنده را.
لَّعَنَهُ اللّهُ وَقَالَ لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبَادِكَ نَصِيبًا مَّفْرُوضًا ﴿118﴾
118) لعنت کرد او را ( شیطان را ) خداوند – و گفت ( شیطان ) البته می گیرم حتما از پرستندگانت سهمی مقرر شده ای را.
وَلأُضِلَّنَّهُمْ وَلأُمَنِّيَنَّهُمْ وَلآمُرَنَّهُمْ فَلَيُبَتِّكُنَّ آذَانَ الأَنْعَامِ وَلآمُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللّهِ وَمَن يَتَّخِذِ الشَّيْطَانَ وَلِيًّا مِّن دُونِ اللّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَانًا مُّبِينًا ﴿119﴾
119) و البته گمراه می کنم حتما ایشان را- و البته به آرزو می اندازم حتما ایشان را- و البته امر می کنم حتما ایشان را- پس البته پاره کنند ( علامت گذارند ) حتما گوشهای حیوانات ( اهلی را برای غیر خداوند )- و البته امر می کنم حتما ایشان را پس البته تغییر می دهند ( تغییر فطرت از توحید به شرک یعنی به ثنویت ) حتما آفریده خداوند را ( عقل فطری را به عقل صوری – جدلی – صوفی – و غیره ...) و هر کس بگیرد شیطان ( منحرف از حق را ) به یاوری ( دوستی ) از غیر خداوند – پس به درستی که باخت – باختن شفافی را .
يَعِدُهُمْ وَيُمَنِّيهِمْ وَمَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَانُ إِلاَّ غُرُورًا ﴿120﴾
120) وعده می دهد ( شیطان ) و به آرزو می اندازد ( به خیالات ) ایشان را – و وعده نمی دهد ایشان را شیطان مگر فریب دادنی را.
أُوْلَئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَلاَ يَجِدُونَ عَنْهَا مَحِيصًا ﴿121﴾
121) آنها ( فریب خوردگان ) جایگاهشان جهنم است و نمی یابند از او گریز گاهی را.
وَالَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا وَعْدَ اللّهِ حَقًّا وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللّهِ قِيلاً ﴿122﴾
122) و آنان که ایمان آوردند ( به اصول حق ) و عمل کردند اصلاحات را ( حق مداری را ) پس به زودی داخل می کنیم ایشان را در بهشت هائی که جاری می شود از زیرش رودها- جاویدانند در او همیشگی - وعده خداوند حق است و کیست صادقتر ( راستگوتر ) از خداوند در گفتاری.
لَّيْسَ بِأَمَانِيِّكُمْ وَلا أَمَانِيِّ أَهْلِ الْكِتَابِ مَن يَعْمَلْ سُوءًا يُجْزَ بِهِ وَلاَ يَجِدْ لَهُ مِن دُونِ اللّهِ وَلِيًّا وَلاَ نَصِيرًا ﴿123﴾
123) نیست به آرزوهای شما و نه به آرزوهای اهل کتاب ( داخل شدن در بهشت ) هر کس عمل کند بدی را جزا داده شود به او ( به بدیش ) و نیابد برای او از غیر خداوند یاوری و نه یاری کننده ای را.
وَمَن يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتَ مِن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُوْلَئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَلاَ يُظْلَمُونَ نَقِيرًا ﴿124﴾
124) و هر کس عمل کند از اصلاحات ( حقمداری ) از نر ( مرد) یا ماده ( زن ) و او ایمان آورنده است – پس آنها (ایمان آورندگان به حق) داخل می شوند به بهشت و ظلم کرده نمی شوند تلنگری را
وَمَنْ أَحْسَنُ دِينًا مِّمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لله وَهُوَ مُحْسِنٌ واتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَاتَّخَذَ اللّهُ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلاً ﴿125﴾
125) و کیست ( صاحب ) نیکوترین دین ( قانون حق) از کسی که سا لم کرد جهتش را برای خداوند و او نیکوکار است و پیروی کرد ملت ( مذهب ) ابراهیم صحیح را – و گرفت خداوند ابراهیم را به صمیمتی .
وَللّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَكَانَ اللّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُّحِيطًا ﴿126﴾
126) و برای خداوند است آنچه که در آسمانها و آنچه که در زمین است – و بود خداوند به همه چیز احاطه کننده.
وَيَسْتَفْتُونَكَ فِي النِّسَاء قُلِ اللّهُ يُفْتِيكُمْ فِيهِنَّ وَمَا يُتْلَى عَلَيْكُمْ فِي الْكِتَابِ فِي يَتَامَى النِّسَاء الَّلاتِي لاَ تُؤْتُونَهُنَّ مَا كُتِبَ لَهُنَّ وَتَرْغَبُونَ أَن تَنكِحُوهُنَّ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الْوِلْدَانِ وَأَن تَقُومُواْ لِلْيَتَامَى بِالْقِسْطِ وَمَا تَفْعَلُواْ مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللّهَ كَانَ بِهِ عَلِيمًا ﴿127﴾
127) فتوای می خواهند از تو – در ( حقوق ) زنان - بگو خداوند فتوای می دهد شما را در ( حقوق ) ایشان- و آنچه که خوانده می شود بر شما در کتاب ( برنامه زندگی ) در یتیمان از زنان - آنان که نمی دهید ایشان را آنچه را که نوشته شد ( از حقوق ) برای ایشان- و میل دارید اینکه نکاح کنید ایشان را – و ضعیفان از زاییده شدگان ( بچه ها ) و اینکه بر پا دارید برای یتیمان قسط را ( انصاف را در حقوق و تکالیف ) وهر آنچه که بکنید از خیری – پس همانا خداوند بود به او ( به عملتان ) عالم .
وَإِنِ امْرَأَةٌ خَافَتْ مِن بَعْلِهَا نُشُوزًا أَوْ إِعْرَاضًا فَلاَ جُنَاْحَ عَلَيْهِمَا أَن يُصْلِحَا بَيْنَهُمَا صُلْحًا وَالصُّلْحُ خَيْرٌ وَأُحْضِرَتِ الأَنفُسُ الشُّحَّ وَإِن تُحْسِنُواْ وَتَتَّقُواْ فَإِنَّ اللّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا ﴿128﴾
128) و چنانچه زنی ترسید از شوهرش بالا بردن (زیادتر کردن رابطه جنسی) یا اعراض کردن ( از پرداخت نفقه ) پس باکی نیست بر آن دو اینکه صلح کنند میانشان صلح کردن ( واقعی ) و صلح خیر است- و حاضر کرده شد نفسها را بخل ( نپرداختن نفقه از مرد و ممانعت از رابطه جنسی از طرف زن ) و چنانچه نیکی کنید ( تبدیل به احسن کنید روابط را ) و تقوا داشته باشید ( اصول راهنمای حق را عمل کنید ) پس همانا خداوند بود به آنچه که می کنید آگاه .
وَلَن تَسْتَطِيعُواْ أَن تَعْدِلُواْ بَيْنَ النِّسَاء وَلَوْ حَرَصْتُمْ فَلاَ تَمِيلُواْ كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوهَا كَالْمُعَلَّقَةِ وَإِن تُصْلِحُواْ وَتَتَّقُواْ فَإِنَّ اللّهَ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا ﴿129﴾
129) و هر گز نمی توانید اینکه عدالت کنید ( ای مردان ) میان زنان و اگر که حریص بودید (پس چند همسری حرام است ) پس میل نکنید همه میل ( به زن دوم گرفتن ) پس بگذارید(رها شده ) او را مانند آویزان ( بلا حقوق و تکلیف ) و چنانچه اصلاح کنید ( به برابری در حقوق )و تقوا داشته باشید پس همانا خداوند بود آمرزنده بخشایشگر.
وَإِن يَتَفَرَّقَا يُغْنِ اللّهُ كُلاًّ مِّن سَعَتِهِ وَكَانَ اللّهُ وَاسِعًا حَكِيمًا ﴿130﴾
130) و چنانچه جدا شوند (تک همسری رعایت شده )غنی کند خداوند همگی را از وسعتش – و بود خداوند وسعتمند حکیم .
وَللّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَلَقَدْ وَصَّيْنَا الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ وَإِيَّاكُمْ أَنِ اتَّقُواْ اللّهَ وَإِن تَكْفُرُواْ فَإِنَّ لِلّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَكَانَ اللّهُ غَنِيًّا حَمِيدًا ﴿131﴾
131) و برای خداوند است آنچه که در آسمانها و آنچه که در زمین است و البته به درستی که وصیت کردیم آنان را که داده شدند کتاب را ( برنامه زندگی را ) از قبل شما – وشما را - اینکه تقوی داشته باشید ( حفظ کنید در اندیشه و عمل اصول راهنمای حق ) خداوند را – و چنانچه کافر شوید ( انکار کنید اصول حق را ) پس همانا برای خداوند است آنچه که در آسمانها و آنچه که در زمین است و بود خداوند غنی ستایش شده .
وَلِلّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَكَفَى بِاللّهِ وَكِيلاً ﴿132﴾
132) و برای خداوند است آنچه که در آسمانها و آنچه که در زمین است و کافی است خداوند را وکالت.
إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ أَيُّهَا النَّاسُ وَيَأْتِ بِآخَرِينَ وَكَانَ اللّهُ عَلَى ذَلِكَ قَدِيرًا ﴿133﴾
133) چنانچه بخواهد ( خداوند ) ببرد شما را- ای مردم -و بیآورد دیگران را – و بود خداوند بر آن قادر .
مَّن كَانَ يُرِيدُ ثَوَابَ الدُّنْيَا فَعِندَ اللّهِ ثَوَابُ الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَكَانَ اللّهُ سَمِيعًا بَصِيرًا ﴿134﴾
134) کسی که بود می خواست ثواب دنیا را پس نزد خداوند است ثواب ( پاداش ) دنیا و آخرت – و بود خداوند شنوای بینا.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُونُواْ قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاء لِلّهِ وَلَوْ عَلَى أَنفُسِكُمْ أَوِ الْوَالِدَيْنِ وَالأَقْرَبِينَ إِن يَكُنْ غَنِيًّا أَوْ فَقَيرًا فَاللّهُ أَوْلَى بِهِمَا فَلاَ تَتَّبِعُواْ الْهَوَى أَن تَعْدِلُواْ وَإِن تَلْوُواْ أَوْ تُعْرِضُواْ فَإِنَّ اللّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا ﴿135﴾
135) ای آنان که ایمان آوردید بشوید برپا دارندگان قسط ( حقوق و تکالیف ) شاهدانی برای خداوند و اگر که بر ( ضرر) خودهایتان یا والدین و خویشاوندان است - چنانچه باشد غنی یا فقیر – پس خداوند الویت دارد به آن دو ( به فقیر و غنی ) پس پیروی نکنید هوس را – اینکه عدالت کنید – و چنانچه بپیچانید ( زبانتان را ) یا اعراض کنید ( از عمل به قسط ) پس همانا خداوند بود به آنچه که می کنید آگاه.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ آمِنُواْ بِاللّهِ وَرَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِي نَزَّلَ عَلَى رَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِيَ أَنزَلَ مِن قَبْلُ وَمَن يَكْفُرْ بِاللّهِ وَمَلاَئِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلاَلاً بَعِيدًا ﴿136﴾
136) ای آنان که ایمان آوردید – ایمان بیاورید به ( اصول راهنمای حق ) خداوند و رسولش و کتاب آنکه نازل کرد بررسولش– و کتاب – آنکه نازل کرد از قبل ( به پیامبران قبلی ) و هر کس کافر شود ( انکار کند ) خداوند و فرشتگانش و کتابهایش و رسولانش و دوران آخرت را پس به درستی که گمراه شد گمراهی دور ( از حق).
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ ثُمَّ كَفَرُواْ ثُمَّ آمَنُواْ ثُمَّ كَفَرُواْ ثُمَّ ازْدَادُواْ كُفْرًا لَّمْ يَكُنِ اللّهُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ وَلاَ لِيَهْدِيَهُمْ سَبِيلاً ﴿137﴾
137) همانا آنان که ایمان آوردند سپس کافر شدند ( مرتد شدند ) سپس ایمان آوردند – سپس کافر شدند ( مرتد شدند ) سپس زیاد کردند کفر را ( انکارکردند حق را ) نبود خداوند را تا بیامرزد برای ایشان و نه تا هدایت کند ایشان را به جهتی که ( به کمال مطلوب برسند ).
بَشِّرِ الْمُنَافِقِينَ بِأَنَّ لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا ﴿138﴾
138) مژده بده منافقان را (بسبب انحرافشان ) همانا برای ایشان عذاب دردناکی است.
الَّذِينَ يَتَّخِذُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاء مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَيَبْتَغُونَ عِندَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ العِزَّةَ لِلّهِ جَمِيعًا ﴿139﴾
139) آنان که می گیرند کافران را به یاوری ( به دوستی ) از غیر ایمان آورندگان – آیا می جویند نزد ایشان ( نزد کافران ) شرف را پس همانا شرف برای خداوند است همگی.
وَقَدْ نَزَّلَ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتَابِ أَنْ إِذَا سَمِعْتُمْ آيَاتِ اللّهِ يُكَفَرُ بِهَا وَيُسْتَهْزَأُ بِهَا فَلاَ تَقْعُدُواْ مَعَهُمْ حَتَّى يَخُوضُواْ فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ إِنَّكُمْ إِذًا مِّثْلُهُمْ إِنَّ اللّهَ جَامِعُ الْمُنَافِقِينَ وَالْكَافِرِينَ فِي جَهَنَّمَ جَمِيعًا ﴿140﴾
140) و بدرستی که نازل کرد بر شما در کتاب اینکه - آنگاه که شنیدید آیات ( اصول راهنمای حق ) خداوند را که کفر ورزیده می شود به او ( به حق ) و استهزاء کرده می شود به او ( به حق ) پس ننشینید با ایشان ( با منکران حق ) تا اینکه فرو روند در سخنی غیر او ( غیر از انکار حق ) – همانا شما ( اگر بنشینید با ایشان ) بنابراین مثل ایشانید – همانا خداوند است جمع کننده منافقان و کافران در جهنم همگی.
الَّذِينَ يَتَرَبَّصُونَ بِكُمْ فَإِن كَانَ لَكُمْ فَتْحٌ مِّنَ اللّهِ قَالُواْ أَلَمْ نَكُن مَّعَكُمْ وَإِن كَانَ لِلْكَافِرِينَ نَصِيبٌ قَالُواْ أَلَمْ نَسْتَحْوِذْ عَلَيْكُمْ وَنَمْنَعْكُم مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ فَاللّهُ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلَن يَجْعَلَ اللّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلاً ﴿141﴾
141) آنان که مراقبت می کنند شما را – پس چنانچه بود برای شما فتحی ( گشایشی) از خداوند – گفتند آیا نبودیم با شما – و چنانچه بود برای کافران سهمی ( از گشایش ) – گفتند آیا چیرگی ندادیم بر شما- و مانع شدیم شما را از ایمان آورندگان (که پیروز نشوند ) پس خداوند حکم می کند میانتان بدوران قیامت – و هرگز قرارنداد خداوند برای کافران بر ایمان آورندگان جهتی را ( سلطه ای را).
إِنَّ الْمُنَافِقِينَ يُخَادِعُونَ اللّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ وَإِذَا قَامُواْ إِلَى الصَّلاَةِ قَامُواْ كُسَالَى يُرَآؤُونَ النَّاسَ وَلاَ يَذْكُرُونَ اللّهَ إِلاَّ قَلِيلاً ﴿142﴾
142) همانا منافقان گول می زنند خداوند را و او ( خداوند ) گول می زند ایشان را و آنگاه که قیام کردند ( منافقان) به نماز قیام کردند به کسالتی – نشان می دهند به مردم ( قیام به نماز را ) و یادآوری نمی کنند خداوند را مگر اندکی.
مُّذَبْذَبِينَ بَيْنَ ذَلِكَ لاَ إِلَى هَؤُلاء وَلاَ إِلَى هَؤُلاء وَمَن يُضْلِلِ اللّهُ فَلَن تَجِدَ لَهُ سَبِيلاً ﴿143﴾
143) متردانند میان آن ( میان حق و باطل ) نه به سوی اینهایند ( اهل حق ) و نه به سوی اینهایند ( اهل باطل ) و هر کس را گمراه کند خداوند – پس هرگز نیابی برای او جهتی را (به حق جوئی ) .
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاء مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَتُرِيدُونَ أَن تَجْعَلُواْ لِلّهِ عَلَيْكُمْ سُلْطَانًا مُّبِينًا ﴿144﴾
144) ای آنان که ایمان آوردید نگیرید کافران را یاوران ( دوستان ) از غیر ایمان آورندگان - آیا می خواهید اینکه قرار بدهید برای خداوند – بر شما قاطعیت شفافی را ( به تمردتان از امر خداوند ).
إِنَّ الْمُنَافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَلَن تَجِدَ لَهُمْ نَصِيرًا ﴿145﴾
145) همانا منافقان در عمق زیرین از آتشند و هرگز نمی یابی برای ایشان یاری کننده ای.
إِلاَّ الَّذِينَ تَابُواْ وَأَصْلَحُواْ وَاعْتَصَمُواْ بِاللّهِ وَأَخْلَصُواْ دِينَهُمْ لِلّهِ فَأُوْلَئِكَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ وَسَوْفَ يُؤْتِ اللّهُ الْمُؤْمِنِينَ أَجْرًا عَظِيمًا ﴿146﴾
146) مگر آنان که توبه کردند و اصلاح کردند ( حقمداری کردند) و مصون کردند( خود را ) بسبب (اصول راهنمای حق) خداوند و خالص کردند دینشان را ( قانون شان را از اصول راهنمای فلسفه و منطقهای صوری جدلی و صوفی و غیره و ...) برای خداوند پس آنها با ایمان آورندگانند – و به زودی بدهد خداوند ایمان آورندگان را مزدی بزرگ.
مَّا يَفْعَلُ اللّهُ بِعَذَابِكُمْ إِن شَكَرْتُمْ وَآمَنتُمْ وَكَانَ اللّهُ شَاكِرًا عَلِيمًا ﴿147﴾
147) چه می کند خداوند به عذاب کردن شما ( آیا نفعی یا ضرری می برد ) چنانچه شکر کردید و ایمان آوردید ( به نفع خودتان است ) و بود خداوند شکرپذیر عالم .
لاَّ يُحِبُّ اللّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوَءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاَّ مَن ظُلِمَ وَكَانَ اللّهُ سَمِيعًا عَلِيمًا ﴿148﴾
148) دوست نمی دارد خداوند – آشکار کردن بدی را از گفتار- مگر کسی که ظلم کرده شد – و بود خداوند شنوای عالم .
إِن تُبْدُواْ خَيْرًا أَوْ تُخْفُوهُ أَوْ تَعْفُواْ عَن سُوَءٍ فَإِنَّ اللّهَ كَانَ عَفُوًّا قَدِيرًا ﴿149﴾
149) چنانچه ظاهر کنید خیری را یا مخفی کنیدش یا گذشت کنید از بدی (دیگران) پس همانا خداوند بود گذشت کننده قادر.
إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِاللّهِ وَرُسُلِهِ وَيُرِيدُونَ أَن يُفَرِّقُواْ بَيْنَ اللّهِ وَرُسُلِهِ وَيقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَيُرِيدُونَ أَن يَتَّخِذُواْ بَيْنَ ذَلِكَ سَبِيلاً ﴿150﴾
150) همانا آنان که کافر می شوند به خداوند و رسولانش و می خواهند اینکه جدا کنند میان خدا و رسولانش و می گویند ایمان می آوریم به بعضی و کافر می شویم به بعضی (به خدا ایمان داریم به این یا آن رسول ایمان داریم یا نداریم ورسول را از خدا جدا می کنند مثلا اشهد ان لا اله الا الله - محمد رسول الله نمی گویند ) و می خواهند اینکه بگیرند بین آن جهتی را ( به هوس خود ) .
أُوْلَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ حَقًّا وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُّهِينًا ﴿151﴾
151) آنها- ایشانند که کافرانند حقیقتا – و آماده کردیم برای کافران عذاب پست کننده را.
وَالَّذِينَ آمَنُواْ بِاللّهِ وَرُسُلِهِ وَلَمْ يُفَرِّقُواْ بَيْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ أُوْلَئِكَ سَوْفَ يُؤْتِيهِمْ أُجُورَهُمْ وَكَانَ اللّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا ﴿152﴾
152) و آنان که ایمان آوردند به خداوند و رسولانش و جدا نمی کنند میان فردی از ایشان ( به همه رسولان ایمان دارند ) آنهایند که بزودی می دهد ایشان را مزدشان را و بود خداوند آمرزنده بخشایشگر.
يَسْأَلُكَ أَهْلُ الْكِتَابِ أَن تُنَزِّلَ عَلَيْهِمْ كِتَابًا مِّنَ السَّمَاء فَقَدْ سَأَلُواْ مُوسَى أَكْبَرَ مِن ذَلِكَ فَقَالُواْ أَرِنَا اللّهِ جَهْرَةً فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ ثُمَّ اتَّخَذُواْ الْعِجْلَ مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ فَعَفَوْنَا عَن ذَلِكَ وَآتَيْنَا مُوسَى سُلْطَانًا مُّبِينًا ﴿153﴾
153) می پرسندت - اهل کتاب اینکه فرود آوری بر- ایشان کتابی را از آسمان (نمی دانند که خداوند در همه جا ست)– پس به درستی که پرسیدند موسی را بزرگتر از آن - پس گفتند نشان بده خداوند را آشکارا – پس گرفت ایشان را صاعقه ای به ظلم شان سپس گرفتند گوساله را ( به خدائی ) از بعد آنچه که آمد ایشان را بینات - پس گذشت کردیم از آن ( به خدائی گرفتن گوساله ) و دادیم به موسی قاطعیت شفافی را.
وَرَفَعْنَا فَوْقَهُمُ الطُّورَ بِمِيثَاقِهِمْ وَقُلْنَا لَهُمُ ادْخُلُواْ الْبَابَ سُجَّدًا وَقُلْنَا لَهُمْ لاَ تَعْدُواْ فِي السَّبْتِ وَأَخَذْنَا مِنْهُم مِّيثَاقًا غَلِيظًا ﴿154﴾
154) و برافراشتیم بالایشان طور را ( الواح آیات تورات را) به پیمانشان ( پیمانی که با خدا بستند منحرف نشوند ) و گفتیم برای ایشان داخل شوید دروازه را سجده کنان (به قریه طوی) و گفتیم برای ایشان تجاوز نکنید در شنبه ( به گرفتن ماهی ) و گرفتیم از ایشان پیمان غلیظی را .
فَبِمَا نَقْضِهِم مِّيثَاقَهُمْ وَكُفْرِهِم بَآيَاتِ اللّهِ وَقَتْلِهِمُ الأَنْبِيَاء بِغَيْرِ حَقًّ وَقَوْلِهِمْ قُلُوبُنَا غُلْفٌ بَلْ طَبَعَ اللّهُ عَلَيْهَا بِكُفْرِهِمْ فَلاَ يُؤْمِنُونَ إِلاَّ قَلِيلاً ﴿155﴾
155) پس بسبب آنچه که نقض کردنشان است به پیمانشان و کفرشان (انکارشان ) به آیات ( اصول راهنمای حق ) خداوند - و کشتنشان پیامبران را ( امروز روشنفکران را) بدون حق – و گفتارشان که – قلب های ما در غلاف است بلکه مهر نهاد خداوند بر او ( بر قلب ) بسبب کفرشان ( به انکار اصول راهنمای حق ) پس ایمان نمی آورند ( به حق ) مگر اندکی ( از ایشان ).
وَبِكُفْرِهِمْ وَقَوْلِهِمْ عَلَى مَرْيَمَ بُهْتَانًا عَظِيمًا ﴿156﴾
156) و بسبب کفرشان و گفتارشان بر مریم بهتان بزرگی را.
وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللّهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَكِن شُبِّهَ لَهُمْ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُواْ فِيهِ لَفِي شَكٍّ مِّنْهُ مَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلاَّ اتِّبَاعَ الظَّنِّ وَمَا قَتَلُوهُ يَقِينًا ﴿157﴾
157) و گفتارشان همانا ما کشتیم مسیح عیسی فرزند مریم را که رسول خداست – و نکشتند او را ( او بالای دار و در درون قبر زنده بود ) و به صلیب نکشیدند او را ( بلکه به دار آویزان کردند اورا ) ولی مشتبه شد برای ایشان ( مردن او ) و همانا آنان که اختلاف کردند در او (در مردن عیسی) البته در شکند از او - نیست برای ایشان به او ( به مردنش ) علمی را – مگر پیروی کردن ظن ( گمان ) را و نکشتند او را ( عیسی را ) یقینا.
بَل رَّفَعَهُ اللّهُ إِلَيْهِ وَكَانَ اللّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا ﴿158﴾
158) بلکه مرتفع کر د او را ( عیسی را ) خداوند به سویش ( به عالم غیب ) و بود خداوند شرافتمند حکیم.
وَإِن مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ إِلاَّ لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكُونُ عَلَيْهِمْ شَهِيدًا ﴿159﴾
159) و نیست (کسی ) از اهل کتاب (صابئی – مجوسی - یهود - نصاری و مسلمان ) مگر البته ایمان بیآورند حتما به او قبل از مرگش ( قبل از اینکه عیسی بعد از ظهورش بمیرد )– و بدوران قیامت می باشد ( عیسی ) بر- ایشان ( بر ایمان آورندگان ) شاهد.
فَبِظُلْمٍ مِّنَ الَّذِينَ هَادُواْ حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ طَيِّبَاتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ وَبِصَدِّهِمْ عَن سَبِيلِ اللّهِ كَثِيرًا ﴿160﴾
160) پس بسبب ظلم ( سلطه گری ) از آنان که یهودی شدند حرام کردیم بر-ایشان پاکیزه هائی را که حلال شده
بود برای ایشان و به سبب جلو گیری کردنشان از جهت (حاکمیت ولایت جمهورمردم بجانشینی از حاکمیت ولایت
مطلقه) خداوند بسیاری (از انسانها را ).
وَأَخْذِهِمُ الرِّبَا وَقَدْ نُهُواْ عَنْهُ وَأَكْلِهِمْ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ مِنْهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا ﴿161﴾
161) و گرفتنشان ربا را ( سود یا بهره یا فایده به سرمایه را ) و به درستی که نهی کرده شدند از او ( از ربا ) وخوردنشان اموال مردم را به باطل ( به پارتی – انحصار – رشوه دادن – و غیره ....) و آماده کردیم برای کافران ( منکران حق ) از ایشان عذاب دردناکی را.
وَلَّكِنِ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ مِنْهُمْ وَالْمُؤْمِنُونَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَيكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ وَالْمُقِيمِينَ الصَّلاَةَ وَالْمُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالْمُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ أُوْلَئِكَ سَنُؤْتِيهِمْ أَجْرًا عَظِيمًا ﴿162﴾
162) ولکن راسخون ( متخصصان ) در علم از ایشان و ایمان آورندگان – ایمان می آورند به آنچه که نازل کرده شد به سوی تو ( ای محمد ) و آنچه که نازل کرده شد از قبل تو – و بر پا دارندگان نماز و دهندگان زکات و ایمان آورندگان به خداوند و دوران آخرت - آنها را به زودی می دهیم مزد بزرگی را.
وَ إِنَّا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ كَمَا أَوْحَيْنَا إِلَى نُوحٍ وَالنَّبِيِّينَ مِن بَعْدِهِ وَأَوْحَيْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإْسْحَقَ وَيَعْقُوبَ وَالأَسْبَاطِ وَعِيسَى وَأَيُّوبَ وَيُونُسَ وَهَارُونَ وَسُلَيْمَانَ وَآتَيْنَا دَاوُودَ زَبُورًا ﴿163﴾
163) و همانا ما وحی کردیم به سوی تو همچنان که وحی کردیم به سوی نوح و پیامبران از بعد او- و وحی کردیم به سوی ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط ( نوادگان یعقوب ) و عیسی و ایوب و یونس و هارون و سلیمان و دادیم به داود زبوررا .
وَرُسُلاً قَدْ قَصَصْنَاهُمْ عَلَيْكَ مِن قَبْلُ وَرُسُلاً لَّمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَيْكَ وَكَلَّمَ اللّهُ مُوسَى تَكْلِيمًا ﴿164﴾
164) و رسولانی که - به درستی که حکایت کردیم ایشان را بر تو از قبل - و رسولانی که حکایت نکردیم بر تو – و سخن گفت خداوند با موسی سخن گفتی ( از وراء حجاب).
وَرُّسُلاً مُّبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ لِئَلاَّ يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا ﴿165﴾
165) و رسولانی که مژده دهندگان و اخطار کنندگانند - برای اینکه نبا شد برای مردم بر خداوند حجتی ( دلیل خواهی ) بعد از رسولان – و بود خداوند شرافتمند حکیم.
وَ لَّكِنِ اللّهُ يَشْهَدُ بِمَا أَنزَلَ إِلَيْكَ أَنزَلَهُ بِعِلْمِهِ وَالْمَلآئِكَةُ يَشْهَدُونَ وَكَفَى بِاللّهِ شَهِيدًا ﴿166﴾
166) ولکن خداوند شهادت می دهد به آنچه که نازل کرد به سوی تو – نازل کرد به علمش – و فرشتگان شهادت می دهند – و کافی است خداوند را به شهادت دادنی .
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَصَدُّواْ عَن سَبِيلِ اللّهِ قَدْ ضَلُّواْ ضَلاَلاً بَعِيدًا ﴿167﴾
167) همانا آنان که کافر شدند و جلو گیری کردند از جهت (حاکمیت ولایت جمهورمردم بجانشینی از حاکمیت
ولایت مطلقه) خداوند به درستی که گمراه شدند گمراهی دوری( از حق ).
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَظَلَمُواْ لَمْ يَكُنِ اللّهُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ وَلاَ لِيَهْدِيَهُمْ طَرِيقاً ﴿168﴾
168) همانا آنان که کافرشدند و ظلم کردند – نبود خد اوند را تا بیامرزد برای ایشان و نه تا هدایت کند ایشان را
به نمادی(از حق ) .
إِلاَّ طَرِيقَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا وَكَانَ ذَلِكَ عَلَى اللّهِ يَسِيرًا ﴿169﴾
169) مگر نماد جهنم - که جاویدانند در او همیشگی - و بود آن بر خداوند آسان.
يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءكُمُ الرَّسُولُ بِالْحَقِّ مِن رَّبِّكُمْ فَآمِنُواْ خَيْرًا لَّكُمْ وَإِن تَكْفُرُواْ فَإِنَّ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَكَانَ اللّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا ﴿170﴾
170) ای مردم به درستی که آمد شما را رسول به حق- از پروردگارتان پس ایمان بیاوید بهتر است برای شما و چنانچه کافر شوید – پس همانا برای خداوند است آنچه که در آسمانها و زمین است و بود خداوند عالم حکیم .
يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لاَ تَغْلُواْ فِي دِينِكُمْ وَلاَ تَقُولُواْ عَلَى اللّهِ إِلاَّ الْحَقِّ إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللّهِ وَكَلِمَتُهُ أَلْقَاهَا إِلَى مَرْيَمَ وَرُوحٌ مِّنْهُ فَآمِنُواْ بِاللّهِ وَرُسُلِهِ وَلاَ تَقُولُواْ ثَلاَثَةٌ انتَهُواْ خَيْرًا لَّكُمْ إِنَّمَا اللّهُ إِلَهٌ وَاحِدٌ سُبْحَانَهُ أَن يَكُونَ لَهُ وَلَدٌ لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَات وَمَا فِي الأَرْضِ وَكَفَى بِاللّهِ وَكِيلاً ﴿171﴾
171) ای اهل کتاب (صابئی – مجوس– یهود – نصاری –مومنین ) غلو نکنید ( بزرگ نمائی نکنید ) در دینتان ( در قانونتان از پیامبر یا امام یا عالمی را...) و نگوئید بر خداوند مگر حق را- قطعا که مسیح عیسی فرزند مریم - رسول خداوند و کلمه ( مخلوق) اوست – انداخت او را به سوی مریم ( به شکم مریم ) و روحی ( قانون هستی ) از اوست - پس ایمان بیاورید به خداوند و رسولش و نگویید سه تا (پدر - پسر – روح القدس ) پایان دهید بهتر است برای شما – قطعا که خداوند اله ( مطلق) واحد است – فعال ( مطلق ) اوست اینکه باشد برای او نوزادی ( باطل است ) برای او است آنچه که در آسمانها و آنچه که در زمین است و کافی است به خداوند وکالت را.
لَّن يَسْتَنكِفَ الْمَسِيحُ أَن يَكُونَ عَبْداً لِّلّهِ وَلاَ الْمَلآئِكَةُ الْمُقَرَّبُونَ وَمَن يَسْتَنكِفْ عَنْ عِبَادَتِهِ وَيَسْتَكْبِرْ فَسَيَحْشُرُهُمْ إِلَيهِ جَمِيعًا ﴿172﴾
172) هرگز ننگ نمی دارد مسیح اینکه باشد پرستنده خداوند - و نه فرشتگان مقرب – و هر کس ننگ بدارد از پرستش او ( خداوند ) و بزرگی طلبد – پس بزودی محشور می کند ایشان را به سویش ( خداوند ) همگی را .
فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ فَيُوَفِّيهِمْ أُجُورَهُمْ وَيَزيدُهُم مِّن فَضْلِهِ وَأَمَّا الَّذِينَ اسْتَنكَفُواْ وَاسْتَكْبَرُواْ فَيُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا أَلُيمًا وَلاَ يَجِدُونَ لَهُم مِّن دُونِ اللّهِ وَلِيًّا وَلاَ نَصِيرًا ﴿173﴾
173) پس اما آنان که ایمان آوردند و عمل کردند اصلاحات را ( حق مداری را ) پس تمام می دهد ( خداوند ) ایشان را مزدشان را و زیاد می کند ایشان را از فضلش ( از احسانش ) و اما آنان که ننگ داشتند ( به پرستش خداوند ) و بزرگی طلبیدند پس عذاب می کند ایشان را عذابی دردناک و نمی یابند برای ایشان از غیر خداوند یاوری ( دوستی ) و نه یاری کننده ای .
يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءكُم بُرْهَانٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُورًا مُّبِينًا ﴿174﴾
174) ای مردم به درستی که آمد شما را برهان ( اصول راهنمای حق ) از پروردگارتان و نازل کردیم(ا زعالم غیب به عالم شهود ) به سوی شما نورشفافی را ( اصول راهنمای شناخت – حق و باطل و نفاق را ).
فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ بِاللّهِ وَاعْتَصَمُواْ بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِّنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا ﴿175﴾
175) پس اما آنان که ایمان آوردند به خداوند- و مصون کردند(خود را) بسبب او (اصول راهنمای حق که خداوند داده ) پس بزودی داخل می کند ایشان را در بخشایشی از او و فضلی - و هدایت می کند ایشان را به سوی او( خداوند کمال مطلق) در مسیری که مستقیم است.
يَسْتَفْتُونَكَ قُلِ اللّهُ يُفْتِيكُمْ فِي الْكَلاَلَةِ إِنِ امْرُؤٌ هَلَكَ لَيْسَ لَهُ وَلَدٌ وَلَهُ أُخْتٌ فَلَهَا نِصْفُ مَا تَرَكَ وَهُوَ يَرِثُهَآ إِن لَّمْ يَكُن لَّهَا وَلَدٌ فَإِن كَانَتَا اثْنَتَيْنِ فَلَهُمَا الثُّلُثَانِ مِمَّا تَرَكَ وَإِن كَانُواْ إِخْوَةً رِّجالاً وَنِسَاء فَلِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الأُنثَيَيْنِ يُبَيِّنُ اللّهُ لَكُمْ أَن تَضِلُّواْ وَاللّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ﴿176﴾
176) فتوی می طلبند از تو – بگو خداوند فتوی می دهد به شما در کلاله ( برادر و خواهر میت ) چنانچه مردی نابود شد ( از بین رفت به مرگ ) نیست برای او نوزادی- و برای اوست خواهری- پس برای او ( خواهر ) است نصف آنچه را که ترک کرد – و او ( برادر ) میراث می برد او را ( خواهر رابتمامه ) چنانچه نبود برای او ( خواهر) نوزادی – پس چنانچه بودند دو تا (خواهر)پس برای آن دو - دو سوم است از آنچه که ترک کرد – و چنانچه بودند نظیرهایی از مردان و زنانی – پس برای مذکر ( نر) مانند شانس دو مونث (ماده ) است. تبیین می کند خداوند برای شما اینکه ( مبادا ) گمراه شوید و خداوند به هر چیزی عالم است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر